حضور حسین پارسایی برای تماشای نمایش "داری اون جا چی کار میکنی؟ و چند اپیزود دیگر ..."حسین پارسایی کارگردان تئاتر به تماشای نمایش "داری اون جا چی کار میکنی؟ و چند اپیزود دیگر ..." نشست.
پارسایی پس از تماشای "داری اون جا چی کار میکنی؟ و چند اپیزود دیگر ..." در رابطه با این نمایش گفت: "به اعتقاد من یک نمایش مهندسی شده در ابعاد مختلف چه از نظر متن و چه از منظر نگاه کارگردان به متن بود که میشود در آن یک دراماتورژی را دید که برای اجرای یک نمایش صحنهای در سالن استاد انتظامی تنظیم شده است و اینکه همه چیز به اندازه خودش نمایش داده میشود. در هر کدام از این اپیزودها متناسب با اسمی که انتخاب شده است، شیوه اجرایی بسیار ساده و استفاده کاربردی از اشیاء و آکسسوار و ارتباط بین شخصیت ها وجود دارد که جهان شخصیتها و در مجموع ارتباط آنها با مخاطب را آشکار و آسان میسازد".
کارگردان آثاری چون: «بینوایان»، «الیورتویست»، «هفت خان اسفندیار» و... در مورد تجربه حضورش در تماشاخانه «انتظامی» و همچنین وضعیت اجرهای این سالن نیز اینگونه بیان کردند: "در مجموع نمایشهایی که در سالن استاد انتظامی اجرا میشود، به نوعی نمایشهایی هستند که با کمترین امکانات و یا بعضا به صورت آثار تجربی ارائه میشوند و این نه به معنای اینکه صرفا در حال تجربه هستند، بلکه از ساختار نمایشهای تجربی استفاده میکنند. بنابرین همه چیز در این نمایش در نهایت سادگی بود و بنده چیزی اضافه در این نمایش حس نمیکردم و در واقع چیزی به من مخاطب تحمیل نمیشد".
پارسایی همچنین افزود: "یکی از ویژگیهای این اجرا، استفاده صحیح و به موقع از موسیقی بود. موسیقیایی که من آن را نمیشنیدم، بلکه آن را حس میکردم و هر از گاهی من را در اثر شناور میکرد. فکر میکنم که با هماهنگی و هارمونی که کارگردان به وجود آورده بود، میتوانستم تک تک شخصیت ها را همچون اپیزودها شناور در طول اثر ببینم. انگار که یک قایقی است که کاراکترها در آن شناور و غوطه ور میشوند و بعد چهره دیگری را در عمق او به عنوان یک تراژدی میبینم که این تراژدی سخت میتواند یک نقد اجتماعی باشد یا شاید بیشتر ناملایماتی است که ما را با خودمان مواجه میکند. حس میکنم نمایش "داری اون جا چی کار میکنی؟ و چند اپیزود دیگر ..." یک اجرای روان، بدون هیچ تکلف و اضافه گویی است که ما را با خودش همراه میکند و در طول مسیر هر از گاهی هر آنچه که از پیش به عنوان فکر اصلی یا اندیشه که از تم مسیر اجرا بوده است را در مخاطب تاثیر میگذارد و شکل میدهد. نمایشهایی از این دست که مبتنی بر خلاقیتهای فردی است، چه از جنس کارگردان، چه از جنس بازیگر، اینها قائم به یک تمرین گروهی است و احساس میکنم که تمرینات، اتودها و کار گروهی منسجم باعث شد که ما یک نمایشی ببینیم که هماهنگ است و آن را دوست داشته باشیم و با آن ارتباط برقرار کنیم و در نتیجه خیلی احساس بیگانگی با متن نمیکنیم. این موضوع برای من تبدیل به یک لحظه خوب میشود. اجرایی که میتواند من را درگیر خودش با تصاویر و دیالوگهایش و اتمسفرش بکند".
پارسایی در انتها در خصوص جهان نشانهشناسی نمایش اینگونه صحبتهای خود را به اتمام رساندند:" المانهای زیاد و کاربردی در نمایش وجود داشت، نشانههایی که به عنوان المانهایی در صحنه بود که در طول اجرا تکثیر میشد. هم کاراکترها در هم تکثیر میشدند و هم نشانهها. بنابراین در مخاطب دو عنصر نشانه و معنا را در کنار هم در اجرا میدید.
کارگاه آموزشی تئاتر در امامزاده عبدالله آمل برگزار شداردوی فرهنگی هنری دو روزه از ۲۰الی۲۱ مردادماه از سوی موسسه فرهنگی شهیدان رسولی شهرستان فریدونکنار و با همکاری کانون تئاتر سیاوشان جهاد دانشگاهی واحد مازندران همراه با برگزاری کارگاه آموزشی تئاتر، درمنطقه کوهستانی امام زاده عبدالله شهرستان آمل برگزار شد.
فاطمه صیادی مدیرموسسه فرهنگی شهیدان رسولی شهرستان فریدونکنار، گفت: از سوی موسسه فرهنگی شهیدان رسولی شهرستان فریدونکنار و با همکاری کانون تئاتر سیاوشان جهاد دانشگاهی واحد مازندران، اردوی فرهنگی هنری دو روزه از ۲۰الی۲۱ مردادماه درمنطقه کوهستانی امام زاده عبدالله شهرستان آمل برگزار شد.
وی افزود: در این اردوی دو روزه، کارگاه آموزشی تئاتر با حضور ۳۰ نفر از هنرجویان همراه با مربیان این موسسه در بخش های مختلف آموزشی، برگزار شد، که حمیدرضاگل محمدی تواندشتی کارشناس تئاتر، دبیر کانون تئاتر سیاوشان جهاد دانشگاهی مازندران و عضو شورای نظارت و باز بینی شهرستان فریدونکنار، در دو نوبت جمعا به مدت شش ساعت به آموزش فراگیران در این کارگاه آموزشی پرداخت.
صیادی افزود: در نوبت اول این کارگاه آموزشی به سرفصلهایی در ارتباط با آشنایی تاریخچه ورود تئاتر به ایران، نمایشنامهنویسی در ایران، اخلاق در تئاتر پرداحته شد و در بخش دوم نیز در باره جنبههای نمایشی در بازیهای محلی مازندران، بازیگری، حرکت، بیان، تمرکز و احساس مطالبی ارایه شد.
مدیر موسسه فرهنگی شهیدان رسولی با ارایه این مطلب که پس از ارایه مطالب در انتهای نوبت دوم کارگاه آموزشی، هنرجویان حاضر در کارگاه به ارایه روشهای نمایشی پرداختند اظهار کرد: علاوه بر برگزاری این کار گاه آموزشی چندین برنامه نمایشی، فرهنگی، هنری و تربیتی نیز از سوی هنر جویان و مربیان درطول برگزاری این اردو به اجرا در آمد.
با کارگردانی رحمت امینی«سوسمار» نمایشنامهای از حمید جبلی به صحنه میآیدحمید جبلی بعد از گذشت دو دهه دوری از صحنه و نمایش با نمایشنامه جدیدش «سوسمار»، به تئاتر میآید.
نمایشنامه «سوسمار» جدیدترین نوشته حمید جبلی، بازیگر و صداپیشه خاطرهساز و مطرح ایرانی به کارگردانی رحمت امینی بهزودی روی صحنه اجرا خواهد شد.
آخرین حضور حمید جبلی در عرصه هنرهای نمایشی در سال ۱۳۷۸ بهعنوان نویسنده و بازیگر نمایش «دوستان با محبت» بود که با کارگردانی زندهیاد رضا ژیان در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت.
جبلی بعد از گذشت دو دهه دوری از تئاتر بهعنوان نویسنده و مشاور هنری «سوسمار» همراه رحمت امینی خواهد بود. این همراهی و حضور جبلی در تئاتر باعث دلگرمی اهالی تئاتر است.
«سوسمار» جدیدترین اثر حمید جبلی هنوز به چاپ نرسیده است و فضایی متفاوت از آنچه مخاطبان از خصوصیات و قلم جبلی میشناسند، دارد.
محل اجرا، بازیگران و عوامل این اثر نمایشی بهزودی اعلام خواهد شد.
اولین آلبوم تصاویر نمایش «مرد بالشی» از نگاه محمد سعید جابری
نمایش «مرد بالشی» به نویسندگی مارتین مک دونا و کارگردانی امیرحسین اسکندری اولین آلبوم تصاویر نمایش مردبالشی خود را منتشر کرد.
به گزارش مشاور امور رسانه نمایش «مرد بالشی» از هجدهم مردادماه ساعت ۱۷ اجراهای نمایش خود را شروع کرده است و تا هشتم شهریورماه ادامه دارد.
در خلاصه نمایش آمده است: نویسنده ای که به خاطر شباهت داستان هاش به یه سری قتل های اتفاق افتاده در شهر دستگیر شده است.
از دیگر عوامل «نمایش مرد بالشی» میتوان از: مشاور کارگردان: شایان قناد زاده، دستیار کارگردان و برنامه ریز : سارا تفرشی نژاد، دستیار کارگردان: آرمینا علی محمدی، مدیر اجرایی: حسین عباسی، امور رسانهای : ناصر ارباب، طراح گریم: سولماز جان جان، مجری گریم: فاطمه سعیدی، طراح نور و صحنه: امیر حسین اسکندری، طراح لباس: آیناز نوید علیزاده، مجری لباس: تیما قاسمیان، جامهدار: ایما مینایی، طراح پوستر: پگاه امیر آبادی، آهنگساز: شایان جمال، گرافیست و تدوینگر: علی باقری، عکاس: محمد سعید جابری، فیلمبردار: محمد سعید جابری، منشی صحنه: گلشید شکوهی، مدیر صحنه: پریا کریمی، مدیر تولید: محمد رضا عباسی، دستیاران صحنه: مهدی نصرین ، زهرا بازیار، اُپراتور نور و صدا: شایان جمال ، سارا تفرشی نژاد، بازیگران: مهریار مرادی، امین رضا ملک محمودی ، حمید احمدی، علیرضا عنایتی، محمدرضا عباسی، پریا کریمی، عرفان سر رشته دار، گلشید شکوهی نامبرد.
علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر و رزرو بلیت میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند
حسن اسدی: "پرده در پرده" نمایشی ناب، شریف و به دور از شامورتی بازی استحسن اسدی هنرمند شناخته شده تئاتر و سینما شب گذشته در تماشاخانه سنگلج به تماشای نمایش "پرده در پرده" نشست.
به گزارش روابط عمومی تماشاخانه سنگلج، حسن اسدی بازیگر و کارگردان تئاتر، سینماو تلویزیون درباره نمایش "پرده در پرده" به کارگردانی رویا اسدی گفت: امروز شاهد کار شریفی بودم. در دوره ای که هر کس به خودش اجازه می دهد اسمش را نویسنده، کارگردان یا بازیگر بگذارد و به مدد شاید امدادهای غیبی کاری را روی صحنه میبرد و اجرا می کند، امروز شاهد کار شریفی بودم که در عین اینکه می توانستید گذشته را در آن ببینید و احساس کنید، نگاه درستی به مسائل روز هم داشت.
وی با اشاره به ویژگی های آثار زنده یاد رادی این نگاه قابل بررسی در همه زمان ها را نشات گرفته از ساختار درست و ویژگی های نمایشنامه های این نویسنده جاویدنام دانست.
اسدی تخصص و سابقه میکائیل شهرستانی که به عنوان مشاور و طراح در کنار این اثر نمایشی قرار دارد را تکمیل کننده کیفیت هنری نمایش ارزیابی کرده و افزود: وقتی هنرمند شناخته شده ای که تخصص و سابقه آشکاری در تعلیم هنرمندان و نسل های تازه هنر بازیگری دارد کنار این کار حضور دارد ، بیننده با خیال راحت نسبت به این که با نمایشی خوب از هر جهت مواجه می شود به دیدن کار می آید.
این بازیگر شناخته شده سینما و تئاتر حضور تعدادی از شاگردان و هنرجویان میکائیل شهرستانی در این نمایش را مورد تمجید قرار داد.
حسن اسدی در پایان صحبت هایش علاقه مندان تئاتر را به دیدن این نمایش دعوت کرده و گفت: به تمام کسانی که دوست دارند تئاتری ناب و بدور از شامورتی بازی ببینند پیشنهاد می دهم که این نمایش را از دست ندهند.
نگاهی به نمایش «انسان، اسب: پنجاه، پنجاه»یادداشت زهرا مشتاق درباره نمایش «انسان، اسب: پنجاه، پنجاه»: هیچکس، در پایان تشویق نخواهد شد؛ چون آنها همه مرده اند.هیچکس، در پایان تشویق نخواهد شد؛ چون آنها همه مرده اند. و دسته گل های بزرگ و کوچکی که برای تشویق بازیگران آورده شده، در رنجی که بر تشویق کنندگان مستولی می شود، بلعیده خواهد شد. هم چنانکه هرتا و برونو چنین کردند. در آوریل سوزان ۱۹۴۴، آنگاه که تبدیل به اسب شدند و از شدت درد شیهه هایی جانکاه کشیدند.
آدم ها در اردوگاه مرگ، به نوبت کشته خواهند شد. و در این صف طولانی که در بستری خونین قرار دارد، بازیگرانی هستند که برای خوشایند حاکم بزرگ، در نقش های دستوری خود، دیکتاتورهای کوچک دیگری را بازآفرینی می کنند. و چنین است که ایگناس بازیگر به نقش آنجلو ایبرین چنین مخوف و ترسناک ظاهر می شود!
ادعای او همچون تمام دیکتاتورهای بزرگ و کوچک پیش و پس از خود است. از فرعون تا موسولینی، از کاهنان دروغگو تا صدام و قذافی، از هیتلر تا همین اکنون. پشت دیوار خانه ها، تا درون خانه ها، میان تکه های لباس و رخت خواب و تمام زار و زندگی. رخنه هایی برای ورود. دیوارهای بلند و بی نفوذ. سخت گیری های دروغین برای یغمای انسانیت، چپاول باورها، استیلای روش های مزورانه و نابود کردن زیست انسانی.
و اینک ادعای یک دروغگوی دیگر، برای افزوده شدن یک نام دیگر در کتاب فربه تاریخ: «این سرزمین را از دشمن، خون، شوربختی نجات خواهم داد.»
او دروغ می گوید. توضیح شعارهایش او را رسوا می کند: «من با تقسیم کردنِ مردم به دو دسته، بر اساس فرمِ کله ها، چنین خواهم کرد. کله گردها، خودی ها و کله تیزها، غیرخودی ها! من! آنجلو ایبرین! شما را به دو گروه تقسیم می کنم: زاک و زیک!»
من های تکرار شونده، هر بار به نامی، در کسوتی، لباسی، دستاری، کلاهی یا هر لباس وامانده دیگری که بشر را به آشوب و تباهی می کشاند. انسان های شلاق خورده که از شدت درد و تباهی روح، ناگزیر تبدیل به چیزی غیر از خویش می شوند. و در اینجا، تبدیل به اسب. اسب هایی که از شدت درد، شیهه می کشند و گویا انبوه یال هایشان تبدیل به ریسمانی محکم برای مرگ و سقوط در سیاه چاله هایی بی برگشت می شود.
حاکمان با فریب، با تقسیم بندی های دروغین، و تبدیل آنها به خودی و غیر خودی، انسان ها را بر یکدیگر می شورانند و آنها را چون گلادیاتورها ناگزیر به جنگیدن می کنند. مصافی بی پایان و همراه با دروغ هایی عظیم. اینجا همه خواهند مرد. هم خودی ها و هم غیر خودی ها. چون از ایبرین تا دیگران، همگی، عروسک هایی هستند که نخ بلند و ضخیمی، آنها را از بالاتر، حتا از جایی دیگر، به مسیری که مورد دلخواه و همسو با منویات آنان باشد، هدایت خواهند شد. اینجا چه خودی باشی و چه غیر خودی، چه زیک و چه زاک، چه کله گرد و چه کله تیز، چه شهروند درجه یک و چه درجه چند، هر چه که باشی، باید در صف مرگ باقی بمانی. مرگ هایی که نقش خودی یا غیر خودی بودن، آن را تلخ یا تهوع آور می سازد. وقتی در کسوت خودی، ظلم های فراوان کرده باشی، به هنگام مرگ، غیر خودی هایی که بسیار از خودی ها، آزار و شکنجه دیده اند، بر جسدشان تف و لعنت خواهند کرد و حتا اگر در توانشان باشد، جسد را مثله کرده و خواهند سوزاند. چون چنین باید باشد سزای ظالمان خودی خودمحور. و در انسان اسب، آدم ها با موهای تراشیده و چشم هایی از حدقه رسته، میان برزخ، در انتظار مرگ، یکدیگر را می درند. به نقش بازیگر، راهبه های قدیس، فاحشه، زن آبستن و مردها و زن هایی که از تقاضا و خواستن، مبارزه و مطالبه گری تهی گشته و تبدیل به کالبدهایی شده اند که برای حیاتی حقیرانه، برای معاش، برای تکه ای نان و لباس می جنگند. سر خم می کنند، سواری می دهند و روح و جانشان شلاق می خورد و آنان هم چنان به زندگی های بی ارزش خویش ادامه می دهند و صف هم چنان رو به جلو می رود. چون مرگ نزدیک است و خودی و غیر خودی، در اتاق های گاز، مرگ را استنشاق خواهند کرد.
یکی از ویژگی های شاخص نمایش «پنجاه انسان، پنجاه اسب» طراحی و کارگردانی نمایش است. یعنی یک متن قوی، زمانی درست و خوب دیده می شود، که طراحی و اجرایی قوی داشته باشد و این نمایش موفق به دستیابی به چنین جایگاهی شده است. تمهید استفاده از باکس هایی شبیه به شیشه، که به شدت در تار و پود نمایش تنیده و بخشی از آن شده، عالی است. باکس هایی که در عین کارکردهایی که در نمایش پیدا کرده اند، سبک و آسان در خدمت ایفای نقش بازیگران، فراتر از آکسسوار، تبدیل به ابزاری برای پیشبرد نمایش شده اند. صحنه درخشان مردگان اتاق گاز که با چشم های از حدقه درآمده، هر یک، آخرین لحظه مرگ خویش را نشان می دهند، در این اتاقک های شیشه ای، ناب ترین و در عین حال یکی از مخوف ترین صحنه های نمایش است. هم چنانکه تبدیل آدم ها به اسب و به خصوص صحنه هراس آور خورده شدن دسته های گل توسط هرتا و برونو که نشانه ای از افول و دگردیسی است و شاید زیباترین شکل برای نمایش لحظه ای ترسناک و غم انگیز از تباهی انسانیت. و البته گروه بازیگران در نقش فرو شده با چشم هایی تهی شده، که می شود در آن به عمقی بی پایان از خلا در غلتید و هیچ مسیری برای رهایی پیدا نکرد. بازیگر – مردگانی که بوی مرگشان چنان کلافه ات می کند که حتا در پایان، در سیاهی مطلق صحنه – زندگی برای تماشاگرانش، نایی برای برخاستن نمی گذارند و از کجا معلوم، شاید که ما نیز با آنان مرده باشیم.
زهرا مشتاق
منبع: سینما سینما
"تئاتر سیستماتیک" هرشب با ستاره جدیدی پا به شهرزاد میگذارد.نمایش «هُوَیْ» به طراحی،کارگردانی پیمان چراغی براساس نمایشنامه شهاب سنگی که ستاره را بلعید نوشته مانی ارمغان از تاریخ ۲۴ مردادماه ساعت ۲۰:۳۰ به صحنه خواهد رفت.
پیشفروش بلیتهای ۵شب نخست این نمایش آغاز گردیده و پیمان چراغی درباره شیوه اجرایی جدید این نمایش گفت: «طی سالیان گذشته در سرتاسر دنیا به کرات شنیدهایم متنی با دیدگاه ها و کارگردانی های متفاوتی به اجرا رسیده بود و من طی یکسال اخیر به دنبال روشی بودم تا جریان و سلیقه جدیدی در تئاتر باشد و شاید با دوری از تکرار و احترام به سلیقه بازیگر نیز بیشک در بهتر شدن روند ساخت پروژه و زودتر رسیدن ما به فضای مدنظر پروژه و متن برسیم و نهایتا به شیوه اجرایی رسیدم که آن را تئاتر سیستماتیک نامیدم؛
در این شیوه اجرایی متن نمایشنامه هر اجرا را مستقل در نظر گرفت به این صورت که نمایشنامه یا روایتی که از قصه داریم در میانه نمایش هرشب قرار گرفته و براساس برداشت بازیگر درباره موضوعاتی از جمله: در کجا روایت میکند؟ و برای چه کسانی روایت میکند؟ بستر ابتدایی را میسازیم و با تکمیل ذهنیت بازیگر به او منطق و دلیل و مسیری برای رسیدن به پاسخی برای چرا های ذهنی بازیگر را معرفی میکنیم و نهایتا به پایانی میرسیم که خوب طبیعتا بعلت متفاوتی اکثر فضاها و برداشت ها کاملا متفاوت است. نتیجتاً هرشب بازیگر جدیدی یک روایت و قصه زندگی یک کاراکتر به اسم ستاره را به اجرا میبرد. قصه زندگی و سرگذشتی که ستاره در زندگی داشته هرشب یکسان است اما اینکه تحت چه شرایطی و با چه نقاط اوج و فرودی با چه کنش و واکنشهایی دچار چه عواطف و احساساتی در متن خواهیم بود و پایان ما براساس آنها چه خواهد بود متفاوت است پس میتوان گفت خط روایت تنها خصوصیت مشترک بین متن ها میباشد پس طبیعتاً هرشب اجرای کاملاً جدیدی خواهیم دید.»
طراح و کارگردان «هُوَیْ» در ادامه درباره اسم این نمایش توضیح داد:«در اخترشناسی به سقوط ستاره پس از مرگ به داخل سیاهچاله بدلیل جاذبه آن میگویند همچنین در قران به سقوط از قله به دامنه کوه میگویند و توی ذهن من بسیار قصه زندگی کاراکتر شبیه هر دو انها بود همچنین «هُوَیْ» به «ـْ» ختم میشود و شبیه اسارت است و در این کلمه تناسب کاملا از لحاظ نوشتاری و شکلی نیز رعایت شده و شاید برای برخی ایجاد کنجکاوی برای دریافت معنی آن داشته باشند و همین باعث سریعتر به خاطر سپردن خواهد شد.»
تاریخ اجرای ۱۸ بازیگر در ۱۶ شب ابتدایی نمایش همراه با دو اجراگر و دو نوازنده در سایت تیوال مشخص گردیده و بقیهی اسامی بزودی اعلام خواهند شد و علاقمندان به تئاتر سیستماتیک با انتخاب بازیگر و فضای نزدیکتر به سلیقه خود میتوانند از طریق سایت تیوال و یا گیشه حضوری پردیس تئاتر شهرزاد بلیت خریداری فرمایند.
پیمان چراغی در انتها ضمن تشکر از مخاطبین گرامی هرچند که همواره در اجرای تئاتر بدلیل عدم انطباق سلایق در اعلام نظر اکثر نظرات راجع به پروژه اما با دعوت از منتقدین و اهالی هنر و رسانه دعوت به تماشای نمایش «هوی» و بررسی قابلیت ها و جهات فنی،ساختاری کرده و اعلام کرد: ما تا حد امکان سعی در حفظ قواعد و اصول کلی از سبکهای اجرایی سنتی مانند نقالی تا امروز در ژانرهای مختلفی داشتیم اما گاهی با ایده های نو در تلاش بودیم با شناخت بستر و قواعد مرتبط ساختارشکنی کرده و خود را محدود به قواعد نکنیم و در طول ساخت سلیقه مخاطب را ارجع و اوجب واجبات در نظر گرفتیم.
مسعود فروتن به تماشای نمایش "داری اون جا چی کار میکنی؟ و چند اپیزود دیگر ..." نشستمسعود فروتن نویسنده، مجری و کارگردان سینما و تلویزیون و رادیو روز جمعه بیستم مرداد ماه به تماشای نمایش "داری اون جا چی کار میکنی؟ و چند اپیزود دیگر .." نشست.
ایشان در پایان اجرای این نمایش اینگونه اظهار داشتند که من به جوانی تئاتر پُز میدهم و به آن امیدوارم و همیشه گفتهام که اگر تئاتر یک چراغ داشته باشد، جوانها دارند آن را تبدیل به چلچراغ میکنند.
همچنین مسعود فروتن در ادامه و درباره نمایش ابراز داشتد که این اثر یک کار تجربی، خاص و کاری بود که بچهها میدانستند که دارند چیکار میکنند و دنبال حاشیه نبودند و من آنها را تایید میکنم.
مسعود فروتن صحبتهای خود در خصوص نقد این نمایش را با این مطلب که "به هر حال به هیچ اجرایی نمیشود گفت که کاملا مثبت است و یا کاملا منفی و باید گفت که این نمایش یک اتفاق تازه بود و ممکن است خیلیها این اتفاق تازه را دوست نداشته باشند و خیلیها که به دنبال کار تجربی هستند دوست داشته باشند و بگویند یک تجربه تازه دیدند و من نیز هم یک تجربه تازه دیدم" به پایان رساندند.
لازم به ذکر است که اجرای نمایش "داری اون جا چی کار میکنی؟ و چند اپیزود دیگر .." که هر روز از ساعت ۱۹ در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه میرفت، به دلیل استقبال مخاطب از این اثر تا تاریخ بیست و هفتم مرداد ماه تمدید گردد.
از شامگاه ۱۸ مرداددور جدید اجراهای تئاتر پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب آغاز شد
پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب از شامگاه ۱۸ مرداد با اجرای نمایشهای «سندروم روسمر» و «لحظهها و همیشه» دور جدید اجراهای تئاتر خود را آغاز کرد.
سالن «کُرهال» پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب از روز چهارشنبه ۱۸ مرداد پذیرای نمایش «لحظهها و همیشه» به نویسندگی و کارگردانی کمال هاشمی شد.
این اثر نمایشی با حضور مجتبی پیرزاده، شیوا فلاحی، نیلوفر بیرامی، ساعت ۱۹:۴۵ اجرا میشود. در خلاصه داستان «لحظهها و همیشه» چنین آمده است: «من هرجایی رو که نگاه میکنم هست، از لحظه گذشته.»
همچنین سالن «بلک باکس» این مجموعه تئاتری و موسیقایی نیز از ۱۸ مرداد میزبان نمایش «سندروم روسمر» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی داوود زارع شد که بر اساس نمایشنامه «روسمرزهلم» نوشته هنریک ایبسن شکل گرفته است.
در این اثر نمایشی که ساعت ۱۹:۳۰ اجرا میشود، علی باقری، سعید چنگیزیان، اصغر پیران، ایمان صیاد برهانی، امین اسفندیار، به ایفای نقش میپردازند.
در خلاصه داستان «سندروم روسمر» چنین آمده است: «یان روسمر کشیش معتمد شهر، یکسال پس از خودکشی همسرش به همراه ربکا وست در عمارت روسمر زندگی میکند؛ تا اینکه با ورود دکتر کرول حقایق تازهای درباره گذشته آشکار میشود.»
علاقهمندان برای تهیه بلیت این آثار نمایشی میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
همزمان با شب شهادت حضرت امام زین العابدین(ع)؛"شب روی سنگفرش خیس" جمعه اجرا نمی شودنمایش "شب روی سنگفرش خیس" به کارگردانی میکائیل شهرستانی روز جمعه ۲۰ مرداد ماه به دلیل همزمانی با ایام شهادت امام زین العابدین (ع) روی صحنه نمی رود.
به گزارش روابط عمومی تماشاخانه سنگلج، این نمایش که مطابق برنامه اجرا در ساعت ۲۰.۱۵ دقیقه و پس از اذان مغرب روی صحنه می رفت در روز جمعه اجرا نخواهد داشت. دیگر نمایش تماشاخانه سنگلج ، نمایش "پرده در پرده" به کارگردانی رویا اسدی در این روز و در ساعت ۱۸.۳۰ میزبان مخاطبان خواهد بود.
تماشاخانه سنگلج مرداد ماه جاری را با اجرای آثاری از زنده یاد اکبر رادی آغاز کرده است. نمایش "شب روی سنگفرش خیس با طراحی و کارگردانی میکائیل شهرستانی و نمایش "پرده در پرده" که شامل قطعاتی از هفت نمایش این درام نویس شهیر ایرانی است با کارگردانی رویا اسدی دو نمایشی هستند که تا ۱۰ شهریور میزبان مخاطبان خواهند بود.
نمایش «فرجام» اجرا شدنمایش فرجام به نویسندگی ملیحه مرادی جعفری و کارگردانی مجید قربانی به روی صحنه رفت.
به همت حوزه اجتماعی فرهنگی شهرداری قیامدشت نمایش فرجام که نگاهی متفاوت و دراماتیک به واقعه کربلا دارد اجرای خود را از روز دوشنبه نهم مرداد ۱۴۰۲ شروع کرد. نمایش فرجام که در روزهای ۱۸ و ۱۹ مرداد آخرین اجراهای خود را ساعت ۲۰ در فرهنگسرای مهر و ماه در شهر قیامدشت به پایان خواهد رساند نگاهی متفاوت و نو به حادثه کربلا دارد و به شیوه ای قابل تامل این ماجرا را روایت میکند.
لازم به ذکر است در نمایش فرجام سپیده دشتی، نیما مهدی اوغلی،سید مهدی هاشمی و احمد استیری بازی می کنند و عوامل زیر در اجرای نمایش گروه بازیگران را همراهی می کنند
طراحی و اجرای صحنه حمید رضا صفار، مدیر تولید محمد خوشابی ، دستیار کارگردان و مسئول نور و صدا احمد استیری، طراحی و اجرای گریم سپیده دشتی و مهنا قربانی ، مدیر صحنه امیر حسین آشورون.
هزار و یک شب شهرزاد برگزار می کندنشست نقد و گفتمان نمایش کابوس های آنکه نمی میردنخستین نشست نقد و گفتمان پر مخاطب ترین اجرای این روز های پردیس تئاتر شهرزاد.
نمایش کابوس های آنکه نمی میرد.
پنجشنبه، ۱۹مرداد، ساعت ۱۹:۳۰
مجری کارشناس: آرش دادگر
با حضور دکتر قطب الدین صادقی (کارشناس تئاتر)، رضا آشفته (منتقد)، نیلوفر ثانی (منتقد)، و عوامل گروه نمایش کابوس های آنکه نمی میرد،نادر فلاح (بازیگر و کارگردان)، رضا مهدی زاده (طراح صحنه) و علیرضا اخوان (بازیگر)
لازم به ذکر است این رویداد در قالب نخستین (برنامه هزار و یک شب شهرزاد) پس از اجرای نمایش برگزار می شود.
اسکرین شات و روز خبرنگارهفدهم مرداد ماه، همزمان با روز خبرنگار نمایش اسکرین شات از امور رسانه خود تقدیر و تشکر کرد.
نمایش اسکرین شات به نویسندگی و تهیه کنندگی سامان شمس و کارگردانی امیر عباسی در پایان اجرا با نامبردن از ناصر ارباب،مشاور امور رسانه نمایش اسکرینشات از ایشان تقدیر و تشکر کرد.
نمایش اسکرین شات تا بیست و هفتم مرداد در پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه میرود.
از دیگر عوامل نمایش اسکرین شات میتوان از: امیرحسین رضازاده، حامد آرامی، امیرحسین همایونی، ستاره فلاحفرد، سحر قلباربند، حسین جاهد، رومینا کوهزاد و مرضیه ابراهیمی (بازیگران) و سمیه قدیمی (دستیار کارگردان و برنامهریز)، حسین عباسی (مدیر اجرایی)، مبینا گروسی (منشی صحنه)، امیر عباسی (طراح صحنه و لباس)، معصومه پورنورام (مدیر صحنه)، علی حیدری قمصری (طراح نور)، حمید باباخانی (طراح صدا)، شانا زیوردار (طراح گریم)، واهب مصلحیفرد (طراح پوستر)، ندا رضایی (عکاس)، علی گلزاری (ساخت تیزر)، ناصر ارباب (مشاور امور رسانه) نام برد.
نقد رضا بهکام در خصوص نمایش «داری اونجا چیکار میکنی؟ و چند اپیزود دیگر...»دستها و ریشههانگاهی به نمایش «داری اونجا چیکار میکنی؟ و چند اپیزود دیگر...» به کارگردانی آریو راقب کیانی
«داری اونجا چیکار میکنی؟ و چند اپیزود دیگر...» به کارگردانی آریو راقب کیانی که در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان اجرا میشود، نمایشی در حوزهی تئاتر پداگوژیک در ژانر فانتزی میباشد. تئاتر پداگوژی با از بین بردن مرزهای شخصی، اجتماعی و فرهنگی ارتباطی انسانی شکل میدهد. در واقع تئاتر پداگوژی با بهرهگیری از صدا، بدن و احساسات مشترک بشری در پی ایجاد زبانی مشترک بین آدمهاست.
کارگردان نمایش پیشروی هنر نمایش را معبری بر یادگیری و تعلیمات روانشناسانه بر اساس مرور ترومای شخصیت اصلیاش به نام «لئونارد» بنا کرده است، شخصیتی که از خرده پیرنگهایی در غالب نمایشنامههای کوتاه از کتاب تمام نخِ «شل سیلوراستاین» نویسنده و کاریکاتوریست فقید آمریکایی با ترجمه بهرنگ رجبی وام گرفته شده تا شش اپیزود را به سبب مرور خاطراتش از کودکی تا بزرگسالی در برزخِ کُما برای مخاطبانش در صحنههای نمایشی به هم مرتبط، عیان کند.
در کتاب تمام نخ از فضاهای ساده و بامزه به رسم عادت سیلوراستاین خبری نیست و طنزش بیشتر حماقتها را نشانه رفته است. موقعیتهایی ساده و روزمره که نشان میدهد آدمها گاهی چقدر میتوانند کارهای به ظاهر احمقانه در موقعیتهای مختلف اجتماعی و البته در وضعیت پیچیده روانی انجام بدهند. مثلا قایقی که دارد غرق میشود و مردی باید بین مادر و همسرش در موقعیتی حساس یکی را نجات دهد، پسری توی دستشویی رفته و بیرون نمیآید و پدر و مادرش میخواهند به زور او را بیرون بیاورند، زنی متمول که به جمعآوری ضایعات و وسایل دورریختنی از زبالهها روی آورده است. آدمها در این داستانها مجبورند تجربههای ناآشنایی داشته باشند که گریزی از آنها نیست. بعضی وقتها نجات پیدا میکنند و بعضی وقتها هم نه. کارگردان در اثرش تلاش کرده تا خرده روایات شش اپیزود داستانی نامبرده را بر اساس شخصیت لئو و مرور زندگی او در دورههای مختلف در بستری فانتزی به هم مرتبط کند. مجموعه اختلالات روحی و روانی که از لئوی نمایشی، فردی ضداجتماعی با آسیبهای روانی متعدد ساخته است. اپیزود اول شاید مهمترین اپیزود انتخابی کارگردان باشد. جایی که او بهروی روابط والد و فرزندی تشدید میگذارد تا ریشههای برخی از آسیبهای جدی روانی را از دوران کودکی متأثر بداند. دوران مهم رشد کودک که به ممارست آگاهانه خانواده نیازمند است. چه بسا با رشد تئاتر پداگوژیک در کشور بشود بستری مهم برای تربیت غیرمستقیم اما موثر کودکان، نوجوانان و جوانان را توسعه داد.
نسل امروزی که به «نسل Z» نیز شهره است با روشهای مستقیم تربیتی غالباً نسبتی معکوس دارند و ممکن است نه تنها تاثیرات مطلوب تعلیم و تربیت تئوریک در آنان چاره ساز نباشد بلکه اثر منفی نیز در آنان بگذارد و آنها را به رفتارهای پرخاشگرانه و لجبازانه همراه کند، اما پیشنهاد روشمند تئاتر پداگوژیک در زمینه تربیت این طیف گسترده و مهم سنی میتواند اثرگذار و قابل اعتنا باشد، روشی که کارگردان به شکلی متعارف در فرم و محتوا پیشگرفته تا مضامین اخلاقی مهمی را در اثرش نشانه برود. لذا نه تنها دیدن این دست از تئاترها برای والدین مناسب است بلکه با اندکی تغییر در محتوا به سبب طیف سنی حساس کودک و نوجوان میتواند داستانهای آموزندهای برای آنان باشد. قرار دادن اثر در ژانر فانتزی تا حدودی میتواند از تلخی مستقیم نمایش بکاهد تا کارگردان متن نمایشیاش را به شکلی تلطیف شده و دراماتیزه ارائه کند. چه بسا بهره بردن از ژانر نامبرده بتواند اتمسفری خیالی با فاصلهگذاری هوشمندانهای را برای ذهن تماشاگر به وجود آورد تا او در پایان هر اپیزود به تحلیل و نقد و قضاوت شخصیت بنشیند و در صورت همزادپنداری یا همدردی با او به دلیل شباهتهای رفتاری و اخلاقی بتواند آن را به شکل الگویی اخلاقی و مضمون محور در خودش شبیهسازی کند. قرار دادن ذهن مخاطب در معرض موقعیتهای چالشبرانگیز نمایشی در صحنه با دورنمای پیامهای اخلاقی اتفاقی است که تئاتر کشور از آن سود کمتری برده و در این مجال راقب کیانی در فرصتی مغتنم نمونهای آزموده را پیش چشم تماشاگرانش میکشد، روندی که او در دستور کار قرار داده، به شکلی مهم و تعاملی در صحنه ی تئاتر اروپا به خصوص کشور آلمان در دستور کار جدی نهادهای فرهنگی دولتی و مردمی است تا با گونههای مختلف و کثیر از این نوع تئاتر(پداگوژیک) بتوانند بیشترین تأثیر را بر روی مردم کشورشان در طیف والد و فرزند و حتی سایرین وابسته به حوزهی تعلیم و تربیت که نیاز به آموزش را در خود امری واجب میدانند بگذارند. در این فرصت کوتاه میتوان برخی از این گونهها را برشمرد تا سیستم دولتی آموزش و پرورش و آموزش عالی کشور آن را در مدارس و دانشگاه به کارکرد عملی و تعاملی مطلوبتری برساند. انواع آن را طی پژوهشی از پیش کار شده میتوان شامل این موارد دانست:
۱. تئاتر تعلیم و تربیت در ارتباط با مدارس و دبیرستانها یکی از اولین مباحث تئاتر پداگوژی است.
۲. سالمندان نیز یکی دیگر از گروههای هدف هستند که سنین پنجاه سال به بالا را شامل میشوند. در اینجا افراد سالمند خاطراتشان را مرور میکنند که میتواند در ارتباط با تئاتر بایوگرافیک نیز باشد. در این تئاتر فرد به روایت خاطرات و اتفاقات دوران کودکیاش میپردازد.
۳. گروه هدف دیگر معلولین هستند که شامل دو دسته معلولین ذهنی و معلولین جسمی است.
۴. گروه دیگر دانشجویان و دانشگاهها هستند که در اینجا تئاتر دانشجویی مطرح میشود.
۵. تئاتر در مراکز تجاری و صنعتی که برای پیشرفت اقتصاد در شرکتهای مختلف اقتصادی شکل میگیرد.
۶. دیگری تئاتر مهاجران است که تئاتری بینا فرهنگی محسوب میشود.
۷. زندانیان نیز یکی دیگر از گروههای هدف میباشند.
۸. تئاتر مذهبی در مساجد و کلیساها، در جهت بهتر برگزار کردن مراسمات مذهبی و جذب جوانان به این مکانهای مقّدس فعالیت میکند.
۹. تئاتر عروسکی یکی از شکلهای بسیار مهم در این حوزه است. در این نوع تئاتر کودکان به کمک عروسکها به نوعی خودباوری در خلق یک تئاتر میرسند تا آنها توانایی بازی کردن را در خود محک بزنند.
۱۰. تئاتر پداگوژی در زمینه طب و درمان بیماران و بازپروری معتادان.
تئاتر پداگوژی در رشد تئاتر نیز نقشی مهم ایفا میکند.
به این نتیجه میرسیم که با مقولهای وسیع، مُنعطف و تاثیرگذار روبرو هستیم. امروزه در آلمان این نوع تئاتر با دادن نتایج مثبت، اعتماد مراکز مختلف اجتماعی را به خود جلب کرده است. در واقع پداگوژیستها در صددند تا تئاترشان را به محافل مختلف اجتماعی ببرند واز طریق تئاتر در رشد و پیشرفت جامعه گام بردارند. جامعه نیز به اهمیت و تاثیر تئاتر پداگوژی پی برده است. در این تعامل پداگوژیستها آغازکننده هستند و بدون هیچ هدف زائدی در رشد جامعه تلاش میکنند.
آریو راقب کیانی با پیش کشیدن این نوع از تئاتر به تحلیل و ساز و کار رفتاری و اخلاقی کاراکترش بیآنکه با دیالوگهای زیرمتنی یا تئوریک وارد کارزار شود با داستانهایی کوچک و مرور خاطرات ذهنیِ شخصیتِ اصلیِ روایت به شکلی غیر مستقیم مخاطبش را در برابر فردی قرار میدهد که حاصل زیست در جامعهی هدف است. آینهای تمام قد که پیش روی تماشاگر قرار میگیرد تا او بتواند کجیها و ناراستیها را ببیند و با فاصله گرفتن از آن بیرون از سالن اجرا به تفکر روی آورد.
امیدوارم تئاترهایی از این دست بیشتر در شاخههای مورد اشاره(اندیسهای فوق الذکر) به اجرا برسند تا تاثیراتش در کشور بیش از پیش در بین مردم عزیز بروز کند، امری لازم که نیازمند حمایت مسئولین وقت از متخصصان و نویسندگان و کارگردانان در این حوزهی مهم است.
منبع: روزنامه آفتاب یزد/
خانه نمایش مهرگان افتتاح شد.به گزارش روابط عمومی خانه نمایش مهرگان؛ این مجموعه فرهنگی و هنری در تاریخ ۹ مرداد ۱۴۰۲ با دو نمایش کودک فعالیت خود را آغاز کرد.
نمایش «بره ناقلا» به نویسندگی و کارگردانی مجید علم بیگی در ساعت ۱۷:۳۰ به روی صحنه میرود و نمایش «شش جوجه کلاغ و یک روباه» به نویسندگی بهروز غریب پور و کارگردانی مهدی رضایی در ساعت ۱۹ به روی صحنه میرود .
علاقمندان میتوانند با مراجعه به سایت تیوال یا گیشه تماشاخانه همه روزه به دیدن این آثار بنشینند.
این مجموعه فرهنگی و هنری درخیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه فرهنگی واقع شده است.
برای اطلاعات بیشتر با شماره ۰۲۱۸۶۱۲۶۰۳۳ تماس بگیرند.
به کارگردانی آرش دادگرنمایش "فریز مکبث فریز" در تماشاخانهی ایرانشهر به صحنه میرودنمایش "فریز مکبث فریز" نوشتهی شهرام احمدزاده و با دراماتورژی، طراحی و کارگردانی آرش دادگر از دوشنبه ۲۳ مرداد ماه در سالن استاد سمندریان اجراهای خود را آغاز میکند.
به گزارش روابط عمومی تماشاخانهی ایرانشهر، نمایش فریز مکبث فریز که اقتباسی از نمایشنامه «مکبث» اثر ویلیام شکسپیر است؛ با بازی حسام منظور، صدف اسپهبدی، فرید قبادی، یعقوب صباحی، عبدالرضا نصاری، امیر رجبی، ندا حبیبی، الهه زحمتی، سعید راستی، رامین یحیی زاده، شهاب خازعحق، بردیا رحمتی، یونس افسری، حورا پاکیزه، هانیه مهری از دوشنبه ۲۳ مرداد ماه ساعت ۱۹ در سالن استاد سمندریان این تماشاخانه به صحنه میرود.
گفتنی است سایر عوامل این نمایش عبارتند از: شرکت مارلیک تصویر مجری طرح، آرش دادگر طراح صحنه، علی زندیه طراح نور، تارا (مرضیه) برزی طراح لباس، شایان صفوی آهنگساز و مهندس صدا، امیر رجبی طراح پوستر و بروشور، علی اکباتانی دستیار تهیه کننده، نگین لاجوردی دستیار اول کارگردان و برنامه ریز، کسری عبداللهی دستیار دوم کارگردان، پارسا گلدار مسئول فنی اجرا، امیر قالیچی روابط عمومی، اردلان آشناگر عکاس، صدرا صباحی و نشاط باقری تبلیغات بینالملل، سعید رنجبر تدارکات و پشتیبانی.
علاقه مندان به خرید اینترنتی بلیتهای این نمایش میتوانند به سایت تماشاخانهی ایرانشهر یا سامانهی تیوال مراجعه نمایند.
یادداشت لادن نیکنام، شاعر، داستان نویس درباره نمایش «انسان/اسب، پنجاه/پنجاه»نفسم بارها بند آمد و به آنچه روی صحنه میدیدم معجزه میگویم.لادن نیکنام: ایزابلا برو جلو. دیوارها همیشه دیوار هستند. فاصلهها همیشه فاصله. من و تو هر دو میمیریم. اما مهم من و تو نیستیم.
مهم متن است که زنده میماند و نفس میکشد. هیچ شاعری حتی اگر بمیرد دست مرگ به او نمیرسد.
فریب هیچ دیواری را نخور. چون دیوارها در طول تاریخ همواره فرو ریختهاند. هیچ قالبی ابدی نیست. و مهم این است که تو باور کنی قالبها چون قالب هستند شکستیاند.
تئاتر انسان/ اسب؛ پنجاه/ پنجاه کاری ست چالشبرانگیز در عرصه نمایش که از لحظهی اول که بازیگر نور را مستقیم به چشمهای تماشاگران میتاباند حرف از حریف طلبیدن به میانمیآید.
یک اعتراض هنرمندانه و هوشمندانه به حضور انسان در عرصه ی هستی. آیا من بازیگرم؟ آیا هنرمندم؟ آیا فقط یک کارگر ساده ی مزرعه هستم؟ آیا مجاز به انتخاب میان اسب بودن یا انسان بودن هستم؟
چرخش صحنهها، فرم، بازیها، پرهیز از قهرمانسازی در متن همه ی ما را در میان دیوارهای شیشهای محصور کرده بود. ما میان این دیوارها میدویدیم تا زنده بمانیم هنگام تماشا.
متن درخور نوشته شده ی هاله مشتاقینیا و کارگردانی درخشان مرتضی اسماعیل کاشی باید شما را به تالار مولوی بکشاند تا از عمق صحنه؛ دستی شما را تکان دهد؛ تا آستانه ی سقوط انسان در زمانه ی حاضر را با چشمخویش ببینید.
دست پر قدرت تک تک عوامل این تئاتر را باید به گرمی فشار داد و دست مریزادی بزرگ گفت به کسی که سه سال از عمر خود را پای این کار نهاد.
تئاتر اگر میگویند زندگیست همین است که من جمعه شب هر لحظهاش را زندگی کردم.
نفسم بارها بند آمد. و به آنچه روی صحنه میدیدم معجزه میگویم. معجزه ی ایستادگی و پیش رفتن و خلاقیت میان دیوارهای شیشهای دوار این روزگار که سر ایستادن ندارد.
عکس از: مجتبی رحامیان
با انتشار متنی صورت گرفتقدردانی رییس مجموعه تئاتر شهر از خبرنگاران تلاشگر حوزه تئاتر
رئیس مجموعه تئاتر شهر همزمان با فرارسیدن هفدهم مرداد (روز پاسداشت مقام خبرنگار) با نگارش متنی ضمن گرامیداشت ایام سوگواری شهادت حضرت سیدالشهدا (ع) از خبرنگاران تلاشگر حوزه تئاتربرای انعکاس رویدادهای مرتبط با این مجموعه قدردانی کرد.
به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، سید محمدجواد طاهری رئیس مجموعه تئاتر شهر همزمان با فرارسیدن هفدهم مرداد (روز پاسداشت مقام خبرنگار)، با انتشار متنی ضمن گرامیداشت ایام سوگواری شهادت حضرت سیدالشهدا (ع) از خبرنگاران حوزه تئاتر به پاس سالها تلاش و کوشش دلسوزانه و مشفقانه خود برای انعکاس رویدادهای مرتبط با این مجموعه قدردانی کرد.
در متن منتشر شده از سوی سید محمد جوادطاهری آمده است:
پویایی و شکوفایی تئاتر ایران از دیرباز دربرگیرنده مولفه های متفاوت و گوناگونی بوده که در ادوار مختلف به واسطه حضور ارزشمند هنرمندان بزرگوار این سرزمین ، موجب ظهور و بروز آثار ارزشمندی در صحنه های تئاتر شده که هریک همانند نگینی در کهکشان پهناور هنر نمایش، پیش روی مخاطبان فهیم و فرهیخته قرار گرفته است.
مسیری پر از دانایی و آگاهی که اگر حضور شما خبرنگاران عزیز و گرامی نبود ، انعکاس فعالیت های ارزشمند انجام گرفته در تئاتر این سرزمین امری ناممکن می شد.
دقیقا در همین چارچوب است که ارزش شما بزرگواران و فرهیختگان عرصه رسانه که در سال های اخیر پوشش دهنده رویدادهای مختلف حوزه تئاتر ایران عزیزمان بودید، صد چندان می شود و قدردانی از این گستره فعالیتی شما عزیزان، برای ما سخت و دشوار تر.
آنچه انگیزه بنده و همکارانم را برای پاسداشت و نکوداشت شما اهالی محترم رسانه مضاعف می کند، همراهی مهربانانه ، تلاشگرانه، منتقدانه و صمیمانه شما عزیزان گرانمایه در ادوار مختلف فعالیت های مجموعه تئاتر شهر است، همراهی که مایه افتخار و مباهات ماست. یک دوستی و مهربانی دارای قدمت که فرا رسیدن روز خبرنگار فقط بهانه ای برای ستایش و تکریم دوباره شما فرهیختگان ارجمندی است که حضور پرمهرتان تا همیشه مایه مباهات و دلگرمی ماست.
اینجانب ضمن عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری شهادت حضرت سیدالشهدا (ع) و گرامیداشت خبرنگاران شهید نظام مقدس جمهوری اسلامی، فرارسیدن «روزنکوداشت مقام خبرنگار» را به شما برادران و خواهران تلاشگر عرصه رسانه ، به ویژه خبرنگاران ارجمند حوزه تئاتر تبریک عرض نموده و از پروردگار مهربان آرزومند روزهایی مملو از برکت و سلامتی برای تک تک شما عزیزان هستم.
ارادتمند . سید محمد جواد طاهری
گفتوگو با نویسنده و کارگردان نمایش جریانعلیرضا معروفی: ترجیح میدهم نوشتههای خودم را کارگردانی کنمعلیرضا معروفی، نویسنده و کارگردان نمایش «جریان» دغدغهاش از نوشتن و کارگردانی این اثر، نگاهی نو به موضوع انسان دانست و گفت ترجیح میدهم نوشتههای خودم را کارگردانی کنم چون از آنها درک کامل و جامع دارم.
علیرضا معروفی نویسنده و کارگردان جوانی که این سالها در بیشتر آثارش با رویکرد و نگاهی نو به موضوع جنگ پرداخته است، این بار با اثری متفاوت و انسانمحور به صحنه سالن اصلی تئاتر شهر آمده است.
علیرضا معروفی، نمایش «جریان» را اثری انسانمحور دانست و گفت: «این اثر رویکردی سیاسی- اجتماعی دارد ولی درواقع بیش از هر چیز به موضوع انسان میپردازد و نگاه به انسان در این نمایش زاویهای تازه دارد و انگار خود «جریان» مرا به سمتی که دلخواهش بود کشاند، به لحاظ محتوا و حال و هوا از آخرین آثارم فاصله دارد و بسیار متفاوت است؛ درواقع «جریان» نمایشی است برای انسان و ممکن است هرکس برداشت خودش را از کار داشته باشد اما دغدغه من از نوشتن و کارگردانی این متن، انسان است.»
هنگامیکه مینویسم، کاملاً رئالیستی مینویسم و در آن زمان به نحوه اجرا فکر نمیکنم، چون لحظهای که مینویسم، صرفا نویسندهام
او با اشاره به اینکه جنگ همواره دغدغه من خواهد بود، افزود: «در مورد سایر آثار من هم میتوان گفت مخاطب با یک قصه جنگی همیشگی مواجه نبود؛ من همواره سعی کردم از قالب کلیشهای خارج شوم و دست روی نقاطی از جنگ بگذارم که کمتر به آن پرداخته شده است اما جنگ همواره دغدغه من است و هرلحظه ممکن است دوباره بخواهم اثری با این موضوع تولید کنم.»
این کارگردان جوان درباره داستان نمایش «جریان» گفت: «قصه در اوایل دهه ۱۳۷۰ میگذرد و مصطفی یک نویسنده و مستندساز است که وقتی علیه یک جریان مطالبی را منتشر میکند، دچار مشکلاتی میشود و چالشهایی پیش میآید که قصه را پیش میبرد. هر فردی از جامعه میتواند جای مصطفی باشد چون مسائل مطرحشده در این نمایش ممکن است برای هر کسی در هر جایگاهی پیش بیاید و شاید بتوان گفت نمایش «جریان» بهنوعی پلی بین امروز و گذشته است.»
«جریان» بهنوعی پلی بین امروز و گذشته است
معروفی که عموماً متن آثارش را خودش نوشته و کارگردانی کرده است، دراینباره توضیح داد: «من هنگامیکه مینویسم، کاملاً رئالیستی مینویسم و در آن زمان به نحوه اجرا فکر نمیکنم، چون لحظهای که مینویسم، صرفا نویسندهام و بعدازاینکه نوشتن تمام شد، در قالب و جایگاه کارگردان قرار میگیرم و به شیوه اجرایی فکر میکنم. ترجیح میدهم نوشتههای خودم را کارگردانی کنم چون از آنها درک کامل و جامع دارم. ولی شاید روزی در مدیاهایی بهجز تئاتر، نویسندهای پیدا کنم که حرفهای مشترک داشته باشیم و او بنویسد و من کارگردانی کنم.»
او درباره حذف دکور در نمایش «جریان» گفت: «بهطورکلی میخواستم بهدوراز کلیشههای معمول سالنهای بزرگی چون تالار وحدت و سالن اصلی تئاتر شهر، اجرایی نو روی صحنه بیاورم. با حذف کامل ابزار و دکور تماشاگر صرفاً با موضوع مهمتری روبهرو میشود؛ بازیگر، کلام، فرم و حرکت. من احساس میکنم در این بیچیزی خیلی راحتتر و تأثیرگذارتر میتوانم حرفم را به مخاطب بزنم و از دغدغههای مشترکمان بگویم؛ ازاینرو همهچیز را حذف کردم، حتی دستور صحنهها را بازیگران میگویند و فضای از پیش تعیینشدهای را روی صحنه نشان نمیدهم تا مخاطب خودش همراه شود و فضا را آنگونه که دوست دارد تصور کند.»
نمیخواستم اجرای خطی داشته باشم و در ساختار اجرایی این نمایش هم مانند بیشتر آثارم از شکست زمان استفاده کردم
علیرضا معروفی که در بخشی از میزانسنهای نمایشش از فضا و راهپلههای بین صندلیها هم استفاده کرده است، دراینباره اینگونه توضیح داد: «میزانسنها روی صحنه بیشتر بهصورت حرکتی و ۹۰ درجه است و احساس کردم در نمایش «جریان» برای اینکه مخاطب ارتباط ملموستری با نمایش بگیرد، نیاز است از تکنیک فاصلهگذاری استفاده کنم تا تماشاگر خودش را در اثر ببیند.»
او همچنین درباره شیوه اجرایی افزود: «نمیخواستم اجرای خطی داشته باشم و در ساختار اجرایی این نمایش هم مانند بیشتر آثارم از شکست زمان استفاده کردم چون حس تعلیقی را که ایجاد میشود و ذهن مخاطب را وادار به جستوجو و درک مفاهیم میکند، بسیار دوست دارم.»
کارگردان نمایش «جریان»، انتخاب بازیگران این اثر را بر اساس تواناییهایشان دانست و گفت: «من همیشه برای اجرای تئاتر در وهله اول بازیگرانی میخواهم که ابزارهای قوی داشته باشند، یعنی بیان، بدن و حس. همچنین مناسب نقشی باشند که قرار است بازی کنند. صرفاً شهرت یا محبوبیت بازیگران برای من گزینه نخست نیست. در نمایش «جریان» خیلی خوشحالم که در کنار بازیگران همیشگی گروهم، با چهرههای شناختهشده تئاتر هم همکاری کردم.
بهطورکلی میخواستم بهدوراز کلیشههای معمول سالنهای بزرگی چون تالار وحدت و سالن اصلی تئاتر شهر، اجرایی نو روی صحنه بیاورم
بهعنوانمثال، خسرو احمدی بازیگر پیشکسوت و توانمند، گزینه بسیار مناسبی برای نقش دشواری است که در «جریان» بازی میکند و روزبه حصاری با اینکه بیشتر افراد جامعه او را با ایفای نقشی در سریال «بچه مهندس» میشناسند اما من بازیاش را در تئاتر دیده بودم و گزینه اول من برای نقش مصطفی بود و خوشبختانه پذیرفت و تمام آنچه را در ذهن من بود، روی صحنه نشان داد.»
معروفی گسترش و تنوع موضوعی نمایشها را امری پیشبرنده دانست و در پایان گفت: «تأکید من بر ارائه یک درام فرمالیستی برای واشکافی پدیدههای انسانی است و امیدوارم با مخاطبانی که در این شبها به تماشای نمایش ما نشستند، به زبان و فهم مشترکی رسیده باشیم.»
منبع: ایران تئاتر/
در گفتگو با مهر مطرح شد؛ «چخفته» عازم رشت میشود/ تماشاگرانی که بیغرض نظر میدهنداشکان پیر دلزنده کارگردان نمایش «چخفته» که این روزها در تالار سایه مجموعه تئاترشهر روی صحنه است با ابراز خرسندی از استقبال مخاطبان به خبرنگار مهر گفت: اجرای «چخفته» همانند اجرای قبلی که در عمارت نوفل لوشاتو داشت با استقبال مخاطبان روبرو شده است اما متاسفانه اجرای نمایش محدود است و ۱۳ مرداد ماه به پایان میرسد. قرارداد نمایش برای اجرا ۲۰ روز بود اما با استقبالی که از کار شده و بازخوردهای مثبتی که از تماشاگران گرفتهایم احتمال دارد هماهنگیهایی برای اجرا نمایش در یکی دیگر از سالنهای مجموعه تئاتر شهر صورت گیرد بنابراین احتمال دارد اجرای «چخفته» در تهران ادامه پیدا کند چون احساس میکنم به اصطلاح تازه موتور کار روشن شده است.
وی درباره اجرا در استانهای دیگر بیان کرد: قرار است ۲۹ مرداد تا ۶ شهریور در سالن نارون شهر رشت اجرا داشته باشیم که اگر کار با استقبال روبرو شد ممکن است اجرا تمدید شود.
کارگردان این نمایش درباره تفاوت تماشاگران نمایش با اجرای قبلی عنوان کرد: در اجرای جدید با مخاطبان متفاوتتری روبرو هستیم. میزبان تماشاگرانی از قشرهای مختلف هستیم که با تماشاگران سالنهای خصوصی تفاوت دارند از این رو نمایش توسط طیف وسیعتری از جامعه با سلیقههای مختلف دیده میشود که تجربه جذابی است. تماشاگران جدید نمایش کار را بیشتر دوست دارند و بی غرضتر درباره اجرا نظر میدهند. چند پیشنهاد هم برای سرمایه گذاری روی کار جدیدم مطرح شد که البته نپذیرفتم. البته به دلیل شرایط بیرونی تئاترشهر شاید ابتدا مخاطبان با اعصابی ناراحت وارد سالن شوند و مدتی طول بکشد تا به خودشان مسلط شوند اما خوشبختانه در روزهای اخیر پاک سازی اطراف این مجموعه اتفاق خوبی را رقم زده و من را یاد روزهای قدیم تئاترشهر میاندازد.
وی درباره ویژگیهای اجرا که برداشتی آزاد از نمایشنامههای آنتوان چخوف است، بیان کرد: در نمایش «چخفته» یک دقیقه قبل از مرگ دایی وانیا در طول ۷۰ دقیقه به نمایش گذاشته میشود. در این نمایش وانیا در شهری به نام ساخالین ساکن است؛ شهری که کسی نمیتواند از آن بیرون بیاید. در واقع این شهر سمبل ذهن وانیا است و چون از بچگی جرات و جسارت نداشته علاوه بر اینکه عشقش یلنا را از دست میدهد، شغلش را هم از دست میدهد و در نهایت زندگیاش نابود شده و به مرگ میانجامد. نمایش یک دقیقه قبل از مرگ وانیا را به تصویر میکشد که در این زمان اندک همه گذشتهاش از کابوسها و خوابها گرفته تا خاطراتش مرور میشود.
این کارگردان تئاتر ادامه داد: یکی دیگر از شخصیتهای محوری نمایش ایوان نام دارد شخصیتی که در هیچکدام از داستانهای چخوف وجود ندارد و من این اسم را از نام اصلی دایی وانیا یعنی ایوان پتروویچ برداشتهام. ایوان ملغمهای از شخصیتهای چخوف در آثار مختلفش است؛ آدمی عاشق پیشه، بازنده، قلدر و در عین حال مظلوم. میتوان گفت شخصیت ایوان ترکیبی از ویژگیهای شناخته شده کاراکترهای چخوف را دارد و با اینکه در آثار این نویسنده وجود ندارد و خودمان به وجودش آوردهایم اما شخصیتش خیلی چخوفی است.
پیر دلزنده درباره تغییراتی که در اجرای جدید نمایش صورت گرفته است، توضیح داد: با توجه به بازخوردهایی که در اجرای قبلی گرفتیم تغییرات کوچکی در کار داده شده و بر این اساس ریتم نمایش هم تندتر شده است چون در اجرای قبلی احساس کردیم در اواسط اجرا ریتم کار کند میشود. همچنین برای تفکیک بین واقعیت و رویا در این اجرا بازیهای جدیدی با نور کردهایم.
این کارگردان در پایان درباره فضاسازی و شیوه اجرایی نمایش بیان کرد: دکور، طراحی نور و لباسها همگی غیرواقعی و فانتزی هستند و نمایش در فضایی بدون زمان و مکان روایت میشود چون در طول این ۷۰ دقیقه وارد فضای ذهنی شخصیت اصلی نمایش یعنی وانیا میشویم. البته نمایش طنز چخوفی را که در آثار این نویسنده وجود دارد، حفظ کرده ولی در کل شاهد اتفاقات دردناکی هستیم که برای یک شخصیت در طول زندگی اش افتاده است.
نمایش «چخفته» به نویسندگی فرزانه محمدحسین و بازی رومینا فرمانی، فرزانه محمدحسین، یگانه منصوری، سارا زارعی، امیرحسین فروتن، سارا عزیزی، کیارش زرین، سیاوش کریما، محمدعلی الحمد، محمدعلی براتی تا ۱۳ مرداد ماه در تالار سایه روی صحنه است.