آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش صدای آهسته‌ی برف
S3 : 11:22:20 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۰۸ آبان تا ۲۲ آذر ۱۳۹۸
۲۲:۴۵
۱ ساعت
بها: ۵۰,۰۰۰ تومان
کلبه‌ای در کوهستان؛ برف آنقدر سنگین باریده است که کوچک‌ترین صدایی بهمن را هوار می‌کند.

- خانم‌ها بهناز جعفری و معصومه کاظمی در یک نقش حاضر خواهند شد و خانم بهناز جعفری فقط ۲۰ شب نخست اجرا در نمایش حضور خواهند داشت.

- برنده‌ی جایزه بزرگ جشنواره بین‌المللی ایت‌سلف ورشو ( لهستان ) - ۲۰۱۵
- برترین تئاتر سال ۱۳۹۳ به انتخاب کانون نویسندگان و منتقدان تئاتر - بهار ۱۳۹۴
- برترین تئاتر سال ۱۳۹۳ در انتخاب سالانه منتقدان مجله تجربه – اسفند - ۱۳۹۳
- کاندید بهترین طراحی صحنه از سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر - بهمن ۱۳۹۳

 اجراهای پیشین نمایش :
-اجرای عمومی در سالن استاد سمندریان مجموعه تماشاخانه ایرانشهر –مهر و آبان ۱۳۹۳- تهران، ایران
-اجرا در سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر – بهمن ۱۳۹۳– تهران، ایران
- اجرا در جشنواره Aguste 2015 - Georg Town Art Festival کشور مالزی Pinang
- اجرا در جشنواره  June 2015 -   ITSELF International Theater  کشور لهستان Warsaw
- اجرا در جشنواره July 2015 -  Venice Open Stage کشور ایتالیا Venice

توجه: تماشای این نمایش برای زنان باردار و بیماران قلبی توصیه نمی‌شود.

 

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش صدای آهسته‌ی برف / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› «صدای آهسته ی برف» در تئاتر مستقل تمدید شد

ویدیوها

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
گووومب....[صدای کوبیده شدن در]
متنت رو رو "دوست دارم" اصل رو نه؛ "منتفرم".
۱۸ فروردین
خودمم همینطور ؛))
۱۸ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ریتم کند و کشدار نمایش در خدمت موقعیت یکنواختی است که درام داستان را تشکیل می دهد. در واقع این کندی آزاردهنده آدم های نمایش ، سازگار با شرایط موجود می شود که نه تنها خسته کننده نیست بلکه یک جور ارتباط عاطفی را با مخاطب برقرار می کند .حس و حال سرمای کوهستانی با نور آبی و صدای بورانی که در سراسر کار جاریست فکر وفضای بیننده را با خود همگون می کند ، بطوری که می شود ساعت ها به تماشای آن کلبه کوچک و انزوای درونی ملموس با اروح تنهامانده نشست . نجواگونه صحبت کردن کاراکترها نیز که گاهی حتا بسختی بگوش می رسد از نکات جالب کار است. انگار دراین مسیر دوار حرکات تکراری ، زبان گفتار هم حرف قابل شنیدنی ندارد که اهمیت داشته باشد. علاوه بر وجه تصویری و حسی، کار دارای زیرلایه های ژرف تری هم هست و مظلومیت زن در آن دنیای کوچک و ناچیز، پوچی زندگی که تا مغز استخوان رسوخ کرده و عقیم بودن حسی انسانی که بشکل یک گرگ کوهستان همواره بر زندگی حاکم است به رخ کشیده می شود .
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
نفیسه نوری و بیژن وکیلی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

یادداشتی درباره نمایش «صدای آهسته‌ی برف» کاری از جابر رمضانی
همه چیز در حال سقوط است، درست مثل هراس بهمن

نمایش «صدای آهسته‌ی برف» به کارگردانی جابر رمضانی پس از پنج سال و پس از اجرا در کشورهای لهستان، ایتالیا و مالزی، از 8 آبان ماه در تئاتر مستقل تهران مجددا روی صحنه رفت.

اعتمادآنلاین | علی اتحاد- دوره‌ی کاری جابر رمضانی را باید که به عنوان روایتی به هم پیوسته و دنباله‌دار تلقی کرد. جمله‌ی نخست این متن ادعایی زیبایی‌شناسانه نیست؛ بلکه پیشنهادی‌ است که به مخاطبان یاری می‌دهد تا فهمی عمیق‌تر، گسترده‌تر و چند وجهی‌تر از آثار رمضانی به چنگ آورند.

«صدای آهسته‌ی برف» هر چند که به تازگی ... دیدن ادامه ›› اجرا شده اما اثری مربوط پنج سال پیش است. پس بهتر است در دوره‌ی کاری جابر رمضانی کمی آن را به عقب ببریم تا در جای خود قرار گیرد. از همین روست که رمضانی آن را بدون هیچ تغییری باز اجرا می‌کند. او باور دارد که این قطعه در پازل دوره‌ی کاری‌اش باید در جایی مشخص و با کارکردهای آن روزگار شناخته شود.

«صدای آهسته‌ی برف» اما درباره‌ی چیست؟ قصه بسیار ساده است. کلبه‌ای در ناکجایی کوهستانی میان برف جای گرفته؛ کلبه‌ای با چهار نفر زن و مرد. همه چیز در سکوتی مرگ‌‌آور غرق است.

کوچک‌ترین صدایی برف‌ها را به حرکت وا می‌دارد و بهمن کلبه را با خود خواهد برد. در این میان زنی حامله است که چیزی به وضع حمل‌اش نمانده؛ پس صدایی بلند در راه است.

این قصه‌ی ساده به قدر کافی هراس‌انگیز است. اما کار به همین اندازه ختم نمی‌شود. وحشتی بیشتر در راه است.
بیایید از خط روایت دور شویم و به شکل اجرا بپردازیم. جابر رمضانی پیش از این هم بارها و بارها نشان داده که بیش از قصه با فرم سخن می‌گوید.

او این جا هم بستری پانورامیک می‌سازد. افقی گسترده که برای دنبال کردن‌اش از این سو به آن سو باید سر گرداند؛ درست مانند نمایش‌های پیشین‌اش «سوراخ»، «نمی‌تونیم راجع‌ بهش حرف بزنیم» و «موی سیاه خرس زخمی» و یا چیزی شبیه به سنت صحنه پردازی کابوکی.

صحنه به حد امکان تالار نمایش به درازا کشیده شده است. صحنه خود را در افق می‌گسترد تا تمثالی از جهان برابر ما بسازد.

در «صدای آهسته‌ی برف» هم صحنه پانورامیک و مملو از برف است. جایی انتهای صحنه کلبه‌ای برش خورده است و به مخاطب اجازه می‌دهد که درون کلبه را ببیند. کلبه‌ی بریده شیب‌دار ساخته شده.

همه چیز در حال سقوط است. درست مثل هراس بهمن که از شیب کوه پایین خواهد آمد به صدایی کوچک حتی. همه چیز موقتی است و در عین حال عریان و فرساینده. فرساینده مانند برفی که تمام زمستان می‌بارد؛ درست مانند سکوت که به وسعت زمستان خود را کش می‌دهد؛ درست مثل سکوت که مدام است؛ درست مثل آرزوی رسیدن بهار؛ درست همچون آرزوی زاییدن در بهار، عشق ورزیدن در بهار، رخت نو پوشیدن در بهار، دوباره خندیدن در بهار.

نمایش با پایین‌ترین صدای ممکن اجرا می‌شود. نمایش ترکیبی از صدای ضبط‌ شده‌ است که از بلندگوها پخش می‌شود و صدای پچ پچ بازیگران زنده.

مخاطب «صدای آهسته‌ی برف» باید نفس در سینه حبس کند تا چیزی بشنود. گاهی حتی وقتی نفس نمی‌کشی هم چیزی شنیده نمی‌شود. هراس سقوط بهمن آن چنان مدام است که نفس شخصیت‌ها را برای گفتن کلامی با صدایی حتی کمی بلندتر بند می‌آورد. این سکوت، این پچ پچه، این خفگی کش‌دار تمام جانِ نمایش جابر رمضانی است.

او آینه‌ای برابر مخاطبان می‌گذارد تا سکوت‌شان را به رخ‌شان بکشد. شاید با خودت خیال کنی که یک بار، تنها یک بار باید فریاد زد و پیه بهمن را هم به تن مالید.

اما کسی چیزی نمی‌گوید؛ نه وقتی که دو مرد در هم می‌آویزند؛ نه وقتی که عروس را می‌برند که زنده به گور شود؛ نه وقتی که زن می‌زاید؛ نه وقتی که دو مرد با خاطره‌ای طنز‌آمیز و پر از کنایه از خنده روی زمین می‌افتند؛ نه حتی وقتی نمایش به پایان می‌رسد و مخاطبان سرگردان و نیمه‌کاره و رها شده در سکوت از تالار نمایش بیرون می‌روند.

همه چیز در سکوت است مگر آن وقت که گرگ بی هیچ پروایی پا در خانه می‌گذارد. گرگ آزاد است. در سرزمین «صدای آهسته‌ی برف» گرگ بیش از هر جانداری بی‌پرواست. او از بهمن نمی‌هراسد. او در سکوت به همه جا سرک می‌کشد. شاید او از جنس بهمن است؛ نه؟

https://etemadonline.com/content/374954/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86
مهدی تاج الدین این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به عنوان کسی که یک شب بعد از شروع و یک شب قبل از پایان اجراها ،این نمایش رو دیدم
باید بگم خیلی ازین نمایش با من مونده . توی وجودم ته نشین شده . روزها بعد از تماشای اولم، اثر خوب خودش رو بهم نشون میداد.
طراحی صحنه / مجموع بازی های دقیق / بخصوص چندین لحظه ی درخشان از کمال کلانتر /
و طراحی صدا که ناب میکرد تجربه ی تماشای اثر رو .
حواله کردنِ همه چیز به بهار...!
تماشاچیان محترم
به اطلاع می رساند که بدلیل حال نا مساعد یکی از بازیگران اجرای امروز دوشنبه 18 آذر ساعت 22:45 کنسل می باشد.
گروه اجرایی با عذرخواهی از مخاطبانی که برای اجرای امروز بلیت تهیه کرده بودند با هماهنگی با سامانه فروش بلیت اینترنتی تیوال در سه روز پایانی هفته ( سه روز پایانی اجرا) میزبان مخاطبان عزیز خواهد بود

خدا سلامتی بده بهشون
۱۸ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش پنجشنبه ۲۱ و جمعه ۲۲ آذرماه سانس ۲۲:۴۵ به کارگردانی جابر رمضانی و بازی مسیح کاظمی، کمال کلانتر، محمد صادق ملک، مریم نورمحمدی، بهنام شاملو، امروز دوشنبه ۱۸ آذرماه ساعت ۱۸ آغاز خواهد شد.
همچنین خرید بلیت چهارشنبه ۲۰ آذرماه از روزهای پایانی این نمایش، آغاز شده است.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به آگاهی می‌رسد اجرای امروز دوشنبه ۱۸ آذرماه این نمایش لغو شده است. خریداران محترم به منظور جابجایی بلیت‌های خود لطفاْ با پشتیبانی تیوال تماس بگیرید.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت چهارشنبه ۲۰ آذرماه از روزهای پایانی این نمایش، به کارگردانی جابر رمضانی و بازی مسیح کاظمی، کمال کلانتر، محمد صادق ملک، مریم نورمحمدی، بهنام شاملو همینک آغاز شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اول از همه طراحی صحنه و تئاتر در تصویر به نظر من این شکلی است, صحنه و لباس ها حرف نداشتند, موسیقی و صداها بی نظیر بودند و دقت در آن ها به شدت به فضاسازی کمک میکرد, طراحی نور هم کاملا خوب انجام شده بود. بازیگر مرد کار که پدر بچه بود دیالوگ هایش حتی با وجود هاش اف شنیده نمیشد, بازیگر زن حامله و پدربزرگ به خوبی و با به اندازه بازی کردن کیفیت کار را بالا بردند, من شبی نمایش را دیدم که خانم بهناز جعفری دیگر نبودند, چیزی که باعث شد من بازهم نمایش را دوست داشته باشم تصور کردن خانم جعفری در اکت های بازیگر جایگزین بود, زیرا که اصلا به این بازیگر این نقش نمی آمد. مدت زمان بسیار به اندازه, قصه ی بسیار ساده, صداهای بسیار درست, نور فوق العاده و بعضا بازی های خوب این انرژی را بسیار دیدنی کرده. خسته نباشید
خرید بلیت سانس تاره این نمایش (سه‌شنبه ۱۹ آذرماه) به کارگردانی جابر رمضانی و بازی مسیح کاظمی، کمال کلانتر، محمد صادق ملک، مریم نورمحمدی، بهنام شاملو همینک آغاز شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به آگاهی می‌رسد اجرای این نمایش تمدید و خرید بلیت روزهای تازه این نمایش (یکشنبه ۱۷ و دوشنبه ۱۸ آذرماه ساعت ۲۲:۴۵) به کارگردانی جابر رمضانی و بازی مسیح کاظمی، کمال کلانتر، محمد صادق ملک، مریم نورمحمدی، بهنام شاملو از امروز چهارشنبه ۱۳ آذرماه ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
Naaghmee (naaghmee)
درباره نمایش صدای آهسته برف (برگه وابسته) i
نمایش با این همه جایزه، سالن پر با فروش بلیط های خارج از ظرفیت، جوری تموم شد که تماشاچی نمیدونست بره یا بمونه و ببینه که خب، آخرش چی میشه. یعنی باورش نمیشد نمایش تموم شده!!! آقا گرگه با کت و شلوار و کفش ورنی و صورتک گرگ در حد نمایش های کودکانه سینما بلوار قدیم، چی بود واقعا؟!
خیلی بی سر و ته بود
نه دیالوگی نه داستانی
واقعا متاسفم
سلام
روز جمعه اجرا نداره گروه نمایشی ؟ و اینکه اگر اجرا ندارن آیا تمدید میشه کار؟
زهره مقدم این را خواند
محمد لهاک ⭐ ( آقای سوبژه ) این را دوست دارد
گروه همیاری (support)
درود بر شما
روز جمعه به دلیل تقارن با شهادت این نمایش اجرا نخواهد داشت. همچنین در مورد تاریخ پایان این نمایش تیوال در حال استعلام از گروه محترم اجرایی بوده و به زودی نتیجه اعلام خواهد شد.
با سپاس
۱۱ آذر ۱۳۹۸
گروه همیاری (support)
درود بر شما
پیرو هماهنگی تلفنی موارد بالا رفع ابهام شد.
با سپاس
۱۱ آذر ۱۳۹۸
درود بر شما و ممنون از تماس و پیام پر مهرتون
۱۱ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پنج سال پیش به خاطر شرایطی این فرصت پیش نیومد که این تئاتر رو ببینم و دیروز موفق به دیدنش شدم.
بازی ها عالی بودن. موضوع به حدی قوی بود که تا هر چقدر بهش فکر میکنم سیر نمیشم
در کل پیشنهاد میکنم اگه تا حالا موفق نشدین این تئاتر رو ببینین در روز های آخر از دست ندینش
جدی دارید میگید که "موضوع به حدی قوی بود که تا هر چقدر بهش فکر میکنم سیر نمیشم" ؟؟
واقعا ؟ جدی واقعا دارید از موضوع این تئاتر به این شکل تعریف میکنید ؟
متاسفانه انقدر موضوع سطحی و پرداخت به اون در حد ابتدایی صورت گرفته بود که حتی نظری هم نمیشه داد بهش !
حالا نمیدونم شما چرا دارید از این نمایش تعریف میکنید ..
ریتم به شدت کند , همینطور بازی ها در نوع خودش عجیب غریب مصنوعی , موضوع کاملا سطحی که حتی بیننده رو دور میکنه از هرگونه تفکر یا ... دیدن ادامه ›› تلنگری !
در واقع هدف , لمس وقایع , همزادپنداری و همینطور درگیر شدن حس هستش که البته باید ذکر کنم به واسطه میزانسن و دکور نمایش و چند تا چیز کوچیک دیگه حدودا ۲۰ ٪ میسر شده بود ( با ارفاق )
و آخرین نکته اینه که بعد از روشن شدن چراغ , تمامی تماشاچیا هاج و واج منتظر بودن که چه واکنشی باید نشون بدن که در نوع خودش هم جالب بود و هم عجیب ( دست بزنن یا بشینن یا پاشن یا برن یا ...‌)
در نهایت خیلی افراطی نمیخوام به قضیه نگاه کنم در غیر این صورت کاملا نمره ای که میدادم میتونست متفاوت باشه که با تمام این تفاسیر از ۱۰ به شخصه ۴ نمره منه به این نمایش ..
خسته نباشید به عوامل اجرا
سپاس
۱۴ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بطور متوسط دوبار در ماه از طریق سایت خوب تیوال موفق به دیدن تئاترهای سطح تهران می شوم. متاسفانه باید بگم بدترین تجربه من در این سالها دیدن نمایش صدای آهسته برف بود که چندشب پیش دیدم. بسیار بد!! از هر نظر ضعیف، صدا، بازی افراد، داستان بی ربط به طوری که حتی یک بروشور تهیه نکرده بودند که توضیحی داده باشند. قیافه اکثریت حصار در پایان نمایش دیدنی بود که هیچکدام لذت نبرده بودند . فقط وقت خود را تلف کردم. متاسفانه ۵۰ تومان بلیط دادم که کاش می شد پس بگیرم اصلا نمی ارزید. در یک کلمه افتضاح بود! اگه میشه بگذارید تئاتری دیگر بروم با آن پول. خیلی ناراحتم که رفتم به این نمایش. احساس می کنم با شعور من بازی کردند!
باسلام
در رابطه با فضا و کارکرد بصری و حسی ؛ نمایش لذتبخش بود . کاملا تماشاگر درگیر دکورخوب و فضاسازی این نمایش میشد. صدای کوهستان و محیط نمایش جذاب بود . منتها متن اثر آنچنان چالش برانگیز نبود و تنها از روزمرگی و زندگی و فرهنگ فقیرانه حاکم بر خانواده حکایت می‌کرد تا جایی که جنس زن چه در مقام نوزاد و یا همسر را بی مقدار و محکوم به مرگ توصیف میکرد.
صدای اهسته برف
دوست داشتم سکوت همرام با تفکر و طراحی خوب بازی های خوب
پیشنهاد میشه
کاش گوش شنوایی باشد تا صدای آهسته در برف را بشنود
صدای آهسته برف سرشار از نا گفته هاست

صدای آهسته برف صدای مردمی است که در شیب تند روزگار بجای ساختن زمینی مسطح در فکر خفه کردن رویشی هستند که شاید صدایش به گوش بهمن برسد
صدای آهسته برف صدای سهمیه بندی غداهاست لاشه های، متعفن موجود که به خوردنشان قانعیم وبرایشان صف میبندیم
صدای آهسته برف صدای روز ، مرگی ماست که خوردن وخوابیدن تنها دارایی و دلخوشیمان است
صدای آهسته برف صدای خفه شده ساز هنرمندانی است که از ترس آوار بهمن خفه اش کردیم و هراس را در چشمان وق زده کاسبکاران از دیدنش میشود زیست کرد
صدای آهسته برف صدای تبر هایی است که با دست خودمان بر رویش جوانه هامان میزنیم
صدای اهسته برف صدای تیغی است که نه برای رهایی از بهمن بل برای قسمت لاشه ... دیدن ادامه ›› ها بر میکشیم تا به بدوی ترینِ ممکن را ، زندگی کنیم
صدای آهسته برف صدای زیر زمین های ترس و مرگ است که عریان برای ترسیدن ما به نمایش در می آید تا بدانیم هر صدایی محکوم به مرگ است
هر زایشی و هر رویشی
صدای آهسته برف صدای فاصله ماست با مردمی که می‌توانند حرف میزنند
صدای آهسته برف زندگی در سراشیبی سقوط در زیر فشار بار جبر در خفقان جغرافیایی در حضیض نکبت بار تقدیر خود خواسته است
صدای آهسته برف صدای گرگ نما هایی است که در توهم توطئه مان در خیال شایعه به کشتن تفکر آمدند اما خود پاسدار فریادند
صدای آهسته برف صدای مردم درمانده ای است که تن به قهر و خفت و ذلت میدهند اما ....
صدای آهسته برف میکوشد که در سکوت مخاطبی که به آروغ روشنفکری مزین است و به ایرادهای من درآوردیش قانع، به فکر فرو ببرد

زمان زیادی است که میخواهم برایش بنویسم اما سکوت به بهانه حراست پیشه کرده بودم همان سنگر اشتباه را.....
برای من امتیاز اثر ⭐⭐⭐⭐⭐ است
از جنس ستاره ای مثل زهره

عالی نوشتید جناب لهاک.
۰۹ آذر ۱۳۹۸
جناب کیانی نازنین
اساساً هنر و بخصوص تئاتر برای هر فرد تجربه مواجهه شخصی است
اینکه من چگونه با اثر مواجهه میشوم با نوع مواجهه صندلی کناری من قطعا واکنش متفاوتی است
حقیقتا این چند خط از حدود چهار صفحه مطلب را فقط به این خاطر درج کردم که نگاه سطحی برخی از کاربران آزارم داد
ورنه به دلیل عدم حساسیت به اجرا در سکوتی عمیق از درخشش اثر لذت می‌بردم
مواجهه من با این اثر پنج خورشید بود و نه پنج ستاره حتی
جابر رمضانی چنان لایه مند به روایت حکایتی ملموس میپردازد که هوش از سر من میرود
۰۹ آذر ۱۳۹۸
جناب لهاک عزیز..
یادم هست سال ۸۳، هفتم فروردین اولین بار استالکر
تارکوفسکی را دیدم...
و دوستی در سفر بود و هنگام پخش این فیلم و حوصله
سر رفتن شان گفت: اگر این محمد حسن اینجا بود می
گفت : شاهکاره... خاطره را اواخر تعطیلات گفت...
ید طولایی در دیدن آثار آرام دارم ... دیدن ادامه ›› و لذت می برم...
اما هر نمایش بر اساس چیزی باید جذاب باشند
این نمایش در گفتار زیاده گو هست..
نجمه و دیالوگ شبانه زن و شوهر...
و در جایی کم گو که همانا گرگ است..
اسلوموشن راه رفتنشان شبیه آیین مذهبی کمکی به
زیر متن کار نمی کند...
من در چند جا خوابم می گیرد یکی موقع بزن بزن های
فیلم های جکی جانی بدون دلیل و عناصر دراماتیک ..
و دوم در کلام های زاید مثل سریالهای تلویزیونی
خوبش تازه پایتخت است که بیان فقط پینگ پنگی
رد و بدل می شود...
یکی دیگر همین فضاهای ساکن که کارگردان از این
فضاها بدرستی استفاده نمی کنه..
ترس و دلهره از ریزش بهمن
ناراحتی از طوقان بهمن اور..
نگاه کردن از پنجره ها به خاطر اضطراب از بهمن..
توضیح ندادن در مورد نگاه به گرگ و یا خرافه های محل
کش دار کردن زمان با عناصری مثل خوردن طولانی مدت
یا کنده کاری و... نه مثل مراسم آیینی ۵۰ سال قبل
سرخپوستی - آفریقایی اسلوموشون راه بروند و...
اینها ایراد است...
البته اثر به اثر فرق دارد..
اینها همان چسپی بود که نداشت..
و گرنه این سبک جزو علایق من است‌.
فضاهای دلنشین با ریتم دقیق و درست و بازنماینده
شرلیط آنها در این فضا ... فضایی که به تماشاچی
اجازه می دهد آرام ارام به محیط خلوت این نمایش
پای بگذارد.
۱۰ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید