تیوال تئاتر
S1 : 08:57:35
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ویدیو
درباره نمایش عکس خانوادگی
تا پایان تیرماه در سالن سنگلچ
» ویدیویی دیگر از نمایش عکس خانوادگی
۱۸ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش ویتسک
به زودی در تماشاخانه دا
» ویدیویی از نمایش ویتسک
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره نمایش عکس خانوادگی
تا پایان تیرماه در سالن سنگلچ
» ویدیویی از نمایش عکس خانوادگی
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش عکس خانوادگی
نمایش «عکس خانوادگی»در حرکتی تازه مخاطبان را دعوت به چالشی کرده است | عکس
» نمایش «عکس خانوادگی»در حرکتی تازه مخاطبان را دعوت به چالشی کرده است
... دیدن متن »

نمایش «عکس خانوادگی» در حرکتی تازه مخاطبان را دعوت به چالشی کرده است که علاقمندان با عضویت در آن می‌توانند این نمایش را به صورت رایگان تماشا کنند.
به گزارش تیوال به نقل از ایران‌تئاتر، رضا بهرامی در تازه‌ترین تجربه کارگردانی خود به سراغ یکی از متون محمود استاد محمد رفته و از ۲۰ خرداد ماه با نمایش «عکس خانوادگی» از تئاتر دوستان در تماشاخانه سنگلج میزبانی می‌کند.
گروه اجرایی این اثر با هدف ایجاد وحدت و همبستگی در بین اعضای خانواده در حرکتی تازه مردم را دعوت به عضویت در چالشی کرده است که علاقمندان با شرکت در آن این امکان را پیدا می کنند تا به صورت رایگان به تماشای این نمایش بنشینند.
مخاطبان برای شرکت در این چالش باید از خودشان به همراه حداقل یکی از اعضای خانواده یا دوستان در حین انجام کارهای روزانه عکس گرفته و آن را با هشتگ #نمایش_عکس_خانوادگی برای گروه اجرایی در فضای مجازی ارسال کنند.
نمایش «عکس خانوادگی» تا پایان تیرماه در تماشاخانه سنگلج به صحنه می رود و در پایان هر هفته از اجرای خود به اعضای داخل ۳ عکس منتخب که در این کمپین شرکت کرده و بیشترین لایک را از سوی مردم کسب کردند، این امکان را می‌دهد تا به صورت رایگان به تماشای این نمایش بنشینند.
لازم به ذکر است که لایک عکس‌ها باید به صورت حقیقی باشد و در صورت استفاده از ربات عکس مربوطه از مسابقه خارج می‌شود.
«عکس خانوادگی» یکی از آثار کمتر کار شده محمود استاد محمد است که قرار بود سال ۸۵ توسط او با بازی پرستو گلستانی و مرتضی ضرابی به صحنه برود که با دلایلی نامعلوم مجوز اجرا نگرفت و در تمرین باقی ماند.
این نمایش روایت زندگی زنی تنهاست که با مشکلات زیادی مواجه بوده است و همین مشکلات سبب ایجاد مسائلی در حال شده است.
پرستو گلستانی، مهران امام‌بخش و‌ امیر عدل‌پرور بازیگرانی هستند که در این اثر ۴۵ دقیقه‌ای به ایفای نقش می‌پردازند.
از دیگر عوامل این نمایش می‌توان به:
کهبد تاراج (مشاور کارگردان)، الهام شعبانی (طراح لباس)، امیر ترحمی (طراح نور)، شایان جعفری (طراح پوستر و بروشور)، فیروزه فیاض بخش (مدیر تولید)، حسین طاهربخش (کارگاه آریانا) (ساخت دکور)، پانیذ تاج‌بخت، حمیدرضا ژاله، ابوالفضل شفیعی زاده و مسیب کریمی (گروه کارگردانی)، مرضیه مهاجر (منشی صحنه)، آزاده شفیعی (روابط عمومی)، یاسمن پولادی‌ها(عکاس) و حامد قریب (مشاور رسانه‌ای) اشاره کرد.
نمایش «عکس خانوادگی» تا پایان تیر‌ماه هرشب ساعت ۲۰ از  تئاتر دوستان در تماشاخانه سنگلج میزبانی می کند و علاقمندان به تماشای آن می‌توانند برای خریداری بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.

۲ روز پیش، پنجشنبه
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمدید فراخوان هفدهمین مسابقه مطبوعاتی سالیانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر | عکس
» تمدید فراخوان هفدهمین مسابقه مطبوعاتی سالیانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر
... دیدن متن »

انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر، فراخوان هفدهمین مسابقه مطبوعاتی سالیانه خود را تا پنجم تیر ۹۷ تمدید کرد.
نظر به اتمام مهلت ارسال آثار مطبوعاتی به هفدهمین مسابقه مطبوعاتی سالیانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر در ۳۱ خرداد ۹۷، حسب درخواست فعالان رسانه‌ای شهرستان‌ها، این فراخوان تا پایان وقت اداری روز سه‌شنبه پنجم تیر تمدید شد.
بر اساس اعلام این انجمن، در متن فراخوان یاد شده آمده است: علاقمندان و فعالان عرصه مطبوعات، سایت‌ها و خبرگزاری‌ها در حوزه تئاتر می‌توانند همچون دوره‌های پیشین، آثار خود، را در بخش‌های: گزارش، گفت‌وگو، یادداشت، نقد، مقاله، ترجمه و عکس به نشانی پستی این انجمن: تهران، صندوق پستی ۱۶۴- ۱۵۶۱۵ (آقای محمدرسول صادقی) ارسال کنند.
از متقاضیان شرکت در این مسابقه تقاضا می‌شود که ابتدا فرم مربوطه را که در پایان این فراخوان آمده است، تکمیل و سپس با پیوست کردن آثار خود داخل یک پاکت و با درج مشخصات فردی، نشانی کامل محل سکونت و تلفن‌های ثابت و همراه بر روی آن، برای این انجمن ارسال کنند. لازم به ذکر است آثار متقاضیانی که فرم شرکت در مسابقه را پر نکرده باشند از فرایند مسابقه کنار گذاشته می شوند.
در بخش مقررات این مسابقه نیز آمده است:
۱) چارچوب این مسابقه صرفا تئاتر است؛ بنابراین متقاضیان از ارسال آثار خود در دیگر حوزه‌های هنری پرهیز کنند.
۲) مطالب ارسال‌شده از سوی فعالان رسانه‌ای که در خبرگزاری‌ها مشغول به کار هستند باید حتما به امضا و تایید سردبیر یا دبیرگروه فرهنگی و هنری رسیده و سند آن نیز به مطالب ارسالی ضمیمه شود.
۳) مهلت ارسال آثار متقاضیان تا پایان وقت اداری روز ۵ تیر ۹۷ است.
۴) آثار متقاضی شرکت در این مسابقه حتما باید در طول سال ۹۶ منتشر شده و دارای امضای نویسنده باشند.
۵) آثاری که فاقد نام و یا دارای نام مستعار باشند، مورد قبول این انجمن نیست.
۶) حداکثر ارائه اثر متقاضیان شرکت در مسابقه، در هر بخش‌‌، تنها سه اثر و به انتخاب متقاضی خواهد بود؛ بدیهی است در صورت ارائه آثار بیش از تعداد درخواستی، این حق برای دبیرخانه انجمن محفوظ است که به دلخواه دست به حذف آثار ارسالی بزند.
۷) دبیرخانه این انجمن تنها اصل یا کپی با کیفیت مطلوب مطالب را در قطع A۴یا A۳ خواهد پذیرفت؛ بنابراین متقاضیان از ارسال نسخه کامل نشریات و صفحات اضافی خودداری فرمایند.
۸) مطالب ارسالی متقاضیان به هیچ‌وجه بازپس داده نخواهد شد.
۹) انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر هیچ گونه مسئولیتی در قبال مالکیت حقوقی آثار ارسالی ندارد و مسئولیت آن بر عهده متقاضیان شرکت در مسابقه خواهد بود.
۱۰) عکاسان محترم نیازی به پر کردن فرم مسابقه که در پایان فراخوان آمده است، ندارند و تنها کافی است آثار خود را به دلخواه (رنگی یا سیاه و سفید) و در قطع ۱۸× ۱۳ (چاپ‌شده) به دبیرخانه انجمن ارسال کنند. تقاضا می‌شود متقاضیان شرکت در بخش عکس از پشت‌نویسی و ذکر نام خود در پشت عکس‌ها خودداری کرده و ‌توجه داشته باشند که عکس‌های ارسالی آنها باید بر اساس کابردهای رسانه‌ای بوده و حتما از اجراها و نمایش‌های روی صحنه رفته در طول سال ۹۶ باشد. بدیهی است ارسال آثار از طریق پست الکترونیک یا ارائه CD مورد قبول نیست و تعداد عکس‌های ارسالی نیز نباید از چهار قطعه تجاوز ‌کند. ضمناً عکس‌های ترمیم شده و یا فتوشاپی نیز مورد قبول نیست.
۱۱) متقاضیان علاوه بر پر کردن فرم شرکت در مسابقه، باید حتما با الصاق برگه تعیین گرایش، دبیرخانه انجمن را در تقسیم صحیح مطالب یاری کنند؛ به طور مثال اگر اثری متقاضی حضور در بخش "نقد" است، بر روی برگه الصاقی کلمه "نقد" درج شود؛ بدیهی است در صورت عدم رعایت این بند، دبیرخانه انجمن مجاز به تفکیک آثار در گرایش های مختلف است و اعتراض وارد نیست.
۱۲) در بخش ترجمه آثاری مورد قبول است که در رسانه های مکتوب یا مجازی با نام صاحب اثر منتشر شده باشد.
۱۳) اصل مطالبی که در بخش ترجمه شرکت می‌کنند حتماً باید به پیوست مطلب اصلی که ترجمه از روی آن صورت گرفته، ارائه شود. (منظور ارائه متن ترجمه شده یا فارسی همراه با متن اصلی یا انگلیسی است.)
۱۴) حضور حداقل ۶ اثر و یا شرکت کننده، کف مورد قبول آثار برای آغاز رقابت در هر بخش محسوب می‌شود. به طور مثال برای آغاز فرایند رقابت در بخش یادداشت،حضور ۶ اثر یا ۶ متقاضی ،رقابت را شکل می‌دهد.
۱۵) در بخش گفت و گو، مصاحبه‌‌های خبری مورد قبول نیست؛ در این مسابقه منظور از گفت و گو، شکل گیری فرآیند پرسش و پاسخ توسط مصاحبه‌ کننده و مصاحبه شونده است.
۱۶) بخش مقاله شامل مطالبی است که جنبه علمی، پژوهشی، تحقیقی و تحلیلی در حوزه تئاتر داشته باشد.
۱۷) عملکرد فعالان رسانه در دو حوزه رسانه‌های دیداری و شنیداری(رادیو و تلویزیون) و نیز عملکرد ناشران فعال در حوزه تئاتر، براساس بررسی عملکرد کمی و کیفی ایشان طی سال ۹۶، توسط هیات مدیره انجمن صورت خواهد گرفت.
۱۸) انجمن منتقدان،نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر امسال نیز همچون سال گذشته، با نیت حمایت از فعالیت های پژوهشی درحوزه تئاتر، پژوهش و یا پژوهشگر ممتاز سال ۹۶ را از طریق رصد کمیته پژوهشی انجمن انتخاب و در مراسم سالانه انجمن مورد تقدیر قرار خواهد داد.
۱۹) اعلام نتایج قطعی این مسابقه، همزمان با مراسم سالیانه انجمن که زمان و مکان برگزاری آن متعاقباً اعلام می‌شود، خواهد بود.
۲۰) علاقه‌مندان به منظور کسب اطلاع بیشتر می‌توانند در روزها و ساعات اداری با شماره تلفن‌ ۶۶۷۲۱۸۵۷  (آقای محمدرسول صادقی) تماس بگیرند.



۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش‌های برگزیده بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران در مرکز تئاتر مولوی به روی صحنه خواهند رفت | عکس
» نمایش‌های برگزیده بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران در مرکز تئاتر مولوی به روی صحنه خواهند رفت
... دیدن متن »

مرکز تئاتر مولوی به عنوان  اصلی‌ترین پایگاه تئاتر دانشگاهی کشور و حامی همیشگی جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی، با توجه به رویکرد آکادمیک و رسالت این مرکز جهت حمایت و معرفی تولیدات نمایشی دانشجویان مراکز آموزش عالی کشور، برنامه حمایتی خود از اجرای عموم برگزیدگان بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی را ارائه کرد.

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران، پس از برگزاری نشست‌های مشترک مابین حسین عبدالهی دبیر دوره بیست و یکم جشنواره تئاتر دانشگاهی و امیرحسین حریری مدیر مرکز تئاتر مولوی، اکثر نمایش‌های برگزیده این دوره از جشنواره طی سال جاری در سالن‌های مرکز تئاتر مولوی به روی صحنه خواهند رفت.
بدین ترتیب لیست آثار برگزیده‌ بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی در سه بخش "تئاتر صحنه‌ای"، "تجربه‌های اجرا"، "مرور تئاتر دانشجویی" و سالن مورد توافق برای اجرا تا پایان سال ۱۳۹۷ اعلام می شود.

• برگزیدگان بخش تئاتر صحنه‌ای بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران:
- "هار"- حسین پوریانی فر- دانشگاه سوره | سالن اصلی
- "آنشرلی با موهای خیلی قرمز"-  امیربهاور اکبرپور دهکردی - دانشگاه شهرکرد | سالن اصلی
- "مقدس"-  سعدی محمدی -  دانشگاه تربیت مدرس سالن اصلی
- "فرایند"- علی کرسی زر -  دانشگاه سوره | سالن اصلی

• برگزیده بخش تجربه‌های اجرای بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران
- "کوهستان"- آرش پروین -  دانشگاه تهران | سالن کوچک

• برگزیده بخش مرور تئاتر دانشجویی بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران
- "ال اس دی"-  پویا عربگری -  دانشگاه هنر | سالن کوچک

ضمنا اجرای عمومی سه نمایش دیگر نیز با توجه به درخواست کارگردانان و پیشنهاد دبیرخانه با موافقت و مساعدت مدیر مرکز تئاتر مولوی همراه شده و در این مرکز به روی صحنه خواهند رفت:
- "از خط زرد فاصله بگیرید"–‌ رضا رشادت-  دانشگاه تربیت مدرس | سالن اصلی
- "ویتسک"–  حجت حسینی -  دانشگاه تهران | سالن اصلی
- "برف"–  محمد ظهرابی -  دانشگاه تهران | سالن کوچک

لازم به ذکر است چندی پیش از این، نمایش "مائو بودن" به کارگردانی حامد سلیمان زاده از آثار حاضر در بیست و یکمین جشنواره بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران نیز در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی به روی صحنه رفته است.

۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عروسک‌ها در شهرهای خودشان دیده می‌شوند | عکس
» عروسک‌ها در شهرهای خودشان دیده می‌شوند
... دیدن متن »

در هفدهمین دوره جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران مبارک، پس از چند سال، تمام نمایش‌ها از تهران و شهرهای دیگر در مرحله ارزیابی نهایی به صورت زنده ارزیابی وانتخاب خواهند شد.
به گزارش تیوال به نقل از  ستاد خبری هفدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران مبارک، این اقدام با تاکید مرضیه برومند دبیر جشنواره و به منظور ایجاد امکان برابر برای گروه‌های نمایشی سراسر کشور و همچنین امکان مشاهده و بررسی شرایط تمرین و آماده‌سازی آثار در شهرهای مختلف صورت می‌گیرد.
دبیر جشنواره با توجه به دشواری‌های این شیوه انتخاب آثار، خواسته گروه‌های نمایشی را عملی کرد و از ۱۵ تیرماه هیات انتخاب برای ارزیابی (بازبینی) نهایی نمایش‌ها در تهران و۷ استان حضور پیدا می‌کنند.
گفتنی است مرحله نخست ارزیابی آثار گروه‌های نمایشی متقاضی از سراسر کشور از طریق مشاهده نسخه تصویری و با حضور کارگردانان صورت گرفت و مشاوره‌های کارشناسی لازم ازسوی این هیات به صاحبان آثارنمایشی ارائه شد.
به‌زودی جدول زمان‌بندی مرحله ارزیابی (بازبینی) نهایی نمایش‌های متقاضی شرکت در جشنواره اعلام خواهد شد.
هفدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران مبارک با دبیری مرضیه برومند یکم تا هفتم شهریور ماه در تهران برگزار می‌شود.

۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش بدن مقدس
تولد نمادین عزت سینمای ایران در تماشاخانه استاد انتظامی | عکس
» تولد نمادین عزت سینمای ایران در تماشاخانه استاد انتظامی
... دیدن متن »

گروه نمایش"تن‌ها" روز پنجشنبه ۳۱ خرداد در پایان اجرای نمایش "بدن مقدس" تولدی نمادین به مناسبت نود و چهارمین زادروز عزت الله انتظامی در تماشاخانه‌ای که به اسم اوست، برگزار می‌کند.
به گزارش روابط عمومی، نود و چهارمین زادروز عزت الله انتظامی با حضور اهالی فرهنگ و هنر، به ویژه هنرمندان نمایش ایرانی به صورت نمادین پنجشنبه ۳۱ خرداد بعد از اجرای نمایش "بدن مقدس" در تماشاخانه استاد انتظامی برگزار می‌شود.
عزت‌الله انتظامی متولد ۳۰ خرداد ۱۳۰۳ در تهران فارغ‌التحصیل دانشکده‌ هنرهای زیبای تهران در سال ۱۳۵۱ است که برای ادامه‌ تحصیل به مدرسه‌ شبانه‌ تئاتر و سینما در هانوفر رفت و در سال ۱۳۳۷ به ایران بازگشت.
گفتنی است، نمایش "بدن مقدس" به نویسندگی عباس جمالی و کارگردانی مهدی محمدی از ۲۷ خرداد ساعت ۱۹ در تماشاخانه انتظامی به روی صحنه رفته است و بهروز کاظمی، شبنم عالی، خشایار فراهانی، آرزو مهاجرانی، بهار مشهدی، صبا مهری، شایسته اسدی در این نمایش ایفای نقش می‌کنند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: در جریان جنگ جهانی دوم و تجاوز ارتش نازی به خاک فرانسه، راهبه‌های یک کلیسا در یک روستای مرزی در فرانسه در مقابل رئیس کلیسا که همان مادر روحانی است می‌ایستند چراکه او برای تامین امنیت خود و کلیسا اقدام به همکاری با آلمان‌ها کرده است و سعی می‌کنند او را به نسبت به اشتباهاتش آگاه کنند.
علاقه‌مندان برای تهیه بلیت می‌توانند به سایت تیوال و یا گیشه تماشاخانه استاد انتظامی به آدرس: خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر، مراجعه کنند

۳ روز پیش، چهارشنبه
رویا کاظمی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به زودی نمایش «شکیل اونیل» از دانشگاه آزاد، به اجراهای مرکز تئاتر مولوی اضافه خواهد شد | عکس
افتتاح دو نمایش از دانشکده هنرهای زیبا و دانشگاه سوره
» به زودی نمایش «شکیل اونیل» از دانشگاه آزاد، به اجراهای مرکز تئاتر مولوی اضافه خواهد شد
... دیدن متن »

نمایش های «پرده خانه» به کارگردانی شیما اسدی از دانشگاه سوره در روز دوشنبه و «آقامحمد خان» به کارگردانی نوید معمار کرمانی از دانشگاه تهران در روز سه شنبه، در مرکز تئاتر مولوی با حضور اهالی فرهنگ و هنر و رسانه افتتاح شدند.

به گزارش تیوال به نقل از روابط عمومی مرکز تئاتر مولوی، اجرای نمایش‌های «آقامحمد خان» و «پرده خانه» در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی از روز دوشنبه ۲۸ خردادماه با استقبال بی‌نظیر هنرمندان تئاتر، سینما و اهالی رسانه آغاز شده و تا ۲۲ تیرماه ادامه خواهد داشت.
گفتنی ست «آقامحمد خان» هر شب -به غیر از شنبه ها- ساعت ۱۸ و با بازی بازیگرانی همچون امیر حسین باقریان، نیلوفر شایانی، نیلوفر لاری، علی داوودی، حسام باقریان، از دانشجویان دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و «پرده خانه» هر شب - به غیر از شنبه‌ها - ساعت ۲۰:۳۰ با بازی پرنیا بارزید، ابراهیم برزیده، نیکو پشوتن، امیرحسین حکیمی، مجید خلیلی، شادی شاه علی، عسل غروی، آیدا فرخ منش، کیمیا هوشمند از دانشجویان دانشگاه سوره به روی صحنه می‌روند.
همچنین قابل ذکر است نمایش «شکیل اونیل» به کارگردانی امیر کامران و علی حسین زاده از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد از ۵تیرماه به اجراهای این مرکز اضافه خواهد شد.
از علاقمندان دعوت می شود برای دیدن اجراهای مرکز تئاتر مولوی، همه روزه - به جز شنبه‌ها - به مرکز تئاتر مولوی دانشگاه تهران به نشانی خیابان انقلاب، خیابان ۱۶ آذر، جنب باشگاه دانشجویان، مرکز تئاتر مولوی مراجعه کنند. همچنین شما می توانید با مراجعه به سایت تیوال نسبت به خرید بلیت آثار مذکور اقدام فرمائید.

۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش عکس خانوادگی
قصه تراژیک زنی که علیرغم ظاهرش پاک است | عکس
یادداشت سید علی تدین صدوقی، برای نمایش «عکس خانوادگی»
» قصه تراژیک زنی که علیرغم ظاهرش پاک است
... دیدن متن »

نمایش «عکس خانوادگی» به نویسندگی شادروان محمود استادمحمد یک رئالیست اجتماعی تراژیک است. تراژدی‌ای اسفبار و بغرنج که شاید هر روز در گوشه و کنار این شهر و یا هر شهر دیگری از این مرز وبوم و در زیر گوش ما اتفاق می‌افتد و ما به راحتی از کنارش می‌گذریم و در اکثر مواقع اصلا متوجه آن نمی‌شویم و آن را نمی‌بینیم و یا مانند بازیگر نمایش خود را به ندیدن می‌زنیم.
نمایش حول قصه زندگی زنانی می‌گذرد که به هر دلیل خود نان آور خانواده هستند. زنانی که یا شوهرانشان از دنیا رفته است و یا همسرشان چون شخصیت زن نمایش سکته کرده و زنگی نباتی دارد.  این زنان به ناچار می‌باید بار زندگی خود وخانواده را به تنهایی به دوش بکشند و از آن جایی که در این زمانه نا مراد نان وقوت روزانه به سختی به دست می‌آید چه برسد به دیگر مخارج وانباشت افراد بیکار وبی کارهای جامعه خود معضلی شده است برای اجتماع، این زنان با هر جان کندنی که شده است می خواهند با چنگ ودندان زندگی بخورو نمیر خود  وخانواده اشان را تامین کنند وروزگار را به امید فردایی شاید بهتر از سر بگذرانند.
حال اگر بیماری هم در خانه داشته باشند که دیگر واویلا چون نمی‌توانند به این سادگی ها از پس مخارج هنگفت درمان و گذران زندگی وخرج روزانه خود وبچه هایشان برآیند. آن‌وقت کارشان به جایی که نباید بکشد می‌کشد. در انتها هم اگر از بیماری های مقاربتی  جان سالم بدر ببرند  با فروش اعضای بدنشان از پای در می‌آیند.
 نمایش با جسارت انگشت روی موضوعی می گذارد که یکی از معضلات مهم جامعه ماست . یعنی زنان سرپرست خانوار .در نمایش شاهد هستیم که زن، جامعه  و سردمدران آن را خطاب قرار می دهد . او به هر جایی که به نظرش می رسد که بتوانند به مشکل او رسیدگی کنند رفته است.
دست به دامان هر کس وناکسی  که فکر می کردند شاید بتواند مشکلشان را حل کند زده اند. او برای حفظ خود و زندگی خانواده اش به این سازمان و آن سازمان  به این مدیر آن مسئول و... مراجعه کرده است.  همه مدارک لازم را جمع آوری نمود ه است و... اما کسی به حرفش گوش نداده و به دردش رسیدگی نکرده است.
پس تنها راهی که باقی می ماند خرج کردن از خود است . ازهرآنچه که برایش مانده .از تنها دارائیش یعنی از تن خود و در این میان نمی توان او را مقصر دانست  چون مقصر مائیم.  چون مقصر اصلی جامعه است . کسانی که می بینند وخود را به ندیدین ونشنیدن می زنند . کسانی که  دو دستی ومحکم فقط وفقط کلاه خودشان را نگه داشته‌اند و کاری به کار دیگران ندارند . برایشان اصلا مهم نیست که چه اتفاقی برای هموطنشان وهم نوعشان و اطرافیانشان می‌افتد. 
نه انگار که شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی در هفتصد سال پیش گفته است:
بنی آدم اعضای یکدیگرند        که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار    دگر عضو ها را نماند قرار 
تو کز مهنت دیگران بی غمی    نشاید که نامت نهند آدمی
 تو گویی که این شعر اصلا جز فرهنگ وادبیات و روابط اجتماعی ما نبوده؛ و این یعنی فاجعه ای تراژیک در روابط انسانی، اجتماعی، فردی، فرهنگی و هنری، اقتصادی، اعتقادی و ... ما ایرانیان. حال آنکه این شعر ومفهوم آن درکشور های پیشرفته به صورت ضرب المثل در آمده و کابردی شده و به آن عمل می‌کنند.
زن  چون شیری است که احتیاج او را روبه مزاج کرده است. آنچه شیران را کند رو به مزاج احتیاج است احتیاج است احتیاج. او به ناچار دست به کاری می زند که  به هیچ عنوان آن را نمی خواهد؛ اما چاره ای ندارد و راهی برایش نمانده، کسی دست یاری او را که به سویشان دراز شده نگرفته. هرکسی هم به سویش آمده  و تظاهر کرده که می‌خواهد به او کمک کند برای بر آوردن امیال  و خواسته های نامانوس و ارضا مطامع وغرایز خویش بوده است.
حال مردی طبق معمول با او قرار می گذارد ، بعد معلوم می شود که برای انتقام آمده. زنی روسپی پسر او را بیمار کرده وظاهرا به علت بیماری های مقاربتی مرده . حال او می خواهد از این زن که فکر می کند همان روسپی است انتقام بگیرد ، در صورتی که اشتباه می‌کند. ظاهرا این زن آن زنی نیست که او به دنبالش است ؛ اما برای مرد فرقی نمی کند او می خواهد به خیال خودش از یک زن بدکاره انتقا م بگیرد.
حال این آدم  که ظواهر و رفتارش نشان می دهد خلاف کار است متشرع هم می‌شود و رگ غیرتش به جوش می‌آید. غافل از آنکه باعث اصلی بلاهایی که بر سر زن آمده همین مردان وهمین اجتماع هستند.
استادمحمد تو را تا عمق فاجعه وتراژدی زندگی این زن می برد تا جایی که یکی نوچه این  مرد با دیدین عکسی خانوادگی در آلبوم زن پی می‌برد که با زن فامیلی نزدیک دارد اما  همچنان خود را به ندیدن ونشنیدن می زند و ولیچر شوهر زن را رو به دیوار می گرداند به معنی اینکه اصل چیزی ندیده در واقع صورت مسئله را پاک می‌کند  و در سایه سیگارش را روشن می نماید ونمایش همین جا تمام می شود.
او ترجیح می دهد که در همان «عکس خانوادگی» فامیلی بماند و نه چیزی بیشتر. درواقع چیزی هرگز تغییر نخواهد کرد مگر آنکه ما از بن واساس تغییر کنیم ما و اجتماع ما و فرهنگ ما  و روابط انسانی ما وتعاریف ما و...تا مادامی که فقط به فکر خویش هستیم چیزی تغییر نمی کند ونخواهد کرد. غافل از آنکه  شاید فردا نوبت خود ما باشد وخانواده ما و...
پرستو گلستانه نقش زن  را درماتیک ایفا می‌کند با تحولات حسی به موقع ؛  او با درک درست وژرف از شخصیت وفضای قصه توانسته به بازی ای انرژیک، طبیعی و واقعی و قابل باور دست یابد ؛ تا جایی که وقتی رو به تماشاکنان می گوید «چرا به من نگاه می کنید، به من نگاه نکنید» تو به عنوان مخاطب دیگر نمی‌توانی به او نگاه کنی، چرا که از خودت شرمنده شده ای واین قدرت بازیگری او را می رساند که  توانسته چنین لحظات نابی را خلق کند .
پرستو گلستانی با بازی در این نقش نشان داد که توانایی دراماتیک بالای دارد وبه درک تاثیرغریزی  و حسی در پرداخت شخصیت و رسیدن به حس نهفته در دیالوگ و انتقال آن به تماشاکنان رسیده است . باید گفت پرستو گلستانی به کلاس بازیگری خاص خود دست یافته و به سطح مطلوبی از بازیگری خود رسیده.
چرا که در جاهایی شگفت انگیز وبسیار تاثیر گذار و با  حضور صحنه ای بازی می کرد . شاید آنجایی که بر سر مردان با عصبانیت فریاد می زند "قبل از شروع صحنه هل دادن روی صندلی" مثلا تلفیقی از عصبانیت با حس خنده ای خاص از سر انزجار و تنفر و خستگی وهراس تا  در آن بخش به لحاظ حسی وبیانی منوتون نشود و تاثیر گذار تر باشد . البته این فقط یک پیشنهاد است همین وبس .چون بازی ایشان تقریبا بی نقص است.
مهران امام بخش وامیر عدل پرور نیز بازی های روان وقابل قبولی را ارائه دادند . شاید اما م بخش در جاهایی که نیاز نبود ، می توانست آن قدر عصبی نباشد وبازی نرمتری را با توجه به ساختار حسی نقش و فضا وموقعیت زمانی ومکانی  نمایش و پرداخت های موضوعی وموضعی ولحظه ای ارائه دهد.
هرچند او بازیگری است که شیوه کار خود را دارد  وبسیار انرژیک و با حس بازی می کند به همین دلیل ریتم های درونی و بیرونی نسبتا مناسبی را نشانمان می‌دهد. شاید در جاهایی نیز نوع حرف زدن و بیان دیالوگ از سوی او با شخصیتش و رفتارش هم خوانی ندارد البته این موضوع بیشتر به متن وکارگردانی برمی‌گردد.
امیر عدل پرور نیزبا طنزی ظریف  روان و قابل باور به ایفای نقش پرداخت . بازی در سکوت بازیگر نقش شوهر نیز در جای خود قابل توجه است با حرکات میمیک استلیزه شده که حس درونی اش را نشانمان می داد . تو گویی در آن  سکوت مرگ بار دنیایی از حرف نهفته است وبا چشمانش که گاه وبی گاه باز وبسته می شود به عمق ما نفوذ می کند تا بلکه وجدانمان را قلقلک دهد وبیدارمان کند. 
اما از بازی‌ها که بگذریم به طراحی صحنه که جز اصلی این نمایش است می رسیم . عینکی بزرگ که نشانگر دیدگاه و زاویه دید تماشاکنان وبه طریق اولی افراد جامعه است. هرکسی از پس عنیک خود به این مسایل می نگرد نه آن گونه که هست ومی باید باشد . نگاه از پس عینک نگاهی یکدست و واقعی وملموس و ژرف نیست .
این عینک البته می تواند نشانه واشاره ای به روشنفکر مابانه بودن  قشر خاصی از جامعه ومسئولین وسردمداران آن نیز باشد. کسانی که خود واقعی اشان را در پس نقابی این چنین پنهان می کنند ومدام شعار حمایت از مردم وقشر نیازمند و آسیب پذیر جامعه را سر می دهند . شعار حمایت از زنان وکودکان وبیماران و... اما فقط در حد  همان ژشت است وشعار وحفظ پرستیژ روشنفکر مابانه‌شان.
باید گفت کارگردان رضا بهرامی به درک درستی از متن ومفاهیم زیرین آن رسیده است وبا هوشمندی اندیشه خاص خود را نیز بر خوانش متن واجرای آن افزوده. اجرایی شسته و رفته با ریتم های درونی وبیرونی  دراماتیک. همین موجب شده است که نمایش به زمان مطلوبی دست یابد . باید گفت تفکر واندیشه کارگردان در جای جای اجرا احساس می شود .
طراحی میزان وحرکات نیز نسبت به شخصیت ها و روابط بین آن ها چیده شده است . به خصوص زمانی که بازیگران در سایه قرار می گیرند و «سایه بازی می کنند». شاید مرد بیشتر می خواهد که بخش هایی از شخصیتش همچنان پنهان بماند. اما زن انگار دیگر چیزی برای پنهان کردن ندارد او شفاف و زلال می ‌ماید وچون آب پاک! واین کنه مطلبی است که نمایش می خواهد بگوید.
 پاکی وزلالی وصاف بودن علیرغم آنکه به ظاهر این گونه نیست. در واقع ما باید زاویه دیدمان و تعاریفمان  ونگاهمان را عوض کنیم. به کارگردان رضا بهرامی، بازیگران و گروه  بابت نمایشی در خور که حرف امروز واکنون را می زند و یکی از مشکلات بغرنج جامعه را مطرح می‌کند خسته نباشید می‌گویم ودیدن این نمایش را به همگان وبه ویژه مسئولین  توصیه می نمایم، بلکه از این طریق همه ما یک تکانی بخوریم وجدانمان کمی تا قسمتی بیدار شود انشاالله.

منبع: ایران تئاتر

۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش سیلانس
تو سرزمین یخ‌ها | عکس
گفت‌وگو با عوامل نمایش «سیلانس»
» تو سرزمین یخ‌ها
... دیدن متن »

گرمای بیش از حد هوا، یخچال‌ها و کوه‌های عظیم قطبی را آب می‌کند و با پیش‌روی دریاها و اقیانوس‌ها، تمام خشکی‌های جهان به زیر آب فرو می‌روند. تحت تاثیر نفوذ آب، انسان‌ها لاک و پولک درمی‌آورند و به موجودات دریایی بی‌صدا بدل می‌شوند.
این‌ها بخشی از داستان نمایش «سیلانس» است که این روز‌ها در سالن باران به روی صحنه است. نمایشی که از تغییر انسان‌ها سخن می‌گوید و آن‌چه می‌خوانید، چکیده‌ای است از گفت‌وگو با عوامل این نمایش.

- با توجه به این‌که نویسنده این نمایش خودتان هستید، داستان این نمایش چگونه شکل گرفت؟
مسلم خراسانی: هسته شکل‌گیری داستان گفته‌ای از میشل فوکو بود که می‌گفت سازوکار جهان به گونه‌ای است که به سمت سکوت پیش می‌رود، گفته خیلی کلی بود، اما تجربه زندگی برای من نشان می‌داد که در عین این‌که فرد از درون به سمت این سکوت کشیده می‌شود، ولی هنوز در واقعیت روابط و زندگی در جریان است، بنابراین نگاه غیرمرسوم جان کیج به سکوت را مرور کردم که معتقد است سکوت تمام آن صداهایی است که ما نمی‌خواهیم بشنویم. رسیدن به این‌که ما چرا نمی‌خواهیم صدایی را بشنویم یا نه نیز دلایل بسیاری دارد. نظریه‌پردازان مکتب فرانکفورت معتقدند دنیای مدرن صدای فرد را از او می‌گیرد و او را در یک بی‌صدایی رها می‌کند. تمام این‌ها در شکل‌گیری داستان نمایش نقش داشتند.

- تا چه حد تحت تاثیر اخبار مربوط به گرم شدن کره زمین هستید؟
مسلم خراسانی: شرایط آب‌وهوایی تاثیر به‌سزایی بر خلق‌وخوی افراد دارد. ژنتیک و اپی ژنتیک از شاخه‌هایی هستند که در این مورد پاسخ‌هایی دارند. مثلا افرادی که در نواحی استوایی زندگی می‌کنند، خلق‌وخویی تند و خشن دارند، یا افرادی که در نواحی اسکاندیناوی زندگی می‌کنند، به دلیل ابری بودن هوا در بیشتر روزهای سال نوعی سردی، افسردگی و دل‌مردگی را تجربه می‌کنند. زیرین‌ترین لایه داستانی و تماتیک نمایش ما، پیش‌روی آب بر اثر گرمای هوا و آب شدن یخ‌های قطبی است. در خلق جهان این نمایش می‌خواستم دلیل و منطقی عینی و ملموس در جهان واقع داشته باشیم، که در این‌جا تغییر و استحاله درونی افراد در قالب استعاره‌ای ملموس از تغییر شرایط آب‌وهوایی تجسم پیدا کرده.
علی شادکام: تغییرات آب‌وهوایی جهان را تحت تاثیر قرار داده است و به نظر می‌رسد انسان توانایی مقابله با مشکلاتی را که خود به وجود آورده است، ندارد. اما طبیعت خود را احیا خواهد کرد. عمر انسان در مقابله با عمر طبیعت ناچیز است و ویرانی که دامن‌گیر آن هستیم، برای طبیعت مثل یک خواب بد خواهد بود. برای انسان اما تبدیل می‌شود به کابوس، به مرگ.
غزل نعیمی: ما در یک جامعه ناامید زندگى مى‌کنیم. یک جامعه که همه دنبال مهاجرت هستند، ولى انگار آدم‌ها حتى بعد از رفتن هم خوشحال نیستند. قصه نوح یک پایان دل‌نشین دارد، ولى مهاجرهاى قصه ما فقط درگیر مى‌شوند. فقط زور مى‌زنند، ولى انگار نه انگار… گرم شدن زمین و مسائل مربوط به محیط زیست و طبیعت براى من، واقعا دغدغه است. من اهل رشت هستم. تمام کودکى من با باران‌هاى بی‌وقفه تعریف می‌شد… ولى الان وقتى به شهرم سر مى‌زنم، بیشتر ترافیک می‌بینم و گرما. البته اوضاع رشت به‌هرحال به‌خاطر شرایط جغرافیایى خیلى بهتر از شهرهاى دیگر است. ولى مثلا حتى فکر کردن به اتفاقى که براى دریاچه ارومیه افتاد، یا دیدن زاینده‌رود بدون آب واقعا غمناک است. ما مواظب زمین نیستیم… فقط به توسعه شهرى و انباشت سرمایه و تولید پاساژ و… فکر مى‌کنیم. ما چیتگر مى‌سازیم که طبیعت مصنوعى ایجاد کنیم و هزار تا مشکل براى آب و خاکمان به بار می‌آوریم. ما مقصریم.

- داستان این نمایش از منظری شبیه به داستان حضرت نوح است. آیا خود شما هم این شباهت را در شکل کلی نمایش می‌بینید؟
مسلم خراسانی: ممکن است به دلیل نقش آب در هر دو داستان ارجاع غیرمستقیم بینامتنی قابل استنباط باشد، اما در جهان‌بینی و اندیشه تفاوت‌های چشم‌گیری وجود دارد.
علی شادکام: ترامتنیت و بینامتنیت از منظر پساساختارگراها در همه متون وجود دارد. نه‌تنها داستان نوح و توفان، که حتی قدمت آن را از عهدین هم پیشتر از در داستان شش هزار ساله گیلگمش هم با نام روایت عود نپشتیم وجود دارد. در متون دیگر هم هست. علاوه بر این کهن‌الگو، اسطوره‌هایی چون ایکاروس، پرومته، موسی و دیگر نمونه‌ها هم در جای جای متن و شخصیت‌ها ارجاع دارند. برای مخاطبی که به دنبال این روابط بینامتنی است، کشف‌های زیادی در انتظار است.

– در این نمایش انسان‌ها بعد از مدتی به‌خاطر شرایط تازه به انسان‌های متفاوتی بدل می‌شوند، حتی به لحاظ فیزیکی. در جامعه امروز تا چه اندازه این وضعیت را مشاهده کرده‌اید؟ آیا انسان‌ها تا این اندازه متغیر هستند؟
مسلم خراسانی: مسلما در واقعیت شاید کسی به کرگدن یا به موجودی سوسک مانند تبدیل نشود، اما برای نمونه در آثار یونسکو یا کافکا با تصویری این‌چنین از انسان مواجه هستیم. به باور من این استعاره‌ها از این باب شکل می‌گیرند که فرد یا جامعه به دلیل حضور در شرایطی خاص دچار دگرگونی‌های درونی قابل تامل می‌شوند که شاید به دلیل عمومیت داشتن این دگرگونی‌ها خودشان هم چندان جدی به آن نگاه نمی‌کنند. اما اغلب هنرمند با دادن وجهه‌ای این‌چنین از طریق این آشنایی‌زدایی‌ها دوباره توجه و دقت نظر را معطوف می‌کند.
علی شادکام: می‌گویند که جامعه مثل یک کوه یخ است و ما قسمت کوچکی از آن را می‌بینیم که روی آب است و قسمت عظیم این کوه یخ زیر آب است. هر متنی هم همین ویژگی را دارد. قسمتی که دیده می‌شود و قسمت‌هایی که زیر آب است و دیده نمی‌شود، اما شناخته می‌شود. مسئله هنرمند یک امر معرفتی و شناختی است و تلاش در کار هنری به عقیده ‌هایدگر و هم‌اندیشان او همین کار هنری است که هنرمند بر مخاطب انجام می‌دهد و هدف هم همین است. اگر مخاطب در مواجهه با اثر لغزشی در کوه یخ را حس کند، هنرمند به هدف خود نائل شده است.
حامد جعفری‌کیا: انسان‌ها بسته به شرایط زمانی و مکانی و موقعیت‌هایشان می‌توانند بسیار متغیر باشند، که این امر حتی در جوامع در حال توسعه‌ای که از حیث جنبه‌های مختلفی چون حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی سیاسی و اقتصادی و غیره به ثبات نرسیده‌اند و در مسیر راهشان با نوسانات و کمی و کاستی‌های متعددی مواجه هستند، بسیار بیشتر قابل لمس است. در این‌جا لازم است در خصوص تغییر انسان‌ها، دو نکته مهم در مورد ویژگی تغییر شخصیت را یادآور شوم : ۱. تغییر امری محتمل در زندگی هر انسانی است که می‌تواند گاه مخرب و گاه سازنده باشد. ۲. از تغییر مهم‌تر شرایط پدیدآورنده آن است که هر چقدر این شرایط دشوارتر باشد، دامنه تغییرات وسیع‌تر خواهد بود. اما مسئله اساسی این‌جاست که چه کسی، در چه شرایطی، چه تصمیمی اتخاذ می‌کند و درنهایت چه واکنش و عملی از او سر می‌زند؟ به اعتقاد بنده این فصل تمایز تمام شخصیت‌های جهان است. شرایط خاصی را تصور کنید که جامعه‌ای را دربر می‌گیرد و افراد آن جامعه را متاثر از خود می‌سازد. هر شخص بسته به آستانه صبر و تحمل، اصالت و پای‌بندی به اصول و تربیت و اعتقاداتی که دارد، به شکلی واکنش نشان می‌دهد. گروهی منفعل و سازگارند، گروهی موج‌سوارند، گروهی ایستادگی می‌کنند و گروهی له می‌شوند. نتیجه هر آن‌چه باشد، مهم نیست. آن‌چه در این‌جا اهمیت دارد، تبیین و تفکیک شخصیت‌های متفاوت یک اجتماع است که هر کدام با تصمیم و عمل متمایزشان سرنوشتی متفاوت را رقم خواهند زد. در بخشی از پرسش، اشاره به تغییرات فیزیکی انسان‌ها شده است که آیا قابل وقوع است؟ در جواب می‌گویم بله. هر تغییری جدا از مسائل بنیادین فکری و اعتقادی می‌تواند با مشخصه‌های ظاهری فراوانی همراه باشد. ضمن آن‌که می‌تواند به‌عنوان نقاب و سرپوشی بر عملکرد عده‌ای نیز مورد استفاده قرار گیرد. در یک اثر نمایشی نیز به منظور بیرونی کردن و نمود بهتر تغییرات، گاه از عناصر ظاهری مشخصی بهره می‌بریم که تاکید بیشتری بر هسته فکری نمایشنامه است و در حقیقت هدف همان نظام فکری و اعتقادی انسان است که تحت شرایط عوامل محیطی به چالش کشیده می‌شود
اما این‌که بگوییم آیا تغییرات همیشه با نشانه‌های بارز ظاهری و فیزیکی همراه است؟ عرض می‌کنم خیر. چراکه انسان‌ها و افراد یک جامعه گاهی اوقات تنها با نشنیدن یا حرف نزدن و سکوت کردن یا کور شدن و ندیدن و بالعکس، الزامات و اقدامات یک تغییر بزرگ را در خود و اطرافیانشان فراهم می‌آورند.

- عجیب‌ترین تغییری که در انسان‌ها یا آشنایان اطرافتان دیده‌اید، چه بوده است؟
مسلم خراسانی: من در جهان پیرامونم تغییرات اندکی مشاهده می‌کنم. انتظار هم نیست کسی یک شبه یا هر لحظه در این راه گام بردارد. شاید تغییر مدل‌های فکری و اندیشه و گشایش درهای تازه یک ایده‌آل باشد، اما افراد اغلب در شکستن الگوهای مرسوم زندگی و جهان‌بینی خود خساست چشم‌گیری دارند. یک دقت نظر شخصی من را متوجه این کرده که افراد در مواجهه با شکست‌های عاطفی دارای نگرش‌هایی می‌شوند که کاملا متفاوت با مواضع قبلی آن‌هاست. شاید این نیروی ویران‌گری در عشق و عاطفه قابل تامل باشد، اما شرایط به گونه‌ای است که به نظر می‌رسد برای آن‌که بتوانی اندیشه کسی را دگرگون کنی، در ابتدا باید قلب او را بشکنی؛ اتفاقی که ناخودآگاه می‌افتد، اما با اندکی دقت معلوم می‌شود کاملا مرسوم و همه‌گیر است و چاره‌ای جز این نیست. هر چند که من برای غلبه بر آن سخت تلاش می‌کنم.

- بیشترین تغییری که تابه‌حال در زندگی خود داشته‌اید، چگونه بوده است و علت این تغییر چه بوده؟
مسلم خراسانی: تغییرات همیشه خواسته و با اراده خود ما صورت نمی‌پذیرند. از دست دادن برادر کوچکم مرا از مسائل ظاهری و سطحی زیادی جدا کرد و در همه چیز عمیق‌تر ساخت. این رویداد در ابتدا تلخ و جان‌فرسا بود، اما جست‌وجو و کشف دوباره زندگی را در من نیرومندتر ساخت.

- به نظر می‌رسد این نمایش سبک و ژانر خاصی را دنبال نمی‌کند. فکر می‌کنید این دنبال نکردن سبک و ژانر واحد برای یک اثر نمایشی ارزشمند است؟
مسلم خراسانی: انتخاب این موضوع بسته به نگاه گروه اجرایی دارد، و باید دید چه دلایل محتوایی فرمی و زیبایی‌شناسی مدنظر قرار می‌گیرد. ولی پیرامون اثر خودم پیش‌روی آب موجب پاک شدن تمام مرزها و محدوده‌ها می‌شود. به‌طوری‌که حتی اقیانوس‌ها و دریا‌ها نیز اسم خودشان را از دست می‌دهند. درواقع دنبال نکردن سبک و ژانر خاص در «سیلانس» پیرو و دنباله همین درون‌مایه است.
علی شادکام: سبک و ژانر‌ها را انتخاب کردن کار منتقد است، نه مولف. شاید بتوان در زمینه متن بستر‌های مختلف نشانه‌ای و گفتمانی را در اثر مشخص کرد، و البته که اجرا هم علی‌رغم تلاش در نوآوری دنباله‌روی سبک‌ها و متد‌های پیشین است. اما اعلام آن از سمت مولف و کارگردان و بازیگر که درون اثر هستند، با روحیه اثر هم‌راستا نیست و با توجه به نوع خوانشی که ما از مخاطبان انتظار داریم، تاویل و تفسیر را به عهده مخاطب هوشمند اثرمان می‌گذاریم تا فارغ از برچسب و چهارچوب‌های از پیش تعیین‌شده، خود با اثر مواجه شود.

منبع: چلچراغ

۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش سیلانس
مهاجرت، بهانه‌ای برای گفتن از دغدغه‌های دیگر | عکس
تئاتر گفت‌وگو با مسلم خراسانی کارگردان نمایش «سیلانس»
» مهاجرت، بهانه‌ای برای گفتن از دغدغه‌های دیگر
... دیدن متن »

در خلاصه داستان «سیلانس» آمده است: بر اثر گرمای بیش از حد هوا، یخچال‌ها و کوه‌های عظیم قطبی آب شده و با پیشروی دریاها و اقیانوس‌ها تقریباً تمام خشکی‌های جهان زیر آب فرورفته‌اند. تحت تأثیر نفوذ آب، آدم‌ها کم‌کم دارند لاک و پولک درمی‌آورند و به‌ موجودات دریایی بی‌صدا بدل می‌شوند. آدم‌ها برای نجات زندگی خود از این سرنوشت به خشکی‌های بلندتر پناه می‌برند... اثری به نویسندگی، کارگردانی و طراحی مسلم خراسانی که در تئاتر خصوصی باران روی صحنه می‌رود.
خراسانی در مورد چگونگی شکل‌گیری ایده اولیه «سیلانس» گفت: «در «سیلانس» ایده‌ها و درونمایه‌های بسیاری کنار هم تنیده شده‌اند و نمی‌توانم از ایده‌ای کم و بیش واحد که نقطه شروع بوده است یاد کنم. اما می‌توانم بگویم به لحاظ تحلیلی تم و ایده اصلی سکوت – مرگ است که با موضوع مهاجرت درمی‌آمیزد. نمایش «سیلانس» همچنین نوعی مواجهه با خویشتن در دیگری است. دیگری‌ای که حتی اگر غایب است اما حضورش تا ابد در ما ادامه دارد.»
او ادامه داد: «من اغلب با این ایده آغاز می‌کنم که متنی بنویسم که کسی ننوشته یا کسی با این شیوه و شکل اجرا نکرده یا دست کم کسی به سراغ آن نرفته است حتی اگر در ظاهر ایرادات فنی و محتوایی بسیاری به آن وارد باشد و در عین حال می‌خواهم همه چیز در یک سادگی معصومانه به دور از زرق و برق آنچنانی غوطه‌ور باشد. نوشتن این متن دو دستاورد مهم و حیاتی برای من داشت. از منظر زیبایی‌شناسی سعی کردم در آن گونه‌ای از فرم روایی را تجربه کنم که شاید تا به حال کمتر تجربه شده است و همچنین از آغاز می‌خواستم «سیلانس» پاسخی بزرگ و تمام قد به زندگی و هستی انسان باشد.»
خراسانی در جواب این سؤال که قبلاً «دال» و «داستان باغ‌وحش» را روی صحنه برده بود و «سیلانس» چه تفاوتی با آنها دارد هم افزود: پیدا کردن اشتراکات فرم و درونمایه با آثار پیشینم را به عهده مخاطبان و منتقدان می‌سپارم اما نمایش «سیلانس» در جهت برجسته کردن نگاه هستی‌شناسانه به جهان و زندگی گام برمی‌دارد. این مشخصه هم در کلام، هم میزانسن، بدن، حرکت و هم زبان نمایشنامه لحاظ شده است.  در این نمایش همه چیز در هم تنیده و یکپارچه است، انسان، زمان، مکان، زبان و هستی. «سیلانس» با موضوع مهاجرت تم خود را پیش می‌کشد.
فکر می‌کنم این موضوع اهمیت خاصی در شرایط حاضر دارد و بازارش بسیار گرم است. اما مهاجرت در این اثر بهانه‌ای برای بازگو کردن دغدغه‌های بی‌شمار و باز کردن لایه‌های عمیق متن است.
او در مورد بازخوردهایی که از اجرا گرفته است هم گفت: از نگاه من متن هنوز در ابتدای راه است و باید با اجراهای بیشتر محک سخت‌تری بخورد. اما باید بگویم که نمایش «سیلانس» از منظر کاراکتر نمایشی و زبان یک متن سخت، سنگین و نفسگیر برای بازیگر به شمار می‌رود. زبان خاص نمایشنامه ذهن آماده و تسلط کامل بازیگر را می‌طلبد که بازیگران از پس آن بخوبی برآمده‌اند و معتقدم هر چه اجراها پیش برود زوایای پنهان متن و نقش‌ها و ظرافت بازی بازیگران غنا و تأثیرگذاری شگرف‌تری پیدا می‌کند.

منبع: روزنامه ایران

۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش سیلانس
گفتگوی تیوال با مسلم خراسانی | عکس
» گفتگوی تیوال با مسلم خراسانی

گفتگوی تیوال با مسلم خراسانی / نویسنده و کارگردان.

گفتگو کننده: مهشاد حجتی

۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش سیلانس
سکوت؛ سرشار از ناگفته‌ها | عکس
پرونده‌ای برای نمایش «سیلانس» (بخش پایانی)
» سکوت؛ سرشار از ناگفته‌ها
... دیدن متن »

بر‌اثرِ گرمای بیش‌از‌حدِ هوا؛ یخچال‌ها و کوه‌های عظیم قطبی آب شده و با پیشروی دریاها و اقیانوس‌ها تقریباً تمام خشکی‌های جهان زیر آب فرو رفته‌اند. تحتِ‌تأثیر نفوذ آب؛ آدم‌ها کم‌کم دارند لاک و پولک در‌می‌آورند و به موجودات دریایی بی‌صدا بدل می‌شوند. آدم‌ها برای نجات زندگی خود از این سرنوشت، به خشکی‌های بلندتر پناه می‌برند...
امیر‌عباس توفیقی، حامد جعفری‌کیا، ‌علی شادکام، ‌غزل نعیمی، المیرا بکر، مهسا آذر‌شیب، نسیم ایمانی، محمد‌مهدی تیموری، نامی نبیل‌زاده و‌ محمد شاهی‌پور؛ بازیگران نمایش «سیلانس» هستند که تا اول تیرماه ۹۷ هرشب به‌جز شنبه‌ها ساعت ۲۱ به‌مدتِ ۱۱۵دقیقه در تئاتر باران؛ میزبان علاقه‌مندان است.
در بخش پایانی این پرونده، گفت‌وگو با هنرمندان کورئوگرافی نمایش «سیلانس» را می‌خوانیم.

مهسا آذرشیب؛ فارغ‌التحصیل ادبیات نمایشی دانشگاه آزاد اراک است و در دانشگاه، کار فرم انجام می‌داد؛ هرچند به‌گفته خودش علاقه‌اش به بازیگری‌ست. او با اشاره‌ به‌ اینکه برای رسیدن به هماهنگی در انجام حرکات ارائه‌شده در نمایش «سیلانس» دوماه به‌طورِ کامل و مستمر تمرین کردند، افزود: «طراح حرکت‌ها کارگردان بود و با همراهی و نظر او فرم‌ها طراحی و اجرا شد». او درپاسخ‌به‌اینکه آیا روش خاصی برای دستیابی به تمرکز در اجرای حرکات وجود داشته؟ گفت: «هماهنگی تیم، مهم‌ترین تمرکز برای تیم فرم است و البته تمرین زیاد».
محمد شاهی‌پور؛ دانشجوی طراحی و ساخت طلا و جواهر است که پس‌از‌مدتی دستیار‌بودن کنارِ مصطفی اسفندیاری (طراح نور نمایش سیلانس)، این فرصت را یافته تا تجربه بازیگری فرم را دراین‌کار از سر بگذراند. وی گفت: «این تجربه به‌من گوشزد کرد که بیشتر دنبال اهداف و حوزه کاری رشته خودم باشم». او بااشاره‌به‌اینکه حضور گروه ماهیگیران در نمایش، فرم‌محور است، افزود: «البته می‌توان گفت که در چند صحنه بازی‌های کوچکی هم داریم که بدون دیالوگ یا مونولوگ است». شاهی‌پور، از حدود چهار‌ماه تمرین به‌شکلِ هفته‌ای چهار‌روز و هرروز پنج‌ساعت به‌عنوانِ زمان رسیدن به آمادگی یاد کرد و گفت: «نحوه رسیدن به حرکت با‌توجه‌به دیدگاه کارگردان و توضیحاتش این‌گونه بود که او تمرینات و طرح‌های اولیه حس محیط و هر صحنه را مطرح می‌کرد؛ بعد ما آن‌ طرح‌ها را با حس و برداشت شخصی و البته جمعی به اجرای فرم درمی‌آوردیم. وی به‌عنوانِ نویسنده و کارگردان و البته طراح‌، آن طرح‌ها را آرایش و پیرایش می‌کرد و البته آمادگی جسمی و روحی همیشه به‌نظرم تأثیر‌گذار است». این هنرمند درموردِ شیوه رسیدن به تمرکز برای اجرای حرکات هماهنگ با گروه توضیح داد: «به‌شخصه روش خاصی نداشتم یا شاید هم داشتم؛ ولی نمی‌دانم. بی‌شک به‌علتِ وجود گروهی مثبت و اخلاق خوب کارگردان، این سینرژی بیشتر می‌شد و حس و تمرکز من و به‌نظرم بقیه دوستان افزایش می‌یافت و باعث بهتر‌شدن کار می‌شد». او ضمن تشکر از عطیه حسن‌خانی که دراین‌مسیر کمک‌حالش بود، درپایان گفت: «زمانی‌ با دوستی صحبت می‌کردم و کمی بابت زمانی‌ که بازیگری از من گرفته بود؛ می‌گفتم و دلزده بودم. او جمله‌ای به‌من گفت که خیلی از آن درس گرفتم‌؛ اینکه «خودت یا خودمان رو محدود نکن یا نکنیم» و در‌آخر‌اینکه برای هفت هنر آرزوی نامحدود‌بودن می‌کنم».
المیرا بکر؛ متولد ۱۳۶۲ در اهواز و کارشناس ارشد مدیریت مالی دانشگاه تهران و کارشناسی مهندسی هیدرولیک بوعلی‌‌سینا همدان بااشاره‌به‌اینکه یک‌سال است در‌زمینه تئاتر فعالیت دارد، گفت: «دوره‌های مختلف بازیگری را در مؤسسه فرهنگی،هنری کارنامه گذراندم». این هنرمند جوان باتأکیدبراینکه طراحی نقش بیشتر معطوف به حرکت است اما نقش‌های مختلفی را در‌بر‌می‌گیرد که هریک رنگ‌آمیزی و ترکیب‌بندی‌های مختلف حسی‌ دارد، افزود: «تمرینات پیش‌از اجرا با تمرکز بر هماهنگی حرکتی و هماهنگی و تأثیرگذاری بر اتمسفر کلی اجرا بوده است. فرایند تمرین تقریباً از ابتدای شروع تمرینات به‌موازاتِ دورخوانی‌ها با طراحی‌ها آغاز و در مدت دوماه با جلسات متعدد هفتگی تا اجرا به‌صورتِ مستمر پیگیری شد». وی درهمین‌زمینه گفت: «با‌توجه‌به فرصت مناسب جهت همکاری در طراحی و کسب تجربه تمرینات بر‌مبنایِ اتودهای گروهی و به‌کار‌گیری فرم‌های مختلف در‌طولِ اجرا، به‌شکل حاضر منجر شد». بکر بااشاره‌به‌اینکه تمرکز تمرینات علاوه‌بر آمادگی بدنی، بر هماهنگی بین اعضای گروه و سایر بازیگران و با هدف ایجاد هارمونی و ترکیب‌بندی و القای مفاهیم متنی بوده؛ گفت: «از تمرینات شرطی‌کردن، تمرکز روی فضا و یکسان‌کردن ضربان‌ها برای بالا‌بردن تمرکز استفاده کردیم». او به جذابیت بالای متن نمایش «سیلانس» اشاره کرد و گفت: «این جذابیت، تمرینات را با تمام سختی‌ها، برایم لذت‌بخش کرد».
نامی نبیل‌زاده؛ متولد ۱۳۷۲ در مشهد است که به‌گفته خودش؛ فعالیت هنری‌ را سه‌سال است با نمایشنامه‌خوانی در مشهد و تهران شروع کرده و سال گذشته دوره‌های بازیگری متعددی را در مؤسسه‌ «کارنامه» گذراند. او بااشاره‌به‌اینکه در نمایش «سیلانس» تمرکز اصلی‌اش بر روی حرکات فرم است اما در بعضی‌قسمت‌ها نقش‌های کوتاهی را نیز به‌عهده دارد، افزود: «از اسفندماه سال گذشته به گروه پیوستم و تمرینات فشرده هفتگی را شروع کردیم. برای حرکات فرم، ابتدا با ایده‌هایی که کارگردان می‌داد و با‌توجه‌به فضا و دیالوگ‌ها؛ اتود می‌زدیم. کم‌کم حرکات روتوش می‌شد تا به فرم ثابتی برسیم. پیش‌از هر‌ جلسه، تمریناتی را برای آمادگی جسمی و ذهنی انجام می‌دادیم. تمرینات بدن و بیان، تأثیر مهمی در ایجاد تمرکز و هماهنگی بین اعضای گروه داشت». نبیل‌زاده درانتها گفت: «چند‌ماه تمرین و اجرا در‌کنارِ دوستانی که با جدیت و تمرکز کار می‌کنند، به یکی‌از بهترین تجربه‌های من تبدیل شد. خوشحالم در تئاتری حضور دارم که با زبان و سبک خلاقانه‌ای، به بررسی چند‌جانبه‌ معضلات انسان امروز می‌پردازد».
محمدمهدی تیموری؛ بااشاره‌‌‌به‌اینکه سابقه‌اش در تئاتر به‌صورتِ مقطعی بوده توضیح داد: «اولین تئاتر را سال ٨٦ کار کردم و بعد در جشنواره دانش‌آموزی حضور داشتم. این روند قطع شد تا سال ٩٠ که در تئاتر، گویندگی و نمایشنامه‌خوانی حضور پیدا کرد. به‌نوعی دوباره از سال ٩٦ به‌صورتِ جدی این حرفه را دنبال کردم». او بااشاره‌به‌اینکه در‌این‌کار فقط دیالوگ ندارد؛ وگرنه هم فرم کار می‌کند و هم بازی دارد، گفت: «در تمرین‌ها حرکت‌ها با اتو‌دهای بداهه بود و نظرات بچه‌ها و کارگردان کار و آمادگی بدنی و تمرکز بالا به‌شدت کمک می‌کرد. درواقع، باید از این دو عنصر بسیار بهره برد». او ضمن تأکید بر شکل‌گرفتن تمرکز، با تلفیق تمرین‌های کارگردان و آموخته‌هایش از کلاس‌های بازیگری افزود: «از تک‌تک بچه‌های گروه و کارگردان خوش‌ذوق و خوش‌آتیه کار که نمایشنامه‌ای به‌‌این‌زیبایی نوشته‌اند و ما را از ماهیت متن با‌خبر‌ کردند، تشکر می‌کنم. بسیار لذت بردم که در‌‌این‌کار سهیم بودم و با‌توجه‌به منفی‌هایی که از بیرون راجع به کار فرم گرفتیم، باز‌هم ادامه دادیم».

مسلم خراسانی؛ نویسنده، کارگردان و طراح حرکات «سیلانس» گفت: «طراحی حرکت برای نمایش «سیلانس» مشخصه خاصی دارد. اول باید بگویم که با‌توجه‌به نگاه و تحلیل خاصی که در‌ابتدا در‌نظر داشتم، نمایش بنا بود تنها با اتکاء به چهار بازیگر به‌رویِ صحنه بیاید اما به‌دلایلی در‌راستای آشکار‌شدن زوایای پنهان دیگری از متن؛ تیم حرکت نیز به گروه پیوست. در طراحی حرکت این‌کار چند رویکرد مهم نقش داشت. زبان گفتاری در نمایش نقش چشمگیر و برجسته‌ای دارد؛ از‌این‌رو، حرکات بدنی و گفتارهای کلامی را باید به‌گونه‌ای کنارِهم قرار می‌دادیم که هم‌زمانی این دو، تأثیر دیگری را کمرنگ نکند و همچنین حرکت بازیگران ترجمه عین‌به‌عین گفتار‌ها نباشد. رسیدن به یک سادگی و اشتراک میان حرکت و کلام که هم تأثیر کلام از‌بین نرود و هم حرکت اثر‌بخشی‌اش را داشته باشد، بخشی مهم از کار تیم کورئوگرافی شد. عامل مهم دیگر برای طراحی حرکات علاوه‌بر خط داستانی نمایشنامه؛ تعیین یک ایده و داستان مرکزی برای حرکات هر‌بخش بود. برای شروع اتودها در هر‌بخش یک داستان که دارای شروع و پایان و میانه باشد، در‌نظر می‌گرفتیم و از اجرا‌گران می‌خواستیم که در این خط محوری یک مفهوم یا ایده محوری را به‌واسطه ژست و حرکت تجسم بخشند. این حرکات و ژست‌ها بنا‌به نگاه خاص من نه می‌بایست الزاماً واقع‌گرایانه و نه الزاماً غیر‌واقع‌گرایانه باشد. در‌واقع، حرکات نمایش آمیزه‌ای‌ست بین انتزاعی و غیر‌انتزاعی، واقع‌گرایانه و غیر‌واقع‌گرایانه که در پاره‌ای بخش‌ها به‌دلایلِ محتوایی و فرمی یکی‌از‌ این‌ مشخصه‌ها غلبه و تسلط بیشتری پیدا کرده است. به‌عنوانِ یک نمونه در بخش مربوط به قبرستان، به اجراگران گفته شد با آنکه آنها مرده‌اند و زیر خروار‌ها خاک هستند، با‌این‌حال بدن آنها در‌عینِ بی‌جان‌بودن؛ زیر فشار گام افرادی‌که روی قبرها راه می‌روند، درد کشیده و از‌خود واکنش نشان می‌دهند. همچنین بدن آنها در زیر خاک به‌دلیلِ عمل تحلیل‌رفتن و جویده‌شدن توسط موجودات زیر‌زمینی هنوز جنبش و حرکت را ادامه می‌دهد. کورئوگرافی این نمایش در برجسته‌کردن و تصویر سه مفهوم مهم و کلیدی نقش دارد: زمان، مکان و انسان.»

بهزاد فراهانی بعد‌از تماشای «سیلانس» گفت‌: «صحنه چه از‌نظرِ ضرب‌آهنگ و چه بازی، بسیار‌سخت بود». وی افزود: «بازی‌های درخشانی را در‌این‌نمایش دیدیم. تمام بازیگر‌ها در‌این‌نمایش به‌خوبی نقش‌آفرینی کردند و بازی قابلِ‌قبولی ارائه دادند». فراهانی گفت: «خوشحالم در کشورمان تئاتری ساخته می‌شود که تا آخرش می‌توانیم به‌تماشای آن بنشینیم». وی درادامه افزود: «تئاتر اندیشه و معترض؛ تئاتری که دل‌های ما را باز کند، یک‌مقدار کم شده و این رنج‌نامه درونی؛ هم برای تماشاگر و هم برای گروه اجراست. امیدوارم فرصتی پیش بیایدکه نظام ما آن اندیشه کلی نگاه به هنر را تعدیل دهد و بتوانیم تئاتر خوب ببینیم».

منبع: روزنامه سراسری سایه

۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از نمایش تیاتر قجری
۳ روز پیش، چهارشنبه
محمد عسگری، نیلوفر ثانی، مهدی حسین مردی و عباس الهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳ روز پیش، چهارشنبه
نیلوفر ثانی و عباس الهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳ روز پیش، چهارشنبه
محمد عسگری، نیلوفر ثانی و r 0 y a این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳ روز پیش، چهارشنبه
محمد عسگری، مهدی حسین مردی و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عکس
از نمایش عددهای نشده
۳ روز پیش، چهارشنبه
نیلوفر ثانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش سیلانس
سکوت؛ سرشار از ناگفته‌ها | عکس
پرونده‌ای برای نمایش «سیلانس» (بخش نخست)
» سکوت؛ سرشار از ناگفته‌ها
... دیدن متن »

بر‌اثرِ گرمای بیش‌از‌حدِ هوا؛ یخچال‌ها و کوه‌های عظیم قطبی آب شده و با پیشروی دریاها و اقیانوس‌ها تقریباً تمام خشکی‌های جهان زیر آب فرو رفته‌اند. تحتِ‌تأثیر نفوذ آب؛ آدم‌ها کم‌کم دارند لاک و پولک در‌می‌آورند و به موجودات دریایی بی‌صدا بدل می‌شوند. آدم‌ها برای نجات زندگی خود از این سرنوشت، به خشکی‌های بلندتر پناه می‌برند...
امیر‌عباس توفیقی، حامد جعفری‌کیا، ‌علی شادکام، ‌غزل نعیمی، المیرا بکر، مهسا آذر‌شیب، نسیم ایمانی، محمد‌مهدی تیموری، نامی نبیل‌زاده و‌ محمد شاهی‌پور؛ بازیگران نمایش «سیلانس» هستند که تا اول تیرماه ۹۷ هرشب به‌جز شنبه‌ها ساعت ۲۱ به‌مدتِ ۱۱۵دقیقه در تئاتر باران؛ میزبان علاقه‌مندان است.

غزل نعیمى؛ متولد ١٣٦٧، دانشجوى دکتراى پژوهش هنر دانشگاه تهران و دارای مدرک کارشناسی بازیگرى و ارشد کارگردانى‌ست. او که بیشترین فعالیتش بازیگرى بوده؛ تجربه کارگردانى، طراحى صحنه و نور را هم در رزومه هنری‌اش دارد و بااشاره‌به‌اینکه چندبار در جشنواره‌ها در بخش‌هاى مختلف توانسته جوایزى کسب کند؛ افزود: «در‌حالِ‌حاضر، دغدغه مطالعه بینارشته‌اى تئاتر، جامعه‌شناسى و علوم سیاسى دارم و امیدوارم بتوانم حول همین مباحث، تز خودم را پیش ببرم».
وی گفت: «با‌اینکه شمالى هستم، بسیار به فضاى جنوب ایران علاقه‌مندم؛ به آئین‌ها، موسیقی و لباس‌شان. طرفدار نقاشى مکتب سقاخانه هم هستم که از نشانه‌هاى جنوب و آئین‌هایش بسیار الهام گرفته. مدت‌ها بود که دنبال یک متن براى کارگردانى در همین حال‌و‌هوا البته با رویکرد اجرایى متفاوت بودم. حتى چند داستان کوتاه را انتخاب کردم براى اقتباس. در‌همین‌پروسه بود که مسلم خراسانی متن را برایم فرستاد؛ بی‌نهایت از خواندنش لذت بردم و همان‌موقع همکارى و حضور در‌این‌گروه را پذیرفتم». وی بااشاره‌‌به‌اینکه متن و فضاى جنوب ایران برایش وسوسه‌انگیز بود؛ تصریح کرد: «و البته بحث مهاجرت که به‌نظرم یکى‌از مهم‌ترین دغدغه‌هاى انسان معاصر ایرانى شده است».
این هنرمند جوان گفت: «پروسه تمرین ما طولانى بود. اتودهاى مختلفى ارائه شد. اوایل، بازى کاملاً واقع‌گرایانه‌اى را ارائه مى‌دادم ولى کم‌کم چاشنى بازى با دست‌ها و حالت‌هاى اغراق‌شده اضافه شد؛ تا‌جایى‌که احساس کردیم دارد زیاده‌روى مى‌شود و تعدیلش کردیم. گروه ماهیگیران (بازیگران فرم) هم وقتى اضافه شدند، کار را تکمیل کردند».
او که نقش «راحیل» را دراین‌کار برعهده دارد، دراین‌باره توضیح داد: «راحیل به‌معنىِ مسافر و کوچ‌کننده است و دقیقاً همین اسم، شخصیت را در نمایش «سیلانس» نشان می‌دهد. او در فضایی بسته بزرگ شده و زجر کشیده؛ ولى به‌واسطه دوستى مثل لیلا؛ روشنى هم دیده». وی باتأکیدبراینکه «راحیل» نابیناست؛ ولى ‌هوشیار، افزود: «راحیل با وجود همه دردهایش تلاش مى‌کند و ساکت نمی‌نشیند که به‌نظرم یکى‌از خصلت‌هاى مهم زنان ایران معاصر است. راحیل را به‌خاطرِ لحن شاعرانه و در‌عینِ‌حال صمیمانه‌اش دوست دارم، به‌خاطرِ راحتی با تماشاگر وقتى به‌او زل مى‌زنند، به‌خاطرِ خاکسترى‌بودنش». وی درپایان گفت: «سال پیش هم تجربه یک مونولوگ از احسان صبوحى داشتم. متن افسانه نیما بود. بسیار‌هم نقش سختى بود و مدام با تماشاچى بازى چشم‌در‌چشم داشتم ولى ارتباط از جنس راوى کلاسیک برقرار مى‌شد. نقش‌هاى دیگرم هم که در فضاهاى کاملاً متفاوت شکل گرفته بودند. مثلاً؛ «حساب پرداخت نمی‌شه» هادى عامل کمدى بود. «قاطیغوریاس» امیر گیل اکسپرسیونیستی و کارهاى دیگری که نمی‌شود تک‌تک نام ببرد. به‌علاوه؛ تصویر‌کردن دردهاى زنانه چه به‌صورتِ جسمانى و چه روانى؛ همیشه براى من اهمیت داشته و از دغدغه‌‌هاى هنرى من محسوب مى‌شود. «سیلانس»، روایت بخشى‌از همین دردهاست».

حامد جعفری‌کیا‌؛ متولد ١٣٦١ که کارشناسی ارشد سینما و لیسانس بازیگری از هنرهای زیبا دانشگاه تهران دارد؛ گفت: «به‌دلیلِ علاقه‌ای که به کار نمایش داشتم، از دوران دبستان به‌رویِ صحنه رفتم و به‌طورِجدی‌تر و مستمر از سال ٧٣ در جشنواره‌های دانش‌آموزی و استانی، فعالیت خود را ادامه دادم. پس‌از کسب جوایز استانی در‌حوزه بازیگری‌، تشویق به ادامه فعالیت و ورود به دانشگاه شدم و از‌آن‌زمان یعنی سال ٨٢، ضمن تحصیل به‌صورتِ حرفه‌ای‌تر به کار تئاتر و فیلم پرداختم». وی بااشاره‌به‌اینکه کار خود را در تهران پس‌از چند کار دانشگاهی درحوزه بازیگری و تئاتر عروسکی به‌عنوانِ صدا‌پیشه و عروسک‌گردان آغاز کرد و با «سند‌باد بحری» به‌کارگردانیِ وحید شاکری در سال ٨٤ به‌عنوانِ برگزیده جشنواره یونیما معرفی شدند؛ گفت: «از‌آن‌پس ضمن بازی در سریال‌هایی همچون زیر تیغ به‌کارگردانیِ محمد‌رضا هنرمند و آخرین دعوت به‌کار‌گردانیِ حسین سهیلی‌زاده؛ به‌عنوان انیماتور/بازیگر در پروژه آریو پهلوان کوچک که برنده جایزه جشن خانه سینما نیز شد، به فعالیت پرداختم. هم‌اکنون نیز ضمن فعالیت‌هایی که درحوزه بازیگری دارم، به‌عنوانِ انیماتور مجموعه کارهای سیا ساکتی و کارگردان در مجموعه مَثل‌های ایرانی در مؤسسه فرهنگی،هنری حور مشغول فعالیت هستم».
بازیگر نمایش‌های «کسی در گوشم زمزمه می‌کند بیا»، «مجلس عاشق‌کشی»، «بیا با هم حرف بزنیم»، «ملاقات با بانوی سالخورده»، «امیر‌ارسلان نامدار»، «آفتاب‌کاران»، «دال»، «وقتی که ما تئاتر کار می‌کنیم» و «دیوان تئاترال»؛ توضیح داد: «شخصیتی که در نمایش«سیلانس» ایفا می‌کنم، عدنان نام دارد و ویژگی‌ها و تمایزات او را تنها با دنیایی که در آن پا گرفته و قد کشیده و شرایط محیطی حاکم بر اثر موجود، جست‌وجو می‌کنم نه سایر آثار؛ چرا‌که ممکن است هر کاراکتر در هر اثر‌، ویژگی‌های متمایزی داشته باشد که مرا به‌عنوانِ بازیگر جذب خود کند و علاقه‌مند باشم که در آن نقش بازی کنم». بازیگر تله‌تئاتر «اطلسی‌های لگد‌مال‌شده» به‌کارگردانیِ هنری لیلا برخورداری و کارگردانی تلویزیونی مسعود فروتن؛ ادامه داد: «تمایزات عدنان در «سیلانس»، با مردمان هم‌زمان و هم‌مکانش ستودنی‌ست؛ مردی با اصالت و عاشق که حاضر است جانش را نیز برای این دو مهم فدا کند؛ عشق به سرزمینش‌، به محله‌اش‌، به‌ همسر و پدر و مادر و برادرش. عدنان، فریاد زمانه خویش است که قفل سکوت را می‌شکند و یکپارچه نه صدا که عمل می‌شود. گفته‌هایش‌، درد و رنج و اعتراضات فرو‌خورده مردمانی‌ست که سکوت و خود‌خوری را در برابر ظلم و جور ترجیح می‌دهند. اعمالش، مبارزه‌ای‌ست بر‌خلاف مردمانی که فرار را بر قرار و ایستادگی ارجح می‌دانند. عدنان، همان منِ پنهان و نهفته در هزارتوی ترس و هراس بشری‌ست که تنها در شرایط ایده‌آل و بدون سرکوب، لب به‌سخن می‌گشاید‌، رها می‌شود. او عدنان است؛ بی‌پرده سخن می‌راند و بنابراین، صدق و صمیمیت کلامش به‌جان می‌نشیند. رها و آزاد همچون ماهی به دل اقیانوس می‌زند و جسارتش تو را نیز جسور می‌کند. ردِ‌پایش در زندگی همه اطرافیانش دیده می‌شود و مسیر راه‌شان را ترسیم می‌کند». این هنرمند که سابقه کارهای تصویری همچون سریال‌های «در میان خاکستر»، «آشوب» و «عمارت بانو» را نیز در کارنامه‌اش دارد؛
وی درپایان گفت: «ارتباط‌ برقرار‌کردن با چنین شخصیتی، هیجان‌انگیز و از آن جذاب‌تر، درک آن شخصیت است اما فاصله درک تا اجرا و ایفای نقش چنین شخصیتی، مسافتی‌ست که باید پیموده شود؛ با تحلیل و تمرکز و ممارست. عدنان‌شدن، سیر و سلوکی دشوار است که حتی شبیه او رفتار‌کردن به‌منظورِ ایفای نقش، چالشی جدی‌ست که آرزو می‌کنم بتوانم از‌پسِ این مهم بر‌آیم».

علی شادکام؛ متولد ١٣٦٤ تهران و کارشناس ارشد کارگردانی دانشگاه تهران پردیس هنرهای زیبا که شروع فعالیتش در عرصه تئاتر از سال ١٣٨٣ بوده؛ درباره چگونگی برقراری ارتباط با نمایشنامه «سیلانس» گفت: «متن، دارای گسست زمانی و خط روایی در‌هم‌پیچیده‌ای‌ست که در قسمت‌هایی ماجرای حال را دنبال می‌کند و در قسمت‌های یاد‌آوری؛ پیش‌زمینه‌هایی که موجب اتفاقات زمان حال می‌شوند؛ اما راوی که شخصیت‌های مختلف در لباس آن در‌می‌آیند، همه در‌حالِ روایت از گذشته‌اند. از پس مرگی که دامن‌گیر همه شده است؛ مرگی نمادین که از قوزک‌های پاها شروع می‌شود و تمام تن‌ها را می‌پوشاند و در دهان‌ها فرو می‌رود».
بازیگر نمایش‌های «رومولوس کبیر»، «هملت ماتور»، «غرب حقیقی»، «توهم یک میمون خواب‌آلوده»، «جرس»، «خانه مشترک» و «دال» ادامه داد: «ساختار سیال ذهن مدِ‌نظر نویسنده، با ترکیب روایی و دراماتیک توأمان اجرایی اتخاذ‌شده سعی در القای نکات متن بدون تأکید و با‌تکیه‌بر تأویل و تفسیر مخاطب انتخاب شده است که امید گروه اجرایی هم بر کسب نقطه‌نظرات مختلف از‌سویِ مخاطبان است در گونه‌گونی برداشت‌ها تا بتواند به روح موردِ‌نظر خود دست یابد». او که کارگردانی نمایشنامه‌‌هایی از آندره پراگا، کارل فالنتین، هملت ماتور و هنریک ایبسن را در پرونده حرفه‌ای خود دارد، گفت: «از‌آنجا‌که خودم نویسنده هستم، انتخاب برای بازی در یک اثر برایم همیشه معطوف به کیفیت متن و ساختار نمایشنامه است. پیش‌از پیشنهاد بازی برای این اثر؛ در جریان نوشتن و ماجرای آن قرار گرفته بودم و با پیشنهاد بازی برای این نقش از‌طرفِ مسلم خراسانی با‌توجه‌به علاقه‌ای که به متن و کیفیت اثر داشتم، به‌این‌گروه نمایش پیوستم». او درپاسخ‌ به‌اینکه چقدر طول کشید با نقش ارتباط برقرار کند، توضیح داد: «عابد، آئینه‌ای‌ست از خود ما؛ با تمام تصمیم‌ها و حسرت‌ها و اراده‌ای که باید به‌کار ببندیم تا به جنگ ناملایمات و تقدیر برویم. در درون آزرده هریک‌از‌ما تمام سؤالات و چالش‌ها و دردهایی که کشیده‌ایم متبلورند؛ عشق فروخورده و داغ‌شده که سینه‌مان را می‌سوزد و دهان‌مان را دوخته است. روبه‌روی آینه می‌ایستم و به خودم نگاه می‌کنم؛ انگار من هم مثل عابد لالم، نمی‌توانم حرف بزنم. به دست‌هایم نگاه می‌کنم و به خودم می‌گویم: ٤٠سال به چیزی دست نمی‌زنی بعد می‌خواهی همه کار بکنی؛ دستانت هر‌چقدر هم بزرگ باشند، نمی‌توانی».
او درباره ویژگی‌های متمایزکننده این نمایش گفت: «مسائل مختلفی در‌این‌نمایش مدنظر بوده اما یکی‌از با‌اهمیت‌ترین‌ها، توجه به آئین زارگیری به‌عنوانِ شاخص و خرده‌فرهنگ‌های دیگری‌ست که در‌کنارِ‌همدیگر به جهان اثر وارد شده‌اند. «ای‌کاش می‌توانستیم با هم حرف بزنیم» یا «ما نمی‌توانیم با هم حرف بزنیم؛ چون زبان همدیگر را نمی‌فهمیم» بازگشت به برج بابل است که انسان‌ها متفرق می‌شوند و زبان‌های مختلف به‌جایِ نزدیک‌کردن ما به همدیگر، بین ما فاصله می‌اندازد. شاید بهتر باشد در این قیامت نژادها و رنگ‌ها، به‌جایِ حرف‌زدن، سکوت کنیم و به همدیگر گوش دهیم. «سیلانس»؛ کلمه‌ای فرانسوی برای مفهوم سکوت است؛ آنچه بشر به آن نیاز دارد».
این هنرمند جوان درپایان گفت: «تمام تلاش هنرمند در هر مدیومی، ارائه اثر خود به مخاطب و گرفتن بازخورد است. از همه دعوت می‌کنیم تا به دیدن نمایش بیایند و ما را با نظرات‌شان لبریز از لذت کنند. امیدواریم از دیدن ماحصل چندین‌ماه تمرین و تلاش و عرق‌ریزان روح این گروه، تأثیر خوبی در مخاطب‌مان ایجاد کنیم؛ به‌امیدِ دیدار شما در نمایش «سیلانس»».

منبع: روزنامه سراسری سایه

۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید