تیوال نمایش داری داری داری داری یا نداری؟
S2 : 04:46:23
  ۱۹ آبان تا ۱۶ آذر ۱۳۹۷
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۳۵ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: سوسن پرور
: (به ترتیب حروف الفبا)سوسن پرور، مرتضی رستمی، فروزان رضایی، مختار سایقی، منا شمس الدینی، بیژن قهرمانی، بهرام ملکی، شیماء ملکیان، فاطمه هاشمی، صدیقه کیانفر

: شیماء ملکیان
: کاوه کاظم زاده
: سپیده میر صمد زاده
: سمیه شوقی
: رضا درویش
: آرزو ذوالفقاری
: نازنین بابایی
: بهرام ملکی
: امید آینه چی
: بابک آب برین
: سروش نعیمی ذاکر، بابک آب برین
: مریم نراقی
قصه چند برند صنعتی که دیگر وجود ندارند را در میزگردی می بینیم تا به آن برسیم که چی داریم و چی نداریم؟

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش داری داری داری داری یا نداری ؟ / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
قشر متوسط روز به روز فقیرتر میشود ، کارگاهها و بنگاه های کسب و کار کوچیک ،برچیده میشود ، اکثریت جامعه شغل اول یا دومشان دست فروشی و رانندگی شده است
سال حمایت از کالای ایرانیست و تنها یک هنرمند از کالای ایرانی حمایت می کند ولی در این راه هیچ نهاد و ارگان دولتی حمایتش نمی کند .زیرا او مستقل است ،چون هنر و ادبیات این بانوی دلیر ، گزنده و برنده است
سوسن پرور از داشته هایمان در سالهای نه چندان دور میگوید ، در جهان صنعتی روبه رشدی که از قافله جهانی عقب ماندیم و به مصرف کننده کالای چینی تبدیل شدیم
بانو آهو که روزگاری عروس خیابان بود آلزایمر گرفته ، دیگر کیکرز کفش ملی نیست تا در سرمای سوزان زمستان به مدرسه رویم ،محمدرحیم متقی ایروانی در غربت درگذشته روزگاری صادرکننده یجچال ارج بودیم ، پیکان جوانان خاطره شده و...
چی بودیم چی شدیم
نمایشی که در قالب ... دیدن ادامه » یک میزگرد اقتصادی تلوزیونی با خنده شروع میشود لحظات شاد و مفرحی می آفریند ولی شنیدن درد و رنج های کفش ملی و ارج و پیکان خنده از لبانت میگیرد، بغضی گلویت را میفشارد و قطره اشکی گوشه چشمانت مینشیند ، ورود نساجی مازندران اوج تراژیک قصه است که رها میشوی و هق هق گریه سر میدهی
اینها مشتیست از خروارها صنعتگر و کارآفرین ایرانی است که در نمایش جسورانه بی ادعا شریف و دردمند سوسن پرور گنجانده شده
طنز تلخ اجتماعی ،گزنده و نیشدار که بهترین بستر برای برنامه های تلوزیونی است ولی افسوس و صد افسوس که در رسانه ملی جایگاهی ندارد و با همت سوسن پرور در تئاتر باران به صحنه آمده است . کارگردان با ظرافت و کنایه کراوات مهمان را باز میکند و یقه اش را سنجاق میزند ، آرایش مهمان خانم را کمرنگ میکند ، حتی حواسش به شکم مهمان هم هست و بدون بالش برویش زوم نمیکند
کارشناس برنامه چقدر فهیم و جملاتش چقدر پرمغزاست . حرفهای شعاری بی سر و ته که خنده تلخی برای تماشاگر به ارمغان دارد
سوسن پرور در این میان قشر جوان را هم در نظر گرفته و نماینده در صحنه دارد ، جوانی با مطالعه و علم و دانش که متاسفانه هیچ قدر و منزلت و شغلی که لایقش باشد نیافته است ، زرنگ باشد مهاجرت می کند وگرنه ول معطل است
--مخاطبان عزیز تیوال اگر علاقمند بودید در این روزهای پایانی با این نمایش همراه شوید
---خانم سوسن پرور با این نمایش یاد اولین نمایشی که بازی کردم افتاد به نام ( زنگ انشا ) با موضوع شهر خود را چگونه میبینید ، هر دانش آموز با نگاهی تلخ و گزنده مشکلات شهر را بازگو میکرد . تماشاگر را میخنداند ولی مسئولین شهر را ... ( بماند ) . سربلند باشید و پیروز

البته که برای تاثیرگذاریِ هرچه بیشترِ حرفهای جدی، اول از همه باید جذاب بود!
جذاب بودن در کارهای #سوسن_پرور و تیمش، قطعا به این معنا نیست که در گوشه ای از صحنه با فیگوری خاص، چشمانی شهلا، با گریمهای آنچنانی بنشینی وَ مُدام نگرانِ چهره و تیپِ اُتوکشیده ای باشی که دوربینها ثبت میکنند!
#سوسن_پرور و تیمش برخلافِ نمایشهایی اینچنینی که صرفا نمایش هستند و شوآف وَ درگیرِ گیشه، تیاتر میسازند!
#داری_داری_داری_داری_یا_نداری تیاتریست مهم و سراسر از حرفهای قلمبه سلمبه و مستند به تاریخ و اقتصاد ایران، که #سوسن_پرور بواسطه آگاهی از مضمون، توانسته دغدغه های اقتصادی تک تکِ ما را، خودمانی، عامیانه وَ صدالبته کمدی به نمایش بگذارد تا تجربه عجیبِ #بغض و #خنده را به تماشاچیان هدیه کند.
ناگفته همینکه با دیدن #داری_داری_داری_داری_یا نداری در روزهایی که بحث بر سرِ حضورِ ... دیدن ادامه » ستاره ها و سوپر استارها در #تیاتر داغ است، باید در معنا و مفهوم #ستاره نیز #تجدید_نظر کرد.


داری،داری،داری؛ داری یا نداری ، مجلس ترحیم اقتصاد وطنی است با آهنگ شش و هشتی و رقص پا
با ممیزی کارشناسانه شصت و کروات و سرخاب برای مخاطب خاص هیات وزیران و مجلس نمایندگان که به اکران عمومی اهالی تیاتر در آمده.

من یقرا فاتحه مع صلوات
برای نساجی مازندران که یک عمر رخت و لباس تن ننه ، بابای ما کرد و کفن پوشه
برای ارج بی ارج و از نفس افتاده
برای آهو عروس قبرستان
برای پیکان جوانان مرعوب نیسان آبی
برای فیل سر به زیر به خاک نشسته ملی

و تبارک الله
به سوسن پرور که هنوز آدامس شیک دارچینی میخره
به آقای هماهنگی و تدارکات که بی هماهنگی و تدارکات رفت و نفهمید نسل جدید فتوژنیک ، لنز داره یا نداره

راستی وجداااااااااااان داری یا نداری :)
دوستان گلم سلام
دوستانی که بنده رو میشناسن طبعا میدونن که بنده ارتباطی به این نمایش ندارم،امشب به طور اتفاقی در صفحه اینستاگرام خانم پرور دردنامه ای دیدم که دل خودم هم به درد اومد چون به شخصه تک تک کلمات و درد های تلخ ایشون رو لمس کردم،دردی که تمامی گروه های تئاتری بارها و بارها تجربه اش کردن،تصمیم گرفتم دردنامه ایشون رو عینا در همین جا عنوان کنم.خودم به شخصه در اولین زمان ممکن به تماشای این نمایش خواهم رفت ، خواستم از شما عزیزان هم بخواهم که شما هم در صورت امکان به تماشای این کار برین،چون درد این خانم درد خیلی از گروه های تئاتری هست.ایشون الان هم به جای اینکه مثل چند نمایشی که در دیوار تیوال به شکل به شدت زننده ای داره خودنمایی میکنه که از همون روش قدیمی پروفایل های فیک برای خودشون بازار گرمی میکنن ( که قطعا همه میدونین کدوم نمایش ها هست ولی فعلا ... دیدن ادامه » اسمی ازشون نمیبرم بلکه خودشون خجالت بکشن ) اومده به جای این کار ، خیلی صادقانه در صفحه شخصی خودش درد و دل کرده.

از برج یک یعنی فروردین مشغول نوشتن این نمایش شدم همه اعتبارم رو گذاشتم وسط و خوبای روزگار رو جمع کردم و تمرینم رو شروع کرد زمانی رو که باید برای تبلیغاتم می گذاشتم به لطف بازبینها مشغول بازنویسی کار شدم و وقت از دست رفت حالا رو صحنه ام در حالی که هنوز مجوز اجرا ندارم تمام اینها رو تو لایو به شماها گفتم و ازتون خواستم که هفته اول منو تنها نگذارید تمام تلاشم رو کردم که قیمت بلیطم همون قیمت پارسال باشه که دیگه هیچی مثل پارسال نیست ولی بلیط من همون سی و پنج تومن هست تازه با تخفیف میشه سی تومن . من حرف شما ها رو دارم روی صحنه میزنم کار من حرف داره که هنوز مجوز اجرا بهش ندادن . من سهم خودم رو انجام دادم من چهار شبه نخوابیدم و دلم به درد میاد که سالنم خالی باشه و فکر میکنم این حق من نیست این حق کار من نیست که پا در هوا مونده باشه و هر شب فکر کنم امشب شب آخرمه و هیچکس زحمات چند ماهه این گروه رو ندید . این حرف ها گلایه نیست اینها دردی هست که تو دلمه و اگر به شما نگم به کی بگم . ایمان دارم هر ایرانی که دلش برای ایران می تپه باید این کارو ببینه .( سوسن پرور )