حاشیههای اکران فیلم «گوزنها» با حضور چپیهامجید فرهاد که به زودی نمایش «سینما کارون» را روی صحنه میبرد، این نمایش را ادای دینی به فیلمسازان موج نو سینما دانست.
این کارگردان تئاتر در گفتگو با ایسنا توضیحاتی درباره نمایش خود ارایه کرد و افزود: در این نمایش، اتفاقات سینمایی در کنار مسائل روز جامعه و اتفاقاتی مانند انقلاب، جنگ و ... از زاویه دید سینما کارون روایت میشوند.
او با اشاره به اینکه «سینما کارون» یک تئاتر مستند نیست، در این باره توضیح داد: این نمایش در بستری از تاریخ روایت میشود و قاعدتا وقتی درباره موضوع و یک دوران بخصوص صحبت میکنیم، به نامها و اتفاقات مربوط به آن نیز اشاره داریم اما در هر حال نمایش ما یک داستان مستقل است که روایت خود را دارد.
این کارگردان اضافه کرد: نمایش ما کمی هم به سمت سورئال و انتزاعی میل میکند و راوی داستان ما سینما کارون است که خاطرات خود را از وضعیت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشور را در سه دهه بخصوص یعنی دهههای ۴۰، ۵۰ و ۶۰ روایت میکند. البته به دهههای بعدی هم اشارههایی دارد و هرچند داستان ما در سال ۶۹ به پایان میرسد ولی به اتفاقات روز کشور و سینما هم بیاعتنا نیستیم.
فرهاد با اشاره به پیشینه سینما کارون که هنوز هم فعال است، افزود: این سینما یکی از قدیمیترین سینماهای تهران است که نبش خیابان سرسبیل واقع شده و جزو معدود سینماهای قدیمی است که همچنان هم فعالیت دارد. این سینما در گذشته یکی از سینماهای مهم منطقه ۱۰ و ۱۱ به شمار میآمده است.
این کارگردان، اجرای این نمایش را ادای دینی به فیلمسازان موج نوی سینمای ایران همچون مسعود کیمیایی، فریدون گله، ساموئل خاچیکیان و داریوش مهرجویی دانست و توضیح داد: نمایش ما به استاد داریوش مهرجویی تقدیم شده است. البته در کنار این استادان، به ستارگان سینمای آن دوره همچون محمد علی فردین، بهروز وثوقی و جمشید هاشمپور نیز اشاره میکنیم. ضمن اینکه به تناسب موضوع نمایش، در بخشهایی از این کار ویدیو پروجکشن داریم.
او اضافه کرد: به عنوان نمونه در بخشی از نمایش درباره ساموئل خاچیکیان صحبت میکنیم که یکی از مهمترین فیلمسازان ماست و فیلم «عقابها»ی او هنوز هم یکی از پرفروشترین آثار سینمای ایران به شمار میآید.
فرهاد با ابراز تاسف از اینکه نسل جوان و حتی دانشجویان سینما و تئاتر هم بخشی از بزرگان فرهنگ و هنر کشور را به خوبی نمیشناسند، ابراز امیدواری کرد با ساخت و اجرای چنین آثاری زمینه آشنایی این نسل با هنرمندان مهم کشور در دهههای گذشته فراهم شود.
او ادامه داد: در این نمایش درباره انقلاب، جنگ، اتفاقات روز سیاسی و اجتماعی و آنچه این کشور و این ملت از سر گذرانده است، صحبت میکنیم.
فرهاد که پیشتر این نمایش را در جشنواره تئاتر افرا اجرا کرده است، یادآوری کرد: این نمایش در جشنواره با استقبال خوبی رو به رو شد و امیدوارم در اجرای عمومی هم با همان اقبال رو به رو بشود. همچنانکه در جشنواره هم هیات داوران و هم بسیاری از تماشاگران نمایش را دوست داشتند و خوشبختانه حالا هم با حمایت عمارت نوفل لوشاتو این نمایش را به اجرای عمومی گذاشتهایم.
این کارگردان افزود: البته دوست داشتیم در شرایط و زمان بهتری کارمان را اجرا میکردیم ولی همین فرصت را هم غنیمت میدانیم و امیدواریم تماشاگران باز هم این نمایش را دوست داشته باشند چراکه اولین اصل هنر، لذتبخشی است و در مراحل بعد چه خوب است که یک اثر هنری تلنگری هم بزند.
فرهاد ادامه داد: این کار بستری فراهم میکند تا خارج از شوخیهای نامناسبی که برای جذب مخاطب در برخی از آثار نمایشی مرسوم شده و بدون حضور چهرههایی که حتی بازیگر هم نیستند، روایتی را برای تماشاگران به نمایش بگذارد. تمام تلاشمان بر این است که نشان بدهیم میتوان حس مردم را به کنش واداشت و کار خوبی به آنان ارایه داد. اگر آن را دوست داشتند که چه بهتر! به هر حال تلاش میکنیم سلیقه تماشاگر را به سمتی ببریم که در فضایی پاکیزهتر درباره اتفاقات تاریخی و روز جامعهمان صحبت کنیم و در کنار این، حس او را هم درگیر کنیم.
به گزارش ایسنا، نمایش «سینما کارون» به نویسندگی و کارگردانی مجید فرهاد با بازی خود او و بهناز شمشیری از ۱۳ اسفند ماه اجرای خود را آغاز میکند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده: «اکران فیلم «گوزنها» یه دسته چپی اومده بودن فیلم و ببینن. اتفاقا کیمیاییام اون روز اومده بود. بعد فیلم دورهاش کردن که تو شان یه چپی و تا حد یه فیلم فارسی پایین آوردی.»
این نمایش از تاریخ یاد شده هر شب ساعت ۱۸ و به مدت یک ساعت در عمارت نوفل لوشاتو روی صحنه میرود.
منبع: ایسنا
نمایش «صدای انسانی» در تماشاخانه سیمرغ به صحنه میرودنمایش «صدای انسانی» به کارگردانی آراز جهانشاهی در تماشاخانه سیمرغ روی صحنه میرود.به گزارش روابطعمومی گروه، نمایش «صدای انسانی» به نویسندگی ژان کوکتو و کارگردانی و تهیهکنندگی آراز جهانشاهی از پنجشنبه ۱۶ اسفندماه، به مدت سه شب در تماشاخانه سیمرغ (بنیاد بیدل دهلوی) روی صحنه میرود.
در خلاصه داستان این نمایش آمده: زنی با مردش تلفنی وداع میگوید. تلفن هم آلت شکنجه و هم ابزار حیات زن است. زن در قعر اندوه دستوپا میزند، نه ضجهای، نه التماسی، نه کوششی برای نگهداشتن مردش، ولی میداند که بدون او هرگز نمیتواند به زندگیاش ادامه بدهد.
نمایشنامه «صدای انسانی»، یک تراژدی تکنفره در یک پرده است و ترجمه متن آن را شهلا حائری بر عهده داشته است.
معصومه عسگرپور، تنها بازیگر این اثر نمایشی است.
دیگر عوامل نمایش «صدای انسانی» عبارتند از: زهره خیرآبادی (دستیار کارگردان و برنامهریز)، سهراب سالاری (مدیر صحنه)، رضوان فتحیپور (چهرهپرداز)، سامان اسمعیلزاده (مدیر تولید و عکاس)، وحید علیمحمدی (ساخت تیزر)، آوا ملکمحمدی (اپراتور نور و صدا)، کیمیا امیری (طراح لباس)، آراز جهانشاهی (ساخت پوستر و بروشور)، احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاعرسانی).
نمایش «صدای انسانی» از روز پنجشنبه ۱۶ تا ۱۸ اسفندماه در تماشاخانه سیمرغ و در دو سانس ساعت ۱۹ و ساعت ۲۱ روی صحنه میرود. مدتزمان این نمایش، ۴۵ دقیقه است.
گفتنیست طبق مذاکره با موسسه خیریه «حامیان طاهره رضا» درآمد بلیتفروشی از این نمایش، روز ۱۸ اسفندماه ـ مصادف با روز جهانی زن ـ به زنان بیسرپرست اهدا میشود.
علاقهمندان به تماشای این نمایش، برای تهیه بلیت میتوانند از سایت تیوال مراجعه اقدام نمایند.
عارف عباسی نویسنده و یکی از کارگردانهای نمایش: «امیرو» یقهام را گرفت تا اجرایش کنم / «امیرو» درباره پروسه شکلگیری و مضمون این اثر نمایشی که درباره رفتن است، گفت.عارف عباسی نویسنده و یکی از کارگردانهای نمایش «امیرو» که در تماشاخانه هما اجرا میشود درباره روند شکلگیری نمایش به خبرنگار مهر گفت: نوشتن متن این نمایشنامه را از یکسال پیش شروع کردم و حدود ۲ ماه طول کشید تا به مرحله نهایی برسد. در طی سالیان من متنهای زیادی را نوشتم ولی فقط تعدادی از آنها را نگه داشتم، ولی این متن با بقیه فرق داشت. وقتی شروع به نوشتن کردم احساس کردم که متن یقه خودم را گرفت و مطمئن بودم که آن را روی صحنه خواهم برد. مدتهاست به این موضوع فکر میکنم، جغرافیایی که ما در آن زندگی میکنیم جایی بین جهان رئالیسم و ابزوردیسم است که در آن گیر افتادیم. به عبارتی نه رئال هستیم نه ابزورد و در جایی بین جهان واقعی و جهان جفنگ در حال زندگی هستیم. زمانی که شروع به نوشتن این متن کردم در حال تمرین نمایش «در انتظار گودو» بکت بودم و متن نمایش «امیرو» از این نمایشنامه نشات گرفته است.
وی درباره موضوع و مضمون نمایش یادآور شد: در یک کلمه اگر بخواهم بگویم، نمایش درباره «رفتن» است. در نمایش «در انتظار گودو» ولادیمیر و استراگون منتظر آمدن کسی هستند و اینجا ما امیروهایی را داریم که منتظر رفتن هستند. شاید این طور بتوان تعبیر کرد که امیروها تصمیم دارند پیش گودو بروند.
این کارگردان درباره روند تمرین نمایش «امیرو» گفت: زمان نوشتن متن به کارگردانی آن هم فکر میکردم. در روند تمرین تصمیم این بود که خودم را به عنوان نویسنده کنار بگذارم و جهان متن را به عنوان کارگردان و همراه با شخص دیگری شروع به ساختن کنم. بنابراین از ابتدا این موضوع را با بازیگرانم روشن کردم که نه به شکل صددرصد کارگاهی - به دلایل اقتصادی - بلکه حداقل تمرین نیمه کارگاهی انجام بدهیم. قرار نبود دورخوانی و نقش تقسیم کنیم بلکه از ابتدا تمرین را از بازیها شروع کردیم.
عباسی ضمن اشاره به اینکه تمرینات این نمایش حدود ۵ ماه به طول انجامید، درباره انتخاب بازیگران متذکر شد: انتخاب بازیگر پروسه پیچیدهای بود. در یک بازه زمان تمام بازیگرانم به دلایل مختلف دستخوش تغییر شدند و تقریبا از تیم اولیه فقط کاوه فرجادمنش باقی ماند. یک دوره تصمیم داشتم از یک بازیگر چهره و شناخته شده استفاده کنم ولی در نهایت تصمیم گرفتم از هم دورهایهای خودم و از فضای تمرین تئاتری بازیگر انتخاب کنم. چون اعتقاد داشتم فضای دوستانهای باید در کار وجود داشته باشد و این ارتباط لازم است که در کاراکترها و نوع ارتباطشان شکل بگیرد. برای انتخاب بازیگر ششم، نتوانستم گزینه مدنظرم را انتخاب کنم و به دلیل کم بودن زمان تصمیم گرفتم خودم این نقش را بازی کنم.
وی درباره همکاری با جواد جوشنلو در کارگردانی این اثر بیان کرد: خوشحالم که این چهارمین همکاری من با جواد جوشنلو است. سال ۱۴۰۱ با کارگردانی جواد در همین سالن نمایشی را اجرا کردیم و بعد از آن ۲ فیلم کوتاه با هم ساختیم. همانطور که اشاره کردم بعد از تصمیم برای بازی کردن شرایط کار تغییر کرد. بنابراین از جواد خواستم که کنار من باشد و با هم این راه ادامه بدهیم. در پروسه تمرین، ما ایدههایمان را با هم درمیان میگذاشتیم و در موقع تمرین من فقط به عنوان بازیگر نقشم را ایفا میکردم.
عباسی در پایان صحبتهایش عنوان کرد: تمام امیدم این است که مردم این اثر را ببینند. مخاطب من صرفا عموم جامعه است. از وقتی شروع به نوشتن کردم به این مسئله فکر کردم که مخاطبم گروه تئاتری هستند یا هر گروه دیگری. این متن از دل زندگی شخصی و اجتماعی من بیرون آمده و جایش هم همین جاست، جایی که بتواند اثرگذار باشد. امیدوارم مردم ببیند و دوست داشته باشند.
نمایش «امیرو» به نویسندگی عارف عباسی و کارگردانی مشترک جواد جوشنلو و عارف عباسی از اول اسفند ساعت ۲۱:۴۵ در تماشاخانه هما روی صحنه رفته است.
در این نمایش سیروس محمدی، کاوه فرجادمنش، فرزاد نامآوری، رایین خاکره، آرسام فیروزی و عارف عباسی ایفای نقش میکنند.
در خلاصه داستان نمایش ۶۰ دقیقهای «امیرو» آمده است: «در روزهای آخر اسفند، در نیمروز روشن، وقتی بنفشهها را با برگ، ریشه، پیوند و خاک در جعبههای کوچک چوبین جای میدهند، جویِ هزار زمزمه درد و انتظار در سینه میخروشد و بر گونهها روان. ای کاش آدمی، وطناش را همچون بنفشهها میشد با خود ببرد هر کجا که خواست!»
دستیار کارگردان و برنامهریز: اَشا بیکوردی، مدیر تولید: کیمیا اعتمادی، مشاور تولید: کسری کبیری، طراح پوستر: میثم مظفری، تیزر: هستی عرش و مهدی رمضانکاشی، طراح لباس: پریسا جعفری، طراح نور: جواد جوشنلو، طراح صحنه: عارف عباسی و شادی ثیابی، مدیر صحنه: رهی احتشام، عکاس: میترا رحیمی، ساخت دکور: اسماعیل پروانهوار، موسیقی: مجید رزمخواه، روابط عمومی و مشاور رسانه: درسا بخشندگی از دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.
علاقهمندان به تماشای این نمایش میتوانند برای تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.
منبع: خبرگزاریمهر
گفتوگوی «جامجم» با سامان خلیلیان، کارگردان نمایش «درد» روایت اسارت انسان در چارچوبهای خودساخته نمایش «درد» بهکارگردانی سامان خلیلیان، این روزها در سالن چارسوی تئاتر شهر در حال اجراست و خلیلیان بعد از هفت سال دوری از عرصه نمایش، آن را روی صحنه برده است. داستان این نمایش درباره اختلاف زن وشوهری است که بیشتر اختلافشان ناشی از نشنیدن حرفهای یکدیگر و ندیدن مهمترین مسائل در زندگی و تکیهکردن روی جزئیات و مسائل پیشپاافتاده است.
آنها گمشده در دنیای مدرن و زندانی افکار خود هستند. البته نوعی دیدگاه تساهلگرایانه، سختنگرفتن و گذر از سختیها با نظر به گفته معروف یونگ «دردت را تحمل نکن، درک کن!» نیز در نمایش دیده میشود. خلیلیان در این نمایش مانند نویسنده یعنی مرتضی فرهادنیا که بازیگری را هم به عهده دارد، در آن واحد، هم کارگردان و هم بازیگر است و نقش کشیشی را بازی میکند که قرار بوده پزشک شود اما سرنوشتش به گونهای دیگررقم میخورد. اجرای این نمایش بهانهای برای گفتوگو با این کارگردان است که در ادامه از نظر میگذرانید.
متن نمایش «درد» چه ویژگیهایی داشت که بعد از این مدت فاصلهگرفتن از تئاتر برای اجرای آن ترغیب شدید؟
چیزی که برایم در انتخاب یک متن مهم است و اصل قرار میگیرد، زیرلایههای درونمتنی است که هم به دغدغههای شخصی خودم بپردازد و هم شامل موارد و نکاتی باشد که مقداری تماشاگر را به تعقل وادار کند. بعد از هفت سال کار نکردن، دو سال پیش نوبت اجرا به من دادند و میخواستم با متن دیگری نمایش را اجرا کنم اما بنا به اتفاقی، متن نمایشنامه «درد» مرتضی فرهادنیا به دستم رسید و در نهایت تصمیم به اجرای آن گرفتم. متن این نمایشنامه دغدغهمندیهایی دارد که شاید در مواجهه اول برای تماشاگر ساده بهنظر برسد اما مسائلی در کل متن نهفته است که وقتی تماشاگر سالن را بعد از دیدن نمایش ترک میکند تازه به فکر فرو میرود. درواقع بیشتر بهخاطر چندبعدیبودن این متن را انتخاب کردم.
اما درعینحال اجرای چنین نمایشی که در یک فرصت یک ساعتونیم به چندین موضوع از جنبههای مختلف بپردازید، سخت و چالشبرانگیز بوده است. چطور این موضوع را مدیریت کردید؟
اگر بخواهید به مسائل از نظرگاههای مختلف فلسفی، روانشناختی، جامعهشناختی،اقتصادی و ایدئولوژیک نگاه کنید و در عینحال به جایگاه و روابط میان انسانها چه خانوادگی(میان زن وشوهر) و چه اجتماعی بپردازید، سخت است. تمام اینها در عین سادگی بهدرستی کنار هم چیده شده و در متن تلاش میکنیم که تلنگرهای بهموقعی در حوزه این مسائل به مخاطبان نمایش بزنیم. شاید در نگاه اول چنینچیزی به مخاطبان منتقل نشود اما مخاطب درحال خارجشدن از سالن به بسیاری از این مسائل پی برده است و در این رابطه بازخوردهای خوبی هم دریافت کردیم. ابعاد فلسفی و جامعهشناختی این نمایش با دیالوگهای ابتدایی-دردت را تحمل نکن، درک کن- با صدای کشیش شنیده میشود ودرانتها نوعی ازدرک معنای عمیق ودرست ازواژه «درد»رابه مخاطبان پیشنهاد و در واقع جهانبینی جدیدی از نگاه ما به کائنات و هستی ارائه میدهد. این جزو جذابیتهای موجود در این متن برای اجرا بود.
این نمایش سرشار ازنماد است؛چطور به نمادها، نشانهها و تکراربعضی جملات که درواقع فرم نمایش راشکل میدهد، رسیدید؟
چیزی که در مراحل اول برایم اهمیت داشت، انتخاب متن و چالشهایی بود که در تمرین، تولید و اجرا میتوانست ایجاد کند. با توجه به این متن باید در انتخاب بازیگر دقت میکردیم که البته با همدلی بچههای گروه، اتفاق خوبی در این زمینه رقم خورد و این از شانس خوب من بوده است. بهجای حفظ و تکرار صرف متن، پیداکردن درکی از این متن برای ما بیشتر اهمیت داشت و صحبتهایمان با بچهها پیرامون توجه بیشتر به عمق و زیرلایههای متنی نمایش بود تا بهدرستی بتوانیم مفاهیم را به تماشاگر القا کنیم. تأکیدها و تکرارها به مخاطبان کمک میکند که بیشتر در فضای نمایش قرار بگیرند و همه اینها با تمرین بهدست آمد و بهمرور به نتایجی که مدنظرم بود، رسیدم. در این نمایش مخاطب در عین اینکه در جریان یک نمایش رئال محض و زندگی روزمره قرار میگیرد؛ به تناسب فضاسازی متن در بخشهایی با تکرار جملات یا کارگرانی که درحال رنگکردن هستند، ساختار رئال شکسته و به فضایی عبثگونه نزدیک میشود. پوشاندهشدن وسایل خانه زیر نایلونها از نظرم بهمعنای محبوسشدن انسان امروز در دنیایی است که تکنولوژی او را بهسمتی نامشخص میبرد. به هرحال انسان در تفکرات و چارچوبهایش غوطهور و محبوس شده و حتی لوازم زندگیش در این جریان پوشیده و محبوس هستند. معتقدم انسانها برای تغییرکردن حاضر به ایجاد تنوعی میشوند که با وجود وجوه مثبت، میتواند ویرانگر هم باشد. مشقت کار این بود که در یک زمان کم با ارائه نمایش در فضای رئال بتوانیم به تمام این مسائل بپردازیم و اشاره کنیم. بنابراین، باید به سمت نشانهشناسی و خلق فضای باورپذیر میرفتم اما باید این پیچیدگیها را هم عیان میکردم. البته نمیدانم چقدر موفق بودم و زمانی که بازخورد تماشاگران را گرفتیم، متوجه شدیم که توانستهایم تا حدودی موفق باشیم.
بهنظرمیرسد زوج این نمایش درعین صحبتکردن درباره مهمترین مسائل وچالشهای زندگیشان،نگاهی تساهلگرایانه به آنچه برایشان اتفاق میافتد،دارند وکمدی دراین میان شکل میگیرد که جذاب است واین فضابهآرامی درناخودآگاه تماشاگر مینشیند.
نام این نمایش «درد» به معنای سختی و مشقت زیاد است که حتی با شنیدن نام آن ممکن است دچار این سوگیری شوید که با یک تراژدی محض روبهرو هستید و به قول کشیش، تمام اسامی بار معنایی دارند. درواقع موقعیتها در بخشهایی بهقدری دردناکند و تبدیل به بحرانهای بزرگ میشوند که وقتی زوج نمایش را در وضعیت متناقض قرار میدهیم، از دردناک، کمدی و طنز خلق میشود. به عبارتی، موقعیت بهاندازهای تلخ است که شما بهعنوان مخاطب دچار زهرخند تلخی میشوید. من در این نمایش دنبال ایجاد موقعیت طنز برای تماشاگر نیستم بلکه موقعیت بهقدری دردناک و متضاد است که شما را به خنده وادار میکند. ایجاد چنین موقعیتی خیلی سخت است و نیاز به بازی درستی دارد و بهعنوان کارگردان سعی کردم این موقعیتها را خلق کنم. البته تلاشم این بود که موقعیتهای کمدی بیش از اندازه ایجاد نشود؛ یعنی ممکن است خنده ایجاد شود اما در لحظه با شرایطی که در نمایش پیش میآید، از بین میرود. این خندیدن از سر کیفوری نیست بلکه خندیدن به موقعیتهای دردناکی است که ما در زندگی برای خود ایجاد میکنیم. این نمایش برشی از وضعیت رابطه انسانهای امروز است و دلیل خلق این لحظات این است که انسانها خودشان را در آن موقعیت قرار دهند تا این موقعیت بتواند آنها را تکان دهد.
دیالوگهای مسلسلوار این نمایش بین زوج جوان فیلم احتیاج به تمرین زیادی داشت. چقدر برای این موضوع تمرین داشتید و به این بازیگران رسیدید؟
البته منظورم از این جمله خوب بودنم نیست اما معتقدم یک کارگردان خوب همواره نیاز نیست که میزانسن طراحی کند. همواره کارگردانی خوب است که به دو ویژگی توجه کند؛ یکی انتخاب متن درست و دیگری کستینگ اجرایی خوب در جلو و پشت صحنه. من سعی کردم آنچه در این تعریف به آن قائلم را بهکار ببندم و موفقیتم نسبی است.دو نفر برای نقش خانم آمدند و در نهایت صحرا اسداللهی انتخاب شد.برای نقش ادوارد چندیننفر که مدنظر بودند، آمدند و گپ زدند اما مرتضی فرهادنیا بهعنوان کسی که این متن را نوشته بود و به درونمایه و پیچیدگیهای آن اشراف داشت و در گذشته هم بازیگر بود، این نقش را به عهده گرفت. بهنظرم رابطه زوج اصلی نمایش باورپذیر شده است. همچنین نقش خودم را در قامت کشیش دوست دارم و انتخاب خودم بود و احساس میکردم میتوانم این نقش را به مخاطبان ارائه و القاء کنم. همچنین دیگر عوامل و بازیگران نیز همکاری خوبی داشتند و دو نفر از بازیگران جزو افرادی هستند که مهربانانه این نقشها را پذیرفتند. حتی سه پیرمرد زحمتکش که شاید اتفاق خاصی را ایجاد نمیکنند، تجربه فعالیت ۳۰ ساله تئاتری داشتند.
یکی از ویژگیهای نمایش شما نقشهای مکمل است و در عین اینکه در ابتدا بهنظر میرسد تعیینکننده نیستند اما کلید حل مسأله نمایش در دست آنهاست.
یک نمایش حاصل جزئیات بههمپیوسته است و شما باید برای کوچکترین لحظات و صحنهها با حضور درست افراد روی صحنه بتوانید در طول یک ساعت و نیم تمام فحوای درون آن را به عینیت تبدیل کنید.صادقانه بگویم همان فردی که در طول یک ساعت و نیم روی دیوار را رنگ میکند، فرقی با بازیگر اصلیم ندارد. این نگاه من از سمت تمام بچههایی که در کار حضور دارند، پذیرفته شده و همه در هرجایی در خدمت کار هستند و این خیلی ارزشمند است.معمولا نباید یک اثر نمایشی در بخشهایی مثل صحنه، بازی، کارگردانی و سایر بخشها برجسته باشد و به چشم بیاید و برای باقی آن کاری صورت نگرفته باشد، چون وحدت خودش را از دست میدهد.
خلق یک پایانبندی غیرتکراری
سامان خلیلیان، کارگردان نمایش درد در رابطه با چگونگی خلق پایان خاص و غیرتکراری نمایش درد به «جامجم» گفت: در سالهای گذشته همواره در فضای تئاترهای میدانی و پرفورمنس حضور داشتم و کار تولید کردم و بودن در این فضا برایم ارتباط بدون واسطه با تماشاگر را به ارمغان آورده است؛ یعنی در آن حوزه هیچ مرزی بین تماشاگر و بازیگر وجود ندارد و این پایان خاص به علائق و سلایقم باز میگردد. بنابراین، ما در رورانس پایانی با روایت نهاییتر و خاصتری که به متن نمایش اضافه شده است، روبهرو میشویم.
از بحران و «درد» انسان مدرن تا مصائب تولید یک اثر نمایشیسامان خلیلیان کارگردان نمایش «درد» که در تالار چهارسو روی صحنه است درباره ویژگیهای محتوایی این اثر نمایشی به خبرنگار مهر گفت: نمایشنامه «درد» نوشته مرتضی فرهادنیا است. انتخاب این نام برای نمایش بسیار هوشمندانه بوده است، چراکه نمایش روایتگر دردهایی است که بشر امروز با آنها مواجه است. زندگی ماشینی و روابط زیستی و اجتماعی انسانها، بهویژه بحرانهای خانوادگی در این اثر مورد توجه قرار گرفته و با نگاهی انتقادی و فلسفی روایت میشود. این نمایشنامه میکوشد دغدغههای زندگی امروز و روابط زناشویی را با رگههایی از کمدی تحلیل و بررسی کند.
بازگشت به کارگردانی تئاتر پس از غیبتی هفت ساله
خلیلیان درباره دلیل فاصله گرفتن از کارگردانی تئاتر و بازگشت دوباره به این عرصه عنوان کرد: پس از کارگردانی نمایش «عند از مطالبه» حدود هفت سال از این حوزه فاصله گرفتم. در این مدت، به دلایل مختلفی ازجمله جستوجوی متن مناسب و شرایط اجتماعی ناشی از کرونا، فرصت کارگردانی مهیا نشد. البته در این دوران، به فعالیتهای دیگری در حوزه تئاتر پرداختم از جمله حمایت از گروههای جوان و دانشجویان علاقهمند به صحنه و همچنین کمک به تولیدات تئاتری در شهرستانها اما در نهایت، حس نیاز به بازگشت به کارگردانی تئاتر و بیان دغدغههایم از طریق این هنر، عامل پیشبرنده برای این بازگشت بود.
وی افزود: حدود ۲ سال پیش، پس از یک دوره فراغت ذهنی، تصمیم گرفتم یک اثر نمایشی تولید کنم که با شرایط امروز همخوانی داشته باشد. با این حال، در روند دریافت نوبت اجرا با چالشهایی مواجه شدیم و اجرای نمایش بارها به تعویق افتاد. این وقفهها، هرچند دشوار بودند اما تأثیری بر انگیزهام نگذاشتند چراکه معتقدم هنر تئاتر بستری برای بیان مسائل اجتماعی و دغدغههای انسانی است.
چالشهای تولید تئاتر برای نسل جوان
خلیلیان درباره مشکلات تولید آثار نمایشی برای جوانان تصریح کرد: مسئله اساسی این است که چرا و برای چه قشری تئاتر تولید میکنیم. از یکسو، تعداد زیادی از فارغالتحصیلان رشتههای هنرهای نمایشی مشتاق ورود به عرصه تئاتر هستند اما از سوی دیگر، زیرساختهای موجود پاسخگوی این نیاز نیست. تئاترهای خصوصی بخشی از این خلأ را پر کردهاند، اما آنها نیز تحت تأثیر فشارهای مالی قرار دارند.
ذائقه مخاطب؛ عاملی موثر در تولید آثار بازاری
وی ادامه داد: یکی از چالشهای اصلی، تغییر ذائقه مخاطبان است. امروزه، بسیاری از آثار نمایشی بر اساس تقاضای بازار تولید میشوند و این امر باعث میشود که آثار عمیق و دغدغهمند کمتر مورد استقبال قرار بگیرند. در نتیجه، گروههای نمایشی ناچار هستند برای جذب مخاطب، از چهرههای سینمایی و موسیقیایی یا فرمهایی مانند کنسرت-تئاتر استفاده کنند. این وضعیت، تولید تئاتر را برای گروههای مستقل دشوار کرده است.
بحرانهای اقتصادی و تأثیر آن بر وضع کنونی تئاتر
خلیلیان با اشاره به هزینههای بالای تولید یک نمایش تأکید کرد: حداقل هزینه تولید یک نمایش در سادهترین شکل، بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان است. از سوی دیگر، تماشاخانههای خصوصی برای تأمین هزینههای خود، اجارههای بالایی دریافت میکنند. این مسائل باعث میشود که گروههای تئاتری نتوانند بهراحتی به اجرا بپردازند و در نتیجه، آثاری که انتخاب میشوند بیشتر مطابق با سلیقه بازار باشد تا اینکه دغدغههای هنری را دنبال کند.
وی در پایان تصریح کرد: اگر برای این چالشها چارهاندیشی نشود، تئاتر به مرور از محتوای متفکرانه و دغدغهمند تهی خواهد شد. در شرایطی که جامعه با بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و انسانی مواجه است، هنر تئاتر میتواند بستری برای تحلیل و ارائه راهکار باشد اما این مهم تنها در صورتی محقق میشود که حمایتهای لازم از این هنر انجام بگیرد.
نمایش «درد» به نویسندگی مرتضی فرهادنیا و کارگردانی سامان خلیلیان از ۱۹ بهمن در تالار چهارسو مجموعه تئاترشهر روی صحنه رفته است.
صحرا اسدالهی، مرتضی فرهادنیا، سامان خلیلیان، مرجان متقی، سارا سیبی، رها اسدی، ثمر طهماس پور، سما سلطانی راد، اصغر حاجیلو، محسن سبزعلی و علیرضا کشوری بازیگران این اثر نمایشی هستند.
منبع: مهرنیوز
میزبانی رشت از «امشب به صرف بورش و خون» صابر ابرنمایش «امشب به صرف بورش و خون» به کارگردانی صابر ابر از ۶ فروردین ۱۴۰۴ در تالار مرکزی شهر رشت اجرا خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی اثر، نمایش «امشب به صرف بورش و خون» به کارگردانی صابر ابر که از ۲۹ آذر سال جاری دور جدید اجراهای خود را در تهران آغاز کرده و تا پایان اسفند روی صحنه است، از بهار سال ۱۴۰۴ اجراهای خود را در شهر رشت آغاز خواهد کرد.
نمایش «امشب به صرف بورش و خون» نوشته مهدی یزدانیخرم بر اساس رمان «نازنین» فئودور داستایوفسکی، ترجمه یلدا بیدختی و کارگردانی صابر ابر در دور جدید اجراهای خود از ششم فروردین ۱۴۰۴ در تالار مرکزی شهر رشت روی صحنه خواهد رفت.
این نمایش با بازی صابر ابر و فاطمه نقوی پیش از این و در نیمه اول سال جاری به مدت ۶ ماه در پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب روی صحنه رفت و پذیرای بیش از ۷۰ هزار مخاطب شد.
علاقهمندان برای تهیه بلیت «امشب به صرف بورش و خون» میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
عکس از حسین حاجیبابایی است.
نگاهی به نمایش "ژن زامبی" مردم، مردی، نمُرد به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حامد رحیمی نصر از جمله کارگردانان تئاتر است که همواره دنیای عجیبی را برای کارهای خود انتخاب می کند؛ کافی است نگاهی به دو سه کار آخر او بیاندازید تا بفهمید دنیایی که این کارگردان در ذهن خود میپروراند دارای ویژگیهای عجیب و غریب خاص خود است.
رحیمی نصر پیشتر در وی اِی آر دنیای آدمهایی را به تصویر کشید که گذشتهای ندارند و آیندهای هم برای آنان متصور نیستیم.
یا در شیزوفرنی پرش افکار یک بیمار شیزوفرنی را میبینیم که رحیمی نصر سعی میکند در ژانر گروتسک این موضوع را به دید مخاطب برساند.
اگر بخواهیم کمی دقیق تر شویم ژن زامبی بیشتر ادامه وی آی آر است؛ با این تفاوت که رحیمی نصر این ایده را در این اثر به تصویر میکشد که جهان هرچه جلوتر میرود به سمت عقب حرکت میکند.
تصویر سرزمین فورچونای اونوری در دنیایی که پس از جنگ جهانی چهارم به تصویر کشیده شده دلیلی بر این مدعا است.
اما این دنیا زمانی پیچیدهتر میشود که قرار است بر پاشنه ساختار سنتی به حیات خود ادامه دهد و پدیده مرگ در آن اثری ندارد.
در حقیقت ما با مردمانی طرف هستیم که به دنبال تغییر نیستند و به آنچه که جاودانگی نام دارد خو کردهاند. همان مردمانی که امنیت خود در سرزمین حفاظت شده را به کنجکاوی در سرزمینهای دور ترجیح میدهند و تنها چالش پیش روی آنان چیزی بنام زندگی است.
رحیمی نصر در عین حال با نگاهی روشن، تفاوت دنیای آدمهای مختلف را به تصویر میکشد و به این نکته اشاره دارد در جایی که قرار نباشد از اساس گفتوگویی شکل گیرد اتفاقی رخ نخواهد داد.
همچنین پایان بندی اثر هم نقدی بر این نکته دارد که جامعه بدوی تنها پذیرشگر است بدون آنکه به موضوعات دیگر توجه کند.
قرار گرفتن گروه خورشید و متناسب سازی ترانه های این گروه با محتوایی که در ژن زامبی میبینیم از دیگر نقاط مثبت این اثر است.
در بخش کارگردانی نیز رحیمی نصر کار پر ریسگی را در ژن زامبی انجام داده و آن استفاده از کاراکترهای متعدد است که هیچکدام برای پر کردن صحنه در میزانسن قرار نگرفته اند بلکه هریک بر اساس نمایشنامه، کارکرد خود را دارند.
بازیها برای همه شخصیت ها به یک اندازه طراحی شده تا جایی که همه بازیگران در یک اندازه و به اندازه و با بازیهای قابل قبول در اثر حضور دارند.
رحیمی نصر در عین حال دو لایه متفاوت را در ژن زامبی به مخاطب عرضه میکند که این نقطه قوت اثر است. نخست لایه بیرونی که اثری با دستمایه طنز و روایتی خطی است اما در لایههای پنهان او در ادامه تئاتری که دنبال میکند دست به نقد رفتارهای اجتماعی زده و گذر جامعه از سنت به مدرنیته را به طور معکوس دستمایه ساخت ژن زامبی قرار داده است و شاید به همین دلیل است که ژن زامبی امروز به یکی از پرمخاطب ترین آثار روی صحنه تبدیل شده است.
در مجموع ژن زامبی نمایشی قابل قبول در راستای دغدغه های حامد رحیمی نصر است و دنیای عجیب او اینبار هم توانسته علاوه بر مخاطبان، نگاه تئاتربین های حرفه ای را نیز به خود جلب کند.
دور دوم اجرای نمایش «این زندگی مال کیه؟» در تماشاخانه همادور دوم اجرای نمایش «این زندگی مال کیه؟» با کارگردانی درسا آقائی از یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳، فقط برای ۱۰ اجرا در تماشاخانه هما روی صحنه خواهد رفت.
به گزارش مشاور رسانهای پروژه، دور دوم اجرای نمایش «این زندگی مال کیه؟» به نویسندگی برایان کلارک، ترجمه احمد کساییپور با کارگردانی درسا آقائی و تهیهکنندگی مجید ملک میرزایی از روز یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۵ فقط برای ۱۰ اجرا در تماشاخانه هما روی صحنه خواهد رفت.
دور اول اجرای این نمایش در خانه هنر دیوار با استقبال مخاطبان روی صحنه رفت.
شاهین زارع، یوکابد موسوی، علی گلشنی، علیرضا سعادتی، حدیثه رضائی، حمید مهرجو، نگین خسرو، شکیبا الکائی، شایان حیدری، نغمه منعمی، نرگس پارسیان مهر، سارا لطفی، علی منیری بازیگران این نمایش هستند.
در خلاصه داستان این اثر نمایشی آمده است: «اگه من نتونم یه انسان باشم دلم نمیخواد به یه دستاورد پزشکی تبدیل بشم.»
مجری طرح: علی گلشنی، مشاور کارگردان: ناهید عساکره، دراماتورژ: شاهین زارع، مدیر تولید: سیامک آقایی، طراح صحنه: درسا آقائی، طراح لباس: دینا یوسفپور، طراح گریم: نرگس زارعی، طراح صدا: صادق نیک فرمان، طراح گرافیک و تبلیغات: علی زندیه، عکاس: کیارش مسیبی، طراح پوستر: پیمان طاهری پور، طراح آکسسوار: امیر پناهی فر، روابط عمومی: نوید آغاز، مشاور رسانهای: علی کیهانی، دستیار کارگردان: امیر رجبی، حامد بدیعی، منشی صحنه: صالحه بهمنی، مسئول اجرایی: محمد مخملباف، اپراتور صدا: محمد مخملباف، اپراتور نور: حامد بدیعی، مدیر صحنه: علی مقدم، دستیار صحنه: سعید مقدم، دستیار گریم: فاطمه رضائیان، ساخت دکور: یاسر چگینی، دوخت لباس: حسین پناهی دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.
علاقهمندان برای تهیه بلیت این اثر نمایشی میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
لیلی رشیدی با «بتهوون» همراه شد/ جواد مولانیا در نقش آهنگساز آلمانیلیلی رشیدی در کنسرت نمایش «بتهوون یک جاودانگی» به ایفای نقش میپردازد؛ اثری که در آن جواد مولانیا نیز عهدهدار نقش آهنگساز شهیر آلمانی است.
لیلی رشیدی بازیگر با سابقه تئاتر، سینما و تلویزیون قرار است در جدیدترین تجربه تئاتری خود در کنسرت نمایش «بتهوون یک جاودانگی» به نویسندگی و کارگردانی جواد مولانیا که قرار است با تهیهکنندگی سپهر صاحبی و حامد اکبری از بهار سال ۱۴۰۴ در کُرباکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر (باغ کتاب) روی صحنه برود، به ایفای نقش بپردازد.
در کنسرت نمایش «بتهوون یک جاودانگی» جواد مولانیا در مقام بازیگر نیز عهدهدار ایفای نقش بتهوون آهنگساز شهیر آلمانی است.
نازنین کیوانی، مسعود میرطاهری، متین نصیری، سجاد قربانی، محمد دهمولایی ، دیبا حکیمالهی، سوگند قریشی، هستی عرش، ستایش ابراهیمی، رضا دیدار، افق ایرجی، کیانا هویدا، هیوا حقانی، دیگر بازیگران این اثر نمایشی هستند.
پیشفروش اینترنتی کنسرت نمایش «بتهوون یک جاودانگی» از ۷ اسفند آغاز شده و علاقهمندان برای تهیه بلیت این اثر میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
«صفر به توان صفر»؛ روایتی تلفیقی از کمدی و فضای فانتزی/ فضای هنر ترسناک نیستبه گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، نمایش «صفر به توان صفر» به کارگردانی و نویسندگی حمیدرضا کتول از هشت اسفند ماه در خانه هنر دیوار آغاز میشود. بازیگران این نمایش شهریار محمدی، حمیدرضا کتول، امیر کتول، مریم کبیریان، میرا امیرنسب، بهناز سعیدی، کاوه میرزایی و ابوالفضل گرمابی هستند.
شهریار محمدی در گفتوگو با آنا درباره این اثر نمایشی گفت: نمایش صفر به توان صفر تلفیقی از سبکهای سورئال، فانتزی و کمدی است،متنی که نظیرش را در چند وقت اخیر میتوان گفت در این حوزه مخاطبان به ندرت خوانده و نمایشی در این شکل و شمایل دیده باشند.
وی درباره نقش خود نیز توضیح داد: من در این نمایش نقش جان بالتیمور را زنده کردم که رنگ تاریکی همچون مشکی دربرابرش کم است.
محمدی در پاسخ به این سوال که آیا میتوان گفت در گذشته جوانان ورود آسانتری به فضای حرفهای تئاتر و سینما داشتند، پاسخ داد: در جواب میتوانم بگویم نه تنها به این حوزه بلکه ورود به تمام حوزههای کاری آسان است، اما موضوعی که کار را برای افراد سخت میکند ماندن در حیطهای که میخواهند در آن به فعالیت بپردازند، چون در مسیر پیشرفت و حرفهای شدن در هر حرفهای قطعا سختیهایی سر راه افراد قرار میگیرد که طاقت آنان را طاق میکند و فکر خروج به سراغشان میاد. در هر حال سختی مشکلات مالی و اقتصادی هم برای هنرمندان خیلی وقتها پیش میآید. در کل ورود آسان است ولی حرفهای شدن و ماندن سخت است.
محمدی با بیان اینکه فضای هنر ترسناک نیست تنها باید اعتماد به نفس داشت تا بتوانی پیشرفت کنی و به موفقیت برسی حتی در برابر بزرگان این حرفه، توضیح داد: به نظر من تئاتر خوب کاری است که مخاطب وقتی از سالن نمایش بیرون میرود، به تجزیه و تحلیل کاری که تماشا کرده بپردازد، اگر درگیر شد که نمایش کار خودش را کرده است.
وی مخاطبان تئاتر را دو دسته عام و اهل هنر به شمار آوردو گفت: نظرات هر دو دسته محترم است ولی آنان که به صورت جدی این هنر را دنبال میکنند، برای پیشرفت هنرمندان اولویت دارند.
وی در پایان گفت: خرسندم از کار دراین نمایش و به قول شاعر: خرم آن نغمه که مردم به نیکی بسپارند به یاد.
فراخوان اجرای عمومی برای نمایشهای صحنهای و نمایشنامه خوانی تماشاخانه «هزار و یک شب تهران»فراخوان اجرای عمومی برای نمایشهای صحنهای و نمایشنامه خوانی تماشاخانه هزار و یک شب تهران (با ظرفیت ۵۱۸ صندلی ۲۷۸ صندلی در همکف، ۱۲۰ صندلی در بالکن اول و ۱۲۰ صندلی در بالکن دوم)
بدینویسیله از گروه های تئاتری دعوت می نماییم تا با تکمیل فرم درخواست اجرا و همراه داشتن نمایشنامه (یک نسخه کتبی و یک نسخه فایل pdf) جهت اجرا در سال ۱۴۰۴ شرکت نمایند.
آثار ارسالی پس از بررسی توسط کارشناسان هنری تماشاخانه هزار و یک شب و تایید شورای نظارت و ارزش یابی مرکز هنرهای نمایشی در برنامه اجرای سال جاری گنجانده خواهند شد.
تخفیف ۲۰ درصدی قرارداد برای آثار برگزیده جشنوارهها و و پایاننامههای فارغ التحصیلان تئاتر
تماشاخانه هزار و یک شب تهران در راستای شناسایی، حمایت و معرفی هنرمندان «مستعد» تئاتر کشور برای حضور موثر در فرآیند تولید و عرضه آثار نمایشیِ «نوگرا»، «خلاق» و همچنین ایجاد فرصت مناسب برای کارگردانی، اجرا و مدیریت پروژه های حرفه ای تولید تئاتر، با تمرکز بر اجرای عمومی نمایش ها در این مجموعه، رویداد نمایشی را برگزار می کند.
تمامی شرکت کنندگان این رویداد پس از ارائه متن، طرح و ایده های اجرایی خود علاوه بر بهره مندی از امکانات اجرای عمومی نمایش مورد نظر خود (پس از تایید شورای انتخاب آثار)، از مسیر اجرا وارد جریان حرفه ای تولید تئاتر خواهند شد.
هدف این رویداد شناسایی ظرفیت های بالقوه هنرمندان مستعد تهران و سایر شهرهای کشور، ایجاد بستری برای ارائه و اجرای رویدادهای کمتر تجربه شده در تئاتر ایران و کشف استعدادهای جوان از سراسر کشور خواهد بود.
برهمین اساس آن دسته از هنرمندانی که پیش از این نیز آثار نمایشی دیگری را تولید و اجرا کرده اند، به شرط دارا بودن اولویت ها ومولفه های حضور در این پروژه، می توانند در جریان تولید و اجرای آثار نمایشی جدید خود قرار بگیرند.
براساس برنامه ریزی های صورت گرفته از بین آثار ارسالی به شورای کارشناسی و انتخاب رویداد نمایشی ۱۵ تا ۲۰ اثر نمایشی پس از بررسی موارد کیفی و ارزیابی هایی که در این زمینه صورت می گیرد، برای اجرای عمومی در تماشاخانه هزار و یک شب، به اداره کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی می شوند.
شرایط حضور
- تمامی هنرمندان گروه سنی ۲۰ تا ۵۰ سال می توانند آثار خود را برای حضور در این رویداد معرفی کنند.
- اولویت انتخاب با طرح ها، ایده ها و متون ایرانی (آیینی سنتی، کودک و نوجوان، موزیکال و...) است.
- ارائه ایده ها و متون انتخاب شده مستلزم ارائه ای روشن از «طرح پیشنهادی (پروپوزال)»، پیشینه کامل سرپرست گروه، اعضای گروه، موارد مورد نیاز اجرایی، ارائه ایده های اجرایی نو، مدت زمان اجرای نمایش، ارائه طرح های اقتصادی مرتبط با تامین هزینه های پروژه در حوزه هایی نظیر اسپانسرینگ (به شرط عقد قراردادهای حقوقی و قانونی در این زمینه)
نحوه اعلام نتایج و اجرای عمومی آثار نمایشی
- بعد از انتشار عمومی فراخوان رویداد و ارائه طرح نمایشی، نمایشنامه و پروپوزال اجرایی توسط هنرمندان متقاضی، ۶۰ طرح یا متن در مرحله اول پذیرفته می شوند.
- آثار پذیرفته شده در این بخش در مرحله بازبینی اولیه حضور پیدا کرده و پس از آن ۳۰ اثر به مرحله بعدی رویداد راه پیدا خواهند کرد.
بر اساس برنامه ریزیهای صورت گرفته هر یک از این ۳۰ اثر میبایست با هماهنگی تماشاخانه از حضور یک مشاور هنری (مورد تایید مجموعه) برای ارتقای سطح کیفی آثار خود بهره مند شوند.
- پس از پایان رویداد از میان آثار شرکت کننده، ۱۵ تا ۲۰ نمایش منتخب برای اجرای عمومی پروژه های نمایشی خود طی تقویم یک ساله معرفی می شوند.
زمان بندی و نحوه تحویل آثار
- هنرمندان و گروه های متقاضی می توانند از تاریخ انتشار این فراخوان تا ۱۵ اسفند سال ۱۴۰۳ آثار مورد نظر خود را بر اساس شرایط و اهدافی که در بخش «شرایط حضور» به آن اشاره شد، در قالب فایل pdf به آدرس الکترونیکی ارسال کنند.
بدیهی است پس از اتمام مهلت ارسال آثار، اثری از سوی هنرمندان متقاضی پذیرفته نخواهد شد.
- اسامی نهایی گروه ها و آثار راه یافته پس از بررسی شورای انتخاب آثار اطلاع رسانی خواهد شد.
تماشاخانه هزار و یک شب تهران جهت فراهم نمودن شرایطی مناسب برای تماشاگران با سلیقههای متفاوت، در سال ۱۴۰۴ فراخوانی را در دو بخش آماده نموده است:
الف: نمایشنامه
هر کارگردان میتواند تنها یک پیشنهاد در قالب طرح یا نمایشنامه جهت اجرا ارائه کند. در این بخش اولویتهای در نظر گرفته شده، به شرح زیر است:
۱- نمایشنامههایی که بر اساس نوشته شده باشند.
۲- نمایشنامههای ترجمه شده که تا کنون اجرای عموم نداشتهاند.
ب: نمایش
کارگردانانی که نمایش آماده اجرا دارند، با شرط آنکه اثر قبلا اجرای عموم نشده باشد، میتوانند نمایش را ارائه نمایند. در این بخش نیز اولویتهایی در نظر گرفته شده است:
۱- نمایشهایی که بر اساس شیوههای اجرای نمایش ایرانی (آئینی سنتی، کودک و نوجوان، موزیکال و...) تولید شده باشند.
۲- نمایشهایی که با رویکردی نو (آوانگارد) تولید شده باشند.
شرایط ارسال آثار:
الف: نمایشنامه
کارگردانان باید نمایشنامهی پیشنهادی خود را به همراه خلاصهی متن در پنج نسخهی تایپ شده و با ضمیمه اجازه کتبی از نویسنده، یا مترجم ارائه نمایند.
ب: نمایش
کارگردانان پیشنهادهای خود را به دو صورت میتوانند به تالار ارائه نمایند:
۱- نمایشها و طرحها در سه نسخه ارائه شود.
۲- جهت نمایشهای آماده باید درخواست بازبینی ارائه شود.
مهلت ارسال آثار:
کارگردانان متقاضی در هر بخش میتوانند در فرصت زمانی تا ۲۸ اسفند به واتساپ یا تلگرام ۰۹۱۹۴۴۲۴۰۴۹ ارسال کنند.
«مده آ اجرا نمی شود» روی صحنه می رودنمایش «مده آ اجرا نمی شود» به نویسندگی و کارگردانی مرجان آقانوری از چهارشنبه هشت اسفند در خانه نمایش «دا» روی صحنه می رود. در خلاصه «مده آ اجرا نمی شود» آمده است: «مده آ می خواهد اجرا بشود اما اجرا نمی شود!»
موگه آقامیری، مائده اکبری و مرجان آقانوری بازیگران این نمایش هستند و مازیار مهرگان در تصویرهای این اجرا نقش آفرینی خواهد کرد، محمدعلی رحمانی و بهار صلواتچی نوازندگان اثر و فاطمه عرب عکاس و دستیار کارگردان می باشند، دیگر عوامل این نمایش؛ الهام قنایی طراح لباس، رضا خضرایی طراح نور، مهیار آقانوری و سینا ارشادی مدیر صحنه، مدیرتولید سینا ارشادی، امید معاوی اتاق فرمان، بهناز شهسوار مدیر داخلی تماشاخانه دا، پارسا اسماعیلی تبلیغات مجازی و عباسعلی اسکتی مشاور رسانه و روابط عمومی کار می باشند.
مرجان آقانوری نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر است که در کارنامه هنری این هنرمند بازی در آثاری چون کافکا با من سخن بگو اثر دکتر قطب الدین صادقی، دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد اثر هادی مرزبان، سمنگان اثر محمود رضا رحیمی و شیزوفرنی اثر حامد رحیمی نصر دیده می شود.
علاقه مندان به تماشای این نمایش میتوانند برای تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.
سه اجرای ابتدایی «مده آ اجرا نمی شود» ساعت بیست و یک و پس از آن ساعت نوزده در خانه نمایش «دا» خواهد بود.
همزمان با آغاز دور سوم اجرا؛پوستر نمایش «آنبُرد» منتشر شدپوستر نمایش «آنبُرد» همزمان با آغاز دور سوم اجراها در مجموعه تئاتر لبخند منتشر شد.
به گزارش مشاور رسانهای پروژه، نمایش «آنبُرد» به نویسندگی و کارگردانی مهدی زندیه و آیدین تمبرچی با تهیهکنندگی سجاد افشاریان دور سوم اجراهای خود را از شب گذشته پنجم اسفندماه ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۴۵ در سالن شماره ۲ مجموعه تئاتر لبخند آغاز کرد. همچنین پوستر نمایش با طراحی علی زندیه منتشر شد.
مهدی زندیه و نیکو بستانی بازیگران نمایش «آنبُرد» هستند.
این نمایش که جایزه بازیگری، کارگردانی، نمایشنامه و دیپلم افتخار بهترین اثر از نگاه مخاطب را از جشنواره تئاتر شهر دریافت کرده، در مجموعههای تئاتر شهر، هیلاج و شهر رشت با ۵۰ اجرا پیشروی مخاطبان قرار گرفته است.
«آنبُرد» با میزبانی بیش از ۳ هزار و ۵۰۰ مخاطب و فروشی ۷۰۰ میلیونی، از نمایشهای پرفروش و پرتماشاگر فروردین، اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۳ بهشمار میآید.
در خلاصه داستان «آنبُرد» آمده است: «کاش میشد بین موندن و رفتن، جفتشو انتخاب کرد...»
دستیار کارگردان و برنامه ریز: شادی بیات، گروه کارگردانی: محمد غلامی، حامد حسینزاده، طراح صحنه: شادی بیات، طراح نور: رضا خضرایی، طراح صدا، موسیقی: محمدحسین غفاری، طراح گرافیک و تبلیغات: علی زندیه، ساخت موشن گرافیک: شایان عظیمی، مدیر تبلیغات: نوید آغاز، مشاور رسانه: علی کیهانی، عکاس: شایان عظیمی دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.
علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت نمایش «آنبُرد» به سایت تیوال مراجعه کنند.
«بونکر دوم/شکارچی و قطار» به اجراهای پایانی رسیدنمایش «بونکر دوم/شکارچی و قطار» با بازی گلچهره سجادیه، بهنوش طباطبایی و مهدی نصرتی تا دوشنبه سیزدهم اسفند، هرشب، ساعت هشت شب در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر روی صحنه خواهد بود.
به گزارش روابط عمومی مکتب تهران، جلال تهرانی کارگردان نمایش «بونکر دوم/شکارچی و قطار» اعلام کرد که دوشنبه سیزدهم اسفند آخرین روز اجرای «بونکر دوم» خواهد بود.
«بونکر دوم» که از دهم دی ماه اجرای خود را با هنرنمایی بازیگران؛ گلچهره سجادیه، بهنوش طباطبایی و مهدی نصرتی در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر آغاز کرد، در سومین ماه اجرای خود، دوشنبه سیزدهم اسفند به پایان خواهد رسید.
«بونکر دوم/شکارچی و قطار» که بخش دوم از سهگانه «بونکر» است، مستقل از قسمت اول نیز قابل مشاهده است.
این تئاتر که همه شبهای اجرا با ظرفیت کامل اجرا شده است، اکنون به شبهای پایانی خود نزدیک میشود و تا دوشنبه سیزدهم اسفند، هرشب، ساعت هشت شب در سالن قشقایی مجموعه تئاترشهر روی صحنه خواهد بود.
علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.
از دهم اسفند؛ساعت دو اجرا در تماشاخانهی ایرانشهر تغییر میکندساعت اجرای دو نمایش «اشتراکی» و «جزیره لؤلؤ» در تماشاخانهی ایرانشهر از روز جمعه ۱۰ اسفند تغییر میکند.
به گزارش روابط عمومی تماشاخانهی ایرانشهر؛ از جمعه ۱۰ اسفند دو نمایش «اشتراکی» به کارگردانی مرتضی شاهکرم و «جزیره لؤلؤ» به کارگردانی ستاره پسیانی به ترتیب در ساعتهای ۱۸:۴۵ و ۲۰:۴۵ در سالن استاد سمندریان به صحنه میروند.
علاقهمندان برای تهیهی بلیتهای این دو نمایش میتوانند به سامانهی تیوال مراجعه کنند.
نگاهی به نمایش کودک «عشق که میگن چیه؟»آموزش مفاهیم زندگی به زبان سادهاحمدرضا حجارزاده: نسل کودکان و نوجوانان امروز با وجود دسترسی به تکنولوژی روز دنیا و برخورداری از هوش اجتماعی بالا، شاید هنوز معنای برخی واژهها و مفاهیم اصلی زندگی را ندانند یا دستکم تعریف درست و دقیقی از آن نداشته باشند و اطلاعاتی که معمولاً به شکل فردی و اغلب از طریق فضای مجازی و شبکههای اجتماعی کسب میکنند، کامل و مستند نباشد. برای درک معانی کلمههای تازه و ناشناخته، راههای متعددی وجود دارد، مثل پرسیدن از بزرگترهای آگاه، مطالعه کتاب و البته تماشای تئاتر که غیر از تفریح و سرگرمی، وظیفه روشنگری و آموزش به مخاطب خود را عهدهدار است.
یکی از مهمترین و پیچیدهترین واژههایی که بشر از دیرباز تا امروز با آن درگیر بوده، «عشق» است. شاید بسیاری از کودکان، این کلمه را از زبان بزرگترها شنیده و برحسب دیدهها و حدسیات خود به برداشتی از مفهوم آن رسیده باشند، ولی خوب است اگر عشق را چنانکه شایسته آن و قابلفهم باشد، برای بچهها معنی کرد. کاری که نمایش «عشق که میگن چیه؟» میکند، دقیقاً همین است؛ ترجمه عشق برای مخاطب هدف و متناسب با درک و قدرت تحلیل او. هرچند که متن این نمایش توسط زهرا خسروی و براساس کتاب «عشق که میگویند چیست؟» اثر دیوید کالی نوشتهشده، ولی نویسنده چنان با دقت و ظرافت آن را ایرانیزه کرده که انگار نمایشنامه از ابتدا به قلم یک نویسنده ایرانی رقم خورده است. فضاسازی کلی نمایش و تطبیق عناصر فرهنگی و اجتماعی آن با کشور ایران، اولین برگ برندهای است که موجب ارتباطی عمیق میان اجرا و تماشاگر میشود.
داستان نمایش در عین سادگی، مهم و تأملبرانگیز است. اَفرا که بهتازگی با خانوادهاش به محله تازهای اسبابکشی کرده، در روز اول مدرسه جدید با تکلیف عجیبی از سوی معلم روبهرو میشود. معلم میگوید «هر وقت خواستید چیزی را درست بشناسید، چه سؤالی در موردش میکنید؟» و از دانشآموزان میخواهد بهعنوان تکلیف، چیزی را که نمیشناسند، انتخاب کنند و با پرسش درباره آن، پاسخ مناسبی بیابند. برای اَفرا و همکلاسیاش بهار، «عشق» مسئلهای است که دوست دارند آن را بیشتر و بهتر بشناسند.
نمایش در روند داستان، دو دختر را در معرض پاسخهای عجیبی از زبان بزرگترها قرار میدهد که ابتدا آنها را نسبت به شناخت عشق، گیجتر میکند اما در نهایت با یک نتیجهگیری درخشان، بچهها به جواب دلخواه خود میرسند. گرچه افرا ابتدا از مادرش نقلقول میکند: «هر چیزی که معنیاش رو نمیدونید، مربوط به بزرگترهاست»، ولی بهتدریج میفهمند حتی بچهها هم میتوانند در زندگی برخورد عاشقانهای با محیط پیرامون و اشیا و افراد داشته باشند. پاسخهای بزرگترها در قبال پرسش کوچکترها، ابتدا خندهدار به نظر میرسند اما مجموع تفسیرهایی که هرکسی با دیدگاه خود ارائه میکند، آنها را به شناخت مناسبی از عشق میرساند. مادربزرگ که آشپز حرفهای است، عشق را به کلوچهای نرم و خوشبو تعبیر میکند و میگوید: «عشق مثل عسل شیرین و سالمه». پس بچهها نتیجه میگیرند عشق مثل کلوچه عسلی است! پدربزرگ که سالها با اتومبیلها سروکار داشته، عشق را مانند موتور ماشینی میبیند که خوب تنظیمشده باشد و با تک استارت راه بیفتد! او میگوید: «عشق همونیه که قلب آدم رو گرم میکنه» و ابعاد آن را خیلی بزرگ میداند، درست مثل عمر طولانی خودش و مادربزرگ!
مادر عشق را به بذر گُل تشبیه میکند که آهسته و آرام در بهار جوانه میزند و غنچه میدهد و پدر که گزارشگر فوتبال و عاشق «رونالدو» و «مسی» است، عشق را شبیه به توپ فوتبال و گُل میبیند و میگوید: «منتظرش هستی اما باز غافلگیرت میکنه».
جالب اینکه افرا و بهار از دل این پاسخها، به پرسش دیگری میرسند: «عاشق کیه؟!» و برای یافتنِ پاسخ، دوباره سراغ همان افرادی میروند که سؤال اول را جواب دادهاند. جوابهای اعضای خانواده به سؤال بعدی نیز جالب و البته بازهم متناسب با روحیه و شغل و موقعیتشان است. مادر میگوید: «وقتی عاشقی، مهربون میشی و آدمهای عاشق به عشقشون گُل میدن».
پدر معتقد است: «آدمهایی که عاشقاند، سعی میکنند همه کارها رو باهمدیگه انجام بِدن. سعی میکنند باهمدیگه گل بکارند. باهمدیگه کتاب بخوانند. باهمدیگه تلویزیون تماشا کنند و آخر هفتهها باهم میرن تئاتر».
مادربزرگ میگوید: «وقتی کسی رو دوست داری، همهچیز رو باهاش قسمت میکنی، حتی اگه یه تیکه کلوچه باشه» و پدربزرگ عقیده دارد: «آدم کسی رو که دوست داره، سوار ماشینش میکنه و با خودش همهجا میبره، میبره به کوه، به جنگل، ساحل، شهربازی و جادههای شمال».
در چنین شرایطی وقتی بچهها با منطق کودکانه خود نتیجه میگیرند «همه این جوابها بامزه بود اما غلط هم نبودند» و افرا آن را با یک جمع ساده در ریاضی مقایسه میکند، بهار حکم میکند «عشق شکل ریاضی نیست» و آنطور که در خانه افرا و خانوادهاش فهمیده، «همه سؤالها یک جواب درست ندارند»، ولی انگار افرا بازهم راضی نشده، چون برای دریافت پاسخ قانعکننده به مادرش پناه میبرد و در توصیفِ عاشق، از زبان او میشنود: «وقتی که عشق از راه برسه، خودش معلوم میشه باید چی کار کنیم».
ایده به کاربردنِ عروسکِ افرا (فندق) نیز در نمایشنامه، به جذابیت داستان و عرضه شکلی دیگر از عشق، کمک فراوان کرده. افرا که زمانی عاشق فندق بوده و در تمام عکسهای قدیمیاش آن را همراه داشته و حالا بعد از تخریب و کهنهشدن، عروسکش را دور انداخته، پس از تعمیر دوباره عروسک توسط مادر بهار، به آن عشق میورزد!
علاوه بر نمایشنامه خوب و دیالوگنویسیهای بجا و تأثیرگذار، ترانههایی که آزاده فرهنگیان سروده و آهنگهایی که عبد آتشانی برای کار ساخته، دلنشین و بهیادماندنیاند.
ضمن اینکه تمام آنچه را به نثر در تعریف عشق از زبان شخصیتها میشنویم، فرهنگیان بیکموکاست در ترانههای زیبای خود به نظم گنجانده: «عشق مثل کلوچه نرم و خوشبوئه/ عشق مثل موتور ماشینی که تعمیر شده باشه/ عشق قلب آدمو گرم میکنه/ عشق چیزیه که غافلگیر میکنه/ عشق همین بذر گُله/که آهسته و آروم تو بهار جَوونه میزنه» و در ترانه پایانیست که تعریف نهایی از عشق ارائه میشود: «عشق چیه؟ چه شکلیه؟ چه رنگه؟/ هر کی ازش هرچی میگه قشنگه/ عشق چیز عجیبی نیست، یه حسّه/ میشه باهاش بگی هزار تا قصّه/ عشق همین دلخوشیهای سادهست/ عشق با این سادگی فوقالعادهست».
از نظر شعر و موسیقی، باید گفت موسیقی نمایش مثل خودِ عشق، لطیف و زیبا و سرشار از احساس هستند. طراحی صحنه سینا ییلاقبیگی نیز چشمنواز و کاربردیست و در معرفی فضای داستان و تکمیل آن نقش موثری دارد. وقتی پارچههای سفید از روی اسباب و اثاثیه کنار زده میشود، با خانهای روبهرو میشویم که گرچه هنوز وسایل آن چیده نشده اما هر گوشه از آن، کاملاً آشنا و معرف بخش خاصی از خانه جدید خانواده افراست.
از دیگر نقاط قوت نمایش «عشق که میگن چیه؟»، باید به بازیهای فوقالعاده تیم بازیگری اشاره کرد. هر چهار بازیگر نمایش در نقشهای خود، بینقص ظاهر شدهاند و هر کدام به شخصیتی که ایفا میکنند، ظرافتهای خلاقانهای بخشیدهاند که کاراکترها را شیرین و دوستداشتنیتر کرده است. هدیه حاجیطاهری و بهرام بهبهانی نه تنها نقش پدر و مادر را به بهترین شکل ممکن بازی کردهاند، بلکه در صداپیشگی و عروسکگردانی مادربزرگ و پدربزرگ هم سنگ تمام گذاشتهاند و همانطور که بهار در برخورد نخست با مادربزرگ میگوید، انگار مخاطبان هم در مواجهه با او و پدربزرگ، به تماشای پدیدههای شگفتانگیز دیگری در نمایش نشستهاند.
سوده سعدایی و فاطمه اکبری هم با خلق دو دختربچه بانمک روی صحنه، بهخوبی از پسِ بازی در نقشهای افرا و بهار برآمدهاند. تفاوت کاراکترهای این دو نقش، در پررنگشدن شخصیتها بسیار تأثیرگذار بودهاند. دقت کنید که هر چهقدر افرا متین و آرام است، در عوض بهار شلوغ و پرجنبوجوش است. همچنین طراح و ساخت عروسک توسط پری محفوظینژاد تحسینبرانگیز است. او همراه با آناهیتا غنیزاده در طراح لباس هم عملکرد خوبی داشته و بر ترکیب رنگ و زیبایی صحنه و شخصیتها افزوده. برای نمونه فقط نگاه بکنید به چکمههای مادر که مثل باغچههای پُرگُلش، رنگارنگ و مزیّن به تصاویر گُلهاست.
تمهید استفاده از انیمیشن در اجرا، کیفیت ساختاری اثر را ارتقا داده و موجب تنوع دیداری در نمایش شده. البته در کاربرد این تکنیک، طراحی کاراکتر انیمیشن توسط روشنک ستاری و انیماتوری بهنام فردافشار بیتاثیر نبوده است.
از همه این موارد که بگذریم، مهمترین عامل موفقیت چنین اجرای بینظیری، کارگردانی حرفهای آناهیتا غنیزاده است. او با خلق فضایی یکدست و هماهنگ در مسیر اجرا، نمایشی بهغایت سرگرمکننده، تماشایی و آموزنده روی صحنه آورده که علاوه بر کودکان و نوجوانان، بهراحتی بزرگسالان را با خود همراه و همدل میکند. اجزا و عناصر نمایش «عشق که میگن چیه؟»، بهقدری با یکدیگر در تناسب و هماهنگیاند که حین تماشای نمایش، مخاطب بهسختی میتواند بر بروز احساسات خود غلبه بکند و هیجانزده نشود.
نمایش «عشق که میگن چیه؟» اثری قابل تامل و ستودنی است که بیشک در زمان درستی تولید و اجراشده و نباید بهسادگی از آن گذشت. حتی باید تماشای آن را به تکتک خانوادهها پیشنهاد و توصیه کرد.
منبع: ایران تئاتر
چه کسانی با «بتهوون» همراه میشوند؟بازیگرانی که در کنسرت نمایش «بتهوون یک جاودانگی» جواد مولانیا به ایفای نقش میپردازند، معرفی شدند.
کنسرت نمایش «بتهوون یک جاودانگی» به نویسندگی و کارگردانی جواد مولانیا و تهیهکنندگی سپهر صاحبی و حامد اکبری از بهار سال ۱۴۰۴ در کُرباکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر (باغ کتاب) روی صحنه میرود.
در این اثر نمایشی نازنین کیوانی، مسعود میرطاهری، متین نصیری، سجاد قربانی، محمد دهمولایی، دیبا حکیمالهی، سوگند قریشی، هستی عرش، ستایش ابراهیمی، رضا دیدار، افق ایرجی، کیانا هویدا، هیوا حقانی، به ایفای نقش میپردازند.
پیشفروش اینترنتی کنسرت نمایش «بتهوون یک جاودانگی» نیز از روز سهشنبه ۷ اسفند در سایت تیوال آغاز میشود.
متعاقبا معرفی دیگر بازیگران و عوامل «بتهوون یک جاودانگی» انجام میشود.
عشق که میگن چیه؟ تا هفتهی پایانی اسفند تمدید شد.نمایش «عشق که میگن چیه؟» به کارگردانی آناهیتا غنی زاده به دلیل استقبال پرشور مخاطبان تا ۲۴ اسفند ماه تمدید شد. این نمایش هر روز ساعت ۱۸ در سالن بوستان مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پارک لاله به روی صحنه می رود.
نمایش عشق که میگن چیه؟ بر اساس کتاب “عشق که می گویند چیست؟ نویسنده: دیوید کالی، ناشر: بازی اندیشه، ترجمه: رضی هیرمندی به قلم زهرا خسروی به نگارش درآمده است.
هنرمندانی چون احترام برومند، وحید آقایاری، مجتبی پیرزاده، منوچهر اکبرلو، محمود فرهنگ، هما جدیکار، مهدی قلعه، مجتبی مهدی، آزیتا رضایی، مجتبی کاظمی، مریم کاظمی، حسین فدایی حسین و... تا کنون به تماشای نمایش نشستهاند.
در این نمایش هدیه حاجی طاهری، بهرام بهبهانی، سوده سعدایی و فاطمه اکبری به عنوان بازیگر، هدیه حاجی طاهری و بهرام بهبهانی بازی دهندهی عروسک، روژین ستاری مدیر تولید، آزاده فرهنگیان شاعر، عبد آتشانی آهنگساز و تنظیم کننده، سینا ییلاق بیگی طراح صحنه، پری محفوظی و آناهیتا غنی زاده طراح و سازندهی عروسک، محمدرضا شاملوفر طراح نور، گلبن رسولی طراح پوستر و بروشور، حسین تبریزی طراح گریم، بهنام فرد افشار انیماتور، روشنک ستاری طراح کارکتر انیمیشن و علی معزی عکاس حضور دارند.
سایر عوامل نمایش عبارتند از:
گروه کارگردانی
دستیارکارگردان و برنامه ریز: روژین ستاری، دستیار دوم: علی عسگرپور، منشی صحنه: فاطمه حسینی مدیر صحنه: سهند تیزپاز، روابط عمومی و تبلیغات: ریحانه مطهری، روژین ستاری و روشنک کریمی گروه تئاتر کودک ببین، دستیار طراح صحنه: حسین کاظمی، ساخت دکور: مهدی عابدی، هادی عابدی، مهدیس بیدی، صبا صبحی، یاسمین مهرعلی، گروه صحنه: حمید صابری، روژان شجاعت
نوازندگان
پیانو: امیرحسین صفری، ویولن: ساراموسوی، ویولن سل: شبنم تنهایی، پرکاشن: مریم آتشانی، خوانندگان: فرناز ساحری، آناهیتا خسروی، مریم آشوری، عبد آتشانی، ضبط موسیقی: استودیو کارو، میکس و مستر: حامد جهانبخش، دوخت لباس و عروسک فندق: روشنک ستاری، مجری گریم: مهدیس نوروزی، دستیاران ساخت عروسک: پرنیان ابریشمکش، شیما خشور، درسا زرین، نگین غیاثوند، سوگل گلمغانی آذر، شیدا لطفی، نیکی مصلحتی، سیده نغمه نورانی
در خلاصه ی نمایش آمده است :
افرا و خانوادهاش به خانهی جدیدی اسباب کشی کردهاند. در روز اول مدرسهی جدید او باید یک تکلیف متفاوت و عجیب انجام دهد. اول یک مسئله را پیدا کند و با شیوه جالبی دنبال جواب پرسش باشد. برای افرا عشق مسئلهای است که توجهش به آن جلب میشود.
علاقمندان می توانند برای تهیه ی بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.
شماره پاسخگویی به سوالات شما و هماهنگی اجرای صبح ویژه مدارس و مهدهای کودک نیز: ۰۹۰۳۴۹۹۰۲۸۵ و ۰۹۲۲۳۹۳۲۸۹۲ می باشد.
نمایش «عشق که میگن چیه؟» که مناسب گروه سنی ۵ سال به بالاست هر روز به جز شنبهها ساعت ۱۸ در سالن بوستان پارک لاله به نشانی بلوار کشاورز، خیابان حجاب، داخل پارک لاله به روی صحنه می رود.
«اولانزاپین» را در پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب تجربه کنید!نمایش «اولانزاپین» به نویسندگی و کارگردانی سروش زرینی از ۶ اسفند در پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر (باغ کتاب) روی صحنه میرود.
بلک باکس پردیس تئاتر و موسیقی دِکُر (باغ کتاب) از روز دوشنبه ۶ اسفند میزبان نمایش «اولانزاپین» به نویسندگی و کارگردانی سروش زرینی میشود که از ساعت ۲۱ به صحنه میرود.
این نمایش روایت شبی از زندگی ابی و قدی، یک زوج از طبقه متوسط معاصر ایرانی است.
اولانزاپین دارویی است که برای درمان بعضی از بیماری های جدی اعصاب و روان به کار می رود. اولانزاپین عوارضی نظیر چاقی، یبوست، خستگی مفرط، فراموشی، کاهش میل جنسی، احتمال مرگ در سنین بالا و اختلال رشد جنینی را در بر دارد و به صورت متناقضی باعث ایجاد توهم و افزایش میل شدید به خودکشی می شود.
محمود باقری و قدسی شریعتی در نمایش «اولانزاپین» به ایفای نقش میپردازند.
دیگر عوامل این اثر نمایشی عبارتند از: دستیار کارگردان و منشی صحنه: مهتاب مافی، طراح نور: علی حافظ پور، طراحی و انتخاب لباس: میترا بهرام پور، سروش زرینی، طراحی و اجرای دکور: محمد تنها، سروش زرینی، پیمان پرندوار، طراح گریم: قدسی شریعتی، طراح پوستر: پوریا احمدیان، انتخاب موسیقی: سروش زرینی، اجرای گریم: قدسی شریعتی، پیمان پرندوار، دستیار صدا: مهتاب مافی، موشن گرافی: صادق حسینی، مدیر روابط عمومی: مرجان خسروی، گروه روابط عمومی: مرجان خسروی، پیمان پرندوار، یاسمین زرینی، مسئول صفحه مجازی: یاسمین زرینی، دستیاران اجرا: پیمان پرندوار، میترا بهرام پور، محمد تنها.
آخر هفتهی پرشور تماشاخانهی همامیزبانی بیش از ۲۰۰۰ تماشاگر با ۷ نمایشتماشاخانه هما با هفت نمایش در اولین پنجشنبه و جمعه اسفندماه، میزبان بیش از ۲۰۰۰ مخاطب شد.
پنجشنبه و جمعه اول و دوم اسفند ماه ۱۴۰۳، همزمان با ششمین ماه فعالیت تماشاخانهی هما، با افزودن «سالن شیشهای» که نخستین تجربهی ایجاد چنین فضای ویژهای برای اجرا در تئاتر ایران است، ۷ نمایش این تماشاخاAنه مورد استقبال پرشور و کمنظیر تماشاگران قرار گرفت.
ثبت این رکورد با افزودن ۱۲۰ صندلی به ظرفیت اجرایی تئاتر تهران در «سالن شیشهای» رقم خورد که فضایی متفاوت و جذاب را برای اجراگران و تماشاگران تئاتر فراهم میکند.
طیف گسترده و متنوعی از تماشاگران در این تماشاخانه با گونهها و سبکهای متفاوتی از اجرای تئاتری در نمایشهای «جایی که گوزنها آواز میخوانند»، «مغازهی خودکشی»، «قلب نارنگی»، «کرشندو»، «امیرو»، «ژن زامبی» و «چهارراه کوکاکولا» روبهرو میشوند.
تماشاخانهی هما، مجموعهای از فضاهای فرهنگی و هنری، سه سالن نمایش، از جمله اولین سالن شیشهای تئاتر ایران است که در خیابان نوفل لوشاتو، طراحی تازه و فراهمسازی امکانات نوین تجربهای خاص و هنرمندانه را برای مخاطبان خود آماده کرده است.
علاقهمندان میتوانند برای اطلاعات بیشتر و رزرو بلیت به به صفحات رسمی تماشاخانهی هما در شبکههای اجتماعی مراجعه کنند.