در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | محمدرضا قربانی
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 08:38:53
 

مخاطب

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
دیروز ساعت ۰۷:۳۲
جسارت شما در اجرای این نمایش و استفاده مناسب از نورپردازی و طراحی صدا و حضور سومین کاراکتر با صدا به گونه ای که توانسته بود نورپردازی و طراحی صدا ، جبران طراحی صحنه را کند ، قابل تحسین و ستودنی است . استفاده خوب از بازیگران در کنش ها و واکنش ها ، نوید یک نویسنده و کارگردان خوب تئاتر را در آینده نزدیک خواهد داد.

با آرزوی موفقیت در ادامه مسیر هنری تان⚘️⚘️
ممنونم از لطفتون🙏🏻خوشحالم که من او آن رو دوست داشتین ، حضورتون باعث افتخار بود 🌹🌹
۱۶ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیروز ساعت ۰۱:۰۴
می توان به این نکته اشاره کرد که به خوبی توانستید در نمایش من ، او ، آن ، دو کاراکتر گوناگون را به بهترین شکل ممکن به نمایش درآوردید.

با آرزوی موفقیت برای شما در ادامه مسیر هنری تان⚘️⚘️
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
حامد سعیدفعال، شمیم معین و فریبا مهر این را دوست دارند
خیلی ممنونم از نگاه پر مهر شما🙏🏻💐
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیروز ساعت ۰۰:۳۹
این نمایش با استفاده از ریتم تند ، دغدغه‌های زندگی و روایت‌هایی درباره عشق ، خیانت و گم‌شدن انسان‌ها در لحظات بحرانی زندگی باعث همزادپنداری تماشاگران با زندگی خود می شوند.

نقاط قوت اصلی این نمایش بازیگری ، نورپردازی و طراحی صوتی و موسیقی است.در طراحی نور که بدون دکور ، اما با نورهای پی‌درپی و تغییرات مداوم که به‌جای آنکه باعث آزار تماشاگران شود بلکه در خدمت اجرا قرار می گیرد. یکی از برجسته‌ترین نقاط قوت این نمایش صدای که به عنوان راوی همچون «بازیگر نامرئی» عمل می‌کند و فضا را می‌سازد. موسیقی هم در برخی صحنه‌ها موفق و هم‌راستا با نورپردازی می باشد.

این نمایش بیش از آنکه بر دکور و تصویر تکیه کند، بر نور، صدا و بدن بازیگران بنا شده است. دو بازیگر این نمایش با استفاده‌ی حرفه‌ای از اکت های خوب بدنی و بیان عالی دیالوگ‌ ها در طول اجرا باعث میخکوب شدن تماشاگران نمایش شدند و می توان به این نکته اشاره کرد که میزانس‌ها  و صحنه های نمایش به زندگی شخصی بازیگران نزدیک بوده که باعث اجرای نمایش با این سطح باورپذیری می شود.
۱۹ مهر ساعت ۰۱:۴۶
سوالی که این روزا ذهنم را درگیر کرده ، هجوم تماشاگرانی به نمایش های در حال اجرا نه برای لذت بردن از نمایش و هنرمندی بازیگران و عوامل اجرائی نمایش ها ، بلکه برای تولید محتوا و انتشار در فضای مجازی و بالا بردن تعداد دنبال کنندگان خود در فضای مجازی هستند . واقعا این تماشاگران باعث رونق تئاتر و بالا بردن تعداد تماشاگران نمایش ها می شوند یا حضور آنها با رفتارهای که از خود نشان می دهند ، باعث لطمه به هنر تئاتر می شوند؟؟؟
قطعا باعث لطمه میشوند.ممکنه براى کوتاه مدت رونق کمى به تئاتر بدهند ولى در دراز مدت تاثیر مخرب خودش رو نشان خواهد داد.
کاش عوامل این رونق کوتاه رو فداى کیفیت و شأن تئاتر نکنند.
محمدرضا قربانی
تماشاگران حرفه ای تئاتر در مقابل رفتارهای این گروه جدید با رفتارهای در اغلب اوقات نامناسب و غیرحرفه ای چه اقداماتی می توانند انجام دهند؟؟؟ سکوت معنادار یا اقدامات عملی؛ کدام موثرتر است؟
اقدامات عملی خیلی قاطعانه هم نسبت به این افراد هم عوامل نمایشی که این حضرات رو دعوت می کنن!
به نظرم به مرور باعث افت کیفیت اجراها میشه! چون سطح توقع ها کم میشه! یواش یواش بلیط ها گرون تر میشه و مخاطب‌هایی که زیاد تیاتر می‌بینن کمتر و کمتر میشن!
هدف هم همین هست! کم کردن تاثیر تیاتر بر جامعه و تغییر جامعه هدف…!
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۷ مهر ساعت ۲۳:۰۲
«چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی» داستانِ مبارزهٔ یک ذهن خلاق برای آزادی است ؛ آزادی از دین ، سیاست ، خانواده و هر ساختاری که می‌خواهد او را محدود کند. یک ذهن حساس و خلاق ، در برابر فشارهای سنگین جامعهٔ کاتولیک ، مدرسهٔ مذهبی و خانوادهٔ فروپاشیده مقاومت می‌کند و تبدیل شدنِ استیون ددالوس به هنرمندی که می‌خواهد از قید هر چیزی که او را محدود می کند ، رها شود تا صدای خود را پیدا کند.

در این نمایش می توان به بازی های خوب و روان دو بازیگر نمایش اشاره کرد . انتخاب نور و موسیقی به خوبی انجام شده بود و می توان یکی از بهترین موسیقی های که در نمایش های یکسال اخیر اجرا شده را در این نمایش شنید.

خسته نباشید به تمام عوامل این نمایش عرض میکنم.
۱۱ مهر ساعت ۰۰:۲۵
در این نمایش از ظرفیت طراحی صحنه و انتخاب موسیقی به خوبی بهره برداری شده بود و دکور و موسیقی حس و حال موقعیت را به خوبی به تماشاگران منتقل می کرد.

در خصوص بازی ها ، می توان گفت سطح بازی آقایان رهبانی و آقاپور و خانم بهارمست نسبت به سایر بازیگران بالاتر بود و سطح بازی ها در یک سطح نبود.

نقطه مفقوده نمایش های در حال اجرا که از نویسندگان ایرانی بهره می برند را می شود کیفیت متن و سطح نمایشنامه دانست زیرا که در این نمایش گره های داستان به خوبی به نمایش درنیامدند و حتی باز شدن این گره ها به سطحی ترین شکل ممکن باز شدند و اگر متن قوی تر بود ؛ میشد این نمایش را در سطح نمایش های باکیفیت امسال قرار داد.

در مجموع به عوامل این نمایش خسته نباشید عرض میکنم⚘️
سلام جناب قربانی عزیز
ممنونم که برامون نظر و نقدتون رو نوشتید.
قبلا در پاسخ به یک دوست دیگه هم عرض کردم چخوف در درام‌هایی که نوشت سنت گره و گره‌گشایی رایج رو کنار میذاره. و به‌جاش از جریان زیرین زندگی استفاده میکنه. که آدما چای میخورن، دیالوگ‌های روزمره میگن بدون اینکه راز بزرگی افشا بشه.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۵ مهر ساعت ۲۲:۰۹
این نمایش از لحاظ طراحی صحنه و موسیقی نمره قابل قبولی کسب می‌کند ولی از لحاظ محتوا و متن با اشکالات زیادی همراه بود و شاید مونولوگ ها را خود بازیگر بیان می کردند و صدا از بلندگو پخش نمیشد ، تاثیرگذاری بیشتر داشت.
۰۳ مهر ساعت ۲۳:۲۴
چیزی که در این نمایش کاملا مشهود بود ، برتری و غلبه موسیقی و پرفورمنس بدنی بازیگران بر متن بود و می توان این دو موضوع را نکات مثبت این نمایش دانست . به نظر من در این نمایش متن و نمایشنامه ضعف های زیادی داشت و انتظارات من را برآورده نکرد.

متاسفانه در اکثر سالن های نمایش موضوعی که خیلی آزار دهنده می باشد ، حضور افرادی که با موبایل خود دائم در حال عکاسی و فیلمبرداری می باشند و باعث آزار دیگر تماشاگران می شوند و نمی دانم واقعا این افراد از نمایش لذت می برند و متوجه موضوع و مفهوم نمایش می شوند...؟؟؟
به نظرم بهتره که مسئولین سالن های نمایش اجازه این کار را ندهند و در ابتدای نمایش تذکرات را به این معدود تماشاگران نمایش که باعث رنجش و آزار دیگر تماشاگران می شوند بدهند.
۲۸ شهریور ساعت ۰۹:۵۷
در این نمایش با کمترین عناصر صحنه ، بیشترین فشار روانی و سیاسی را بازنمایی می‌کند و نشان می‌دهد چگونه انسان در دل سرکوب، راهی برای حفظ کرامت و معنا می‌یابد.

دو کاراکتر این نمایش روزها مجبورند کارهای بیهوده و فرساینده انجام دهند—مثل جابه‌جایی شن از نقطه‌ای به نقطهٔ دیگر—کاری که هدفش نه تولید، بلکه فرسایش تدریجی انسان است.

یکی از مهم‌ترین لایه‌های نمایش، تصمیم دو کاراکتر اجرای نمایش آنتیگونه است.این انتخاب تصادفی نیست ، آنتیگونه دربارهٔ سرپیچی از قانون ناعادلانه است.اجرای آن در زندان، نوعی واکنش است به بی عدالتی در این زندان

مضامینی که در این نمایش مشهود است :
۱)سرکوب
۲)تحقیر
۳)شکستن اراده
۲۲ شهریور ساعت ۰۷:۳۸
این نمایش تصویری تکان‌دهنده و چند سطحی از اعتیاد ، هویت ، خودفریبی و تلاش برای بازسازی خویشتن ارائه می‌دهد ، روایتی که مرز میان واقعیت و توهم را محو می‌کند و مخاطب را مستقیماً وارد ذهن متلاطم شخصیت اصلی می‌سازد.

در این نمایش اعتیاد در حقیقت واکنشی به آشوب فراگیر جامعهٔ مدرن مطرح می شود . جامعه‌ای که همه‌چیز از سیاست تا معنویت به شکل بازار مکاره به نمایش درمی آید و در چنین جهانی ، کاراکتر اصلی برای دوام آوردن به مواد پناه برده است.

کارگردان این نمایش با استفاده از این ویژگی های توانسته اثرگذاری این نمایش را دوچندان کند.
۱- ریتم تند
۲-تغییرات سریع صحنه
۳-استفاده درست از ظرفیت نور و موسیقی
۴-بازی‌های چندنقشی برای نشان دادن تداخل واقعیت و خیال

اما یه مطلبی که خیلی ... دیدن ادامه ›› مشهود بود سطح نابرابر بازی های بود . سطح بازی معصومه بیگی و ایمان صیاد برهانی خیلی بالاتر از سایر بازیگران بود و حتی در مواردی بیان و اکت برخی از بازیگران این نمایش به شدت ضعیف بود.
۱۵ شهریور ساعت ۰۱:۲۲
انسان، موجودی چندلایه و غیرقابل پیش‌بینی است؛ موجودی که می‌تواند هم قربانی باشد و هم جنایتکار.انتقام مده‌آ نه فقط علیه یک شخص، بلکه علیه ساختار مردسالار است و پاسخی است به بی‌عدالتی ساختاری جامعه.

این نمایش با بهره گیری از نورپردازی و موسیقی مناسب و استفاده از بازیگرانی که به خوبی از پس اجرای نمایش درآمده اند ، توانسته یک نمایش خوب را برای تماشاگران به ارمغان بیاورد.
۱۴ شهریور ساعت ۰۱:۴۱
جمعه ۱۳ شهریور در پردیس تئاتر و موسیقی دکُر در دور جدید اجرا به تماشای این نمایش نشستم.

در نمایشنامه ماهی بلژیکی طنز ، ابزاری برای آشکار کردن درد است و خنده‌ای که زیر آن اضطراب و ترس جریان دارد. این نمادها به وضوح در این نمایش مشاهده می شود ؛ زندگی در تاریکی و ترس‌های پنهان در اعماق ذهن کاراکتر نمایش .در این نمایش ترکیبی کم‌نظیر از طنز و تراژدی وجود دارد.

نورپردازی و طراحی صحنه و موسیقی در این نمایش خوب و قابل قبول می باشد.

از نظر بازیگری ، با توجه به کنترل بیش از حد کارگردان ، بازیگران خیلی کنترل شده و محتاطانه در صحنه نمایش اجرا کردند و خیلی نتوانستند بازی های خوبی ارائه دهند.

با توجه به سورئال بودن این نمایشنامه و عدم ارائه خوب در کلیت نمایش ؛ برای خیلی از تماشاگران این نمایش خسته کننده و کسالت بار بود و حتی متوجه معنی و مفهوم این نمایش نشدند . به نظرم این نمایش نتوانسته بود معنی ، مفهوم و پیام خود را به تماشاگران انتقال دهد.
۱۱ شهریور ساعت ۲۳:۵۴
نمایش منو یادت میاد از لحاظ نمایشنامه و متن از قوت خوبی فقط در مونولوگ های که توسط کاراکترهای مختلف و توسط تنها بازیگر نمایش اجرا می‌شد، اشاره کرد ولی این مونولوگ ها خیلی پراکنده و گیج کننده بود و اگه کم توجه باشید ، شاید اصلا متوجه موضوع نمایش نمی شوید.هنوز برام سوال شده چه اصراری وجود دارد که نویسنده ها برای مشکلات ساختاری که در بدنه حاکمیت وجود دارد به صورت واضح و گل درشت آن را در متن بیان کنند در حالی که می‌شود به صورتی بیان و اجرا شود که در ناخودآگاه تماشاگر بشینید و بیشتر تاثیرگذار باشد.

از نظر نورپردازی و موسیقی میشد بهتر اجرا کرد زیرا که مونولوگ های پشت سر هم بدون تغییر در وضعیت نمایش باعث یکنواختی و کسل شدن و حتی به خواب رفتن تماشاگرها میشد که در چند مورد متوجه شدم تماشاگران کنار من مدام در حال چک کردن ساعت و گوشی موبایل خود برای چک کردن زمان و لحظه شماری برای پایان نمایش بودند.

بازیگر نمایش تمام سعی خود را برای بهترین ورژن خود انجام داد ولی به نظرم خیلی در این مورد موفق نبود.

خسته نباشید میگم به تمام عوامل این نمایش⚘️

سلام خیلی ممنون که تشریف آوردین و ممنونم بابت نظر و پیشنهادی که داشتین،خیلی ارزشمند هست برامون🙏
۱۲ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۰ شهریور ساعت ۱۷:۱۱
فقط اگر عاشق صدای رضا یزدانی هستید و خاطره با آهنگ هاش دارید به تماشای این نمایش بروید
۰۴ شهریور ساعت ۲۳:۴۶
سنترال پارک غربی یکی از نمایشنامه‌های کمتر اجراشده وودی آلن است . متن کوتاه و با ریتم‌ مناسب و دیالوگ‌های طنز موقعیت که روابط زناشوئی را هدف قرار می دهد. موضوعاتی که در این نمایش خیلی بر آن تاکید می شود ، پوچی و خیانت ها در روابطی که مبتنی بر هوس های زودگذر  می باشند.

از این نمایش انتظار طنز پرخنده نداشته باشید . این نمایش طنز موقعیت است و شوخی های کلامی در زبان انگلیسی جذابیت های بیشتری برای مخاطب دارد و شاید ترجمه آن به فارسی از آن بکاهد زیرا که تفاوت های فرهنگی این دو زبان زیاد می باشند .

این نمایش تلاش کرده که طنز تلخ متن نمایشنامه را با تفاوت ها و حساسیت های فرهنگی ایرانی به نمایش بگذارد و تا حدودی هم در این کار موفق بوده است.
۰۳ شهریور ساعت ۰۱:۵۲
بار اول که نمایش را دیدم ، خیلی تحت تاثیر بازی کاراکتر اصلی نمایش قرار گرفتم و بار احساسی نمایش خیلی من را درگیر خود کرد تا جایی که برای بار دوم هم به تماشای این نمایش نشستم .

مرتبه‌ دوم سعی کردم به احساسات خود فائق بشم و جنبه های هنری و زیباشناسی این نمایش را بیشتر درک کنم ولی این بار آنطور که انتظار داشتم و مثل دفعه اول بار دراماتیک نمایش من را با خود همراه نکرد .


پیشنهاد من این است که فقط یکبار این نمایش را نگاه کنید که تجربه خوب تماشای این نمایش در بار دوم خراب می شود.


خسته نباشید میگم به آقای اخوان عزیز⚘️⚘️
نمایشی تا این اندازه احساسی رو واقعاً نباید دو بار نگاه کرد... نمایش کار خودش رو کرده، حرف خودش رو زده، تأثیرات عمیق خودش رو هم روی تماشاگر گذاشته! معلومه بار دوم از اثراتش کاسته میشه و لذت آدم خراب میشه!
۰۳ شهریور
امیرمسعود فدائی
نمایشی تا این اندازه احساسی رو واقعاً نباید دو بار نگاه کرد... نمایش کار خودش رو کرده، حرف خودش رو زده، تأثیرات عمیق خودش رو هم روی تماشاگر گذاشته! معلومه بار دوم از اثراتش کاسته میشه و لذت آدم ...
قطعا به این موضوع واقف هستم ولی گاهی پیش میاد که تماشاگر با نمایش همذات پنداری شدید می کند و این فکر در ذهن او شکل می گیرد که در بار دوم این حس و حال بیشتر در اون برانگیخته می شود .

نظر شما کاملا دقیق و درست است🙏
۰۳ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۷ مرداد ساعت ۰۰:۴۷
در نمایش ویران‌تَن بیش از هر چیز بر «بدنِ آسیب‌دیده» به‌عنوان نقطه ثقل اجرا تکیه می‌کند. این نمایش ، فروپاشی انسان را نه در سطح روان ، بلکه بیشتر در سطح جسم نشان می‌دهد.

بدنی که زیر فشار اجتماعی ، اقتصادی ، عاطفی  و مرگ معشوق نابود می شود و  نمی تواند اینهمه فشار را تحمل کند و سعی می کند معنایی جدیدی برای بودن خود پیدا کند.

این نمایش روایت غیرخطی و اپیزودیک دارد و کارگران نمایش سعی می کند از ساختار خطی فاصله می‌گیرد تا جذابیت های نمایشی را دو چندان کند.صحنه‌ها همچون تکه‌های پازل کنار هم چیده می شوند تا از علت وضعیت پایانی کاراکتر اصلی و راوی نمایش ... دیدن ادامه ›› آگاه شویم.

تمرکز اصلی بر بدن و فیزیک بازیگر است و مهم ترین ابزار نویسنده و کارگردان جهت نشان دادن جهان بینی  مونولوگ و تا حدودی دیالوگ  های بین دو کاراکتر می باشند.

در خصوص فیلمبرداری و عکاسی از اجرا ، با کمال تاسف امشب یک خانم از اول تا آخر نمایش ، فیلمبرداری و عکاسی از اجرا داشت و باعث برهم خوردن تمرکز دیگر تماشاگران نمایش شد و متاسفانه هیچ تذکری از سوی عوامل اجرایی نمایش و مسئولین سالن نمایش به ایشان داده نشد.

این نمایش جهت تماشا ، پیشنهاد می گردد.
۲۴ مرداد ساعت ۰۲:۰۶
نمایش موش‌های بلفاست در وهله اول قرار است یک کمدی موقعیت با طنزی سیاه باشد که از شکست ها ، فقر و سرخوردگی نشأت می گیرد اما رفته رفته در ساختار خود نقدهای زیادی به مسائل اجتماعی ، سیاسی و تاریخی را وارد می کند.در این نمایش سعی بر نقد مبارزه مسلحانه ، نشان دادن نوعی از سرخوردگی سیاسی و همچنین پوچی و ناتوانی در تصمیم‌گیری و آرمان خواهی افراطی که رفته رفته مضحکانه می شود را مشاهده کرد.


شاید نویسنده نمایش سعی در نشان دادن فلسفه فکری خود از این جملات گرفته باشد ، زیرا که شاید این واژه ها بیشتر به شرایط و وضعیت کشور خودمان قرابت معنایی دارد تا جنبش آزادی خواهی در ایرلند. چند نمونه از این واژه ها عبارتند از :
((۴۷ دقیقه خزیدن در فاضلاب ، انگشت‌هایی که جا می‌مانند، اسم شب ، نامه‌ای که خیس می‌شود ، کدهایی که نامفهوم ... دیدن ادامه ›› است ))

یک نقدی که می شود به متن این نمایش گرفت اصرار زیاد بر شوخی های جنسی و شوخی های که مربوط به توالت و فاضلاب می شود را گرفت که در قسمت های از نمایش آن جنبه طنزگونه خود را از دست می داد.

متاسفانه نمایش با ۲۰ دقیقه تاخیر شروع شد و با توجه به ساعت نمایش که در آخر شب بود ، کمی باعث اذیت و خستگی تماشاگران میشد.

به طور کلی نمایش قابل قبولی بود و تماشای آن را پیشنهاد می دهم.
بسیار ممنونم از نقد منصفانه‌ای که نوشتید... مواردی درسته و صرفا اون بخش که از قرابت معنایی با ایران نوشتید. درست نیست.
مثلا در ایرلند شمالی، ترکیدن بمب در دست، مورد بسیار شایعی بوده (ارجاع به سریال say nothing)
۲۴ مرداد
فریور خراباتی
بسیار ممنونم از نقد منصفانه‌ای که نوشتید... مواردی درسته و صرفا اون بخش که از قرابت معنایی با ایران نوشتید. درست نیست. مثلا در ایرلند شمالی، ترکیدن بمب در دست، مورد بسیار شایعی بوده (ارجاع به ...
آقای خراباتی ، منظورم من از قرابت معنایی اون چند عبارتی بود که در پرانتز اشاره کرده بودم.
به شما و تیم نمایش موش های بلفاست خسته نباشید میگم 💐
محمدرضا قربانی
آقای خراباتی ، منظورم من از قرابت معنایی اون چند عبارتی بود که در پرانتز اشاره کرده بودم. به شما و تیم نمایش موش های بلفاست خسته نباشید میگم 💐
عزیزی و ممنونم بسیار 🤍
۲۴ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۹ مرداد ساعت ۲۳:۳۲
این نمایش نمونه ای از رئالیسم جادویی است یعنی رخدادهای غیرواقعی در جهانی شبیه واقعیت است . این نمایش سعی کرده بود که اخلاق ، سیاست و جنگ را به نقد بکشد.

داستانی که نشان می‌دهد خیرِ مطلق و شرِ مطلق هر دو ناکارآمد و حتی خطرناک‌اند .نیمهٔ خیر ، با وجود نیت خوب ، باعث رنج مردم می‌شود. نیمهٔ شر ، هرچند قدرتمند و قاطع است ، جامعه را نابود می‌کند و انسان تنها زمانی «کامل» است که مجموعه‌ای از تضادها، ضعف‌ها و فضیلت‌ها را با هم داشته باشد.

به نظرم این نمایش خیلی شریف بود و عوامل این نمایش بدون هیچ گونه ادعای توانستند یک نمایش خوب را به اجرا درآورند .

خسته نباشید به شهروز دل افکار نازنین و دیگر بازیگران و عوامل نمایش🌹
۱۷ مرداد ساعت ۰۰:۱۴
«بیا برای هم یک اسم انتخاب کنیم» یک نمایش تعاملی درباره هویت و انتخابهاست؛ جایی که انتخاب اسم تبدیل می‌شود به ابزاری برای ساختن رابطه . فقط نویسنده و کارگردان نمایش در یک برزخ است و باید تکلیف خود را مشخص کند ، یا بهمن و بهار یا ماهی و کسری؟؟؟؟

در نمایش تعاملی ایجاد کنش تماشاگران به یک امر دراماتیک باعث اثرگذاری نمایش می شود ، نه اینکه کاراکترهای نمایش با چند سوال و جواب سعی در سهیم کردن تماشاگران در بار دراماتیک نمایش شوند و این سوال و جواب چیزی جز طولانی شدن نمایش را برای مخاطب نداشت.

در خصوص جهان های موازی در نمایش با توجه به انتخاب نامناسب بازیگران که بازی های یک دست و هم سطحی ارائه ندادند ، نمایش موفق نبود و تا حدود زیادی خسته کننده شده بود.

طراحی صحنه خیلی ساده و مینیمال و موسیقی متوسط بود.

بازی بازیگران آقا قابل قبول بود ولی بازیگران خانم خیلی ضعیف بازی کردند.
 

زمینه‌های فعالیت

شعر و ادبیات
تئاتر