تیوال نیلوفر جوکار | دیوار
S2 : 15:10:02
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یه جمعه خوب و جذاب
غرق در دنیای بینهایت ستاره ها و کهکشان ها

کارگاه فوق العاده جذاب و دلچسب داستان تولد یه ستاره
نیکا نصیری، Negin Fooladi و میهمان شو این را خواندند
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر نمیتوانید به من یاد بدهید چطور پرواز کنم ،
به من بیاموزید چگونه کتاب بخوانم ،
مطمئن باشید پرواز را خواهم آموخت.
:)
"بامداد عزیز"
سلام وقتتون بخیر
خب کتاب خوندن ، من معمولا همیشه خوندن رو دوست داشتم و دارم هر مطلب و متنی که درون مایه داستانی داشته و در گوشه کنار خوندم ولی خب پراکنده
تقریبا از دو سال پیشه که کتاب خوندن رو به یه کار هر روز و روتین تبدیل کردم و تقریبا ماهی یا فصلی با توجه به شرایط یه کتاب خوندم
خب چون زیاد نمیدونستم از کجا باید شروع کنم با کتاب هایی که دوستان معرفی کردن مثل کیمیاگر و دوستی با خدا شروع کردم
بعد هم خب ببخشید ولی من یکی از این لیست های صدتایی رو پیدا کردم در تهیه کتاب های لیست برای خوندن و هر کتابی که به تازگی معرفی میشد رو به لیست اضافه کردم :)

خب با مطلبی که شما گذاشتید فهمیدم که چقد بی هدف بوده ینی خودم هم خیلی دلم میخواست بهش هدف بدم ولی نمیدونستم از کجا و چجور باید این کار رو انجام بدم و به دنبال راهی برای شناخت راه و هدف درست بودم

حالا ... دیدن ادامه » مطالب شما کمی من رو گیج کرد( هدف، علایق، تخصیصی بودنه ) احساس میکنم خیلی بی هدف بودم و این موضوع اصلا جالب نیست.

الان دارم سووشون رو میخونم.

همچنان سپاسگزارم از صبر و وقتی که میگذارید بزرگوار:)
۱۲ آبان ۱۳۹۷
عزیز دل منی بامدادجان :) انرژی بخشی جدا
تیکی تاکای انرژی میکنیم :))

خواهش میکنم، ممنون از شما نیلوجان..من یهو دیدم اسمتونو صدا کردم گفتم یادآوری کنم اونور گفتین اینطوری صداتون کنیم جسارت کردیم :)
۰۱ آذر ۱۳۹۷
نه خواهش میکنم این چه حرفیه خوشحال هم شدم راحت باشید اقای عبدالهی عزیز :)
۰۲ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو زندگی هیچ چیز قابل پیش بینی نیست!
اینو تو نگاهی که به گذشته خودم انداختم فهمیدم .
فهمیدم یه روزایی داشتم که خیلی سخت بود برام ،
اصلا فکر نمیکردم اون روزها تموم بشه ،
اما تموم شد...
فهمیدم یه روزایی داشتم پر از شادی که فکر میکردم دیگه تکرار نمیشه ،
اما بهترش تکرار شد...
فهمیدم واسه یه چیزایی بی تابی و گریه کردم ،
که حتی ارزش اخم کردن هم نداشت...
فهمیدم که هیچ چیز تو این دنیا همیشگی نیست...
پس وقتی شادی ، از شادیت لدت ببر؛
و وقتی غمگینی ، بدون روزای پر از خنده تو راه داری...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه توانی کرد ؟
باید از سرنوشت قوی تر باشی و آن را که با تو کین می ورزد ، دوست بداری و در عالم خلقت شایستگی خود را به نمایش بگذاری ؛
《زیرا تو تصویری هستی از جاودانگی》
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید