تیوال نمایش مگس
S3 : 06:03:47
امکان خرید پایان یافته
  ۲۳ تیر تا ۱۷ مرداد
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: اشتفان اُرکنی
: کمال ظاهری
: ایوب آقاخانی، توحید معصومی
: توحید معصومی
: ایوب آقاخانی، سامان دارابی، مرضیه صدرایی، الهه زحمتی
: امیرحسین شفیعی، مهدی اکبری‌زاده

: ایوب آقاخانی، توحید معصومی
: سینا ییلاق‌بیگی
: الهام شعبانی
: رضا خضرایی
: علی مست‌علی
: میلاد حاجی‌زاده
: مرجان برات
: محمدحسن درباغی‌فر
: حسین بنیاد، علیرضا فتاحی، کیانوش ایازی
: مهرنوش بیگ‌زاده
: خورشید آزادی
: اِروین معصومی
: امیر قالیچی
: مصطفی قاهری
: شیرین جهان‌زاده
: علیرضا خدامرادی
ماجرا در مجارستان همزمان با روزهای جنگ دوم جهانی روی می‌دهد، ژولا تنها پسر خانواده تت در جنگ است، فرمانده ژولا چند روزی مهمان خانواده تت می‌شود و باید پدر و مادر و نامزد ژولا میزبان شایسته‌ای برای فرمانده باشند تا اینکه...

بازنویسی و دراماتورژی: ایوب آقاخانی- توحید معصومی
کارگردان: توحید معصومی

گزارش تصویری تیوال از نمایش مگس / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» پیش فروش نمایش «مگس» آغاز شد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بسیار زیبادبود و ای کاش،تمدید بشه ،با ریتم عالی و فشرده کردن زمانِ سیر اتفافات متن که با هدایت و درایت خوب آقای معصومی عزیز،و قطعا تعاملشون با سایر هنرمندان گروه اجرایی صورت گرفته بود،شاهد ماهیت واقعی جنگ از دید فرمانده جنگ و از دید قشری از مردم عادی و یا آتشنشان آن زمان بودم ...و تاثیرات و عواقبی که بر احوال این دو قشر داشت ،جنگ خیلی باسیاااست و زیرپوستی تاثیر منفور خودش را بر مردمی،که حتی،میخواهند بظاهر،نیز بی خیال و دور از جنگ باشند ،میگذارد...و چقدر لذت بردم از این نمایش ...بسیار هنرمندانه با بازیهای عالی ،تراژدی ای که از،شوک ،لبخند نیز به لبانم می آمد اما چه لبخند تلخی
و چه پایان تراژیک بااحسااااس و میخکوب کننده ای،بود ...و دلم نمیخواست سالن رو ترک کنم ،....
بازی آقای دارابی و آقای ایوب آقاخانی بی نظیر،بود
و این کار ارزش چندبار تماشا کردن ... دیدن ادامه » و تامل کردن! رو داشت ،ای کاش،تمدید میشد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش عالی بود. چه بازی درخشانی داشتند اقای دارابی و ایوب جان آقاخانی !
ولی حیف که مردم به جای متوجه شدن اصل مطلب فقط خندیدن و حرف زدن و گوشی دستشون بود.
من نمیدونم مشکلی که از اقتباس میگیرند چی هست، اما بطور کلی اقتباسی که نوشته شده برای من قابل رضایت بود، چون فضای متفاوت تر و جدیدتری بهم ارائه دادن نسبت به متن اصلی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از معدود اجراهایی که بسیار لذت بردم و تماشای آنرا به همه دوستداران تاتر توصیه میکنم .
صبا صالحیان، celine و ندا این را خواندند
رضا تهوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متأسفانه رمانی که این نمایش از اون اقتباس شده بود رو نخوندم. اما بعد از تموم شدن نمایش احساس کردم ماهیت داستان بیشتر به تراژیک بودن نزدیک تره و احساس میکنم اگر شوخی ها یه مقدار کمتر بود داستان جذاب تر به نظر میرسید. اما در نوع خودش شوخی ها خیلی خنده دار بودن.
بازی آقای آقاخانی خیلی منو جذب نکرد ولی مجموعاً بازیگرها خوب بودن و به خصوص آقای دارابی که به نظر من بیشتر از ایشون خواهیم شنید در آینده.
و البته یه نکته قابل توجه این بود که بهتر بود موقع تعویض صحنه تماشاچی هیچ چیز نبینه از تحرکات بازیگرا.
همیشه وقتی صحبت از اقتباس می شود ناهشیارانه تا حد زیادی سطح توقعم از آنچه قرار است ببینم تغییر می کند. خوب است یا بد نمی دانم اما همین موضوع باعث می شود گاهی از کیفیت کار شگفت زده شوم و صادقانه بگویم مگس من را شگفت زده نکرد. گرچه این عدم شگفتی به معنای بی کیفیتی اجرا نبود.
پیش از دیدن این اجرا با نمایشنامه اصلی آشنا بودم و بنابراین تغییرات متن، کاهش کاراکترها یا نوع پرداحت اثر برای من کاملا محسوس بود. احساس می کنم کارگردان به شکلی هشیارانه تلاش کرده بود مولفه های سنگین تر کار را حذف و مولفه های امروزی تر و همه پسند تر را به کار اضافه کند تا خنده بیشتری از مخاطب بگیرد. این را البته منباب ضعف کار نمیبینم چون به هر حال این یک اجرای مو به مو از اثر اصلی نبود.
از دید من حضور ایوب آقاخانی یکی از وزنه های با ارزش کار بود و از دیدن بازی این هنرمند لذت بردم. ... دیدن ادامه » بازی سه بازیگر دیگر هم البته ضعیف نبود و چه بسا در نوع خود خوب ارزیابی می شد اما ایوب آقاخانی از دید من متفاوت تر از دیگران بود.
زهره الف، امیر مسعود، رضا بهکام، صبا صالحیان و رضا تهوری این را خواندند
امیراحسان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ هفتم مرداد ماه نود و هشت

از ملال و بطالت



نوشته محمدحسن خدایی

زمانه جنگ است و حتی مناسبات مردمان یک روستای دور افتاده در مجارستان، تحت تاثیر نظامی‌گری است. مناسبات مردمان روستا اغلب مبتنی است بر فراغت‌های گاه و بیگاه و تجربه ملال و آهستگی. نمایشنامه «خانواده تُت» به نویسندگی «ایشتوان ارکنی»، در باب همین تضاد حل‌ناشدنی میان نظامی‌گری است با سادگی و صمیمیت روستا. ماجرا از آنجا آغاز می‌شود که فرزند به جنگ رفته خانواده تُت یعنی ژولا، در نامه‌ای خبر می‌دهد که فرمانده‌اش برای تمدد اعصاب و یازیافتن روحیه، قرار است به مدت دوهفته به روستا آمده و مهمان خانواده تُت شود. ورود سرگرد و میزبانی از او، قرار است موجب انتقال ژولا از خط مقدم به دفتر کار سرگرد شود. ایشتوان ارکنی، به درخشانی نشان می‌دهد که چگونه شخصیت ... دیدن ادامه » اقتدارطلبی چون سرگرد، در مواجهه با سادگی و فراغت روستا، تحمل از دست داده و در تمنای تغییر دادن رفتار اهالی روستاست. او کار کردن را توصیه می‌کند. عشقی که به جعبه‌سازی از خود نشان می‌دهد، شگفت‌انگیز است. یادآور همان جمله که بر سر در آشوویتس نوشته بودند: «کار آزاد می‌کند!» اگر برای لایوش تُت، جعبه‌سازی یک فعالیت بی‌اهمیت و مزاحم است که خواب و راحت زندگی را ناممکن کرده، در عوض سرگرد به آن همچون امر استعلایی می‌نگرد.
دراماتورژی و بازنویسی ایوب آقاخانی و توحید معصومی از نمایشنامه ایشتوان ارکنی، به اجرایی قابل اعتنا و تماشاگر پسند منجر شده. اما مناسبات تاریخی مردمان مجارستان در جنگ جهانی دوم را به نوعی به محاق برده. حذف شخصیت‌هایی چون پستچی، توماییِ کشیش و سیپریانیِ پرفسور و...به همراه تقلیل دادن تمام مکان‌ها به فضای اندرونی خانواده تُت، به اجرایی میدان داده که بازنمایی کننده یک مجارستان تاریخ‌زدایی‌شده است. بنابراین خبری از دیالوگ در کلیسا، گرایش به کمونیسم و از دست رفتن عقل سلیم یک پرفسور نیست. همان سویه‌های تعین‌بخش و انتقادی ایشتوان ارکنی در مواجهه با نیروی نظامی فاشیسم هیتلری. در عوض نمایش مگس، بر رابطه خانواده تُت با سرگرد متمرکز است. اجرایی با ریتم مناسب، لحنی سرخوشانه و مناسب تماشاگر این روزهای تئاتر ما. اما در نهایت باید تذکار داد که تاریخ‌زدایی می‌تواند به سیاست‌زدایی منتهی شده و سویه رهایی‌بخش و رادیکال نمایشنامه «خانواده تُت» را به یک مزاحمت قابل تحمل حشره‌ای چون «مگس» بدل کند.
طراحی صحنه خلاقانه سینا ییلاق‌بیگی، توانسته سادگی و تزلزل‌پذیری یک خانه روستایی را بازنمایی کند. پرده‌هایی که فضای خصوصی داخل را از عرصه نه چندان عمومی زندگی روستایی مجزا می‌کنند. از منظر بازی‌ها، سامان دارایی از بهترین‌های اجراست. پدری مهربان و واجد اتوریته که بتدریج جعبه‌سازی، تمرکز و اقتدارش را از او می‌ستاند. مرضیه صدرایی هم درخشان است. همان لحن منقاد و اندکی مذبذب یک زن روستایی برای نجات فرزندش. الهه زحمتی هم بازی خوبی ارائه می‌کند. اما انتخاب ایوب آقاخانی یک مخاطره تمام عیار است. پیشنهاد ایشتوان ارکنی، یک مرد کوتاه قامت و کمابیش فربه است که اغلب مشکل تطابق با محیط اطراف دارد. اما فیزیک بدنی ایوب اقاخانی در تضاد است با آن بدن گروتسک و آیرونیک.
درود؛
موارد کوچک سازی فضای نمایش و حذف برخی شخصیتها در اثر دراماتورژی متن و پیامد تاریخ زدایی و سیاست زدایی مهلک بر متن اشاره ظریف و دقیقی بود؛

متوجه اصطلاح "بدن گروتسک و آیرونیک" نشدم!!
البته مفهوم کلام را گرفتم در باب آیرونیک از ٢ سویه بودن و ... دیدن ادامه » تضاد شخصیت ظاهری مرد آنچه که نویسنده در نظر می گیرد و آن شخص لاغر اندامی که در نمایش بازی می کند و اما گروتسک را بازتر در مورد بدن ایشان تفسیر کنید ، که آیا فیزیک بدنی مد نظرتان بوده در این اصطلاح یا مفهوم دیالوگها و نوع طنزش؟ ؛ سپاس.
۰۷ مرداد
بیشتر منظورم آن مناسباتی است که نویسنده در طول نمایشنامه از سرگرد ترسیم کرده. کوتاهی قد او نسبت به لایوش تُت، زیست پر مخاطره‌اش در جنگ که حواس پنج‌گانه‌اش را تحت تاثیر قرار داده و نسبت‌اش را با محیط آرام روستا، مسئله‌مند کرده. کمابیش ایشتوان ارکنی، ... دیدن ادامه » شخصیت سرگرد را گروتسک معرفی می‌کند. کنش‌ها، فیزیک ظاهری و نسبت نامعمولش با لایوش تُت. خواندن نمایشنامه که در سال هشتاد و نه چاپ شده، می‌تواند بیشتر موضوع را آشکار کند.
۰۷ مرداد
به هر حال ترکیب غامضی بود و نشنیده بودم : "بدن گروتسک و آیرونیک" :)))
تشکر از تفسیر حضرتعالی
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی دوست داشتنی، زیبا، تفکربرانگیز، پر از موقعیتهای جذاب و گاهی طنز، بازیهای قوی، دکور ساده ولی عالی،
خسته نباشید به عوامل کار
زهره الف و رضا تهوری این را خواندند
مهدی حسین مردی، امیر مسعود و Marjanb این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازیهای خوب متنی روان با نگاه گروتسک به مقوله جنگ و با تلنگری سیاسی از عواقب جنگ در رفتار جامعه. ای کاش شوخی های کمتری داشت تا از خنده های هیستریک برخی کاسته می شد، ویا میشد از برخی از این شوخی ها با لبخندی گذر کنیم

امیر مسعود و رضا تهوری این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازیا خیلی قشنگ بودن . مخصوصا بازی آقای دارابی و آقاخانی.دیدنش رو به همه توصیه میکنم
رضا تهوری این را خواند
امیر مسعود و حسین بنیاد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی‌ها فوق العاده بودن و البته تاثیرگذار. مهمترین خصوصیت یک نمایش فاخر توان جذب مخاطب هست که این نمایش به خوبی از عهده این کار براومد. انتقال پیام و مفهوم موردنظر کارگردان وقتی امکان پذیر است که قدرت جذب نمایش با بازی های خوب و یکدست و نمایشنامه قوی و خوش ریتم اتفاق بیوفته موضوعی که بازیگران بخوبی از عهده اجرای اون براومدن. موضوع و محتوای نمایشنامه به نوعی قابل تعمیم به زندگی روزمره همه ماست. در کل از بهترین نمایش هایی بود که در سال های اخیر دیدم و واقعا توصیه می کنم دوستان از دست ندن.
درود
نمایش مگس با درخشش جناب دارابی به گمانم قطعا ارزش دیدن را دارد . قصه شاید به لحاظ ماهیت ، دارای پیچ و خم و فراز و فرود آنچنانی نباشد ولی بقدری خوب پرداخت شده است که بیننده را بدون لذت باقی نمیگذارد و این دقیقا نقش موثر یک کارگردان است .
اُور اکت جناب آقاخانی در اوایل کار به نظرم کمی به نقش لطمه زد ولی در ادامه به تمامی جبران شد .
جالب اینجاست در روند ٧٠ دقیقه ای ، کار نه تنها از ریتم نمی افتد که به مرور اوج هم میگیرد . نمایش شاید در پانزده دقیقه ابتدایی خیلی موفق نباشد ولی به خوبی در مسیر می افتد و انتظار بیننده را پاسخ میدهد . طنز موقعیت و تسلط جناب دارابی ستون نمایش را از گزند هجو مصون نگه میدارد و رنگ و لعابی هم به داستان می زند .

خسته نباشید به این دوستان .
انتخاب نمایشنامه بسیار ضعیف بود. انتظار من از نمایشنامه خارجی یک نمایشنامه گلچین شده است که تا حد محدودی با فرهنگ محلی تطبیق داده شده. نه اینکه به صرف خارجی بودن انتخاب بشه. شوخی ها بسیار سطحی و به هجو بیشتر شباهت داشت.
به صورت خلاصه خیلی ناامید شدم. امیدوارم کار های قوی تری از این تیم ببینیم.
صبا صالحیان، رضا تهوری و celine این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن و بازنویسی انجام شده قابل اعتناست با یک ایده قابل باور
بازی ایوب خان چشم نواز و ۳ کاراکتر با بازیهای متوسط
نقطه بهبود کار بنظرم رها شدن از شوخیهای تکرار شونده ی سطح پایین لفظی خواهد بود.
صبا صالحیان و رضا تهوری این را خواندند
دلداده و محمد لهاک (آقای سوبژه) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش "مگس" با اقتباسی از نمایشنامه "خانواده تت" نوشته اشتفان ارکنی ترجمه کمال ظاهری و با دراماتورژی ایوب آقاخانی و توحید معصومی و کارگردانی توحید معصومی از فردا 23 تیرماه ساعت 18:30 در سالن سایه مجموعه تئاترشهر روی صحنه می‌رود. بازیگران این اثر نمایشی ایوب آقاخانی، سامان دارابی، مرضیه صدرایی و الهه زحمتی هستند.

توحید معصومی در گفت‌وگو با خبرنگار هنرآنلاین درباره روند شکل‌گیری این نمایش گفت: نمایشنامه "خانواده تت" نوشته اشتفان ارکنی با ترجمه کمال ظاهری‌ را حدود ده سال پیش همزمان با چاپ مجدد در نشر چشمه خوانده بودم. موقعیت جذاب قصه و طنز سیاهی را که متن داشت‌ بسیار دوست داشتم. در آن زمان موقعیت اجرای متن فراهم نشد تا اینکه شرایط اجرا در تئاترشهر پیش آمد و پس از طی پروسه‌ای چند ماهه از میان متن‌های پیشنهادی، این نمایشنامه تصویب شد و مراحل پیش تولید، تمرین و سرانجام اجرا آغاز شد.

او درباره انتخاب و بازنویسی این اثر نمایشی به منظور اجرا خاطرنشان کرد: نمایشنامه "خانواده تت" که اکنون با عنوان "مگس" بازنویسی شده و اجرا خواهد شد بسیار طولانی است. معتقدم با توجه به سبک زندگی فعلی مردم و شرایط اجتماعی و کیفیت روحی و روانی مخاطب امروز، هر اندازه زمان نمایش‌ها کم باشه همانقدر استقبال مخاطب و تاثیرگذاری مخاطب بیشتر خواهد بود. از این رو ابتدا خودم روی متن اصلی تغییراتی دادم و از یک نمایشنامه با ده- دوازده کاراکتر اصلی که در چند پرده و در مکان‌های مختلف اتفاق می‌افتاد به نمایشی با شش کاراکتر (۴ کاراکتر اصلی و ۲ کاراکتر فرعی) و یک مکان ثابت رسیدم.

او همچنین افزود: سپس طی صحبت‌هایی که با آقای ایوب آقاخانی به عنوان یک ‌نمایشنامه‌نویس حرفه‌ای داشتم قرار شد تا او نیز روی متن دراماتورژی لازم را انجام دهد که در این فرآیند دو کاراکتر فرعی نیز حذف شد و بالاخره "خانواده تت" تبدیل شد به نمایشنامه‌ای که اکنون تحت عنوان "مگس" اجرا می‌شود.

این کارگردان درباره موضوع و مضمون نمایش "مگس" عنوان کرد: این نمایش یک نگاه گروتسک به مقوله‌ جنگ و قدرت دارد. قدرت به مفهوم اراده‌ای که سبب سرکوب یک اندیشه و تهدید آزادی فردی یا اجتماعی افراد جامعه توسط یک فرد یا یک اندیشه‌ می‌شود. این قدرت حاصل وقوع یک جنگ است. حالا این جنگ ‌ممکن است فیزیکی و در قالب انقلاب باشد یا ممکن است در قالب تفکر و جنگ احزاب و رقابت سیاسی. البته فضای نمایش به دور از این مباحث در قالب یک قصه ساده طنز و در عین حال جذاب شکل می‌گیرد که در لایه‌های زیرین‌اش تبعات جنگ را هم به نقد می‌کشد.

او ضمن اشاره به اینکه از ۲۰ خرداد تمرین نمایش‌ را شروع کردیم و با تمرین‌های فشرده و لطف و همیاری بازیگران و عوامل فنی تلاش کردیم که نمایش به اجرا برسد، درباره طراحی صحنه این اثر تصریح کرد: با طراح صحنه کار سینا ییلاق‌بیگی پس از همفکری بسیار به این نتیجه رسیدیم که با یک فضای مینی‌مال و ساده فضای نمایش را بسازیم. البته برای تاثیرگذاری بیشتر و تنوع بصری روی طراحی نور توسط رضا خضرایی نیز حساب باز کردیم که خوشبختانه آنچه که حاصل آمد راضی‌کننده بود.

معصومی درباره موسیقی نمایش نیز گفت: موسیقی اثر، انتخابی و برگرفته از موسیقی اروپای شرقی در دهه چهل میلادی است که توسط علی مست‌علی انتخاب و طراحی شده و برای برخی صحنه‌ها نیز طراحی صدا و اصوات داریم.

او در پایان اظهار کرد: از تماشاگران فهیم تئاتر دعوت می‌کنم که کار ما را ببینند و نقد کنند. تئاتر با تماشاگر است که کامل می‌شود و بدون آن به بالندگی نخواهد رسید.

در ... دیدن ادامه » خلاصه داستان این اثر نمایشی آمده است: ماجرا در مجارستان همزمان با روزهای جنگ دوم جهانی روی می‌دهد، ژولا تنها پسر خانواده تت در جنگ است، فرمانده ژولا چند روزی مهمان خانواده تت می‌شود و باید پدر ، مادر و نامزد ژولا میزبان شایسته‌ای برای فرمانده باشند تا اینکه...

دیگر عوامل نمایش "مگس" عبارتند از: تهیه کننده: امیرحسین شفیعی و مهدی اکبری‌زاده، بازنویسی: ایوب آقاخانی و توحید معصومی، طراح صحنه: سینا ییلاق‌بیگی، طراح لباس: الهام شعبانی، طراح نور: رضا خضرایی، طراح صدا و انتخاب موسیقی:علی مست‌علی، مدیر تولید، دستیار کارگردان و برنامه ‌ریز: میلاد حاجی‌زاده، منشی صحنه: مرجان برات، مدیر صحنه: محمدحسن درباغی‌فر، گروه تولید: حسین بنیاد، علیرضا فتاحی و کیانوش ایازی، ستیار طراح صدا: مهرنوش بیگ‌زاده، طراح گرافیک: خورشید آزادی، موشن گرافی: اِروین معصومی، مدیر تبلیغات و روابط عمومی: امیر قالیچی و عکاس و ساخت تیزر: مصطفی قاهری.

علاقمندان می‌توانند بلیت این نمایش را از سایت تیوال تهیه کنند.
بازی اقای اقاخانی که مثل همیشه عالی بود و از بازی جناب دارابی هم خیلی لذت بردم،
متن که متن خوبی بود و اشنا.
پیشنهاد میکنم
بهتون
کمد تلخ خوبی بود.
من چندین ماه هست که به دیدن نمایشهای گوناگون میرم.
فقط بگم که یکی از بی نظیرترین و کمدی ترین نمایشهای کلاسیک عمرم رو دیدم!
به هیچ عنوان از دستش ندید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا نمایشی دیدنی و جذاب بود. بازیهای یکدست و کارگردانی درست از نمایش مگس یک کار خوش ریتم و تاثیرگذار ساخته. طنز نهفته در اثر شریف است و سالم. تبریک به گروه اجرایی