بالاترین مرجع تصمیم گیری، آرای مجمع عمومی و اساسنامه خانه تئاتر استفرزانه نشاط خواه عضو هیات مدیره انجمن صنفی بازیگران تئاتر ایران در یاداشتی درباره سه جلسه گذشته رئیس هیات مدیره خانه تئاتر با نمایندگان اصناف که طی هفته های گذشته برگزار شده توضیح داده و خانه تئاتر و تشکل های صنفی تئاتر را حامی و مکمل یکدیگر دانست.
در متن یاداشت این بازیگر و مدرس تئاتر آمده است:
"این یک دیدگاه است
طی سه جلسه ای که رئیس هیئت مدیره خانه تئاتر (آقای ایرج راد ) با نمایندگان صنوف داشتند ، مستقیم و غیر مستقیم به دیدگاه خود در ادارهی خانه تئاتر اشاره کردند . ایشان که چند دوره مدیر عامل خانه تئاتر و اکنون رئیس هیئت مدیره ی آن هستند نحوهی عملکرد خود را با تکیه بر خردجمعی ، برآیند نظرات هیئت مدیره که حاصل آرای مجمع عمومی است، قرار داده اند .با تاکید بر این که همواره باید اندیشه های مختلف را شنید و بهترین آن ها را برای عملکرد لحاظ نمود .
به گفته ی ایشان دستمایه ی ما برای تصمیم گیری همواره اساسنامه خانه تیاتر بوده که بالاترین مرجع ونتیجه آرای مجمع عمومی است .
بنابراین فعالیت ما بر این مبنا بوده که هر گونه خودمحوری و تصمیم فردی مردود و تشخیص انجام امور به صلاحدید جمع باشد و هیچ قدمی خارج از منافع خانه تئاتر برداشته نشود. تسهیلات و امکانات خانه تئاتر شفاف ، آشکار و عادلانه بر حسب نیاز اعضا و انجمن ها ، به آنان تخصیص یافته بی آن که ارتباط با افراد یا انجمنی خاص در الویت واقع شود .
چند سال تلاش شد که حرفه ی هنری به صورت شغل از طرف وزارت کار پذیرفته شود و اینک که با تایید قوانین کشوری ، تشکل های صنفی تئاتر بتدریج شکل می گیرند ، مسئله ارتباطشان با خانه تئاتر مطرح می شود . این تجربه ای است نو که بایستی مرحله به مرحله با آن پیش رفت . خانه تئاتر و تشکل های صنفی تئاتر حامی و مکمل یکدیگرند . بدیهی است با گذشت زمان و تشکیل تشکل های صنفی اساسنامه نیز تغییر کند که آن هم در یک هیئت مدیره مجرب و منتخب مجمع عمومی شدنی است .
قرار نیست خانه تیاتر مصادره شود ، بین صنوف تقسیم شود و یا بی مسئول رها شود که سرنوشتی جز ویرانی نخواهد داشت .
این خانه نتیجه تلاش چندین ساله است و نه یک ساختمان ، بلکه باید به عنوان مکانی که دارای شخصیت است برای تئاتر ایران حفظ شود ."
به نویسندگی و کارگردانی حسینعلی بینوایی صورت میگیرد؛روایت «پایان بردگی سردار» در مجموعه تئاتر محرابنمایش «پایان بردگی سردار» به نویسندگی و کارگردانی حسینعلی بینوایی در مجموعه تئاتر محراب به روی صحنه خواهد رفت.
به گزارش مشاور رسانه اثر، نمایش «پایان بردگی سردار» به نویسندگی و کارگردانی حسینعلی بینوایی، از ساعت ۱۹ روز یکشنبه، ۱۰ بهمن ماه ۱۴۰۰ به مدت ۱۷ شب در سالن استاد جمیله شیخی مجموعه تئاتر محراب به روی صحنه خواهد رفت.
محمدحسین صفری و بهناز پورفلاح، بازیگران تازهترین اثر حسینعلی بینوایی کارگردان باسابقه تئاتر هستند.
در خلاصه داستان «پایان بردگی سردار» چنین آمده است:
«سردار بوجه» و همسرش «سردار یوتابا»، «آرتاخه» (پادشاه وقت و پدر یوتابا) را میکشند. بوجه پس از آنکه نشان شاهی را از آنِ خود میکند، یوتابا را نیز به اسارت در میآورد تا وی را به دار بیاویزد. یوتابا با حیلههایی میکوشد بوجه را متقاعد سازد تا از کشتن وی بگذرد. هیاهویی از بیرون شنیده میشود. بوجه برای پیشگیری توطئه احتمالی دشمنان بیرون میرود و ... .
دیگر عوامل اثر عبارتند از:
دستیار اول کارگردان: مژگان حصاری، دستیار دوم کارگردان: مسعود دکامی، آهنگساز: مهراب اسرافیلی، نوازندگان: مهراب اسرافیلی، علی بزرگی پور، شادی کعبی نژاد، سارا منشادی، ساخت تیزر: محمدحسین صفری، تدوین تیزر: زینب دِیهم، عکاس: نسرین یگانه زاد، طراح پوستر و بروشور: حمید عبادی، روابط عمومی: مژگان حصاری، مشاور رسانه ای: پیام احمدی کاشانی و فرزاد جمشیددانایی، امور رسانه ای: علیرضا نیاکان، مجری طرح: موسسه فرهنگی هنری تماشاگه شهرهنر.
«پایان بردگی سردار»، از ۱۰ تا ۲۹ بهمن ماه ۱۴۰۰، ساعت ۱۹ در سالن استاد جمیله شیخی مجموعه تئاتر محراب به روی صحنه خواهد رفت و تئاتردوستان میتوانند از طریق مراجعه به سایت فروش بلیط تیوال و همچنین، گیشه مجموعه تئاتر محراب واقع در خیابان ولیعصر، چهارراه امام خمینی اقدام به خریداری بلیط نمایند.
اجرای نمایش «آخرین قطره از نیمهی پر لیوان» به نویسندگی و کارگردانی آرش واحدی تنها به مدت سه شب تا سیزدهم بهمن شد.«آخرین از نیمهی پر لیوان» تنها سه شب تمدید شد.به نقل از روابطعمومی گروه، نمایش «آخرین قطره از نیمهی پر لیوان» به نویسندگی و کارگردانی آرش واحدی و تهیهکنندگی هدیه محقق که قرار بود تا دهم بهمن روی صحنه باشد، تنها به مدت سه شب تا چهارشنبه سیزدهم بهمن شد.
در خلاصه نمایش از زبان نویسنده این طور آمده است: «هر زمان حرف از آیندهی دور به زبان میآید تمام افکار به سوی پیشرفت هدایت میشود. ولی شاید در دنیای فتوریستی که تصور میکنیم معنی واژههای سادهی امروز با گذر زمان و اتفاقات پیش رو تغییر کند. با این پیشفرض شاید تراژدیهای امروز، طنزهای ساکنین ٣٠٠ سال بعد باشند و شاید برعکس!
هر چه هست زمین، وطن و روابط انسانی در آن زمان شکل دیگری به خود میگیرند.»
مدیریت تولید نمایش «آخرین قطره از نیمهی پر لیوان» به عهده آوا فیاض است. این نمایش هرشب جز شنبهها ساعت ۲۰:۱۵ در تماشاخانه استاد انتظامی خانهی هنرمندان روی صحنه میرود و فروش بلیت آن در سامانه تیوال انجام میشود.
دیگر عوامل این نمایش طراح صحنه و ساخت دکور: مرتضی روستا، طراح صدا و انتخاب موسیقی: آرش واحدی، دستیار کارگردان و برنامهریز: مجتبی تهوری، طراح نور و دستیار دوم کارگردان: پویا افتحی، مشاور کارگردان: سمیرامیس بابایی، منشی صحنه: الهه زاهدی، مدیر تبلیغات و روابطعمومی: آوا فیاض، عکاس: آیدا عظیمی، مدیر صحنه: نازنین عسگری، اجرای بروشور و تبلیغات: عاطفه آقاسی، تیزر: الهام زاهدی، دستیار صحنه: سارا سعید، مهدی هدایتی، سجاد ایمانلو هستند.
هنر، مهمترین دستاورد زندگی انسان استگفتوگو با محمدرضا آگاه؛ نویسنده و کارگردان نمایش «ویتسک»نمایش «ویتسک» بهنویسندگی و کارگردانی «محمدرضا آگاه» و تهیهکنندگی «کوروش شاهونه» و «سجاد افشاریان»؛ با برداشتی آزاد از نمایشنامه «گئورگ بوشنر» و با بازی یگانه ماموریان، سعید جاودان، پدرام زمانی، محمد اشکان، میلاد صالحوند و سجاد میر؛ در سالن ارکیده پردیس تئاتر شهرزاد تهران بهروی صحنه رفته است.
شیفته قلم «گئورگ بوشنر» شدم
محمدرضا آگاه؛ نویسنده و کارگردان نمایش «وُیتسک» که متن آنرا از اثری باهمیننام بهقلم «گئورگ بوشنر» اقتباس کرده است، بااشارهبهاینکه در سال ۱۳۹۹ در اوج کرونا تصمیم گرفت سراغ متنی برود که بیش از هفتسالپیش با آن آشنا شده و آنرا خوانده بوده است، گفت: «از همان روزهای نخست، شیفته قلم نویسنده این اثر بوشنر؛ که یکی از نویسندگان بزرگ آلمانی محسوب میشود، شدم و میخواستم یکجور و یکزمان این متن را کار کنم. شرایط فراهم نبود؛ تااینکه در سال ۹۹ و شرایطی که شاید هیچکس بهدلیل خطراتی که برای جان انسانها وجود داشت، به تئاتر فکر هم نمیکرد، تصمیم گرفتم با گروهم این ایده را درمیان بگذارم و شروع به تمرین کردیم». وی که از سن ۱۱سالگی با هنر تئاتر آشنا شده است، ضمن ابراز خرسندی از اینکه وقتی اینموضوع با دستاندرکاران گروه مطرح شده است، همگی با استقبال بسیارخوبی، پذیرای این ایده بودهاند، افزود: «در همان روزهای اول، در کافه و پارکها و جاهایی که فکر میکردیم خطری تهدیدمان نمیکند، جمع شده و شروع به تمرین این اثر کردیم؛ چراکه پلاتوها تعطیل بود».
اعضای گروهم در جایگاه فکری خویش آزاد هستند
آگاه که از ۱۶سالگی فعالیت خود را بهصورت حرفهای با گروههای استانی در شهرستان سنقر استان کرمانشاه ادامه داده است، بااشارهبهاینکه گروه خود را نزدیک به هفتسالپیش راهاندازی کرده است و دراینمدت، افراد زیادی به اینمجموعه اضافه یا از آن کم شدهاند، ادامه داد: «ما وقتی با هم در گروه کار میکنیم، میدانیم هریکاز اعضاء، در یک جایگاه فکری خاص است و برای خود، ایدههایی خاص دارد؛ هریک در رشته متفاوتی درس خوانده یا از نوع مطالعاتی مختلفی برخوردار است. همین موجب میشود تا بتوانیم تعامل بسیارخوبی با یکدیگر داشته باشیم». وی که تحصیلات خویش را در رشته کارگردانی در دانشگاه بهپایان رسانده؛ بااذعانبهاینکه از روز اول، به کارگردانی تئاتر علاقهمند بوده و هرگز به بازیگری فکر نکرده یا حتی اینموضوع را در ذهن نپرورانده که میتواند روزی بازیگر باشد، اضافه کرد: «وقتی ایده این نمایشنامه مطرح شد و سراغ آن رفتیم، از همان ابتدا مشخص بود که من میخواهم دست به کارگردانی بزنم و قرار براینبودکه برداشتی آزاد از متن نگاشتهشده توسط گئورگ بوشنر داشته باشم».
کارگردان نمیتواند دانای کل باشد
این کارگردان جوان تئاتر که تابهامروز هشت نمایش صحنهای را در استانهای کرمانشاه و مازندران بهروی صحنه برده، با طرح این پرسش که آیا درایننمایش در جایگاه کارگردان، دقیقاً مطابق تعریفی که از این واژه در بیرون دایره گروهش میشود، عمل کرده یا نه؛ و طرح این پاسخ که ذهنیتش بااینتعریف فاصله دارد، اظهار کرد: «باتوجهبه نقدهایی که به واژه و مفهوم دانای کل شده، اندکی درایننظریات ماندم و به این فکر کردم که کارگردان نمیتواند دانای کل باشد. در ادبیات نیز با اینموضوع مواجهیم که امروز رماننویسان مطرح در آثار خویش، عنصر راوی را که در رمان، شباهت بسیارزیادی به کارگردان در تئاتر دارد و از همهچیز باخبر است، دستخوش تغییر؛ و فرم او را عوض میکنند و این راوی درنهایت دانای کل نیست و برایناساس تصمیم میگیرد با تعامل و مشورت، ایدهها را دریافت و هماهنگ کند و اینموضوع برایم بسیارجذاب است. همینامر موجب شد تا در ویتسک تلاش کنم بهطور تام از ایدههای اعضای گروه بهشیوه تام استفاده کنم».
تئاتر در کرونا با سختیهای عجیبی دستوپنجه نرم میکند
آگاه که نمایش «آلزا» را در سال ۹۸ در پردیس تئاتر شهرزاد، براساس متنی از خودش کارگردانی کرد؛ این اثر را ثمره یکسال و ششماه زحمت یکگروه جوان دانسته که با عشق و علاقه و جانبرکف، در دورهای برشمرد که شاید کمترکسی جرئت میکرد برای خرید نان از خانه بیرون بیاید و براینمبنا تصریح کرد: «این نمایش در اوج بحران کرونا و سختشدن شرایط این بیماری، توسط گروه در پلاتوها تمرین شد و دراینمسیر، اینگروه با سختیهای عجیبوغریبی دستوپنجه نرم کردند و به بیکیفیتی اثر راضی نشدند». وی که اینروزها به اجرای نهمین اثر صحنهای خود برای دومینبار، پس از اجرای نمایش «در باب مضرات کلفت بودن» در جشنواره هامون در سالن هامون در سال ۱۳۹۸، میپردازد، بااشارهبهاینکه در برخیازموارد با این پرسش مواجه میشود که چرا گروه دست به پروسه طولانی تمرین دریکسال و ششماه زده؛ خاطرنشان کرد: «اینگروه بهایناندازه از تمرینات راضی نمیشد و همواره اینموضوع مطرح بود که میتوانیم بیشتر و بهتر تمرین کنیم و ایدههای بهتری بدهیم؛ پس کوشیدیم تاجاییکه میتوانیم وسواس داشته باشیم و به ایدههایی که از روز نخست داشتیم، سریع راضی نشویم».
«ویتسک» داستان خیلی از ماست
آگاه که در حوزه پرفورمنسآرت نیز به فعالیت میپردازد و اجرای بیش از ۱۰ نمایش پرفورمنسآرت را در کارنامه هنری خویش بهثبت رسانده؛ باتأکیدبراینمفهومکه در بسیاریازموارد این نمایش دستخوش تغییر شده و گروه بخشهایی را حذف کرده و دوباره از نو ساخته است، افزود: «اگر بخواهم ازلحاظ محتوایی به اثر اشاره کنم، باید بگویم که ویتسک، داستان خیلیهاست و این نمایشنامه، مختص به زمان خاصی نیست؛ چراکه بسیار معاصر است، شخصیتی معاصر است و تمام کسانیکه بر سر او بلا میآورند، شخصیتهایی هستند که در زمان معاصر، مابهازای بیرونی دارند. این اثر، بهگونهایست که مخاطب میتواند آنرا برای خویش بهعنوان آیینهای درنظر بگیرد و خود را در آن ببیند؛ کافیست کمی از کلیشههای ذهنی که در برخی از دیگر آثار نمایشی (نه همه آنها) اتفاق میافتد، دوری کند و بکوشد تا ذهن خویش را برای دیدن رویکردهای جدید و نو آماده کند».
تئاتر، قابلیت استفاده از متریالهای گوناگون را دارد
این نویسنده و کارگردان تئاتر بااذعانبهاینکه اینگروه در اجرای «ویتسک» بهدنبال ایدههای دوم و سوم و چهارم نرفته است و تلاش کرده تا بهدنبال ایدههایی بگردد که شاید در اولویتهای دهم، یازدهم و دوازدهم هرکسی باشد، یادآور شد: «یکی از جذابیتهایی که ویتسک دارد و اینگروه سعی کرده در دراماتورژی متن و پسازآن در دراماتورژی اجرا از آن استفاده کند، استفاده از متریالهای گوناگون است؛ زیرا بهنظر من و گروه، تئاتر این قابلیت را دارد که از متریالهای مختلفی مانند داستان کوتاه، نقاشی، صدا و حتی مقالات علمی استفاده کند و این، اتفاقیست که در رویکردهای جدید، نو و معاصر در تئاتر جهان و اروپا میافتد». آگاه باتأکیدبراینمفهومکه تئاتر میتواند قابلیتهای بسیارجذابی برای استفاده از شعر و ادبیات داشته باشد و برایناساس، باتأکیدبراینمفهومکه سعی کرده است در مقام کارگردان و کسیکه دستی بر قلم دارد و میتواند دراماتورژی اجرا را از بیرون این دایره ببیند، درحدتوان خویش از این ابزار و متریال استفاده کند، گفت: «کرونا، تأثیری بسیاری بر اجرای نمایش گذشته و آنهم ایناستکه دشوار میتوانی برای کارهایت برنامهریزی کنی و اصلاً نمیتوانی برای آینده نمایشی که میخواهد آماده شود، نقشهای بکشی». وی بااشارهبهاینکه شرایط فعلی، بهسمتی رفته است که کارگردان یک نمایش باید با یک سالندار صحبت کند و او در شرایط خاص و در زمانی محدود و مخصوص برای کارگردان یک باکس درنظر میگیرد، افزود: «ممکن است حتی دراینزمان پیک کرونا آغاز شود یا ازسویی موجب شود سالنهای کشور دچار تعطیلی شوند و همینامر موجب میشود که اجرای یک اثر نمایشی دو یا سهماه عقبتر بیفتد». این کارگردان تئاتر، شرایط موجود را شرایط بسیارتأثیرگذار بر روی سلامتی افراد دانسته و بااشارهبهاینکه بسیاری از اعضای گروههای تئاتر، در جمعشدن دوباره کنارهم دچار تردید بوده یا بهدیگرزبان میتوان گفت که میترسیدهاند، ادامه داد: «اینکه گروهها بتوانند بدون هیچ ترسی تمرین کنند، موضوعی بسیارمهم است و کرونا شرایط فعلی تمرین را برای گروه ما و بهتبعآن، دیگر گروهها سختتر میکرد و بارها پیش آمد که مجبور بودیم برخیازافراد گروه را بهخاطر سرفهکردنهای عادی یا آبریزش بینی، نتوانیم در تمرین دراختیار داشته باشیم و اینامر بدانخاطر بود که نمیتوانستیم ریسک کنیم و سلامتی یکگروه درخطر بود. ازاینجهت میتوان گفت که کرونا تأثیر مستقیمی بر فرآیند بهاجرارسیدن یک نمایش دارد». کارگردان نمایش «ویتسک» بااذعانبهاینکه فرای این فکر که این بیماری تاچهاندازه بر اوضاع اقتصاد مردم تأثیر مستقیم گذاشته است، طبیعتاً اهالی تئاتر نیز بهعنوان بخشی از شهروندان اجتماعی این کشور، درگیر این اتفاقات نیز بودهاند، اضافه کرد: «اینشرایط بسیار موجب میشود بسیاری از گروهها در ادامه رسیدن به اجرا، حتی از مسیر خویش ناامید شوند و یا پروژهای کلاً کنسل شود».
هنر مهمترین دستاورد زندگی انسان است
آگاه باتأکیدبراینکه امروز دستیابی به مفاهیم هنر و هنرمند بهقدری گستردهاند که میتوان آنها را در چندین کتاب بررسی کرد، هنر را مهمترین دستاورد انسان دانسته که بااستفادهاز آن میتواند پیرامون مهمترین مسائلی که در زیست، اجتماع، زندگی و جامعه با آن مواجه میشود، سؤال بپرسد، اظهار کرد: «هرکس میتواند این سؤال را با همنوعانش درمیان بگذارد تا به جواب برسند و ازسوییدیگر، تنها مسئله آنان میتواند اینباشدکه این سؤال مطرح شود». وی با طرح این پرسش که هنر ازنظر فلسفی چگونه میتواند باشد؛ و طرح این پاسخ که هنر، اولین گفتمان فلسفی انسان با انسان است، تصریح کرد: «انسان توانست ازطریق هنر با همنوع خویش گفتوگو کند و درپاسخبهاینسؤالکه هنرمند کیست؛ نیز باید بگویم این سؤال، سالهاست مرا با خود درگیر کرده و تابهامروز، به پاسخ قانعکنندهای برای آن نرسیدهام؛ اما اگر بخواهم بهطورخلاصه به این سؤال پاسخ بدهم، باید بگویم که هنرمند، فردیستکه بهجایاینکه مثل دیگر انسانها تنها یکبار به یک پدیده نگاه کند، دوبار به این پدیده نگاه؛ و به آن دقت میکند». وی هنر را درگیرشدن با جزئیات دانسته و باتأکیدبراینکه بسیاری از پدیدههایی که انسان بدان رسیده است، درگیر کلیات بودهاند، خاطرنشان کرد: «هنر از جایی ساخته میشود که درگیر جزئیات شود و هنرمند، فرد یا شهروندیست که کلیات را به جزئیات میرساند و بهشدت جزئینگر است». آگاه درپایان باتأکیدبراینمفهومکه تأثیر هنر و هنرمند در جامعه میتواند در ابعاد گستردهای بررسی شود، تأکید کرد: «ژاک رانسیر در پاسخی جذاب به این پرسش، میگوید وقتی یک فرد به هنر یا دیدن یک اثر نمایشی دعوت میشود، بهعنوان یک ناظر میآید؛ و کاتارسیس معروف یونان باستان او را مجبور به تفکر میکند و درنهایت تلاش میکند دست به اصلاح ماجرا بزند و آیینهای از خویش را ببیند و بهایننتیجه برسد که خوب شد این اتفاق برایم نیفتاد یا اگر برای من چنین اتفاقی افتاد، من باید چهکار کنم که به اینمرحله نرسم».
امین کردبچه چنگی
عکس: اردلان آشناگر
نشست نقد و بررسی «برنده سهمی نمیبرد» برگزار شدانتخاب نازیبایی در زمانه تایید تئاترهای زیبا و قصهگونشست نقد و بررسی نمایش «برنده سهمی نمیبرد» به کارگردانی کیهان پرچمی با حضور فارس باقری، مدرس دانشگاه و همراهی عرفان خلاقی، نویسنده و منتقد در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی برگزار شد.
کیهان پرچی در ابتدای نشست به درخواست عرفان خلاقی کمی درباره شکلگیری ایده اولیه ساختن این اجرا صحبت کرد. «ایده این اجرا از مرداد سال قبل در ذهن من شکل گرفت. فیلمی از لوییز بونوئل دیدم به اسم «ملکالموت» درباره یک جمع بورژوا که بعد از صرف شام در خانهای گیر میافتند. در این باره چند جلسه با حسام مقتدائی، نویسنده دیگر متن به گفتگو پرداختیم و روی ایده و متن کار کردیم؛ باید اشاره کنم که ایده اولیه در مسیر تمرین به سمت و سوی دیگری رفت. اساسا در جریان تمرین به این فکر کردم که چطور میتوان با متن به مثابه متن برخورد نکرد، بلکه آن را به مثابه یکی از عناصر سازنده اجرا مانند صحنه و نور وغیره دید. کمی که پیش رفتیم فیلم دیگری دیدم به نام «تصادف» اثر جوزف لوزی راجعبه یک عشق مثلثی بین اساتید دانشگاه. آنجا دیدم خشونت وقتی در دل بازی اتفاق میافتد چقدر مهیبتر میشود. این ایده هم چیزی بود که علاقه داشتم در تمرینها و نهایتا هنگام اجرا مصرفش کنم. بهاینترتیب شاید بتوان گفت اگر تمرینها سه ماه دیگر ادامه پیدا میکرد اساسا شکل و شمایل اجرا متفاوت میشد.
عرفان خلاقی سپس به حرکت اجرا به سمت و سویی «بنیامینی» و قطعهوارگی (fragmental) در واکاوی تاریخ اشاره کرد که پرچمی در این باره توضیح داد: «من فلسفه خواندهام و اینجا به تعبیر آرنت یک شیوه بودن عجیبی دارم. یعنی فلسفه خواندهام و دارم تئاتر کار میکنم. خود مقوله تاریخ در متن اولیه وجود داشت اما به شکل استعاری. من پیش از شروع تمرینها دو چیز را نخوانده بودم. یکی جستاری درباره بنیامین که میگفت شما اگر به ستارهها از بیرون نگاه کنید، تصویر و چیدمانی میدهد که ستاره از این شکل و چیدمان تصوری ندارد. عنصر تاثیرگذار دیگر، مینی سریال مهجور ژان لوک گدار «تاریخهای سینما» بود. گدار آنجا اعتقاد دارد سینما تنها مدیومی است که خودش میتواند تاریخ خودش را روایت کند. شیوه تدوین و نگرش او به تصویر در این سریال برایم خیلی مهم بود. بعد گفتگویش با یوسف اسحاقپور را خواندم که گدار میگوید هنر میتواند راجعبه تاریخهای تحقق نیافته صحبت کند. یعنی امکانهای بالفعل نشدهای در تاریخ وجود دارد که به تعبیر بنیامین میتوانند مثل ستاره درخششهای لحظهای داشته باشند و سپس خاموش شوند. فکر میکنم وضعیت انضمامی ما هم بهگونهای است که باید به تاریخ فکر کنیم اما ابتدا باید بپرسیم گذشته چرا اهمیت دارد؟ چون مطالعه گذشته به خودیِ خود برای من واجد ارزش نیست. در نهایت ما هم در اجرا از موضع انضمامیِ لحظه حال به گذشته نگاه میکنیم. اینها مواد ما بود برای ساختن این اجرا.»
فارس باقری صحبتهایش را به دو بخش تقسیم کرد. یکی در میان گذاشتن دریافت خودش از اجرا و دیگری نگاهی به خودِ اجرا با سویههای تا حدی انتقادی. «کیهان یک ویژگی خوب دارد؛ اینکه تئاتر نخوانده. البته این فضیلت نیست، فقط ویژگی است. من در بخش اول صحبتهایم درباره دریافت خودم از اجرا صحبت میکنم و در بخش دوم که میتواند سویههای نقادانه هم داشته باشد، به ویژگیهایی که این اجرا دارد اشاره خواهم کرد. در بخش اول، نکتهای که به نظرم میرسد تلاش کیهان است برای رسیدن به یک جور فرم. مثلا تکههایی از نقاشی را روی صحنه میسازد ولی در دم بخشی از آنچه ساخته را ویران میکند. شبیه شکلی از دستانداختن که در بازی بازیگرها هم وجود دارد. در بخش زیادی از اجرا این تصور برای مخاطب بوجود میآید که کارگردان قرار است روی این فرم بایستد و قطعاتی از نقاشی یا تاریخ را بسازد و خراب کند. این روند ادامه دارد تا وقتی که طاهره (هزاوه) دوربین روی سهپایه را روشن میکند و به دست میگیرد؛ از اینجا به نظر آن فرم ابتدایی تغییر میکند و اجرا دو پاره میشود. قطعات کولاژگونه بخش نخست تازه به جایی رسیده که کاری انجام میدهد و ما را به سمت و سویی هدایت میکند که به بخش دوم و تصاویر میرسیم؛ با تمایل به یکجور انسجام و سرراستی که با بخش ابتدایی در تضاد است. انگار آن رفت و آمد و ساختن و ویران کردن که در بخش نخست اتفاق افتاد و منطق اجرا و پیشنهاد فرمی بود، با شکل اجرای بخش دوم منطق دیگری پیدا میکند.
البته اجرا میتواند بگوید من با موادی که در اختیار دارم تا جایی کاری انجام میدهم و در ادامه تغییر فاز خواهم داشت. این ایرادی ندارد، فقط باید بدانیم این رها کردن و تغییر منطق برچه اساس رخ میدهد. نکته دیگر، تغییر از یک تکه به تکه دیگر یا از یک نقاشی به نقاشی دیگر است. بین هر تغییر، فرایندی وجود دارد که این فرایند در اجرا حذف شده و اینطور بهنظر میرسد که برای تغییر بین قطعات از منطق پرش استفاده میشود. این پریدن در ادامه وجود ندارد و با نوعی انسجام مواجه هستیم.
نکته سوم این بود که در بخش اول اجرا، گروه از این که داستان یا موضوعی طرح شود سربازمیزند. این با منطق ابتدایی و تکهتکههای نقاشی تناسب دارد. اما آنجا که بازیگر زن دوربین را برمیدارد و به گذشته نقب میزند، انگار تلاشی برای قصه گفتن وجود دارد. یعنی صحنهها اجرا نمیشوند، بلکه نمایش داده میشوند. مانند صحنه «ابراهیم» که اجرا با تمرکز زیاد پیش میرود ولی این اتفاق برای باقی نقاشیها رخ نمیدهد.»
عرفان خلاقی نیز با تایید گفتههای فارس باقری به توضیح این موضوع پرداخت که اجرا خودش را در کدام سنت نظری تعریف میکند و از این منظر چه پیشنهادهایی میتواند داشته باشد. «اجرایی که با چنین متریالهایی کار میکند برای من خیلی جذاباند، چون تئاتر و فلسفه بهعنوان دو همسایه دیرینه ارتباط پرتنشی با یکدیگر ساختهاند که بین عشق و نقرت مدام در رفت و آمده بوده و هست. معتقدم این تنش حلوفصل نشده ذات ساختن تئاتر در این زمین بازی را بسیار دشوار میکند. اما «برنده سهمی نمیبرد» یک ادعای کاملا مشخص فسلفی دارد و میگوید ایده «نقل قول» را پیش میکشم و با آن مواد کار میکنم. چیزی که والتر بنیامین فرم تفکر و زیست فلسفی خودش را بر آن بنا گذاشت و حتی از این منظر در مقایسه با نیای فلسفیاش یعنی کارل مارکس هم در نسبت التقاطگونه قرار میگیرد. بحث برسر این است که چطور میشود متریال را زمینه جدا کرد و در یک زمینه و رابطه دیالکتیکی جدید آن گذشته احضار شده را در لحظه اکنون رستگار کرد. چون مارکس میگفت «کار مردگان را به مردگان واگذارید» ولی بنیامین دقیقا با همین مردگان کار دارد.
اینجا با رجعت دوباره به بحث قطعات (fragments) یا صورِ فلکی، یک بحث پدیدارشناختی هم بوجود میآید. مسئله اینگونه طرح میشد که چون در لحظهای که سوژه (مورخ) به صور فلکی مینگرد و در ذهن خودش تصویری (از تاریخ) میسازد اکنون را تنش آلود میکند؛ بهاینترتیب تاریخ از مدار خودش خارج میشود و غیره. این اجرا همین کار را انجام میدهد، یعنی کارگردان تکههایی از سینما و نقاشی را در زمین حاصلخیز تئاتر میریزد و با ساختن منظومهای اجرایی قرار است در لحظه چیزی را فهم کند. مسئله من این است که ایده مستتر در متن مبتنی بر سرهم کردن متریالهای گوناگون در چه مقاطعی از اجرا قابل مشاهده میشود. اگر قرار است (طبق آنچه بخش اول وجود دارد) عامل روایت یا پلات ملقی شود، چطور در بخش دوم به یک بستار و پایانبندی میرسد. نکته دوم اینکه شاید ایده بازسازی نقاشیها به چند دلیل متریال مناسبی نباشد. اول؛ عموم این نقاشیها اتصال به دالهای اعظمی دارند که اجرا بهجای رفتن سراغ آن ژستها به سوی بازسازی روایی فیگورها میرود. البته کارگردان در مقاطعی رویکرد سرخوشانه دارد ولی این یک اصل در اجرا نیست، که شاید بهتر بود شاهد چنین رویکردی هم میبودیم. چراکه برشت میگوید «من هیچ دیالکتیسینی نمیشناسم که فاقد سرخوشی باشد»؛ شاید در سطح کلام و روایت طنزی وجود داشته باشد ولی اجرا به نظرم کمی عبوس است؛ چون کوشش برای برساختن نقاشیها بهنظر من به بنبست میخورد. اتفاقا آنچه برای جوریدن گذشته بهکار بنیامین میآید، نه نقاشی، بلکه عکاسی است. اینکه عکاس (اوژن آنژه) چگونه بهسراغ ثبت سوژههای دمدستی روزمره میرود.»
فارس باقری نیز در بخش دوم صحبتهایش به ویژگیهای اجرای «برنده سهمی نمیبرد» اشاره کرد. «اینکه کیهان پرچمی در وضعیت کنونی بر ایده بازنمایی، نمایش دادن و قصه گفتن مرسوم که اتفاقا در همین جشن اخیر منتقدان «خانه تئاتر» هم دیدیم که از سوی منتقدان هم تایید میگیرد، نمیایستد رویکردی جسورانه و قابل ستایش است. برخلاف جریان مرسوم، جنسی نازیباییشناسی را انتخاب میکند که در وضعیت تایید تئاترهای قصهگو و جنس مشخصی از زیبایی شناسی اهمیت دارد. روشن کردن موضع و اتخاذ موضع مشخص نسبت به زیباییشناسیای که اتفاقا در آن قرار داریم، کار مهمی است که کیهان در این اجرا انجام میدهد.»
کیهان پرچمی همچنین با تاکید براینکه اینجا در جایگاه شنونده قرار دارد، صرفا به «نقد مواضع» پرداخت و اشاره کرد که فکر میکند صحبتهای هردو مهمان برمبنای نوعی اصالت دادن به متن پیش میرود، درحالی که اجرا قصد داشته از چنین رویکردی فاصله بگیرد. «چرا به این فکر نکنیم که شاید اجرا مشغول جستجوگری بین مدیومها باشد؛ مثلا اینکه مدیوم سینما چطور میتوانست خودش را در اجرا متبلور کند. من به اینکه کجا فرم تاریخ فلسفه با تاریخ تطور هنر یکی میشود فکر کردهام و به نظرم در فرم بیان فیلسوفان متبلور می شود. در نظر بگیریم افلاطون اصلا روی خوشی به تئاتر نشان نمیداده و هنرمندان را در آرمانشهرش راه نمیداد و این هنر اصلا برایش اهمیت نداشته ولی اتفاقا جزو هنرمندترین فیلسوفان تاریخ فلسفه است که مکالمات سقراطی را به تاریخ فلسفه اضافه میکند.فرم مکالمات سقراطی هنری است و درست در همین نقطه است که ما ابداع جدید مفاهیم را هم در تاریخ فلسفه تجربه میکنیم. بعد به آگوستین قدیس میرسیم که با اعترافاتش فرم جدیدی را به تاریخ فلسفه افزوده و سپس به مارکس و نیچه میرسیم. اینکه مفاهیم چگونه توسط یک فیلسوف دیگر ابداع میشوند بحث من بود. برای دلوز مهم نیست که لایبنیتس چه گفته، این اهمیت دارد که دلوز با گفتار لایبنیتس چه میکند. کاری که این تئاتر قصد دارد انجام دهد استفاده از متریالهای موجود برای ساختن چیز دیگری است. نکته دیگر که فراموش کردم اشاره کنم این بود که امکانات نقاشی هم روی پروسه تمرینها تاثیر داشت. مثلا «پرتره آرنولفینی» برخلاف نقاشی «سوم ماه می» جنسی از سکون را پیشنهاد میداد. از جایی به بعد فکر کردم چرا مدیوم سینما را استفاده نکنم؟ چون اگر قرار بود با نقاشی ادامه دهیم، کار را چند شبانه روز طول بکشد. پرسش این بود که اگر فقط با نقاشی ادامه پیدا میکرد، چه مازادی داشت؟ به نظرم بد نیست به تنش و اصطحکاک بین سینما و نقاشی فکر کنیم. از این منظر حتی معتقدم قسمت دوم اجرا تکهپارهتر از بخش اول است.»
در ادامه نشست حاضران در جایگاه تماشاگران به طرح موارد مورد نظر خود پرداختند و در پایان نشست، بازیگران نمایش «برنده سهمی نمیبرد» از تجربه حضور در این اجرا و محدودیتها و امکاناتی که با آن مواجه بودند صحبت کردند.
«برنده سهمی نمیبرد» هر شب ساعت ۱۹:۳۰ در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی روی صحنه میرود.
نمایشی نوین در بستر رئالیسم جادویی لباس جدید پادشاه برای سومین بار به روی صحنه می رودلادن نازی در دومین تجربه کارگردانی، نمایش «لباس جدید پادشاه» را برای سومین بار در تماشاخانه سنگلج صحنه میبرد
به گزارش روابط عمومی، نمایش کمدی «لباس جدید پادشاه» به طراحی و کارگردانی لادن نازی و نویسندگی فرزاد فخریزاده با رویکرد طنز انتقادی با تلفیقی از تکنیکهای بازیگری و تئاتر عروسکی از ۱۰ بهمن الی ۶ اسفندماه سالجاری در تماشاخانه سنگلج (قدیمی ترین تماشاخانه فعال شهر تهران) به روی صحنه خواهد رفت. این نمایش بعد از تجربه اجرای موفق آبان، آذر سال ۱۳۹۸ و فروردین ماه ۱۴۰۰ (با وجود اوج روزهای وضعیت قرمز کرونایی تهران) پس از استقبال قابل توجه تماشاگران و منتقدان تئاتر و بعد از پشت سر گذاشتن محدودیت ها و کارشکنی های بسیار، سرانجام برای بار سوم و وقفه ای ۹ ماهه اجرا میشود.
ایمان سلگی، میثاق آقامولایی، بهرام عباسی فرد، بهرام بهبهانی، علی قربانخانی، مهبد قناعت پیشه، فریده خزاعی، درسا علمی نژاد، فاطمه اشکانی، زینب همتی، بهار احمدی، میرا امیرنسب، شهره فرخی و مبینا جمالی بازیگران این نمایش به ترتیب ورود به صحنه هستند.
در خلاصه این نمایش که هرشب ساعت ۱۹ و در روزهای پنجشنبه و جمعه در سانس فوق العاده ساعت ۱۷ نیز به روی صحنه میرود آمده است: «در ایران قانون منع استعمال البسه خارجی توسط مجلس ملی تصویب شده است و همزمان با تصویب این قانون احمد قاجار به انگلستان سفر کرده است.»
دیگر عوامل لباس جدید پادشاه عبارتاند از : دستیار کارگردان و برنامه ریز: فریده خزاعی، طراح عروسک: لادن مهران زاده، طراح حرکت: بهرام عباسی فر، طراح لباس: مهرناز عباسی، طراح صحنه: لادن نازی، گروه صحنه: بهرام عباسی فرد، محمد صباغی ، طراح نور: میثم کحالی، آهنگساز: امیر سلامی، طراح و مسئول واحد گریم :کامبیز مومن خانی، مجریان گریم : کامبیز مومن خانی، سهیلا جوادی، مشاور رسانه: باران بن یاسین، مدیرروابط عمومی، نماینده اجرایی: محمد لهاک.
گفتنی است؛ علاقهمندان میتوانند با مراجعه به سایت اینترنتی تیوال نسبت به خرید بلیت این نمایش که با رعایت کامل پروتکل های بهداشتی به روی صحنه می رود، اقدام کنند.
رئیس انجمن هنرهای نمایشی هرمزگان مطرح کرد؛استقبال ویژه از «هملت پشتکوهی»/ یک اتفاق در تئاتر هرمزگانبه گزارش خبرگزاری مهر، حسین کریمی رییس انجمن هنرهای نمایشی هرمزگان درباره اجرای نمایش «هملت پشتکوهی» به کارگردانی ابراهیم پشتکوهی در شهر بندرعباس گفت: نمایش «هملت پشتکوهی» از ۱۷ دی با اجرای ویژه عکاسان و هنرمندان افتتاح شد که مورد استقبال ویژه تماشاگران قرار گرفت به طوری که از روز اول اجرا سالن مملو از تماشاگر بود و در روزهای اخیر فروش خارج از طرفیت و اجرا فوقالعاده داشته است.
وی ادامه داد: این نمایش که بعد از پاندومی کرونا به صحنه آمده بعد از نزدیک به سه سال تماشاگران را به سالن تئاتر کشانده و نشان داده که هنر تئاتر هر گاه با اثر فاخر و شاخص که برای مردم ساخته شده باشد روبرو شود مردم هرمزگان از آن استقبال ویژه میکنند.
رییس انجمن هنرهای نمایشی هرمزگان یادآور شد: البته ابراهیم پشتکوهی از مفاخر تئاتر ایران است که همیشه آثارش پر مخاطب بوده و نمایش «هملت پشتکوهی» را بعد از پنج سال دوری از صحنه تئاتر هرمزگان به اجرا در آورده است. نمایش یادشده نمایشی بسیار گرم و گیراست که تماشاگران زیادی آن را برای دومین بار و سومین بار تماشا کردهاند. پشتکوهی ثابت کرده مخاطب شناس قهاری است و نمایش جدیدش سرفصل تازهای را در تئاتر ما رقم خواهد زده است.
کریمی درباره آمار تماشاگران اجرای نمایش «هملت پشتکوهی» در شهر بندرعباس، گفت: تا امروز بالغ بر یک هزار و ۷۴۳ نفر از نمایش «هملت پشتکوهی» دیدن کردهاند و به دلیل استقبال تماشاگران اجرای این اثر تا پنجشنبه ۷ بهمن تمدید شده است و اجراهای آن به بیش از ۲۰ اجرا خواهد رسید که این موضوع در تئاتر هرمزگان بیسابقه است. البته باید اذعان کنم چون گروه دیگری در نوبت اجرا قرار داد مجبور به اتمام اجرای «هملت پشتکوهی» شدهایم وگرنه نمایش همچنان مخاطب دارد.
وی در مورد تاثیر مثبت این نمایش بر تئاتر هرمزگان اظهار کرد: در حین اجرای «هملت پشتکوهی» علاقمندان زیادی برای دورههای بازیگری به دفتر انجمن مراجعه میکنند که این خود گویای تاثیرگذاری اجرای این نمایش است. از ابراهیم پشتکوهی دعوت میکنم در اولین فرصت دوره دوم اجرایش را در بندرعباس شروع کند چراکه استقبال از نمایش او استقبال از تئاتر هرمزگان است.
در جدیدترین اثر گروه تئاتر «تی تووک» مهدی عطایی دریایی، مجید کشاورز، گاتا عابدی، افسانه برزکار، یاسمن صیاددقت کار، غزل لوری، سعید سلیمی و محمد جامه شورانی به ایفای نقش میپردازند.
میراث پریدار مجری طرح، نیلوفر سراجی منشی صحنه، بهرنگ عباسپور طراحی صدا، بردیا دهقانی دستیار طراح صحنه، فاطیما پشتکوهی طراح لباس، هادی علیشاپور طراح نور، خیام مویدی طراح پوستر، عبدالحسین رضوانی عکاس و مجتبی نیری مدیر تدارکات، دیگر عوامل نمایش «هملت پشتکوهی» هستند.
محمود حدادی:«دن کیشوت» همهجا هستآغاز قرن هفدهم است؛ طلیعه جهان پساکپرنیکی، با قارههای تازه مکشوفی که بهزودی افق نگاه ملتها را از مرزهای قومی فراخواهد برد. اما جهان هنوز در قبضه قدرت شاهان مستبد و پاپهای ریایی است، با دژخیمان و فراشان سربهپیمان و خراجبگیران بیرحمشان در دوران بیقانونی؛ اگرچه همزمان در دانشگاههای تازهتأسیس اروپایی «طب سینایی» تدریس میشود و رجوع به فرهنگ یونان باستان به ادبیات این قاره جانی نو میبخشد. ازجمله مترجمان آثار بزرگ این فرهنگ، اراسموس است؛ فیلسوف جوانی که خاصه آثار لوسیان، طنزپرداز برجسته رم باستان را به زبان روز درمیآورد. همسو با این نهضت، عوام نیز به صحنه میآیند و ساحت ادبیات را از آن خود میکنند. به گذشته خویش چشم میاندازند، به عادات کهنه و عبثشان، به برادرکشیهایشان در حالی که خود با زنجیر هزار رنج پای بر خاک دارند. پس آگاهی بر موقعیت پرتناقضشان آنان را به داوری طنزآمیز در کار و کردار خویش وامیدارد.
چنین است که لطیفه که سنخی کهن در ادبیات جهانی است، در سراسر اروپا رونق دوباره میگیرد؛ همان سنخ که نمونه درخشان و پرورده آن قرنی و اندی پیشتر در این سوی جهان در آثار عبید زاکانی تجلی یافته است. اسپانیاییها که نظر به نزدیکی جغرافیایی و تاریخیشان به کشورهای عربی و آفریقایی نگاهی جهانیتر دارند، با اندوخته غنی لطایف خود توشهای برای نویسنده ملی خود فراهم میآورند و این نویسنده جهاندیده هم تمامی این لطایف را آذین جان جنونزده شهسوار خود، دن کیشوت میکند؛ شهسوار آرمانخواه اما توهمزدهای که از پس بسیاری ماجراهای دلنشین و در عین حال غمانگیز، سرانجام راهی به روشنای عقل مییابد، اگرچه دیرهنگام.
شخصیت دن کیشوت، با چنین خصایلی، شاید مثالی برای همه آرمانخواهان جهان باشد؛ از همینرو است که در ادبیات جهان همه جا «خودی» میشود، پیش از آنکه به همه زبانهای زنده جهان ترجمهاش کنند. نمونه این خودیشدن نمایشنامه اقتباسی جواد مولانیا از این اثر بزرگ است. صحنهآرایی این نمایشنامه از هرگونه تجمل و تکلف خالی است و بدون پرده چهارم؛ و این روشی است همخوان با روح رمان و شیوه اجرای دورنمات که در ایران نام و اعتباری دارد. بازیگران همه در پیش چشم تماشاگران نشستهاند و آنجا که لازم است، در تغییر مختصر دکور صحنه با یکدیگر دست پیش میآورند. آغاز صحنه رنگی تیره و سوررئالیستی دارد و با روح شاداب رمان نمیخواند. بازیگران، پریشان، در تاریکی پرسه میزنند تا سرانجام نور چشمانداز را روشن میکند. شاید این آغاز دلگیر را باید خروج از فضای تاریک قرون وسطی بدانیم؛ خاصه که با خروش موسیقی تأکید هم مییابد.
و اینک بازی جابهجا ماجراهای شهره و برجسته رمان را بازآفرینی میکند، با مایه همان طنز و همان جستوجوی دلنشین اما ناشیانه از پی فضایلی مانند نیکی، عدالت، حس اجتماعی و یاریرسانی به مردمی که در وجود سانچو پانزا بر سر صحنه حضوری نمادین دارند. غیر از سانچو، بازیگران پرشمار و جوان این نمایشنامه هم گاه با تجمع اعتراضی خود نقش عامی عاصی را به تماشا میگذارند. عصیان عوام در خود رمان هم یکی از بنمایههای ستونواره روایت است و تجسمی از شکلگیری روح دموکراسیخواهی.
در تمامی زمان بازی، موسیقی سهم و نقش روایی دارد و با شیوه نواختنی تلفیقی بُعدی شنیداری هم به نمایش میدهد.
به این ترتیب، نمایشنامه در مجموع خود موفق است، مگر در شیوه بیان! رمان «دن کیشوت» را میتوان ساعتها بر سر بازار نقالی کرد و آخرین مترجم این رمان به آلمانی، خانم سوزانه لانگه، بر شکوه و زیبایی زبان آن تأکید بسیار کرده است. جا داشت و دارد که بازیگران در بیان متن دیالوگها شتاب کمتری داشته باشند و بر جانب غلوآمیز آنچه میگویند، تأکید بیشتری بکنند؛ تأکیدی به رسم نقالان، نقالوار!
روزنامه شرق | ۴ بهمن ۱۴۰۰ | شماره ۴۲۰۳
نامزدهای مسابقه نمایشنامهنویسی جشنواره تئاتر فجر معرفی شدندنامزدهای دریافت جوایز مسابقه نمایشنامهنویسی چهلمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر توسط داوران این بخش متشکل از سیمین امیریان، روزبه حسینی و جمشید خانیان معرفی شدند..
به گزارش ستاد خبری این جشنواره، این هیات از میان ۳۲۳ اثر ارسالی به دبیرخانه، شش نمایشنامه را به عنوان نامزد دریافت جایزه انتخاب کردند که در مراسم افتتاحیه برگزیدگان این بخش معرفی خواهند شد. این آثار به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:
- نمایشنامه «اسپوتنیک نوای یک تنهایی» نوشته کیوان فهیمی
- نمایشنامه «استخوان در گلو» نوشته مهرداد بقایی
- نمایشنامه «ایاز شیش آبجی» نوشته بهنام سرلک
- نمایشنامه «شطحیات اشباح» نوشته سعیدرضا خوششانس
- نمایشنامه «مدیترانهای» نوشته پیام لاریان
- نمایشنامه «هیچ و پوچ» نوشته سهیل ملکی
چهلمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر از ۱۴ تا ۲۶ بهمن به دبیری حسین مسافرآستانه برگزار میشود و اخبار آن در سایت جشنواره در دسترس است..
بازگشت بشیر اصلانیان به «دُنکیشوت»نمایش اقتباسی «دنکیشوت» از متن میخاییل بولکاگف با طراحی و کارگردانی جواد مولانیا و ترجمه عارفه قیدی، دست خوش تغییرات در چیدمان بازیگران میشود.
این اثر که در اجرای موفق خود با حمایت نوفللوشاتو میزبان بیش از ۳۰۰۰ تماشاگر بوده در اجرای خود در تماشاخانه ایرانشهر با ترکیب جدید بازیگران به روی صحنه میرود.
اشکان دلاوری بازیگر جوان و با سابقهی تیاتر که به دلیل تداخل با پروژهی دیگری براساس توافقات اولیه عازم آبادان است جای خود را به بشیر اصلانیان بازیگر قبلی این نقش که در نوفللوشاتو همراه این گروه نمایشی بود میدهد.
بشیر اصلانیان که در کارنامهی کاری خود حضور در پروژههای تیاتری و سینمایی را در مقام بازیگر و دستیار کارگردان داشته چند شب به جای اشکان دلاوری به روی صحنه خواهد رفت.
بازیگران این نمایش عبارتند از:
میثم عبدی، امیرمحمد رفیعخواه، مهتاب وجدانی، مرتضی علی دادی،سوگند قریشی، مریم اسدی، سجاد قربانی، زهرا مرادی، محمود روحبخش، مهرناز بختیاری، سپیده ضیایی، عارف عباسی، امیرحسین جوانی، رایحه وصالی، کوثر صمدی.
گروه موسیقی زندهی همراه این نمایش عبارتند از:
یزدان نجفی(سازهای بادی)، میکائیل آرا(گیتار)، بابک کریمی(درامز)، علیرضا اسحاقی(بیس)، عرفان مقدم(ویلن)، اسماعیل محمدی(ویولا).
همچنین از دیگر عوامل میتوان به:
داوود نامور (مجری طرح )، علی نصر (مدیرتولید )، جواد مولانیا (طراح لباس و صحنه)، امیرحسین جوانی و امیرمحمد رفیعخواه (دستیاران کارگردان)، محمدرضا محبی (مدیرصحنه)، محسن هاشمی تبار ( نور)، عارفه قیدی ( عکاس) و سارا حدادی (مدیر روابط عمومی، مشاور رسانهای و تبلیغات) اشاره کرد.
نمایش دنکیشوت براساس اثر میخاییل بولکاگف با طراحی و کارگردانی جواد مولانیا و مجری طرحی داوود نامور از ۲۰ دی ماه در تماشاخانه ایرانشهر سالن استاد سمندریان ساعت ۱۸ به روی صحنه میرود، علاقه مندان میتوانند از سامانه تیوال و یا گیشه سالن بلیت تهیه نمایند.
جشنواره هنری سرباز آسمانی برگزار می شودجشنواره هنری سرباز آسمانی در ۵ رشته هنری، به همت بسیج اساتید دانشگاه جامع علمی کاربردی (کانون فرهنگ و هنر) برگزار خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی و ستاد خبری این جشنواره، نخستین جشنواره هنری سرباز آسمانی در رشته های نمایشنامه نویسی، فیلمنامه نویسی کوتاه، داستان نویسی کوتاه، عکس و طراحی پوستر ویژه اساتید، دانشجویان و کارکنان این دانشگاه این دانشگاه و با محوریت شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی و موضوعاتی چون محور مقاومت، مدافعان سلامت و اخلاق برگزار خواهد شد.
اطلاعات تکمیلی و جزئیات فراخوان این جشنواره متعاقبا اعلام خواهد شد.
به مدت ده شب؛نمایش «ستوان آینیشمور» در تماشاخانه اهورا به روی صحنه می رودنمایش «ستوان آینیشمور» به کارگردانی علی درزی، به مدت ۱۰ شب در تماشاخانه اهورا به روی صحنه می رود.
به گزارش مشاور رسانه ای، نمایش «ستوان آینیشمور» به نویسندگی مارتین مک دونا و به کارگردانی علی درزی از ششم بهمن ماه ۱۴۰۰ در تماشاخانه اهورا به روی صحنه می رود.
در این نمایش فواد امینی نیا، محمد وثوقی، آرمین احمدوند، میلاد افشارمهر، مهسا چیذری، امیرحسین لاری، میثم عزیزی، مالک خادمی و علی درزی به ایفای نقش می پردازند.
دیگر عوامل نمایش «ستوان آینیشمور» عبارتند از:
دستیار کارگردان: فواد امینی نیا، منشی صحنه: هدیه ایرانیان، طراح دکور: مالک خادمی، اتاق فرمان: هومان صادقیان، امیرحسین لاری، طراح لباس: هدیه ایرانیان، مدیر تولید: آرمین اقراری، تصویربردار پشت صحنه: لیلی اشتیاق، مشاور رسانه ای: پیام احمدی کاشانی، فرزاد جمشیددانایی، عکاسان: پیام احمدی کاشانی، فرزاد جمشیددانایی، لیلا محرم پور، روابط عمومی: فریبا جدیدی، تیزر و پوستر: فرید ترابی و کیان راد (فرهان).
نمایش «ستوان آینیشمور» از تاریخ ۰۶ تا ۱۶ بهمن ۱۴۰۰ در ساعت ۲۱:۱۵ در تماشاخانه اهورا به روی صحنه میرود و علاقمندان میتوانند برای تهیه بلیت به سایت تیوال و یا گیشه به نشانی: میدان هفت تیر، ابتدای خیابان مفتح جنوبی، بین کوچه تور و همراه، مجتمع هنری عرفان (تیتان) مراجعه فرمایند.
"محمدرضا علیمردانی" صدابازیگر نمایش "پشت کلانتری" شدنمایش "پشت کلانتری" به نویسندگی "علی اصغری" و کارگردانی "نیما صمدی" که قرار است بهمن ماه در یکی از تماشاخانه های تهران به روی صحنه برود.
در این نمایش کمدی_اجتماعی که با موضوع شب عید و دغدغه های مردم در این ایام هست ، "محمدرضا علیمردانی" بعنوان صدابازیگر حضور دارد.
بازیگرانی که در این نمایش به روی صحنه میروند عبارتند از: محمد تاجیک ، نفس پارسایی، علیرضا عالی مقدم، علی حاجیلو، الناز صادقی، احمدرضا هیبتی و فرشید حاجیان
اطلاعات تکمیلی این نمایش به زودی اعلام می گردد.
گروتسکی براساس بیگانهسازی برشت نمایش «دُن کیشوت» براساس نمایشنامه میخائیل بولکاگف با طراحی و کارگردانی جواد مولانیا و تغییر در چیدمان بازیگران از روز دوشنبه ۲۰ دی در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه رفته و تا نیمه بهمن اجرا خواهد داشت.
این نمایش پیشتر با حمایت عمارت نوفللوشاتو از ۱۰ آبان تا ۱۲ آذر ماه در این سالن روی صحنه رفته بود.
مولانیا که این نمایش را براساس نمایشنامهای از بولگاکف به صحنه میبرد درباره تفاوتهای این متن با رمان «دن کیشوت» سروانتس در گفتگویی با خبرگزاری مهر عنوان کرده بود: میخاییل بولگاکف نمایشنامه «دن کیشوت» را براساس رمان سروانتس نوشته است که در این اقتباس طبیعتاً متن کوتاهتر و کاراکترها کمتر شدهاند و کار حالت نمایشی و دراماتیک پیدا کرده است. در نمایشنامه بولگاکف تعداد شخصیتها زیاد است اما ما با توجه به شرایط، تعداد بازیگرها را کم کردیم و نمایشنامه نیز توسط عارفه قیدی مجدداً ترجمه شده است و در ادامه خود من نیز متن را بازنویسی و یکی دو صحنه را که در نمایشنامه نیست به کار افزودم. در نمایشنامه بولگاکف، گروتسکی را که در رمان شاهدش هستیم، کمتر میبینیم اما من در اجرا، این گروتسک را با توجه به فرم اجرایی که براساس بیگانه سازی برشت طراحی شده است، وارد کردهام.
وی درباره تفاوتهای نمایشنامه با اجرا گفته بود: متن اصلی کاری کلاسیک است اما ما در اجرا این روند را تغییر دادیم به شکلی که از همان ابتدای نمایش همه بازیگرها در صحنه حضور دارند و هر بازیگر نیز چند نقش ایفا میکند به این ترتیب که هیچ بازیگری از صحنه خارج نمیشود و هر کس جلو میآید، نقشش را ایفا میکند و بعد دوباره به عقب باز میگردد. اتخاذ این شیوه اجرایی به ما این امکان را میداد تا کار از جنبه رئالیستی فاصله بگیرد و به شیوه نمایشگری که مدنظرمان بود نزدیک شود. حتی در این نمایش از گریم هم استفاده نکردهایم چون وقتی هرکدام از بازیگران چند نقش ایفا میکنند دیگر گریم معنی پیدا نمیکند.
بازیگران این نمایش (به ترتیب ورود) عبارتند از میثم عبدی، امیرمحمد رفیعخواه، مهتاب وجدانی، مرتضی علی دادی، سوگند قریشی، مریم اسدی، سجاد قربانی، زهرا مرادی، محمود روحبخش، مهرناز بختیاری، سپیده ضیایی، عارف عباسی، امیرحسین جوانی، رایحه وصالی، کوثر صمدی و اشکان دلاوری.
از دیگر عوامل این نمایش میتوان به داوود نامور مجری طرح، علی نصر مدیرتولید، امیرحسین جوانی و امیرمحمد رفیعخواه دستیاران کارگردان، عارفه قیدی عکاس و سارا حدادی مدیر روابط عمومی، مشاور رسانهای و تبلیغات اشاره کرد.
نمایش «دُنکیشوت» با ترجمه عارفه قیدی، بازنویسی و کارگردانی جواد مولانیا، تولید عمارت نوفللوشاتو تا ۲۸ بهمن در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه میرود.
عکس: پرتو جغتایی
رپرتوار آموزشی پنجمک به هفته دوم رسید؛اجرای ۳ نمایش و دو نمایشنامه خوانی تا ۸ بهمنرپرتوار آموزشی تئاتر پنجمک که در حال برگزاری است در هفته دوم ، اجرای عمومی سه نمایش و برپایی دو نمایشنامه خوانی و رونمایی کتاب را پیش رو دارد.
طبق جدول برنامه های این رپرتوار نمایش "هانسل و گرتل" نوشته و کارگردانی مریم کاظمی در روزهای چهارشنبه ۲۹ و پنجشنبه ۳۰ دی ماه روی صحنه خواهد رفت. این نمایش روز چهارشنبه در ساعت ۱۹ و روز پنجشنبه در دو نوبت ۱۷ و ۱۹ در سالن بلک باکس شماره دو ایرانمال اجرا می شود.
اول تا سوم بهمن ماه نیز به نمایش "پری دریایی " اختصاص دارد. در اولین روز مراسم رونمایی کتاب "پری دریایی" به قلم مریم کاظمی همراه با اجرای نمایشنامه خوانی این اثر توسط هنرجویان و هنرمندان گروه تئاتر مستقل در ساعت ۱۹ برگزار می شود.
پری دریایی شنبه و یک شنبه ۲ و ۳ بهمن در سه نوبت اجرای عمومی خواهد داشت. اجرای ۲ بهمن در ساعت ۱۹و اجرای های ۳ بهمن در نوبت های ۱۷ و ۱۹.۳۰ و در محل سالن بلک باکس شماره ۲ ایرانمال برگزار می شود.
اجرای آخرین نمایشنامه خوانی رپرتوار آموزشی پنجمک که به نمایشنامه "پوستین زرین" اختصاص دارد روز دوشنبه ۴ بهمن ساعت ۱۹ در سالن بلک باکس شماره ۲ ایرانمال برگزار می شود و اجرای عمومی این نمایش در سالن اصلی پردیس تئاتر تهران روی صحنه می رود.
نمایش "پوستین زرین" روز پنجشنبه ۷ بهمن ساعت ۱۹ و روز جمعه ۸ بهمن در نوبت های ۱۷ و ۱۹ سالن اصلی پردیس تئاتر تهران میزبان عموم مخاطبان خواهد بود.
علاقه مندان به هنرهای نمایشی و تئاتر می توانند بلیت هر اجرا و نمایشنامه خوانی را از طریق سایت تیوال تهیه کنند.
برای حفظ سلامت هنرمندان و تماشاگران ، فاصله گذاری تماشاگران رعایت شده و پس از هر خرید صندلی های مجاور مسدود میشود.
نمایش «هملت پشتکوهی» جدا از جذابیت روایی، هنری و دراماتیک، سرشار از درونمایههای روانکاوانه است و بارها بیننده را در معرض دوگانه همانندسازی و تقابل با تکتک بازیگران قرار میدهد.یادداشتی بر نمایش «هملت پشتکوهی» به کارگردانی ابراهیم پشتکوهینمایش «هملت پشتکوهی» نوشته و کار ابراهیم پشتکوهی این روزها در پلاتو آفتاب شهر بندرعباس روی صحنه است. دکتر سیدحمزه صدیق، روانپزشک، پس از تماشای این نمایش یادداشتی را در اختیار هنرآنلاین قرار داد که متن آن به این شرح است:
«پس از تحمل دوره جبر کرونا که باعث شد مدتها چراغ سالنهای نمایش خاموش بماند، ولع دیدن یک اثر هنری درون من روشن و روشنتر میشد و بالاخره زمان آن رسید. شب گذشته در پلاتو آفتاب (بندرعباس) یک اثر هنری بندری بسیار درخشان را شاهد بودم که سرشار از درونمایههای روانکاوانه است.
در قاب ساده و بیپیرایه و خودمانی نمایش «هملت پشتکوهی»، انبوهی از عقدههای روانی خزنده و خاموش کودکی جا خوش کردهاند. عقدههایی که میهمانهای ناخوانده تجارب کودکی ما هستند. هدیههایی که خواسته یا ناخواسته از تجارب دوران کودکی با والدین و اطرافیان در «برکه» وجودمان جمع میشود.
در نمایش «هملت پشتکوهی» صحبت از چگونگی اضمحلال سلامت روان در وجود انسان است. از ضربههای روحی و جسمی که به روان ماـ یعنی به هویت، قدرت، صولت و نعمتـ وجود ما وارد شده است.
به اعتقاد روانپزشک معروف سویسی، «کارل گوستاو یونگ»، حاصل جمع این ضربات گاهی خود واقعی ما را میسازند و گاهی به سایه ما تبدیل میشوند. در نمایش «هملت پشتکوهی» میبینیم که در بود و نبودمان، سایهها، گاهی به جای انسان حرف میزنند و رازهایش را برملا میکنند. گریزی از سایهها نیست. سهم «برکه کوچک» وجود انسان فقط این عقدهها نیست. عقدهها گاهی مانند باران، از گذشتهای بسیار دور بدون اراده انسان جایش را برای ورود به برکه وجود باز میکند.
کهنالگوها مانند قطرات بارانی که آرامآرام میبارد و سقف خانهای که طاقت آنها را نداشته و چکهچکه کهنالگوهاست که در سینی قدیمی میچکد. آبی که نشانه زایندگی است میتواند نشانه سقف ناتوان یک خانه باشد. سلامت روانی ما همان طلاهایی است که گاهی دزدی نه چندان «ناآشنا» با خود برده است و ما ماندهایم و دنیایی از شک، تردید و عقدههای به جامانده از دوران کودکی.
نمایش «هملت پشتکوهی» جدا از جذابیت روایی، هنری و دراماتیکش، سرشار از درونمایههای روانکاوانه است و بارها بیننده را در معرض دوگانه همانندسازی و تقابل با تکتک بازیگران قرار میدهد. نقشهایی که گاهی به ما خیلی نزدیک هستند و گاهی از ما خیلی دور، مانند آدمی و سایهاش.
به عزیزانی که به روانشناسی و روانکاوی علاقهمند هستند، توصیه میکنم تماشای این اثر هنری ساده و در عین حال سرشار از مفاهیم عمیق روانشناختی را از دست ندهند.»
فراخوان دومین دوره مسابقه سراسری نمایشنامهنویسی «انسان، هنر، بحران» منتشر شد«فاتح بادپروا» کارگردان و نمایشنامهنویس باتجربه و
مدیرعامل انجمن هنرهای نمایشی استان کردستان فراخوان دومین دوره مسابقه
سراسری نمایشنامهنویسی «انسان، هنر، بحران» را اعلام کرد.
انجمن هنرهای نمایشی استان کردستان، پس از برگزاری موفق نخستین دوره
مسابقه سراسری نمایشنامهنویسی «انسان، هنر، بحران» در سال گذشته،
فراخوان دومین دوره این مسابقه را منتشر کرد.
«فاتح بادپروا» مدیرعامل انجمن هنرهای نمایشی استان کردستان، فراخوان
دومین دوره مسابقه نمایشنامهنویسی «انسان، هنر، بحران» را اعلام کرد و
درباره ویژگیهای متفاوت این دوره گفت: این دوره از مسابقه
نمایشنامهنویسی مختص نمایشنامهنویسان کوردزبان است و نمایشنامههای
ارسالی میبایست تاکنون چاپ نشده باشند.
این کارگردان و نمایشنامهنویس باتجربه، در ادامه سخنانش افزود: پس از
خوانش و بررسی آثار ارسالی توسط هیئت داوران دومین دوره مسابقه
نمایشنامهنویسی «انسان، هنر، بحران»، سه اثر برتر، معرفی خواهند شد و
جوایز نفیسی به آنان تعلق خواهد گرفت.
فاتح بادپروا ضمن تقدیر از همکاری و حمایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی
استان کردستان اظهار داشت: بر اساس تعامل و هماهنگی به عمل آمده و با
مساعدت واحد کردستانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی کردستان؛ آثار منتخب، در
قالب جلد پنجم مجموعه نمایشنامه «روژژمیری شاریک» (روزشمار یک شهر) به
چاپ خواهند رسید.
مدیرعامل انجمن هنرهای نمایشی استان کردستان در پایان سخنانش تأکید کرد:
آثار برگزیده نخستین دوره مسابقه نمایشنامهنویسی «انسان، هنر، بحران» که
با استقبال فوقالعاده خوب نمایشنامهنویسان سراسر کشور، مرداد ماه سال
۱۳۹۹ برگزار شد و بازتاب بسیار گستردهای نیز داشت، در قالب جلد چهارم
کتاب مجموعه نمایشنامه «روژژمیری شاریک» آماده چاپ شده است که انشاءالله
در هفدهمین دوره جشنواره تئاتر کوردی «سقز» رونمایی خواهد شد و انجمن
هنرهای نمایشی استان کردستان مراتب تقدیر و تشکر خود را از دکتر «امید
ورزنده» و واحد کردستانشناسی دانشگاه آزاد جهت اهتمام در چاپ
نمایشنامهها اعلام مینماید.
دومین دوره مسابقه سراسری نمایشنامهنویسی «انسان، هنر، بحران»، با
محوریت «نقش و جایگاه ادبیات نمایشی در روایت بحرانهای جامعه و با تأکید
بر چگونگی رابطه انسان ـ هنر ـ بحران» برگزار میشود. موضوع
نمایشنامههای ارسالی آزاد است اما متونی که به بررسی موضوع و عنوان
مسابقه بپردازند، در اولویت انتخاب قرار دارند.
از طرف مسئولان برگزاری دومین دوره مسابقه نمایشنامهنویسی «انسان، هنر،
بحران»، مهلت ارسال آثار، تا پایان وقت اداری روز ۱۰ اسفند ماه امسال در
نظر گرفته شده و اعلام نتایج مسابقه هم نیمه دوم اسفند ماه تعیین شده
است.
علاقمندان و متقاضیان برای شرکت در این دوه از مسابقه، میبایست فایل
نمایشنامه خود را در محیط word، به انضمام بیوگرافی و عکس نویسنده،
بارگذاری و به آدرس ایمیل Hamidkordestani1359@gmail.com ارسال کنند.
قدردانی از ارزش های جهانی یک نمایشنامه ایرانی / علیرضا معروفی و هم نسلانش را تشویق کنیمکتاب نمایشنامه «تن ها» در تالار مشاهیر تئاتر شهر رونمایی شدآیین رونمایی از کتاب نمایشنامه «تن ها» به نویسندگی علیرضا معروفی روز سه شنبه بیست و هشتم دی ماه با حضور تعدادی از هنرمندان و علاقه مندان در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، آیین رونمایی از کتاب نمایشنامه «تنها» نوشته علیرضا معروفی عصر روز سه شنبه بیست و هشتم دی ماه با حضور ابراهیم گلهدار زاده رئیس مجموعه تئاتر شهر ، مهرداد کوروش نیا نمایشنامه نویس و مدیر مجموعه تئاتر محراب، شهرام احمدزاده نمایشنامهنویس و تعدادی از هنرمندان و بازیگران نمایش «تنها» در تالار مشاهیر تئاتر شهر برگزار شد.
مهرداد کوروش نیا نویسنده، کارگردان و مدیر مجموعه تئاتر محراب در ابتدای این برنامه گفت: امروز به بهانه انتشار نمایشنامه «تنها» گرد هم آمدهایم و می خواهیم از این فرصت استفاده کرده و کمی علمیتر به مبحث نمایشنامهنویسی در ایران هم نگاهی داشته باشیم.
وی با اشاره به اینکه سه جریان در ادبیات نمایشی ایران اتفاق افتاده، گفت: یک جریان میگوید تئاتر از غرب آمده و اگر کسی بخواهد تئاتر کار کند آن تئاتر باید مبتنی بر اجرای نمایشنامه غربی باشد ، به عبارتی از نگاه این جریان مقوله ای به نام نمایشنامه ایرانی نداریم ؛ حتی تعدادی از هنرمندان بزرگوار و به نام با همین تفکر شاگردانی را تربیت کردند . شرایطی که موجب شد جوانان خلاق و نوگرا در کارگردانی تعاملی با نویسندگان ایرانی برقرار نکنند ، فضایی که یکی از بزرگترین آسیبها را به بدنه ادبیات نمایشی ایران زد. دسته دوم هم تنها معتقد به ایرانی نویسی بودند و جریان سومی نیز در کارگاه نمایش تلاش کردند از مضامینی استفاده کنند که مربوط به شرق بوده و در اجرای فرم نیز رویکرد خلاق و نوگرا داشته باشد.
این مدرس تئاتر تصریح کرد: دلیلی که امروز من متن «تنها» را بهانه کردم تا به این موضوعات بپردازم مبتنی بر این عقیده است که نویسنده و کارگردانی چون علیرضا معروفی به موضوع «جنگ» به عنوان یکی از مهم ترین مسئله های بشر نقبی می زند، جنگی که همپای تمدن و مدنیت وجود دارد و ما وقتی تاریخ را می خوانیم ، به وضوح در می یابیم جنگ انسانها را ترک نکرده و حالا یک نویسنده جوانف جنگ را در تاریخ معاصر کشورش بهانه و انسان ایرانی را در دل آن بررسی میکند و درعینحال تلاش میکند در نمایشنامه نگاه فرمالیستی داشته باشد.
کوروش نیا در بخش دیگری از صحبت هایش ضمن ارائه توضیحاتی از ویژگی های مثبت نمایشنامه «تن ها» که مهر و آبان سال جاری با استقبال مخاطبان در تالار سایه تئاتر شهر روی صحنه رفته بود، گفت: من معتقدم اگر قصه نمایشنامه «تنها» در خارج از کشور اتفاق می افتاد و اسامی خارجی داشت از طرف یک قشر خاص موردتوجه قرار میگرفت ، ولی متنی که به جنگ ایران میپردازد بهراحتی مورد استقبال قرار نمیگیرد. درحالیکه این رویداد، طولانیترین جنگ قرن اخیر جهان است و بدون شک سالهای بعد برای دانستن در موردش تحقیق خواهند کرد. «تنها» ازاینجهت ارزشمند است که درباره یک مسئله معاصر ایران هم یک واقعه را ثبت میکند و هم انسان ایرانی و مسائلش را نشان میدهد و فرمی را مطرح میکند که با مضمون تنیده شده این را شاهد میگیریم که شدنی است.
وی افزود: علیرضا معروفی در نمایشنامه های خود تلاش می کند تا در یک تجربه ارزشمند نگارش متون فرم گرا را مورد توجه قرار دهد، او نهایت دقت و تمرکز خود را انجام می دهد تا با استفاده از تجربیات جدید و نوگرایانه نمایشنامه نویسی فضایی را کارگردانی کند که انسان ایرانی و زبان ایرانی در قالب یک درام فرمالیستی به مخاطب ارائه شود. تجربه ای که منجر به تولید آثاری در این سالها شده که توانسته ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند.
کوروش نیا تلاش علیرضا معروفی را در سه اثر «شکم»، «تلفات» و «تنها» ارزشمندتوصیف کرد و گفت: فارغ از اینکه چنین آثاری ممکن است ضعفهایی داشته باشد، برای من مهم این نکته است که هنرمندی به میدان آمده و در تلاش است تا در در قالب آثار نمایشی فرم گرایانه پیشنهادهای اجرایی برای متن میدهد. ازاینرو ما از علیرضا معروفی تشکر میکنیم و قدرش را میدانیم و تشویقش میکنیم چون او و همنسلانش هستند که ایستادهاند و تلاش میکنند مضامین، زبان و کاراکتر ایرانی را بافرم و شکل و ساختارگرایانه به ما عرضه کنند.
شهرام احمدزاده نمایشنامهنویس دومین سخنران جلسه هم یکی از آسیبهای آثار تولیدشده در حوزه جنگ را سفارشی نویسی دانست و گفت: مهمترین ویژگی آثار علیرضا معروفی داشتن ایدههای ناب خودش است و بهشدت از سفارشی نویسی دورمانده است. او قلم خودش و نگاه خودش را دارد و در آثارش نقد هم میکند.
وی در بخش دیگری از صحبت های اش با انتقاد از شرایط صنفی و شغلی نمایشنامه نویسان ابراز امیدواری کرد تا حرفه نمایشنامه نویسی در فهرست مشاغل صنفی وزارت کار ثبت شود.
علیرضا معروفی نویسنده نمایشنامه «تنها» هم در بخش پایانی صحبت هایش ضمن قدردانی از ابراهیم گلهدار زاده رییس مجموعه تئاتر شهر در حمایت از هنرمندان جوان حوزه تئاتر از از مهرداد کوروش نیا به عنوان اولین استاد نمایشنامهنویسی خود ،مسعود شامی و اعضای گروهش با پاس همراهی این چندساله شان قدردانی کرد.
وی افزود: این کتاب بر اساس کتاب خاطرات مهدی طهانیان که در ۱۳ سالگی اسیرشده بود نوشتهشده است .در ابتدا که طرح نوشتن این نمایشنامه در ذهن من بود خیلیها پیشنهاد کردند که غیر ایرانی و لامکان و لازمان باشد ولی من معتقد بودم این اتفاق در تاریخ معاصر کشور ما افتاده و باید ایرانی نوشته شود.
کتاب نمایشنامه «تنها» نوشته علیرضا معروفی توسط انتشارات «نودا» منتشرشده است و در پخش «گسترش»، «صدای معاصر»، «آثار»، «بیهقی»، «مداد آبی»، کتابفروشی پارت و کلیه کتابفروشیها و شهر کتابهای معتبر کشور در دسترس عموم قرار دارد.
عکس ها از میلاد میرزا علی
آثار پذیرفتهشده برای شرکت در بخش رقابتی چهلمین جشنواره تئاتر فجر اعلام شداسامی آثار پذیرفتهشده برای شرکت در بخش رقابتی چهلمین جشنواره تئاتر فجر بر اساس حروف الفبا به شرح زیر است:
الف: آثار منتخب برگزیدگان جشنوارههای تئاتر استانها
۱- «بروخا» به نویسندگی و کارگردانی رضا پورترابزاده رودسری از استان گلستان شهر گرگان
۲ - «بعضیارو باید دورادور دوست داشت» به نویسندگی و کارگردانی علی بابایی از استان البرز شهر کرج
۳- «پچپچههای پشت خط نبرد» به نویسندگی علیرضا نادری و کارگردانی محمدرضا خسروشاهی از استان قم شهر قم
۴- «پروانه الجزایری» (مشروط) به نویسندگی پیام لاریان و کارگردانی سعید شیخی از استان قزوین شهر قزوین
۵- «درخشش صبحگاهی سیارهی ناهید» (مشروط) به نویسندگی مسعود عقلی و مهسا غفوریان و کارگردانی مسعود عقلی از استان خراسان رضوی شهر مشهد
۶-« زندگی سگ مرده» به نویسندگی حامد مکملی و کارگردانی مرتضی نجفی از استان قزوین شهر قزوین
۷- «سالخوردگی» به نویسندگی باقر سروش و کارگردانی سیدیاسر هاشمزاده وکامران جباری از استان کردستان شهر بیجار
۸- «قند خون» به نویسندگی لیلی عاج و کارگردانی زمان ارکمان از استان یزد شهر یزد
۹- «کَل» به نویسندگی مصطفی محمدیدوست و جواد خاکسار به کارگردانی مصطفی محمدیدوست از استان چهارمحال و بختیاری شهر فارسان
۱۰- «مرثیهای در قتل ژولیوس سزار و چند مرغ از سیمرغ» به نویسندگی رضا گشتاسب و کارگردانی مجتبی رستمیفر از استان خوزستان شهر اهواز
۱۱- «هملتک» به نویسندگی و کارگردانی مهدی احمدی از خراسان رضوی شهر مشهد
۱۲- «هملُر بیژنی» به نویسندگی یوسف شکوهی و کارگردانی آژمان بیژنینسب از استان فارس شهر فسا
ب : سایر آثار منتخب صحنهای بخش رقابتی
۱- «آلنده نازنین» (مشروط) به نویسندگی محمدصادق گلچین عارفی و کارگردانی محمد برهمنی از استان تهران شهر تهران
۲- «آنتیگونه آخرین سامورایی» به نویسندگی و کارگردانی امین رضایی اردانی از استان خراسان رضوی شهر مشهد
۳-« احتمالات» به نویسندگی و کارگردانی علی شمس از استان تهران شهر تهران
۴- «اودو» به نویسندگی گلناز ساکی و احمد(آرمان) شیرالینژاد و کارگردانی احمد(آرمان) شیرالینژاد از استان تهران شهر تهران
۵- «بابا آدم» به نویسندگی و کارگردانی لیلی عاج از استان تهران شهر تهران
۶-«بانوی محبوب من» به نویسندگی آلن جیلرنر به کارگردانی گلاب آدینه از استان تهران شهر تهران
۷- «بعد از افتادن» به نویسندگی روزبه کاظمی به کارگردانی حسین حسینیان از استان تهران شهر تهران
۸-« بک تو بلک» به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان از استان تهران شهر تهران
۹- «تختی در اتاق 23 هتل آتلانتیک» به نویسندگی و کارگردانی تینو صالحی از استان تهران شهر تهران
۱۰- «تصویر مصور مظفری» به نویسندگی اصغر گروسی به کارگردانی وحید نفر از استان تهران شهر تهران
۱۱- «خاک سفید» ( مشروط) به نویسندگی محمود احدینیا به کارگردانی محمدرضا هِلالزاده از استان تهران شهر تهران
۱۲- «داستان باغ وحش» به نویسندگی ادوارد آلبی ترجمه الهام فقیه مسیبی و کارگردانی مهدی پاشایی از استان تهران شهر تهران
۱۳- «ژپتو» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا(اوشان) محمودی از استان تهران شهر تهران
۱۴- «ساختن» به نویسندگی ارژنگ طالبینژاد و کارگردانی مصطفی ذرهپرور از استان تهران شهر تهران
۱۵-«سایر بازماندگان» به نویسندگی ساناز اسدی و کارگردانی مهرداد مصطفوی از استان تهران شهر تهران
۱۶- «سگک» به نویسندگی کهبد تاراج و کارگردانی رضا بهرامی از استان تهران شهر تهران
۱۷-«سویینیتاد» (مشروط) به نویسندگی استفان ساندهایم ترجمه محمد نیازی و کارگردانی محمد نیازی از استان خراسان رضوی شهر مشهد
۱۸- «غلامرضا لبخندی» به نویسندگی و کارگردانی کهبد تاراج از استان تهران شهر تهران
چهلمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر از ۱۴ تا ۲۶ بهمن به دبیری حسین مسافرآستانه برگزار میشود و اخبار آن در سایت جشنواره در دسترس است.
دوازدهمین تولید تئاترمستقلتهران نمایش «توفان» به ایرانشهر رسید«توفان/The Tempest» آخرین نمایشنامهٔ ویلیام شکسپیر با طراحی و کارگردانی مصطفا کوشکی و بازینویسی باقر سروش، تازهترین تولید تئاترمستقلتهران به زودی در تماشاخانه ایرانشهر بهروی صحنه میرود.
مصطفا کوشکی در یک دههٔ گذشته چندین نمایش از آثار کمتر اجرا شدهٔ ویلیام شکسپیر را در ایران به صحنه برده است که در این میان «رویای یک شب نیمه تابستان» با بیش از ۳۰۰ اجرا به یکی از پر تماشاگرترین نمایشها در ایران تبدیل شده و در چند فستیوال مطرح آثار شکسپیر در اروپا و آسیا شرکت داشته است.
گفتنی است نمایش توفان برای اولین بار به صورت حرفهای در ایران به روی صحنه خواهد رفت.
به گزارش روابط عمومی نمایش، «توفان» دوازدهمین تولید تئاترمستقلتهران با گروهی از بازیگران حرفهای تئاتر، بزودی در تماشاخانهٔ ایرانشهر، سالن استاد ناظرزاده به روی صحنه میرود.
حسن جودکی و محمدصادق زرجویان به ترتیب در مقام مدیر تولید و طراح گرافیک با نمایش «توفان» همکاری میکنند.
فهرست بازیگران و دیگر عوامل نمایش و تاریخ پیش فروش بلیت به زودی اعلام میشود.