کار تاثیر گذار است. قصه آرش همیشه و در همه حال شنیدنی است . اگر نقدی نوشتم نقد به محتوا نیست، نقد به شیوه اجرا است.
متن ها خوب و شنیدنی بود و با اینکه فکر میکنم این تداعی بینامتنی و روایت از زبان اسطوره و روایت مدرن از زبان کودک و پدربزرگ ضروری نبود. اما مشکلی هم در شیوه روایت نبود و پیوند مخاطب را قوی تر میکرد. یعنی کارکرد خودش را داشت.
1- مشکل اساسی ام با شیوه اجرا بود. سالن اسپیناس بسیار بزرگ است و حداقل سی ردیف دارد که فاصله ردیف آخر تا صحنه اجرا حدود یکصد متر است. دوست داشتم صحنه را نمایشگر با جزییات بیشتری می دیدم چون از جایی که نشسته بودم. ردیف 25 تقریبا صحنه اصلی دیده نمیشد. گریم و حرکت بازیگران مشخص نبود. حرکات عواملو بازیگران پر شمار اصلا درک نمیشد.
2- بنظرم عوامل صدا و کارگردان باید یکبار دیگر در جای جای سالن بنشینند و به صدای هدست بازیگران گوش کنند. صداها واضح نبود شاید دو بازیگر (خانم بنی آدم) و تا حدودی نقش افراسیاب (حمید صفت) صدایشان واضح بود. بقیه بازیگران صدایشان پر از نویز بو و به درستی شنیده نمیشد. حرکت زیاد، دویدن و چرخش هم بر کاهش کیفیت صدا تاثیر گذار بود.
3- طراحی صحنه و کارگردانی مملو از افکت و تنظیمات مکانیکی و نورپردازی بود که زیبا بود. به خصوص استفاده از هوش مصنوعی در بازسازی برخی تصاویر یا بازی با نور و سایه در پرده های جانبی. اما حد بهینه ای برای این کار در نظر گرفته نشده بود. مثال بزنم: صحنه درگیری آرش در رسیدن به دماوند ایده و اجرا
... دیدن ادامه ››
هماهنگ و افکت ها و موزیک بی نظیر بود. اما مشخصا سپاه توران و صحنه های مربوط به اسنفدیار بی دلیل رقت انگیز بود. اصلا دلیلی نداشت تورانیان شبیه زامبی ها جلوه کنند. نمایشنامه و داستان این نمایش جلو برنده بود. استفاده از رنگ و نور قرمز استفاده از جمجمه با چشم های لیزری بنظرم بیش از حد مبالغه آمیز است و به جای درک فضا بیشتر مخاطب را زده میکند.
4- اجرا گروه موزیک و تک خوانی ها نقطه قوت بود. موزیک و متن ترانه ها با دقت انتخاب شده بود. اما باز هم مشکل صدا در اجراها وجود داشت.در گوشه های سالن صدا به خوبی شنیده نمیشد.
در مجموع من این اجرا را توصیه میکنم اما اگر در ردیف های جلو ووسط سالن بتوانید ببینید. مشخص است برای هماهنگی و اجرا زحمات زیادی کشیده شده و cast بسیار بزرگ (حدود 100 نفر) بسیار کار سنگینی است.