آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال هنرهای تجسمی
S3 : 02:16:48 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
اگه تهران هر گوشه و کنارش لَک لَک داشت. (اول بلوار کشاورز)
شاید دِپسردگی هامون کمتر میشد
عجب 😍 خیلی قشنگه
من به کفترای توی ایوونمون می‌نازیدم... باید چشمم رو بیشتر باز کنم 🤔 اگه جایی مرغ ماهی‌خوار هم کشف شد خبر بدین 😊
۲ روز پیش، چهارشنبه
نسیبه
چقد خوبه!3> ولی اگه از من بپرسن می‌گم کاش تهران دریا داشت...
مهرداد نعیمی و رفقاش چندماه هست یه پادکست شروع کردن به اسم "رادیو سیتکام" و تهرانی رو داخلش ساختن که هم دریا داره و هم جنگل
سم مطلق هست ولی شنیدنش تجربه ی جالبی بود :)
۱۸ ساعت پیش
محمد مجللی
من تا قبل از خوندن کامنت ها فکر میکردم واقعین :) خیلی عکس قشنگی شده رویا خستگیم در رفت
ممنون🌹🙏🏻
خدارو شکر ۳ واحد خوب عمل کردم
۱۲ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تا بحال توی عمرم شورشیِ انقدر خلاق و جذاب و عجیب‌غریب ندیده بودم.

https://uupload.ir/files/da96_article00_1064x.jpg

https://uupload.ir/files/wmk5_meiselas_lecture.jpg

شورشیان نقابدار با بمب‌های دست‌ساز مسلح می‌شوند.نیکاراگوا.1979
عکس از سوزان میسلاس
Susan Meiselas

https://www.artforum.com/print/reviews/202005/susan-meiselas-82856
رویا، امیرمسعود فدائی و محمد مجللی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
17-1



محمد الدوره را می‌شناسید؟بله می‌شناسید.شرط می‌بندم که اگر قبل از دهه هفتاد متولد شده باشید اون‌رو بارها دیدید.من خودم از چهارسالگی می‌شناسمش،اون موقع بچه بودم،نمی‌فهمیدم ماجرا چیه،خیلی با دقت به محمد نگاه می‌کردم.اما بعد که یکم بزرگ شدم با دیدنش گریه‌ام می‌گرفت و اصلا نمی‌تونستم درک کنم که تمام مدت فیلمبردار دارد فیلم می‌گیرد.
چرا فیلم می‌گیرد؟چرا کمک نمی‌کند؟
پدر محمد داد می‌زد شلیک نکنید،شلیک نکنید ... دیدن ادامه ›› بچه اینجاست...

حالا که بزرگ شدم نمی‌تونم محمد را ببینم،طاقتش رو ندارم،اما بی‌نهایت ممنون فیلمبردار «طلال ابورحمان»هستم.

محمد الدوره دوازده سالش بود و داشت با پدرش از بازار ماشین‌فروش‌ها بر میگشت.یهو دید وسط درگیری‌های نیروهای اسرائیلی و فلسطینهیه.با پدرش رفت پشت یک بشکه که از تیررس خارج بشه.


طلال ابورحمان خبرنگار شبکه‌ی فرانس۲ از ماجرا فیلم گرفته،سپتامبر سال 2000 بود و فیلم به‌سرعت در کل دنیا پخش شد.اسرائیل گفت فیلم ساختگی‌ست و یک‌سری دلیل و مدرک‌ هم آورد.شاید هم راست می‌گفت..
اگه ساختگی بود که خیلی طبیعی بازی کردند.

این داستان اشغال فلسطین برای خیلی از ماها تکراری شده،درواقع تکراری ‌ش کردن.وقتی هم یه چیزی تکراری میشه،نسبت بهش بی‌تفاوت میشیم.اما خب من طرفدار این داستان‌ها هستم.مستندهای مربوط به اشغال فلسطین رو تاجایی که بتونم دنبال میکنم.قلب هرکسی برای یک عده‌ی خاصی بیشتر می‌گیره.
جنگ داخلی سیرالئون،قحطی سودان،جنگ سوریه،زاغه‌نشین‌های هندوستان،وضعیت زندگی در کامبوج،مهاجرت‌های خطرناک،زندگی با طالبان،زندگی باداعش...هر کسی با هر هدفی می‌تونه اخبار مربوط به این جنگ‌هارو دنبال کنه.اگر وضعیت در جایی از جهان به نقطه‌اوج خطر و ناامنی رسیده،دلیل نمیشه نقاط ناامن دیگه نادیده گرفته بشوند.اگر دنیای سیاست شورش رو در آورد،هیچ وقت برای من دلیل منطقی برای نفرت از آدم‌هایی نشد که هرروز کشته میشوند.توی دنیا روزی هزار اتفاق می‌افته و من برای اتفاق‌های بد همیشه ناراحت میشم اما اگر در لحظه از من بپرسند میخوای الان کدوم نقطه‌ی نا امن باشی و عکسش رو بگیری،من میگم فلسطین.
Ali این را خواند
علی، رویا، امیر مسعود و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
http://menzelphoto.com/galleries/material-world/


دنیای مادی/پیتر منزل


بیاین زندگی بقیه مردم طبقه‌ی متوسط جهان رو ببینیم.
همشون خیلی آشنا و صمیمی بنظر می‌رسند.


در سال 1973 مارلن براندو با یک ضربه چانه ران گاله‌لا(عکاسِ پاپاراتزو) را شکست به اضافه پنج دندان.گاله‌لا از آن پس هنگام عکاسی از براندو همیشه کلاه ایمنی بر سر می‌گذاشت.

عکس از پل شمول باخ




https://www.bbc.com/culture/article/20150115-marlon-brando-broke-my-jaw
امیر مسعود این را خواند
نیلوفر ثانی و جعفر میراحمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
!Oh my


https://www.comedywildlifephoto.com/

این وب‌سایت همون‌طور که از اسمش پیداست عکس‌های کمدی از حیات وحش منتشر میکنه.

به گالری برید:)
آخی؛ چقدر خوب بودن :)
بغل همه جا جوابه، حتی تو حیوانات 😍

ولی خدایی انصافانه اس برای دیدن عکس حیات وحش هم آی پی این مملکت بدرد نخوره و نیاز باشه فیلتر شکن روشن کنی؟ :(
امیرمسعود فدائی
آدرس اینستاگرامشون: https://instagram.com/comedywildlifephoto?igshid=1i8cvrlj89cy4
برای منم فیلتر بود . اینستا عالیه از این جهت که میشه فالوشون کرد و همراهشون بود و لذت برد . ممنون
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
16

می‌خوام از اهمیتِ "شرح عکس" براتون بگم؛،با مثال.
مثلا من دوروز پیش یک مجموعه عکس دیدم؛یکی از عکس‌ها خیلی معمولی بود و با این‌که من درجریان موضوع مجموعه بودم اما بازهم شرح عکس شوکه‌ام کرد.انقدر شوکه،که تصمیم گرفتم منتشرش کنم.
با اینکه جز عکس‌های برتر جهان و صد عکس مهم تاریخ و برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر و کَنُن و نیکون و ...اینا نیست و یک عکس معمولی حساب میشه و نه ترکیب‌بندی حیرت‌انگیزی داره و نه متعلق به شخصیت مهمیهِ.

http://uupload.ir/files/6uge_index.jpg

حتی کیفیت هم نداره.

ولی خب عکس مهمی محسوب میشه.چون شما صرفا به "لگد پراکنی یک پسربچه در کلاس" ... دیدن ادامه ›› نگاه نمی‌کنید.

شرح عکس :این کودکان در پالو آلتویِ کالیفرنیا و پیش از مدرسه،دوره ترک اعتیاد را میگذرانند.
کودکانی که حالشان وخیم است، با کوچک‌ترین بهانه دست به خشونت می‌زنند.پژوهشگران دریافته‌اند که در ابتدای ترک اعتیاد،برخورد انفرادی مربی با مشکلات خاص هر کودک و مشورت با والدین به بهبود این قبیل کودکان کمک شایسته‌ای می‌کند.

کن کوبرِ فتوژورنالیست،پروژه ی کودکانِ کرک رو با هدفِ آگاهی بخشی به جامعه به دست گرفت و از بچه‌هایی که پدر و مادرشان معتاد به مواد مخدر بودند،شروع به عکاسی کرد.نتیجه قطعا مفید بوده،کاری به اینکه چنددرصد به آگاهی مردم اضافه شده ندارم.نیازی به اعداد و ارقام نیست.

جمله‌ی "همه پاک به دنیا می‌آییم" دیگه برای من معنی نداره.دنیای بچه‌ها دیگه اون قدر ها هم که فکر می‌کردم فرشته‌وار نیست. دیگه وقتی دوتا پسربچه توی پارک بهم لگد می‌زنند،نمیتونم مطمئن باشم که دارند بازی میکنند. تنها چیزی که ذره‌ای بهش شک ندارم اینه که کودکانِ پرخاشگر،بی‌ادب،بی‌اعصاب و ...کاملا بی‌گناهند.

https://foundersacademy.org/Gallery_Library/CRACK%20BABIES%20GROW%20UP.pdf
https://foundersacademy.org/Gallery_Library/CRACK%20BABIES%20IN%20INFANCY.pdf

کاش قانونی تصویب می شد که جلوی فرزندآوری افرادی که صلاحیت آن را ندارند، گرفته می شد.
یه وقت‌هایی قانون فقط یه درد به دردهای دیگه اضافه می‌کنه،تا حالا قانونی بچه دار میشدند و بعد از تصویب قانون کارشون غیرقانونی محسوب میشه و علاوه‌بر اینکه یک کودک معتاد دارند درگیر زندان و جریمه و جزا میشن.
گاهی هم البته جواب میده ولی انقدر این موضوع بزرگ هست که تصویب یک قانون کاری رو درست نمیکنه.
مگه قانون تونست جلوی معتاد شدنشون رو بگیره؟
کسی که صلاحیت بچه دار شدن رو نداره یا کسیِ که قانون قبلی رو زیر پا گذاشته و یا کسی که جامعه شرایط رو براش نا امن کرده و حالا توقع داره از حقی که داره بگذره.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مقالات جدید آموزشی در لینک زیر مشاهده کنید آموزش عکاسی صنعتی 0 تا 100
https://tarhegandom.com/%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C
15

فکر می‌کنید یک عکاس چقدر میتونه به موضوع نزدیک بشه؟
من یکی رو می‌شناختم که خیلی خوب این کار رو بلد بود.دایان آربس از یک خانواده متمول یهودی، بخاطر ثروتمند بودنش احساس گناه میکرد و خودش رو از خانواده‌ش جدا می‌دونست و به عجیب‌الخلقه‌ها(فیریکس) علاقه‌مند بود. به محله‌هایی که از این جور آدم‌ها زیاد بود می‌رفت و با هاشون دوست می‌شد و خیلی راحت ازشون عکس میگرفت.
Diane ... دیدن ادامه ›› Arbus


کاوه گلستان هم از اون دسته عکاس‌هایی بود که سعی میکرد دوست بشه و عکس بگیره.مجموعه "روسپی" حاصل این رفاقت‌هاست.
Kaveh Golestan

چند روز پیش که نیلوفر راجع به پارک دانشجو پست گذاشت من چیزی نگفتم چون میدونستم الان عصبانیه و طاقت حرف من رو نداره ولی حقیقت اینه که من به پارک دانشجو به چشم یک مکان توریستی نگاه میکنم و با وجود این‌که از دیدن رفتارها و آدم‌ها همون لحظه خیلی کلافه میشم اما بعد به عنوان خاطره ازش یاد میکنم و دوست دارم مثل آربس این توانایی رو داشتم تا با اونها دوست بشم و ازشون عکس بگیرم.

اینا رو گفتم تا برسم به عکاسی که تونست توی یک خانوداه خودش رو جا کنه و خیلی نامرئی از زندگی زناشویی اون‌ها عکس بگیره.
"دانا فراتو" توی مجموعه‌ی "زندگی با دشمن" عکس هایی از زنانِ قربانیِ خشونت خانگی گرفته.
یکی از عکس‌ها از بقیه تکان دهنده‌تر است و اسمش"پشت درهای بسته"است.

زندگی زناشویی همیشه هم عاشقانه پیش نمی‌رود و اگر ما زن و شوهر رو همیشه در بهترین حالشان می‌‍بینیم به این معنا نیست که پشت در های بسته هم همین رفتار را با هم داشته باشند.

http://uupload.ir/files/71tt_b81b19_42882d8a49c8469e883d70a4701a56ac~mv2_d_2000_1361_s_2.jpg

الیزابت پایپ کوکایینِ بنگت رو قایم کرده و میگه اون رو قایم کرده تا بتونه ازدواجشون رو حفظ کنه و بنگت میگه :نه تو قایمش کردی تا خودت مصرف کنی.
بعدش هم درگیری پیش میاد.

این هم مجموعه عکسِ"زندگی با دشمن"
https://www.iamunbeatable.com/photo-archives
یک ویدئو پایین سمت چپ هست که شات‌های دیگه ی این دعوا هم توی اون ویدئو نشون داده میشه و با الیزابت هم مصاحبه ی کوتاهی شده.

و این سایت خودِ "دانا فراتو"
http://www.donnaferrato.com/personal-work
موقعه عکاسی بخوای نخوای دوست میشی ، باید بشی مگر انقدر حرفه ای باشی که بعضی وقت مثل عکاسهای مستند سریع وضعیت و دریابی و شکار کنی.
مخصوصن اگه بخوای راجب پروژه ای کار کنی باید بری تو دل داستان
وگرنه آدمها به دوربین و وضعیت تو با دوربین واکنش نشون میدن و ممکنه اون چیزی که میخوای حسش در نیاد
۳۰ شهریور
سروناز یکتا
انقدرررر دوست دارم بتونم باهاشون رفیق بشم.نه ازشون میترسم نه بدم میاد.ولی من کلا تو برقراری ارتباط ضعیفم و البته دارم روی خودم کار میکنم ولی فقط کافیه نه بشنوم،سریع از محل دور میشم که اشکامو ...
😂کار درستی میکنی
اصولن عکاس باید خیلی پر رو باشه اگه خجالتی باشه ممکنه سوژه های خوبی و از دست بده.البته سو تعبیر نشه منظورم از پر رو اینه خجالتی نباشه و مظلوم نباشه وگرنه موفق نمیشه
میتونی برای شروع با کسی بری ، وقتی تنها نباشی بری رودربایستی ات که ریخت و با فضا و ادمها اخت گرفتی کمی ارتباط برقرار کردی شروع کنی تنها رفتن
۳۰ شهریور
رویا
😂کار درستی میکنی اصولن عکاس باید خیلی پر رو باشه اگه خجالتی باشه ممکنه سوژه های خوبی و از دست بده.البته سو تعبیر نشه منظورم از پر رو اینه خجالتی نباشه و مظلوم نباشه وگرنه موفق نمیشه میتونی ...
عه چه فکر خوبی،من همیشه تنها میرم عکاسی،ولی این بار به پیشنهادتون عمل میکنم،باید یکی رو با خودم ببرم.فکر میکنم دلیل این خجالتی بودنم هم همینه.وقتی تنهام اعتماد بنفسم میاد پایین.
۳۰ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
14


به مناسبت هفته‌ی یازده سپتامبر،یکی از عکسهای مورد علاقه‌ام که مربوط به این حادثه است رو نشونتون میدم.

http://uupload.ir/files/tg4s_the-falling-man_richard-drew.jpg

https://phototrend.fr/2019/08/le-dessous-des-images-falling-man-richard-drew/

من تا همین دوسال پیش برام سوال بود که چرا برای منفجر شدن دوتا برج انقدر ... دیدن ادامه ›› عزا می‌گیرند.در واقع انقدر روی این"برج‌های دوقلو" تاکید می‌کردن که ذهنم طرف این موضوع نمی‌رفت که برج‌ها پر از آدم و خدمه بودند.مثلا همین کسی که داره سقوط می‌کنه یک پیشخدمت رستورانه.در واقع اونها برای برج‌ها عزا نمی‌گیرند و برای آدم‌هایی مثل این "مردِ در حال افتادن" که از ترس خودشون رو به بیرون پرت کردند عزا می‌گیرند.کسانی که شاهد حادثه بودند یک اصطلاح درباره‌ی این لحظات دارند،اونها میگن "مثلِ یک خودکشی دسته جمعی".
همین مسئله است بنظرم که حادثه‌ی یازده سپتامبر رو از لحاظ بصری از بقیه‌ی حوادث جدا می‌کنه.از آسمون بارون کاغذ و شیشه میباره و البته آدم.
Falling Man.Richard Drew
میم این را خواند
امپرسیونیست، پوریا صادقی، Ali، رومینا خلج هدایتى و علی ملکی این را دوست دارند
هیچ امریکایی یی نیست ( با هر تفکری ) که از این حادثه با احترام ، فروتنی ، بخشش و البته قدرت یاد نکنه . یه بار از رفیقم پرسیدم چرا بزرگداشتِ این فاجعه انقدر براتون مهمه ( که باعث شده تو توی خونه ت که کسی نمیبینه هم پرچم داشته باشی ، شمع روشن کنی و ساعتی رو در حال دعا کردن باشی ) . گفت دلیل بزرگش اینه که فراموش نکنم باید آدمها رو ببخشم و براشون دعا کنم . و دوم اینکه برای تفکرِ بیمار و شیطانی یی که همچنان وجود داره و باز هم تصمیم داره همچون کاری رو یه جای دیگه ی دنیا بکنه ، دعا کنم که خداوند مسحشون و بیدارشون کنه . و اینکه فراموش نکنم امریکای زیبا و قدرتمند منو حمایت میکنه و من هم باید با وفاداری ازش سپاسگزاری کنم .
جالبه که وقتی توو امریکا طوفانهای مهیب میاد و خونه ها رو از بین میبره ( مثل تگزاس و ... ) اولین کاری که مردم میکنن ( همون صبحِ بعد از طوفان ) پرچم امریکا رو سر در خونه ها ، یا جلوی جایی که قبلن خونه شون بوده و حالا ویرون شده میزنن . و با اینکار نشون میدن امریکا هنوز قدرتمند و پابرجاست .
و بعد میرن سرِ جمع کردنِ خرابیها و کمک به همدیگه . با یه اقتدارِ عجیب .
مردمش حقیقتن بی نظیرن . بینظیر .

این عکس فکر کنم روی جلدِ کتابِ شعرِ شیمبورسکا هم چاپ شده بود . عکس دردناک و بینهایت غم انگیزیه .
۲۳ شهریور
امپرسیونیست
علی جان میدونی که سلیقه و احساست همیشه برام عزیز و خواستنی بوده . حتمن میبینمش . همین امشب :) ممنون برای معرفیش
قربان شما . من اهل تعارف نیستم واقعا از فیلم و سینما سر در نمیارم یه جستجویی کن اگر به نظرت اومد ارزش داره ، ببین ولی نوشتت کامل منو یاد سکانس اخر فیلم انداخت .
۲۳ شهریور
میم
عجب عکس تلخ و شوکه‌کننده‌ای. چند تا نکته‌ که توی لینکی که پست کردین خوندم و برام جالب بود: - ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ اون عکاس به Bryant پارک رفته بوده تا از مراسمی مربوط به مدِ بارداری عکس بگیره...این‌که ...
خیلی ممنونم از اطلاعات ^__^

و متاسفم اگر عکس اذیتتون کرد:(
من خودم وقتی داشتم دنبال عکس میگشتم نگران بودم از فرود این افراد هم عکسی باشه اما چون بلافاصله بعد از سقوط اونها انفجار دوم اتفاق افتاده،از اجساد به اون صورت عکسی نیست چون زیر آوار دفن شدن.
۲۳ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
13

اون سالی که آلبوم "شهر من بخند" از گروه پالت منتشر شد یک عکس توی آلبوم چاپ شده بود که من خیلی دوستش داشتم.یه عده جوون خوشحال در حال آواز خوندن و نواختنِ عود وسطِ یک شهر مخروبه بودند.عکس رو برای قطعه‌ی "اینجا شهر من نیست" انتخاب کرده بودند و روی عکس متنِ شعر نوشته شده بود.
مدتی پیش دوباره اون عکس رو توی یک کتاب دیدم.عکس رو "دان مک‌کالین" سال 1976 گرفت.در بیروت.
امروز خیلی ناگهانی یاد اون عکس افتادم و با خودم گفتم:عجب عکس بدی!چقدر بد!یه عکس چطور میتونه انقدر بد باشه! من چطور تونستم اون عکس رو انقدر راحت ببینم؟چطور اون عکس توی آلبوم چاپ شد؟اون عکس اصلا ربطی به شعرِ" اینجا شهر من نیست" نداره...اون عکس خوشحالی و آواز خوندن فالانژها بالای سرِ جسدِ دخترِ نوجوون مسلمان فلسطینیه.

پ.ن:فالانژ حزبِ مسیحیانِ دستِ راستیِ تندرویِ لبنانی است.

دان مک‌کالین این صحنه رو می‌بینه اما اوضاع جنگ‌های داخلی انقدر ناجور بوده که مک‌کالین تصمیم ... دیدن ادامه ›› می‌گیره بدون جلب توجه از سوژه بگذره که یکی از آوازخوان‌ها به اون میگه:هی آقا بیا و از ما عکس بگیر.
مک‌کالین هم دوتا شات می‌گیره و میره.
مک‌کالین عکاس خیلی خوبیه،از لنز واید استفاده میکنه و محدوده‌ی خرابی رو بهتر به آدم نشون می‌ده.مثلا تو همین عکس یه‌جسد و شش‌تا جوون و یک شهر خراب رو خوب نشونمون داده.
.
.
.
دارم با خودم فکر می‌کنم باید از اون جوون‌ها متنفر باشم؟همه‌ی ترسم از اینِ که روزی منم به همون نقطه برسم...انقدر از مرگ یک آدم خوش‌حال باشم که بالای جسدش ساز بزنم...وحشتناکه...عکس برای من مثلِ ریختن خون توی بطریِ شیره...مثلِ کندنِ دست یک عروسکه...مثلِ دیدنِ یک بچه‌ گربه‌ی نابیناست...خشونت‌ش با خشونت جبهه فرق داره.اون فالانژها دختر فلسطینی رو نکشتن اما"دارن بالای سرجسدش شادی می‌کنن"...من گیجم،درک نمی‌کنم بالاخره اونها به مهربونیِ یک هنرمند هستن یا به وحشی‌گریِ یک قبیله‌ی آدمخوار؟

http://uupload.ir/files/gp0o_ac07-palestinian-girl-web.jpg

https://www.tate.org.uk/art/artworks/mccullin-young-christian-youth-celebrating-the-death-of-a-young-palestinian-girl-beirut-ar01209


سروِ نازِ عزیز، چقدر عالی نوشتی... متشکرم
۱۹ شهریور
سروناز یکتا
خواهش می‌کنم ^__^
امروز فیلم Good will haunting رو دیدم و تو اون حال و هوا بودم. بعد پست شما. قشنگ چفت شد باهام.
۱۹ شهریور
پوریا صادقی
امروز فیلم Good will haunting رو دیدم و تو اون حال و هوا بودم. بعد پست شما. قشنگ چفت شد باهام.
چقدر خوب،خداروشکر که به‌هم میومدن :)
۱۹ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
12

در ژانویه سال 1968 کشتی جاسوسی آمریکایی "پوئبلو" چون وارد آب‌های کره شمالی شده بوده،توسط نیروهای کره شمالی بازداشت میشه و افسران و ملوانان کشتی هم همین‌طور.مدتی بعد عکسی از افسران کشتی منتشر میشه.عکسی که افسران خیلی خونسرد نشسته‌اند و به دوربین نگاه می‌کنند.فقط یِکم بی ادب بنظر می‌رسند،اگر به دست‌ها و انگشتهایشان نگاه کنید.

http://uupload.ir/files/oego_pueblonews.jpg

https://www.atlasobscura.com/articles/north-korean-officials-had-no-idea-what-their-hostages-were-signaling-in-this-photo
باید بگم که اینطور نیست،اونها ... دیدن ادامه ›› درسته که در وضعیت بدی گیر افتادند و اگر با انگشتهایشان سعی در بی‌احترامی داشته باشند،دلایل خودشان را دارند.اما برخلاف ظاهر آرام و خونسردشان،محتاج کمک هستند و به زبان اشاره دارند با انگشتهایشان درخواست کمک می‌کنند.
(البته یا نفر اول از سمت راست زبان اشاره‌اش خوب نیست یا واقعا داره فحش میده چون اون سه‌تای اول از چپ به ترتیب H/E/L هستند اما آخری شبیه به P نیست شبیه به یه چیزی که با F شروع میشه .شاید هم زاویه دوربین خوب نیست)
Ali، امپرسیونیست، آدنا، علی ملکی و محمد مجللی این را دوست دارند
چقدر این مجموعه پستهات رو دوست دارم . تعلیقشون ضمن اینکه نکات و موضوعاتی رو مطرح میکنی که بکره ، و برای من یکی کاملن تازه ست . امیدوارم ادامه بدی همچنان و ما هم کیف کنیم :)
۰۲ شهریور
امپرسیونیست
چقدر این مجموعه پستهات رو دوست دارم . تعلیقشون ضمن اینکه نکات و موضوعاتی رو مطرح میکنی که بکره ، و برای من یکی کاملن تازه ست . امیدوارم ادامه بدی همچنان و ما هم کیف کنیم :)
خیلی ممنونم،خیلی خوشحالم که انقدر دوستشون داری *_*
۰۳ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کارهای علیرضا فریدنی تو گالری پلتفرم ۳ بود. برای اونایی که موفق به دیدن نشدن
چه کار خوبی رویاجان
یکم این بخش هنرهای تجسمی تکون بخوره ... حیفه والا مهجور مونده
۲۶ مرداد
رویا
مرسی نیلوفر جان دقیقن همین به فکرم اومد انقدر عکس از این گالری ها دارم گفتم بزارم تا اونهایی که گالری نمیرن حداقل اینجا بعضی از کارها رو ببینن منتظر عکسهای شما هم هستیم❤
خیلی ایده هات عالیه رویا جانم
اره منم وسوسه کردی .. اتفاقا آثار جذابی گاهی برخورد می کنیم که دیدنشون واقعا حیفه از دست بره
حتما منم عکس میذارم عزیزم ممنون ازت
نیلوفر ثانی
خیلی ایده هات عالیه رویا جانم اره منم وسوسه کردی .. اتفاقا آثار جذابی گاهی برخورد می کنیم که دیدنشون واقعا حیفه از دست بره حتما منم عکس میذارم عزیزم ممنون ازت
مرسی دوست گلم لطف داری🙏🏻🌹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حالا هی بگید نباید عکاسی بشه من در مقابلتان میایستم و میگم باید با صدایی بلند تر از قبل شاترها بنوازند و نعره بزنند😂.
و عکسایی که از اجرای حمیدرضا مرادی گرفتم ارائه میدهم تا دلتنگتر از قبل برای تاتر بشید😂
فقط خواستم عکس گذاشتن و تست کنم 😉
۱۰ خرداد
ali yaghoobi
عکس های فوق حرفه ای رو اینجا مشاهده کنید https://tarhegandom.com/%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA%DB%8C
ممنون🙏🏻
۳۱ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
11

یک عکس میتونه بهت ضربه بزنه،طوری که پرت بشی رو آسفالت.میتونه کاری کنه که اول سعی کنی فراموش کنی،بعد بخاطر خودآزار بودنت بری سراغش و دوباره حال خودت رو بد کنی و بعد که قول میدی دیگه هیچ‌وقت اون عکس رو نبینی ذهنت رو درگیر کنه.
کتاب"تماشای رنج دیگران"رو می‌خوندم و سانتاگ گفت عکس سه لته‌ی‌ تایلر هیکس از سرباز طالبانی که در روزنامه‌ی نیویورک تایمز چاپ شد...بعد من مراجعه کردم به انتهای کتاب و سه تا عکس کوچولوی سیاه سفید دیدم از مردِ وحشت‌زده ای که چند نفر دوره‌اش کردن...از همون مرد که دارن روی زمین میکشن و می‌برنش...از جنازه‌ی همون مرد...
و ناخودآگاه و ناخواسته چنان شیفته‌ی وحشتِ درون چهره‌ی مرد شدم که فرداش رفتم دنبال عکس.عکس در ابعاد بزرگتر،رنگی و ترسناک بود.حالم رو بد کرد.دوست نداشتم به جزییات عکس نگاه کنم.به دوستم پیام دادم که حالم بده و حالت تهوع دارم یه عکسی دیدم که نمی‌تونم برات تعریف کنم.به دوستم گفتم چون باید به کسی می‌گفتم.
چندساعت بعد که داشتم عکس رو توی ذهنم تجسم می‌کردم ناگهان متوجه نکته‌ای شدم که بهش دقت نکرده بودم.مگه سانتاگ نگفت سرباز طالبان؟... و به طور کاملاً غیر ارادی عکس دیگه اون‌قدرها هم ظالمانه نبود. عکسی از جنازه‌ی یک طالب،کسی که ممکنه تو کشتارهای جمعی در استادیوم‌های ورزشی شرکت داشته باشه...کسی‌که معتقده دختربچه‌ها حق تحصیل ... دیدن ادامه ›› ندارند...کسی که میگه زن‌ها بدون مرد محرمشون حق ندارند از خونه بیان بیرون...ریش مرد باید به اندازه‌ی معیین باشه اگر نه شلاق می‌خوره.
اولِ اولش گفتم سروناز چقدر بی‌رحمی اون هم یک آدم مثل بقیه...بعد گفتم بی‌خیال طالبان بود ها!بعد دوباره گفتم شاید مجبور بوده طالب باشه...بعدش رسیدم به نتیجه‌گیری های بالا.
به خودم شک کرده بودم،تایلر هیکس لعنتی با اون عکسش باعث شد به خودم شک کنم.
چند روز پیش جنبه‌ی دیگه‌ای از عکس به فکرم رسید،این جنبه:چرا نیویورک‌تایمز این عکس رو منتشر کرد؟
اگر نیویورک‌تایمز مخالفِ طالبان بود پس چرا به جای انتشار خشونت طالبان علیه افغان‌ها،خشونت افغان‌ها علیه طالبان رو منتشر کرد؟یک عکس هرچه قدر هم خوب باشه،میتونه ذهنیت جامعه رو به هم بریزه.
اگر در طول جنگ به جای عکس شهیدامون،عکس سربازامون درحال کشتن ظالمانه‌ی عراقی‌ها را می‌دیدیم چه عکس‌العملی نشون می‌دادیم؟...انگار که عکس داره می‌گه نگران نباشید این جنگ اون‌قدرها هم ناعادلانه نیست!ما هم پاش برسه می‌زنیم میکشیم...خب درسته که دیدن دشمن شکست‌خورده لذت بخشه ولی بخوایم نخوایم دیدنِ خودیِ آدم‌کش هم اثر سو داره.
پس...چرا نیویورک‌تایمز اون عکس سه لته رو منتشر کرد؟در حالیکه قبل‌تر تایم در موقعیتی مشابه قرار گرفته و نتیجه‌اش رو دیده بود.
بعد از انتشار عکسِ"اعدام درمحل سرباز ویت‌کنگ" مردم متوجه شدن که آمریکا داره چه‌ اشتباهی می‌کنه و با چه‌کسانی هم‌دست شده و داره چه‌کسانی رو می‌کشه و با این‌که ادی آدامز خوشحال بود که ممکنه بعد از انتشار عکسش مردم آمریکا به هیجان بیان و به جنگ علیهِ ویتنام بپیوندند،اما عکس کاملاً اثری مخالفِ توقع آدامز روی مردم گذاشت و نفرت مردم رو به جنگ علیه ویتنام بیشتر کرد.
عکس هیکس،در قسمتِ جنگ با افغانستان منتشر شد.نظر به این‌که آمریکا هم اون موقع توی جنگ علیه طالبان بود.پس کشته شدن یک طالب توسط نیروهای افغان تقریباً مثلِ کشته شدنش توسط نیروهای آمریکایی می‌ماند.
در جنگِ آمریکا و عراق،لینزی آداریو حضور داشت.مجموعه عکسی رو منتشر کرد از تخریب روستایی در عراق،بین عکس‌هایش،عکسی بود از پسربچه‌ای عراقی،پرتره‌ای که با جزییات نشون می‌داد موشک‌های آمریکایی چه بلایی سرِیک پسربچه‌ی بی‌گناه آوردند.عکس با کیفیت و تاثیرگذاری بود که هیچ وقت نتوانست روی جلد مقاله‌ی آداریو برود.با این توجیه که یک:از کجا معلوم این بچه توی موشک‌باران این بلا سرش آمده باشد؟! دو:نه...می‌خواهید به مردم آمریکا بگویید موشک‌هایشان این بلا را سر این بچه آورده‌اند؟!

https://www.kalw.org/post/your-call-war-photographer-lynsey-addario-documenting-human-cost-warstream/0

پیدا کردنِ جواب سوالم آسان نیست.باید تک‌تکِ عکس‌هایی که نیویورک‌تایمز از جنگ با طالبان را منتشر کرده ببینم تا بفهمم آیا از جنازه‌ی سربازهای افغان،از کشته شدنشان،از جنایات طالبان هم عکسی با کیفیتِ برابر با عکسِ تایلر منتشر کرده؟
کار خیلی سختی است و نتیجه‌اش هم سودی به حال من ندارد...فقط دوست داشتم راجع به عکسی که دیدم بنویسم و بگم یک عکس می‌تونه دوهفته ذهنتون رو درگیر کنه.طوری که خسته بشید و بگید مهم نیست...اون فقط یک عکسِ.
پ ن:تایلر هیکس از عکاس‌های خوبِ کره‌ی زمینه.توی انقلاب لیبی عضو گروهی از خبرنگارها‌‌ وعکاس‌هایی بود که توسط سربازهای قذافی ربوده شد و شکنجه و تهدید به مرگ شد.
اسمش رو سرچ کنید و از من به شما نصیحت از باقی عکس‌هاش لذت ببرید و دنبالِ اون عکسِ سه لته نرید.
Tyler Hicks
نفیسه نوری و امیر مسعود این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
10


چند هفته پیش عکس ساده ای دیدم.مردهایی که از گردنشان پلاک آویزان بود و روی هر پلاک شماره‌ای نوشته شده بود؛شبیه به مردهای به خط شده‌ی فیلم مضنونین همیشگی،از چهره‌شان نمیشد فهمید دزداند،مضنون‌اند یا زندانی. وقتی شرح عکس را خواندم خنده‌ام گرفت.مثل معما عکس رو به بقیه نشون می‌دادم و می‌پرسیدم:میتونی حدس بزنی اینا چه‌کاره‌اند؟

هر چه قدر هم حدس بزنید باز هم نمیتونید به شرح عکس ... دیدن ادامه ›› نزدیک بشید.

http://s10.picofile.com/file/8395217668/_893102.jpg

https://collections.artsmia.org/search/marc%20riboud

.
.
.


شرح عکس:روز رای گیری برای استقلال الجزایر؛
نامزدان انتخابی الجزایر،به‌دلیل بی‌سوادی برخی از رأی‌دهندگان بر گردن خود شماره انداختند تا افراد بتوانند از طریق شماره به آنان رأی بدهند.
.
.

مدتی بعد از این عکس،مجموعه عکسی دیدم،شبیه به همان عکس قبلی اما شبیه فقط از لحاظ پلاک و شماره‌ای که از گردن سوژه‌ها آویزان بود.بر خلاف عکس قبلی سوژه های این عکس اصلا خونسرد و بی‌خیال بنظر نمی‌رسیدند.تنها مردان نبودند.مجموعه‌ای بودند از مردان و زنان و کودکان.رنج در چهره‌شان دیده می‌شد.اونها آدم‌هایی بودند که قبل از اعدام ازشان عکس گرفته شده بود.
مجموعه عکس از زندانی‌های تول‌اِسلِنگ در کامبوج؛تول‌اِسلِنگ ابتدا یک دبیرستان بود و بعد از اینکه"خِمرهای سرخ"حکومت را به دست گرفتند تبدیل به یک زندان شد به نام اِس-21.خمرهای سرخ حذب کمونیست افراطی بود با سرکرده‌های تحصیل کرده.
الان اس-21 تبدیل به موزه‌ی نسل‌کشی شده و مردم میتوانند نحوه‌ی اعدام و شکنجه‌ی زندانی ها را ببینند.
زندانی هایی که ابتدا فقط مخالفان روشنفکر و تحصیل کرده بودند مثل پزشکان،معلمان و هنرمندان و بعدها به خاطر اعمال شکنجه‌های بیرحمانه زندانی ها نام افرادی را به زبان می‌آوردند تا فقط آزاد شوند و به همین دلیل پای افراد کاملا بی‌گناه هم به زندان اس-21 باز شد.در رابطه با عکس بچه‌ها و حضور بچه‌ها و سرگذشتشان من بی‌اطلااع‌ام.یا شاید هم سرگذشتشان توی همین اطلاعاتی که دارم گنجونده شده باشه.خمرهای سرخ فقط چهارسال از سال 1975 تا 1979 حکومت کردند اما در همین مقدار کم تخمین زده شده بیست‌ویک درصد از جمعیت آن زمان کامبوج را قتل عام کردند.
عکاس مجموعه،"نم اِن"کاری به جز عکس گرفتن نداشته.زندانی ها وارد اتاقی میشدند که فقط او حضور داشته،نم اِن چشم‌بند زندانی ها را برمیداشته و از آنها عکس می‌گرفته.مستند کوتاهی درباره‌ نم ان ساخته شده به نام :
The Conscience of Nhem En (2008)
کاندید اسکار هم شده اما اون سال اسکار مستند کوتاه رسید به"لبخند بزن پینکی".
نظر شخصی من اینِ که نسل‌کشی کامبوج و قتل یک میلیون و هفتصدهزار نفر بخاطر مخالفت با حکومت موضوع خیلی مهمی‌ست.مهم تر از نقص عضو در صورت یک دختربچه‌ی هندی...
http://s10.picofile.com/file/8395217784/27cambo_600.jpg
http://s10.picofile.com/file/8395218634/782d800b2080a8671c8f7e1bdd5d9afe.jpg
http://s10.picofile.com/file/8395218734/KhmerRouge_GenocideVics.jpg
http://s11.picofile.com/file/8395218776/terrified_prison_tuol_sleng.jpg
http://s10.picofile.com/file/8395218884/Binh_Danh_Ghost_of_Tuol_Sleng_Genocide_Museum_2_2008_daguerreotype_30_x_24_cm.jpeg
http://s10.picofile.com/file/8395218918/mh_2012_5_1_v1_cdm.jpg
https://www.nytimes.com/2007/10/26/world/asia/27cambo.html
https://www.moma.org/artists/33069

میم سردلی، امیر مسعود و علی ملکی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
8

جنگ‌های داخلی،خشن‌تر از جنگ‌های خارجی هستند.
خیلی از فتوژورنالیست‌ها و خبرنگارهایی که شاهد جنگ‌های داخلی و خارجی بودند به این جمله‌ معتقدند.
لینزی آداریو(فتوژورنالیست)در کتابش از جنگ سیرالئون می‌گوید؛زن‌ها ربوده می‌شدند،به آنها تجاوز می‌شد و وقتی به روستا برمی‌گشتند از طرف همسر و خانواده طرد میشدند.خیلی از اونها به ایدز مبتلا شده بودند و هزاربیماری دیگه.در حالی‌که آداریو جنگ عراق و آمریکا را هم پوشش داد و از این اتفاق خبری نبود.
Lynsey Addario-sierra ... دیدن ادامه ›› leone

سربازی که باتومش را بالا آورده تا بچه‌ای که دارد از انبار غذا،غذا می‌دزدد را بزند و گرچه در عکس معروفِ"شورش برای غذا در کاپ‌هایتین"ما فقط لحظه‌ای قبل از فرود باتوم را می‌بینیم،اما مگی استبر(عکاس)می‌گوید آن بچه هم مثل همه کسانی که برای غذا به سمت انبار هجوم بردند کتک خورده.
Maggie Steber-Cap Haitien

مثال برای جنگ‌های داخلی و خشونتشون زیاد هست و واقعاً خوندن و دیدنش آزار دهنده‌است.

عکس‌های جنگ داخلی چند مشخصه دارند که شناختشون رو راحت می‌کنه.مثل فضایِ شهری عکس.مثل لباس قربانیان که لباس رزم نیست و مثل حضور زنان و کودکان.
اما در عکس"کشیش و سرباز" که مربوط به جنگ داخلی ونزوئلا‌ ست،زن و کودکی نیست و این‌بار کسی که زخمی شده یک سرباز است و از جانب شورشیان مورد هدف قرار گرفته و به کشیش پناه آورده.
از قبل از تیراندازی عکسی نیست که من بدانم کشیش و سرباز کنار هم بودند یا سرباز خودش را به کشیش رسانده و یا برعکس.گفته می‌شود هدف فقط سرباز بوده و شورشیان به دلیل عقاید کاتولیکی به کشیش شلیک نمی‌کردند.عکاس(هکتور روندن لُوِرا)به محض شروع تیراندازی روی زمین دراز می‌کشد و شروع به عکاسی از کشیش و سرباز می‌کند. در آخر سرباز از کشته می‌شود و پدر دعای آخرش را می‌خواند.
نکته ی جالب این عکس نوشته ی سردر مغازه است:فروشگاه قصابی

http://uupload.ir/files/8is0_aid_from_padre_1.jpg

https://rarehistoricalphotos.com/priest-dying-soldier-1962/
سلام دوستان تو این رزا بهتر اینترنتی خرید کنید.به پیج فروشگاهی http://taniagold.com ی سر بزنید
6

"عوارض جانبی"
چندروز پیش داشتم دنبال منبع معتبر میگشتم که یک سایت خوب پیدا کردم و تو اون سایت با یکی از عوارض جانبی جنگ مواجه شدم.
داستان از این قراره که قبل از جنگ جهانی دوم توی ایالات متحده یه مدل جوراب نایلونی مد میشه که ما ایرانی ها بهش میگیم جوراب شیشه ای.این جوراب ها که از جنس نایلون و ابریشم بودن خیلی طرفدار داشتند تا اینکه جنگ جهانی دوم شروع شد و آمریکا مجبور شد ذخایر نایلون و ابریشم اش رو صرف ساخت چتر نجات کند.
در نتیجه زنهای آمریکایی بدون جوراب موندن...
اما صنعت مد یک فکری به سرش زد و اومد جوراب مایع ساخت؛جوراب مایع یه شیشه رنگ بود که خانم ها میرفتن میخریدن و باهاش پاهاشونو رنگ میکردن و با مداد ابرو هم یک خط باریک پشت پاشون می کشیدن که یعنی من الان جوراب شیشه ای پوشیدم:/

https://rarehistoricalphotos.com/nylon-stockings-shortage-1940s/
چه اصراری بود حالا جوراب بپوشن :)))
۱۹ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
5

در آگِست سال 1961 آلمان شرقی و غربی با سیم‌خاردار از هم جدا شدند تا بعدا سرفرصت دیوار بکشند.
East German soldier helps a little boy sneak across the Berlin Wall, 1961

http://uupload.ir/files/cilo_east_german_soldier_helps_a_little_boy_1961.jpg

وقتی من عکسِ "سرباز آلمان شرقی در حال کمک..." رو دیدم با خودم فکر کردم که این بچه چطور جامونده؟
جواب در توضیحات عکس نوشته شده بود:جداسازی ... دیدن ادامه ›› آلمان شرقی و غربی یک شبه اتفاق افتاد.پسربچه و پدرش برای دیدن اقوامشون به آلمان غربی رفته بودند و خبرنداشتند که دیگه امکان برگشت به شرق را ندارند.روزی که آلمان غربی و شرقی از هم جدا شدند پدر برای اینکه بچه را به مادرش برگرداند مجبور شد دست به دامن سرباز جوان آلمان شرقی بشود.پدر بچه معتقد بود که بچه بهترِ پیش مادرش باشد و برای همین از سرباز خواست تا پسرش را از روی سیم خاردار ها و آلمان غربی بردارد بگذارد آلمان شرقی.
گفتن و خواستنش آسونِ اما اگر می خواهید بدانید چقدر انجامش سخت وهراس آوره به چشمهای سرباز نگاه کنید.
درباره سرباز در سایت های خارجی نوشته شده که گرفتار افسر مافوقش شده وکسی از سرنوشتش خبر نداره.
“no one knows what became of him”

اما در سایتهای ایرانی که من نمیدونم منابعشون چیه و کجاست گفتن که سرباز به دلیل خیانت اعدام شد و حتی یک یادداشت خداحافظی هم ازسرباز منتشر کردند!

جایی راجع به عکاسِ عکس"سرباز آلمان شرقی در حال کمک کردن به پسربچه..."چیزی نوشته نشده و کسی نمیدونه عکاس این عکس کیه(من که نمیدونم)
برام مهم نیست،این که اون بچه اون طرف دیواربرلین چکار می کنه هم مهم نیست،حتی سرگذشت سرباز هم مهم نیست.
مهم برای من دستهای پسربچه و نگاه سربازِ.
.
.
.

“The Leap into Freedom”
Conrad Schumann defects to West Berlin, 1961
http://uupload.ir/files/vjns_bwaqnhr.jpg
کُنراد شومان سوژه ی عکسِ "پرش به آزادی" یکی دیگه از سربازهای آلمانی است که برخلاف دستورات مافوقش عمل کرد.
کنراد اواسط جنگ جهانی دوم به دنیا اومد و 18 سالگی به استخدام پلیس ایالتی آلمان شرقی دراومد.
دو روز بعد از اینکه پسربچه از روی سیم خاردارها رد شد،در 15 آگست 1961،کنراد 19ساله برای محافظت از دیوار برلین به مرز برلین غربی و شرقی فرستاده شد.در مقابل نقطه ای که کنراد پست می داد(در آلمان شرقی)پیتر لیبینگ،عکاس 19 ساله ایستاده بود.برای بیشتر از یک ساعت پیترِ عکاس ایستاده بود و به کنرادِ سرباز که عصبی و بی تاب بود نگاه می کرد.کنراد با امکانات کامل از جمله کوله ی سربازی و اسلحه اش قدم می‌زد و سیگار رو با سیگار روشن می‌کرد.
بالاخره شانس با لیپینگ یار بود و شومان سیگارش رو انداخت زمین و پرید و چیلیک!لیپینگ عکسی رو گرفت که با دیدنش همه هوس میکردن از روی دیوار برلین بپرن و آزاد بشن.
از این صحنه حتی فیلم هم گرفته شده و توی عکس میتونید فیلمبردار رو هم ببینید.شومان بلافاصله سوار ماشین پلیس برلین غربی میشه از محل دور میشه .این اقدام شومان با اینکه اقدامی شجاعانه بود اما او لحظه ای که این تصمیم را گرفت به خیلی چیز ها فکر نکرد از جمله پدر و مادرو اقوام و دوستهایش.با رد شدن از دیوار برلین شومان همه چیزش را پشت دیوار جاگذاشت و متهم به خیانت شد.
این بار به جای عکاس،سوژه دچار افسردگی شد.
در20 جونِ سالِ 1998 کُنراد شومان در حیاط خانه اش در باواریا خودش را حلق آویز کرد.
نکته* عکسی که توی این صفحه است به کاملی عکسی که من توی کتاب "عکس و دیدن عکس"دیدم نیست اما متاسفانه نمیتونم عکس کامل رو پیدا کنم البته عکس فقط کمی از گوشه ها بریده شده و چیز خاصی حذف نشده.
امیرمسعود فدائی و علی ملکی این را دوست دارند
داشتم دنبال سرگذشت این سرباز شجاع ها میگشتم که یه شهروند شجاع هم پیدا کردمPeterFechter،هیجده ساله پسری بود که سعی کرد با دوستش از دیوار برلین رد بشه،دوستش هلموت رد شد اما سرباز ها به فشتر تیراندازی کردند و اتفاق بدی افتاد که تعریف کردنش ممکنه ناراحتتون کنه برای همین اگه خواستین خودتون دنبالش برید.
ولی این عکس رو خیلی دوست دارم و دلم میخواد شما هم ببینینش
http://uupload.ir/files/bkcc_gp0pisqhrkcbcxe0hkdxogwhyvqfcgugz-jt87kly-y.jpg
۱۷ اسفند ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید