تیوال محیا سلطانی | دیوار
S3 : 21:31:53
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
کسی درباره این فیلم نظری نداره ؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانى که دوست نداشتند بگن چرا عاخهههههههه؟؟!؟
وحید مقدم، وحید هوبخت و علی خلجی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من فیلم و دوست داشتم چرا که روایت و خط کلی داستان موضوعی جدید بود . معضلات زنان صیغه ای که نه تنها قانون حمایت گرشان نیست حتی نگاه جامعه نیز به آنها منفور است...
ماهور ابراهیمی، فرناز نوروزی و کاوه علیزاده این را خواندند
آذرنوش این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در برگه تیوال ساعت 20:30 دقیقه ذکر شده و در زیر پوستر تئاتر 18 گروه همیاری لطفا بگید کدوم درسته؟
اوایل ساعت شیش بود ولی حالا هشت ونیم شده
۰۳ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر خلاصه اش کامل بود!ینی چی خب!!!!! :@
فاطی این را دوست دارد
سلااام
کم پیدا بودی؟ :)
۲۸ بهمن ۱۳۹۲
چیزی که من دیدم زیاد ربطی به این خلاصه نداشت، تقریباً میشه گفت داستان تازه از بعد 3نقطه، شروع میشه!
۰۱ اسفند ۱۳۹۲
مرسی "م"
۰۳ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیدوارم حداقل یکی از عوامل این نقد رو بخونند.
احتمال لو رفتن داستان وجود دارد , احتیاط کنید ;))))
میخوام یه عالمه حرف بزنم از الان گفته باشم...
موقع ورود با دیدن بچه های راهنمایی یه حس خاصی بهم دست داد همش به این فکر میکردم نکنه واقعا با خودشون چیپس و پفک آورده باشن,بعد با خودم گفتم شاید هم دوستان پریا هستند به هر حال خیلی توی ذوقم خورد.اما خب بودن با دختر خاله جانمان خودش قوت قلبی بود برایمان.موقع ورود 3 بار بلیط ها چک شد که ابدا و اصلا واسم خوشایند نبود منتظر سومیش بودم که طول نکشیدو... کنار یه هموطن نشستم که مشخص بود دختری جان پدر کلاس را بهانه کرده و در کنار من نشسته و هنوز نمایش شروع نشده به من تذکر داد که لطفا حرف نزنید :| و بعد به پشت پرده که پژمان جمشیدی حضور داشت مدام نگاه میکرد و ریسه میرفت بماند که خنده های بی معنی اش روی اعصاب بود ... و البته خنده ... دیدن ادامه » های مسخره ی تمشاچیانی که مشخص بود حضورشان برای چیست کمی تا قسمتی اذیتم میکرد....متن کار از سطح توقعم بالاتر بود و بازی خانم رهنما و هم آقای جمشیدی هم همینطور بدون تپق.البته بازی خانم رهنما بسیار بسیار باور پذیر بود اما گاهی فقط گاهی در دو-سه مورد آقای جمشیدی داشتند نقش خودشونو بازی میکردند و سعی در خلاقیت و تغییر نداشتند مثلا در نوع خنده شون {این باید بنظرم تغییر میکرد چون ما توی سریال پژمان مدام خنده هاشونو دیدیم,نمیدونم شایدم من اشتباه میکنم اما چون نقده دوست دارم که اونی که تهه دلمه رو بگم :) }
مثلا در نوع تیپشون بهتر بود برای اینکه باور پذیر تر باشه که از خارج از کشور اومده کراوات میزدند چون به نوعی از خودش فرار کرده بود و رفته بود باید یجوری اینو نشون میداد.در آخر کار منتظر دیدن پریای قاسم خانی بودم که ندیدمش امیدوارم حرفای اینجا مانع از ادامه ی کارش نشده باشه.
یه چیز دیگه که در نماش آزار دهنده بود پاره بودن پوشش بانو رهنما بود نمیدونم آیا دلیل خاصی داشت یا اونقدر اهمیت نداشت!چون بنظر جزو طراحی لباس نمیومد.

و انتقاد بزرگ دیگه اینکه چینش صندلی ها رو دوست داشتم چون به صحنه مشرف بود اما وقتی کار شروع شد و دیدم که بیشتر دیالوگ ها نشسته انجام میشه و گردن من مدام در حال چرخیدن 180 درجه بود تصمیم گرفتم یکی از بازیگران رو انتخاب کنم و فقط به اون نگاه کنم و چون گاهی که آقای جمشیدی صحبت میکردند میمیک خانم رهنما رو از دست میدادیم نمیدونم به طراح صحنه چی بگم ینی میدونم چی بگما ولی ترجیح میدم تو دلم باهاش حرف بزنم :)))))
محیاى عزیز 47 ثانیه بعد از این که تحلیل و نقدت را گذاشتى خواندمش!!! ;)
ممنون...
متن خوب شاید دلیل خوبى براى دیدن نمایش باشه...
بازم تشکر از این که ما را هم از دیده هایت مطلع کردى :)
۱۹ آذر ۱۳۹۲
@زهرا مودتی شاید...به شزطی که خانوادهاشون بهشون بگن که نباید جوری بخندند که آزار دهنده باشه . من به آقای اکوانیان گفتم.
۲۰ آذر ۱۳۹۲
علی نرگس نژاد
:)
۲۰ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام این کار آیا روزای یکشنبه نیم بها نیست؟
ابراهیم عزیزی این را خواند
ساناز عشق تئاتر این را دوست دارد
سلام.درسته.روزهای یکشنبه نیم بهاست.
۲۰ آذر ۱۳۹۲
مرسی
۲۰ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز و گلم سلام.
والا من میخوام این تئاتر و برم فقط بخاطر اینکه تئاترایی که خانم رهنما کار میکنند بیخود نیست (لاقل در این زمینه نداشتند.)حالا اگه بخوام بخاطر این موج های منفی علیه پژمان جمشیدی خودمو محروم کنم نه ابدن....ولی ولی این حق و به دوستامون که شاکی هستند حق میدم همه جوره....
هم از لحاظ بلیط/هم تایم/
حالا میتونید منو قیمه قیمه کنید ;)
با هم خوب باشیم اما من صداتونو شنیدم ولی کار خاصی نمیتونم بکنم.اگر با نرفتن من این مشکلات حل میشه من قول میدم نرم.
لطفا ج بدید.
میشه خودمون دوربین بیاریم که از اولین تئاتر تیوالی خودمونی یادگاری داشته باشیم؟

البته اگه روز اول باشه و ی نشست خودمونی هم بعدش باشه عالی میشه یجورایی نقد و بررسی...اونجوری عکس هم اون تایم میگیریم که صدای فلش آزار دهنده نباشه .
بچه لطفا با انتخاب گزینه نظرتونو بگید :)
من موافقم باهات محیا :دی
۰۶ آذر ۱۳۹۲
بله بله :)
۱۷ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمیدونم پورسرخ بعداز وفا و روز سوم داره چه بلایى سرخودش میاره :|
الهه الف، تینا و ف.پ این را خواندند
baharinbahar، یگانه کربلایی و آیدا حصاری این را دوست دارند
داره خودش رو محو میکنه ! :|
۲۸ آبان ۱۳۹۲
آقاى پورسرخ از لحاظ تکنیک بد نیست ینى آقاى لطیفى ازشون خوب بازى گرفتن:)
ولى شما 5دقیقه از فیلماى:
شیر وعسل,به سوى خوشبختى ,هرچى خدا بخواد,دو-سه تا دیگه م هس که اسمش یادم نمیاد رو ببینى با خودت میگى:جنگل؟جنگلدارى؟شیب؟بام؟
۰۳ آذر ۱۳۹۲
وای دقیقا...:|
۲۱ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میشه یه نفر نظرشو درج کنه خوشحال شیم؟؟;)
شیما کمالی و ف.پ این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
:|
قیافه من بعد دیدن این فیلم/
بازی آقای سیدی رو مثل همیشه دوست داشتم...
۱۴ آبان ۱۳۹۲
ممنون خانم سلطانی بابت توضیحاتتون
۱۵ آبان ۱۳۹۲
مینا جان بخوام توصیه کنم نه میشه از 10 بهش 5.5 داد!
آقاى حسینیان خواهش میکنم.
۱۵ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دارم براى بار دوم میرم این تئاترو ببینم درحالیکه اصلنه اصلن دوست ندارم براى باردوم برم چون تم این داستان جورى بود که باید فقط یادآوریش کرد اونم به صورت محو و دوبار رفتن این تئاتربرابراست با boldشدن آن.من خانم صمدى که جیغ میزنه رو فقط یه باردوس دارم اصن همین کافیه که نخام برم.یا بى قیدى آدماکلافه م میکنه و على سرابى دراین تئاتر منو تاسرحد فریاد پرمیکنه.کلن اگه میتونستم با پاک کن این اپیزودرو پاک میکردم تاتصویر بازى هاى فوق العادشون از ذهنم پاک نشه...کمى تا قیمتى نیازمند دلدارى هایتان هستم.
علی سیمایی و حسین کوهی این را دوست دارند
خوب الان چه اسرارس که شما بری برای بار دوم.. :دی ولی انصافا اجرا خوبیه مخصوصا اقای محمد زاده و دوستش و باران که نقشش خیلی باحاله... تازه گروه موسیقسشم که عالیه... دیگه چی میخوای.. :دی اگا همه رو با سنگ در جیب هایش مقایسه نکنی این تیاتر جزو خوبااس... این همه دلداری ... دیدن ادامه » کافیه یا پیاز داغشو بیشتر کنم.. :))
۱۲ آبان ۱۳۹۲
سلام.
چرا باید بروید؟؟
به نظر من محتوایی اگر نگاه نکنیم، خوش ساخت بود و آدم از دیدن آن بدش نمی آمد!حتی برای بار دوم هم بازی های خوب و تکرار شدن دیالوگ های جالبش می تواند جذابیت داشته باشد!
الان دلداری خوبی بود؟! ;)
۱۳ آبان ۱۳۹۲
پالیزدار مرسى;)دلیلشم تو کامنتاى قبلى گفتم....
۱۳ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو سایت سینما تیکت تمامى نظرات مثبت توام باتعجب بود.فرداحتمن به دیدن این فیلم میرم و میام نظرمومیگم.
علی سیمایی و sanaz m.barin این را خواندند
پالیزدار، مصطفی آذرکمان و افق این را دوست دارند
منتظر دیالوگ های ماندگارشم هستیماااا .. :)
۱۱ آبان ۱۳۹۲
آقاىایمانى دراینکه فیلنامه ضعیف .بود .شکى نیست ولى بازى ها نسبتا بد نبود نمیگم خوب بودا اما بد نبود:)در کل اینم ى سوژه ى دیگه بود که مثل بشارت به یک شهروند کاملا ازبین رفت....
۱۵ آبان ۱۳۹۲
آقاى ضیایى:عجب ممنون که گفتید.خدا راه راست و ب سمتشون بیاره;))))
۱۶ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چارلی : جیک تو اگه سوپر استار شدی من میشم مدیر برنامه ات...

برات دختر مختر ردیف می کنم...البته خودم قبلش امتحان می کنم،

یه وقت تو ذوقت نخوره...!!! مثل ملکه هست که قبلش یه پیش مرگ

داره غذاشو تست کنه..!

میمیک آقای بهبودی :))))))

مرسی شایسته دارابی اینو یادم رفته بود با اینکه باهاش کلی خندیدم :)))))
اصلا از شما انتظار نداشتم اوج دیالوگو یادتون بره.. :)))) حالا چرا پادشاه نه ملکه ..؟!! :دی
۰۸ آبان ۱۳۹۲
امیر حسام اگه اومده باشه از همون خانه هنرمندان.تلفن بزنید بهتون میگن....
۱۱ آذر ۱۳۹۲
مرسی
۱۱ آذر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رقص ایرلندی :))))))))
قبلش که داشتن شادی شونو نشون میدادن که ترکوند با اون ژس اقای بهبودی
:))) اوج خوشحالی... :)
اخر شبی کلی منو به خنده وا داشتی ... دست شما درد نکنه .. :)) بعضی از این دیالوگا یادم نبود...
۰۸ آبان ۱۳۹۲
خیلی خوب بود.
محیا جان چقد خوبه دیالوگارو میزاری، حس خوبیه وقتی اون فضا برام یاداوری میشه.
۰۸ آبان ۱۳۹۲
و...آواز ایرلندی:))
۱۳ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جیک:شان وقتی بچه بود، افسردگی داشت؟
جرارد: نه. اصلا توی این دنیا نبود، توی ذهن خودش یه دنیای دیگه ساخته بود.
چه جورییی همه اینها رو با همون واژگان حفظ شدی؟ خیلی قشنگ بود
۰۸ آبان ۱۳۹۲
من منتظر بقیه ی دیالوگ ها هستم. مرسیییییییییییییییییییییییی
۰۹ آبان ۱۳۹۲
متاسفم، اما روح مادربزرگتون هم شاهد این تئاتر بودند، همینطورهم خوشحال از محبت شما، مرسی محیا جوووون
۱۳ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معلم شان:مشکلش این بود که باورش شده بود، هر چی می‌خواد می‌تونه بشه...
..باورش شده بود هر چی می‌خواد می‌تونه بشه...

این دقیقاً تو ذهنیت و باورِ همه‌ی ما آدمهاست.:| :)
۰۸ آبان ۱۳۹۲
رعنا :(
۰۸ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

جِیک: دعوتم کرد امروز برم تو کابینش با هم قهوه بخوریم.
چارلی: خیلی مراقب باش!
جِیک: مراقب چی باشم؟
چارلی: تو که نمی‌خوای ازت سواستفاده کنه!
جِیک: اون اگه بخواد، می‌تونه تند‌تند ازم سواستفاده کنه...


فکر کنم تو بخش دیالوگ های ماندگار اینو دیده بودم اما دوست داشتم بازم بذارمش چون خعلی با مزه س‌:)))))
:))) شما که همه رو گذاشتی کاش یکی پیدا شه دیالوگای اون تیکه که چارلی میگه منم میشم مدیر برنامتو ... :))) مثالش هر موقع یادم میفته میترکم از خنده...
۰۸ آبان ۱۳۹۲
به من شک کردید ایرادى نداره اما به شایسته ابدن:))))
۱۱ آبان ۱۳۹۲
افرین....:))) بقیه نمره رو هم دریافت نموده و پاس شدی... :))) .. نمیذارم کسی شکستم بده.. خودم میرم .. اصلا استفا میدم.. :)) عجب شخصیتی داشت با مدل ایستادنش عاالی بود..
۱۱ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برو بابا...کجا می خوان برن گاواا؟
چمیدونم شاید آمریکا...دیگه همه دارن ازاینجا می رن..
این دیالوگ جزو خیلی ماندگاراس ..:) به الانم ما هم بی ربط نیست..
۰۸ آبان ۱۳۹۲
شدیددد
۰۸ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید