تیوال نمایش کوریولانوس
S2 : 21:51:54
امکان خرید پایان یافته
  ۰۶ مرداد تا ۰۸ شهریور
  ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۴۵,۰۰۰ تومان

: ویلیام شکسپیر
: مصطفا کوشکی
: (به ترتیب الفبا) فاطمه اسدی، هدیه بختیاری، مهشاد پاکدامن، مینا حیدرزاده، یزدان دارابی، الهه دژپسند، حسین رحمانی، ریحانه رنجبر، مهام شریفی، میلاد شیخلر، حمید عاشوری، ایمان عبدی، میلاد غفرانی، مرتضی فروزانفر، توحید لواسانی، ستاره مشفق، سحر مصباح، هانیه مقدم، ادیب وکیلی

: احسان رضوانی، سحر سالک
: مصطفا کوشکی
با سپاس از مهدی کوشکی، حسین برفی نژاد
: هستی حسینی
: بابک احمدی
: مصطفا کوشکی
: ندا نصر
: مهرنوش بیانی
: مهدی دوایی
: علیسینا رضانیا
: حسن محمدی
: ثمین زرافشان، ریحانه رنجبر، آرش خاندوزی
: رامین غلامی برجی، رضا غلامی برجی، آیسان دباغیان
: مریم شریعتی
: گروه هنری پژواک





» برگه نمایش رویای یک شب نیمه تابستان، که در همین سالن به کارگردانی مصطفا کوشکی روی صحنه است. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید.

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش کوریولانوس / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» پیش‌فروش بلیت‌های «کوریولانوس» از شنبه شروع می‌شود

» مصطفا کوشکی «کوریولانوس» را به صحنه می‌برد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
از تیم هماهنگ و پرانرژی، از ایده‌های خوب، از موسیقی، از نمایشنامه و بازی‌ها و ... خواستم بگم اما خب صحبت شد درباره شون
از برخی نقص‌ها و برخی ویژگی‌ها که می‌تونست کار رو بهتر کنه خواستم بنویسم اما نوشته شد و تکرار خاطر را مکدر می‌کنه
نکته اما شاید اونجاییه که آدمی در هر شرایط و جایگاهی در موقعیت دوس داشتن و دوس داشته شدن در عریان‌ترین حالت ممکن زیست می‌کنه
حتی اگه کوریولانوس باشی و فاتح (ولو با پشت کردن به سرزمین و مردمانش) وقتی با محبوبت مواجه میشی به همه‌ی آنچه که هستی اعتراف می‌کنی
و می‌پذیری از جنس همون‌هایی هستی که منتقدشون هستی می‌پذیری که اسیر شدی
گویی چیزی برای پنهان کردن نیست گویی تمام توجیهات و فرافکنی‌ها برای همه است جز یک نفر
هم او که دوستش داری هم او که دوستت دارد
هم او که حتی از عشق به مادر هم گرامی‌تره
چه اینکه این خواست ... دیدن ادامه » توست که دوست داشته باشی و نه جبر غریزی و اجبار زاییدن تا به عادت دوست بداری مادر رو
در پایان نمایش سیاست، قدرت، عوام فریبی، منفعت و عافیت طلبی و ‌حتی کوریولانوس به زمین می‌افتند
عشق اما همچنان قامتش افراشته است در حالی که اشک می‌ریزه
دم همه بچه‌های دوس داشتنی این نمایش گرم
دس مریزاد به مصطفی کوشکی گرامی که هر بار وقت و انرژی می‌ذاره تا یه تیم خوب رو کنار هم جمع کنه
مرسی از احسان عزیزم که کار رو در کنار بقیه دوستان به این خوبی نوشت
ارادت فراوان
عجب موزیک و نوازنده ی خوبی؛ حال داد. بازیگر نقش قهرمان (کوریولانوس) عجب ورزشکاری بود؛ کف کردم. و مشکلی که تئاتر مستقل دارد و انگار درست بشو نیست: صندلی های کمرشکن!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این سخن من خطاب به همه کارگردان ها و نویسنده ها و دراماتوژهای تئاتر ایرانه و نه فقط به عوامل این نمایش. عزیزان ممنون از همه زحماتتون ولی باور کنید لازم نیست که تمام اثرهای دنیا رو ایرانیزه کنید و اینکه این اتفاق مشابه اش در ایران خودمون هم افتاده رو تو کله مخاطب فرو کنید. باور کنید مخاطب ایرانی ببخشید کندذهن نیست و خودش می فهمه که تمام این اتفاقات بدترش در ایران هم افتاده. ما همینجوریش که یک اثر هنری حالا هرچی فیلم یا سریال خارجی رو می بینیم و یا نمایشنامه خارجی رو می خونیم در بی ربط ترین موارد داستان هم اون رو به شرایط ایران خودمون ربط میدیم و با شرایط خودمون مقایسه اش می کنیم.پس خواهش می کنم مخاطب ایرانی رو کند ذهن تصور نکنید.شما همون متن رو اجرا کنید بدون ایرانیزه کردن های اضافی.مخاطب خودش پیام رو می گیره. این از این موضوع.مورد بعدی انتقادم به ... دیدن ادامه » این تئاتر انتقادیه که به نمایش الیزابت باتوری هم داشتم.استفاده زیاد از حد از داد وفریاد در حدی که گوش مخاطب آزار ببینه. باور کنید هرچه داد و فریاد بیشتر باشه تأثیر نمایش بیشتر نمیشه. بعد دیدن این نمایش رفتم و متن اصلی شکسپیر رو خوندم.قبول دارم که متن مشکلیه ولی با این حال میشد کامل اجراش کرد و فقط برخی بخش ها رو حذف کرد. در پایان تنها نکته مثبت نمایش رو بازیگران نمایش می دونم که واقعا زحمت کشیدند.مخصوصا بازیگر نقش کوریولانوس که برخی جاها واقعا نگرانش می شدم.هماهنگی بازیگرها هم خیلی خوب بود.
این نمایش در سلیقه من نبود در کل خیلی حال نکردم با کار
موفق باشید
حمیدرضا مرادی و حسین رحمانی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر من داستان بسیار کشدار و خسته کننده بود، از همون دقایق اول شروع کردم به نگاه کردن به ساعت و انتظار براى پایان نمایش... تقریباً نصف متن را کل بازیگران در حال فریاد کشیدن همخوانى مى کردن که دیگه بیش از حد بود و خسته کننده.
مشخصه زحمت بسیارى کشیده شده مخصوصا بازیگر نقش اول بازى سنگینى داشتن اما حیف ...
تنها چیزى که نظر من را جلب کرد موسیقى کار بود که توسط آقاى رضانیا اجرا شد و خسته نباشید مى گم به ایشون و کل گروه.
اجرای خوبی بود، ضرورتی که وجود داشت در نمایشنامه به درستی استخراج و به نمایش گذاشته شده، بازیگر نقش مادر به خوبی از پسش بر اومده بود طراحی صحنه جای کار داره، خسته نباشید به این گروه هماهنگ
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از اکثر نمایش هایی که در تیاتر مستقل دیده ام لذت برده ام و با حس خوب از سالن خارج شده ام. به همین دلیل این سالن در صدر لیست نمایش دیدن های من قرار دارد.
همچنین در طول این سال ها هر کاری از آقای مصطفا کوشکی دیده ام- برای من که خود را بیننده حرفه ای تیاتر می دانم و مرجع دوستانم برای خرید بلیت تیاتر هستم- تحسین برانگیز بوده است. از باد شیشه را می لرزاند و رویای یک شب نیمه تابستان گرفته تا آخرین کار ایشان کوریولانوس.
کوریولانوس برای من به دلایل مختلفی نمایش قابل تحسین و تامل برانگیزی بود. ریتم نمایش خوب بود. زمان یک ساعت و ربع آن با سرعت مناسبی گذشت و تراژدی شکسپیر که اولین بار بیش از چهار قرن پیش نوشته شده است چنان خوب اجرا شده بود تا من ایرانی بتوانم نسبتی با آن در تاریخ معاصرم بیابم. در سراسر نمایش و پس از آن ذهنم درگیر رابطه یک ملت با قهرماننش و سیاست ... دیدن ادامه » مدارانش بود و الان هم که این چند خط را می نویسم هست.
آقای کوشکی، همچنین، توانسته بودند به خوبی از بازیگران جوان و پرانگیزه نمایش بازی بگیرند، نقش ها به درستی به هر کدام از آن ها محول شده بود تا بازی ها به نقطه قوت نمایش تبدیل گردد. دکور نمایش هم مثل اکثر کارهای کوشکی هوشمندانه بود.
سر آخر آنکه نمایش چنان دلپذیر نبود اگر موسیقی خوب و خلاقانه آن با اجرای زنده علیسینا رضا نیا وجود نداشت. توصیه من این است که در چند روز آینده دیدن نمایش را از دست ندهید.
واقعا حیف هست که این نمایش با صندلی های خالی اجرا میشه
۲۶ مرداد
خیلی ممنون از تحلیل دقیقتون.مایه ی خرسندیه که نمایش تونسته ذهن مخاطب رو بعد از اجرا درگیر محتوا و سایر عناصر نمایش بکنه.سپاس از دقت ِِ نظرتون.
۲۶ مرداد
خواهش می کنم آقای رحمانی
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قبل از هر چیز تشکر کنم از تیم اجرایی که بنده و سایر دوستان رو برای دیدن این نمایش دعوت کرد. کار قشنگی بود که امیدوارم ادامه داشته باشه. :)
نمایش رو دیدم و از دیدنش لذت بردم و بیشتر شگفت زده شدم که چرا نمایشی در این سطح با این استقبال کمتر از حد انتظار مواجه شده. حتی همراهم که به شدت آدم سخت گیری در نقد نمایش ها هست هم از دیدن کار لذت برده بود. بازیگر نقش کوریولانوس و نقش مادر کاملاً یک سر و گردن بالاتر از سایر بازیگرا بودن. بخصوص بازیگر نقش اصلی که از لحاظ بدنی و تنفسی عالی بود و کاملاً نشون دهنده این موضوع بود که روی کاری که داره انجام میده تسلط کافی داره.
در مورد جناب رضانیا چه میشه گفت جز اینکه ارزش این نمایش با هنرنمایی ایشون دو چندان میشه. در بعضی از لحظات نمایش به قدری ایشون قطعات موسیقی رو شورانگیز اجرا می کردند که توجه مخاطب رو از خود نمایش به ... دیدن ادامه » موسیقی در حال اجرا جلب می کردند.
نمایش در برخی از موارد ضعفهایی داشت و مهمترین ضعفش از نظر من این بود که هنوز مخاطب واقعیش رو نمیشناخت. بعضی از مفاهیم رو کاملاً سربسته و برخی دیگه رو کاملاً شعاری مطرح میکرد. این حد از شعارزدگی حداقل به مذاق بنده خوش نمیومد. جناب کوشکی (که اکثر کارهاش رو دوست داشتم) همیشه به نظرم میومده که تیم یک دستی در پشت صحنه ندارن و همه عوامل در یک سطح نیستن. مثلاً دکور این نمایش (با اینکه از ایده پرچمها خوشم اومد) ولی میتونست خیلی بهتر باشه. یا مثلاً متوجه نشدم بازیگری که کارتهای "جنگ"، "تبعید" و... رو نشون میداد دقیقاً به چه علت دقیقاً همون طراحی لباسی نمایش "رویای یک شب نیمه تابستان" رو داشت! و از اون بدتر اینکه در اجراهای اول گویا لباس دقیقاً هم به همون رنگ بوده. به نظرم این ضعفهای کوچک از ارزش واقعی این کار کم میکرد.
از دوستان عزیز تئاتر مستقل تهران سپاسگزاریم که با عدم توجه به گرمای وحشتناک سالن نمایش، به مسئولین و مخاطبین تئاتر این پیام رو القا میکنن که وضعیت تئاتر مستقل مناسب نیست و حتی ساده ترین امکانات مثل سیستم های تهویه رو هم نمیتونه برای مخاطبینش فراهم کنه. تلاش این دوستان در راستای اعتلای تئاتر واقعاً ستودنی هست. احتمالاً برای همین هم من اولویت خودم رو همیشه انتخاب این سالن قرار میدم تا ضمن پختن از گرما، من هم سهم کوچکی از رشد فرهنگی کشورم داشته باشم!!
از آخرین نمایشنامه‌های تراژیک شکسپیر با مضامین جنگ، سیاست و انتقام که با دراماتورژی مناسب و پرداختی طنز در لایه‌های داستان و طراحی دکوری تجربی و خلاقانه به اثری خاطره‌انگیز بدل گشته است که ترکیب صحنه با کاراکترها و وجود برخی آکسسوارهای خاص مانند بلندگوی دستی در خلق فضای کمیک و خنده گرفتن از مخاطب موفق عمل می‌کند؛
متنی که با کاشت‌های هوشمندانه روایت سیاسی روز از منطقه زیستی این روزهای ما را به نمایش می‌گذارد؛
بازی‌های هماهنگ گروهی از بازیگران جوان که با درخشش در صحنه خبر از تمرین زیاد در بیان دیالوگ‌ها و تک‌گویی‌ها و البته حرکات موزون و میزانسن‌ها دارد و بازیگر اصلی نقش کوریولانوس که با فیزیک مناسب و بازی سخت ٩٠ دقیقه‌ای خود به روی سطحی متحرک او را از سایر بازیگران در مقام قهرمان جدا می‌ساخت؛
طراحی صحنه و نور خلاقانه و نوآورانه ... دیدن ادامه » و طراحی لباس‌های متحدالشکل به رنگ سبز و قهوه‌ای و گریم‌ها در شکل‌گیری اتمسفر زمانی و مکانی روم باستان نقش بسزایی دارد؛
اجرای زنده و زیبای ارکستر موزیکال کامل توسط نوازنده‌ای چیره‌دست که مخاطب را در دل اثر می‌گنجاند و در پایان نمایش که با ترانه‌ای سنتی حال و هوای نمایش را به پست مدرنیسمی دل‌نشین مبدل می‌کند؛
نکات منفی، گرمای سالن و عدم ارائه بروشور برای اطلاع از عوامل نمایش است.
درجه کیفی نمایش: B
کارگردانی: ٨/١٠
ایده: ٧/١٠
متن: ٧/١٠
بازی‌ها: ٩/١٠
طراحی نور: ٧/١٠
طراحی لباس: ٨/١٠
طراحی صحنه: ٨/١٠
گریم و چهره‌پردازی: ٧/١٠
موسیقی و افکت صوتی: ٩/١٠
یه نمایش متوسط بود از هر نظر.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام
سپاس از مهر میزبانی و لطف اجرای شب گذشته
که با حضور و مشایعت جناب کوشکی خلوص این نشست کامل شد
دو خط برای کوشکی:
آقای نهضت ادب آموزی از مهر بودنت و خشوع صمیمانه و دستی که بر سینه به حرمت مخاطب گذاشته بودی ممنونم ، حرمتت برای من جاودان شد، نامت بلند باد
خواستم به حرمت قدمت تعظیم کنم که این ایستادن به مخاطب در عبور یا در حضور عزت میده و معرفت و منش و بزرگیتون رو میرسونه
جانت جور سرت سلامت دلت تا ابد خوش هر تجربه ات پر از موفقیت

دو کلام با لشکر جوان و پر آتیه رُم
جانان رفقایی که تلاشتون بر صحنه ملموس بود و تمایلتون برای عالی بودن ، مشخص ، خدا قوت دمتون گرم ⭐ ⁦❤️⁩ می‌دونم که صداهای خسته تون که گاهی نامفهوم میشد بخاطر فریاد هایی هست که میکشید تا به کمال مخاطب به باور برسه ، میفهمم تلاشتون برای در آمدن نقش آنقدر بود که گاهی برخی اگزجره میشد اما هر چه بود من دوستتون داشتم و از دیدنتون لذت بردم هرگز دست از تلاش نکشید دست های آسیب دیده چند نفرتون رو میشد دید که نشونه عشقتون و اعتقادتون به تئاتر هست ، منتظر دیدن بیشمار اجرا از تک تکتون و درخشیدن روی صحنه خواهم موند مؤمنم به رنجی که حاصلش گنجه

اما نظر
به زعم من کار از ریتم ناموزونی رنج میبرد گاهی ریتم تند بود و گاهی می‌افتاد
این بسته به نقشها تغییر میکرد این آنریتمی گاهی باعث خسته شدن مخاطب میشد
دائما مخاطب قطع و وصل میشد
علیرغم ... دیدن ادامه » جذابیت پرچم احوال ، حمل کردن اکساسوار و حضور بازیگری برای این کار در صحنه بی نظمی بصری و یک رخوت ایجاد میکرد (بازیگر این بخش بسیار نازنین بودو این مطلب مربوط به عملکردشون نبود)
.
گمان میکنم برخی شعار زدگی ها هم در متن تکرار مکررات بود و دلزدگی ایجاد میکرد
گویش و آوای کلاسیک نقش اصلی اصلا جذاب نبود و کاراکتر رو دچار یک فریبکاری میکرد که حتی مخاطب آگاه هم بهش حق نمی‌داد
گمان من در ضعف بازنویسی است اگر چه روایت شجاعانه به نقد از زمانه ای نگاشته شده که در اون زیست کردیم میکنیم و خواهیم کرد
همراه با مردمانی که صبح هنگام زند باد مصدق میگویند و شب نشده ننگ بر مصدق فریاد میکنند
من چون فهم درستی از روایت نداشتم قطعاً دوباره به دیدنش خواهم نشست

شما لطف دارین آقای لهاک گرامی
۲۶ مرداد
جان دلی آقا⁦❤️⁩کوشکی
۲۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدتی بود که در تیوال فعالیت نمیکردم. اما امشب با تماشای نمایش کوریولانوس مجبور شدم سکوتم رو بشکنم.
واقعا برام عجیبه که این نمایش تقریبا هرشب با صندلی های خالی به اجرا میره.
مگه ما از یک نمایش خوب چه انتظاراتی داریم؟ درسته که سلیقه میتونه دخیل باشه. اما برام جالبه که کمتر کسی این نمایش رو تجربه کرده که دوست داشته یا نداشته باشه.
عدم استقبال از این نمایش دلایل زیادی میتونه داشته باشه مثل عدم حضور سلبریتی ها که شخصا از این امر خرسندم. اما یکی از دلایلی که به ذهنم رسید برمیگرده به یک دیالوگ در نمایش ریچارد سوم اجرا نمیشود که به کارگردان گفته شد؟ چرا نمایش های سخت و جدی تر رو میخوای0 روی صحنه ببری و ریسک کنی؟ مثلا رویای شب نیمه تابستان و اجرا کن و مطمئن باش که جواب میگیری.
این دقیقا اتفاقی هست که الان افتاده. دو نمایش با یک کارگردان و یک نویسنده ی نمایشنامه. ... دیدن ادامه » یکی سرشار از اقبال و یکی دیگه بدون اقبال. در حالی که دومی چیزی از اولی کم نداره. خلاصه امیدوارم تو روزهای باقیمانده استقبال بیشتری از این نمایش به عمل بیاد.
اما نظرهای خودم در مودر نمایش. به نظرم همه چیز به درستی و اندازه در این نمایش سر جای خودش قرار گرفته بود. متن نمایشنامه خیلی نظر من رو جلب کرد.جالبه که این نمایشنامه ی شکسپیر خیلی کمتر شناخته شده هست. فضای داستان کاملا روایت گره 5 دهه گذشته کشور و مردممون بود. از موسیقی سنتی آخر کار کمی شوکه شدم. اما با کمی فکر به دلایل منطقی رسیدم. با این موسیقی فضای داستان کاملا لوکالیزیشن شد و به خود ما و کشورمون تعمیم داده شد. صحبت موسیقی شد. واقعا از موسیقی زنده لذت بردم. مخصوصا در لحظه های جنگ. بازی همه ی بازیگرها رو پسندیدم و هیچ اشکال و کم کاری و ضعفی ندیدم. از این جهت از جناب کوشکی ممنونم که تو این دورانی که موفقیت اقتصادی نمایش ها به حضور سلبریتی ها وابسته هست استعدادهای جدید استفاده میکنن و به اونها فضا میدن. نمایش دکور خاصی نداشت و البته احتیاجی هم نبود. نمایش بر پایه ی میزانسن ها بود و کاملا به زیبایی میزانسن ها طراحی شده بود.
در نهایت خوشحالم که به دیدن این نمایش رفتم و یک تجربه ی لذتبخش دیگه از کارهای مصطفی کوشکی رو به دست آودرم. امیدوارم تو روزهای باقیمانده از این نمایش به اندازه ی لیاقتش استقبال شه.
در ابتدا باید تشکر کنم از عوامل سالن مستقل یا تیوال که محبت کردند و عده ای از جمله بنده رو برای دیدن این نمایش دعوت کردند. سپاس فراوان

ما اهل کوفه نیستیم (هستیم) امام تنها بماند(می ماند)، داستان جهالت و نادانی و جوگیری دایمی عوام و همراهی با موجها در جهت کسب منفعتی (عموما شخصی) و بعد تبری و انزجار از هر انچه دیروز برایش یقه جر داده بود، حکایتیست ماندگار و تکراری در تاریخ بشریت از اسکاتلند تا ویتنام و از شکسپیر تا فردوسی و از اسپارتاکوس تا کوریولانوس و ...

عوام دایما میخواهند و غر میزنند و نمیتوانیم را فریاد میزنند و در حقارت خود پست تر میشوند و منجی مطلبند تا بی زحمت و تلاش برایشان آن کند که ایشان میخواهند اما کدامین منجی ؟

بنظر میرسد اکنون همه میدانیم که چه میخواهیم اما پرسش این است که چرا مطلقا کاری نمیکنیم؟ دغدغه کوریولانوس دردیست که میشناسیمش اما در عمل آن میکنیم که با او کردند!!!!! واقعا چرا؟
ـــــــــ
سلام و خسته نباشید به عوامل کار که واقعا همه چیز این نمایش نشان از تلاش و زحمت و تمرین بسیار داشت .
ایده استفاده از ترد میل و داشتن بازیگری با ان توانایی برای دویدن مدام و دیالوگ گویی بدون تپق و نفس نفس زدن جای تحسین و تشویق داره ،چون
حس تلاش و رنج و فشار و توانمندی کوریولانوس و تفاوتش با دیگران در عین حال در جا زدن قهرمان دیروز و دشمن امروز، بخاطر این طراحی صحنه خوب و استفاده از این ابزار مناسب کاملا حس میشد.


نقطه ضعف این نمایش بنظرم منقطع بودن و عدم یکپارچگی و تا حدی شعارزدگی نمایشنامه و استفاده بیش ازحد از وضعیت خوابیده بازیگران و شعاردادن مدام انها که در ابتدا نقطه قوت نمایش و بعدتر باعث یکنواختی و ایجاد خستگی در تماشاچی میشد بود،
شوخی ها اصلا در نیامده بود و به نظر من نبودنشان هم کار را کوتاهتر میکرد و هم یکپارچگی متن را بیشتر حفظ میکرد و در کل باعث جذابتر شدن این نمایش و همراهی بیشتر مخاطب میشد.

نکته ... دیدن ادامه » مهم بعدی نبودن گره یا تعلیق در نمایشنامه برای کشش داستان بود چون از لحظه اول با توجه به مشابهت کامل فضای نمایش با تجربیات هر روزه ما اخر داستان مشخص بود و چیزی جز شعار و درد سیاسی برای همراهی مخاطب وجود نداشت.

پ ن۱ : اون دوست کیسه پوش ترازو بر شانه تابلو بیاورمون هم جالب بود که با همون لباس نمایش رویای نیمه شب تابستان فقط با رنگ سیاهش کپی پیست شده بودند اینجا و همانطور زحمت میکشیدند و دقیقا همون نقش اکسسوار رو داشتند که این هم گویا از ابتکارات جناب کوشکی میباشد
پ ن۲: ای کاش تمهیدی برای تغیرات دکور و اوردن وسایل مورد نیاز به روی صحنه و استفاده از پنکه و برف شادی وغیره ، خارج از دید تماشاچی اندیشیده میشد چون این حالت موجود ،به من حس تمرین میداد تا نمایش اصلی

نمره من ۳/۵ از ۵ و توصیه میکنم دوستان با نگاه مهربان و کمتر منتقدانه بدیدن این نمایش بنشینند و از زحمات و تلاش این گروه جوان لذت ببرند


بخش اول متننتون منو ترغیب کرد ببینم نمایش رو
۲۴ مرداد
میثم جان چه حیف دل ما رو هم سوزوندی برادر، تا یکساعت بعدش داشتیم با جناب لهاک گفتمان میکردیم و جات خالی بود، امشب اگر وقت دارید ببینید این نمایش رو فکر نکنم بدتون بیاد
۲۴ مرداد
جناب کوشکی ممنون از توجه شما
۲۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
من تقریبا بیشتر نوشته های شکسپیر مطالعه کردم و علاقه خاصی نسبت آثارش دارم . بنظر من فکر اجرای نمایشنامه های شکسپیر جرات خاصی می خواد چه برسه به روی صحنه آوردن کارهاش .
بنظر من کوریولانوس اجرای کاملی بود طوری که حداقل من گذر زمان اصلا متوجه نشدم و مهمتر اینکه زمانی که اجرا تموم شد هنوز دیالوگ ها و نمایش توی ذهن من مخاطب دوره می شد .
به امید های اجراهای همین گونه موفق آینده
سلام
ما هم این نمایش رو دیدیم
نمایش خوب و پر از انرژی ای بود
بازی ها بخصوص بازی نقش کوریولانوس عالی بود و آمادگی بدنی شون قابل ستایش بود .
موفق باشید آقای کوشکی و سایر عزیزان
نپسندیدم هر چند انرژی زیادی صرفش شده بود. تبدیل زبان شکسپیر به زبان کوچه بازاری و این گونه دخل و تصرف به دلم ننشست. بازیگر نقش کورلیانوس چه بازی دشواری داشت
این تراژدی با وجود رگه هایی از کمدی و موسیقی فوقالعاده ؛ و طراحی خلاقانه میزانسن هایی ک نمایش را روان و یکپارچه میکند در قالب نگاهی سیاسی اجتماعی شرایط مشاهبی را برایمان تداعی میکند .
متاسفانه کاره عمیقی نبود با توجه به درون مایه نمایشنامه که میشد خیلی بهتر از اینا روش کار بشه، بازی ها ضعیف بود ، البته جا داره برای موسیقی کار تشکر کنم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگردانی به شدت ضعیف، میزانسن ها در هم ، مشخصه کار بر اساس بداهه های بازیگران بسته شده بدون هیچ روتوشی از سمت کارگردان، اما بعضی بازیهای بچه ها خوب بود و بازیگر نقش مادر درخشید در نقشش و بسیار قابل باور بود اگر اشتباه نکنم هانیه مقدم و ادیب وکیلی در نقش کسی که شعار میداد هم خوب و دیدنی بود، موسیقی کار ، توسط علی سینا که خلاقانه و بسیار کمک کننده بود، طراحی صحنه نداشت کار ، طراحی لباس میتونست خلاقانه تر و معرف کاراکتر ها باشه، طراحی نور معمولی، در هر صورت ارزوی موفقیت و پیشرفت روز افزون برای کارگردان و عوامل و بازیگران جوان این نمایش دارم...موفق باشید