نقدی بر نمایش «نامقصد» که در سالن «انتظامی» خانه هنرمندان روی صحنه رفته استرقص میان نور و تاریکی در جستوجوی حقیقت گمشدهنمایش «نامقصد»، به کارگردانی «رضا بهکام» و تهیهکنندگی «عماد اخلاقی» که در سالن «انتظامی» خانه هنرمندان روی صحنه رفته، مخاطب را در میانه یک کشمکش درونی و فلسفی قرار میدهد. این نمایش، فراتر از یک اجرای ساده، نوعی تجربه زیسته است که با استفاده هوشمندانه از نمادها، مخاطب را تا لحظات پایانی با خود همراه میکند.
از همان لحظات نخست، طراحی صحنه متفاوت و متمایز، خود را به رخ میکشد. کارگردان با استفاده از تقابل میان نور و تاریکی هم فضاسازی و هم ذهن مخاطب را مدیریت میکند. گاه تاریکیها چنان سنگین میشوند که مخاطب را در پرسش و حیرت فرومیبرند و گاه روشنایی، مانند نوری راهنما، او را به ادامه مسیر روایت سوق میدهد. این تلفیق ظریف میان نور و صدا، فضایی سوررئال و درعینحال ملموس خلق کرده است.
طراحی لباس نیز با انتخاب هوشمندانه ترکیب رنگهای «طوسی و زرد»، هارمونی بصری جذابی به صحنه بخشیده که همزمان هم تداعیکننده روزمرگی و هم نمادی از امید یا هشدار است. ابزارهای صحنه نظیر «چاقو» و «لپتاپ»، تنها اشیا نیستند؛ بلکه کدهای معنایی هستند که در لایههای مختلف داستان معنا مییابند.
محور اصلی درگیری دراماتیک نمایش، حول یک راز تلخ میچرخد؛ تجاوزی که سالها پنهان مانده و شاهد آن، نهتنها سکوت کرده، بلکه با متجاوز ازدواج کرده است. این روایت، لایههای پیچیدهای از پستی و انسانیت را واکاوی میکند. صحنه تجاوز به شخصیت «آبان»، با بازی درخشان و نفسگیر بازیگر نقش، چنان تکاندهنده بود که نفس را در سینه مخاطب حبس کرد. خواندن برگه پزشکی قانونی و کشف علت مرگ دردناک آبان (در حادثه تصادف ۲۰ آبان ۱۳۹۴)، یکی از جانسوزترین لحظات نمایش بود که قلب مخاطب را به لرزه درآورد.
نمایش با استفاده از نمادهایی چون «قبرستان و بهشتزهرا»، «فرودگاه آمستردام» و «چمدانها»، مفاهیم عمیقی چون مرگ، مهاجرت و وقفه در مسیر زندگی (که در اینجا به دلیل شرایط جنگی و انتظار برای پرواز بازنمایی شده) را به تصویر میکشد.
بازیگران نمایش «نامقصد» با دقت و تمرین فوقالعادهای، بدون کوچکترین لغزش یا اشتباه در دیالوگها، به ایفای نقش پرداختهاند. فرم و حرکت بازیگران بهدوراز اغراقهای معمول، بسیار بجا و متناسب با فضای نمایش است. بازیگری که نقش نابینا را ایفا میکند، با دیالوگی تکاندهنده میگوید: «باید سعی کنم نابینا باشم؛ تمرین ندیدن و شنیدهشدن… .» جملهای که گویای جستوجوی حقیقت در میان پوشیدگیهای دیداری است. در این میان، تقابل میان نگاههای متفاوت به زندگی مشخص است؛ از یک سو آبان با دیالوگهایی که به فقدان امید اشاره دارد، و از سوی دیگر آبان که با نگاهی فیلسوفانه میگوید: «آدم وقتی امید نداشته باشد، میتوانی او را مرده حساب کنی.» این تضاد، تنش دراماتیک را به اوج میرساند.
«نامقصد» نمایشی است که مخاطب را با مفاهیمی چون ترس، خشم و مرگ، درگیر واژه «غم» میکند؛ اما این غم، نه یک غم بیهوده، بلکه غمی است که از دل حقیقت برآمده است. بازیگری که از مردم گریزی سخن میگوید، بازتابی از تنهایی انسان معاصر در جهان پرآشوب امروز را یادآور میشود.
منبع: پیام ما
اعلام جزییات دومین رویداد «جمعههای تئاترشهر»؛تماشاگران محترم «حالا نوبت شماست...»؛ ادای احترام به یکی از وفادارترین تماشاگران تئاتردومین رویداد «جمعههای تئاترشهر» با عنوان «حالا نوبت شماست...» با محوریت طرح دغدغه ها و مسائل مرتبط با حوزه مخاطبان و تماشاگران در مواجهه با تئاترهای روی صحنه و گرامیداشت یکی از وفادارترین تماشاگران تئاتر، برگزار می شود.
به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، دومین ویژه برنامه از رویداد «جمعه های تئاترشهر» روز جمعه یکم خرداد ماه با عنوان «حالا نوبت شماست...» مشتمل بر طرح دغدغه ها و مسایل مورد نظر تماشاگران در مواجهه با تئاترهای روی صحنه و تماشاخانه ها، به میزبانی تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار می شود.
دراین ویژه برنامه که با حضور جمعی از تماشاگران و مخاطبان فعال حوزه تئاتر برگزار می شود، آسیبشناسی مسائل مرتبط با نحوه میزبانی تالارهای نمایشی و تماشاخانههای مختلف در حوزههای دولتی و بخش خصوصی و موارد مشابه به بحث و تبادل نظر گذاشته خواهد شد. این در حالی است که در بخش دیگری از برنامه یاد و خاطره زنده یاد شیرین یزدان بخش بازیگر فقید سینما که طی سال های متمادی به عنوان یکی از وفادارترین تماشاگران حوزه تئاتر معروف بود نیز گرامی داشته می شود.
مجموعه تئاترشهر در این برنامه علاوه بر میزبانی تماشاگران حرفه ای تئاتر از کارگردانها و مدیران تماشاخانهها برای آگاهی بیشتر از نقطه نظرات تماشاگران تئاتر نیز دعوت می کند.
ویژه برنامه «جمعه های تئاترشهر» از جمله رویدادهای جدید مجموعه تئاترشهر در این دوره است که طی آن برنامه هایی چون «اکران فیلم تئاترهای موفق به صحنه رفته در تئاترشهر»، «رونمایی از کتاب های تخصصی حوزه تئاتر»، «نشست های پژوهشی و تخصصی حوزه هنرهای نمایشی»، «مراسم نکوداشت چهره های شاخص عرصه تئاتر در ادوار مختلف»، «کارگاههای آموزشی»، «جلسات نمایشنامهخوانی» و برنامههای متنوع دیگر پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.
اولین ویژه برنامه «جمعههای تئاترشهر» روز جمعه بیست و پنجم اردیبهشت ماه با نمایش مستند پرتره ای از زنده یاد بهرام بیضایی با نام «چریکه بهرام» به کارگردانی فرشید قلی پور در تالار مشاهیر این مجموعه برگزار شد.
دومین ویژه برنامه «جمعه های تئاترشهر» هم ساعت ۱۷ روز جمعه یکم خرداد ماه در تالار مشاهیر این مجموعه برگزار و ورود برای مخاطبان و علاقه مندان رایگان است.
هفته اول نمایش «نامقصد» به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام با استقبال مخاطبان در سالن استاد انتظامی روی صحنه رفت.«نامقصد» با استقبال مخاطبان روی صحنه رفتنمایش «نامقصد» به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام و تهیه کنندگی عماد اخلاقی، در هفته اول اجراهای خود با استقبال قابل توجه مخاطبان روبرو شد و با اتمام ظرفیت سالن به روی صحنه رفت. این نمایش پس از یک روز تعطیلی به علت وفات، امروز ۲۸ اردیبهشت، هفته دوم اجراهای خود را در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران آغاز میکند.
در این اثر نمایشی ناهید عساکره، سحر بیرانوند و نازنین میهن به ایفای نقش میپردازند.
در خلاصه این اثر آمده: سه دوست قدیمی دوران دانشکده هنر و آکادمی تئاتر، در زمان حال به روایتهای موازی از مسیر زندگی ده ساله خود میپردازند...
«نامقصد» تا ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ هر شب به جز شنبهها، ساعت ۱۸:۳۰ در سالن استاد انتظامی روی صحنه خواهد رفت و علاقمندان می توانند با مراجعه به سایت تیوال، جهت تهیه بلیت این نمایش اقدام کنند. قابل ذکر است که دانشجویان محترم می توانند در روزهای یکشنبه و سه شنبه بلیت این اثر نمایشی را با وارد کردن کد tiwallstudents و اعمال ۳۰٪ تخفیف تهیه کنند.
عکاس: کوروش برزی
طراح گرافیک: استودیو آوانس کات
نمایش «لانگ شات» به کارگردانی محمدرضا مالکی پس از سه سال از آخرین اجرا، برای چهارمین بار روی صحنه میرود.دور چهارم اجرای «لانگ شات» در هاموننمایش «لانگ شات» به نویسندگی محمدرضا مالکی و جواد خورشا و کارگردانی محمدرضا مالکی که فروردین و اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۲ در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر با استقبال مخاطبان و منتقدان روی صحنه رفت، فصل چهارم اجراهای خود را در تئاتر هامون آغاز خواهد کرد.
داستان این اثر نمایشی با بازی محمدرضا مالکی روایتگر بخشهایی از زندگی شخصیتی به نام رضا مژده کارگر خیاطی است که عاشق سینماست. او یک شب در محل کار خود میخواهد فیلمی با گوشی همراه از خودش ضبط کند تا برای یک دفتر سینمایی بفرستد. این اثر در ستایش تمام هنروران و عاشقان بازیگری در سینماست.
در دور چهارم اجراهای «لانگ شات»، امیرموسی کاظمی به عنوان مجری طرح، سینا ییلاق بیگی؛ طراح صحنه، حافظ وقار؛ طراح نور، محمدرضا مالکی؛ طراح لباس، محمد سلیمانشاه؛ طراح پوستر، پریسا روزبهانی؛ دستیار کارگردان و برنامه ریز، آرنیکا نوبهاری؛ مدیر صحنه و میثم شاه حسینی؛ ساخت تیزر حضور دارند.
اجرای محدود «لانگ شات» در تئاتر هامون از ۳۰ اردیبهشت ماه ساعت ۱۹ آغاز میشود و بلیت آن از طریق سایت تیوال به فروش میرسد.
«نامقصد»؛ روایتی از شکست سفر قهرمانفریال آذری منتقد هنری در یادداشتی، به نقد و بررسی نمایش «نامقصد» به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام، تهیه کنندگی عماد اخلاقی و بازی ناهید عساکره، سحر بیرانوند و نازنین میهن پرداخت که در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران به روی صحنه رفته است.
به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، نمایش «نامقصد» که در خانه هنرمندان به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام بر روی صحنه است در سطح روایت داستانی درباره یک تراژدی فردی است، اما در لایههای عمیقتر به سازوکارهای اجتماعی خشونت و شیوههای بازتولید آن در حافظه فردی و جمعی میپردازد. تجاوز مهران به آبان در ظاهر یک کنش فردی است، اما نمایش بهتدریج نشان میدهد که این خشونت در خلأ رخ نمیدهد؛ بلکه در شبکهای از سکوت، انکار و عادیسازی اجتماعی تثبیت میشود. آزاده شاهد واقعه است اما مداخله نمیکند و همین سکوت، خشونت را از سطح یک جرم فردی به سطح یک شکست جمعی ارتقا میدهد. آنچه در ادامه رخ میدهد ــ ازدواج آزاده با مهران و تولد کودکی نابینا از این پیوند ــ نشان میدهد که خشونت نه تنها سرکوب نمیشود، بلکه در ساختار زندگی روزمره جذب و بازتولید میگردد.
در اینجا مفهوم «خشونت نمادین» در اندیشه پیر بوردیو میتواند چارچوبی نظری برای فهم این وضعیت فراهم کند. بوردیو خشونت نمادین را نوعی سلطه میداند که از طریق سازوکارهای فرهنگی و عادتوارههای اجتماعی اعمال میشود و چنان درونی میشود که اغلب بهعنوان امری طبیعی و بدیهی پذیرفته میگردد (Bourdieu, ۱۹۹۱).
در جهان «نامقصد»، خشونت مهران تنها در لحظه تجاوز حضور ندارد؛ بلکه در تداوم رابطه با آزاده و در عادی شدن این پیوند در زندگی روزمره بازتولید میشود. سکوت آزاده و پذیرش این وضعیت نشان میدهد که خشونت چگونه میتواند از سطح کنش فیزیکی به سطح ساختارهای اجتماعی منتقل شود. جامعه در چنین شرایطی نه تنها قادر به مهار خشونت نیست، بلکه آن را در درون نظم خود جذب میکند.
پیامد چنین فرآیندی در نمایش با تولد کودکی نابینا تجسم مییابد؛ کودکی که نام آبان را بر خود دارد. نابینایی این کودک را میتوان استعارهای از جامعهای دانست که حقیقت خشونت را نادیده گرفته و در نتیجه نسلی را پرورش میدهد که اساساً قادر به دیدن آن نیست. نامگذاری کودک با نام آبان نیز نشان میدهد که گذشتهای که حل نشده است، در قالب آینده بازمیگردد.
در کنار این خوانش جامعهشناختی، نمایش را میتوان در پرتو نظریه تروما و حافظه جمعی نیز تحلیل کرد. موریس هالبواکس معتقد است که حافظه همواره در چارچوبهای اجتماعی شکل میگیرد و تجربههای فردی تنها در بستر این چارچوبها معنا پیدا میکنند (Halbwachs, ۱۹۹۲). در چنین چارچوبی، تجربههای خشونتآمیز اغلب بهصورت کامل روایت نمیشوند، بلکه در حافظه جمعی به شکل گسسته و بازگشتی باقی میمانند. نظریهپردازان مطالعات تروما، از جمله کتی کاروت، نیز تأکید میکنند که تروما معمولاً در قالب بازگشتهای ناگهانی و تصاویر تکرارشونده ظاهر میشود، زیرا تجربه اولیه آن چنان شدید است که در لحظه وقوع بهطور کامل درک نمیشود (Caruth, ۱۹۹۶).
در «نامقصد» نیز گذشته به شکل خطی بازگو نمیشود؛ بلکه در قالب ایمیلهایی که پس از ده سال بازمیگردند، در خاطرات گسسته شخصیتها و در بازگشت نام آبان در نسل بعدی دوباره ظاهر میشود. این بازگشتهای تکرارشونده نشان میدهد که خشونت سرکوبشده هرگز بهطور کامل ناپدید نمیشود، بلکه در حافظه جمعی باقی میماند و در لحظهای دیگر خود را آشکار میکند. از این منظر، ساختار روایی نمایش را میتوان نوعی بازنمایی دراماتیک از منطق تروما دانست؛ گذشتهای که پایان نیافته و به شکلهای مختلف به اکنون بازمیگردد.
این منطق تروما در سطح اجرا نیز بازتاب پیدا میکند. بدن بازیگران در بسیاری از لحظات به حامل حافظه تبدیل میشود. اجرا از رئالیسم روانشناختی فاصله میگیرد و به بیانی اکسپرسیونیستی نزدیک میشود؛ جایی که بدنها حامل رنجی هستند که کلمات قادر به بیان آن نیستند. صحنه حمله خواهر آبان به آزاده با چاقو، به جای آنکه صرفاً یک کنش واقعگرایانه باشد، به نوعی انفجار بدنی خشونت تبدیل میشود؛ خشونتی که سالها در سکوت انباشته شده و اکنون در حرکت بدنها آشکار میشود.
در کنار این دو چارچوب نظری، روایت نمایش را میتوان با الگوی اسطورهای «سفر قهرمان» جوزف کمبل نیز مقایسه کرد. کمبل در کتاب «قهرمان هزارچهره» ساختاری اسطورهای را توصیف میکند که در آن قهرمان پس از مواجهه با بحران از جهان عادی خارج میشود، وارد قلمرو ناشناخته میگردد، با نیروهای تاریک روبهرو میشود و در نهایت با دانشی تازه به جامعه بازمیگردد (Campbell, ۲۰۰۸). اما «نامقصد» این الگو را به شکلی وارونه بازآفرینی میکند. آبان در لحظه تصادف ــ که خود آن را نوعی «پرواز» توصیف میکند ــ از مرز میان زندگی و مرگ عبور میکند؛ لحظهای که میتواند معادل عبور از آستانه در الگوی کمبل تلقی شود.
با این حال، این سفر هرگز به مرحله بازگشت نمیرسد. در الگوی کمبل، قهرمان پس از عبور از تاریکی با دانشی تازه بازمیگردد تا جامعه را دگرگون کند. اما در «نامقصد» چنین بازگشتی رخ نمیدهد. قهرمان غایب میماند و جامعه بدون مواجهه با حقیقت به زندگی خود ادامه میدهد. در نتیجه چرخه خشونت متوقف نمیشود و گذشته در قالبی تازه بازمیگردد.
از این منظر، «نامقصد» را میتوان روایتی از شکست سفر قهرمان دانست؛ روایتی که در آن جامعه نه قادر به مواجهه با تروماست و نه توانایی گسستن از چرخه خشونت را دارد. فرودگاه در این میان به فضایی نمادین تبدیل میشود: مکانی میان جهانها، میان حرکت و توقف، میان رفتن و نرسیدن. در چنین جهانی، پرواز دیگر نشانه رهایی نیست، بلکه تصویری از تعلیقی است که پایان روشنی برای آن وجود ندارد.
نمایش «نامقصد» به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام، تهیه کنندگی عماد اخلاقی و بازی ناهید عساکره، سحر بیرانوند و نازنین میهن تا ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ در خانه هنرمندان، تماشاخانه انتظامی هر شب به جز شنبه ها، ساعت ۱۸:۳۰ به روی صحنه خواهد رفت.
نمایش «هتل» به کارگردانی مرجان آقانوری در ادامه اجراهای خود از ۳۰ اردیبهشت، با تغییر در ترکیب بازیگران به صحنه خواهد رفت و مرجان آقانوری، جایگزین شیوا خسرومهر در این اثر خواهد شد.مرجان آقانوری، جایگزین شیوا خسرومهر در نمایش «هتل» شدبه گزارش ایران تئاتر، نمایش «هتل» (هُتِل) به نویسندگی مرجان آقانوری و سلاله صفری و کارگردانی مرجان آقانوری که بهعنوان نخستین اجرای سال ۱۴۰۵ در بوتیک هنر ایران روی صحنه رفته است، در دور تازه اجراهای خود از ۳۰ اردیبهشت میزبان مخاطبان خواهد بود.
شیوا خسرومهر که پیشتر در این نمایش به ایفای نقش میپرداخت، به دلیل تداخل با یک پروژه تصویری از ادامه حضور در «هتل» بازمانده است و مرجان آقانوری در ادامه اجراها، جایگزین او خواهد شد.
مرجان آقانوری، کارگردان این نمایش، در یادداشتی خطاب به شیوا خسرومهر نوشت: «ماهها در کنار یکدیگر بودیم و نمایش «هتل» با حضور شما رنگی دیگر گرفت. همه گروه دلتنگ شما خواهد بود و امیدواریم بهزودی دوباره شما را بر صحنه تئاتر ببینیم.»
اجرای این نمایش پیشتر از اسفند ۱۴۰۴ در بوتیک هنر ایران آغاز شده بود اما بهدلیل شرایط خاص پیشآمده در کشور (جنگ تحمیلی) بهطور موقت متوقف شد و بار دیگر از ۲۶ فروردینماه ۱۴۰۵، به صحنه بازگشت.
مرجان آقانوری، سیدمهرداد کاووسی حسینی، مهشید زبردست، ریحان غلامی، محبوبه گمنام، مریم شریفزاده، افروز کماییمقدم، امیرمحمد نانپز، سلاله صفری، آیسان داداشی و علی پورقریب، بازیگران این اثر نمایشی هستند.
«هتل»، چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه هر هفته، ساعت ۱۸:۱۵ در بوتیک هنر ایران اجرا میشود.
این نمایش، روایت گروهی نمایشی است که در هتلی قدیمی و سوخته به اجرای تئاتر میپردازند؛ جایی که حضور شخصیتی که او را «جن» میشناسند، مسیر داستان را تغییر میدهد.
در خلاصه این نمایش آمده است: «میخوام نامه بزنم به مرکز هنرهای نمایشی که دیگه تو خونه من سالن تئاتر نسازن...»
علاقهمندان برای تهیه بلیت روزهای جدید اجرای این نمایش میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
خنده و تردید در یک قابگفتوگوی هفتصبح با رضا جاویدی، کارگردان نمایش «ژوژمان»در این گفتوگو، کارگردان «ژوژمان» درباره خلق موقعیتهایی که هم میخندانند و هم به فکر میاندازند و راز جذابیت نمایش در جدی گرفتن پوچی صحبت میکند
رضا جاویدی، کارگردان تئاتر و عکاس هنری که سالهاست لحظههای صحنه را از پشت لنز دوربین ثبت کرده، این بار با نمایش «ژوژمان» به سراغ اقتباسی ایرانی از نمایشنامه «خدا» نوشته وودی آلن رفته است. اثری که در ظاهر یک کمدی یکپردهای است اما در لایههای زیرین خود پرسشهایی جدی درباره هستی، هنر و نسبت هنرمند با اثرش مطرح میکند.
جاویدی که چندین سال به عنوان عکاس تئاتر فعالیت داشته، در این نمایش تلاش کرده فضای فلسفی و طنز تلخ وودی آلن را در بستری بومی و آشنا برای مخاطب ایرانی بازآفرینی کند؛ فضایی که این بار نه در آمفیتئاتر یونان باستان که در یک پلاتوی دانشگاهی و در انتظار یک جلسه ژوژمان شکل میگیرد. او در این گفتوگو از روند اقتباس این متن، چالشهای بومیسازی طنز وودی آلن، تاثیر نگاه عکاسانه بر کارگردانی تئاتر و همچنین وضعیت نسل جوان تئاتر ایران میگوید.
نام «ژوژمان» که در محیطهای هنری و آکادمیک به معنای جلسه داوری یا ارزیابی آثار است، چگونه با اقتباس شما از نمایشنامه «خدا» وودی آلن گره میخورد؟ آیا این عنوان از ابتدا در ذهن شما شکل گرفته بود یا در طول فرآیند تولید نمایش به آن رسیدید؟
نام «ژوژمان» در ابتدا در ذهن من، یک نام صرفا توصیفی نبود و همان ساختار دراماتیک و فلسفیِ خود نمایشنامه وودی آلن بود. در اصل، شخصیتهای نمایش «ژوژمان» مدام در حال ارزیابی و داوری اثر خودشان هستند؛ آنها از بیرون به کار خود نگاه میکنند، دیوار چهارم را میشکنند و از تماشاگر میپرسند «این درست بود؟». انگار تمام مدت یک ژوژمان درونی در جریان است. وقتی تصمیم گرفتم فضای نمایش را به یک پلاتوی دانشگاهی و انتظار برای استاد منتقل کنم، عنوان «ژوژمان» بیش از پیش طبیعی شد. نه، از ابتدا قاطع به این نام نرسیده بودم، اما در حین تولید و وقتی دیالوگها و موقعیتها داشتند شکل میگرفتند، حس کردم این نام دقیقا به روح اثر میخورد.
جاویدی که چندین سال به عنوان عکاس تئاتر فعالیت داشته، در این نمایش تلاش کرده فضای فلسفی و طنز تلخ وودی آلن را در بستری بومی و آشنا برای مخاطب ایرانی بازآفرینی کند؛ فضایی که این بار نه در آمفیتئاتر یونان باستان که در یک پلاتوی دانشگاهی و در انتظار یک جلسه ژوژمان شکل میگیرد. او در این گفتوگو از روند اقتباس این متن، چالشهای بومیسازی طنز وودی آلن، تاثیر نگاه عکاسانه بر کارگردانی تئاتر و همچنین وضعیت نسل جوان تئاتر ایران میگوید.
نام «ژوژمان» که در محیطهای هنری و آکادمیک به معنای جلسه داوری یا ارزیابی آثار است، چگونه با اقتباس شما از نمایشنامه «خدا» وودی آلن گره میخورد؟ آیا این عنوان از ابتدا در ذهن شما شکل گرفته بود یا در طول فرآیند تولید نمایش به آن رسیدید؟
وودی آلن فیلسوفنویس شناختهشدهای است که کمدیهایش اغلب حاوی لایههای عمیق فکری هستند. شما در «ژوژمان» به سراغ پرسشهایی مثل «ما وجود داریم؟ اینها وجود دارند؟» رفتهاید. چطور میان کمدی یکپردهای آلن و این پرسشهای هستیشناسانه تعادل ایجاد کردید که نه کمدی سطحی شود و نه فلسفه خشک و تئوریک؟
نکته کلیدی این است که خود وودی آلن این تعادل را در متن ایجاد کرده؛ کار من بیشتر کشف و برجستهسازی همین لایهها بود. فلسفه در متون وودی آلن هیچوقت خشک و تئوریک نیست و از دل موقعیتهای کمدی و آدمهای سردرگم بیرون میآید. شخصیتهای «ژوژمان» مدام در حال اجرا هستند و ناگهان میایستند و میپرسند «ما اصلاً وجود داریم؟».
این پرسش نه از روی کنجکاوی فلسفی، که از روی سردرگمی عملیِ یک هنرمند است که نمیداند نمایشش به کجا میرود. من سعی کردم بازیگران را در مرز میان باور و ناباوری نسبت به نقششان نگه دارم. طوری که مخاطب هم بخندد و هم ناگهان مکث کند. از نظر من، راز جذابیت این نمایش، جدی گرفتن پوچی است. اگر بازیگران پرسشهای هستیشناسانه را با جدیت تمام و بدون شوخی اجرا کنند، خود آن جدیت تبدیل به کمدیِ موقعیت میشود.
با توجه به اینکه «ژوژمان» اقتباسی ایرانی از یک نمایشنامه خارجی است، مهمترین چالشهای شما در بومیسازی مفاهیم، شوخیها و ارجاعات فرهنگی نمایشنامه وودی آلن برای مخاطب ایرانی چه بود؟
در واقع بزرگترین چالش به اجرا بردن این نمایش، همین ارجاعات فرهنگی خاص وودی آلن بود. من به واسطه شغل عکاسی تئاتر که حدود ۱۵ سال است به آن مشغولم، بارها و بارها به تماشای نمایشهایی نشستهام که موقعیتها و شوخیهای کار چون درست برای مخاطب ایرانی و فارسیزبان پرداخت نشده بود، نه تنها نتوانسته بود معنایی که در ذهن نویسنده است را منتقل کند، بلکه مخاطب را سرگردان و گنگ در میان انبوهی از کلمات بیمعنا رها ساخته بود.
آلن به فرهنگ یهودی-نیویورکی، فلسفه اگزیستانسیالیسم فرانسوی و کلیشههای روانکاوی ارجاع میدهد که برای مخاطب ایرانی لزوماً آشنا یا خندهدار نیست. راهحل من این بود که به جای تغییر ماهیت این ارجاعات، معادلهای موقعیتی برایشان پیدا کنم.
مثلاً شوخیهای مربوط به «ترس از مرگ» یا «بیپناهی در برابر کیهان» را نه در قالب ارجاع به یک فیلسوف خاص که در قالب وضعیت عینیِ یک دانشجو که برای ژوژمان آماده نمیشود، ارائه کردم. همچنین، فضای آکادمیک و پلاتو را جایگزین آمفیتئاتر یونان باستان کردم تا مخاطب ایرانی بلافاصله با آن ارتباط برقرار کند. چالش دیگر، لحن طنز تلخ آلن بود؛ در ایران گاهی طنز به شوخیهای روزمره فروکاسته میشود. من تلاش کردم همان طنز سیاه و برشزننده را حفظ کنم بدون اینکه به تلخی صرف تبدیل شود.
شما به عنوان عکاس هنری و به خصوص عکاس تئاتر، پشت صحنه و روی صحنه بودهاید و لحظهها را ثبت کردهاید. این نگاه عکاسانه، چه تأثیری بر رویکرد شما در کارگردانی تئاتر، بهویژه در طراحی صحنه، میزانسن، نورپردازی و قاببندی بصری صحنه دارد؟
در فضای هنر، اغلب هنر عکاسی به نگاه و قاب تقلیل داده میشود؛ در صورتی که هنرمند عکاس برای ساخت اثر هنری خود از فرم و مدیوم عکاسی بهره میگیرد وگرنه ساخت اثر هنری چه روی بوم به شکل نقاشی ثبت شود، چه در قالب سینما درآید و حتی یک قطعه موسیقی، فرایند شکلگیری آن مشابه است. دغدغهای، مسئلهای، فکری یا حس و حرف ناگفتنی در کار است که هنرمند برای آن فرم قابل تماشا میسازد. برای من ساخت یک اثر نمایشی چندان دور از عکاسی نیست؛ چون در هر دو تلاش دارم در جایگاه سوژه قرار گرفته و آنچه در ذهن دارم را به تصویر بکشم، چه در قاب دوربین چه روی صحنه تئاتر.
در عکاسی، ثبت «لحظه قطعی» بسیار اهمیت دارد. در تئاتر، لحظهها سیال و پویا هستند. چگونه این درک از لحظه و قاببندی را که از عکاسی کسب کردهاید، در کارگردانی تئاتر و خلق تصاویر زنده و متحرک به کار میبرید؟
در عکاسی، لحظه قطعی، آن دریچهای است که هنرمند با دقت و ظرافت، جهان را در خود ثبت میکند. اما تئاتر، جریان بیپایانی از لحظههاست؛ سیال، پویا و دائماً در حال تغییر. تجربهام در عکاسی به من آموخته که در میان این پویایی، میتوان لحظههای کلیدی را شناسایی کرد؛ آن لحظاتی که احساسات، دیالوگها و حرکات در هم تنیده و یک تصویر کامل را خلق میکنند. در تئاتر، تلاش میکنم این لحظههای کلیدی را پیدا کنم و با بازیگران همکاری کنم تا آنها را تقویت کنند. هدفم این نیست که لحظات را بستهبندی کنم چراکه قصد دارم فضایی خلق کنم که این لحظات به طور طبیعی و خودجوش ظهور کنند. به عبارتی، در تئاتر به جای اینکه من لحظه را تعریف کنم اجازه میدهم لحظه خودش را نشان دهد.
منبع: هفت صبح
دور جدید اجرای نمایش «هتل» (هُ تِ ل) به کارگردانی مرجان آقانوری، از چهارشنبه ۱۶ اردیبهشتماه در بوتیک هنر ایران تمدید شد.اجرای نمایش «هتل» (هُ تِ ل) تمدید شدبه گزارش ایران تئاتر، نمایش «هتل» (هُ تِ ل) به نویسندگی مرجان آقانوری و سلاله صفری و کارگردانی مرجان آقانوری، بهعنوان نخستین اجرای سال ۱۴۰۵ از ۲۶ فروردینماه در بوتیک هنر ایران روی صحنه رفته است برای مدت محدودی از چهارشنبه ۱۶ اردیبهشتماه تمدید شد.
اجرای این نمایش، پیش از این، اسفند ۱۴۰۴ در بوتیک هنر ایران آغاز شده بود ولی به دلیل شرایط خاص و پیشآمده (جنگ تحمیلی) در کشور به طور موقت، متوقف شد و دوباره از ۲۶ فروردینماه ۱۴۰۵ به صحنه برگشت.
شیوا خسرو مهر، ریحان غلامی، محمدرضا کریمی، محبوبه گمنام، مریم شریفزاده، افروز کماییمقدم، امیرمحمد نانپز، محمد زکیبخش، سلاله صفری، آیسان داداشی و علی پورقریب بازیگران این اثر نمایشی هستند که هر روز در دو سانس ۱۸:۳۰ و ۲۰:۳۰ روی صحنه میرود.
این اثر، روایت گروه نمایشی است که در هتلی قدیمی و سوخته، اجرای تئاتر میکنند.
یکی از شخصیتها که ما او را «جن» میشناسیم، مسیر نمایش را تغییر میدهد.
در خلاصه این نمایش آمده است: «میخوام نامه بزنم به مرکز هنرهای نمایشی که دیگه تو خونه من سالن تئاتر نسازن...»
بلیت روزهای جدید این نمایش، در سایت تیوال موجود است.
نمایش «ژوژمان» به نویسندگی و کارگردانی رضا جاویدی در بوتیک هنر ایران با اقتباس از نمایشنامه وودی آلن به صحنه میرود.نمایش «ژوژمان» در بوتیک هنر ایرانبه گزارش ایران تئاتر، نمایش «ژوژمان» به نویسندگی و کارگردانی رضا جاویدی از ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ در سالن شماره ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه خواهد رفت.
«ژوژمان» اقتباسی ایرانی از نمایشنامه «خدا» به قلم فیلسوفنویسِ نامدار سینما و تئاتر، وودیآلن است.
رضا جاویدی کارگردان نمایش «ژوژمان» درباره این اثر، گفت: «ما سوالات فلسفی زیادی داریم... ما وجود داریم؟ اینا وجود دارن؟» این جملات که بخشی از معرفی و هویت نمایش «ژوژمان» را شکل داده است، خیلی زود مخاطب را با بطن اصلی این اثر نمایشی مواجه میکند. اثری که در وهله نخست یک کمدی یکپرده از وودیآلن به شمار میرود، اما به مدد لایههای پنهان فلسفی و ساختاری، میزبان پرسشهایی بیپاسخ درباره چیستی هستی، نقش خالق و معنای زیستن است.»
رضا جاویدی در این نمایش، با رویکردی مینیمال و با تکیه بر بازیگرانی جوان، فضای آکادمیک و نقد اجرای تئاتر را عرصه آزمودن ایدههای آلن قرار داده است.
امیرعلی شابازیان، امیرمحمد قیصری، روشا حمزه پور، النا مهر فاخر، علی صابری، ملیکا خان علیلو، ابوالفضل حسین پور، علی اژدریان، غزل سلوکی، ستایش مقدم، ستایش طهرانی، مصطفی قاسمی، محمد پرهام حوریان و آتنا صامی بازیگران این نمایش هستند.
نمایش «ژوژمان» هر شب ساعت ۱۹ در بوتیک هنر ایران (سالن ۶) میزبان تماشاگران است و فروش بلیت هم اکنون در سایت تیوال و سینماتیکت آغاز شده است