پویا فراهانی از نقش خود در «نامه اداری» گفت«جورج نماد چرخدندههای یک سیستم ترسناک است»
به گزارش سینماخانه؛ پویا فراهانی بازیگر نمایش «نامه اداری» از چالشهای ایفای نقش کارمندی مطیع، خشک و قانونمدار میگوید؛ شخصیتی که در جهان «جورج نماد چرخدندههای یک سیستم ترسناک است»
به گزارش سینماخانه؛ پویا فراهانی بازیگر نمایش «نامه اداری» از چالشهای ایفای نقش کارمندی مطیع، خشک و قانونمدار میگوید؛ شخصیتی که در جهان پادآرمانشهری نمایش، بخش جداییناپذیر از ساختاری سرد و بیروح است. پویا فراهانی در گفتوگو با سینماخانه از مسیر ورودش به تئاتر، تجربه بازی در «نامه اداری» و دغدغههایش نسبت به وضعیت امروز تئاتر میگوید.
خودتان را برای مخاطبان ما معرفی کنید.
پویا فراهانی هستم، متولد ۱۳۷۰. از سال ۹۷ وارد عرصه تئاتر شدم. «نامه اداری» دوازدهمین تجربه من روی صحنه است. در زمینه تصویر نیز فعالیتهایی داشتهام و افتخار همکاری و شاگردی عزیزانی چون سعید آقاخانی و شهرام شاهحسینی را تجربه کردهام.
چطور برای نقشتان در «نامه اداری» انتخاب شدید و از جورج چه میدانیم؟
با معرفی دوستم، علی ایزدی سفیددشتی به کارگردان وارد پروژه شدم. در ابتدا نقش جورج در متن اصلی بسیار کمرنگتر بود و بیشتر به شکل یک صدا حضور داشت، اما کارگردان تغییراتی ایجاد کردند که به نسخه کنونی رسید. جورج نماد چرخدندههای یک سیستم بسته و خشک است؛ قانونمداری افراطی، بلهقربانگویی بیچونوچرا و هدفگرایی افراطی او را به شخصیتی ترسناک بدل میکند.
اولین برداشتتان از شخصیت جورج چه بود؟
در نگاه اول، جورج ساده و پیشپاافتاده به نظر میرسید؛ اما به مرور که به عمق شخصیتش رسیدم، پیچیدگیهای او آشکار شد.
بزرگترین چالش نقش چه بود؟
اینکه جورج را هم باورپذیر نشان دهم و هم ماشینیبودنش را حفظ کنم؛ بدون آنکه به اغراق برسد. همچنین دنیای یک کارمند خشک و مقرراتی ۱۸۰ درجه با جهان هنری من متفاوت بود و این فاصله کار را سختتر میکرد.
برای نقشآفرینی پژوهش یا تمرین خاصی داشتید؟
برای درک بهتر ساختار قدرت و جابهجاییهای مدیریتی دوباره «مزرعه حیوانات» جورج اورول را خواندم. با هدایت کارگردان، فیلمهای وس اندرسون را دیدم که به جهان ذهنی ایشان نزدیک بود. از خانم سارینا شاد، طراح حرکت، نیز تشکر میکنم که کیفیت بازیها را به شکل چشمگیری بالا بردند.
سختترین بخش نقش اما حضور در دل دکور بود؛ جایی که کمترین امکان حرکت داشتم، اما تجربهای جذاب و متفاوت بود.
تعامل شما با بازیگران دیگر چگونه شکل گرفت؟
همدلی و رفاقت پشتصحنه روی صحنه نیز کاملاً دیده میشود. هرکس جایگاهش را میداند و تمام انرژی خود را برای بهتر شدن کار میگذارد؛ درست مانند یک شرکت موفق که تمام کارکنانش راندمان بالایی دارند.
بازتاب «کمدی سیاه» و «پادآرمانشهری» در بازی شما چگونه است؟
فیزیک و میمیک جورج بار کمدی نقش را شکل میدهدبهجز صحنه آخر با پیلار. تلاش کردم بلاهت او را کمیک نشان دهم. از سوی دیگر، تلاش بینتیجه جورج برای حفظ سیستم، همان تلاش نافرجام یک جامعه پادآرمانشهری است.
زبان «تایدپه» نماد چیست؟
نماد قوانینی است که ناآگاهانه یا حتی عامدانه و یکشبه وضع میشوند و نهتنها وضع را بهتر نمیکنند، بلکه موانعی تازه میآفرینند.
آیا نمایش نقدی بر بوروکراسی واقعی است؟
کاملاً. بوروکراسیای که بسیاری از ما با آن درگیر بودهایم. دور باطل تکرارشونده در نمایش آنقدر واضح است که مخاطب بدون سختی مفهوم را درک میکند.
لحظه یا دیالوگی که بیشترین بار عاطفی را برایتان داشت؟
اخراج ماریا—با وجود همه تلاشهایش و مواجهه او با یکطرفه بودن علاقهاش به آقای گراس بسیار دردناک بود. همچنین صحنه مرگ پیلار که به دست من انجام میشود همیشه تأثیرگذار بود.
تعامل شما با دکور و طراحی صحنه چگونه بود؟
جورج در دل دکور زندگی میکند؛ فضایی بسیار محدود که حتی امکان تکانخوردن معمولی هم به من نمیداد و من این چالش شیرین را پذیرفتم. طراحی مینیمال صحنه هم فضای خشک اداره را کاملاً منتقل میکند.
از این تجربه چه چیزی برایتان یادگاری میماند؟
همکاری با گروهی حرفهای، بیحاشیه و همدل، در سالنی عالی؛ و خاطراتی که هیچوقت فراموش نمیکنم. بازیگر بیش از این چه میخواهد؟
تماشاگر قرار است پس از تماشای نمایش چه برداشتی داشته باشد؟
بهگمانم باید بفهمد بسیاری از چیزهایی که فکر میکنیم مهماند، در حقیقت پوچاند نه به شکل منفی، بلکه رهاکننده. باید یاد بگیریم سخت نگیریم؛ بعضی مسائل از کنترل ما خارج است. البته این با تسلیم شدن فرق دارد و مرز ظریفی میان این دو وجود دارد.
استقبال مخاطبان چطور بوده است؟
متأسفانه تا این لحظه که ۹ شب از اجرا گذشته استقبال آنطور که باید خوب نبوده. تئاتر جدی این روزها مخاطب کمتری دارد؛ مردم درگیر مشکلات روزمرهاند. اما دوستانی که نمایش را دیدهاند آن را بسیار دوست داشتهاند و امیدوارم مخاطبان بیشتری بیایند.
ما در این شرایط سخت تمام توان خود را میگذاریم و واقعاً لایق اندکی حمایت هستیم تا چراغ تئاتر روشن بماند.
امیدواریم صرف حضور چهرهها ملاک دیدهشدن یک کار نباشد. نفس تماشاگر بزرگترین انگیزه ماست. به امید روزهای روشنتر.
یادداشت فریال آذری، منتقد مهمان، برای نمایش «تا هیچ چیز عوض نشود»نمایش، نمونهای از آیینگرایی در تئاتر معاصر استنمایش «تا هیچ چیز عوض نشود» به نویسندگی و کارگردانی نیما آقاخانی، در تالار انتظامی خانه هنرمندان ایران روی صحنه است.
نمایش «تا هیچ چیز عوض نشود» برداشتی روشن از فیلم «کشتن گوزن مقدس» لانتیموس است که با زبان روایی سرد و استعاری، اخلاق، عدالت و سرنوشت را در قالب تریلری روان شناختی و سورئالیستی میکاود. گفتوگوها در این اثر بیلحن و مکانیکی هستند و تلاشی است برای بهرهبردن از فن فاصلهگذاری برشتی در قالب مدرن تا تماشاگر از همذاتپنداری عاطفی بازداشته شود. این جدایی عمدی، ارتباط شهودی را از مخاطب میگیرد. نبود توضیح دربارهی رخدادها هرچند باعث سردرگمی میشود، اما در پی آن است که هر موقعیت را به صورت تمثیلی و در حکم نشانهای ارایه کند.
نمایش «تا هیچ چیز عوض نشود» مستقیما با اسطورهی ایفیژنی و آیین قربانی در پیوند است؛ جایی که شخصیتها ناگزیرند قانونی فراانسانی را بپذیرند. پدر جراح، شخصیتی آمیخته از قدرت و ناتوانی است؛ او فروپاشی مردانه را بیفریاد اما با لرزشهای پیاپی نشان میدهد. مادر در این نمایش تصویری از قربانیبودن محض است؛ تنها و در تلاشی بیوقفه برای رهایی از مرگ، نمادی از قربانیان اسطورهای. مارتین نیز به عنوان سرچشمهی اضطراب، ترکیبی از سادگی کودکانه و تهدید بیوقفه است؛ گاهی کودکتر از سن خود و گاهی پیرتر از عمرش به نظر میرسد. اگرچه بنای نمایش برقرارکردن فضایی یکدست از آغاز تا پایان است، اما در زیرمتن آن وحشت جریان دارد. این اثر پلی میان یونان کهن و بحران اخلاقی انسان امروز است و مخاطب آگاه را به خوانش چندلایه دعوت میکند. سخنرانیهای طولانی شاید تلاشی از سوی نویسنده برای بازآفرینی تجربهی مشاهدهی ناب باشد، هرچند چندان موفق از کار درنمیآید.
نمایش «تا هیچ چیز عوض نشود» نمونهای از آیینگرایی در تئاتر معاصر است؛ بهجای پاسخدادن، پرسشهای اخلاقی را از خلال اسطوره پیش میکشد. تماشاگر به میدان داوری فراخوانده میشود اما ابزار داوری از او گرفته میشود تا تماشای اثر بدل به تجربهای اضطرابی و فلسفی گردد. نویسنده میکوشد نگاه را از چرایی به چگونگی مواجهه و بحران اخلاقی منتقل کند؛ و همین، نمایش را از رئالیسم روان شناختی دور کرده و به قلمرو تمثیل محض میبرد. در ژرفساخت اثر، سخن از انجماد عاطفه در برابر تقدیر است و پرسشی که طرح میشود این است که در لحظهای که هر انتخابی به از دستدادن میانجامد، اخلاق آیا همچنان معنا و کارکرد خود را حفظ میکند؟
نمایش «تا هیچ چیز عوض نشود» با تاکید بر بدن بازیگر، روانپریشی را به شکل نمادین و فیزیکی بازآفرینی میکند. طراحی صحنهی مینیمال، فضا را به شکل بیمارستان ـ معبد میسازد و حذف عناصر پزشکی نسبت به فیلم، روایت را به سوی آیین ناب قربانیکردن میبرد. این نمایش روایتی از ایفیژنی است: در آن مارتین در جایگاه آرتمیس، پدر در حکم گوزن مقدسی است که به اشتباه کشته شده و خانه به مثابهی معبد قربانی است؛ جایی که آگاممنون فرزند خود را قربانی میکند و این کنش نقض پیمانی بنیادی است. قربانیکردن در اینجا آیینی برای جبران و بازگرداندن نظم جهان است. چون گوزن در اسطوره نماد پاکی و حرمت مقدس است، شکستن این حرمت، سازوکار انتقام آیینی را فعال میکند. حضور تقدیرگرایی در متن باعث میشود گریزی از آن ممکن نباشد و نمایش، بازخوانی مدرن ایفیژنی تلقی شود.
نکتهی مهم در این اثر تفاوت جنسیت قربانی است. در اسطوره، آگاممنون دختر خود را قربانی میکند، اما در این نمایش، پسر کوچک قربانی میشود. این تغییر میتواند دلایل گوناگونی داشته باشد: نخست، برهمزدن انتظار بینامتنی؛ زیرا اگر قربانی دختر بزرگ بود، تماشاگر آشنا با تراژدی یونان، روند داستان را زود حدس میزد. قربانیکردن پسر کوچک، لایهای از پیشبینیناپذیری میآفریند. دوم آنکه محور از «زن ـ آیین» به «خانواده ـ آیین» منتقل میشود؛ قربانی نه براساس جنسیت، بلکه بنا بر جایگاه عاطفی و پویش قدرت در خانواده انتخاب میشود.
از سوی دیگر، گزینش باب به عنوان فرزند خردسال، تراژدی را تشدید میکند؛ زیرا کودک کمترین سهم در تقصیر و بیشترین وابستگی عاطفی را دارد. مرگ او حس بیعدالتی آیینی را تقویت میکند و تماشاگر را به واکنشی اخلاقی سریعتر وامیدارد.
منبع: theater.ir
فعالیتهای پردیس شهرزاد / از حمید حامی تا کماکانهمزمان با رونمایی از لوگو جدید مجموعه شهرزاد با عنوان پردیس تئاتر و موسیقی، برنامههای جدید این مجموعه معرفی شد.به گزارش صبا: به نقل از روابط عمومی،پردیس تئاتر شهرزاد اولین و بزرگترین پردیس تئاتر خصوصی کشور، با برخورداری از ۷ سالن نمایشی مجهز وسالنهای ۴ تا ۷ در مجموعه به هم پیوسته بوتیک هنر ایران ، همواره یکی از قطبهای مهم اجرای آثار نمایشی و موسیقی کشور به شمار میرفته است.
اکنون با فراهمسازی زیرساختهای لازم برای اجرای برنامههای موسیقایی، این مجموعه گام تازهای در مسیر گسترش فعالیتهای فرهنگی و هنری خود برداشته و از این پس با نام «پردیس تئاتر موسیقی شهرزاد» فعالیت خواهد کرد.
در ماههای اخیر، این مجموعه میزبان اجراهای موفقی همچون کنسرت حمید حامی، گروه موسیقی سنگار، حیدو هدایتی و کنسرتنمایشهای پرمخاطبی نظیر الف لیلة و لیلة و ایرج زهره منوچهر بوده است؛ آثاری که با استقبال گستردهی مخاطبان، رکوردهای فروش قابلتوجهی را به ثبت رساندهاند.
کنسرت گروه کماکان در شهرزاد
در جدیدترین فعالیت این مجموعه گروه موسیقی کماکان
که یک گروه موسیقی تلفیقی ایرانی است به سرپرستی مهدی ساکی روزهای پنجم،ششم و هفتم آذرماه میزبان مخاطبان خواهد بود.
این گروه که با هدف تجربهای نو در ترکیب موسیقی معاصر با موسیقی جنوب ایران شکل گرفته با الهام از اشعار مولانا و ترکیب آنها با موسیقی فولکلور جنوب ایران، مسیری موفق را طی کرده است.
گروه موسیقی سنگار و شبِ بوشهر
شب موسیقیِ بوشهر در تهران هم عنوان برنامه ای بود که توسط گروه سنگار برگزار شد. کنسرت سنگار شب موسیقی بوشهر به خوانندگی مهدی زنده پی در روزهای ۲۵ و ۲۶ مهر ماه در سالن ۱ پردیس تئاتر شهرزاد تهران برگزار شد. در این کنسرت که در سبک موسیقی تلفیقی اجرا می شود تنظیم و نوازندگی گیتار بر عهده محسن برزگر بود. همچنین نوازنده کلارینت سهند اسدی، گیتار بیس فرهاد کاوه، نوازنده گیتار رضا جوکاری و نوازنده درامز فرزان فولادی است.
پرفورمنس کوچه با احسان دریادل
احسان دریادل با پرفورمنس «کوچه» در پردیس تئاتر و موسیقی شهرزاد روی صحنه میرود. این خواننده که مسیری پرفراز و نشیب را در فعالیت های هنری اش تجربه کرده، این روزها در پردیس تئاتر و موسیقی شهرزاد روی صحنه است.
«کوچه» مهم ترین و معروف ترین قطعه این خواننده است که باعث معرفی احسان دریادل به موسیقی ایران شد تا او پدیده این سالهای موسیقی باشد.
کنسرت آنپلاگد حمید حامی
کنسرتهای «حامی» همیشه جذاب است. موسیقی و خواننده اصیل و حرفه ای، نوازندگی درخشان و مخاطب هم پا.
این کنسرت ۴و۵مهرماه با استقبال تماشاگران روی صحنه رفت.
در ماههای اخیر، این مجموعه میزبان اجراهای موفقی همچون کنسرت حمید حامی، گروه موسیقی سنگار، حیدو هدایتی و کنسرتنمایشهای پرمخاطبی نظیر الف لیلة و لیلة و ایرج زهره منوچهر بوده است؛ آثاری که با استقبال گستردهی مخاطبان، رکوردهای فروش قابلتوجهی را به ثبت رساندهاند.
پردیس تئاتر موسیقی شهرزاد با این رویکرد تازه، در آیندهای نزدیک میزبان کنسرتها و کنسرتنمایشهای بیشتری خواهد بود تا همچنان بهعنوان یکی از پویاترین مراکز فرهنگی و هنری کشور، نقشی مؤثر در اعتلای هنر نمایش و موسیقی ایفا کند.
گفتوگو با مهرو ذبیحی، بازیگر نمایش «نامه اداری»«قدرت نه گفتن را از تئاتر آموختم»به گزارش سینماخانه؛ مهرو ذبیحی، بازیگر نقش «خانم لیر» در نمایش «نامه اداری»، از تجربه همکاریاش با آریو راقبکیانی، چالشهای نقش معلم زبان ساختگی «تایدپه» و پیامهای پادآرمانشهری اثر میگوید؛ تجربهای که برای او به تمرینی در ایستادگی، تفکر و نهگفتن تبدیل شده است.
چگونه برای نقشتان در «نامه اداری» انتخاب شدید؟ درباره نقشی که ایفا کردید توضیح دهید.
من و آقای آریو راقبکیانی دو همکاری مشترک پیش از این نمایش داشتیم: نمایشنامهخوانی «مهین» و نمایشنامهخوانی «تماس» که نویسندگی آن بر عهده آقای راقبکیانی بود و من کارگردانیاش را انجام دادم. از این مسیر با طرز فکر، جهانبینی و سبک کاری ایشان آشنا شده بودم و آثارشان را دوست داشتم.
وقتی متن نمایشنامه (اثر واسلاو هاول) را خواندم، شخصیت خانم لیر برایم یک معلم زبان ساختگی بود؛ انسانی که برای حفظ جایگاه شغلیاش ناگزیر است این زبان را آموزش دهد و گسترش دهد؛ زبانی که خود او نیز آن را پذیرفته و به آن ایمان دارد. بنابراین همه تلاشش این است که آموزشی کامل، دقیق و بینقص ارائه کند.
چالشبرانگیزترین جنبه شخصیت برای شما چه بود؟
خانم لیر جهانش را از طریق زبان میسازد. او «پدر دانایی» است؛ عقل کل، مؤمن به زبان اختراعی خودش و مُصرّ بر نظم. هماهنگ کردن ریتم گفتار و بازی، مدیریت تعمدیبودن هر حرکت و همزمان نمایش آشفتگی درونی او از چالشهای اصلی من بود.
برای آماده شدن نقش، تمرین یا پژوهش خاصی انجام دادید؟
بله. ابتدا درباره واسلاو هاول و زندگی و دیدگاههایش مطالعه کردم. سپس نمونههای واقعی برای چنین شخصیتی را جستوجو کردم و از آنها کلاژی ذهنی ساختم.
در این مسیر، کشف و شهود شخصیام نیز شکل گرفت و آقای راقبکیانی کمک زیادی در دقیقتر شدن این نگاه داشتند.
از طرفی، من سابقاً مدرس زبان انگلیسی بودهام (البته معلم مهربانی بودم !) و این تجربه در ساخت نقش بسیار کمکم کرد. در نهایت، خانم لیر شخصیتی است که «هر ثانیه» همراه من بود.
چگونه با دیگر بازیگران تعامل میکنید تا داینامیک سازمان اداری واقعیتر شود؟
ما در گروه به هم خوب گوش میدهیم و هر ایدهای که به واقعیتر شدن روابط سازمانی کمک کند را مطرح و اتود میکنیم. این همدلی و تبادل نظر میان تمام اعضای گروه وجود دارد.
کارگردان نمایش را «کمدی سیاه» و «پادآرمانشهری» توصیف کرده است. شما چگونه این تمها را در بازیتان منعکس کردهاید؟
پادآرمانشهر جایی است که ظاهراً خوب و آرمانی است، اما در واقع کنترل، نابرابری و فقدان آزادی در آن موج میزند. پیام نمایش نیز باید در قالب طنزی تلخ منتقل میشد.
من تلاش کردم در نقش خانم لیر، بهعنوان سازنده و معلم زبان تایدپه، ترکیبی از کنترل، نظم، آشفتگی درونی، اکتهای دقیق، لحن خاص، و مهربانی تصنعی را اجرا کنم.
رضایت اغراقشده او از پاسخهای درست شاگردانش و تکرارها در پایان نمایش، کمدی سیاه اثر را کاملتر میکند.
به نظر شما «تایدپه» نماد چیست؟
«تایدپه» نماد ورود یک پدیده یا رویکرد جدید به سازمان یا جامعه است؛ چیزی که افراد بدون تفکر و تقریباً کورکورانه میپذیرند و توان مخالفت با آن را ندارند.
آیا این نمایش نقدی بر بوروکراسی واقعی است؟
بله، کاملاً. حتی پوستر نمایش هم نماد همین بوروکراسی است.
ترکیب اکتها، دکور، گریم، میزانسن و نوع بیان دیالوگها با هدایت آقای راقبکیانی بهخوبی چهره بروکراسی و فرمانبرداری کورکورانه را ارائه میکند.
در تمرینات، لحظه یا دیالوگی بود که بار عاطفی زیادی برایتان داشته باشد؟
خانم لیر انسانی کاملاً فرمانبردار سیستم است و عاطفه برایش معنا ندارد.
اما جایی که با وجود تمام تلاشش، از تنها شاگرد باقیمانده نیز ناامید میشود و در پایان ناچار میشود خودش هم معلم باشد و هم شاگرد، و حتی در یادگیری زبان جدید شکست میخورد، برایم از لحظات عاطفی و مهم نمایش بود.
تعامل شما با دکور و فضا چگونه است؟
فضای سالن انتظامی، دکور ساده و مکانیکی با رنگهای متضاد، ناخودآگاه حس خشکی و رسمیبودن محیط اداری را منتقل میکند. این فضا با اکتها و گفتار ویژه هر بازیگر همراه میشود و نقشها باورپذیرتر میشوند.
از این تجربه نمایشی چه چیزی برایتان به یادگار میماند؟
اولین یادگاری، همکاری با آقای راقبکیانی و این گروه دوستداشتنی است. از همه اعضای گروه آموختهام و دوستشان دارم.
دومین یادگاری، قدرت نهگفتن و بازیچه نشدن است؛ اینکه بتوانم مقابل چیزی که به آن ایمان ندارم بایستم و ابتدا فکر کنم و بعد بپذیرم یا نپذیرم. و این را هم یاد گرفتم که آنچه من به آن باور دارم، لزوماً باور دیگران نیست.
مخاطب پس از دیدن نمایش چه باید با خود به خانه ببرد؟ استقبال چگونه بود؟
تمام تلاش گروه این بود که تماشاگر پیام نمایش را دریافت کند: قدرت «نه گفتن»، توانایی مخالفت با جریانهای غلط، و بازیچه نشدن در زندگی. خوشبختانه استقبال و بازخوردهایی که دریافت کردیم نشان داد که مخاطب این پیام را گرفته و این یعنی رسالتمان را درست انجام دادهایم.
«نا گه آن»؛ جدیدترین اثر مرتضی کوهی بعد از تجربه موفق «پس از»نمایش «نا گه آن» به نویسندگی و کارگردانی مرتضی کوهی که پیشتر کارگردانی نمایش «پس از» را بر عهده داشته است از هفدهم آذر در عمارت هما روی صحنه میرود.
به گزارش روابطعمومی گروه، نمایش «ناگه آن» به نویسندگی و کارگردانی مرتضی کوهی که پیشتر کارگردانی موفقی را با نمایش «پس از» بر عهده داشته است، از ساعت۱۹:۰۰، روز دوشنبه، ۱۷ آذر ماه ۱۴۰۴، در سالن شماره۱ عمارت هما روی صحنه میرود.
در این اثر، که بهزاد جاودان فرد به عنوان مجری طرح در آن ایفای نقش میکند، میتوان به حضور عواملی همچون؛ دستیار کارگردان: سارا غنی، مدیر صحنه: آیدا عارفی، منشی صحنه: معصومه کوهزادی، مشاور کارگردان: سینا محمودی، طراح صدا و موسیقی: رضا قاسمی، طراح صحنه: مرتضی کوهی، طراح گرافیک و تیزر: محمدصادق زرجویان، عکس: ارشیا ثقفی (کت استودیو)، موشگرافیک: امیرحسین ستودهنسب، ویدئو مپ: محدثه عبدلپور و مدیر روابط عمومی و تبلیغات: امیر پارسائیان مهر اشاره کرد.
نمایش «پس از» اثر قبلی این کارگردان، ضمن کسب افتخارات و جوایزی در جشنواره «هم آغاز»، در چهلوسومین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، در بخشهای؛ بهترین اثر نمایشی، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر زن و بهترین بازیگر مرد، نامزد دریافت جایزه شد.
در خلاصهی نمایش «نا گه آن» آمده؛
گاهی میشه آدمها جاشون با هم عوض بشه
نمایش «ناتنی؛ تاریخ جنون» روی صحنه میرودنمایش «ناتنی؛ تاریخ جنون» به کارگردانی سجاد یاری، نویسندگی سجاد یاری و مهرناز نوروزی و تهیهکنندگی هلن چیذری در سالن قشقائی مجموعه تئاترشهر اجرا میشود.
به گزارش روابط عمومی این گروه، نمایش «ناتنی؛ تاریخ جنون» از ۱۲ آذر تا ۱ دی ۱۴۰۴ ساعت ۲۰:۰۰ در سالن قشقائی تئاترشهر روی صحنه میرود.
این اثر نمایشی تصویری هجوآمیز و هولناک از خانوادهای ارائه میدهد که در جدال پنهان بر سر میراث، مرزهای انسانی خود را از دست دادهاند. «ناتنی؛ تاریخ جنون» روایت خانوادهای است که به بهانهٔ مراسمی خانوادگی دور هم جمع میشوند؛ میهمانیای که در ابتدا با گفتوگوهای معمولی آغاز میشود، اما بهتدریج روابط رنگ دیگری میگیرد. سوءظنها، شوخیهای عجیب و اشارههای ناتمام، فضای جمع را به میدان جدالی نامرئی بدل میکند.
این نمایش در دل یک بعدازظهر ظاهراً معمولی، پرده از رازهایی برمیدارد که میتواند همهچیز را متلاشی کند و مرز میان واقعیت و جنون را در هم بیامیزد.
در این نمایش صبا مختاری، متین مختومی، پریا مددی، ریحان روشن، میترا عادلی، حسام آزادگان، ملیکا حکمی، اشکان محمدیان، عارف محمدی و هلن چیذری به ترتیب ورود به صحنه به ایفای نقش میپردازند.
دیگر عوامل نمایش عبارتاند از:
طراح پوستر و گرافیک: حمیده تیموری، دستیار کارگردان: رادمهر عزیزی، موسیقی: بابک میرزاخانی، طراح صحنه: فرزاد معافی، طراح نور: پدرام رضوانی، مشاور نور و صحنه: اتابک اسدی، مجری گریم: زهرا سوادکوهی، مجری صحنه: علیکرم شیخیپور، طراحی و اجرا آکساسوآر: زهرا نصراله، طراح لباس: آیسن آق آتابای، منشی صحنه: مبینا صادق، تبلیغات و روابط عمومی: محمدجواد قادری، دستیاران گروه کارگردانی: مریم سیدین، زهرا سوادکوهی، دستیاران صحنه: مبینا صفا، سبحان محمد اکبری، مجری طرح: تئاتر شاخه زرین
پوستر نمایش «طاعون» رونمایی شدپوستر نمایش «طاعون»، به نویسندگی و کارگردانی رهام مخدومی و تهیهکنندگی محمدرضا شریفینیا با طراحی فرهاد توکلی رونمایی شد.
به گزارش مشاور رسانه نمایش «طاعون»، به نویسندگی و کارگردانی رهام مخدومی و تهیهکنندگی محمدرضا شریفینیا، با الهام از رمان «طاعون» و نمایشنامه «حکومت نظامی» اثر آلبر کامو از ۲۳ آذر تا ۲۹ دی، ساعت ۱۹ در تالار حافظ اجرا خواهد شد.
محمدرضا میرحسینی، اشکان هورسان، گیتا بهادری، علیرضا مدنی، مریم ورزی، مجتبی علیزاده، مهدی افشاریان، حسن دستمراد مزینانی، صادق کاوانلویی، یگانه ملکمحمدی، سامی خلیلی، حامد مظفری، فریبا چگینی، درنا همتی، ال میرا آبرون، ارغوان صنعتی، فائزه خزائی، علی عباسیان، یوسف محمودی، نسترن خاموشی، روحالله تورانی، مریم رستمآبادی، سپیده فصیحی، محسن بهرامی، پردیس باغبانی، الهام یوسفزاده، امیرحسین فرهنگمهر، اردلان مهرخواه، رضا جیلانی، نیما محمدی ارشد، مهسا تقیزاده، علی کوهساری، نیما هاشمی، امیررضا میرشکاری، آرزو شریفی، کیانا جلیلیانفرد، محمد پاکنهاد، علیرضا فرماسپی، کیانا احمدی، امیرعباس کریم، پارمین مخدومی و سیامک ادیب به عنوان بازیگر در این اثر نمایشی با رهام مخدومی همکاری میکنند.
در خلاصه نمایش آمده است:
یک شهر آرام با یک تهدید بزرگ روبهرو میشود و مقامات در تلاشند تا نظم را برگردانند. اما ناگهان، موجودی به نام «طاعون» مسلط شده و قوانین بسیار سختگیرانهای را اجرا میکند.
از دیگر عوامل نمایش «طاعون» میتوان از:
طراح گریم: حجت بابایی، طراح صحنه: منا رمضانی، آهنگساز: نیما اورکی، طراح لباس: مهرناز عباسی، طراح حرکات: نرگس طاهردل، طراح پوستر و بروشور: فرهاد توکلی، طراحی و ساخت تیزر: عبد نیکسیرت، محمود هدایتی و علیرضا عالیپور، سرپرست گروه کارگردانی و مجری طرح: حسن دستمراد مزینانی، برنامهریز: یگانه ملکمحمدی، منشی صحنه: ایلیا پوررستمی، دستیاران کارگردان: محمد علمیزاده، میلاد ایمانی کلوری، گروه کارگردانی: هدا ورعی، شکیبا سعیدمطلق، مدیر روابط عمومی: ناصر ارباب، عکاس: رضا جاویدی، مدیر صحنه: محسن بهرامی، ساخت دکور: حامد رمضانی، دستیاران دکور: پرهام اریانی، علی افشار، ناصر نصرتی، سرمایهگذار: داود علمیزاده نام برد.
علاقهمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و خرید یا رزرو بلیت میتوانند به سایت تیوال مراجعه نمایند.
در قالب جشنواره تئاتر شهرنشست «شهر، آئین و اسطوره» برگزار میشودبه گزارش روابط عمومی هفتمین جشنواره تئاتر «شهر»، دومین نشست از سلسله نشستهای این دوره از جشنواره با عنوان «شهر، آئین و اسطوره» برگزار میشود.
این نشست با حضور ژاله آموزگار، قطبالدین صادقی، بهزاد آقاجمالی، کیانوش معتقدی و مهرک علی صابونچی روز شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۸:۳۰ در تماشاخانه ایرانشهر، سالن استاد ناظرزاده کرمانی برگزار خواهد شد.
حضور در این برنامه رایگان است و علاقهمندان میتوانند از طریق سایت تیوال برای شرکت در نشست ثبتنام کنند.
هفتمین جشنواره تئاتر «شهر» به دبیری امین اشرفی، آذر و دی ۱۴۰۴ در تهران برگزار خواهد شد.
پیام تسلیت مدیر تماشاخانه سنگلج برای درگذشت هادی مرزبانپریسا مقتدی مدیر تماشاخانه سنگلج برای تسلیت درگذشت استاد هادی مرزبان یادداشت کوتاهی نوشته و از سوگواری تماشاخانه سنگلج در این فقدان گفت.
به گزارش روابط عمومی تماشاخانه سنگلج، در متن این پیام آمده است:
استاد هادی مرزبان که وجودش سرشار از زندگی بود و زندگیش سرشار از عشق به تئاتر؛ سالیان سال با نمایش ایرانی زلف گرهزده بودند و هربار که اثری به روی صحنه میبردند به وجاهت آن میافزودند.
تماشاخانه سنگلج بنا داشت تا برای چندمین بار میزبان اثر جدیدی از ایشان باشد که ناگاه دیده فرو بستند و گرد غم بر دلمان نشاندند.
امروز دوم آذرماه ۱۴۰۴ نمایش ایرانی و تماشاخانه سنگلج سوگوار این مرد بزرگ است.
این غم بزرگ را به سرکار خانم فرزانه کابلی همسر، سرکار خانم هستی مرزبان دختر ایشان و خانواده تئاتر تسلیت عرض می نماییم.
یادشان مانا
پریسا مقتدی
"مدیر تماشاخانه سنگلج"
پیام تسلیت بنیاد اکبر رادی به مناسبت درگذشت هنرمند فقید، هادی مرزبانبنیاد اکبر رادی (مؤسسهی فرهنگی هنری استاد اکبر رادی) در پی درگذشت عضو هیئت مدیرهی خود، استاد هادی مرزبان، متن پیام تسلیتی را منتشر کرد.
به گزارش روابط عمومی بنیاد اکبر رادی، متن این پیام به شرح ذیل است:
زنده نام هادی مرزبان، کارگردان برجستهی تئاتر و عضو هیئت مدیرهی بنیاد اکبر رادی بیش از چهار دهه با کوششهای بیوفقهی خویش برای اجرای نمایشنامههای ایرانی و به خصوص دَه اثرِ استاد اکبر رادی نشان داد میتوان همگام با تلاطمات اجتماعی در صحنههای تئاتر، با زبان جامعه سخن گفت و از راههای صعبالعبور گذشت و به کُنه اندیشهی نمایشنامهی ایرانی دست یافت. فِقدان این هنرمند، یار دیرین و دلبستهی اکبر رادی و این بنیاد، ما را به اندوهی عمیق فرو برد. بنیاد اکبر رادی آسمانی شدن و جاودانگی هادی مرزبان را به فرزانه کابلی، هستی مرزبان (همسر و فرزند گرامیاش) و نیز جامعهی تئاتر تسلیت میگوید و برای ایشان صبوری آرزو میکند.
همیشه نامش زنده، جایش سبز و یادش گرامی.
روابط عمومی بنیاد اکبر رادی
۱۴۰۴/۹/۲
یادداشت سهیلا انصاری، برای نمایش «تا هیچ چیز عوض نشود»بازآفرینی، نه اقتباس؛ وقتی تئاتر از سینما عبور میکندبه گزارش سینماخانه؛ نمایش «تا هیچ چیز عوض نشود» به نویسندگی و کارگردانی نیما آقاخانی، از نمونههای قابلتوجه در روند تلفیق میان تئاتر آکادمیک و تئاتر تجربی است؛ اثری که ضمن حفظ پیوند با منبع اقتباس خود فیلم «کشتن گوزن مقدس» ساخته یورگوس لانتیموس ــ توانسته است به بیانی مستقل، بومی و شخصی دست یابد. آقاخانی، که خود نقش مارتین را ایفا میکند، با اتکا به زبان بدن، فرم و میزانسن، جهانی میآفریند که در آن روایت به تدریج از منطق گفتار فاصله میگیرد و به قلمرو بیان فیزیکی وارد میشود.
نمایش از همان آغاز، با حرکات یوگا و تمرکز بر بدن بهعنوان ابزاری شناختی، مخاطب را به فضایی میکشاند که در آن مرز میان جسم و ذهن، واقعیت و رویا، بهتدریج فرو میپاشد. این انتخاب، نه صرفاً یک حرکت زیباییشناختی، بلکه بیانیهای درباره ماهیت جهان اثر است؛ جهانی که در آن، گفتوگوها کاهش مییابند و حرکت، فریاد و ریتم جایگزین زبان گفتاری میشود. بدینسان، فرم بهعنوان زبان دوم اثر عمل میکند و به ابزاری برای بازنمایی تروما و خشونت بدل میگردد.
طراحی صحنه مینیمال نمایش شامل شاخهگل، کتاب، میز، صندلی، نیمکت و ویدئوپروژکتوری که تصاویری از خانه و کهکشان را بازتاب میدهد ــ در خدمت فضاسازی مفهومی اثر است. این عناصر بهمنزلهی نشانههایی از خلأ، میل و نظارت عمل میکنند. علاقهی استیو به نجوم و تلسکوپ، که به وسواس دید زدن بدل میشود، استعارهای از میل به سلطه و کنترل پدرانه است؛ در مقابل، باب (پسر) با پیراهنی منقوش به اسکلت، تصویر مرگ و فروپاشی را تداعی میکند، و آنا مورفی (مادر) با سکوت سرد و انفعال خویش، بازتابی از زیست زنانه در ساختاری مردسالار است.
ارجاعات اسطورهای به روایت تروا، قربانیکردن و تقدیر، لایهای فلسفی و تراژیک به اثر میافزاید. نمایش از این رهگذر، خشونت را نه حادثهای فردی بلکه چرخهای تکرارشونده در تاریخ انسان معرفی میکند؛ قربانیانی که همچون قهرمانان تراژدی یونان، در دام تقدیر گرفتارند و گریز از آن ممکن نیست.
کارگردان در بخشهایی از اثر، از زبان اصلی فیلم و ویدئوهای تصویری بهره میگیرد تا پیوند میان جهان سینما و تئاتر را حفظ کرده و نوعی فاصلهگذاری آگاهانه ایجاد کند. این دوزبانگی، مخاطب را از توهم واقعیت خارج و او را به سطح بازآفرینی هنری بازمیگرداند. چنین رویکردی، یادآور نظریهی «فاصلهگذاری برشتی» است که در آن تماشاگر به تماشاگرِ فعال و اندیشمند تبدیل میشود.
طراحی صحنه و میزانسنها در برخی لحظات، یادآور زیباییشناسی مینیمالیستی لارس فونتریه، بهویژه در فیلم «داگویل» است؛ بهویژه در استفاده از فضاهای خالی، نشانهگذاریهای صحنه و تأکید بر حضور فیزیکی بازیگران. جزئیاتی نظیر تکرار کنش روزمرهی پاککردن عینک با پاچهی شلوار، در ساختار نمایشی اثر به نمادی از تکرار، وسواس و روزمرگیِ بیجان بدل میشود.
در لایهای دیگر، نمایش به کاوش در مفهوم «تروما» میپردازد؛ تروماهای خانوادگی، روانی و جمعی که از سطح ذهن به بدن منتقل میشوند. جملاتی نظیر «پیکر تو محراب من است» یا صحنههایی که به رشد بدن و جنسیت اشاره دارند، تلاشی هستند برای بیان بحران مالکیت بر بدن در ساختارهای قدرتمحور. تلفن همراه نیز که در اغلب صحنهها برای ثبت تصویر یا برقراری تماس استفاده میشود، به نشانهای از وسواس مستندسازی و گسست انسان مدرن از زیست واقعی خود تبدیل میگردد.
در پایان، فروپاشی خانواده به نقطه اوج میرسد؛ مرگی تدریجی که در جمله «دوباره میتوانیم بچهدار شویم» به شکلی هولناک تثبیت میشود. این جمله نه نوید بازسازی، بلکه بازتولید چرخه خشونت است.
بیتردید نقطه قوت اصلی نمایش، درخشش بازیگران آن است. اجرای فیزیکی دقیق، هماهنگی حرکات گروهی، و انتقال بار عاطفی اثر از طریق بدن و سکوت، نشان از تمرینهای منظم و هدایت کارگردان دارد. بازیگران در بازنمایی رنج، تروما و خشونت درونی، از مرز بازیگری صرف عبور میکنند و به بدنهایی متفکر و معناگر بدل میشوند.
در مجموع، «تا هیچ چیز عوض نشود» تجربهای جسورانه در ترکیب زبان بدن، روایت غیرخطی و نقد اجتماعی است. اثر، هرچند در برخی بخشها دچار نوسان ریتم و گسست پیوستگی روایی میشود، اما در نهایت با تکیه بر طراحی بصری هوشمندانه و بازیهای تأثیرگذار، موفق میشود ذهن مخاطب را تا پایان درگیر کند. حذف رورانس در پایان، انتخابی آگاهانه است تا تماشاگر در وضعیت تعلیق و اضطراب باقی بماند؛ گویی نمایش، پس از خاموشی چراغها نیز ادامه دارد.
حضور چندوجهی و متفاوت یاسر خاسب در تماشاخانه ایرانشهریاسر خاسب که آخرین بار با نمایشهای «رقص مرگ، بی لالا» و فیزیکال دوئت «گِل» در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته بود، اینبار با کارگردانی مشترک نمایش «دیوآب» به همراه برکه بذری و رویکردی ویژه به روی صحنهی سالن استاد ناظرزاده کرمانی میرود.
همچنین امیرحسین فتحی برای دومین بار تهیهکنندگی در تئاتر را با این نمایش تجربه میکند.
نمایش «دیوآب» به نویسندگی علی اتحاد و کارگردانی مشترک برکه بذری و یاسر خاسب از سهشنبه ۴ ام آذرماه ساعت ۱۸ در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر به صحنه میرود.
یاسر خاسب، گیز طاهایی، عارفه احمدپور، رومینا آدور، مصطفی صادقی، طناز فضائلی، اودین روشن، رایا مهدوی گروه بازیگران این نمایش را تشکیل میدهند.
دیگر عوامل ابن اجرا عبارتند از: با صدای: مسعود فروتن، مدیر تولید: گیز طاهایی، طراح لباس: برکه بذری، اجرای لباس: عارفه احمدپور، طراح نور: مدیا رحمانی، طراح موسیقی، نوازنده: بابک حیدری، طراح پوستر و بروشور: نیما زاغیان، دستیار کارگردان: نیما قاسمی، پارسا معارف وند، فرنود حاجی آخوندزاده، عکاس: اردلان آشناگر، مدیر تبلیغات، روابط عمومی: نوید آغاز، مستند نگاری مکتوب: اردلان اختر کاوان، ساخت عروسک: گیز طاهایی، فنی عروسک: سروش شعبانی استایلیست: کمیل محمدی
علاقهمندان به تهیه اینترنتی بلیتهای این نمایش میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
یادداشت سهیلا انصاری بر نمایش «نامه اداری» در تماشاخانه انتظامینقد پنهانِ یک ساختار آشکار؛ یادداشت بر نمایش «نامه اداری» به گزارش سینماخانه؛ نمایش «نامه اداری» به کارگردانی آریو راقب کیانی از همان لحظهی ورود مخاطب به سالن، جهان خود را بیهیچ تعارفی بر او تحمیل میکند؛ جهانی که بهشدت آشنا است، روزمره است و در عین حال هراسآور. دکور صحنه با دقت و وسواسی […]
نقد پنهانِ یک ساختار آشکار؛ یادداشت بر نمایش «نامه اداری»
به گزارش سینماخانه؛ نمایش «نامه اداری» به کارگردانی آریو راقب کیانی از همان لحظهی ورود مخاطب به سالن، جهان خود را بیهیچ تعارفی بر او تحمیل میکند؛ جهانی که بهشدت آشنا است، روزمره است و در عین حال هراسآور. دکور صحنه با دقت و وسواسی چشمگیر طراحی شده است: میزها، صندلی چرخدار، فرمها و چیدمانی که هر تماشاگر ایرانی دستکم یکبار تجربهاش کرده و با دیدنش فوراً حس قرار گرفتن در یک اداره یا سازمان رسمی در ذهن تداعی میشود. همین آشناییزدگی باعث میشود که نمایش پیش از آغاز رسمی نیز معناپردازی را شروع کرده باشد.
طراحی لباس و گریم، کاملاً منطبق بر تیپ و شخصیت هر نقش، به شکلی حسابشده انجام شده است. هر لباس، بخشی از جهانبینی و موقعیت اجتماعی کارمند را بازتاب میکند؛ از کارمندان خسته و کمدرآمد تا بالادستیهای مقرراتگرا و ناظرانی که سایهشان بر سر همه سنگینی میکند. این هماهنگی در ظاهر و شخصیت، درک مخاطب از روابط اداری را تسهیل کرده و اجازه میدهد ذهن او سریعاً وارد فضای رئالیستی-طنز نمایش شود.
هسته اصلی نمایش، حول محور زبان جدید «تایدپه» میچرخد؛ زبان اداری تازهای که در کارزار عمومی برای سادهسازی ـ یا بهتر بگوییم پیچیدهسازی نوین ـ انتخاب شده و کارمندان موظف به یادگیری آن هستند. نمایش با هوشمندی از این زبان بهعنوان ابزاری برای نقد ساختار اداری استفاده میکند: جایی که فرمها تغییر میکنند، واژهها بیمعنا میشوند و کارمند در میان مقررات جدید گم میشود. اداراتی که شاید بهظاهر برای نظم طراحی شدهاند، اما در عمل زبان را به ابزاری برای کنترل و فاصلهگذاری تبدیل میکنند.
نکته مهم این است که نمایش با ظرافت نشان میدهد هدف پنهان زبان جدید، محدود کردن شباهت میان کلمات است؛ کنایهای دقیق به تلاش سیستمهای اداری برای حذف ابهام، حذف تنوع، و ایجاد ساختاری که در آن هیچکس چیزی شبیه چیز دیگر نگوید، ننویسد و فکر نکند.
نمایش، به تناقضهای نظام اداری امروز اشاره میکند؛ از برگزاری دورههای آموزشی خارج از ساعت کاری گرفته تا قوانین بیمعنایی که تنها کاغذبازی را افزایش میدهد. طنز تلخ و رئالیستی اثر درست همینجا آغاز میشود: جایی که کارمند باید زبان تازهای یاد بگیرد، کلاس برود، مهارت تازهای کشف کند، اما در عمل هیچچیز تغییری نمیکند و ساختار سخت و فرسوده، همان است که بود.
یکی از جذابترین ایدههای اجرایی نمایش، استفاده از ماسکها و صورتکها در کلاسهای آموزشی است. ماسکهایی با دهانی نیمهباز یا لبهایی آویزان، که زیبایی بصری صحنه را افزایش داده و مخاطب را وارد لایه نمادین اثر میکنند. این ماسکها یادآور این حقیقتاند که در ادارات، هر کس چهرهای پنهان، نقابی احتمالی و رفتاری دوگانه دارد. کارمندان پشت نقابها پنهان میشوند، اطاعت میکنند، لبخندهای مصنوعی میزنند و در نهایت خود واقعیشان را دفن میکنند.
انتخاب بازیگران به شکلی آگاهانه و ظریف انجام شده است. یکی از نقطههای قوت نمایش، نقش نِلی است؛ شخصیتی که با طنز رفتاری و حضور گرمش، فضای خشک و رسمی نمایش را تعدیل میکند. هر بار که نلی وارد صحنه میشود، انرژی تازهای جریان مییابد و مخاطب برای لحظاتی از فضای اداری سنگین رهایی پیدا میکند.
در مقابل، نقش ماریا از نظر دراماتیک یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای نمایش است. ماریا که بار اصلی کارهای اداره را به دوش میکشد، نه قدرت دارد، نه پست بالا؛ تنها انرژی و مسئولیتی بیپایان دارد. او کارهای دیگران را انجام میدهد، خریدهای شخصیِ بالادستیها را بر عهده میگیرد و در نهایت فشاری را تحمل میکند که فراتر از جایگاهش است. شخصیت ماریا به شکلی ملموس، حقیقت تلخ نیروی کار اداری را نمایش میدهد: پرتلاش، کمصدا، اما همیشه نادیدهگرفتهشده.
نمایش از روابط پنهان در سازمانها نمیگذرد. زیرآبزنی، رقابتهای کوچک، ترس از ناظر و مدیری که «همه را زیر نظر دارد»، همه بخشی از ساختار دراماتیک هستند. جملهای که دو بار در نمایش تکرار میشود ـ «هر موقع پای منافع خلق در میان باشد، ما حالمون از هیچ چیز به هم نمیخورد.»
بهخوبی فضای ریاکارانهی برخی ساختارها را آشکار میکند؛ جایی که منافع خلق، پوششی برای منافع شخصی است.
شخصیت «پی»، که بیهیچ دیالوگی تمام زمان را تنها با بازی بدن، چشم و دست سپری میکند، یکی از عناصر خلاقانه نمایش است. حضور خاموش اما تأثیرگذار او، ظرفیت دیگری از بیان غیرکلامی را وارد اثر کرده است. مرگ پی در پایان نمایشیست از پوچی، از بیهودگی، از فرسودگی نیروی انسانی در دل سیستمهایی که هیچ جایی برای حقیقتِ انسان باقی نمیگذارند.
در مجموع، نمایش «نامه اداری» اثریست که با وجود مدت طولانی یکساعتونیمه، به مدد ریتم خوب، بازیهای قابلقبول، دکور متحرک و طراحی صحنهی هوشمندانه، اجازه نمیدهد مخاطب خسته شود. این اثر بهخوبی توانسته است تصویری چندلایه از ساختارهای اداری معاصر ارائه دهد؛ ساختاری که هم آشناست، هم خندهدار، هم ترسناک.
اگر به نمایشهایی با طنز اجتماعی، نقد ساختار و درونمایههای انسانی علاقهمندید، پیشنهاد میکنم این نمایش را ببینید و تجربهاش را از دست ندهید.
نمایش «نامه اداری» به نویسندگی واسلاو هاول و کارگردانی آریو راقب کیانی از روز سهشنبه بیستم آبان ماه در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان به روی صحنه رفته است.
کارگردان این نمایش، «نامه اداری» را در سبک کمدی سیاه و روایتگر پادآرمانشهری توصیف کرده است که در آن کارکنان یک سازمان با ورود یک زبان جدید به نام تایدپه به مکاتبات اداری دچار مشکل در ارتباطات میگردند.
گفتنی است آریو راقب کیانی پیش از این نمایش “هتل کوهستانی” از همین نویسنده چک تبار را روی صحنه برده است که با استقبال مخاطبان تئاتر مواجه شده بود.
بهادر باستان حق، الناز شاهوردی، محمد سلطانی، نسا توافق، مهرو ذبیحی، علیرضا شایانی، علی ایزدی سفیددشتی، نیما زنده روحیان، زهرا انصاری فرد، آیناز کاکاوند و پویا فراهانی در نامه اداری نقش آفرینی می کنند.
بازیگران نمایش «افسانه پرِ طلایی» به کارگردانی «علی شاهصفی» معرفی شدندبازیگران نمایش «افسانه پرِ طلایی» به کارگردانی «علی شاهصفی» معرفی شدند
کارگردان نمایش «افسانه پرِ طلایی»، با نزدیکشدن به زمان اجرا، بازیگران خود را معرفی کرد.
به گزارش روابطعمومی گروه، در نمایش «افسانه پرِ طلایی» به نویسندگی «گرک پالمر» و کارگردانی علی شاهصفی،که روزهای پایانی تمرینات خود را پشت سر میگذارد، علی بیگمحمدی، سپیده زینلی، سمیه بیگی، مهناز غمخوار و دانیال کمانکش، ایفای نقشها را بر عهده خواهند داشت.
سایر بازیگران و گروه حرکت را در این نمایش، سهند تیزپاز، ابوالفضل خوراوندی، آناهیتا رضایی، فاطمه فراتی، عطرین عظیمی، امیرحسین کاشانی، هلیا لوءلوء و علیرضا یزدانبخش تشکیل میدهند.
نمایشنامه «افسانه پرِ طلایی» را سیدحسین فداییحسین ترجمه و علی شاهصفی آن را برای اجرا بازنویسی کرده است. این نمایش از ۱۰ آذرماه در تالار هنر روی صحنه میرود.
در خلاصه داستان این نمایش آمده: «سرزمین موکتم توسط جادوگران به طلسمی سخت دچار شده و آنا به کمک پرندهای با پرهای طلایی، برگزیده شده که برای نجات سرزمینش مسیر سختی طی کند و طلسم را بشکند».
گروه تولید نمایش «افسانه پرِ طلایی»، احترام به خاک و میهن و پاسداشت جایگاه مادران را به عنوان پیام اصلی نمایش مطرح کردهاند؛ مفاهیمی که تلاش شده از طریق فرم نمایشی و روایت ماجراجویانه، به شکلی ملموس برای نوجوانان قابل دریافت باشد.
دیگر اعضای گروه تولید این نمایش عبارتند از: پانتهآ صفامنش (برنامهریز و دستیار اول کارگردان)، کوشا کریمخانی (دستیار دوم کارگردان)، دادبه حقیقی (طراح صحنه و لباس و پوستر)، آناهیتا رضایی (منشی صحنه)، امیرحسین کاشانی (مدیر صحنه)، شیلان صلاح (شاعر)، حامد نصرآبادیان (طراح حرکت)، علی سمائی (طراح نور)، ساغر معینفرد (انتخاب و ساخت موسیقی)، هلیا لوءلوء (دستیار لباس)، عفت نظری (دوخت لباس)، علیرضا یزدانبخش (طراحی گرافیک)، ابوالفضل صادقیان (عکاس)، احمدرضا حجارزاده (امور رسانه و اطلاعرسانی).
گفتنیست این نمایش با تهیهکنندگی مهناز رضایی از شرکت خدمات مسافرتی ـ گردشگری سپیتا پارس سرخ برای مخاطبان نوجوان آماده شده است.
نمایش «افسانه پرِ طلایی» به کارگردانی علی شاهصفی از ۱۰ آذرماه، هر شب ساعت ۱۹:۳۰ در تالار هنر میزبان علاقهمندان به هنرهای نمایشی خواهد بود.
«نامه اداری»: فریاد خاموشِ یک توده مطیعگفتوگو با آریو راقب کیانی، کارگردان نمایش «نامه اداری»«نامه اداری»: فریاد خاموشِ یک توده مطیع به گزارش سینماخانه؛ در «نامه اداری»، اریو راقب کیانی به دل بروکراسی فرسایندهای میزند که طی سالها تجربه در سازمانها لمس کرده است؛ جهانی که انسانها در آن به چرخدندههایی بیصدا بدل میشوند. او در این گفتوگو از ایده شکلگیری نمایش، چالشهای کارگردانی، شیوه بازیگری و جهان ابزورد
به گزارش سینماخانه؛ در «نامه اداری»، اریو راقب کیانی به دل بروکراسی فرسایندهای میزند که طی سالها تجربه در سازمانها لمس کرده است؛ جهانی که انسانها در آن به چرخدندههایی بیصدا بدل میشوند. او در این گفتوگو از ایده شکلگیری نمایش، چالشهای کارگردانی، شیوه بازیگری و جهان ابزورد آن میگوید.
ایده اولیه نمایش «نامه اداری» از کجا شکل گرفت و چه چیزی شما را به ساخت آن ترغیب کرد؟
ایده اولیه این نمایش از سازوکارهای بروکراتیکی نشأت گرفت که طی ۱۷–۱۸ سال تجربه کاریام در ادارات و سازمانها بهطور عینی مشاهده کردهام. این ساختارها بهگونهای عمل میکنند که افراد به مرور تبدیل به ماشینهایی فرمانبردار میشوند؛ بیآنکه اختیار، اراده یا امکان مخالفت داشته باشند. همین «بلهقربانگویی سیستماتیک» باعث میشود انسانها در سازمانها صدای خود را از دست بدهند و در سلسلهمراتب خشک اداری حل شوند.
از آنجا که این تجربه برای من بسیار ملموس بود و علاقه شخصی زیادی به نوشتههای واتسلاو هاول دارم—همان پیوندی که در کار قبلیام «هتل کوهستانی» هم برقرار شده بود—به سراغ این نمایش رفتم. خواستم جامعهای را ترسیم کنم که به یک «توده خاموش» تبدیل شده است؛ جامعهای کوچکتر در قالب یک اداره که قواعد و قوانین بیدلیل در آن به مرور رنگ ایدئولوژی میگیرد و کارمندان را به کاربران منفعل بدل میکند.
در روند تبدیل ایده به نمایشنامه، مهمترین چالش شما چه بود؟
بزرگترین چالش ما انتخاب «زمان» بود. اینکه نمایش در زمانه هاول روایت شود یا در زمان حال؛ آیا ۳۰–۴۰ سال قبل را بازآفرینی کنیم یا به فضای امروز نزدیک شویم؟
در نهایت تلاش کردیم امانتدار قلم هاول بمانیم و زمانه او را به زمانه خودمان پیوند بزنیم؛ حتی اگر استفاده از برخی کلیشهها برای مخاطب امروزی چندان آشنا یا جذاب نباشد. به باور من، در بعضی اجراها استفاده از کلیشه نهتنها ضروری است، بلکه بخشی از زبان اثر را میسازد.
آیا این اثر بر اساس تجربه شخصی، مشاهدات اجتماعی یا منبع الهام خاصی نوشته شده است؟
همانطور که در سؤال نخست اشاره کردم، تجربه شخصی و مشاهداتم در ادارات منبع الهام اصلی من بوده است. رفتارهای مطیعانه، بیعملی، و همنوایی کامل با چرخدندههای سازمانی همیشه برایم پرسشبرانگیز بوده. اینکه چرا بسیاری از کارکنان «چرایی و چگونگی» کارها را نمیپرسند و نسبت به ساختار پرسشگر نیستند.
همچنین روابط سازمانی—از مصلحتاندیشی تا منافع شخصی و از همکاری تا همدلی—برایم مهم بود. متأسفانه تجربهام نشان داده که رفتار همدلانه شاید کمتر از پنج درصد روابط سازمانی را شکل میدهد و همین مسئله در نمایش هم بازتاب پیدا کرده است.
پیام یا دغدغه اصلی نمایش «نامه اداری» چیست و میخواهید تماشاگر با چه حسی سالن را ترک کند؟
دغدغه اصلی نمایش، قدرت «نه گفتن» و جسارت مخالفت است؛ اینکه با نگاهی نقادانه و شکآمیز با پدیدههایی روبهرو شویم که وارد زندگیمان میشوند. نمایش میخواهد مخاطب در برابر هر امر تازهای، بدون پرسش و پذیرش کورکورانه تسلیم نشود—چه این امر یک زبان ساختگی مانند «تایدپه» و «چروکر» باشد و چه هر قاعدهی بزرگ و کوچک اجتماعی.
رسالت نمایش این است که مخاطب را به پرسش کردن تشویق کند؛ پرسشی که او را به پاسخ درست و منطقی برساند.
چرا موضوع سازمان، اداره و بوروکراسی را برای محور اثر انتخاب کردید؟
بهنظر من هر سازمان یک «مقیاس کوچک جامعه» است. جایی که قدرتطلبی، سلسلهمراتب و آرمانگرایی شکستخورده دیده میشود. سازمانی که قصد دارد آرمانشهری برای کارکنان ایجاد کند اما به ضد مانیفست خود تبدیل میشود.
سازمان برای من ویترینی است از رفتار انسانها نسبت به بالادستیها و زیردستهایشان؛ تصویری کوچکشده از جامعهی بزرگ.
اگر بخواهید نمایش را در یک جمله توصیف کنید، آن جمله چیست؟
یکی از دیالوگهای نمایش بهخوبی عصارهی اثر را بیان میکند: «صبر تودهها زیاد نیست.» ؛ این جمله برای من مخلص کلام «نامه اداری» است.
در کارگردانی این اثر از چه رویکرد یا سبک بصری بهره گرفتهاید؟
نگاه ما ترکیبی از طنز، فانتزی و فضای ابزورد بوده است. ابزوردی که بر تکرار استوار است؛ تکراری که در جابهجایی شخصیتها، موقعیتها و ریتم اثر نمود پیدا میکند. هدف این بود که از دل همین تکرار، ریتم و تمپوی اصلی نمایش شکل بگیرد.
طراحی فضای اداری نمایش چگونه انجام شد و چرا این نوع دکور انتخاب شد؟
فضای نمایش کاملاً مینیمال طراحی شده؛ میزها و صندلیها ساده و خلاصهاند. این انتخاب آگاهانه بود تا «تجمل» حذف شود و سردی و بیروحی رنگ سفید بر فضا غالب گردد. چنین فضایی نگاه پوچگرایانه و جهان ابزورد نمایشنامه را تقویت میکند.
آیا از تکنیکهای خاصی مانند طنز تلخ، ریتم اداری یا حرکات تکراری استفاده کردهاید؟
بله. زبان نویسنده مبتنی بر تکرار است؛ دیالوگهایی که در پردههای مختلف شنیده میشوند اما در هر موقعیت معنایی تازه مییابند. همین تکرار، ریتمی شتابدار برای نمایش میسازد.
پایانبندی نیز بر اساس ترکیبی از حرکات تکراری طراحی شده است. فضای کلی نمایش طنزی تلخ یا کمدی سیاه است که تعمداً کلیشههای اداری را به سخره میگیرد.
انتخاب بازیگران بر اساس چه معیارهایی انجام شد؟
انتخاب بازیگران بر پایه تحلیل شخصیتها و الگوهای رفتاری آنها شکل گرفت؛ از فیزیک و اندام تا نوع بیان و ریتم دیالوگگویی. در دو مورد، جنسیت شخصیتها (استادلیر و پیلار) به دلایل دراماتیک تغییر کرد.
بازیگران با تحلیل روانکاوانهی نقشها همراه شدند و این دقت و هوشمندی یکی از امتیازهای مهم کار است.
مهمترین نکتهای که از بازیگران خواستید رعایت کنند چه بود؟
تأکید اصلی ما این بود که بازیگران امانتدار دیالوگهای ترجمه زهرا آقاعباسی باشند. متن کامل نمایش حدود دو ساعت و ۱۵ دقیقه بود که بهدلیل محدودیتهای سالن آن را به یک ساعت و ۳۰ دقیقه رساندیم، اما کلیت اثر و پیام آن بدون دستکاری باقی ماند.
پس از این مرحله، تمرکز بر میزانسن، ایستاییها، مکثها، سکوتها و ضرباهنگ بازیها بود.
تمرینات نمایش چقدر طول کشید و چه تجربهای برای شما ویژه بود؟
تمرینها از بیستم شهریور آغاز شد و حدود دو ماه ادامه داشت. مهمترین تجربه برای من این بود که گروهی ۱۱ نفره بههمراه عوامل پشت صحنه با جان و دل برای یک هدف مشترک تلاش کردند: «نامه اداری». این همافزایی برایم تجربهای بسیار ارزشمند و تأثیرگذار بود.
چرا سالن انتظامی را برای اجرای نمایش انتخاب کردید؟
فضای بلکباکس سالن انتظامی تناسب زیادی با حالوهوای نمایش دارد. طول زیاد سالن باعث نزدیکتر شدن تنفس بازیگر و تماشاگر میشود و میزان درگیرکنندگی اثر را افزایش میدهد.
بازخوردهای تماشاگران تا امروز چگونه بوده است؟
در چهار روز نخست اجرا، بازخوردها بسیار خوب بوده است. امیدواریم با توجه به اینکه این نمایش برای نخستینبار در ایران اجرا میشود که خود ریسکی جدی برای گروه بود اثرگذاری آن بهخوبی به مخاطب منتقل شود.
بزرگترین چالش اجرای «نامه اداری» برای شما چه بود؟
بزرگترین چالش این بود که مخاطب امروزی بتواند با جهان متن ارتباط برقرار کند و آن را با وضعیت امروز خود مقایسه و تطبیق دهد. ایجاد این پل ارتباطی میان زمانه اثر و زمانه حال، مهمترین چالش ما بود.
علاقه مندان میتوانند با مراجعه به سایت تیوال اقدام به خرید بلیت نمایش نامه اداری نمایند.
منبع: سینماخانه
بازگشت برادران کارامازوف از ۱۵ آذر ماهپروژهی برادران کارامازوف دور تازهی اجراهای خود را از ۱۵ آذر در تماشاخانهی ایرانشهر آغاز میکند.به گزارش روابط عمومی تماشاخانهی ایرانشهر، نمایش برادران کارامازوف که از ۲۲ دی ۱۴۰۳ تا ۵ مهر ۱۴۰۴ بر روی صحنه بود، دور تازهی اجراهای خود را از ۱۵ آذر در سالن استاد سمندریان آغاز خواهد کرد.
برادران کارامازوف یک اقتباس ۷ ساعته از رمان داستایفسکی است که تنها در روزهای شنبه، ساعت ۱۵ به صحنه میرود.
این نمایش ساختهای است از: وحید آجرلو، مجید آقاکریمی، عرفان امین، مهرداد بابایی، فارس باقری، شکیبا بهرامیان، کیهان پرچمی، مهدی حسامالذاکرین، سجاد حمیدیان، اشکان خیلنژاد، سحر رجبی، حامد رسولی، میلاد شجره، حسین طباطبایی، مجتبی کریمی، امین مانیان، آیناز موسایی، آتنا نادرزاده، مریم نورمحمدی و طاهره هزاوه.
علاقه مندان میتوانند با مراجعه به سایت تیوال اقدام به خرید بلیت این نمایش نمایند.
همزمان با ایام شهادت حضرت فاطمه (س)؛تماشاخانه سنگلج میزبان نمایش «اولین گمنامه» میشودنمایش «اولین گمنامه» نوشته علیرضا ناسوتی با کارگردانی علیرضا عمرانی از ۲ آذر و همزمان با شب شهادت حضرت فاطمه (س) در تماشاخانه سنگلج روی صحنه میرود.
به گزارش روابط عمومی تماشاخانه سنگلج، این نمایش که به مناسبت ایام فاطمیه تولید شده تنها ۹ اجرا در ساعت ۱۹:۳۰ تماشاخانه سنگلج خواهد داشت.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است که «پس از بازگشت کاروان کربلا، عدهای از اهل مدینه برای عزل خلیفه راهی شام میشوند. خلیفه به دنبال راه چاره است، و با رجوع به وصیت پدر در میابد که چارهای ندارد جز آنکه به سراغ...»
تهیهکنندگی این نمایش را محمدعلی ذاکری برعهده دارد و بازیگران آن مجید آزاد، محمد باقری، صادق داورزنی، وحید رضایی، امین شاه محمد میراب، امیر حسن صالحی، سیدعلی طباطبایی، محمدهادی کرباسچی، محمدمهدی کرمی، علیرضا مرادیان، حمید رضا مردلی، سیدعلی نخلی و امیرمحمد توسلی، امیر حسن زیرکی، علی شریفی، سید علیرضا شیخ الاسلامی، محمد حسن علیقلی، محمد صالح عمرانی، امیر حسین مهریزاده، مرتضی کیخواه، محمد جواد واشقانی، امیرحسین صارمی هستند. حمید رضا مردلی بازیگردانی این نمایش را برعهده دارد.
این نمایش را گروه همخوانی با سرپرستی محمد علی فراتین همراهی میکند.
گروه همخوانی عماد شاه محمد میراب، محمد صدرا جیریایی، امیرعباس توانا، صدرا آقایی، امیر مهدی آقاجانی، امیررضا قزوینیان، محمد رضا حقیقت، امیر مهدی حیدری، سید محمدعلی طاهوی، علی منتظری، طاها رفعتی، امیرحسین عباسی، امیرحسین ابراهیمی، سید مهدی بروهان، سهیل بدر، علی جلیل، محمد هادی سربندی، امیر حسین حسینی، محمد هادی رستمی، علی اصغر توحیدی، امیر علی اکبر زاده، سید علیرضا دریاباری، محمد صدرا نبی پور، صالح جمالی، سید علیرضا علیزاده موسوی، مهدیار کیانی، محمد حسین کارشناس هستند.
صداپیشگان این نمایش محمدرضا رئوفی و ولی الله اشرفی، طراح دکور سعید ابوفاضلی، مدیر صحنه علی حسن زاده، طراح چهره پردازی هادی ظهوری، طراح صوت مهدی پورمطهری، صدابردار: حسین مرادی، مسعود امینی، طراح نور حسین کاظم رودباری، نورپرداز میثم کحالی، جامه داری سعید کبیری، طراح پوستر و تایپوگرافی امیرحسن صالحی، مدیر رسانه امیرحسن صالحی، مدیر تولید سیدوحید کنعان، مدیر روابط عمومی امین شاه محمد میراب، گروه رسانه سیدحامد رحا، فاطمه لطفی، آوا صالحی، شکیبا روستایی، پشتیبانی عرفان حاج نوروزی، محمدحسین شریف، تدارکات حسین ظفرمند هستند.
این نمایش کاری از گروه هنری سما است و مجری طرح آن را گروه تربیتی هنری شهید آوینی بر عهده دارد.
پیشفروش بلیت سه روز اول این نمایش در سایت تیوال فعال شده و علاقهمندان میتوانند از هم اکنون نسبت به تهیه بلیت اقدام کنند.
«اُپرای تنها» به روزهای پایانی رسید.نمایش «اپرای تنها» نوشته روح الله سمیع با کارگردانی هانا صالحی راد که از ۱۲ آبان در تماشاخانه سنگلج روی صحنه میرود به روزهای پایانی رسید.
به نقل از روابط مدیررسانه، نمایش «اپرای تنها» که هانا صالحیراد آن را کارگردانی کرده به روزهای پایانی اجرا رسید.
این نمایش که نوشته روح الله سمیع است وقایع غروب روز عاشورا را از منظری دیگر به نمایش میگذارد.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «پس از غروب عاشورا و خروج سپاه اموی از کربلا شیری به آنجا وارد شده و عهده دار نگهبانی از بدن های برخاک مانده می شود و با مردارخواران صحرا مبارزه میکند.»
مشاور کارگردان این پروژه حسن شفیعی است و در آن محمدمهدی عظیمی، حسن شفیعی، علی پیله ور، هادی شبانی، شیوا کوشکانی، مسیح ساوجی نیا و مجتبی ترکمان بازی می کنند و امیرحسین صفاپور نیز در این نمایش نقالی می کند.
موسیقی محمد همتی و نوازندگان آرین یمینی نژاد، محمد همتی، مسلم صالحی راد هستند.
مدیر تولید این نمایش را محمداسماعیل صالحی راد، مدیر اجرایی رامونا خانقایی و مدیر تبلیغات و مشاور رسانه ناصر ارباب بر عهده دارند.
از دیگر عوامل این نمایش میتوان به مدیرصحنه امیرحسین جعفرپور، طراح گرافیک محمد بلوکات و رامونا خانقایی، طراح صحنه و لباس هانا صالحی راد، طراح گریم سهیلا جوادی، طراح نور میثم کحالی و ساخت تیزر رامونا خانقایی اشاره کرد.
بلیت این نمایش از طریق سایت تیوال ارائه میشود و علاقهمندان میتوانند نسبت به تهیه بلیت روزهای پایانی نمایش اقدام کنند.
دو نمایش تازه در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه میروددو نمایش «شهر گناه» به کارگردانی اوشان محمودی و «دیوآب» به کارگردانی برکه بذری و یاسر خاسب در تماشاخانهی ایرانشهر به صحنه خواهند رفت.
به گزارش روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، نمایش «شهر گناه» به نویسندگی و کارگردانی اوشان محمودی، و با بازی (به ترتیب ورود) داریوش رشادت، علی تاریمی، شیرین جروقی، شکوفه حیدریان و مریم بصیری فرد از ۴ آذر ماه ساعت ۱۹ در سالن ناظرزاده کرمانی اجراهای خود را آغاز میکند.
نمایش «دیوآب» به نویسندگی علی اتحاد، و کارگردانی برکه بذری و یاسر خاسب، با بازی یاسر خاسب، گیز طاهایی، عارفه احمدپور، رومینا آدور، مصطفی صادقی، طناز فضائلی، اودین روشن، رایا مهدوی نیز از ۴ آذر ماه ساعت ۲۰:۳۰ در سالن استاد ناظرزاده کرمانی به صحنه میرود.
علاقهمندان به تهیهی اینترنتی بلیتهای این دو نمایش میتوانند به سامانه تیوال مراجعه کنند.
نادر سلیمانی: کاش هیچ پارتیبازی در تئاتر اتفاق نیفتدنادر سلیمانی در پایان افتتاحیه نمایش خیتانوس که با استقبال مخاطبان روبهرو شده بود، ضمن قدردانی از حضور تماشاگران گفت: من زمانی به آنها اجازه دادم روی صحنه بیایند که ایمان بهشان پیدا کردم. امیدوارم دیگر هیچ پارتیبازی در تئاتر نشود که فردی چون فرزند یا دوست فلانی است وارد تئاتر شود.
به گزارش همشهریآنلاین، نادر سلیمانی، تهیهکننده و مشاور کارگردان نمایش خیتانوس در پایان اولین اجرای این نمایش که پنجشنبه ۱۵ آبان برگزار شد، گفت: این دانشجویان ۳ سال زحمت کشیدند، این اثر را که در اصل اقتباسی کاملا آزاد از موشها و آدمهای جان اشتاینبک هست، روی صحنه بیاورند.
سلیمانی ضمن نقد برخی آشنابازیها در فضای تئاتر، درباره روند اجرایی نمایش خیتانوس گفت: من زمانی به آنها اجازه دادم روی صحنه بیایند که ایمان بهشان پیدا کردم. امیدوارم دیگر هیچ پارتیبازی در تئاتر نشود که فردی چون فرزند یا دوست فلانی است وارد تئاتر شود.
او افزود: من بعد از ۳ سال به یک یک بازیگران خیتانوس اجازه دادم روی صحنه بیایند چون برای من فرقی ندارد، چه پسرم باشد، چه کس دیگر؛ من اجازه نمیدهم پای روی این صحنه مقدس بگذارد تا وقتی که کارش را بلد نباشد.