تیوال نمایش پا
S2 : 05:03:01
امکان خرید پایان یافته
  ۱۱ تیر تا ۱۱ مرداد
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: آرمین حمدی‌پور
: پویان فریدونی، نگین تهمتن، فرزاد نام آوری، حانیه رضایی، رعنا شبانکاره
: نوید محمدزاده

: روح الله زندی فرد
: رعنا شبانکاره
: هدا میرزایی
: فرانک ایرانی
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش پا / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر، بام خانه هنرمندان
تلفن:  ۸۸۳۱۰۴۵۷، ۸۸۳۱۰۴۵۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یک کار دانشجویی طورِ نسبتاً تر و تمیز و خلاق!
چاشنی کمدیِ کار شیرین بود و این که رورانس نداشت واقعاً من رو به فکر فروبرد. این یعنی: این داستان تا ابد ادامه داره...
حالا خودمونیم ها، جداً چه ضرورتی دارده مخاطب همیشه برای تماشای شوهای متواضع‌نمایانه کارگردان و حتی تشویق توی سالن بمونه بعد از اجرا؟ :))
قطعاً جا داشت روی نورپردازی و دکور هم خلاقیت بیشتری خرج بشه.
در نهایت من تشویقم رو از این جا نثار بچه های با استعداد تئاتر می کنم و به بقیه هم توصیه می کنم حمایت کنند.
نظر شما خیلی محترم و درست است و نشان از اگاهی کامل شما دارد؛ اما جسارتا یک کلمه در متن وجود دارد که کاملا از لحاظ دستور زبان نادرست است.
دانشجویی طور!
صفت دانشجویی به تنهایی هم مفهوم را میرساند و هم لازم نیست از پیشوند و پسوندی در کنارش استفاده کنید.

این ... دیدن ادامه » طوری که بعد از کلمات می آورند تازگی ها سر زبان ها افتاده و خیلی جاها به غلط مصطلح تبدیل شده. اصلا یه طوری میشود که ادم فکر میکند طوری شده است. طوری نکنید که آدم برایش شنیدن بعضی کلمات عجیب طور شود به خدا D:
۲۰ تیر
کاملاً باهاتون موافقم... :)) به کار بردن این اصطلاح صرفاً محاوره ای بود...
البته در مفهوم و در کوچه و بازار «دانشجویی» با «دانشجویی طور» تفاوت جزئی داره و من عمداً به کار بردم. اهل دل متوجه می شن.

۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این یک پا نبود(نیست)
شاید بشه گفت این نمایش ورژن ساده تر و عامه فهم تر و البته فانتزی تر(این یک پیپ نیست) بود.... نمایش خوبی بود و ممنون
"پا" داستان تناقض هاست. قصه یک داور ایرانی که عکس دسکتاپ لپ تاپش کولینای ایتالیاییه. اگر کولینا رو الگو و نقطه هدفش در نظر بگیریم میبینیم سنتی گراییش با این الگوی اروپایی تناقض داره. مردی که پیشنهاد "بازی کردن" همسرش رو با یک مرد دیگه در یک تانر خانگی مطرح میکنه و جای دیگه به حمله فیزیکی روری همسرش رو میاره.
فوتبالیا یادشون هست احتمالا چند سال پیش یکی با کولینا شوخی کرد و رو عکسش تبلیغ شامپو گذاشت و اینم یک تناقض با هدف تبلبغاتی بود که خیلی هم بامزه شد گرچه کولینا بعدا ازشون شکایت کرد وحسابی از خجالتشون دراومد:)
تناقضات موجود در کاراکتر مرد سنتی ایرانی "پا" به اینجا ختم نمیشه.
داوری که به دلیل تصادف خونه نشین شده و بخش اعظم اصطکاکات رفتاریش از همین جا سرچشمه می‌گیره، تا جاییکه از زاویه شغلش توی خونه شروع به "دیدن" خطایی میکنه ... دیدن ادامه » که نیست.
فضای نمایش هم با خودش در تناقضه مثلا پخش آهنگ درست در لحظه ای که فقط انتظار یک سکوت سنگین ازش هست.
زن از قشر هنری و به روز جامعه با افکار و تصمیم های مستقل از همسرش. در موقعیت بحث منطقی اما با حرکات یک زن عامی متناقض عمل میکنه.
وقتی سر همسرش داد میزنه که اعصاب منو خورد کردی موهام خراب شد، یا با ضربه زدن به دهنش و گفتن : هی به خودم میگم هیچی نگو دهنت و ببند زندگی تو بکن...
تناقض ببن یک رفتار ثابت رو از سمت مرد و زن در بخش دوم اجرا هم میبینیم که چه قدر هنرمندانه دو اپیزود با هم شناور هستن و بدون لحظه ای مکث بخش دوم شروع میشه.
این نمایش بدون آغاز و پایان و بدون توقف موقع خروج ما از سالن میتونه همچنان ادامه داشنه باشه و بخش سوم شروع بشه که ذهن مخاطب رو کاملا درگیر میکنه با این سوال که این بار اتفاقات از کدوم جهت میتونه رخ بده؟
کارگردان اما یک راهنمایی خوب بهمون میده وقتی دختر همسایه سه بار یک دیالوگ رو با کاراکتر مرد تکرار میکنه و برای دور سوم اماده مون میکنه...

بار سوم هست که نمایش رو میبینم. خیلی عالی بود خسته نباشید.
من چهار بار دیدم
۲۱ تیر
دقیقا همین که رورانس نداشت خیلی ایده جالبی بود که این چرخه میتونه بینهایت ادامه دار باشه
۲۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در ابتدا بگم که من از دیدن این کار راضیم و حتما پیشنهادش میکنم، ولی خب ایراداتی هم به نظرم بهش وارده
این نمایش دو نیمه متفاوت به لحاظ داستان و از نظر من، هم به لحاظ کیفیت داره
البته به قول فوتبالیا تو نیمه اول کارو تموم کردن نیمه اول بسیار پر گل و جذاب بود و نیمه دوم کمی خسته کننده همراه با افت ریتم نمایش و حس بازیگرا
چرایی جابجایی موقعیت ها و دیالوگ ها رو من متوجه نشدم. اگر در مذمت قضاوت کردنه که جابجایی لازم نبود. میشد همون داستان اول رو ادامه داد و کاملا به مقصود رسید
اگه از منظر قضاوت کننده جهانو دیدن و همذات پنداری باهاش و شاید بهش حق دادنه که این جابجایی کمکی به ما نمیکنه، ما در هردو نیمه با آدمهای بیمار و شکاک و وسواسی طرفیم که هردو قضاوتهای ترسناکی نسبت به هم دارند.
ما با قصه یه زن و شوهر شکاک و وسواسی مواجهیم که ذهن کاملا مسمومی دارند نسبت ... دیدن ادامه » به هم، ولی این موضوع و فاجعه ای که زندگی این زوج رو در بر گرفته و اتفاقا بسیار تلخ و آزار دهندست، از نظر من به غلط کاملا به حاشیه رفته و ما اصلا این تلخیو احساس نمیکنیم و برعکس نقطه قوت کار صحنه هاییه که موقعیت های طنز و کمیک اتفاق میفته و حتی قهقهه هم میزنیم.
به عقیده من با کمی خلاقیت، بعد از این صحنه های خنده دار که بسیار هم خوب اجرا شده بود (مخصوصا با بازی عالی و تحسین برانگیز جناب نام آوری) جا داشت که تماشاگر تلنگر تلخ و میخکوب کننده ای هم بخوره بابت ذهن بیمار و فاجعه گونه این زن و شوهر نسبت به هم. مرد ظاهرا چشم چرون و فاسدی که دختر همسایه متین و ساده، با دختر هنجارشکن بی پروا هیچ فرقی براش نداره، زنی که به شوهرش شک داره که سالهاست دل در گرو دوستش داره و مردی که به همسرش شک داره که زنش همه سعیشو داره میکنه که به وصال دوستش برسه.
ولی ما اصلا این تلخیو حس نمیکنیم و نمایش به سمتی رفته که وجه غالب، گرفتن خنده از تماشاچیه، حتی در لابلای شنیدن همچین دیالوگهای غم انگیز و ویران کننده ای.
منطق روایی داستان هم به نظر من درست نبود. ما با یه دژاوو طور یا تکرار موقعیتی مواجهیم که در دو بازه زمانی مختلف اتفاق میفته. بازه ای که مرد سالمه و پیشنهاد لیگ برتری گرفته، و بازه ای که میلنگه و آسیب دیده ست. ولی ما اتفاقن در پایان بازه زمانی اول که مرد اصرار داره "موقع احساس خطر هردو پای آدم جمع نمیشند و یکیش دراز میمونه" ست که میشنویم "آخه چون تو نمیتونی هردو پاتو جمع کنی اینو میگی"... اگر نمیتونه جمع کنه و یکی از مهمترین استدلالهای مرد اینه که هردو پا جمع نمیشه، پس چرا از اول نمایش نمیلنگه و حتی پیشنهاد داوری هم میگیره ؟!! و اگه سالمه پس دیالوگ زن تو این بازه زمانی اشتباهه.
با اینهمه من بخاطر بازی های خوب و نیمه اول جذاب کار به این نمایش امتیاز 4 میدم.
نمایشی بدون ادعا که منو با خودش همراه کرد و در جای درست از تماشاگر خنده می گیره. از ایده جابه جایی در دو اپیزود خوشم اومد به خصوص وقتی هنوز متوجه جابه جایی اپیزود نشده بودم مرد لنگیدن رو آغاز کرد گفتم ای بابا یهو وسط نمایش یادش افتاد بلنگه

پ.ن: یه تشکر هم از عوامل سالن انتظامی باید بکنم که وقتی وضعیت منو دیدن(باعصا) بدون اینکه من خواهش کنم صندلی جدا برام آوردند.
نمایشی که تموم نشد...
---
خیلی خوب
لذّت بردم
فقط احساس می‌کنم...اینجام یه چیزیه
یه کم بالاتر :)
۱۲ تیر
ممنون :))
۱۳ تیر
ممنونم آقایذجعفریان:)
۱۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعتراف می کنم هر وقت چشمم به اسم خانم ایرانی طراح پوستر این کار، سیزیف و زندگی در تئاتر میوفته، هر دفعه اولش اسمشونو Franck میخونم
کاش دلیلشو می فهمیدم
دوست دارم کارهاشونو... کاش با همین فرمون برن جلو.
۰۵ تیر
موافقم آقا رضا
اصلا انگار یکی از معیار های انتخاب هام شدن ایشون
۰۶ تیر
چقدر جالب خانم صالحیان
و در عین حال عجیب
انگار آثار این صدا کردنا به خوردِ اسم رفته که منم اینطوری می‌خونمش هر دفعه
۰۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منتشر شده در تاریخ سیزدهم شهریور ماه 1397 در روزنامه شرق

یک پای مزاحم رئالیستی

نوشته محمدحسن خدایی

گویا این روزها زیست و زمانه مردمان، بیش‌ازپیش ملهم از فضای مجازی و البته سوتفاهم‌هایش است. وضعیتی که به شکل خلاقانه‌ در نمایش "پا" روایت می‌شود. زن و شوهری که به عادت هر روزه، با دوست خود که زنی مهاجرت کرده به لندن است، از طریق اسکایپ تماس تصویری برقرار کرده و این‌بار میان‌شان اختلاف افتاده که آیا در گوشه اتاق و کنار گلدان، پای مردی غریبه را دیده‌اند یا موکت جمع شده را؟ اگر در تصویر اسکایپی، پا بوده باشد، آیا این نشانی است از خیانت زن به شوهر غایب خود؟ نمایش پا روایت عدم توافق در جزییات کوچک است که چگونه مسبب شکاکیتی تمام عیار در قبال مناسبات خانوادگی شده و آن را تا مرز فروپاشی به پیش می‌برد. نمایش پا، همچنین تاکیدی است بر بحرانی شدن ... دیدن ادامه » نسبت ما با واقعیت زندگی روزمره، آن‌هم به میاجی فضایی که به تسخیر رسانه‌های مجازی درآمده. می‌دانیم که پیش‌فرض‌ها درک ما از جهان را تغییر داده و قضاوت را تحت تاثیر خود درمی‌آورند. از یک منظر پدیدارشناختی، برای ادراک اشیا، می‌بایست بی‌واسطه به خود آنان رجوع کرد، آن‌هم با اپوخه کردن پیش‌فرض‌ها. اما در نمایش پا، می‌توان دشواری این رویکرد را مشاهده کرد و بر چشم‌اندازی اشاره داشت که هر کس امکان آن را می‌یابد که از آنجا بر ابژه‌ها نظر کند. حال اگر این چشم‌انداز با فضای مجازی درهم آمیزد، با واقعیتی مجازی‌شده روبرو خواهیم بود که درک ما را از اشیا، انسان و مناسبات مادی‌اش، مدام تغییر می‌دهد.
آرمین حمدی‌پور در مقام نویسنده، طراح و کارگردان، لحنی بازیگوشانه اختیار کرده و طنزی قابل اعتنا ساخته. علاوه بر زن و شوهر که اغلب در اتاق حاضرند و بر سر مسائل پیش آمده، جر و بحث می‌کنند، یک نصاب ماهواره و دخترک همسایه، شخصیت‌هایی هستند که به تناوب با ورود و خروج‌شان، از اجرا ملال‌زدایی کرده و فضایی طنازانه می‌سازند. هر دوی آنها در مقام "دیگری"، با گفتار و کنش خود، بر ادارک ما از واقعیت تاثیر گذاشته و به نوعی آن را به چالش می‌کشند. آنان حاشیه‌ای و غیرمنتظره‌اند، اما همچون نوری هستند که در تاریکی بر ما می‌تابند. دیرزمانی است که تئاتر ما، نسبت به حضور "دیگری" بی‌توجه است و از امکان‌های آن محروم. نمایش پا، گشوده به "دیگری" است. دیگری همچون امری نامنتظر.
رویکرد فلسفی اجرا، نسبی‌گراست. گویا در زمانه‌ای به سر می‌بریم که حتی افراد نزدیک به‌هم، تلقی مشترکی از واقعیت ندارند و مدام باید جزییات را واکاوید و از چشم‌اندازی تازه به ماجرا نگریست تا امکان فهم مهیا شود. بنابراین اجرا به دو تکه تقسیم شده تا روایتگر دو طرف ماجرا باشد، هم از منظر زن که بازیگر است عاشق اتود زدن، و هم از منظر مرد که داور و کارشناس فوتبال. هر دو نفر ذهنی جزئی‌نگر دارند. مرد که پای راست‌اش در مسابقه فوتبال صدمه دیده، اغلب چون یک کارشناس خبره فوتبال ظاهر شده و گفتارش یادآور کارشناسان برنامه‌های تلویزیونی ورزش است. اما زن بیش از آنکه به گفتار و استدلال تکیه کند، مدام در پی اجرای تئاتری ماجراست. تقابل این دو رویکرد، جذاب است و دیالکتیکی. اما هر دو نفر از یاد نمی‌برند که می‌توان از رویکرد طرف مقابل استفاده کرد و منطق خود را پیش برد. چه استدلال‌گرایی و چه اتود زدن تئاتری، در نهایت بیان‌گر این است که چگونه عدم تفاهم در جزییات، می‌تواند نشانی باشد از شکاف‌های عمیق و بی‌وفائی‌های مهلک.
نمایش پا در باب فضای مجازی است. فضایی که در آن می‌توان ژست تکثر گرفت و با تکنولوژی، تمنای تغییر همه چیز را داشت. آرمین حمدی‌پور با رویکردی نسبی‌گرا، اجرایی دوپاره بر صحنه آورده است. توگویی هر تکه، اتودی‌ست بر تکه قبلی یا بعدی. توهمی از تکثر که می‌توان تا ابد ادامه‌اش داد. اگر که تفاهم بر سر واقعیت ناممکن شده باشد و اجرای تئاتری از آن، امکانی برای مفاهمه و ادراک. نمایش پا، در نقد تکنولوژی، اما تکنولوژی‌زده نیست و با روایتی دقیق، بازی‌های به‌یادماندنی و خلق فضایی مینیمال، صدای تازه‌ای‌ست برای تئاتر این روزها کم‌رمق ما. نمایشی که به میانجی حضور در اولین جشنواره تئاتر شهرزاد، امکان اجرای عموم و مواجهه با مخاطبان پایتخت را یافت. گو اینکه گروه اجرایی از فضای آکادمیک تئاتر شیراز می‌آید و پیش از آنکه به فضای حرفه‌ای متعلق باشد، از تئاتر دانشگاهی برآمده و همچنان امیدبخش است. با بازی خوب پویان فریدونی، نگین تهمتن، فرزاد نام‌آوری، حانیه رضایی و رعنا شبانکاره.