یک بخش به جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان اضافه شدبخش «تئاتر با اجرای کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال» به بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان اضافه شد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، براساس اعلام دبیرخانه بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان، بخش «تئاتر با اجرای کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال» به این دوره از رویداد اضافه شد.
«تئاتر با اجرای کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال» از بخشهای تازه بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان است که فرصتی به منظور دیده و ارزیابی شدن فعالیت معلمان، اساتید و کودکان و نوجوانانی که در تولید آثار نمایشی فعالیت دارند، ایجاد خواهد کرد.
آخرین مهلت دریافت فیلمهای این بخش ۱۶ آذر ماه است. بدیهی است عوامل اجرایی روی صحنه، همچون عروسکگردان، بازیگران باید در رده سنی زیر ١٨ سال باشند اما ممنوعیتی بابت سن و سال کارگردان، نویسنده و دیگر عوامل نمایش نیست و این امکان وجود دارد که این افراد حرفهای نیز باشند.
تمام گونههای نمایشی همچون عروسکی، خیابانی و صحنهای که از اول مهر ماه ١٣٩٨ تا پایان شهریور ماه برای گروه سنی کودک و نوجوان تولید شدهاند، در صورتیکه حتی اجرای عمومی نداشته باشند، میتوانند متقاضی شرکت در این بخش از جشنواره باشند.
بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان اسفند ماه سال جاری در همدان برگزار میشود.
مهسا ظهیری، بازیگر تئاتر:برخی بازیگران تئاتر میخواهند با تقلید راه صد ساله را یک شبِ طی کنند مهسا ظهیری در گفتوگو با میزان پیرامون نقش خود در نمایش «هاری» گفت: من در نمایش «هاری» در قالب شخصیت «دلی» به ایفای نقش میپردازم، دلی شخصی است که دلربای حضرت اشرف است و دوست دارد از خودش برای دیگران بگوید؛ او از اینکه توی سرش مدام کلمهها میچرخند میخواهد سخن بگوید، اما در این امر ناتوان است،وی در همین راستا ابراز کرد: در ادامه داستان نمایش «هاری» ما به این خواهیم رسید که صبر کلید تمام موفقیت هاست و امیدوارم روزی همه از این خواب غفلت بیدار شویم و به آگاهی وجدان و دل برسیم.
این بازیگر تئاتر با اشاره به مضمون داستان نمایش «هاری» اظهاری کرد: این نمایش در واقع به جایگاه قدرت میپردازد که ممکن است هر فردی به آن برسد و این که چطور از آن استفاده کند بسیار مهم است. زبان نمایش به ادبیات قاجار طعنه میزند بنابراین مخاطب در تماشای این نمایش مجبور است به خود فرصت بدهد؛ فرصتی برای یافتن، جستن، پیدا کردن و چیزی که حتی خودش هم نمیداند چیست، مخاطب برای دیدن نمایش «هاری» نیازی به توضیح ندارد چرا که به واسطه اشتراک ذهنی با هنرمند در تجربه امر فقدان در جهان امروز تعابیر درون شخصیتها را تشخیص میدهد.
این بازیگر تئاتر پیرامون ریسک اجرای نمایش در شرایط کرونایی بیان کرد: همه عاشقان ریسک میکنند، تىاتر عشق و کار ما تئاتریها است، من معتقدم این جداسازی تئاتر از دیگر فعالیتهای هنری و غیر هنری اشتباه است، این روزها ما در حال اجرای نمایش «هاری» هستیم و امیدوارم مردم از دیدن این نمایش لذت کافی را ببرید تا تلاش گروه اجرایی دیده شود، همین برای ما کافیست.
ظهیری با اشاره به ورود علاقمندان به عرصه هنرهای نمایشی ابراز کرد: در نسل جوان پویایی و طالب بودن برای کسب دانش کمرنگ شده و علاقمندان به بازیگری براساس الگوبرداری و تقلید میخواهند راه صد ساله را یک شبه طی کنند، این افراد کمتر پیش آمده در جایگاهی باشند و رشد کنند و ورودشان به عرصه بازیگری همانند شهابی است که زود خاموش میشود.
وی خاطرنشان کرد: «هاری» ماحصل چندین ماه تلاش ما و به همت تمام بچه ها، تک به تک که پا به پای هم همقدم شدیم است ، یک بازیگر برای جان بخشیدن به نقش خود چه کاری باید انجام دهد جز آنکه از جان مایه بگذارد؛ ما این کار را با تمام وجود انجام دادیم، از افشین زمانی کارگردان و بازیگر نمایش «هاری» صمیمانه قدردانی میکنم که نقش «دلی» را به من بخشید.
در پردیس تئاتر شهرزاد؛ "شتر مرغ" به صحنه میرودنمایش "شتر مرغ" به نویسندگی و کارگردانی محمد لهراسبی و تهیه کنندگی امیدرضا سپهری و مهدی کریمپور در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود.
آخرین اجرای گروه تئاتر مربع ۱۱ ، نمایش موزیکال عروس مردگان به کارگردانی امیدرضا سپهری است و این گروه در جدیدترین فعالیت خود، نمایش شتر مرغ را تهیه می کند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: چند نفر بدون اینکه بدانند در دنیایی عجیب گیر افتاده اند. در این میان یکی از آنها مدام سعی میکند دیگران را مجاب کند که چیزی این وسط اشتباه است اما...
بازیگران و دیگر عوامل نمایش به زودی اعلام خواهد شد
یادداشت رضا بهکام برای نمایش «سنتز»دگردیسی ثنویت متنافرچگالی تفسیر بر اتمسفر نمایش های صامت همواره مخاطب را بر پیمایش سایه های بلندی از ذهن پروازی اش قرار می دهد، اتفاقی که در تئاتر «سنتز» به کارگردانی «علیرضا اخوان» شاهدش هستیم. هر آنچه که در فرایند تولید تز و آنتی تز های فراوان ضلع سوم نمایش(مخاطب) را به سنتز های مشابه ای منتج می کند، رویدادهایی که با تأکید بر تکرار حلقه های متناظر بر اساس درکی از عناصر و المان های صحنه ای و برداشت های محتوایی، اثر را در فرمی هندسی محتوم می کند.
واژه فعل مند «قربانی» که می توان آن را به «قربانی کردن» یا «قربانی شدن» نیز تعمیم داد همواره با خوانش هایی از ادیان الهی عجین بوده است. قصه «اسحاق و ابراهیم» در خوانش مسیحی-عبری و «اسماعیل و ابراهیم» در خوانش اسلامی همواره بر اساس پیرنگ بیرونی و عملگرای قربانی کردن(شدن) به مضمون «امتحان الهی» الصاق شده است اما آیا در تمام این فعلیت به غایت بی پروا که همواره فاعلیت مد نظر اصلی در اعصار مختلف بوده است سویه روانشناختی مبتنی بر خشم و تحمل از سوی مفعول واژه صدرالوصف در بخش تاریک جهان علت و معلولی قرار گرفته است؟ خوانش بزرگان فلسفه نظیر آگوستین، سورن کی یرکگور، هابز و کانت در این وادی خالی از لطف نیست.
نقبی به قصه تاریخی می زنیم تا اندکی رخداد فعل مذکور را مورد تفقد قرار دهیم:
«ابراهیم اسحاق را در جوانی به کوه موریا برد تا به دستور خدا قربانگاهی بسازد و او را قربانی کند؛ چون اسحاق فرزند مورد علاقه او بود. اگرچه کتاب مقّدس سن اسحاق را مشخص نکردهاست، مسلماً او به اندازهای بزرگ شده بود که معنای قربانی شدن را بداند. اسحاق هیزمهای مورد نیاز برای قربانگاه را شخصاً حمل کرد. چون قربانگاه آماده شد، اسحاق از ابراهیم پرسید: «برّه قربانی کجاست؟» و ابراهیم پاسخ داد: «خدا برّه قربانی خود را آماده خواهد کرد.» در کتاب مقّدس آمدهاست که «هر دو با هم راه میرفتند» و اسحاق ساکت بود، که به معنای تسلیم او در برابر خواست خدا بود. زمانی که ابراهیم فرزندش را به قربانگاه بست و چاقو را برای کشتن او بیرون آورد، در آخرین لحظه فرشتهای از جانب خدا آمد و او را از این کار بازداشت. در عوض، از او خواست قوچی را قربانی کند که در آن نزدیکی بود.»
اگرچه که امر فدایی کردن از ریشه امتحان ابراهیمی نشأت می گیرد و در کتب مقّدس و برخی اندیشمندان بر مضمون «ایمان» آن والا مقام دلالت دارد اما در لحظات قربانی کردن در قربانگاه چه بر روان شخصیت اسحاق گذشته است؟ ریشه ایثار در او(اسحاق) به سبب مفعولیت در امر قربانی شدن از چه درجه ی اهمیتی برخوردار بوده است؟ بخش های تاریکی که در اندیشه جزمی به درستی پرداخته نشده است، روندی که «امانوئل کانت» فیلسوف آلمانی آن را به باد انتقاد می گیرد، وی صراحتاً ابراهیم را به دلیل تلاش برای کشتن اسحاق محکوم میکند: «حتی اگر خدا واقعاً با انسانی صحبت کند، آن انسان بهطور قطع نمیتواند مطمئن باشد که صدا از جانب خداست؛ اما در برخی موارد، انسان میتواند مطمئن باشد که صدا از جانب خدا نیست؛ مثلاً اگر صدا از او بخواهد کاری برخلاف قوانین اخلاقی انجام دهد، او (انسان) باید این را توهم خودش بداند. ابراهیم میبایست به این صدای مثلاً الهی پاسخ میداد اینکه من پسر عزیزم را نخواهم کشت، قطعی است اما اینکه تو خدایی قطعی نیست.»
تمام خوانش ها از صدر اسلام، مسحیت و یهودیت همواره به دوره کلاسیک عصر خود باز می گردد، اما در روایت مدرن و در گامی فراتر در پسامدرنیتهی تئاتر حاصل اگر قرار باشد این شبیه سازی فعلی به وقوع بپیوندد، التقاط حاصل به کدامین سویه استوار است؟
نمایش «سنتز» با نگاهی انتقادی به امر قربانی کردن(شدن)، آن را با زبانی سوررئال در قامت کابوسی محقق شده برای مخاطبش به زبان تفسیری روز بازنمایی می کند. نمادشناسی آکسسوارهای صحنه اعم از کلاه خود های سبز رنگ، عروسک سخنگو، رادیو، میز و صندلی های آغشته به خون هر یک بخشی از وظیفه روایت سنتزی را به عهده می گیرند. به طور مثال رادیو حفظ ریتم و آشوب صحنه را از منظر صوتی بعهده دارد، کلاه خودهای سبز به وجه جدال اولیاء دینی و آیینی بودن مناسک نامبرده دامن زده و میز و صندلی های آغشته به خود بر جنبه سوررئال نمایش و نوار تسلسلی وقایع با تأکید بر امری تاریخ مند از سویی و تکرار رویدادهای عصر حاضر در دگر سو و نماد عروسک نیز به اوان معصومیت و جنسیت زدایی در فرزندان پهلو می زند اگرچه که مبحث نمادین آخر(عروسک) تا حدی از جنسی نامتجانس و جدا مانده از نمایش است و بر بافت اثر نمینشیند.
پس از دوئل پدر و پسری و آلترناتیو شدن سویه های فعلیت در نقطه ی عطف خارجی قتل پدر به دست پسر، رؤیا در رؤیایی در گرفته است تا فرضیه ذهنی «Mental» بودن پیرنگ بیرونی در عطف با پیرنگ درونی به صورت نسبی به تأویلی متعامد نزدیک شود. روح پدری که از برزخ بازگشته تا با جسم پسر به تعادلی کنش-واکنش بر اساس کشمکش موجود دست یابد. کارگردان با تأکید بر جنبه روانشناختی اثرش بر ژانر سایکو درامی نزدیک می شود تا با تعویض قطبیت های عامل، فاعل را در جایگاه مفعول قرار داده که در عصر حاضر به حق خواهی مدفون در طول تاریخ بنشیند. اگر در دل تاریخ ابراهیم اسحاق را قربانی کرده حال اگر اسحاقِ نوعی پدر را به مسلخ ببرد چه روی می دهد؟ آیا واکنش فرزند بر اثر سوء مصرف قرص های در صحنه او را اسیر توهمی سنگین کرده است؟
نمایش، مخاطب را در رأس سوم مثلث مفروض به جایگاه قضاوت نزدیک می کند تا با در نوردیدن مرزهای زمانی، افسانه قدیمی را در زمان حال به ترجمان بنشیند. حتا با تبدیل واژگان «امتحان و ایمان» به «آرمان محض» بر اساس خوانشی کمونیستی می توان پدر راسخی را بر اساس خرده پیرنگی مرتبط تجسم کرد که او جان فرزندش را بر سر راه آرمانش قرار داده است و در آینه روبرو، تقابل فکری فرزند به عملگرایی بر اساس مکافات عمل به واکنشی مشابه دست می زند تا تضاد فکری القاء شده از والد-فرزند به فاصله مندی نسل ها مبنی بر رفتارها نمود یابد؛ تفاسیر متعدد و نسبی خواهند بود تا بر اساس تزهای حاصل و آنتی تز های مقابل به سنتزی جدید دست یافت، اتفاقی که کارگردان با ظرافتی معناگرا نام نمایش را نیز بر همین اساس انتخاب کرده است.
تولید ضرباهنگ بر پایه اتمسفر سکوت و خشونت حاصل از صحنه های کنشمند نمایش، «سنتز» را به اثری ریتمیک بدل می کند. طراحی صحنه مینیمال «اخوان» به مانند اثر قبلی اش «ابرشلوارپوش» توجه مخاطب را محدود به بازی های حسی و فیزیکال از دو رأس مثلثی می کند تا همواره مخاطب به عنوان رأس سوم و ناظر او را به سیاهچاله تاریک و روانشناختی در قرن حاضر صُلب کند.
خالی بودن باند صوتی نمایش از زبان انسانی و دیالوگ های دو-دویی بازیگران تمرکز مخاطب را محدود به اکت های بدنی و صداهای محیطی حاصل از آن و آکسسوارهای هدفمند می کند تا راه برای تصویر سازی ذهنی بیننده باز باشد. کارگردان با عاری کردن دیالوگ از دهان بازیگران (که خود یکی از بازیگران صحنه است) فاصله گذاری بینا متنی را با مخاطب از بین برده تا در لحظه او به شاهدی نزدیک و ناظر بدل شود. با سلب قوه تعقل در لحظه وقوع کنش ها، مخاطب خود را میانه ی درام حاصل گرفتار می بیند تا به همذات پنداری با یکی از طرفین درگیر در آید.
آیا با خوانشی مدرن می توان به جنبه ی رادیکال «کانت» آلمانی نزدیک شد تا شنیدن اصوات و فرامین در زمان حال را به اسکیزوئید بودن پدر نسبت دهیم؟ نسبت «واقعیت» و «وهم» در ابعادی متناظر، خود را به کام خواب بودن و خواب دیدن برای مخاطبش برده تا او این مرز را با متره بر آوردی ذهنی-حسی به حدس و گمان وادارد.
تئاتر پیش روی با استمساک به پست مدرنیته ایکه از ادوات صحنه وام می گیرد، روایت را به پایانی باز تبدیل می کند تا برداشت های نسبی هر مخاطب بر اساس ذهنیت، ایدئولوژی و فرایند فکریش تسامحی آزاد برای محتوا-فرم محصول شده به ارمغان آورد.
روایتی سرگرمکننده از قصه غمگین الیور!رمان مطرح چارلز دیکنز از زمان نگارش تاکنون بارها و بارها مرجع اقتباس آثار نمایشی بوده است؛ از زمانی که سینما وجود خارجی نداشت، در نمایشها همیشه پای ثابت قصههای محبوب بود تا بعدتر که سینما آمد و در این مدیوم هم بارها ساخته شد و مورد اقبال تماشاگران قرار گرفت. اتفاق جالب، اما زمانی رخ داد که دوازده سال پس از «الیور توئیست» مشهور به کارگردانی دیوید لین، آهنگساز شهیر انگلیسی که دستی هم بر قلم داشت، بر آن شد تا نسخه موزیکالی از اثر جاودانه دیکنز آماده کند و به این ترتیب لیونل بارت در سال ۱۹۶۰ نسخهای موزیکال از «الیور توئیست» ارائه داد و نام آن را «الیور» گذاشت. هشت سال پس از انتشار این اثر کارول رید بر اساس همین نسخه و با همین نام فیلمی موزیکال ساخت که در اسکار آن سال هم مورد توجه هم قرار گرفت.
حسین پارسایی برای اولین تجربه موزیکالش در تئاتر همین فیلم «الیور» را منبع قرار داد و به این ترتیب برگردان موزیکال بارت از شاهکار دیکنز با بازی بهترین ستارههای تئاتر و سینما با تمرینهای طولانی روی سن تالار وحدت رفت و با اقبال گسترده مخاطبان اجرایش تمدید هم شد
نوید محمدزاده، هوتن شکیبا و مهناز افشار مثلت اصلی بزرگسالان نمایش بودند در سه نقش مهم بیل، نانسی و فاگین. کسانی که حضورشان برای جذب مخاطب کافی بود و علاوه بر تضمین مخاطب، خیال پارسایی را از کیفیت اجرا هم مطمئن میکرد. اجرای قصهای مطرح و بارها ساخته شده برای بازیگرانی تا این اندازه حرفهای کار چندان سختی نبود، اما آنچه مهمترین چالشِ نه فقط این سه نفر که گروه پرتعداد بازیگران نمایش پارسایی محسوب میشد، همین موزیکال بودن اثر بود. دیالوگهای مهمی که باید غالباً با آواز گفته میشد و مطابق اصول تمامی نمایشهای موزیکال با حرکات موزون جمعی همراه بود. از همین رو یکی از مهمترین بخشهای تئاتر الیورتوییست برگردان متن به زبان شعر از انگلیسی به فارسی بود و همچنین داشتن یک کرئوگرافی قوی و البته بازیگرانی که بتوانند آن را به بهترین شکل اجرا کنند وگرنه قصهای را که همه زیر و بم و جزئیاتش را میدانند به خودی خود برای جذب مخاطب و موفقیت کافی نبود، خاصه اینکه آنقدر از این قصه شاهکار اجرا شده و در دسترس همه قرار دارد که قطعا کسی به نسخهای ضعیف و درجه چندم روی خوش نشان نمیداد.
تئاتر موزیکال حسین پارسایی اما از هر حیث غافلگیرکننده بود؛ محمدرضا کوهستانی متن جذابی را آماده اجرا کرد و در بخش بازیگری هم دست پارسایی حسابی پر بود. در نمایش حتی پیش از ستارهها و بازیشان، این دو کودک اصلیاند که غافلگیرکننده ظاهر میشوند. آرمان مرادی و محمد شاکری به روشنی از ستارههای روی سن کم نمیآورند، مخصوصا محمد شاکری در نقش داجر یکی از ستارههای تماشایی نمایش است و نوید بازیگری آیندهدار و قابل اعتنا را به سینما و تئاتر ایران میدهد. بازیگران شناختهشده هم توانستهاند علاوه بر مهارت بازیگریشان کاملا خودشان را با اثری موزیکال هماهنگ کنند ولی این میان هوتن شکیبا چیز دیگری است. هم آوازخوانیاش و هم اجرایش در نقش مردی مسنتر از خودش و هم اجرایش در حرکات موزون تماشایی است و به راحتی میتواند سایه سنگینش بر کلیت تئاتر تحمیل کند تا جایی که در فصل جوایز هم او تنها کسی است که از این نمایش نامزد دریافت جایزه جشنواره تئاتر فجر میشود.
نوید محمدزاده نیز در این نمایش میکوشد میانه آن چیزی باشد که مردم از او دیدهاند، دزدی که در عین اینکه شخصیت مثبتی ندارد اما منفی هم نیست و خلاف چیزهایی که مخاطب سینما از محمدزاده به یاد دارد، خشم و پرخاشش بیرونی نیست و کاملا درونی بازی میکند. مهناز افشار هم در نقش دختری دلداده نه شبیه به فیلمهای گیشهایاش لوس است و نه مُصر است که بازی تئاتری و متفاوتی برای اثبات تواناییاش به نمایش بگذارد بلکه کاملا متناسب با آنچه کاراکتر نانسی نیازمند است دلبری میکند و شمایل یک دختر عاشقپیشه دوستداشتنی را برایمان میسازد و همین کمک میکند تا انتهای نمایش بتواند احساسات مخاطب را کاملا درگیر کند.
طبعا در اجرای نمایش موزیکال یکی از ارکان مهم، گروه ارکستر است. بردیا کیارس که نوازندگی در ارکستر ملی ایران را در کارنامه دارد در نمایش پارسایی آهنگ خود لیونل بارت را اجرا میکند و اجرای موثر او و تیمش به سرپرستی آواز هادی قضات سبب میشود تئاتر در زمان نسبتا طولانیاش از رمق نیفتد. همانطور که بالاتر اشاره شد در همراهی با این موسیقی حرکات موزون گروه بازیگران روی سن نیز به نمایش جلوه میدهد که سرپرستی آن را علی براتی برعهده دارد. علاوه بر گروه موسیقی و رقص، طراحی نور مرتضی نجفی، طراحی صحنه سهیل دانشاشراقی، طراحی چهرهپردازی سارا اسکندری و همچنین طراحی لباس شیما میرحمیدی بازوی قوت پارسایی هستند تا «الیور توئیست» هر چه بیشتر به اثری استاندارد نزدیک شود.
پارسایی هم گرچه در هنگام آمادهسازی کار با انتقاداتی مواجه بود، اما به عنوان کارگردان یک مجموعه بزرگ موفق میشود مدیریت گروهی چند صد نفری را به درستی بر عهده بگیرید و به عنوان اولین نمایش ایرانی با این حال و هوا اثری مورد قبول پیش روی مخاطب بگذارد. شاید تنها مشکل به حق مردم در زمان اجرای این نمایش مبلغی بود که باید برای خرید بلیط صرف میشد و از عهده هر کسی بر نمیآمد و عملا تعدادی از مردم را از گروه مخاطبان این تئاتر حذف میکرد. البته خلاف انتقادات این سبک از نمایشها در همه جای دنیا جزو نمایشها لوکس محسوب میشوند و به بدنه اصلی تئاتر ارتباطی ندارد و در نتیجه مخاطبانشان هم از قشر مشخصی است نه تئاتربینهای حرفهای اما حالا با قرار گرفتن فیلم تئاتر «الیور توئیست» روی پلتفورم نماوا این امکان برای همگان فراهم است تا با تهیه بلیطی ارزان و مقرون به صرفه و در شرایط برابر نسبت به سِن به تماشای تئاتری بنشینند که قطعا میتواند اصلیترین وظیفهاش که سرگرم کردن مخاطب و روایت کردن جذاب یک شاهکار ادبی است را به نحو احسن به انجام برساند.
مرسده مقیمی / مجله خبری نماوا
رها حاجی زینل «کباب» را روی صحنه میبردبه گزارش روابط عمومی گروه تئاتر سه گانه، نمایش «کباب» به نویسندگی علی صفری و کارگردانی رها حاجی زینل زمستان سال جاری راهی عمارت نوفل لوشاتو خواهد شد.
این نمایش به تهیه کنندگی محمدرضا شیرخان نخستین اثر ایرانی گروه تئاتر سه گانه به شمار میآید. کباب روایتی از زندگی یک خانواده تعزیه خوان بوده که مالک یکی از معروفترین کبابیهای تهران در سال ۱۳۴۷ هستند.
رها حاجی زینل سال گذشته نمایش موفق هولودومور را در عمارت نوفل لوشاتو را روی صحنه برد، اثری که پاییز امسال برای اجراهای بین المللی راهی کشور اکراین شد و توانست پس از اجرای عموم در شهر کیف، تقدیر ویژه هیات داوران جشنواره بین المللی شیر طلایی را از آن خود نماید.
حاجی زینل پیش از این تجربه کارگردانی آثاری همچون هجوم، برلین ۱۰:۱۰، آشویتس زنان، هولودومور، مسافران و مرگ یزدگرد را در کارنامه خود دارد.
گفتنی است این گروه سابقه همکاری موفقیت آمیزی با عمارت نوفل لوشاتو به مدیریت داوود نامور داشته و سه نمایش کرونوس، هجوم و هولودومور را در این عمارت روی صحنه برده است
مرتضی درویش:"پیکنیک در میدان جنگ" همچنان موضوعیت داردمرتضی درویش، فیلمساز، بازیگر و کارگردان جوان تئاتر که این روزها کارگردانی نمایش "پیکنیک در میدان جنگ" نوشته فرناندو آرابال را برای اجرا در خانه هنر آبان انجام میدهد معتقد است که نمایشنامه پیکنیک در میدان جنگ هیچگاه کهنه نمیشود.
این کارگردان تئاتر گفت: سالها قبل این نمایشنامه را خوانده بودم. یک سال و خورده اخیر موقعیتهای این نمایشنامه ذهنم را بیش از پیش درگیر کرده بود. بنابراین با همراهی جمعی از هنرمندان گروه تصمیم گرفتیم که این نمایشنامه را روی صحنه ببریم.
وی با بیان این که تا وقتی در جهان جنگ و نزاع وجود دارد این نمایشنامه همچنان موضوعیت دارد افزود: این نمایشنامه علاوه بر موقعیتهای طنزی که دارد یک اثر ضد جنگ محسوب میشود. این روزها جهان پر شده از جنگ و نزاع و درگیری و خونریزی. از این گذشته طی دو سال اخیر مردم فشارهای روحی بسیاری را تحمل کردهاند و به دقایقی فراغت از آن نیاز دارند. این نمایشنامه به همین دلیل برایم جذابیت دارد.
کارگردان فیلمهای کوتاه "چرخه"، "طبقهای بر باد"، "سفر پیش از موعد" و "کورهها سرد شدند" تصریح کرد: همه ما جوان هستیم و دوست داریم که هر آنچه در ذهنمان درباره جنگ داریم را روی صحنه ببریم.
درویش با اشاره به این که در مجموع حدود پنج ماه تمرین کردهاند گفت: طی دو سال گذشته هیچ وقت از تئاتر جدا نشدیم. وقتی که بیماری کرونا همهگیر شد و محدودیتهایی ایجاد شد همه ما هم درگیر شرایط شدیم و تلاش کردیم که این محدودیتها را رعایت کنیم. در خانه تمرین میکردیم و تلاشمان این بود که کارمان متوقف نشود.
وی ادامه داد: بیماری کرونا در زندگی همه ما تاثیر گذاشته است. این تاثیر در زندگی بچههای هنری بیش از هر بخش جامعه تاثیر خودش را نشان داده است. فشار زیادی بر دوش من بود چون مسئولیت تیم را بر عهده داشتم اما با همه این شرایط دست از تمرین نکشیدیم و ادامه دادیم. تمرینات تک به تک و حتی آنلاین گذاشتیم. تعطیلیهای پی در پی را با این شیوه مدیریت کردیم تا بتوانیم اجرایی قابل توجه داشته باشیم. همه گروه در این زمینه تلاش بسیاری کردند که از شرایط سخت گذر کنیم. برای تمرین مدام به مشکلاتی بر میخوردیم که باید برایش راهکارهایی میداشتیم. از ماسک و فضای تمرین و متراژ پلاتو تا بروز هر گونه نشانه کسالت و سرماخوردگی در بچههای گروه و ...
این بازیگر تئاتر در بخش پایانی صحبتهایش به معرفی اعضا گروه پرداخته و گفت: تهیه کننده "پیک نیک در میدان جنگ" اشکان اطمینان است که خودش نیز در کار بازی میکند. محمدرضا حسنی، مصطفی دهقانی، امیر شیرخانی، امیر قیاسی و شیرین میرمهدی دیگر بازیگران کار هستند. گروه کارگردانی و برنامهریزی کار را حسام کلانتری، دیبا کنعانی و آرمان فتحی بر عهده دارند. ستاره حسینی طراح صحنه است. مضاف بر این که حسام کلانتری تیزر کار را نیز میساند. بهمن صیادی نیز طراحی پوستر را بر عهده دارد.
همراه با تخفیف ویژه برای سه اجرای اول؛پیشفروش نمایش "کمپانی مرگ" آغاز شدنمایش "کمپانی مرگ" به کارگردانی امیررضا ملکی و تهیهکنندگی سجاد افشاریان، پیش فروش بلیتهای سه روز نخست خود را در سایت تیوال آغاز کرد.
این نمایش که ۱۵ آذر ماه به طور رسمی اجرای عموم خود را در پردیس تئاتر شهرزاد آغاز میکند ، از شنبه ۶ آذر ماه ۱۴۰۰، امکان پیش خرید بلیتهای سه روز نخست را در اختیار مخاطبان قرار داده است.
سه اجرای نخست این نمایش با تخفیف ۳۰% برای عموم مخاطبان در نظر گرفته شده است و علاقهمندان میتوانند با مراجعه به سایت تیوال نسبت به خرید بلیت اقدام کنند.
در خلاصه داستان نمایش کمپانی مرگ آمده است "گاهی فراموشی نقطه پایان نیست وقتی مرگ یک آرزو میشود"
این نمایش که کاری از گروه تئاتر آمانج است با نقش آفرینی امیرعلی آلوسی، نوید احمدزاده، الهام احمدی، کیوان احمدی، رضا بابایی، دنیا خشنو، نیوشا رضوانی، نسیم سروش، امیر شیخ زاده و علی غفاری در ساعت ۱۸ سالن صنوبر این پردیس تئاتری روی صحنه خواهد رفت.
دستیاران کارگردان این پروژه نمایشی نوید احمدزاده و الهام احمدی هستند. منشی صحنه و برنامه ریز سلما فغانی ، طراح صحنه ،طراح موسیقی و انتخاب موسیقی امیررضا ملکی ، ساخت دکور را ذبیح الله ملکی، غلام مهدوی نسب و حسین محمدی بر عهده دارند.
طراح لباس الهام احمدی، دوخت لباس ناهید عظیمی، گریم فاطمه حسین خانی، طراح نور امیر شیخ زاده، نوید احمدزاده و طراح پوستر و اقلام تبلیغاتی هیبت احمدی ، روابط عمومی و مشاور رسانه زهرا شایانفر، تبلیغات مجازی تئاتربازها، موشن گرافی سیروس فرزین، جلال چاوشی ، ساخت تیزر آیدین میرزا، عکاس امیرحسین حجتی هستند.
«سیانوز» به عمارت نوفل لوشاتو رسیدنمایش «سیانوز» به نویسندگی ارغوان قاسم نژاد و کارگردانی نازنین صنعتکار با همکاری و تولید عمارت نوفل لوشاتو از ۷ آذر در عمارت نوفللوشاتو به روی صحنه میرود .
در این نمایش امیر جوشقانی، سمانه قصابانی، گیتا تاجیک، پگاه قائدی، مجید گنجی و غزاله جعفرپور به عنوان بازیگر حضور دارند..
نازنین صنعتکار به عنوان کارگردان گروه تئاتر دیگران چندی پیش اجرای "بررسی طول موج سکوت پیش از دگردیسی" را در عمارت روبرو به روی صحنه برده است.
دیگر عوامل این نمایش طراح لباس: غزاله مهربانیکتا، طراح گریم: پریسا کیومرثی، طراح پوستر و بروشور: متین خیبلی، اپراتور نور و اپراتور صدا: طاها تولایی عکاس: علی توکلی.
نمایش «سیانوز» از ۷ آذر ساعت ۱۸:۳۰ در عمارت نوفل لوشاتو بر روی صحنه خواهد بود برای تهیه بلیت می توانید به سایت تیوال مراجعه کنید.
بررسی ویژگیهای اجرایی "رختشورشاه" در گفتوگو با جواد انصافی؛مکان وقوع داستان، خلق تیپ جدید و تلفیق گونههای نمایشیجواد انصافی پژوهشگر، نویسنده، کارگردان، مدرس تئاتر شادی آور و یکی از شناختهشدهترین بازیگران نمایشهای سیاهبازی است که نگاه علمی به این گونه نمایش ایرانی دارد و سالهای بسیاری از فعالیت هنریاش را به این هنر اختصاص داده است.
او که گام به گام و از آغاز تمرینات نمایش "رختشورشاه" در کنار علی یدالهی حضورداشته این نمایش را دارای ویژگیهای منحصر به فردی میداند که شنیدنش از زبان یک متخصص خالی از لطف نیست.
انصافی درباره نمایش رختشورشاه میگوید: داستان نمایش به دوران احمدشاه باز میگردد و در یک رختشویخانه اتفاق میافتد. اولین ویژگی این نمایش همین محل وقوع داستان است. تا به حال در نمایش سیاهبازی چنین چیزی را نداشتهایم. توجه کنید رختشویخانه مکان خاصی است. آدمهایی آنجا هستند که هم وضعیت مالیشان درست نیست و هم توانمندی دارند که خیلی کارها را بکنند.
و ادامه میدهد: این خیلی مهم است که یک سری زن که توانمندیهایی دارند و در ضمن از نظر جسمی و روحی قوی هم هستند را در محیط کارشان میبینیم. این زنان به لحاظ جسمی قوی هستند چون سختترین کاررا انتخاب کردهاند. از سوی دیگر احمدشاه هم به این مکان پناهنده میشود و اتفاقات تماما در رختشویخانه میافتد. مکان جالبی است.
انصافی که خود دو کتاب "جشنها و نمایشهای زنانه " و سیاهبازی از نگاه یک سیاهباز" را به رشته تحریر درآورده ادغام نمایشهای زنانه و سیاهبازی را یکی از ویژگیهای مهم و خلاقانه این نمایش بر شمرده و میگوید: کمتر پیش میآید که نمایشهای زنانه را بشناسند و یا آن را خوب نمیشناسند. حسن نمایشهای زنانه به این است که همهشان کوتاه هستند. درباره نمایش های زنانه دو کتاب دارم که من و همسرم (فروغ یزدان) نوشتیم. در یکی هفتاد نمایش و در یکی هفتاد دو نمایش زنانه آمده است. چون کوتاه هستند این امکان را میدهند که چندین نمایش کوتاه زنانه در دل هر موضوعی جا بگیرد؛ بسته به ماجرایی که دارند. و یدالهی خیلی خوب و به جا از سه چهارتای این نمایشها استفاده کرده است.
او به اهمیت ریتم و موسیقی در نمایش ایرانی میپردازد و اشاره میکند که نگاه کارگردان این بود که جدای موضوعات شادیآور نمایشهای زنانه، هنوز کمبود ریتم داریم. بنابراین در طول تمرینات، به کمک همدیگر تلاش کردیم جاهایی که لازم است ریتم اصیل ایرانی و فضای سیاهبازی را اضافه کنیم. در نهایت لحظات مختلف تبدیل به ریتم شاد و اصیل ایرانی شد که تماشاچی از آن لذت میبرد.
انصافی دلیل خود برای پذیرفتن بازی در نمایش رختشورشاه را چنین عنوان میکند که هیچ حرف مستهجنی در کار زده نمیشود و میافزاید: یکی از ویژگیهای این کار همین نکته است. میدانستم که یدالهی هم اهل این نوع کارها نیست. شخص من هم که هر بار کاری را روی صحنه میبرم میگویند باز انصافی یک سیاهبازی پاستوریزه روی صحنه برده است. بله. ما میتوانیم پاستوریزه هم مردم را بخندانیم و در عین حال با مردم ارتباط برقرار کنیم و حرفمان را به آنها بزنیم. با نمایش سیاهبازی میتوانیم به مردم بگوییم که پشت هر لحظه اجرا حرف مهمی داریم.
این نویسنده و کارگردان تئاتر در بخش دیگر این گفت و گو به اضافه شدن یک تیپ جدید که تا کنون در نمایش سیاهبازی نبوده است میپردازد: یدالهی به نمایش یک نقش اضافه کرده است که نمیتواند حرف بزند یا بهتر است بگوییم؛ نمیخواهیم بگوییم که لال است ولی، نمی تواند درست حرف بزند. با این حال تماشاچی به خوبی متوجه میشود که او چه میخواهد بگوید. این نقش تنها کسی است که وقتی رختشورها را شستشوی مغزی میدهند باقی میماند. شخصیت جالبی است. یک تیپ جدید است و خیلی از این نقش در کار بهره مفید بردهایم. تماشاچی هم با او و حرفهایش همراه میشود، به حرفهایش راحت میخندد و با آن ارتباط خوبی برقرار کرده است.
این بازیگر نمایشهای شادی آور تاکید میکند: در نمایش رختشورشاه تمام تلاشمان این بوده و هست که یک کار شسته رفته و بیحاشیه و با موقعیتهایی که مردم بفهمند داشته باشیم. کاری که هیچ حرف مستهجنی بکار نبرد و مردم را بخنداند و در عین حال انتقاد هم بکند.
او درباره شیوه نقد شرایط روز جامعه در نمایش سیاهبازی توضیح میدهد: سیاهبازی تنها نمایشی است که زمان و مکان نمیشناسد و میتواند زمان و مکان را بشکند. بنابر این در موقع خودش میتواند به زمان حال گریز بزند و اشارهای به شرایط روز جامعه داشته باشد. برای مثال در این کار زمان وقوع داستان دوره سلطنت احمد شاه است ولی وقتی، جایی از اجرا در توضیح نحیف بودن آدمها میگوییم یارانهشان را ندادهاند زمان را میشکنیم. حال شاه میگوید یارانه نمیدانم چیست ولی توضیح لازم برای دلیل لاغری آدمها را گرفته است. موضوعات مختلف روز در نمایش سیاهبازی جا میگیرد و خوشبختانه میتواند زمان و مکان را بشکند و تغییر بدهد.
او در پایان، سادگی همه عناصر اجرایی در تئاتر سیاهبازی را یک ویژگی کلی و قابل توجه برشمرده و تاکید میکند: همه چیز در این گونه نمایش ایرانی میتواند ساده باشد. المانها و دکور و لباس میتواند به سادهترین شکل باشد ولی مردم آن را میفهمند و مفهوم آن را درک میکنند.
نوشته ای از احمدرضا احمدی درباره «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷»نوشتن در سی سی یوهمیشــه دوســت داشــتم نمایشنامه هایم تا زنده هستم روی صحنه بروند و اجرا شــوند. همین «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» را هم قرار بود داوود رشــیدی روی صحنه ببرد که نشــد و حالا قرار اســت بالاخره کوروش سلیمانی آن را اجرا کند.
الان به سنی رسیده ام که مشتاقانه دری را باز می کنم اما وقتی به جایی نمی رسم و نتیجــه ای را کــه دلــم می خواهد، نمی گیرم رهــا می کنم و دنبال آن نمــی دوم. من نه هیچ وقت گدایی تحسین و تشویق کردم و نه هرگز خواسته ام به زور و با هزار دسیســه خودم را مطرح کنم. همانطور کــه شــعرم را دو نســل بعــد از خودم کشــف کرد شــاید نســل های بعــدی هــم نمایشــنامه هایم را درک کننــد.
نمایشنامه را وقتی می نویسی مثل بادکنکی است که با اجرا در آن باد می شود و حاصل دیده می شود و حجم داده می شــود. مثل خیلی از چیزهای دیگر در زندگی ام نشد و حالا قرار است گویا بالاخره اتفاق بیافتد.
ماجرای نمایشنامه نوشتن من هم ماجرای خاصی ندارد. چند وقتــی بــود که از شــعر کمــی فاصلــه گرفتــم و در طول مدت زمانی که در بخش سی سی یو بیمارستان بستری بودم، شروع به نوشــتن نمایشنامه کردم و به پرستارها هم می گفتم که دارم ایــن کار را انجام می دهم و آنها هم مدام از من می پرسیدند که چه شد و به کجا رسید. خیلی برایشــان جالب بود و من هم از پیشــرفت ماجرا باخبرشان می کردم. نمایشنامه «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» چنیــن داســتانی داشــت و همــان طور کــه گفتم داوود (رشــیدی) وقتی آن را خواند خیلی خوشش آمد و قرار شــد اجرایش کند که این اتفاق هیچ وقت نیفتاد. نکتــه دیگری کــه می توانم دربــاره نمایشنامه نویسی و بخصوص همین نمایشنامه بگویم آن است که محمد چرمشــیر هم برای این نمایشــنامه کمک زیادی به من کرد. آن را می خواند و تصحیح می کرد و اتفاقاً خیلی از بخشها را هم خواست حذف کنیم که این کار را کردیم تا اینکه مجموعه به ۱۲ نمایشــنامه رســید و خیلی برای اجــرای آن با افــراد مختلف صحبت کــردم اما صراحتاً می گویم که به دلیــل باند بازی هایی کــه در این عرصه هســت هیچ وقت تــا امروز، امــکان اجرایشــان به وجود نیامد. یادم می آید یک بار یکی از کارگردانها می گفت من تا ۳۰ ســال آینده برنامه ام پر است و نمی توانم کار تازه ای توی برنامه ام بگنجانــم و اینقدر از این حرفها شنیدم که دوباره پناه آوردم به شعر.
احمدرضــا احمــدی
چاپ شده در روزنامه ایران امروز
نمایش «همه چیز می گذرد تو نمی گذری» از تنهایی انسان معاصر می گویدحسن طبیب زاده کارگردان و بازیگر نمایش «همه چیز می گذرد تو نمی گذری» در مصاحبه اختصاصی با پایگاه خبری سینماخانه به شرح این نمایش پرداخت و عنوان کرد: این نمایش روایتی مونولوگ است و بر اساس طنازی و بازی با شخصیت های تاریخی و روبرویی آنها با راوی نمایش به عنوان یک مسافر می باشد که بدون در نظر گرفتن عناصر ثابتی چون زمان و فارغ از هرگونه مکان.
راوی نمایش مسافری است از جنس انسان معاصر که در نهایت، با وجود شکست های عمیق زیستنش با بُعد دیگری در وجود خودش روبرو می شود. و آن همان تنهایی است، که به ظاهر راحت بیان می شود اما هرچقدر شلوغ تر، هرچقدر گیج تر و درنهایت با وجود تقلای دایره وار، انسان مسافر باز هم تنها است. و در نهایت معنویت و هیچی، به انتهای خودش می رسد که البته از نگاه من تفاوت بسیاری با پوچی و امثالهم دارد.
وی در ادامه به مشکلات نمایش اشاره کرد و افزود: قطعاً اگر کرونا نبود همه چیز بهتر بود. البته ما بیشتر سعی می کردیم تا از مسیر لذت ببریم و زمانی که تعدادی تماشاچی هرچند اندک هستند که حرف و منظور اثر را می فهمند، جای خوشحالی است. بدین خاطرمشکلات کمترین نقش رو در این روند داشتند.
کارگردان این نمایش در انتها به برنامه های آتی خود اشاره کرد و افزود: من در روند این اجرا با رفقای جدید و عزیزی آشنا شدم که بسیار دقیق و درجه یک بودند و توانستیم ارتباط عمیقی باهم برقرار کنیم،گرچه آثار من در قالب فردی روایت گر ، ارائه می گردد اما تمام این جریان متشکل از یک تیم و گروهی بشدت کار درست و همدل است.
ما قرار هست در ادامه با توجه به تجارب زیستی و حال و هوای روحی خود آثار و اجراهای جدیدی را در آینده نچندان دور تجربه کنیم. آن چیزی که بیشترین اهمیت را برای ما دارد، تعامل با تماشاچی، یافتن تماشاچی با استعداد و انتقال احساس با راحت ترین شکل و هرگونه متریال است. برای همین من نمی توانم بگویم دقیقا بازیگر هستم یا خواننده اما قطعا زبان هنر را بلدم و می خواهم حرف هایم را به گوش تماشاچی برسانم.
وی در ادامه گفت: در زمانه کنونی هرچقدر به تمدن نزدیک تر می شویم و هر اندازه تراکم بیشتری از جمعیت درشهرهای بزرگ کنار هم جمع می شوند بیشتر تنهایی را احساس می کنیم. نه فقط بعنوان یکی از عواطف انسانی بلکه یک اضطراب وجودی که هرچه بیشتر برای چیزی می دویم بیشتر به آن حال تنهایی مان دامن می زند.
این اجتماع شلوغ و حضور تعداد زیادی از آدم ها و ماشین ابزار درتقابل باهم برای رفع احتیاجات، این قرارگیری در جریان مدام و مدور امیدواری و ناامیدی، این ضرب آهنگ نامطبوع تند و آلوده، رنگ ها و صداهای انسان اندیشمند و تماشاچی با استعداد را بیش از پیش با نگاهی خیره با درون خودش مواجه می سازد.
در این نمایش نیز نهایتا مسافر، به کشف تنهایی خودش می رسد، تنهایی اش تنها رفیق و یار حقیقی اوست. حتی اسبش هم برایش نمانده است و مسافر نمایش در نهایت بعد از (به اصطلاح بامزه اش) دوردور های تاریخی و سازمخالف زدن هایش به پذیرش تنهایی خویشتن می رسد. موضوع پذیرش در این متن بشدت توجه مرا به خودش جلب می کند. البته ممکن است از منظر هنرمندان واقعگرای غربی این متن ابزورد تر از اندیشه من باشد و آن پذیرش نهایی را دال بر پوچ شدن ببینند.
اما من همیشه واقعیت را انعکاس چیزی در برکه ای کوچک تعریف کرده ام که تصویری است کدر، از حقیقتی که منشا اصلی اش جای دیگری است و قطعا زیباست!
پس اگر شرقی گونه تر و آن طوری که با ایمان قلبی ام همراه است بگویم، احساس می کنم در حقیقت آن مسافر، به هیچ شدن می رسد، همان هیچی که بر سر درب بعضی خانقاه ها می بینیم نوشته اند: هیچ خانه
این نگاه معنوی اما مدرن در قالب نمایشنامه نویسی محمد چرم شیر برای من آن چیزی بود، که قبل تر زندگی اش کرده بودم. و اصلی ترین وظیفه من در اجرای این مونولوگ صداقت در روایت سلوک مدور مسافری است که خواست تا نبیند کور باشد و در ستایش همین تنهایی از قطار پیاده می شود.
در اینجا بد نیست با حسن طبیب زاده بیشتر آشنا شویم، وی بازیگر و خواننده، دانشجوی رشته موسیقی آهنگسازی و هنرآموخته مدرسه هنرهای نمایشی در رشته سینما است. او به طور مستقل جریانی به راه انداخته تا بصورت پرفورمنس موسیقی با تماشاچی هایش ارتباط بگیرد.
طبیب زاده تجربه بازی در نمایش ها و اجراهای موسیقی بدیعی را در کارنامه هنری خود دارد که از جمله آنها می توان به اجرای کنسرت کتاب “فرشته ای از آسمون” اشاره کرد که برای اولین بار در دنیا تماشاچی تواما” با خوانش کتاب منظوم در یک کنسرت نیز حضور دارد.
وی در ادامه فعالیت های هنری خود به پرفورمنس موسیقی روی آورد و با ترکیب جدیدی از هنر نمایش و موسیقی پرداخت
تازه ترین اجرای او، موسیقی نمایش همه چیز می گذرد تو نمی گذری است که با نگاهی به شیوه گروتفسکی بروی صحنه رفته است.
عواملی که در نمایش «همه چیز می گذرد تو نمی گذری» نقش داشتند به ترتیب: نویسنده: محمد چرمشیر،کارگردان: حسن طبیب زاده،بازیگر: حسن طبیب زاده،تهیه کننده و مشاور کارگردان: بابک جمشیدی،دستیار کارگردان: ندا مرادی ،آهنگساز، خواننده و اجرای موسیقی: حسن طبیب زاده ،مدیرتولید: بابک جمشیدی،تبلیغات فضای مجازی: مرتضی کازرانی (تهران تیاتر) ،طراح گریم: چیستا جمشیدیان ،مدیر صحنه: فرزاد نوش،عکاس صحنه: سپهر قدردان، پیام احمدی کاشانی،مشاور رسانه ای: شقایق فرشته، پیام احمدی کاشانی، طراح پوستر: سینا گلشن ،ویدیو آرت: یاسین سلطانی ،موشن گرافیک: جمال بلوکیان و طراحی ذهنی: مبینا رستمی
منبع: سینماخانه - خبرنگار: پیام احمدی کاشنی
از ۴ تا ۶ آذرماه انجام میشوداجرای فوقالعاده نمایش «ژپتو» در سانسهای ویژهبه گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی و امور بینالملل تماشاخانه ایرانشهر، نمایش «ژپتو» به کارگردانی اوشان محمودی که این روزها با استقبال مخاطبان مواجه شده است روزهای پنجشنبه و جمعه ۴ و ۵ آذرماه علاوه بر اجراهای عادی در قالب سئانس ویژه در ساعت ۱۶ به روی صحنه میرود.
همچنین این نمایش در روز شنبه ۶ آذرماه نیز با اجرای ویژه در دو سئانس ۱۸ و ۲۰ میزبان مخاطبان خواهد بود.
نمایش «ژپتو» از روز دوشنبه ۱۰ آبان اجرای عمومی خود را در تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرد و مطابق با جدول زمانبندی این مجموعه تا روز دوشنبه ۸ آذر به روی صحنه خواهد رفت.
در این نمایش صادق برقعی، علی تاریمی، پارمیدا حسینی، محمد شهریار، بیتا عزیز اقلی و آذین نظری به ایفای نقش میپردازند.
سایر عوامل نمایش نیز عبارتاند از طراح صحنه و اکسسوار: سعید غفاری، طراح نور: محمدرضا رحمتی و نیلوفر نقیب الساداتی، طراح گریم: فائزه سلطانی، طراح پوستر و برنوشت: شهاب محمودی، طراح موسیقی: مهدی زمانی، طراح لباس: محمد مهری، دستیار کارگردان و برنامهریز: آوا صالحی، دستیاران صحنه: غزاله کارآموز و امید عبدی، دستیاران نور: مهران کریمی و مهدی ایمانلو، دستیار موسیقی: احسان سلام پور، دستیار گریم: فاطمه سلطانی، دستیار لباس: حمیدرضا قامتی، عکاس: فائزه نوری، نماینده اجرایی: محمد لهاک، مدیر روابط عمومی و تبلیغات: محمد لهاک.
علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت به صفحه اختصاصی تماشاخانه ایرانشهر در وبسایت تیوال مراجعه کنند.
دن کیشوت در آستانه آغاز هفتهی پایانی؛نزدیک به ۲۲۰۰ نفر تاکنون به تماشای «دن کیشوت» نشستند نمایش «دن کیشوت» به نویسندگی و کارگردانی جوادمولانیا براساس نمایشنامه دن کیشوت به قلم میخائیل بولگاکف با ترجمهی عارفه قیدی شب گذشته با استقبال مخاطبین به پایان نزدیک میشود.
بازیگران(به ترتیب حروف الفبا) عبارتند از: بشیر اصلانیان، امیرحسین جوانی، امیرمحمد رفیعخواه، فائقه شلالوند، کوثر صمدی، میثم عبدی، مرتضی علیدادی، عارف عباسی، سجاد قربانی، سپیده کاشیها، زهرا مرادی، رایحه وصالی.
گروه موسیقی زنده هر شب به صورت زنده در این نمایش اجرا خواهند داشت که این گروه متشکل از میکائیل آرا(گیتار)، یزدان نجفی(سازهای بادی)، بابک کریمی(درامز)و علیرضا اسحاقی(بیس) است.
از دیگر عوامل میتوان به علی نصر( مدیرتولید)، جواد مولانیا(طراح لباس و صحنه)،اعظم منعمی زاده ( طراح گرافیک)،امیرمحمد رفیعخواه و امیرحسین جوانی( دستیاران کارگردان)، سمیرا وکیلی( منشی صحنه)، عارفه قیدی و امیر اصغرزاده ( عکاس )، بهروز داوری ( طراح و ساخت تیزر)، سارا حدادی ( مدیر روابط عمومی، مشاور رسانهای و تبلیغات ) اشاره کرد.
این نمایش تاکنون میزبان هنرمندانی چون ناظرزاده کرمانی، حمیدرضا شعیری، سیامک صفری، حسام الدین سراج، رضا رفیع، امیر حسین خرمشاهی، عبدالرضا اکبری، اشکان خطیبی، مهران رنجبر، بهزاد عبدی، علیرضا امینی، شهروز دل افکار، باقر سروش، جوانه دلشاد، نسرین درخشان زاده، حسین کشفی، علی جعفری بوده است.
نمایش دن کیشوت تولید عمارت نوفللوشاتو از آبانماه اجرای خود را ساعت ۲۰ آغاز کرده و تاکنون با استقبال بینظیر تماشاگران اجرای خود را ادامه داده است، علاقهمندان میتوانند جهت تهیه بلیت از سامانه تیوال یا گیشه سالن اقدام کنند.
طی روزهای پنجشنبه، جمعه و شنبهنمایش «ژپتو» به اجرای فوقالعاده و سانس ویژه رسیدنمایش «ژپتو» به کارگردانی اوشان محمودی طی روزهای پنجشنبه، جمعه ۴ و ۵ آذرماه در قالب سانس ویژه ساعت ۱۶ و شنبه ۶ آذرماه طی دو اجرای فوقالعاده در ساعتهای ۱۸ و ۲۰ به روی صحنه میرود.
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل تماشاخانه ایرانشهر، نمایش «ژپتو» به کارگردانی اوشان محمودی که این روزها با استقبال قابلتوجه مخاطبان مواجه شده است روزهای پنجشنبه و جمعه ۴ و ۵ آذرماه علاوه بر اجراهای عادی در قالب سانس ویژه در ساعت ۱۶ به روی صحنه میرود.
همچنین این نمایش در روز شنبه ۶ آذرماه نیز با اجرای ویژه در دو سانس ۱۸ و ۲۰ میزبان مخاطبان خواهد بود.
نمایش «ژپتو» از روز دوشنبه ۱۰ آبان اجرای عمومی خود را در تماشاخانه ایرانشهر آغاز و مطابق با جدول زمانبندی این مجموعه تا روز دوشنبه ۸ آذر به روی صحنه خواهد رفت.
در این نمایش صادق برقعی، علی تاریمی، پارمیدا حسینی، محمد شهریار، بیتا عزیز اقلی و آذین نظری به ایفای نقش میپردازند.
سایر عوامل نمایش نیز عبارتاند از: طراح صحنه و اکسسوار: سعید غفاری، طراح نور: محمدرضا رحمتی و نیلوفر نقیب الساداتی، طراح گریم: فائزه سلطانی، طراح پوستر و برنوشت: شهاب محمودی، طراح موسیقی: مهدی زمانی، طراح لباس: محمد مهری، دستیار کارگردان و برنامهریز: آوا صالحی، دستیاران صحنه: غزاله کارآموز و امید عبدی، دستیاران نور: مهران کریمی و مهدی ایمانلو، دستیار موسیقی: احسان سلام پور، دستیار گریم: فاطمه سلطانی، دستیار لباس: حمیدرضا قامتی، عکاس: فائزه نوری، نماینده اجرایی: محمد لهاک، مدیر روابط عمومی و تبلیغات: محمد لهاک
علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت به صفحه اختصاصی تماشاخانه ایرانشهر در وبسایت تیوال مراجعه کنند.
پوستر نمایش "کمپانی مرگ" با طراحی هیبت احمدی رونمایی شدهیبت احمدی؛ گرافیست، کاریکاتوریست و بازیگر تئاتر، پوستر نمایش کمپانی مرگ نوشته و کارگردانی امیررضا ملکی را طراحی کرد.
احمدی که حضور در بیش از بیست نمایشگاه گروهی هنرهای تجسمی و کسب جوایز جشنواره های داخلی و بین المللی بسیاری را در پرونده کاری دارد طراحی پوستر و اقلام تبلیغاتی نمایش کمپانی مرگ که قرار است در سالن شهرزاد روی صحنه بود را بر عهده دارد.
این عضو انجمن تصویرگران ایران از سال ۲۰۱۱ تا کنون در جشنواره های بین المللی کشورهای سوریه ، اسلواکی، ترکیه،یونان و ایتالیا حضور داشته و موفق به کسب رتبه شده است. تقدیر از جشنواره های آلمان ، بلژیک ،مکزیک، رمانی ،ترکیه ، اندونزی ، کلمبیا ،روسیه ، فیلیپین و ایران از جمله موفقیت های او در زمینه کارتون و هنرهای تجسمی است.
نمایش کمپانی مرگ که کاری از گروه تئاتر آمانج محسوب میشود از نیمه آذر ماه جاری در سالن صنوبر پردیس تئاتر شهرزاد اجرا خواهد شد.
در این نمایش که تهیه کنندگی آن را سجاد افشاریان بر عهده دارد امیرعلی آلوسی، نوید احمدزاده، الهام احمدی، کیوان احمدی، رضا بابایی، دنیا خشنو، نیوشا رضوانی، نسیم سروش، امیر شیخ زاده و علی غفاری ایفای نقش می کنند.
دستیاران کارگردان این پروژه نمایشی نوید احمدزاده و الهام احمدی هستند. منشی صحنه و برنامه ریز سلما فغانی، طراح صحنه ،طراح موسیقی و انتخاب موسیقی امیررضا ملکی، ساخت دکور را ذبیح الله ملکی، غلام مهدوی نسب و حسین محمدی بر عهده دارند.
طراح لباس الهام احمدی، دوخت لباس ناهید عظیمی، گریم فاطمه حسین خانی، طراح نور امیر شیخ زاده، نوید احمدزاده و طراح پوستر و اقلام تبلیغاتی هیبت احمدی، روابط عمومی و مشاور رسانه زهرا شایانفر، موشن گرافی سیروس فرزین، جلال چاوشی، ساخت تیزر آیدین میرزا، عکاس امیرحسین حجتی هستند.
با استقبال قابل توجه تماشاگران؛تئاتر «تختی در اتاق ۲۳ هتل آتلانتیک» آغاز شد/ اجرای ویژه در هفته اولنمایش «تختی در اتاق ۲۳ هتل آتلانتیک» به نویسندگی و کارگردانی تینو صالحی شامگاه سه شنبه دوم آذرماه در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر آغاز شد.
به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاترشهر، تئاتر «تختی در اتاق ۲۳ هتل آتلانتیک» به نویسندگی و کارگردانی تینو صالحی شامگاه سه شنبه دوم آذرماه با حضورپرتعداد مخاطبان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهراجرای خود را آغازکرد.
در این اثر نمایشی که با نگاهی متفاوت به زندگی جهان پهلوان تختی پهلوان نام آور کشتی ایران پیش روی مخاطبان قرار گرفته (به ترتیب ورود) رضا بهرامی ، مجید رحمتی، سهیل ملکی، سامان کرمی، نجلا نظریان، حسین خجسته، آروین فلاح، کهبد تاراج، مسعود حکمت آرا به عنوان بازیگر حضور دارند.
مریم نورالدینی دستیار کارگردان و منشی صحنه، تینو صالحی طراح صحنه، میثم صفری طراح نور، نجلا نظریان طراح لباس، ماریا حاجیها طراح گریم، بهاره اسدی مجری گریم، کهبد تاراج مجری طرح و مدیر تولید، آرین مرادی گروه کارگردانی ، رضا جاویدی عکاس، شایان کیانی طراح پوستر و مواد تبلیغاتی ، آروین فلاح انتخاب موسیقی و آرایه های صوتی، امیر قالیچی روابط عمومی و تبلیغات، سامان کرمی ویدئو، نجلا نظریان تحقیق و گردآوری اطلاعات نجلا نظریان گروه اجرایی این اثر نمایشی را تشکیل می دهند.
نمایش «تختی در اتاق ۲۳ هتل آتلانتیک» به نویسندگی و کارگردانی تینو صالحی هر روز ساعت ۱۸:۳۰ با مدت زمان ۶۰ دقیقه و قیمت بلیت ۴۰ هزار تومان روی صحنه می رود. این نمایش روزهای پنجشنبه چهارم و جمعه پنجم آذرماه نیز طی دو نوبت و در ساعت های ۱۷ و ۱۸:۳۰ پذیرای دوستداران تئاتر است.
هم اکنون نمایش های «بانوی محبوب من» به کارگردانی گلاب آدینه در تالار اصلی، «بابا آدم» به کارگردانی لیلی عاج در تالار چهارسو، «بیماری خانواده میم» به کارگردانی سروش طاهری در تالار سایه تئاتر شهر میزبان مخاطبان تئاتر هستند.
شروع نمایش «مکاشفه شب یلدا» در مرکز تئاتر مولوینمایش «مکاشفه شب یلدا» به نویسندگی هلن بهرامی و کارگردانی ایوب آقاخانی از چهارشنبه سوم آذر ماه در مرکز تئاتر مولوی اجراهای خود را به صورت محدود آغاز خواهد کرد.
به گزارش روابط عمومی مرکز تئاتر مولوی در نمایش «مکاشفه شب یلدا» که ماحصل یک کارگاه آموزشی به سرپرستی ایوب آقاخانی می باشد هلن بهرامی،میلاد رفاقتی، شقایق سرسختی، مریم سیدین، دانا شهبازی، دنیا صنوبری، احمد عباسی، آنیتا عطایی، باربد عطایی، سهیل محبی، سالار مسیب زاده، شایان مرادطچری، علیرضا مهرانفر، امیرعلی یزدان کیا و محمد یوسفی ایفای نقش می کنند.
لازم به ذکر است که نمایش فوق راس ساعت ۱۷:۱۵ اجراهای خود را در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی آغاز میکند.
«شکار مرگ» میزبان خبرنگاران و عکاسان میشودنمایش «شکار مرگ» به نویسندگی آیرا لوین و با ترجمه شهرام زرگر و بازنویسی و کارگردانی نگار عزیزی روز چهارشنبه سوم آذر ماه ساعت هفده و سی در تماشاخانه اهورا میزبان خبرنگاران و عکاسان خواهد شد.
به گزارش مشاور رسانه نمایش، نمایش «شکار مرگ» از سی آبان ماه اجراهای نمایش خود را آغاز کرد و با استقبال خوبی روبرو شد. تا کنون هنرمندانی چون «علیرضا استادی» بازیگر سینما و تئاتر، «مسعود ترابی» کارگردان سینما، «حسن اسدی» بازیگر تلویزیون و سینما، «سروش طاهری» مدرس دانشگاه و همچنین بازیگر سینما و تئاتر، «رضا خضرایی شاد» طراح نور و همینطور «حامد رحیمی نصر» به تماشای این نمایش نشستهاند.
در خلاصه نمایشنامه آمده است: «شکارمرگ داستان یک نویسنده معروف است که مدتی است دچار رکود قلم شده است.رسیدن یک نمایشنامه از سمت یکی از شاگردانش به دست او سرآغاز ماجراهایی در زندگی وی میشود.»
از عوامل نمایش شکار مرگ میتوان از:
بازیگران: حامد صالح پور. نگارعزیزی. محمد خوشبخت. شیما جعفرزاده و با صدای: مسعود خطیبی و کتایون رزم حسینی، دستیار کارگردان و برنامه ریز: رامین دولت آبادی، منشی صحنه: نسیم کاظمی نیک، طراح صحنه و ساخت دکور: رامین دولت آبادی، ساخت تیزر: نوید کشوری، مدیر صحنه: محمد براتعلی، دستیار صحنه: ابوالفضل قزلسفلی، طراح نور: سبحان عبدی قهرودی، طراح و مجری گریم: نسترن گلی زاده، طراح لباس: نگار عزیزی، انتخاب موسیقی و امور فنی: محسن یزدانی، طراح لوگو: سامی طباطبایی، طراح پوستر: امیرحسین ازندریان ملایری، عکاس: علیرضا آذری راد، مدیر روابط عمومی: سارا سیبی، مشاور رسانه: ناصر ارباب نام برد.
نمایش «شکار مرگ» ۳۰ آبان الی ۱۶ آذر ماه، ساعت ۱۷:۳۰ در تماشاخانه اهورا به روی صحنه میرود.
در روز سه شنبه، ۲ آذر ماه؛"فرگشت" میزبان عکاسان و خبرنگاران می شودنمایش "فرگشت" به نویسندگی، با طراحی و به کارگردانی مهدی خلیل زاده، در ساعت ۱۸:۳۰ روز سه شنبه، ۲ آذر ماه ۱۴۰۰ برای عکاسان و خبرنگاران به روی صحنه خواهد رفت.
به گزارش مشاور رسانه، نمایش "فرگشت" به نویسندگی، با طراحی و به کارگردانی مهدی خلیل زاده که از ۲۶ آبان ماه ۱۴۰۰ اجراهایش را در سالن شماره دو خانه نمایش مهرگان آغاز کرده است، در ساعت ۱۸:۳۰روز سه شنبه، ۲ آذر ماه به طور اختصاصی برای عکاسان و خبرنگاران به روی صحنه خواهد رفت.
در خلاصه داستان "فرگشت" آمده است: "یک زبانشناس و مبدع شیوههای نوین درمان لالی، عاشق یکی از بیماران خود میشود و تلاشهای او برای درمان و وصال با معشوق زندگیاش را به چالش میکشد."
در "فرگشت"؛ تازه ترین اثر کارگردان باسابقه تئاتر و مدرس کنونی تئاتر در دانشگاه سوره، سامان شکیبا، مرتضی دلداده، سیمین میرشفیعیان، آرام محمدخانی، محسن رحمانی، داریوش خان علیزاده، زینب نوری، آرمیتا آذرکمان و مهدی خلیل زاده به ایفای نقش می پردازند.
دیگر عوامل اثر، عبارتند از: مشاور هنری: بهزاد رضایی، برنامه ریز: سیمین میرشفیعیان، دستیاران کارگردان: محمدحسین نوائی و عسل حسینی، منشی صحنه: غزاله حریرچی، طراح و مجری گریم: کیمیا حق شناس، موسیقی: علی کنعانی و داریوش خان علیزاده، مسئول اتاق فرمان: محسن پرورش، مدیر صحنه: افسانه فتح آبادی، دستیاران صحنه: داوود مرادی و فرهاد بیژنی، امور هماهنگی: مرتضی صباحی و نگین ستاینده، مشاوران رسانه: فرزاد جمشیددانایی و پیام احمدی کاشانی، عکاسان: شهاب غفاری، فرزاد جمشیددانایی و پیام احمدی کاشانی، طراح پوستر: عرفان تقویمی.
"فرگشت"، تا ۱۶ آذر ماه، هر شب ساعت ۱۸:۳۰ در سالن شماره دو خانه نمایش مهرگان به روی صحنه است و علاقمندان به تئاتر می توانند برای تماشای اثر به سایت فروش بلیت تیوال مراجعه و اقدام به خریداری بلیط نمایند.