تیوال تئاتر
T1 : 16:53:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
عکس
از نمایش راشومون
۱۰ دقیقه پیش
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش زبان تمشک های وحشی
» گفتگوی تیوال با شیوا مسعودی

گفتگوی تیوال با شیوا مسعودی / کارگردان.

گفتگو کننده: پرند محمدی

امیرمسعود فدائی و مهدی حسین مردی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش خونین زار
» گفتگوی تیوال با آذین رئوف

گفتگوی تیوال با آذین رئوف / بازیگر.

گفتگو کننده: پرند محمدی

مهدی حسین مردی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش ناتمام
نمایش «ناتمام»
» یادداشت شهرام کرمی برای نمایش «ناتمام»
... دیدن متن »

کهبد تاراج را نمی ‌دانم چند سال است که می‌شناسم. اما حس می ‌کنم از سالهایی که خودم را شناخته‌ام، از سال های دور، این دوست هنرمند را می ‌شناسم. در جایی مطلبی از او خواندم از رضا رضامندی نازنین که بعد از آن من احساس تعلق کردم به کهبد تاراج. من با رضامندی زیاد ارتباط نداشتم ولی بین ما دوستی زیادی بود. مهر او و مراقبت از سعدی افشار و چند نمایشی که از او دیدم و چشمان مهربان و گشادش کافی بود تا از ته دل دوستدارش باشم. لازم نیست برای دوستی همیشه با یک نفر باشی گاهی می ‌شود از دور و یا حتی سال به سال به یک خصلت او فکر کنی و از دوستی لذت ببری. رضامندی همین بود و کهبد تاراج هم یادآور مهر آن عزیز سفر رفته...

اما فرصت شد و نمایش ناتمام او را دیدم پر از لحظات خوب که از ذات خود کارگردان در کار جاری شده. بازی‌ها و فضا‌سازی و حس کار عالی است. اما دلم خواست نمایشنامه‌ای از خودش را می‌دیدم. کهبد نویسنده با اصالت خوبی است که ایرانی می‌نویسد. کارهایش را دوست دارم حتی اگر متن خودش نباشد. برای او بهترین را آرزو دارم.

شهرام کرمی

مینا &۱۲ این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش سه خواهر
» گفتگوی تیوال با فریبا جدیکار

گفتگوی تیوال با فریبا جدیکار / بازیگر .

گفتگو کننده: مهشاد حجتی

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش سه خواهر
» گفتگوی تیوال با پوریا رحیمی سام

گفتگوی تیوال با پوریا رحیمی سام / بازیگر .

گفتگو کننده: مهشاد حجتی

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدرسه تئاتر لیو
» مدرسه تئاتر لیو، به سرپرستی محمدحسن معجونی در نخستین سال تحصیلی خود، در دو حوزه آموزش «بازیگری» و «کارگردانی» اقدام به برگزاری دوره می‌نماید.
... دیدن متن »

مدرسه تئاتر لیو، به سرپرستی محمدحسن معجونی در نخستین سال تحصیلی خود، در دو حوزه آموزش «بازیگری» و «کارگردانی» اقدام به برگزاری دوره می‌نماید.

علاقه‌مندان به هنر «بازیگری»، همچنین افراد علاقه‌مند و فعال در حوزه‌ «کارگردانی» می‌توانند برای شرکت در یکی از این دو دوره، «دوره جامع آموزش بازیگری» و یا «دوره جامع مهارت کارگردانی» از طریق لینک زیر، فرم ثبت نام در مصاحبه حضوری را دریافت کرده و  نسبت به تکمیل آن اقدام نمایند. گفتنی است مهلت ثبت نام در این دو دوره تنها تا 30 مرداد 96 خواهد بود.


» راهنمایی:  باتوجه به قرارگیری پرسشنامه در پایگاه google doc دارا بودن حساب کاربری جی میل الزامی ست.
» فرم ثبت نام
» اطلاعات بیشتر

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش ناتمام
یادداشت بابک احمدی برای نمایش «ناتمام»
» درد دلِ «ناتمام» این سه زن
... دیدن متن »

به بهانه جان گرفتن نمایشنامه محمد چرمشیر در تئاترشهر

نمایشنامه «ناتمام» به قلم محمد چرمشیر این روزها توسط یک کارگردان جوان و گروهش در سالن سایه مجموعه تئاترشهر روی صحنه رفته است. نمایشنامه‌ای که‌ ناتمامی جزئی از ساختارش شده و شاید دلیل این امر درد دل‌های پیوسته سه شخصیت زن داستان باشد که تمامی ندارد.

نمایشنامه «ناتمام» در طول این سال‌ها بارها توسط کارگردانان نسل‌های مختلف تئاتری روی صحنه رفته است. آناهیتا اقبال‌نژاد بیش از ١٥ سال قبل این نمایشنامه را با ایفای نقش مریلا زارعی، سیما تیرانداز، پرستو گلستانی، الهام پاوه‌نژاد و شهره سلطانی که بعضی اجراها جایگزین یکدیگر می‌شدند، کارگردانی کرد. در سال‌های اخیر و از نسل جوان نیز محمد لارتی این مونولوگ را در فرهنگسرای نیاوران اجرا کرد و حالا کهبد تاراج نمایشنامه را با ایجاد تغییراتی در تئاترشهر روی صحنه برده است. تاراج که اجرای این نمایشنامه برایش معنای جان بخشیدن به یک نوستالژی را دارد، در یادداشتی آورده است: «هر اجرا جهانی است مملو از رازهای کشف نشده و دیدگاه‌هایی که قرار است به سرانجام برسد. بعد از بیش از یک دهه با متنی از محمد چرمشیر که همیشه او را یک قطب بی‌مانند نمایشنامه می‌دانم روبه‌رو هستم و باز هم مرور می‌کنم هر اجرا یک تمرین است و هر تمرین یک اجرا بدون تماشاگر. ما اینجا خودمان را نمایش نمی‌دهیم، ما رها شده‌ایم و بهتر بگویم در این زمانه تئاتر فست فودی! ما گم شده‌ایم و تماشاگر ما را پیدا می‌کند. تماشاگر ما را نه، فریاد و اعتراضی را پیدا می‌کند از جنس فائقه، بی‌تا، نازنین که نماد و نشانه هستند و بس. از زنانی که جرات یا فرصت حرف زدن نداشتند حرف می‌زنیم.»

به این ترتیب او نمایشنامه محمد چرمشیر را بستری برای رساندن پیامی اعتراضی به گوش مخاطب می‌داند. «این سه زن نماینده زنانی هستند که به بعضی مسائل اعتراض دارند. در نمایشنامه هم اینطور پیش می‌رود که گرچه قصد دارند درباره یک شخص در دادگاه شهادت دهند اما هرچه می‌گذرد اظهارات‌شان به حدیث نفس تبدیل می‌شود. صحبت‌های اعتراضی که خاستگاهش جنوب شهر است و هیچ‌وقت کهنه نمی‌شود.» به گفته این کارگردان جوان، سه شخصیت نمایش به جامعه کوچک خود مثل شوهر، خانواده و شرایط محل سکونت اعتراض دارند. «من سعی کردم کار از فضای دادگاهی خارج شود و با طراحی لباس‌ها به نوعی موقعیت تاریخی دهه‌های ٥٠، ٦٠ و ٧٠ را به نمایش گذاشته‌ام. به هرحال سعی کردم این نمایش نوستالژیک را با شیوه‌ای تازه اجرا کنم چون اجرای مونولوگ آن زمان برای تماشاگر جذابیت داشت ولی حالا از حوصله تماشاگر خارج است. من متن را به هم ریختم و به ١٨ اپیزود پشت سر هم رسیدم.» ‌این کارگردان که نخستین‌بار است نمایشی را در مجموعه تئاترشهر روی صحنه می‌برد درباره تجربه تازه خود می‌گوید: «اجرا برای متن برایم از محل اجرا اهمیت بیشتری داشت. سالن محراب یا اداره تئاتر تفاوت زیادی برای من ندارد چون معتقدم امروز دیگر سالن اجرای یک نمایش اهمیت ندارد و بازیگر سالاری همه‌چیز را تعیین می‌کند.» گروه برای اجرای نمایش «ناتمام» سه ماه و نیم تمرین کرده و هفت بازیگر عوض شده تا در نهایت روی صحنه آمد. «اینکه نمایشنامه توسط یک نویسنده مرد نوشته شده و من به عنوان کارگردان نمایش هم مرد هستم ولی وضعیت چند زن را روایت می‌کنیم به خودی خود جذابیت‌هایی داشت که من را به این تجربه ترغیب کرد.»

الهام شعبانی، غزاله جزایری و ترانه کوهستانی در «ناتمام» ایفای نقش می‌کنند. این نمایش تا روز یکشنبه ٥ شهریور در سالن سایه روی صحنه می‌رود.

مینا &۱۲ این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش ما سه نفر بودیم
یادداشت امین میری برای نمایش «ما سه نفر بودیم»
» این سه نفر
... دیدن متن »

این سه نفر، این سه تن، این سه پسر، این سه رفیق، این سه نویسنده، این سه کارگردان، این سه بازیگر، این سه مستعد، این سه ...
کمتر نمایشی را می‌توان دید که کمترین اشکال و ایراد را داشته باشد و در بین گروه‌های جوون خیلی خیلی کمتر. این سه پسر درخشان یه کار گروهی کردن‌، درخشان نوشتن، درخشان کارگردانی کردن و درخشان بازی کردن و درخشان گروه جمع کردن.
در حوصله این پست و همچنین مجال آن هم نیست  تا لذتی را که از دیدن نمایش «ما سه نفر بودیم» در سالن کوچیک مولوی در ساعت شش آن روز بردم را توصیف کنم، مطمینم وقتی ببینید هم عقیده خواهیم بود.
فقط دمت گرم سجاد افشاریان که شاگردات و گروه‌های جوون مستعد رو حمایت می کنی.
مولوی، سالن کوچیک، ساعت شش، «ما سه نفر بودیم».

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش لامبورگینى
یادداشت محمد حسن خدایی برای نمایش «لامبورگینی»
» کسى مى‌آید؛ سوار بر لامبورگینى
... دیدن متن »

سیامک صفری بی‌توجه به مناسبات مادی جامعه و صدالبته ساختارهای مقوم نظم اجتماعی و سیاسی، به لامبورگینی و درنهایت صاحب لامبورگینی نقد دارد؛ دیدگاهی که درنهایت به جای نقد سرمایه‌داری لجام‌گسیخته و تمنای امحای مناسبات آن، به سرمایه‌دار و زالوصفتی‌اش نهیب می‌زند؛ رویکردی که درنهایت بازتولید وضعیت موجود است. در غیاب آگاهی طبقاتی و فرم رادیکال اجرائی، لامبورگینی درنهایت به نمایشی تقلیل‌گرا و حافظ وضع موجود ختم خواهد شد.

به گزارش تیوال به نقل از پایگاه خبری تئاتر شرق، «لامبورگینی» سیامک صفری قرار است به بازنمایی زیست و زمانه و البته رنج گورخواب‌ها بپردازد؛ همان فیگور مطرود و فراموش‌شده‌ای که به میانجی رسانه‌ای‌شدن، از حاشیه به متن آورده شد و وجدان اخلاقی جامعه را مورد خطاب قرار داد و حتی به مباحث ماقبل انتخابات ریاست‌جمهوری کشیده شد؛ گورخواب‌هایی که از گورستان بزرگ نصیرآباد باغستان در حومه شهریار به دوربین خبرنگاران خیره شدند و بار دیگر فراموش‌شدگان را به یاد همگان آوردند.

یوسف اباذری در گفتاری که درباب مسئله پزشکی و مرگ عباس کیارستمی داشت، به‌درستی اشاره کرد  چگونه در زمانه‌ای که همه‌چیز به رقابت و محاسبه‌شدن تبدیل شده، گورخواب‌ها به آرامش و سکون و عزلت گورها پناه برده‌اند؛ همان «ورای اصل لذت» که فروید آن را در ساحت مرگ توضیح می‌دهد. گورخواب همان مطرودی است که از دل مناسبات تولید مادی جامعه، در زمستان استخوان‌سوز متروپلیس تهران، شب‌ها به گور پناه می‌برد تا دور از چشم دیگری ‌بزرگ و حتی نهادهای مدنی و آحاد جامعه، ورای اصل لذت را تمنا کند. لامبورگینی سیامک صفری، روایتی است از این ماجرا که به ادعای گروه اجرائی، نوعی از تجربه ابزوردیسم و معناباختگی هم هست؛  یک ابزورد ایرانی با چاشنی موسیقی اعتراضی رپ، که حتی به دعوت از خواننده‌ای مانند حمید صفت هم منجر شد.

اما آیا سیامک صفری و لامبورگینی‌اش در این مواجهه با پدیده‌ای این‌چنین مسئله‌ساز، استراتژی بوطیقایی و اجرائی درستی را انتخاب کرده؟ آیا از جایگاهی که وضعیت را خطاب می‌کند، امکان بحرانی‌کردن مناسباتی را که گورخوابی فقط یکی از نتایج آن است، می‌یابد؟ آیا درنهایت رویکرد لامبورگینی در بازنمایی سیمای گورخواب‌، به بازتولید همان مناسبات مألوف این سال‌ها در بازنمایی فقر، منتهی نشده است؟ به نظر می‌آید ایدئولوژی نمایش همان باوری است که علت همه مشکلات را به اشخاص تقلیل می‌دهد. اینجا به‌طور مشخص آن علت غایی، همان کسی است که توان خریدن «لامبورگینی» را دارد.

سرمایه‌دار زالوصفت که اگر مجازات شود، فراموش‌شدگانی همچون گورخواب و حاشیه‌نشین به وجود نخواهد آمد. سیامک صفری بی‌توجه به مناسبات مادی جامعه و صدالبته ساختارهای مقوم نظم اجتماعی و سیاسی، به لامبورگینی و درنهایت صاحب لامبورگینی نقد دارد؛ دیدگاهی که درنهایت به جای نقد سرمایه‌داری لجام‌گسیخته و تمنای امحای مناسبات آن، به سرمایه‌دار و زالوصفتی‌اش نهیب می‌زند؛ رویکردی که درنهایت بازتولید وضعیت موجود است. در غیاب آگاهی طبقاتی و فرم رادیکال اجرائی، لامبورگینی درنهایت به نمایشی تقلیل‌گرا و حافظ وضع موجود ختم خواهد شد.

از یاد نبریم که چگونه اشکان خطیبی در مقام یکی از دو گورخواب نمایش، مدام آهنگ رپ به نشان اعتراض می‌خواند و از قدرت متافیزیکی خود پرده برمی‌دارد. حال می‌توان همه اتفاقات فاجعه‌بار این سال‌ها را به میل‌ورزی یکی از گورخواب‌ها فروکاست: به خاموشی‌بردن نیمی از شهر تهران، فاجعه پلاسکو. در غیاب نگاه ساختاری به وضعیت و در فقدان تحلیل طبقاتی، شر نه در مناسبات ناعادلانه سرمایه‌دارانه که در بازیگوشی‌های گاه‌وبی‌گاه یکی از گورخواب‌ها پدیدار می‌شود. این همان استراتژی روایی است که درنهایت به مریخی‌ها پناه می‌برد تا از توضیح چرایی مسائل خلاص ‌شود.

بازنمایی فیگورِ حالا دیگر جهانی‌شده گورخواب‌ها و البته صدادارکردن ساکنان موقت گورستان نصیرآباد، در غیاب تحلیل‌های جامعه‌شناختی و بی‌توجهی به نقد اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری سال‌های پس از جنگ در قامت خصوصی‌سازی، بر مدار همان بازتولید مناسبات موجود خواهد گشت. از این منظر لامبورگینی به معلول‌ها می‌پردازد و دریغا که از علت‌ها غافل است. از نظر سیامک صفری، سرمایه‌دار علت این وضعیت است و سرمایه‌داری و مناسبات حاکم بر آن، نقش چندانی در صورت‌بندی جامعه ندارد. اینجاست که نیت اولیه نمایش در نقد وضعیت، چندان رادیکالیزه نشده و به همان راهی می‌رود که اغلب این‌گونه آثار به آن مبتلا هستند. فروکاسته‌شدن مصیبت وضعیت به افراد و اشخاص پلید و فرصت‌طلب. در غیاب نگاه ژرف به نهادها و مکانیسم بازار سرمایه، پیش‌بینی این قبیل تولیدات و سترون‌ماندن‌شان، بصیرت چندانی لازم نخواهد داشت.

مکان نمایش قسمتی از گورستان نصیرآباد باید باشد؛ گورهایی که در شب تاریک جهان، در حاشیه تهران حفر شده و به انتظار مردگان در صف انتظار هستند. یک ملاقات با اجساد در راه. در این زمان انتظار است که بدن‌های فراموش‌شده و در حال فروپاشی  گورخواب‌ها پیدا می‌شوند؛  همان بدن‌هایی که به حیات برهنه فروکاسته شده و یادآور زامبی‌‌ها هستند؛ بدن‌هایی بحرانی‌شده، ایستاده در حدفاصل زندگی و مرگ که از دل مناسبات پیچیده‌ متروپلیس تهران به حاشیه‌ها پرتاب شده‌اند تا در شب‌های سرد زمستان به آرامش هراسناک و زهدان‌گونگی گورها پناه آورند.

در لامبورگینی اما گورخواب‌ها رپ می‌خوانند، مشغول خاطره‌بازی هستند و با آنکه توان سیرکردن شکم و گرم نگه‌داشتن بدن را ندارند، با قدرتی اعجازگونه، شهر را به خاموشی می‌برند و پلاسکو را منهدم می‌کنند. درنهایت با گورخواب‌هایی مواجه هستیم که با مداخله مریخی‌ها از فاجعه رها شده و به آسمان می‌روند. ایده به فضارفتن درنهایت راهکار سیامک صفری را تعین می‌بخشد: اگرچه  اوضاع بر وفق مراد نیست، دست از وسواس برداریم و ساختارها را فراموش کنیم! به فضا رویم! اگرچه که  مشکل از لامبورگینی و صاحبان لامبورگینی باشد.

محمد حسن خدایی
روزنامه شرق


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش ناتمام
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش فالومى
» استاد فرهاد ناظر زاده کرمانى نمایش "فالو مى"را افتتاح مى کند
... دیدن متن »

نمایش کمدى "فالو مى" نوشته پیتر شفر نمایشنامه نویس بزرگ معاصر و به کارگردانى کورش سلیمانى اجراهاى خود را از عصر پنجشنبه ٢٦ مرداد، با حضور جمعى از هنرمندان و اصحاب رسانه توسط استاد فرهاد ناظرزاده آغاز خواهد کرد. کمدى تک پرده اى فالو مى هر روز ساعت ١٩:٣٠ به مدت هفتاد دقیقه، در تالار مولوى به روى صحنه خواهد آمد.

این اثر نمایشی یک کمدی تک پرده ای انگلیسی است و موضوعی که در آن مطرح می شود درباره روابط زناشویی و ارتباط بین همسران است. «فالو می» نگاه روشن و شادی به روابط بین آدم ها دارد و به شکل امیدبخشی به موضوع رابطه زناشویی می پردازد.

در خلاصه داستان «فالو می» آمده است: چارلز سیدلی رییس میانسال و خشک مغزِ یک شرکت حسابداری است. او که در روابط زناشویی خویش با بلیندا همسر جوانش دچار مشکلات و تردید های جدی شده و زندگی خود را در معرض فروپاشی می بیند، ناچار می شود برای آگاه شدن از دلایل رفتارهای ناسازگارانه همسرش و زیر نظر داشتن رفت و آمدهای وی کارآگاهی خصوصی استخدام کند. جولیان کریستوفورو کارگاه عجیب و غریبی که پرونده را در دست می گیرد خود سبب ساز اتفاقات جذاب دیگری در داستان نمایش و در رابطه بین این زوج می شود ...

وحید آقاپور، مسعود میرطاهری و مریم داننده فرد بازیگران این اثر نمایشی هستند.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از مترجم: علی منصوری، طراح صحنه و نور: سینا ییلاق بیگی، طراح لباس: مژگان عیوضی، طراح گریم: سمیه فراهانی، ثمین سالِک، طراح گرافیک: مجید کاشانی، عکاس: فرهاد جاوید، موسیقی: انتخاب شده از آلبوم موسیقیِ فیلم follow me ساخته John Barry، چاپ: شیماگرافیک، بهنام کیوان، اجرای گریم: افسانه خلفی، ثمین سالک، روابط عمومی: گروه تبلیغاتیِ بیستون، تهیه کننده: کورش سلیمانی، کاری از گروه تئاتر بیستون.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش لامبورگینى
گفتگو با اشکان خطیبی درباره نمایش «لامبورگینی»
» در تئاتر همیشه حاشیه از متن پیشی گرفته است
... دیدن متن »

اشکان خطیبی در تئاتر نام غریبی نیست؛ او فارغ التحصیل کارشناسی رشته بازیگری از دانشگاه هنر معماری تهران بوده و در نمایش کارگردانان بزرگی همچون محمد رحمانیان و علیرضا کوشک جلالی به ایفای نقش پرداخته‌است. این روزها خطیبی با نمایشی به کارگردانی سیامک صفری میزبان تئاتر دوستان در سالن شهرزاد شده است. لامبورگینی قرار است با کمک خطیبی و صفری داستان ۲ گورخواب که در گورستان نصیرآباد زندگی می‌کنند را روایت کند. به این بهانه به سراغ اشکان خطیبی رفتیم، تا با او درباره این نمایش گفت و گویی انجام دهیم.

گویا چند ماهی از تئاتر فاصله گرفته بودید و به فعالیت‌های دیگر مشغول بودید، اما حال با نمایشی به کارگردانی سیامک صفری دوباره به تئاتر برگشتید. از چطور آشنایی با سیامک صفری و پذیرفتن همکاری با او بگویید؟

در این چند سال اخیر تنها جایی که در آن احساس آرامش کرده‌ام صحنه نمایش بوده و هیچ وقت به طور کامل از آن فاصله نگرفته‌ام. درباره همکاری با سیامک صفری نیز باید بگویم که این موضوع کاملا به شانس من برمی‌گردد. وقتی با من تماس گرفت و پیشنهاد این نقش را داد، بدون آنکه متن را بخوانم به او پاسخ مثبت دادم. بعد که متن را خواندم علاقه‌ام به همکاری با او بیشتر شد. البته پیشتر با قلم او آشنا شده بودم اما به هیچ وجه فکر نمی‌کردم توانایی نوشتن متنی با چنین غنای ادبی را داشته باشد. علاوه بر این خود سیامک صفری هم در این نمایش بازی می‌کند. نوع بازی سیامک صفری به گونه ایست که مخاطب هم با دیدنش سالن تئاتر را فراموش کرده و همه چیز را واقعی می‌بیند. من نیز سال ها او را در صحنه تحسین کرده بودم و بالاخره فرصت همکاری با او برایم مهیا شد. در تمرین‌ها تمام تلاشم را کردم که خودم را به آن چیزی که او در ذهن دارد نزدیک کنم؛ چون همیشه معتقد بودم که بازیگر در ابتدا اجرا کننده آن چیزی است که در ذهن مولف وجود دارد. کارکردن با سیامک صفری حال مرا خوب می‌کند. امیدوارم که در انتقال این حال خوب به مخاطبان موفق بوده باشم.

 شخصیتی که بازی می‌کنید با تصویری که مخاطب از یک گورخواب دارد متفاوت است. به عنوان مثال دیالوگ‌هایش را آهنگین ادا می‌کند. او را باید نماینده چه طیفی از جامعه بدانیم؟

فضای زندگی این دو شخصیت به ظاهر رئال است اما آنها در کنار اتفاقات رئالی که برای مخاطب تعریف می کنند از یک دنیای فانتزی نیز بهره می‌برند به طوریکه گاهی اوقات خیالی یا واقعی بودن رفتار آنها مشخص نمی‌شود. این موضوع تا پایان ادامه پیدا کرده و مخاطب را به نتیجه خاصی درباره واقعی یا فانتزی بودن نمایش نمی‌رساند. به همین دلیل شخصیت‌های این نمایش را نمی‌توان در طبقه بندی خاصی قرار داد. شاید بتوان از آنها به عنوان آخر خط رسیده‌های جامعه نام برد. هر کدام از این دو شخصیت با گذشته‌ای عجیب و پر ماجرا به نقطه‌ای رسید‌ اند که برای مخاطب نقطه شروع نمایش است.

 به طور کلی برای رسیدن به نقش‌ها از چه شیوه‌ای استفاده می‌کنید. برای رسیدن به این نقش به چه صورت عمل کردید؟

همیشه برایم متن از همه چیز مهم‌تر بوده و آن را برای خود به عنوان یک سر الگو قرار می‌دهم. در این نمایش نیز علاوه بر کمک‌های کارگردان، به همین صورت عمل کردم. به طوری که از کوچکترین کلمات آن برای خود پیشینه ساختم و به صورت ذهنی با آن درگیر شدم. البته اینها به تنهایی کافی نبود و برای رسیدن به بعد تکنیکی کاراکتر با وجود آنکه همیشه یکی از شنوندگان جدی موسیقی رپ بوده ام، در این مدت تنها به این موسیقی گوش دادم.

 قرار بود حمید صفت در این نمایش حضور داشته باشد اما حاشیه‌هایی به وجود آمد که در نهایت منجر به نبود ایشان در این اجرا ختم شد. درباره این موضوع مقداری توضیح دهید.

حدس چنین حواشی را می‌زدم اما فکر نمی‌کردم به این زودی اتفاق بیفتد. حتی فکر کردن به این موضوع که سیامک صفری یا من برای پرکردن یک سالن 300 نفری بخواهیم نمایش خود را با حاشیه همراه کنیم، خنده‌دار است. موسیقی رپ یکی از عناصر مهم این نمایش بود. به همین دلیل سیامک تصمیم گرفت تا یک رپر در نمایش حضور داشته باشد. در طول تمرینات افراد مختلفی را به مسئولان پیشنهاد دادیم که همه‌ی آنها با مخالفت همراه شد. پیشنهاد آخر حمید صفت بود که ظاهرا با حضور آن در صحنه تئاتر موافقت شد. اما به محض رسانه‌ای شدن این جریان، خانه موسیقی بیانیه داد و مسئله ممنوعیت و عدم مشروعیت این خواننده مطرح شد. موسیقی رپ و این نمایش طوری به هم تنیده هستند که مقدار زیادی از متن به صورت رپ نوشته شده و حتی یکی از شخصیت‌ها دیالوگ‌هایش را به صورت رپ ادا می‌کند. این تم باید در انتهای کار عینیت پیدا می‌کرد و تماشاگر آن را به صورت مجسم شده در صحنه می‌دید اما متاسفانه در تئاتر همیشه حاشیه از متن پیشی گرفته‌است.
 
به طور کلی هنرمندان بعد از آنکه میزان شناخت شدنشان در بین مردم از درجه‌ای بالاتر می‌رود، با پیشنهاد‌های کاری زیادی مواجه می‌شوند. ولی این موضوع می‌تواند در کیفیت کار هنرمند اثر سو بگذارد. با توجه به این توضیحات شما چطور می‌توانید در زمینه٬های مختلف تا این حد فعال باشید و همواره کیفیت قابل قبولی را ارائه دهید؟

توضیح این موضوع کمی برایم سخت است. مثل این می‌ماند که به سیامک صفری بگوییم چطور می‌توانی به این صورت بازی کنی؟ توضیح دادنی نیست. این کیفیتی است که درون آن فرد وجود دارد.
البته باید بگویم که من در هر فیلدی که بودم، کمیتی وجود نداشته است. به عنوان مثال اگر تئاتر کار کردم سالی دوتا بوده‌است. در هر مورد خاص سعی کردم که تمرکزم را به طور کامل معطوف آن فیلد مشخص کنم. قسمت زیادی از این موضوع نیز به این برمی‌گردد که هدف شما از کار کردن چیست. فردی تنها برای پول درآوردن کار می‌کند اما هدف اول من در کار به هیچ وجه پول نبوده است. هدفم این بوده که در هر جایی تاثیر گذار عمل کنم. باید بگویم که حداقل در ۸۰ ، ۹۰ درصد مواقع نیز به هدفی که برای خود تعیین کردم رسیدم و مدارک آن هم موجود است.
بنابراین فکر می کنم که بخش عمده ای از این ماجرا به یک مدیریت و نظم شخصی برمی گردد، که باید درون فرد مورد نظر وجود داشته باشد. البته نمی گویم که این موضوع به طور کامل ژنتیکی است. شاید بخشی از آن اکتسابی باشد، ولی حداقل چیزی که لازم است، خواست خود فرد مورد نظر است.

 کلام آخر

در پایان می خواهم با دوستان تئاتریم صحبت کنم که به تازگی از جمع مخاطبان و دانشجویان تئاتر جدا شده، کم‌کم دستی بر آتش پیدا کرده‌اند. ابتدا باید بگویم که از نظر من استفاده از ابزار دراماتیکی که در یک نمایش وجود دارد، حتی برای فروش بیشتر هیچ عیبی نخواهد داشت. چون ترجیحم این است که استقبال مردم از این سالن‌ها نسبت به سالن‌های آزاد بیشتر باشد.
دوم اینکه خواهش می‌کنم کمی اندیشه کنند تا متوجه شوند که پر کردن چنین سالنی با وجود یک متن قوی و بازیگرهای این چنینی کار چندان سختی نبوده که بخواهیم به هر راهی برای پر کردن آن متوسل شویم و اینکه خواهش می‌کنم نمایش‌ها را قبل از دیدن قضاوت نکنند. اول کار را ببینند و سپس هرآنچه که از آن دریافت کردند را در هرجایی که می خواهند منتشر کنند. فکر می‌کنم هرکسی که تئاتر کار می‌کند دوست دارد حداقل کسی که کار را ندیده درباره آن نقد منفی ننویسد.

سارا حدادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش مخمصه
» گفتگوی تیوال با سیدرسول حسین پور

گفتگوی تیوال با سیدرسول حسین پور / کارگردان.

گفتگو کننده: حسین کوهی

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش ماداگاسکار
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش دشمن خدا
» گفتگوی تیوال با عمادالدین رجبلو

گفتگوی تیوال با عمادالدین رجبلو / کارگردان.

گفتگو کننده: حسین کوهی

۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش برج‌های خاموش
» گفتگوی تیوال با زهرا شایان فر

گفتگوی تیوال با زهرا شایان فر / نویسنده و کارگردان .

گفتگو کننده: مهشاد حجتی

۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش شرقی غمگین
» گفتگوی تیوال با سعید زارعی

گفتگوی تیوال با سعید زارعی / کارگردان.

گفتگو کننده: نازنین موسوی

۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش عمل کشتن
» گفتگوی تیوال با رضا جعفرمدار

گفتگوی تیوال با رضا جعفرمدار / نویسنده و کارگردان.

گفتگو کننده: نازنین موسوی

۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش لامبورگینى
نمایش «لامبورگینی»
» نمایشگاه عکس گور خواب‌ها در هفته پایانی «لامبورگینی»
... دیدن متن »

به گزارش  تیوال به نقل از روابط عمومی نمایش «لامبورگینی»، در هفته پایانی این نمایش، نمایشگاه عکسی از مجموعه آثار سعید غلامحسینی با موضوع این اثر نمایشی به مدت یک هفته در کافه پردیس تئاتر شهرزاد برپا خواهد شد که علاقه‌مندان می‌توانند همه روزه از صبح تا پایان ساعت کاری این تماشاخانه از آن دیدن کنند.

عکس‌های سعید غلامحسینی سال گذشته توسط روزنامه شهروند منتشر و برد جهانی پیدا کرد و از آسیب اجتماعی گور خواب ها پرده برداشت.

این اثر با موضوع گور خواب‌ها به نویسندگی و کارگردانی سیامک صفری از ٢٢ تیرماه ساعت ٢١:٣٠ با بازی سیامک صفری و اشکان خطیبی در پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه است و اجرای آن جمعه ٢٧ مردادماه پایان خواهد یافت.


 

۲ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید