در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال هنرهای تجسمی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:00:13
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

 

چند روز پیش از جنت آباد می آمدم در مترو ،
چهار هفته پیش زانویم محکم به ستون بی آر تی کوبیده شد
بخاطر حق نشستن ام که مرا نگهداشتن تا همقطار شان بیاید
.......

افکار پس و پیش گشته خود را کناری بزنم یادتان می آید در مترو بودم؟
مردی آرتیست چهره و ظاهر روبرو دیدم
چیزی روی لباسش بود بزرگ ولی تمرکز نمیشد کرد، چیست؟
از روی آرتیست بودنش توجه مرا به خود جلب کرد با یک کوله پشتی عالی که روی صندلی مترو ... دیدن ادامه ›› گذاشتند و داخلش یک لنز دوربین سیاه حرفه‌ ای زیرکانه نگاه و توجه مرا به خود کشااند
... اععههه ، ایشون عکاسه؟ دوربین عکاسی حرفه ایی

نگاه کردم عکس روی تیشرت هنرمند یک دوربین عکاسی بزرگ بود!!
چه دوربین عکاسی خوووشگلی !!

کنارشان آمدم و سر صحبت بازکردم،
شما عکاس هستید ؟
بله.
من خیلی به هنر و عکاسی و طراحی چهره و... علاقمندم
ولی وقتی کارم شغلم تدریس نگذاشته اند داشته باشم و
دستمزد خودم باشهه.....
چطور میتوانم هنر یاد بگیرم ؟؟؟
.... هنرمند خندیدند خنده ی تلخی
گفتند : بله. متأسفانه هنر درآمدزا نیست
برای دل مون باید کار کنیم.

اضافه کردم: اگررر من پیر شددم و دیدید تازه هنرمند شددم به این خاطرست!
خودشان را معرفی کردند
عکاس حرفه ای و استاد دانشگاه
آقای کوروش برزی

عرض احترام و درود
تبریک و خجسته این عید بر شما،

آرزو احمدیان
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
غروب، همان لحظه‌یِ پرشکوه و در عین حال، پر از ملالِ خداحافظی است. آن دم که آسمان، خود را با رنگ‌های خونین و زرین می‌آراید، گویی جهان در حالِ ادایِ احترام به پایانِ یک روز است. در این لحظه، زیبایی و غم، در هم می‌آمیزند؛ زیبایی در شکوهِ رنگ‌هاست و غم در این حقیقت که هر چه هست، در حالِ رفتن است. با هر غروب، سایه‌های بلند و تیره از راه می‌رسند تا تاریکی را بر پهنه‌یِ زمین ببارند و انگار، گویی جهان در سیاهیِ شب غرق می‌شود.

اما آیا هیچ‌گاه به چشم‌هایِ خود نگریسته‌ای که در دلِ تاریک‌ترینِ شب‌ها، در انتظارِ اولینِ پرتوِ نور، خیره مانده‌اند؟

غروب، پایانِ جهان نیست؛ بلکه تنها «تغییرِ فصلِ نور» است. تاریکیِ شب، نه یک دشمن، بلکه آغوشِ آرامش‌بخشِ طبیعت است که زمین را برای تولدی دوباره آماده می‌کند. در فلسفه‌یِ هستی، هیچ‌چیز در دایره‌یِ ابدیتِ ثابت نمی‌ماند. همان‌گونه که خورشید، هیچ‌گاه از پسِ سنگینیِ شب، بازنمی‌ماند، حقیقتِ زندگی نیز چنین است: هر سیاهی، تنها مقدمه‌ای برای ظهورِ سپیده‌دم است.*

«به‌راستی که با هر سختی، آسانی است.» سختی‌هایِ زندگی، مانند همان غروب‌هایِ تلخ و شب‌هایِ طولانی هستند؛ آن‌ها ممکن است ما را در ملال و ... دیدن ادامه ›› ناامیدی فرو ببرند، اما در واقع، همان ظرف‌هایِ خالی هستند که قرار است با نورِ پیروزی و آسانیِ روزهایِ روشن، پر شوند.

ناامیدی، زمانی رخ می‌دهد که ما فراموش می‌کنیم خورشید، همواره در پشتِ خطِ افق، در حالِ آماده شدن برایِ برخاستن است. پس در دلِ تاریکی، چشم به افق بدوز؛ چرا که سپیده‌دم، همواره نزدیک‌تر از آن است که تصور می‌کنی.
سپیده موسوی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«رقصِ بی‌پایانِ روح بر بالِ کوچ»

آن‌ها را می‌بینی؟ آن پرندگان مهاجر را که با تکیه بر بال‌های ظریفشان، مرزهایِ بی‌اعتبارِ زمین را زیر پا می‌گذارند. آن‌ها نه از ترسِ طوفان، نه از سنگینیِ شب، و نه از هراسِ گم‌شدن؛ آن‌ها تنها از «ماندن» می‌ترسند. سفر برای آن‌ها یک اجبار نیست، بلکه شکلی از نیایش است؛ رقصیدن بر لبه‌یِ باد، برای رسیدن به جایی که قلبشان از پیش، نقشه‌ی آن را کشیده است.

این کوچِ بی‌وقفه، تکرارِ جادوییِ روحِ آدم‌های بزرگی است که ما در میانه‌ی هیاهوی زندگی گم کرده‌ایم. همان روح‌های رهایی که در بندِ زنجیرِ تعلقات نیستند. آن‌ها همان‌هایی هستند که قلبی از جنسِ آسمان دارند؛ نه به خاکِ تعلقات چسبیده‌اند و نه در بندِ نام، جایگاه و مال‌ گرفتار ... دیدن ادامه ›› شده‌اند.

مانند آن پرنده، آن‌ها نیز می‌دانند که خانه، یک «مکان» نیست، بلکه یک «حالت» است. آن‌ها به جای آنکه در یک آشیانه‌ی امن و کوچک، عمر خود را در انتظارِ فردا بگذرانند، تمامِ جهان را آشیانه‌ی خود کرده‌اند. آن‌ها می‌دانند که حقیقت در «بودن» است، نه در «داشتن».

کاش ما نیز می‌توانستیم، اندکی از آن سبک‌بالیِ مهاجران بیاموزیم؛ اندکی از آن بی‌قیدیِ روح‌های بزرگ را که می‌دانند تنها راهِ رسیدن به اوج، رها کردنِ تمامِ سنگینی‌های زمین است. برای پرواز کردن، نباید بال داشت، باید «آزاد» بود.
ایمان شکاری، قاصدک و سپیده موسوی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
انسان‌ها را نه از چهره، که از کردارشان باید شناخت. گاهی گرگ‌ها در لباس انسان، با لبخندی بر لب به میان دیگران می‌آیند و هنگامی که پای منفعت، حسادت یا خودخواهی به میان می‌آید، نقاب از چهره‌شان می‌افتد و بی‌رحمانه هم‌نوعان خود را می‌درند.

آن‌ها نه با دندان، که با زبان زخم می‌زنند؛ نه با چنگال، که با تهمت، خیانت و بی‌انصافی دل‌ها را می‌شکنند. دردناک‌تر آن‌که قربانیانشان اغلب کسانی هستند که به آن‌ها اعتماد کرده‌اند. تاریخ و زندگی روزمره پر است از زخم‌هایی که از دشمنان نخورده‌ایم، بلکه از دوستانی خورده‌ایم که در لباس دوستی، خوی گرگ‌صفتی را پنهان کرده بودند.

اما در برابر این تاریکی، هنوز انسان‌هایی هستند که با مهربانی، انصاف و جوانمردی زندگی می‌کنند. ارزش انسانیت زمانی آشکار می‌شود که بتوان در میان این همه خودخواهی، دست دیگری را گرفت و به جای دریدن، مرهمی بر زخم‌های او شد. جهان نه از گرگ‌صفتان، که از انسان‌هایی روشن می‌شود که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز انسان ماندن را انتخاب می‌کنند.
ایمان شکاری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امیر حسین دیوانه برانگیز
درخت توت، بی‌صدا و بی‌ادعا کنار جاده می‌ایستد؛
نه نامی می‌خواهد، نه سپاسی، نه حتی نگاهی.
فقط هر بهار و تابستان، دستانش را پر از شیرینی می‌کند و برای رهگذران می‌تکاند.
هرکس از راه برسد، فقیر یا غنی، غریبه یا آشنا، می‌تواند زیر سایه‌اش بایستد و کامش را شیرین کند.
درخت توت بلد است بی‌منت ببخشد؛
بلد است داشته‌هایش را خرج لبخند دیگران کند، بی‌آنکه چیزی طلب کند.

چه خوب بود اگر آدم‌ها هم کمی شبیه درخت توت بودند؛
اگر مهربانی را ذخیره نمی‌کردند،
اگر محبت را فقط برای آنکه می خواهند کنار نمی‌گذاشتند،
اگر ... دیدن ادامه ›› دل‌هایشان مثل شاخه‌های توت، خم می‌شد برای بخشیدن.

دنیا شاید بیش از هر چیز، محتاج انسان‌هایی است که بی‌هیاهو شیرینی پخش کنند؛
آدم‌هایی که حضورشان، مثل توت رسیده در ظهر تابستان،
طعم زندگی را کمی شیرین‌تر کند.
اثر احمد عرشی پرواز عشق
عشق سفری است بی پایان، جسم درگیر در جهان، جان درگیر در زمان ،این شور گاهی خود را نشان میدهد،گاهی آتش می افکند بر چهره بی زبان
این اثر بر گرفته از این شعری است که از بنده کمترین است
امیرمسعود فدائی و Sarin sadeghi این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مثل ساحل آرام باش
تا دیگران مثل دریا، بی قرارت باشند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رزرو جذاب‌ترین نمایشگاه هنرهای تجسمی در ✨️گالری انتظامی
اگه دنبال یه جای حرفه‌ای و شیک برای درخشش آثار نقاشیت🎨 هستی،
گالری انتظامی الان داره رزرو می‌گیره!
• نورپردازی عالی
• فضای مدرن و پربازدید
• مناسب نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی( ویژه آموزشگاه های هنرهای تجسمی)
•ارائه گواهی معتبردوزبانه
• تاریخ‌های خالی محدود!
نمایشگاه بعدی می‌تونه مال تو باشه.
برای دریافت هزینه‌ها، جزئیات و زمان‌های آزاد همین‌جا پیام بده.
حرفه‌ای بدرخش ... دیدن ادامه ››
لطفا به این لینک بپیوندید
آیدی ما در بله /اینستاگرام/تلگرام

@entezami_artgallery

☎️ ۰۹۱۲۱۵۰۱۴۸۶تعیین وقت و مشاوره
📍آدرس تهران خیابان شریعتی نرسیده به سر معلم پلاک ۶۰۸ واحد ۵
سالار ناجی و الهام این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هنرتجسمی، بصری یا دیداری هم نیز گفته میشود.
امیرمسعود فدائی، آوانس کات و کژال این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شاید اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، احساسات ساده و طبیعی ما، تضاد آشکاری با قوانین او داشته باشد. پس شخصیت منفی داستان واقعا کیست؟

برداشتی از مریلین مونرو
اوایل تابستان ۴۰۴
رنگ روغن / بوم ۵۰:۷۰
فوق العاده و بی نظیر هستید
من همیشه کار های شما را دنبال می کنم
نگاه شما به طراحی متفاوت و خاص است
بدرخشید
به امید دیدار
۰۱ اردیبهشت
یاسمن ی
فوق العاده و بی نظیر هستید من همیشه کار های شما را دنبال می کنم نگاه شما به طراحی متفاوت و خاص است بدرخشید به امید دیدار
متشکرم خانم یوسفی از لطفتون 🙏 به امید دیدار
۰۱ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فضا هنری میرانا جایی برای هنر و دوستداران هنر
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نام اثر: زمستان
سال : 1391
هنرمند اثر : مریم حیدرزاده
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
طراحی چهره سفارش طراحی
سحر انتظامی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هنر های تجسمی بصری یا دیداری نیز گفته می‌شود،
از هنر های متنی به طرح است.
شیدا هاشم سلگی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گزارش خبری: «میتوژن نخست» با موضوع نگارگری
نخستین نمایشگاه گروهی «میتوژن» از عصر جمعه ۶ دی‌ماه تا پنجشنبه ۱۲ دی‌ماه ۱۴۰۳ در نگارخانه لاجورد برگزار شد؛ رویدادی که به ابتکار «کانون مطالعات اسطوره‌شناختی میت‌اوخته» وابسته به گروه پژوهشی «پیدایش» و با همکاری «مؤسسه کتاب‌آرایی ایرانی» شکل گرفت. این نمایشگاه، نخستین گام از طرح پژوهشی «میتوژن» بود؛ طرحی که هدف آن گرامی‌داشت هنرمندانی است که آثارشان با اسطوره‌ها پیوند دارد و در مسیر خلق هنری، به بازخوانی و بازآفرینی روایت‌های اسطوره‌ای می‌پردازند.
در «میتوژن نخست»، مجموعه‌ای از آثار نگارگری ارائه شد؛ آثاری که نه تنها جلوه‌های زیبایی‌شناختی داشتند، بلکه به‌مثابه متونی میتوژنیک مورد توجه قرار گرفتند. پژوهشگران کانون، با رویکرد اسطوره‌شناختی، هر اثر را تحلیل کردند تا وجوه میتوژنیک آن روشن شود. این تحلیل‌ها در قالب «کاتالوگ مجازی» منتشر شد؛ کاتالوگی که علاوه بر رزومه هنرمندان، شامل تحلیل اسطوره‌شناختی هر اثر نیز بود و به مخاطبان امکان می‌داد تا درک عمیق‌تری از نسبت میان هنر و اسطوره به دست آورند.
یکی از ویژگی‌های این نمایشگاه، استفاده از فناوری‌های نوین برای دسترسی مخاطبان به محتوای پژوهشی بود. در کنار هر اثر، کیوآرکدی قرار داشت که مخاطب را به تحلیل اختصاصی همان اثر هدایت می‌کرد. همچنین، کیوآرکد درج‌شده در پوستر نمایشگاه امکان مطالعه مجموعه کامل تحلیل‌ها را فراهم می‌ساخت. این شیوه، نمایشگاه را از یک رویداد صرفاً بصری به تجربه‌ای پژوهشی و چندلایه بدل کرد؛ تجربه‌ای که مخاطب را به پرسش از نسبت میان اسطوره و تصویر، میان روایت و نگاره، ... دیدن ادامه ›› فرا می‌خواند.
نمایشگاه «میتوژن نخست» نشان داد که نگارگری، در پیوند با اسطوره و پژوهش، می‌تواند به بیانی فلسفی بدل شود؛ بیانی که مخاطب را نه تنها به تماشای اثر، بلکه به اندیشیدن، پرسشگری و بازاندیشی در نسبت میان هنر و اسطوره دعوت می‌کند. این رویداد، همچنین بر اهمیت هم‌افزایی میان هنرمندان و پژوهشگران تأکید داشت؛ جایی که هنر، پژوهش و فناوری در کنار هم قرار گرفتند تا تجربه‌ای تازه برای مخاطب رقم بزنند.
به این ترتیب، «میتوژن نخست» تنها یک نمایشگاه هنری نبود، بلکه عرصه‌ای برای گفت‌وگو میان سنت نگارگری ایرانی و رویکردهای نوین اسطوره‌شناختی بود؛ عرصه‌ای که نشان داد هنر معاصر، هنگامی که با پژوهش و اندیشه درهم می‌آمیزد، می‌تواند به بستری برای بازاندیشی در میراث فرهنگی و اسطوره‌ای بدل شود.
این سنخ هنر تلاش می‌کنه به حوالی امری که با زبان نمی‌شه تقریرش کرد، نزدیک بشه. هیچ‌وقت هم بهش نمی‌رسه .
حمیدرضا طالبی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ایونت هنر حمایت و معرفی برندها طراحان مزون ها هنرمندان ۲۷ و ۲۸ آذر برج های رونیکا پالاس تهران با حمایت پلتفرم هنر
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هنر های تجسمی بسیار گسترده است.
هنرهای تجسمی که به آن گاهی هنرهای بصری یا دیداری نیز گفته می‌شود، آن گروه از هنرهای مبتنی بر طرح است که مشخصاً حس بینایی را مخاطب قرار می‌دهند. هنر هایی چون نقاشی، و طراحی‌.
محمد فروزنده این را خواند
شیدا هاشم سلگی و عبدالرحمن عزیزی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
طراحی و هنرهای تجسمی بسیار گسترده‌است. در اصل این قلمرو همهٔ آنچه که می‌توان دید به جز نمایش را در بر می‌گیرد. البته مرز مشخص و درستی میان این تعاریف نیست؛ مثلاً توجه کنید به هنر تن و بدن یا مثلاً فیلم و هنر رسانه‌ای که می‌توانند همهٔ دسته‌های دیگر هنر را در خود جای دهند.
شیدا هاشم سلگی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید