گاویست در آسمان و نامش پروین
یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت باز کن از روی یقین
زیر و زبر دو گاو، مشتی خر بین!
...
سطحیانگارانه است اگر تنها حضور یک گاو در میانهٔ صحنه رو به این رباعی نسبت بدیم؛ اما با توجه به حضور فلسفهٔ خیام در نام و بطن نمایش (این کوزهگر دهر چنین جام لطیف/ میسازد و باز بر زمین میزندش)، این ارتباط چندان غیرمنطقی هم به نظر
... دیدن ادامه ››
نمیرسه.
..
زُروان، خدای زمان در اساطیر ایران، خدایی که فرزندان خود را میخورد و از خوردن آن ها تغذیه میکند و دوباره فرزندانی میآفریند و دوباره آنها را از بین میبرد و...
این فلسفهٔ جهان هستی است. زمان میگذرد و ما زاده میشویم و برای بقا تلاش میکنیم و میمیریم و زمان میگذرد و ....
.
پس خوش باشیم و دمی به شادمانی گذرانیم و تخت نرد ببازیم و گل خود را به خاک بازگردانیم