نمایش «مستطیل» به کارگردانی صحرا رمضانیان در جشنواره هایفست اجرا شد«مستطیل» در ارمنستان روی صحنه رفتنمایش «مسطیل» به کارگردانی صحرا رمضانیان در جشنواره هایفست اجرا شد.
به گزارش روابط عمومی پروژه، نمایش «مستطیل» کاری از گروه هنری «مستطیل» به نویسندگی، طراحی و کارگردانی صحرا رمضانیان و تهیه کنندگی ایلیا شمس در بیستمین دوره فستیوال هایفست روز ۴ اکتبر (۱۲ مهر) روی صحنه رفت.
بنابراین گزارش، اجرای فوق پس از گذارندن مراحل تمرین و آماده سازی خود در اولین حضور بین المللی در ارمنستان حضور یافت.
از دیگر عوامل این نمایش میتوان به حضور ایمان اصفهانی بازیگر، امیربهادر اورعی، نازنین تفضلی، کیمیا نهرین و امیرمحمود نورایی به عنوان بازیگران صدا و تصویر، پویا حقیقی تدوین، صدا و تصویر، اکرم نصیری طراح لباس، حسین حاجیبابایی عکاس، امیر جعفری مترجم اشاره کرد.
نمایش «مستطیل» قرار است در ایران به زودی اجرا شود.
در مراسم یادبود و بزرگداشت لئونی تاشچیان، هنرمند پیشکسوت ارمنی مطرح شداستقبال مدیرکل هنرهای نمایشی از تولیدات مشترک تئاتری با کشور ارمنستانبه گزارش ایران تئاتر، مراسم یادبود و بزرگداشت مرحوم بانو لئونی تاشچیان، هنرمند پیشکسوت تئاتر، نقاش و طراح ارمنی و رونمایی از آثار هنری او با حضور کاظم نظری (مدیرکل هنرهای نمایشی)، سرگی گریکوریان (رایزن فرهنگی سفارت ارمنستان در ایران)، حسن رونده (مسئول امور استانهای ادارهکل هنرهای نمایشی)، احمد جولایی (پژوهشگر هنر)، گریکو قازاریان (مترجم و پژوهشگر هنر)، هیئت امنای ارامنه تهران، سرجیک مارقاریان (سخنگو مراسم)، آلیس شاهمرادیان (مدیر موزه آرداک مانوکیان) وجمعی از هنرمندان و پژوهشگران ایرانی و ارمنی در موزه اسقف اعظم آرداک مانوکیان (کلیسای مریم مقدس)، عصر روز پنجشنبه ۱۴ مهر برگزار شد.
در ابتدای این مراسم، آلیس شاهمرادیان، مدیر موزه آرداک مانوکیان ضمن خوشآمدگویی به حاضران و میهمانان مراسم گفت: «امروز چهلمین روز درگذشت بانوی هنرمند لئونی تاشچیان است و ما در موزه اسقف اعظم آرداک مانوکیان که در سال ۲۰۰۸ میلادی به این نام خوانده شد و به نام موزه مردمشناسی ارامنه نیز شهرت دارد، جمع شدهایم.»
او ادامه داد: «این موزه شامل لوازم و وسایل مربوط به برگزاری مراسمهای مذهبی، تصاویر و اطلاعات کلیساها و دیرهای ارامنه کشور، لباس سنتی زنان ارامنه در دورههای مختلف تاریخی، تندیسهای اهدایی بانو لیلیت تریان، مجسمهساز برجسته و سایر آثار هنرمندان ارامنه است. آرداک مانوکیان نام رهبر دینی کلیسای ارمنی ایران است که به مدّت چهل سال، از سال ۱۹۶۰ تا سال ۲۰۰۰ میلادی، این سمت را به عهده داشتهاست. این موزه بهطور رسمی در ۱۴ آبان ۱۳۸۷ (۴ نوامبر ۲۰۰۸) با حضور پیشوای دینی ارمنیان، جاثلیق اعظم آرام اول، رهبر کل ارمنیان حوزه سیلیسی، که به عنوان مهمان رسمی در تهران حضور داشت، افتتاح شد.»
سرجیک مارقاریان، دیگر سخنران این مراسم گفت: «بانو لئونی تاشچیان در یک خانواده فرهنگی چشم به جهان گشود، او در زمینه ادبیات و زبان ارمنی تحصیلات خودش را طی کرد. هنر را نزد پدرش که بازیگر، مجسمهساز و نقاش بود آموخت. تاثیر پدر او در زمینه هنر بسیار زیاد است، او تئاترهای زیادی را به زبانهای فارسی، ارمنی و ترکی اجرا کرده است. لئونی تاشچیان، مادرش و تنی چند از خیرین از بنیانگذاران مجموعه فرهنگی و ورزشی سیپان بودند. در سال ۱۳۸۰ او از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یکی از زنان تاثیرگذار و پیشرو در زمینه هنر مورد تقدیر قرار گرفت.»
در ادامه این مراسم، کاظم نظری، مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در سخنانی گفت: «از درگذشت این بانوی هنرمند کشورمان بسیار متاثر شدیم، روح تمام ارامنه ایرانی که هنرشان را به دید همگان گذاشتند، شاد باشد. ما هنرمندان بزرگ و خوبی از ارامنه در ایران داریم که بسیار افتخار است. به همه عزیزان ارامنه عرض احترام دارم و جایگاهشان همیشه در قلب ما هست؛ احترام خاصی هم مقام معظم رهبری به ارامنه دارند که همه ما شاهدش هستیم و در مناسبتهای مختلف به منازل ارامنه عزیز میروند و عرض احترام دارند. همچنین وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز توجه ویژهای به هنرمندان عزیز ارمنی دارند.»
او ادامه داد: «ما به همه هنرمندان ارمنی خصوصا هنرمندان تئاتر احترام ویژهای قائل هستیم و این عزیزان سالیان سال به کشور خدمت و نمایشهای زیادی را تولید کردند. امیدواریم که این ارتباطات همچنان برقرار باشد و تولیدات مشترک داشته باشیم و بتوانیم میزبان گروههای نمایشی ارامنه در سالنهای اصلی نمایشی کشور باشیم و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خصوصا ادارهکل هنرهای نمایشی از این گروههای نمایشی حمایت خواهد کرد.»
مدیرکل هنرهای نمایشی افزود: «با رایزن فرهنگی سفارت ارمنستان در ایران، صحبتهای خوبی انجام شده است. امیدواریم این ارتباطات بیش از پیش باشد و ما بتوانیم تولیدات مشترک داشته باشیم و حتی اعزام گروههای نمایشی ایران به ارمنستان و از ارمنستان به ایران را شاهد باشیم.»
در ادامه این مراسم بزرگداشت، مستند پرتره لئونی تاشچیان به کارگردانی احمد جولایی برای حاضران پخش شد.
سرگی گریکوریان، رایزن فرهنگی سفارت ارمنستان در ایران، سخنران بعدی این مراسم بود که گفت: «مایه افتخار و خوشحالی است که امروز مراسم بزرگداشتی برای این بانوی هنرمند برگزار شده است؛ شخصی که سالها در عرصه هنر و فرهنگ ایران و ارمنستان فعالیت داشتند. قدردان زحمات چنین هنرمندانی هستیم که با فعالیتهای خود، دو ملت و دو قوم ایرانی و ارمنی را بهم نزدیک کردهاند و به یکدیگر فرهنگ خود را شناساندهاند و باعث نزدیکی روابط دو کشور شدهاند.»
سپس، آرگین ماتوسیان، مسئول مجموعه فرهنگی و هنری سیپان درباره فعالیتهای این مجموعه گفت: «مجموعه فرهنگی، هنری و ورزشی سیپان با عمری ۶۰ ساله در زمینههای تئاتر، سرود، نقاشی، عروسکسازی، رشتههای فرهنگی ارمنی و رشتههای ورزشی فعالیت میکند. بانو لئونی تاشچیان از موسسان این مجموعه بودند و ما با کمک او در این سالها در زمینه تئاتر فعالیتهای زیادی داشتهایم؛ متاسفانه به دلیل شیوع بیماری کرونا ما در این ۳ سال اخیر فعالیت زیادی نداشتهایم و از تیرماه سال جاری فعالیتها از سر گرفته شده است. ما در این مجموعه میزبان بیش از ۲۰۰ هنرمند و کارجوی ارمنی هستیم.»
در پایان این مراسم بزرگداشت، کاظم نظری، مدیرکل هنرهای نمایشی، از آرگین ماتوسیان، مسئول مجموعه فرهنگی، هنری و ورزشی سیپان به پاس تلاشهای او در زمینه آموزش هنر و ادامه دهنده راه خانم لئونی تاشچیان، قدردانی کرد.
لئونی تاشچیان در یک خانواده هنری در سال ۱۳۰۵ خورشیدی، در شهر مراغه چشم به جهان گشود. او اولین فرزند مگردیچ و آروسیاک بود. او زبان هنر را از دوران کودکی نزد پدر و مادر فرا گرفت و به گفته خود او، از دانشگاه آنان فارغالتحصیل شد.
علاقه او به آموزش و نیز خلق آثار نقاشی به گونهای بود که در پانزدهسالگی توانست هنرمندی صاحب سبک شود. هنگام برگزاری نمایشگاه جهانی کودک و نوجوانان در هندوستان، وقتی یکی از تابلوهای نقاشی لئونی را جهت شرکت به این نمایشگاه فرستادند، مسئولین نمایشگاه به این دلیل که اثر او کار یک هنرمند حرفهای است و به یک نوجوان ۱۵ ساله تعلق ندارد، از قبول آن سر باز زدند.همچنین علاقهمندی لئونی تاشچیان به هنر نمایش باعث شد تا مجموعهای فرهنگی و هنری به نام سیپان راهاندازی کند تا در آن کلاسهای تئاتر و برنامههای نمایشی نیز اجرا شود.
گفتوگو با بازیگر سریال «جیران»بهنام شرفی: خصوصیسازی ریشه تئاتر را خشکاند!بهنام شرفی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون با بیان اینکه خصوصیسازی ریشه تئاتر را خشکاند، گفت اگر از تئاتر حمایت نشود، صاحبان تفکر غرق میشوند و کسانی که نگاه اقتصادیشان بر نگاه هنریشان غالب است، برنده خواهند شد و متاسفانه تئاتر لاکچری در حال بلعیدن تئاتر اندیشهمحور است.
بهنام شرفی، فعالیت بازیگری را از تئاتر آغاز کرد. او تکنیکهای بازیگری را در کلاسهای استاد حمید سمندریان آموخت و اکنون در دهه سوم فعالیت خود در عرصه تئاتر و دنیای تصویر است.
«آناکارنینا»، «شترمرغ»، «اتاق»، «گرگاسها یا روزبخیر آقای وزیر» و «آبی مایل به صورتی» از جمله آثاری است که با نقشآفرینی شرفی روی صحنه تئاتر رفته است.
او در سریالهای «جیران»، «خاتون»، «مردم معمولی» و «سالهای دور از خانه» نیز به ایفای نقش پرداخته است. با این بازیگر که به تازگی بازیاش در نمایش به پایان رسیده است، در مورد فعالیتهایش در سالهای اخیر و نیز حضور بخش خصوصی در عرصه تئاتر گفتوگو کردیم.
در ابتدا از فعالیتها این روزهای خود در عرصه تئاتر و تصویر بگویید.
به تازگی بازی در نمایش «شاه مردنی هیچ کجا» به کارگردانی محمد مروج را با همراهی یک گروه همدل و حرفهای روی صحنه عمارت نوفل لوشاتو به پایان رساندهام و در حال تمرین نمایشنامهخوانی «خرده جنایتهای زن و شوهری» نوشته امانوئل اشمیت هستم که البته تاریخ دقیق اجرای آن مشخص نیست. در عرصه تصویر نیز همچنان در سریال نمایش خانگی «جیران» به کارگردانی حسن فتحی ایفای نقش میکنم.
مواجهه شما در خوانش اولیه نمایشنامه «شاه مردنی هیچ کجا» به عنوان آخرین اثر نمایشی که به تازگی روی صحنه داشتید، چگونه بود؟ خواسته یا ناخواسته طی چند وقت اخیر برای انتخاب نقش سختگیر شدهام و علت این موضوع بخشی به کمالگرا بودن من و بخش دیگر به انتظار مخاطبان برمیگردد.
این دو موضوع از جایی به بعد، آدم را مجاب میکند تا با وسواس بیشتری به انتخاب نقش بپردازد. قبل از نمایش «آناکارنینا» و بعد از نمایش «شترمرغ» نمایشنامههای زیادی میخواندم اما علاوه بر اینکه از نظر زمان اجرا با گروه هماهنگ نبودم، با محتوا و داستان نمایش هم ارتباطی برقرار نمیکردم. اما در نگاه و خوانش اول نمایش «شاه مردنی هیچ کجا» بسیار مجذوب این اثر شدم.
با توجه به خوانش اولتان از متن، عامل و علت دیگری هم برای پذیرفتن بازی در این نمایش برایتان وجود داشت؟
بهتر است بگویم من در خوانش اولیه «شاه مردنی هیچ کجا» یک نمایشنامه نخواندم بلکه یک اثر کامل را با کاراکترهایی که به شدت پرداخت شده بود، دیدم. فضای کار و نگاه روانشناسانه به دغدغههای جامعه امروزی از دیگر عوامل جذابیت آن به شمار میآمد.
بگذارید پرسشم را عامتر مطرح کنم؛ کدام ویژگی در نقشهای پیشنهادی به شما، باعث حضورتان روی صحنه و همراهی با پروژه پیشنهادی میشود؟
نقشی که چالشبرانگیز باشد، برای من اهمیت ویژهای دارد. به همین دلیل در بیشتر مواقع نقش تکراری قبول نمیکنم یا سعی میکنم، تغییراتی در آن ایجاد کنم که مخاطب را به یاد دیگر نقشهایی که بازی کردهام، نیندازد. من ریاضت کشیدن در پروسه تمرین و اجرا را دوست دارم. هر شب اجرا به لذتی از نقش میرسم که برایم بسیار هیجانانگیز است و همین موضوع نمایش را برایم جذاب و غیرتکراری میکند، حتی اگر نمایشی را دویست یا سیصدشب روی صحنه ببرم تا شب آخر اجرا انگار اولین بار است که با نقش روبهرو میشوم. تلاش، چالش و صداقت چیزهایی است که من بهشدت برای روی صحنه بودن دوست دارم.
مخاطبان نسبت به نقشهایی که روی صحنه ایفا میکنید، چه بازخورد و نظری دارند؟
هر فردی براساس زیست، مطالعات، جامعهشناسی و هر آنچه تاکنون با آن درگیر بوده است، برداشت خاصی از مواجهه با یک اثر نمایشی و نقشی که من روی صحنه ارائه میدهم، دارد. به طور مثال در نمایش «شاه مردنی هیچ کجا» نقش من چند بعدی و شامل چندین کاراکتر مختلف بود؛ در حالیکه همه یک نفر بودند و این موضوع باعث میشد تا هر شب با جنبهای متفاوت از نقش مواجه شوم و فکر میکنم تماشاگر هم نسبت به کلیت اتمسفر نمایش و تک تک کاراکترها چنین برداشتی داشت.
چه عواملی در بهبود کیفیت ارائه کاراکتر روی صحنه موثر است؟
مطالعات بازیگر، دید، نقطه نظر و تلاش او برای رسیدن به نقش اهمیت زیادی دارد. باز هم با مثالی از «شاه مردنی هیچ کجا» به عنوان جدیدترین اثری که روی صحنه داشتهام، میگویم. در این نمایش محمد مروج کارگردان کار همانند یک کاتالیزور به نقشها اشراف داشت و نمایشنامه برایش هضم شده بود. تسلط او به شخصیتها در پروسه نگارش متن و بازنویسیهای مکرر آن شکل گرفته بود و به همین دلیل هر زمان سوالی در مورد کاراکترها پیش میآمد، به راحتی پاسخگو بود. در واقع، تسلط کارگردان به کاری که قرار است، ارائه شود نیز از مهمترین نکات بهبود کیفیت نقشی است که یک بازیگر بازی میکند.
با توجه به حضور فعالتان در عرصه تئاتر و تصویر، بازیگری در این دو رسانه چقدر با هم تفاوت دارد؟
دنیای تئاتر و تصویر دو دنیای بسیار متفاوت هستند؛ بازیگری در عرصه تصویر با توجه به اینکه در بسیاری از مواقع، صحنههایی که فیلمبرداری میشود از نظر زمانی به هم متصل نیست، توالی حس و حفظ راکورد متفاوتی با تئاتر دارد. ما در تئاتر یک سیر صفر تا صدی را در تمرین و اجرا طی میکنیم و میتوانیم با دو شاخصه احساس و تکنیک جلو برویم اما در عرصه تصویر تکنیک به دلیل حفظ راکورد قالبتر است تا به این واسطه کاراکتر به پختگی برسد و نه خارج از حد باشد و نه به روند بازی آسیب بزند.
با این توضیحات، بزرگترین عامل موفقیت یک بازیگر در هر دو رسانه تئاتر و تصویر چیست؟
در چنین موقعیتهایی قطعا عامل موفقیت یک بازیگر هوش اوست. من معتقد هستم که ما بازیگر تئاتری یا سینمایی نداریم. ما بازیگر باهوش و کمهوش داریم. بازیگر باهوش میداند در قاب تصویر و روی صحنه چگونه بازی کند و جلو برود. او حتی به چگونگی ارائه نقش در سالنهای متفاوت تئاتر مسلط است. برای یک بازیگر اینکه کجا و تا چه اندازهای بازی کند، بسیار مهم است و تفکیک این موضوع به هوش و تجربهاش برمیگردد.
حضور بازیگران تئاتر را در قاب تصویر چگونه ارزیابی میکنید؟
با اعتماد سینما به بازیگران صاحباندیشه، پرتلاش و باهوش تئاتری هم سینما، هم تئاتر و هم مخاطب برد کردهاند. این موضوع پیش از انقلاب هم اتفاق افتاده است، زمانی که نسلی از بازیگران تئاتری در آثاری چون «گاو» به سینما معرفی شدند و تک تک آنها سالها درخشیدند و به عنوان بنیان و اساس عرصههای مختلف دنیای تئاتر و تصویر معرفی شدند.
خوشبختانه روی آوردن دوباره به بازیگران تئاتر از اواسط دهه هشتاد، ثمره خوبی داشته است. بازیگران تئاتری سرمایههای خوبی در سینمای بدنه، سینمای هنری و فستیوالهای داخلی و خارجی به شمار میآیند که همواره در حال درخشش هستند.
در مورد جریان معکوس این موضوع چطور فکر میکنید؟ بازیگران سینما روی صحنه تئاتر چقدر موفق عمل کردهاند؟
حضور روی صحنه تئاتر و رفتن جلوی دوربین تصویر علاوه بر هوش، نیازمند دانشی است که بازیگر باید آن را کسب کند. معمولا بازیگرانی در قاب تئاتر یا تصویر شکست میخورند که به واسطه شناخته شدن به این مقوله ساده نگاه میکنند. در حالیکه خوشبختانه تماشاگران اینقدر باهوش شدهاند که کاملا متوجه کیفیت بازی بازیگر و اینکه چه کسی کارش را درست یا غلط انجام میدهد، هستند.
شما تاثیر تماشاگران تئاتر را روی کیفیت و کمیت آثار چگونه ارزیابی میکنید؟
در حال حاضر به همان میزانی که تماشاگر تئاتر زیاد شده است، متاسفانه به همان میزان هم تنبل شده است. زمانی بود که ما قبل از تماشای کار در مورد نویسنده و کارگردان تحقیق میکردیم یا بعد از تماشای یک اثر تا ساعتها ذهنمان درگیر آن بود اما متاسفانه تماشاگران این روزها به دنبال لقمه جویده شده هستند و باز هم متاسفانه برخی از آثار روی صحنه باعث ایجاد و تشدید این موضوع شده است. بسیاری از آثار فقط همان لحظه حضور تماشاگر در سالن را مدنظر قرار میدهند. این آثار برای اینکه نوری به ذهن مخاطب بتابانند تا بعد از اجرا درباره اثر فکر کند، نیستند و البته در این مسیر سالنهای تئاتر نیز بیتاثیر نبودهاند و تنها میتوان امیدوار بود تا روزی برسد که کفه ترازو به نفع تئاتر اندیشهمحور سنگین شود.
با حذف تئاتر لاکچری، کفه ترازو به نفع تئاتر اندیشهمحور سنگین خواهد شد؟
ما میتوانیم هر دو تئاتر بورژوازی، لوکس یا لاکچری و تئاتر اندیشهگرا و دارای تفکر را داشته باشیم. این دو تئاتر در همه جای دنیا اجرا میشود. جامعه به هر دو تفکر نیاز دارد ولی به شرطی که این ترازو هماندازه و هموزن باشد و یکی از این دو دیگری را نبلعد. اتفاقی که متاسفانه اکنون شاهد آن هستیم بلعیده شدن و کمتوجهی به تئاتر اندیشهمحور در مقابل تئاتر لاکچری است.
چطور میتوان از تئاتر اندیشهمحور در مقابل تئاتر لاکچری حمایت کرد؟
حمایت از تئاتر اندیشهمحور کار یک ارگان یا چند نفر نیست. مصرفگرایی یک نگاه جهانی است که بیشتر به بحث اقتصادی برمیگردد. هرچه کمتر فکر کنی بیشتر به سمت مصرفگرایی سوق داده میشوی و این موضوع در تئاتر نیز تاثیر گذاشته است. در دوران ما اکثر بچهها شطرنج میدانستند، بازیهای گروهی بلد بودند اما این روزها جامعه جهانی انسانها را به سمت فردیتگرایی و مصرفگرایی سوق داده است و این آفت تنها به جامعه ما مربوط نمیشود. البته در کشور ما به دلیل فشارهای اقتصادی زیادی که وجود دارد، محصول فرهنگی از سبد خانواده حذف شده است و مخاطب با حق انتخاب محدودی که دارد، سعی میکند تا با انتخاب آثار کمدی یا لاکچری برای چند ساعت از فشارهای روزمرهای که متحمل میشود، کم کند. به نظر میرسد گروههای نمایشی هم با توجه به چنین شرایطی دست به تولید آثار لاکچری یا کمدیهایی با سطح کیفی نازل میزنند. مصرفگرایی تنها بخشی از مشکلات تئاتر در جامعه جهانی است. این مشکل در کشور ما از زمان حذف حمایت از تئاتر و سوق داده شدن این هنر به سمت خصوصیسازی بیشتر شد.
خصوصیسازی ریشه تئاتر را خشکاند. پیش از این دولت در جهت حمایت از هنرمندان این عرصه، به سالنهای تئاتر سوبسیدی پرداخت میکرد که باعث میشد سالنها از گروههای نمایشی پولی دریافت نکنند و نهایتا ۵ تا ۱۰ درصد از فروش را به عنوان حقالزحمه بردارند که فشاری به گروه وارد نشود؛ اما با حذف این حمایت گروهها مجبور شدند، خودشان برای کسب درآمد اقدام کنند. در این میان تنها کسانی برندهاند که پول بیشتری خرج میکنند. این افراد برای بازگشت سرمایه به سراغ بازیگران و متنهایی میروند که برایشان بازگشت هزینه داشته باشد. در واقع وقتی حمایتی از هنر و هنرمند نشود، با آشفتهبازاری مواجه هستیم که در آن صاحبان تفکر غرق میشوند و کسانی که نگاه اقتصادیشان بر نگاه هنریشان غالب است، برنده خواهند شد. قصد من سیاهنمایی نیست، من از تئاتر ارتزاق میکنم و از نزدیک شاهد اتفاقاتی که برای این هنر میافتد، هستم. تنها امیدوارم که برای این موجود نحیف، نزار و نیازمند توجه و مراقبت جدی فکری شود که اگر حمایتی صورت نگیرد، باید فاتحه تئاتر را بخوانیم.
منبع: ایران تئاتر
گفتوگو با کارگردان نمایش «شاه مردنی هیچ کجا»محمد مروج: حذف تفکر، حذف خردمندی از جامعه استمحمد مروج نویسنده و کارگردان نمایش «شاه مردنی هیچ کجا» با بیان اینکه تئاتر نیاز به یک تصفیه همگانی دارد از لزوم توجه به آثار اندیشهمحور سخن گفت.
محمد مروج، نویسنده، طراح و کارگردان تئاتر که پیشازاین نمایش «آقای اسمیت، آقای ایوانف و یک خانواده کماهمیت آفریقایی» را در سال ۱۳۹۸ در تالار حافظ روی صحنه برده است، در دومین تجربه کارگردانی خود نمایش «شاه مردنی هیچ کجا» را از ششم شهریورماه در عمارت نوفللوشاتو روی صحنه دارد. «شاه مردنی هیچ کجا» روایتگر داستان پسری است که در یک تیمارستان بستری است و روند درمانش را طی میکند. این اثر با اجرا در روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه، ۱۵ مهرماه به کار خود پایان خواهد داد.
ایده اصلی نمایشنامه «شاه مردنی هیچ کجا» چطور شکل گرفت؟
هر اثری حاصل یک اتفاق است. هر اتفاقی که در زندگی انسان رخ میدهد، هر صفحهای که او ورق میزند، هر فیلمی که او میبیند و هر آدمی که با او معاشرت میکند، خودآگاه یا ناخودآگاه تأثیری روی آدم میگذارد که میتواند جرقهای برای ایجاد یک اثر هنری باشد، شاید حتی ده سال بعد از اتفاقاتی که برایش رخ داده است. در اصل این موضوع آنقدر واضح نیست که ریشه واحدی برای یک اثر نوشته یا خلقشده پیدا کنیم، بهویژه در کارهایی که شخصی هستند، بیشتر مواجهه یا نگرش فرد نسبت به جهان برای نوشتن یا خلق اثر هنری تأثیرگذار است.
نگارش متن چه مراحلی را گذراند و چگونه پیش رفت؟
شروع اولیه نگارش متن نمایش از حدود پنج سال پیش بود، البته نه به این معنا که متن در طول این زمان نوشته شده است. من نزدیک به چهار تا پنج سال به این موضوع فکر کردم و در طول یک مدت کوتاه انگار پنجرهای باز شود، تمام آنچه باید نوشته میشد، روی کاغذ آمد. از نظر من بخش مهم نوشتن این است که چگونه آماده نوشتن باشی و من همیشه سعی میکنم با خواندن کتاب یا شنیدن موسیقی که در حال و هوای اثر باشد، ذهنم را آماده نگه دارم.
چگونگی ارتباط تماشاگر با اثر هنری روی صحنه تا چه میزان اهمیت دارد؟
اثری روی صحنه اجرا میشود و مواجهه نهایی با مخاطب است. در اصل یک رابطه دوسویه از آنچه به نمایش گذاشته میشود و ذهن مخاطب در تماشای یک نمایش شکل میگیرد. اینکه مخاطب چه تجربیاتی در زندگیاش پست سر گذاشته و چه برداشتی در مورد کار داشته است، موضوعی شخصی است. هر تماشاگر با نمایش ارتباطی میگیرد که مختص به خود اوست و این درک شخصی از نمایش به انتزاعی بودن هر اثر هنری برمیگردد. هرچه ما از وضوح کار کم کنیم و به سمت انتزاع برویم مخاطب میتواند ارتباط شخصی خودش را با کار داشته باشد و زندگی و دغدغههای خود را در کار ببیند. به نظر من بدترین حرفی که در جامعه امروزی میتوان گفت این است که مخاطب برای اینکه دغدغههایش را فراموش کند و لحظاتی بخندد به تماشای یک اثر هنری مینشیند. با این تفکر ما هم شریک فریب خوردن مردم میشویم. مشکلاتی وجود دارد و وظیفه ما این است که مخاطب را در مقابل این درد آگاه کنیم تا به فکر راهکار باشد.
از نظر شما مخاطب امروز تئاتر باید نسبت به چه مشکلاتی آگاه شود؟
مشکلاتی که اکنون در جامعه وجود دارد یک ریشه مشترک دارد و آن وضعیت فرهنگی است. با توجه به جهانی که در آن زندگی میکنیم مهمترین دغدغه برای من این است که کمی مخاطب و آدمها از پروسه تنبل شدن ذهن فاصله بگیرند. فرهنگ نقطه مشترک تمامی دردهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. ما شرایط اقتصادیمان بهتر میشود، اگر فرهنگ اقتصادی را در صاحبان سرمایه ایجاد کنیم. فرهنگ در شرایط تئاتر و آگاهیبخشی به مخاطبان نیز بسیار اهمیت دارد. ما نیاز داریم تا فرهنگ فکر کردن را در هنر نهادینه کنیم. تفکر درباره کاری که انجام میدهی.
نهادینه شدن فرهنگ تفکر درباره چیستی و چرایی یک نمایش چگونه شکل میگیرد؟
انسان بنده عادت است. در حال حاضر مخاطبان عادت کردند به اینکه خیلی فکر نکنند. شاید بخشی از این موضوع به دلیل همین فضای مجازی باشد که ما را عادت داده تا در ۱۵ ثانیه حرفمان را بزنیم. همین موضوع در ناخودآگاه ما رشد میکند و ما را بیحوصله میکند و ما دیگر به دنبال معانی درونمتنی یک اثر نخواهیم بود. در حال حاضر همه صاحبنظر شدهاند؛ قبلاً اینگونه بود که اگر موضوعی را نمیفهمیدیم، مطالعه میکردیم تا آن را بفهمیم، ولی اکنون به این شکل است که اگر مسئلهای را نفهمیدیم، نتیجه میگیریم طرف مقابل حرفی برای گفتن نداشته است. قبلاً برای اینکه کاری انجام بدهی باید مدارجی را طی میکردی. تئاتر کار کردن، کتاب چاپ کردن و مقاله نوشتن اینقدر آسان نبود؛ و این ساده گرفتنها، مخاطب را هم تنبل کرده است.
پس این تنبل شدن مخاطب در اصل ریشه در آثاری دارد که کارگردانان روی صحنه میبرند؟
بله، تئاتر نیاز به یک تصفیه همگانی دارد و نباید به این راحتی کار کرد. باید یک متر و معیاری برایش در نظر گرفت، چون جامعه رو به قهقرا میرود. قبلاً تئاتر کار کردن اینقدر ساده نبود. برخی از افراد حاضر در جامعه تئاتر، توقع مخاطب را از کارها به سطح پایین تنزل دادهاند. درصورتیکه لذت اصیل هنری مثل حل کردن یک پازل است. شکلوفسکی درباره آشناییزدایی در سینما میگوید چگونگی لذت بردن از یک اثر هنری مثل حل یک مسئله است؛ هرچه پیچیدهتر باشد لذت کشف آن هم بیشتر خواهد بود؛ یعنی میزان زمانی که شما صرف میکنی تا به کُنه یک اثر پی ببری ارتباط مستقیمی دارد با میزان لذتی که میتوانی از اثر ببری. تئاتر، سینما، موسیقی و دیگر هنرها بهصورت کلی میتوانند بستر تفکر باشند. اگر تفکر از هنر حذف شود که تقریباً هم چنین اتفاقی افتاده است، خردمندی از جامعه حذف میشود.
هنرمند تا چه میزان میتواند در رشد تفکر مؤثر باشد؟
ما سرانه تفکر نداریم. بهتر است هنرمندان اینگونه فکر کنند که با تئاتر و فیلم جای سرانه مطالعه را پر کنند. رسالت من بهعنوان هنرمند این است که اگر مخاطب به تماشای کاری مینشیند متریالی برای فکر کردن به او بدهم. همه میگویند از تئاتر حمایت کنیم اما من نظر برعکس دارم، معتقد هستم تئاتر نبینیم مگر برخی از تئاترها را؛ تا آثاری که اندیشهای منتقل نمیکنند و حرفی برای گفتن ندارند، خودبهخود حذف شوند.
مخاطب چگونه میتواند تفکر را مطالبه کند؟
تئاتر هزینه دارد و کار کردن در این عرصه سخت است اما اگر هر فردی یک یا دو بار از فیلتر تولید رد شود و نتواند محصول خوبی ارائه بدهد، یعنی شاید نمیتواند محصول خوبی هم در آینده ارائه کند. من نمیگویم هرکسی آمد، باید یک شاهکار بسازد؛ اما دغدغه آرتیست در اثرش مشخص است، شاید خواسته و نتوانسته یا هنوز ابزار، سرمایهگذار و بازیگرش را پیدا نکرده است؛ اما تئاترهایی که به فکر تولید محتوا یا اندیشه نیستند، باید تحریم شوند.
این تحریم تئاترهای تجاری توسط مخاطبان تا چه میزان جوابگو خواهد بود؟ و اصلاً میتوان با هنر، مخاطبان را به سمت این آثار اندیشهمحور سوق داد؟
قطعاً هنرمندان بهتنهایی نمیتوانند مخاطب را به سمت آثار اندیشهمحور ببرند. سازوکار روانشناسانهای که دنیای امروزی در پیش برد هدفمند مخاطب به سمت مصرفگرایی دارد، از عهده ما خارج است. چرخدنده اقتصاد مصرفگرایی را میخواهد. هرچه کمتر به مفید بودن یک محصول فکر کنیم بیشتر از آن استفاده میکنیم. جامعه تئاتری بهتنهایی نمیتواند جلوی این تفکر بایستد و شاید باید رها کرد و همراهش رفت چراکه دستوپا زدن بیهوده است یا اینکه مثل شخصیت نمایش «شاه مردنی هیچ کجا» شاید دچار پروسه محو در خود شدن شویم.
در یک دهه اخیر بخش خصوصی هم به سالنداری روی آورده است؛ تأثیر سالنهای خصوصی در روند تولید تئاتر را چطور ارزیابی میکنید؟
تعداد زیاد سالنهای خصوصی قطعاً در روند تولید آثار تأثیر بسیاری دارد و متر و معیار کیفی آثار برای آنها مهم نیست. سالندار میخواهد پولش را بگیرد و سالنش اجاره برود و این رویکرد بهمرور منجر به فقر فرهنگی میشود، چون خیلیها دوست دارند کارگردان یا بازیگر شوند و با این افزایش سالنها فقط کافی است که پول داشته باشند و این روند به فرهنگ آسیب میزند.
پس به نظر شما معضل اصلی پول است؟
پیتر بروک در کتاب «فضای خالی» دقیقاً به چنین مطلبی اشاره میکند که زرقوبرق ما را گول میزند. روزبهروز کار کردن در تئاتر برای برخی از آدمها سختتر و برای برخی دیگر راحتتر میشود. چون فرمول جدید تئاتر این است که تو باید هزینه یک سوپراستار را بدهی و دوبرابرش را بگیری و خیلیها این پول را ندارند و دیده نمیشوند و خیلیها هم دارند و مدام بیشتر دارا میشوند و از سوپراستارهای بیشتری استفاده میکنند و این یک آفت دیگر تئاتر است.
حضور سلبریتیها در تئاتر از چه نظر آفت تئاتر محسوب میشود؟
ببینید حضور سلبریتی در چرخه بالا رفتن دستمزد و پر شدن سالن تا جایی پیش میرود که دیگر جوابگوی برگشت هزینه نخواهد بود. من اگر سالن را هم پر کنم باز ضرر است. این واقعاً مسخره است.
آیا مشکلات دیگری هم در پروسه تولید یک اثر نمایشی تأثیرگذار هستند؟
الآن زیرساختها هم اشتباه است، شما برای اجرای نمایش به دفتر هر مدیر هنری که میروید در مورد اینکه کار چند دقیقه است؛ میپرسد و اگر کمی به نظرشان طولانی باشد اولین پیشنهاد کم کردن مدتزمان کار است. نمیتوان در یک ساعت لذتی در مخاطب ایجاد کرد که تا یک هفته با او بماند. بهتر است مدیرانی که بانی این موضوع هستند، اینقدر همراه این موج مصرفگرایی نباشند. پشت این کوتاهی زمان فقط مخاطب نیست، یک سالن خصوصی است که تو هر چه زمان را کمتر کنی سئانسهای بیشتری میچیند و در نهایت تنها برنده این موضوع خواهد بود.
آیا از اجرای نمایش «شاه مردنی هیچ کجا» به خروجی و نتیجهای که مدنظر داشتید، رسیدید؟
با تمام حرفهای تلخ و ضرر سنگینی که در این کار شنیدم و متحمل شدم، بهواسطه اینکه برای اولین بار در زندگیام توانستم نزدیکترین اتفاق را به آنچه در ذهن داشتم، روی صحنه تئاتر خلق کنم، خوشحالم. برای خلق این اثر نمایشی همه بازیگران و عوامل منیت خود را کنار گذاشتند و به فکر کار بودند. نکته مهم این است که ما به چه چیزی در تئاتر، حرفهای میگوییم. نمایشی روی صحنه وجود دارد که میزان تلاش برای رسیدن به خلق آن نشان میدهد یک گروه تا چه میزان حرفهای است. بقیه موارد مسائل ثانویه است و مهم این است که افراد هدفمند باشند و هدفشان مشترکا رسیدن به نتیجه مطلوب در کار باشد و من فکر میکنم در این نمایش به آنچه خواستهام، رسیدهام.
منبع: ایران تئاتر
گفتوگو با بازیگر، مترجم، کارگردان و مدرس پرسابقه تئاترهایده حائری: تلاش نسل جوان برای زنده نگه داشتن تئاتر ارزشمند استهایده حائری، بازیگر، مترجم، کارگردان و مدرس تئاتر است که بازیگری روی صحنه تئاتر را از هفتسالگی آغاز کرد.
او مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته تئاتر را از دانشگاه ویلیام پترسون نیوجرسی آمریکا دریافت کرد و پس از بازگشت به ایران در دانشگاه هنر مدرک به تحصیل در مقطع دکترای پژوهش هنر پرداخت.
نمایش «بلیت تئاتر و شش نمایش همراه» در سال ۱۳۶۷ بهعنوان اولین فعالیت نمایشی او بهعنوان کارگردان پس از بازگشت به ایران روی صحنه رفت.
«میهننامه»، «یک تا ده دقیقه» و «رام کردن زن سرکش» ازجمله دیگر آثار این هنرمند در مقام کارگردان تئاتر به شمار میآید.
حائری، بازیگر فیلمهای سینمایی چون «قصه عشق پدرم»، «گهوارهای برای مادر»، «روانی»، «بانو» و «دفتری از آسمان» نیز بوده است.
او همچنین نزدیک به چهل سال در دانشگاه به تدریس پرداخت و هماکنون بازنشسته شده است.
هایده حائری درباره شرایط تئاتر پس از همهگیری ویروس کرونا گفت: «تئاتر همیشه سعی کرده تا راه خود را در پیچاپیچ راههایی را که برایش باقی مانده است، هموار کند. این هنر با وجود تمام سختیهایی که طی سالها و بهویژه پس از همهگیری ویروس کرونا متحمل شده، زنده و پویاست و این مهمترین ویژگیاش محسوب میشود.»
این هنرمند با اشاره به سهم نسل جوان در روند پویایی تئاتر توضیح داد: «نسل جوان تئاتری کشور با موفقیتهایی که به دست میآورد و بهرغم شکستهای گاه و بیگاه، همچنان در این عرصه فعالاند و خوب کار میکنند. آنها سعی دارند تا زمینه فعالیت در تئاتر را مساعد نگه دارند و همین کوشش و تلاششان به اندازه کافی ارزشمند است.»
او افزود: «خوشحالم از اینکه سالنها مشغول به فعالیت هستند بهویژه سالنهای خصوصی که خوب کار میکنند و از جوانان حمایت میکنند و این همراهی بسیار کمککننده است. امیدوارم دولت و بهویژه اداره کل هنرهای نمایشی نیز از نظر مالی و کاری فرصت بیشتری به این عزیزان بدهد تا بتوانند کارهای ارزندهای به جامعه تحویل دهند.»
حائری در پاسخ به اینکه آثار نمایشی روی صحنه تئاتر را چگونه ارزیابی میکند، گفت: «ارزیابی آثار روی صحنه به دلیل نبود یک روال مشخص از نظر کمی و کیفی کار مشکلی است.»
کارگردان نمایش «میهننامه» با انتقاد از سیستم آموزشی ادامه داد: «چیزی که بیش از همه باید روی آن تأکید کنم، دانشی است که باید در مورد زمینههای مختلف تئاتر پیدا کرد. متأسفانه دانشکدهها و دانشگاههای تئاتری ما بسیار کمکار شدهاند و گاهی کوتاهی میکنند. برخی از استادان و معلمانی که با دانشجویان کار میکنند، آنطور که بایدوشاید خود را در اختیار بچهها قرار نمیدهند و خلاقیت را در آنها به وجود نمیآورند. در نتیجه کارها در بسیاری موارد با نبود شناخت و دانش در مورد نویسنده، کارگردانی و مسائل بسیار دیگری همراه است که بیشتر باعث تأسف است.»
کارگردان «رام کردن زن سرکش» گفت: «در زمینه آموزش، وزارت علوم تحقیقات و فناوری، هنر را از حوزه فعالیت خود خارج کرده است و این موضوع باعث شده تا دانشکدهها را به محلهایی بسیار بیرمق، فاقد امکانات، بدون خلاقیت و آموزش تبدیل کرده است.»
این هنرمند پیشکسوت توضیح داد: «در زمینه آموزش بیش از هر چیز باید دولت را مسئول دانست و امیدوار بود تا به بحث آموزش و توجه به جوانان رسیدگی کنند. این وظیفه دولت است که به دانشجویان بها بدهد و به زمینههای فرهنگی و هنری توجه بیشتری کند.»
هایده حائری در پایان با اشاره به حضور تماشاگران در سالنهای تئاتر و استقبال آنها از این هنر گفت: «با وجود شرایط پیشآمده به دلیل همهگیری کرونا، خوشبختانه در زمینه حضور تماشاگران شاهد روند مثبتی هستیم که البته نیاز به سرمایهگذاری بیشتری در این زمینه هست. با حضور تماشاگران، اجراهای روی صحنه برقرار مانده است و امیدوارم با حفظ موقعیتهایی که سالنهای خصوصی در اختیار گروههای نمایشی میگذارند، شاهد حضور بیشتر مخاطبان باشیم.»
منبع: ایران تیاتر
گفتوگو با بازیگر دوستداشتنی سریال «نون خ»فریده سپاه منصور: دلتنگ زندگی و بازی روی صحنه هستمفریده سپاهمنصور، بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون با اشاره به دلتنگی بسیار زیادش برای صحنه تئاتر گفت بازیگری نیازمند رفتار حرفهای است و باید سعی کرد در این عرصه اشتباهات کمتری داشت؛ چون کاری که انجام میدهیم دیگر قابل جبران و بازگشت نیست.
فریده سپاهمنصور، بازیگر پیشکسوت تئاتر، تلویزیون و سینما که کار خود را از تئاترهای دانشجویی دهه چهل آغاز کرده است. او سابقه بازی در نمایشهای متعددی مانند «تراس»، «ترن»، «پپرونی برای دیکتاتور»، «دن کامیلو»، «همسایه آقا»، «خانه برنارد آلبا»، «سووشون» و «پاتریس لومومبا» را در کارنامه بازیگری خود دارد.
سپاهمنصور، متولد سال ۱۳۲۶ تهران و همسر هوشنگ توکلی، بازیگر و کارگردان سینما، تئاتر و تلویزیون کشورمان است. او در مجموعههای تلویزیونی چون «نون خ۱»، «هیئتمدیره»، «دردسرهای عظیم ۲»، «همه خانواده من»، «معصومیت ازدسترفته»، «دوران سرکشی»، «روزگار جوانی»، «تهران ۱۱»، «اغما»، «مرگ تدریجی یک رؤیا» و مجموعه «شاهگوش» برای شبکه نمایش خانگی به عنوان بازیگر حضور داشته است. «مهمان مامان»، «مارمولک»، «کتاب قانون»، «ساحره» و «به روح پدرم» از جمله هنرنماییهای این بازیگر پیشکسوت در سینماست.
او از دلتنگی این روزهای خود و دوری از تئاتر گفت: «بعد از بازی در نمایش «تراس» به کارگردانی مسعود کرامتی در تماشاخانه ایرانشهر، فعالیتی در هیچ نمایش دیگری نداشتهام و بسیار دلتنگ تئاتر هستم؛ اما اگر پیشنهاد بازی داشته باشم، در صورتی که با متن ارتباط برقرار کنم، حتما آن را قبول خواهم کرد.»
این هنرمند پیشکسوت ادامه داد: «البته در این چند سال که ویروس منحوس کرونا پای به زندگیمان گذاشته است، در عرصه تصویر نیز کمکارتر شدهام.»
سپاهمنصور خطاب به علاقهمندان تئاتر و هنرهای نمایشی تاکید کرد: «هر کاری عشق میخواهد؛ اگر شما تئاتر را دوست دارید باید عاشقش باشید و با سختیهایش مدارا کنید؛ چون هیچ کاری بدون زحمت نیست. هر کاری به خاطر شرایطی که دارد سخت یا آسان است، ولی اگر میخواهید وارد کاری بشوید باید مطمئن باشید آن را دوست دارید. کار نمایش دشواریهای خودش را دارد و علاقهمندان خصوصا نوجوانان نباید صرفا برای چهره شدن و معروف شدن وارد این حرفه شوند، چراکه وقتی عشق در کار نباشد با شکست مواجه خواهند شد.»
بازیگر سریال خاطرهانگیز «عقیق» در پایان گفت: «در حرفه بازیگری باید سعی کرد که اشتباهات کمتری داشت؛ چون کاری که انجام میدهیم دیگر قابل جبران و بازگشت نیست و باید در بهترین و حرفهایترین حالت آن را انجام دهیم؛ مثلا ابراز احساسات مخاطبان، مسئولیت من را سنگینتر میکند و نمیتوانم در مقابل محبت آنها بیتفاوت باشم به همین دلیل هم برای نقشهایم وقت زیادی میگذارم.»
منبع: ایران تئاتر
اجرای «چراغ جادو» در تئاتر شهر کرجتئاتر «چراغ جادو» به نویسندگی و کارگردانی اندیشه یدی در تئاترشهر روی صحنه می رود.
این کارگردان جوان قبلاً نیز نمایش «گیلاوارا» را کارگردانی کرده بود و نمایش تازه اش نیز برای مخاطب نوجوان و بزرگسال با روایتی از وقایع تاریخی سه برهه از زمان قاجار، جنگ تحمیلی و آینده از جادوی زمان حکایت می کند.
حکایت نسلهای سوخته، حکایت آرزوهای بر باد رفته و روایت رشادتها و از خود گذشتگی ها، این نمایش تقدیم شد به شهید حسین فهمیده و همه شهدای گمنام ایران زمین.
«چراغ جادو» پیام میدهد که باید مراقب آرزو کردن هایمان باشیم و از زمان حال نهایت استفاده را ببریم چرا که همه برهه های زمانی در تاریخ مشکلات و سختیهای خود را دارند.
این نمایش تا به حال ۷ شب در تئاتر شهر کرج اجرا رفته و برای سه اجرای باقی مانده نیز به زودی روی صحنه می رود.
بازیگران «چراغ جادو» به ترتیب ورود به صحنه عبارتند از آدرینا وکیلی، مهردادکشانی، محمد غفاری، نرگس عباسی، فاطمه شه نهاد، کیارش بیگدلی، مهدی شیراوند، مبینا علیاری، آیلا روح پرور.
عوامل این نمایش عبارتند از نویسنده وکارگردان: اندیشه یدی، تهیه کنندگان: اندیشه یدی، مهدی شیراوند، سمیرا وکیلی، دستیار کارگردان: نرگس عباسی، منشی صحنه: زینب عباسی، طراح صحنه: سمیرا فتح اللهی، اندیشه یدی، دستیار صحنه: سعیده شیراوند، طراح لباس:فرشته شیراوند، دستیار لباس: معصومه شهیدی، چهره پرداز: عسل عظیمی روشن، عکاسان: زینب عباسی، رقیه حیدری، مدیر تولید: مهدی شیراوند، طراحی پوستر و تیزر: مینا واحدی، مشاور پروژه: نبی قلیزاده، احمد اسفندیاری، گروه موسیقی: نوازنده تار: هلیا هراتی، نوازنده سنتور: سوگل اجلال منشان، نریشن: هادی اسدی، شهامت فرجی، با تشکر از جناب آقای هادوی مدیر محترم تئاترشهرکرج.
بازیگری توانا در اجرای نقشهای کمدی و جدیجمشید جهانزاده: مسائل مالی در کنار کیفیت نقش اهمیت دارد
جمشید جهانزاده بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون با بیان این موضوع که کیفیت نقش در انتخاب حضورش در آثار نمایشی موثر است، عنوان کرد بازیگری شغل ماست و قطعا قرارداد مالی نیز در کنار کیفیت اثر و تاثیرگذاری نقش، اهمیت دارد. جمشید جهانزاده بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون، دارای مدرک کارشناسی بازیگری و کارگردانی از دانشکده هنرهای دراماتیک و کارشناسی ارشد در رشته پژوهش هنر از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد است.
فیلمهای سینمایی «ملی و هزار راه نرفتهاش»، «مستطیل قرمز»، «ارابه مرگ»، «جنگ نفتکشها» و «کشتی آنجلیکا» از جمله هنرنماییهای او روی پرده نقرهای سینماست. سریالهای «زندگی زیباست»، «گاندو»، «سالهای مشروطه»، «لبه تیغ»، «چشمهای آبی زهرا»، «فرار بزرگ» و «حجربن عدی» از دیگر نقش آفرینیهای این هنرمند در قابل تلویزیون به شمار میآیند.
جهانزاده در تلهتئاترهای «عروسکها» و «مبارزان کازبا» نیز به ایفای نقش پرداخته است. آخرین حضور او روی صحنه تئاتر بازی در نمایش «خسیس» به کارگردانی مریم کاظمی بود که در تیرماه ۱۳۹۷ در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه رفت. این هنرمند در تیرماه سال جاری در بیمارستان بستری شد که پس از دو روز با بهبود شرایط جسمانی به خانه بازگشت.
او درباره وضعیت جسمانی خود میگوید: «خوشبختانه حال جسمانیام خوب است و مراحل درمان بیماری را با موفقیت پشت سر گذاشتهام.»
این هنرمند که آخرین حضورش روی صحنه تئاتر به سال ۱۳۹۷ و بازی در نمایش «خسیس» به کارگردانی مریم کاظمی برمیگردد، در پاسخ به حضور در پروژههای تئاتری توضیح میدهد: «در حال حاضر فعالیتی در عرصه نمایش ندارم. البته که اگر پیشنهاد خوبی باشد؛ قطعا استقبال خواهم کرد.»
جهانزاده ادامه میدهد: «انتخاب اینکه در یک پروژه نمایشی اعم از تئاتر یا فیلم به عنوان بازیگر حضور داشته باشم، به این موضوع بستگی دارد که وقتی نمایشنامه یا فیلمنامه را میخوانم از نقش خوشم بیاید.»
او میگوید: «در واقع جدی یا کمدی بودن اثر و نقشی که ایفای آن را برعهده میگیرم در پذیرش آن تاثیر چندانی ندارد؛ چراکه خوشبختانه این قابلیت را دارم تا در نقشهای کمدی و جدی بازی کنم و تاکنون تجربههای زیادی در این زمینه داشتهام.»
این بازیگر پیشکسوت در پاسخ به تمایل به همکاری با کارگردانهای کمتجربه ادامه میدهد: «اگر نقشی که پیشنهاد میشود؛ خوب باشد قطعا با کارگردانهای با تجربه کم یا به قولی کار اولی هم همکاری خواهم داشت و در اینباره اصلا سختگیر نیستم.» او درباره حضورش در تلویزیون توضیح میدهد: «در حال حاضر نقشی در سریال «محرمانه» به کارگردانی احمد معظمی ایفا میکنم که بخشهایی از فیلمبرداری آن به پایان رسیده است و بخشهایی از آن همچنان باقی مانده است.» جشمید جهانزاده در پایان با اشاره به اهمیت بخش مالی در قراردادهای نمایشی میگوید:«قطعا در کنار کیفیت کار برای حضور در صحنه تئاتر، پرده نقرهای سینما یا قاب تلویزیون، قرارداد و بخش مالی اثر نیز مهم است چراکه بازیگری شغل ماست و تنها منبع درآمد ما به شمار میآید.»
منبع: ایران تئاتر
گفتوگو با صدای ماندگار و بازیگر پیشکسوتشمسی فضلاللهی: من سالهای متمادی روی صحنه تئاتر زندگی کردهامشمسی فضلاللهی، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون، گوینده رادیو و صداپیشه پیشکسوت، با بیان اینکه سالهای متمادی روی صحنه تئاتر زندگی کرده است، یکی از دلایل کمکاری خود در عرصه هنرهای نمایشی را نبود نقش خوب عنوان کرد.
نگار امیری: شمسی فضلاللهی، بازیگرکهنهکار و گوینده رادیو و صداپیشه پرسابقه از شانزدهسالگی فعالیت هنری خود را با حضور در نمایش «دختر ایرانی» آغاز کرد.
«ویس و رامین»، «کلفتها»، «اتوبوسی به نام هوس»، «گلدسته»، «طبقه ششم» و «دایی وانیا» برخی از آثار نمایشی با بازی این هنرمند روی صحنه تئاتر به شمار میآیند.
او علاوه بر تئاتر در فیلمهای سینمایی «شیر سنگی»، «آسمون جل»، «عسل تلخ» و «یه حبه قند» و سریالهایی چون «امیر کبیر»، «عطر گل یاس»، «نرگس»، «چای قند پهلو»، «باجناقها» و «بوی باران» نیز نقشهای ماندگاری ایفا کرده است.
سریال نمایش خانگی «خسوف» تولید سال ۱۴۰۰ به کارگردانی مازیار میری، جدیدترین اثر تصویری با بازی فضلاللهی به شمار میرود.
فضلاللهی درباره فعالیت هنری خود که این روزها به آن مشغول است، میگوید: «در حال حاضر تنها به عنوان مجری در برنامه رادیویی «فرهنگ مردم» فعالیت دارم.»
بازیگر پیشکسوت تئاتر در پاسخ به دلیل کم کار شدن خود در عرصه تئاتر میگوید: «همه ما تا یک سنی توان حضور در آثار زیاد و متفاوت را داریم. من سالهای متمادی روی صحنه تئاتر زندگی کردم، از زمانی که به عنوان عضوی از کارگاه نمایش در قالب جشن هنر شیراز روی صحنه رفتم تا همین چند سال اخیر که ایفاگر نقشهای متفاوتی بودم.»
او با اشاره به اینکه در این روزها برای هنرمندانی در سن او کمتر نقش قابل توجهی نوشته میشود، عنوان میکند: «در فیلمها و آثار نمایشی که این روزها تهیه میشود، خیلی کم پیش میآید نقش خوبی مثل نقشی که در سریال «خسوف» داشتم، وجود داشته باشد که بتوان بازی کرد؛ نقشی که بازیگر را به چالش بکشد و انگیزه مضاعفی برای حضور روی صحنه یا مقابل دوربین را ایجاد کند.»
شمسی فضلاللهی ادامه میدهد: «علاوه بر کیفیت تولیدات نمایشی، بحث هزینه، موضوع پراهمیت دیگری است که بسیار اثرگذار است و بسیاری از آثار اساسا به دلیل کمبود بودجه تولید نمیشوند.»
فضلاللهی همچنین درباره فعالیت این روزهای خود در رادیو عنوان میکند: «برنامه رادیویی «فرهنگ مردم» به تهیهکنندگی زهرا فقیهمیرزایی و اجرای من و محسن رفیعی روزهای جمعه از ساعت ۲۱:۳۰ تا ۲۲ از رادیو ایران پخش میشود.»
این دوبلور و صداپیشه رادیو با اشاره به موضوع «فرهنگ مردم» توضیح میدهد: «این برنامه شامل آیینها، سنتها، داستانهای محلی رایج هر منطقه و فرهنگ مردم در گوشه و کنار ایران است.»
شمسی فضلاللهی که دهه پنجاهیها و دهه شصتیها با روایت جذاب او در کارتون «بامزی» و ماجراهای او کلی خاطرهها دارند، اظهار امیدواری میکند که با یک پیشنهاد مناسب برای بازی در یک نقش خوب به صحنه تئاتر بازگردد.
تا ۲۰ مهر اعلام شدتمدید مهلت ارسال آثار به شانزدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر خیابانی مریوانمهلت ارسال آثار به شانزدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر خیابانی مریوان تا ۲۰ مهر ۱۴۰۱ به منظور تسهیل امور برای هنرمندان تمدید شد.
به گزارش ایران تئاتر، دبیرخانه شانزدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر خیابانی مریوان اعلام کرد به منظور تسهیل امور برای هنرمندان متقاضیِ شرکت در این رویداد هنری، مهلت ارسال آثار در همه بخشهای جشنواره تا ۲۰ مهر ۱۴۰۱ تمدید شد.
متقاضیان میتوانند مطابق آنچه در فراخوان آمده است جهت ارسال آثار و ارائه مدارک در شانزدهمین جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان از طریق لینک زیر اقدام نمایند: www.mariwanfestivall.ir
نشانی دبیرخانه:
کردستان، مریوان، بلوار امام خمینی (ره)، مجتمع فرهنگی هنری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، دبیرخانه دائمی جشنواره بینالمللی تئاتر خیابانی مریوان.
تلفن: ۰۸۷۳۴۵۹۴۵۶۷- ۰۸۷۳۴۵۹۳۶۲۵
نشانی الکترونیکی: mariwan.festival@gmail.com
اجرای عمومی آثار نمایشی تئاترشهر تا اطلاع ثانوی به تاخیر افتادبه دنبال اطلاع رسانی صورت گرفته درباره از سرگیری اجراهای عمومی تئاتر شهر، روابط عمومی این مجموعه شامگاه روز دوشنبه چهارم مهر ماه اطلاعیه جدیدی را منتشر کرد.
به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاترشهر، به دنبال اطلاع رسانی صورت گرفته درباره از سرگیری اجراهای عمومی مجموعه تئاتر شهر در ساعات آغازین دوشنبه چهارم مهر ماه، روابط عمومی این مجموعه «شامگاه روز دوشنبه چهارم مهر ماه» اطلاعیه جدیدی را منتشر کرد.
در این اطلاعیه آمده است:
ضمن قدردانی از تمامی گروه های نمایشی مستقر در تئاتر شهر که طی روزهای گذشته آثار نمایشی خود را در تالارهای مختلف مجموعه روی صحنه برده اند به اطلاع می رسانیم، بر اساس آنچه در خبر صبح روز دوشنبه چهارم مهرماه به رسانه ها ارسال شد، بنا براین بود که اجرای عمومی آثار نمایشی در تالارهای اصلی، چهارسو، سایه، قشقایی و کارگاه نمایش تئاتر شهر از روز چهارشنبه ششم مهر ماه پیش روی مخاطبان قرار گیرند.
بر اساس تازه ترین تصمیمات اتخاذ شده در شامگاه روز دوشنبه چهارم مهرماه، آثار نمایشی یاد شده به منظور ایجاد فضای مناسب تر و همچنین رعایت حداکثری سلامت و امنیت تماشاگران و هنرمندان ارجمند، تا اطلاع ثانوی به صحنه نخواهند رفت.
مدیریت و کارکنان مجموعه تئاتر شهر ضمن پوزش و قدردانی از حسن توجه و صبوری یکایک هنرمندان و تماشاگران ارجمند در اطلاعیه های بعدی تاریخ و زمان دقیق اجرای آثار نمایشی این مجموعه را از طریق روابط عمومی اطلاع رسانی خواهد کرد.
در گفتوگو با بازیگر «خورشید کاروان» مطرح شدفرهاد بشارتی: فکرش را هم نمیکردم که سالهای سال در این نمایش بازی کنمفرهاد بشارتی پذیرش نقش در نمایش «خورشید کاروان» را متاثر از جاری بودن یاد امام حسین(ع) در خون، رگ و ریشه خود و ایرانیان دانست و گفت: فکرش را هم نمیکردم که سالهای سال در این نمایش بازی کنم. بشارتی در سال ۱۳۷۶ به واسطه آشنایی و دوستی با حسین مسافرآستانه به گروه فدک دعوت و یکی از نقشهای اصلی نمایش «خورشید کاروان» به او سپرده میشود.
علی کیهانی: فرهاد بشارتی بازیگر عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون که با بازی در سریال «رویای شیرین دریا» در خاطره جمعی نسلی از کودکان و نوجوانان و البته خانوادههای ایرانی حضور دارد، بازی در عرصه نمایش را از سال ۱۳۶۹ در تئاتر گیلان آغاز کرد. او دانش آموخته کارشناسی ارشد بازیگری و کارگردانی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران است و سال ۱۳۷۶، پس از پایان تحصیلاتش به طور جدی و مستمر وارد عرصه تصویر شد.
بشارتی سابقه بازی در بیش از ۲۳ تئاتر را دارد و ۲۷ سریال تلویزیونی را هم با تعدادی از کارگردانان بنام داشته است. او همچنین در ۱۳ تلهفیلم بازی کرده است و چندین فیلم سینمایی نیز در کارنامهاش دارد.
فرهاد بشارتی که یکی از بازیگران اصلی نمایش «خورشید کاروان» هم هست و حضورش در این نمایش به بیش از ۲۰ سال میرسد، امسال نیز در سی و یکمین سال اجرای این نمایش از ۳۱ شهریور در سالن میلاد (نمایشگاه بینالمللی تهران) روی صحنه رفته است.
در این نمایش که کاری از مؤسسه فرهنگی «فدک» است، جلیل فرجاد، کرامت رودساز، فرهاد بشارتی، اسدالله بابایی، عبدالرضا کیهانی و گروهی از هنرمندان به ایفای نقش میپردازند.
«خورشید کاروان» روایت شبی است که کاروان اسرای کربلا در مسیر شام در دیر راهبی توقف میکنند. راهب نصرانی از مریدان امام حسین (ع) میشود و تمام ثروت خود را میدهد تا فقط یک شب تا سحر با سر مبارک سیدالشهدا (ع) هم کلام شود. راهب نصرانی با امام حسین (ع) نجوا میکند.
در ادامه گفتوگوی ایران تئاتر با فرهاد بشارتی را میخوانید:
از ابتدای آشنایی خود با نمایش «خورشید کاروان» و موسسه فرهنگی «فدک» را بگویید.
من قبل از اینکه وارد گروه فدک بشوم این نمایش را در سالن اصلی تئاتر شهر دیده بودم و ارتباط بسیار خوبی با آن برقرار کردم. حضور بینظیر تماشاگران در تئاتر شهر که حتی خیلی از آنها ایستاده «خورشید کاروان» را تماشا میکردند، حس عجیبی به من داد و نقش های این نمایش برای همگان تاثیرگذار بود و هست.
در سال ۱۳۷۶ به واسطه آشنایی و دوستی با حسین مسافرآستانه به گروه فدک دعوت شدم و یکی از نقشهای اصلی به بنده محول شد. از همان سال ها بود که «خورشید کاروان» با حضور بازیگرانی از بدنه تئاتر روی صحنه رفت.
چرا ادامه دادید ؟
در خون، رگ و ریشه همه ما یاد امام حسین وجود دارد و همین به من کمک کرد تا بتوانم نقش را بپذیرم و در کنار گروه باقی بمانم و هر سال برای بازی در نمایش دعوت شوم. اصلا فکرش را هم نمیکردم که سالهای سال ایفای نقش در این نمایش بزرگ را ادامه بدهم. هر سال محرم و صفر همه عوامل گروه و نمایش منتظر اجرای «خورشید کاروان» هستند و این صمیمت اعضای گروه و استقبال مخاطب برای من بسیار ارزشمند است.
درباره حضور بینالمللی «خورشید کاروان» و استقبال مخاطبان در خارج از ایران بگویید.
ایرانیهایی که خارج از کشور هستند مانند هموطنان داخل کشور ارادت و عِرق خاصی به امام حسین (ع) دارند و وقتی با این نمایش در هلند، انگلیس و دبی و... مواجه شدند، خیلی خوب ارتباط برقرار کردند و استقبال فراوانی از نمایش شد.
در گفتوگوهایی که با مخاطبان و تماشاگران داشتیم از جدید و جالب بودن این نمایش میگفتند. خیلی از آنها خوشحال بودند که با نمایش «خورشید کاروان» این واقعه و روایت عاشورایی را ببینند.
با همراهان و همبازیهای خود در صحنه چگونهاید؟
طی این سالها کنار هم بودن خیلی آشنایی و رفاقت ایجاد شده است، حتی دیالوگهای یکدیگر هم حفظ شدهایم و اگر شبی بازیگر دیگر حال خوبی نداشته باشد سعی بر این داریم تا به او کمک کنیم و دیالوگهایش را بین خودمان تقسیم کنیم. حتی در میزانسنها، بازیها، دیالوگها و... سعی بر این داریم که پرکننده خلأ در صحنه باشیم.
زیباترین خاطره شما از بازی در نمایش «خورشید کاروان» چیست؟
اوایل که وارد گروه شده بودم هنگام حضور در صحنهها و بیان دیالوگهایی که با کودکان اسیر داشتم، بسیار از درون منقلب بودم و از بیرون باید استواری، خشونت و بیرحمی را نشان میدادم، بعضی اوقات پشت به تماشاچی میشدم و بغضم را خالی میکردم و دوباره به ادامه اجرا میپرداختم، این لحظات شیرینترین اتفاق و خاطره برای من است.
خاطرهای از همکاری خود با مرحوم انوشیروان ارجمند بفرمایید.
همکاری با مرحوم انوشیروان ارجمند از سه سال بعد از ورود من در «خورشید کاروان» آغاز شد و خیلی از او یاد گرفتهام چون مرحوم ارجمند پر از تجربه، دانایی، دانش، بینش و نگرش بودند.
بعد از حضور او در نمایش از تجربیات و نظراتش در روند اجرا ها استفاده شد و این اثر با قوت بیشتر روی صحنه میرفت. و دیدگاه های خاصی در بازیگری در این نمایش به همه ما میگفتند.
ای کاش خیلی زود از بین ما نمیرفت.
در رثای بازیگری منحصر بفرد و منضبطمحمد رحمانیان: امین تارخ، سر لارنس اولیویه ایران بودمحمد رحمانیان، نویسنده و کارگردان تئاتر، زندهیاد امین تارخ را بازیگری منحصر بفرد، منضبط و همچون سرلارنس اولیویه معرفی میکند که فقدانش در سینما و تئاتر ایران به شدت احساس میشود.
به گزارش ایران تئاتر، امین تارخ، هنرمند پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، پس از پنج روز بستری شدن در بیمارستان، روز گذشته (دوم مهرماه) بر اثر بیماری قلبی، درگذشت.
محمد رحمانیان، نویسنده و کارگردان که با این هنرمند فقید در دو پروژه همکاری داشته است، در گفتوگو با ایران تئاتر، درباره تجربه کار با امین تارخ میگوید: «من نمایشنامهای با نام «کهن نوشته تنبورزن شادیساز» نوشته بودم که این اثر در تابستان ۱۳۷۲ با نام «تنبور نواز» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی زندهیاد امین تارخ روی صحنه رفت. از آنجا که من بین سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶ اجازه اجرا نداشتم، شورای نظارت و ارزشیابی آن دوران، به شرط حذف نام من، اجازه اجرای نمایش «تنبور نواز» را صادر کرد. براساس مستندات من و زنده یاد امین تارخ همکاری مشترکی نداشتیم اما در اصل ایشان بازیگر نقش تنبورنواز این نمایشنامه بودند و آن را بسیار درخشان بازی کردند.»
این کارگردان ادامه میدهد: «امین تارخ، شخصیتی دانشگاهی و کلاسیک بود. تمام تعاریفی که برای بازیگری چون سرلارنس اولیویه، یکی از بزرگترین بازیگران شکسپیری قرن بیستم در نظر گرفته میشود، میتوان برای امین تارخ در نظر گرفت.»
او درباره همکاری دیگری که با زندهیاد امین تارخ در نمایش «آینههای روبهرو» داشت، توضیح میدهد: «در نمایش «آینههای روبهرو» که مردادماه ۱۳۹۶ در تالار وحدت روی صحنه رفت، زندهیاد امین تارخ به همراه پرویز پرستویی صدایشان را به کار هدیه دادند و ما از صدای این دو هنرمند به عنوان راویان نمایش، بهره بردیم.»
رحمانیان درباره شخصیت حرفهای امین تارخ میگوید: «به شدت منضبط و اهل تمرینهای سنگین بود. از آنجا که با کارگردانانی چون بهرام بیضایی نیز کار کرده بود، فرم تمرینها و فرم نزدیک شدنش به نقش بسیار شبیه به آثار کلاسیک و اپیک استاد بیضایی بود.»
این کارگردان تئاتر در پایان تاکید میکند: «تئاتر و سینمای ایران، شخصیت درجه یک و منحصر بهفردی را از دست داده است و فقدانش به شدت احساس میشود. تارخ از آن نمونه هنرمندانی است که فکر میکنم، سالها نظیر او را نداشته باشیم.»
سیویکمین سال اجرای «خورشید کاروان»گزارش تصویری نمایش «خورشید کاروان»نویسنده: مهدی متوسلی
کارگردان: محمود فرهنگ
عکس از اختر تاجیک
بازیگران: جلیل فرجاد، کرامت رودساز، فرهاد بشارتی، اسدالله بابایی، مهدی امینی، عبدالرضا کیهانی و…
۱ تا ۵ مهر
ساعت ۱۹:۳۰
سالن میلاد (نمایشگاه بینالمللی تهران)
▫️«خورشید کاروان» روایت شبی است که کاروان اسرای کربلا در مسیر شام در دیر راهبی توقف میکنند. راهب نصرانی از مریدان امام حسین (ع) میشود و تمام ثروت خود را میدهد تا فقط یک شب تا سحر با سر مبارک سیدالشهدا (ع) هم کلام شود.
پوران درخشنده: امین تارخ، بازیگران خوبی را به سینمای ایران معرفی کردپوران درخشنده، فیلمنامهنویس، تهیهکننده و کارگردان سینما، زندهیاد امین تارخ را بازیگری دغدغهمند، پر انرژی و با انگیزه دانست که برای آموزش جوانان، اهمیت زیادی قائل بود و بازیگران خوبی را به تئاتر و سینمای ایران معرفی کرد.
به گزارش ایران تئاتر، امین تارخ، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون که دیروز (شنبه دوم مهر) درگذشت، از سال ۱۳۵۱ و با ورود به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، روی صحنه به هنرنمایی پرداخت.
اولین حضور سینمایی او در فیلم «مرگ یزدگرد» به کارگردانی بهرام بیضایی، در سال ۱۳۶۰ بود و سپس در آثاری چون «سرب» از مسعود کیمیایی، «مادر» ساخته علی حاتمی و «سارا» به کارگردانی داریوش مهرجویی به ایفای نقش پرداخت. «پرنده کوچک خوشبختی» به کارگردانی پوران درخشنده، دیگر فیلمی بود که این بازیگر فقید در دهه ۶۰ به بازی در آن پرداخت.
پوران درخشنده، ضمن ابزار تاسف از درگذشت امین تارخ، درباره همکاری با او میگوید: «تارخ در دومین کار سینمایی من به نام «پرنده کوچک خوشبختی» که در سال ۱۳۶۶ تولید شد، به عنوان بازیگر نقش اول حضور داشت. او شخصیتی پر انرژی، پرشور و با انگیزه بود.»
او ادامه میدهد: «مهمترین نکتهای که برای من در انتخاب بازیگر این فیلم سینمایی مدنظر بود، علاوه بر بازی خوب در نقش یک آتشنشان متعهد و دغدغهمند، برقراری ارتباط او با عطیه معصومی، دختر ناگویا و ناشنوای این اثر بود. امین تارخ به دلیل انگیزه، انرژی و دغدغهمندی زیادی که داشت، ارتباط خیلی خوبی با این بازیگر ناشنوا گرفت و این باعث شد تا نقش آنطور که باید در دل مردم بنشیند و مورد استقبال تماشاگران قراربگیرد و پرفروشترین فیلم سال ۱۳۶۶ شود.»
این کارگردان پیشکسوت سینما درباره شخصیت هنری زندهیاد تارخ توضیح میدهد: «امین تارخ، بسیار منظم بود. همیشه سر وقت در محل فیلمبرداری حاضر میشد و برای بازی بازیگران مقابلش اهمیت زیادی قائل بود. این خیلی مهم است که یک بازیگر در اوج مطرح بودن، برای بازیگر مقابلش وقت بگذارد و زندهیاد تارخ برای نابازیگری چون عطیه معصومی که ناشنوا هم بود، با صبر و حوصله زیادی وقت صرف میکرد.»
کارگردان «پرنده کوچک خوشبختی» میگوید: «تارخ، انسان بسیار ارزشمندی بود و خاطرات پر از عشقی از همکاری با او دارم. حضور او به عنوان بازیگر نقش اول فیلم باعث شد تا من با آرامش و اطمینان، دومین فیلم سینماییام را جلوی دوربین ببرم.»
او ادامه میدهد: «یکی دیگر از مهمترین جنبههای شخصیتی زندهیاد امین تارخ، اهمیت دادن به جوانان و وقت زیادی بود که برای آموزش و همراهی با آنها صرف میکرد. او جزو اولین کسانی بود که آموزشگاه بازیگری تاسیس کرد و هنرجو پذیرفت و بازیگران خوبی را به تئاتر و سینما معرفی کرد.»
پوران درخشنده در پایان میگوید: «امین تارخ، خیلی زود از بین ما رفت و بسیار متاسفم. علاوه بر انرژی زیادی که صرف بازی و آموزش بازیگری به هنرجویانش میکرد، حضور بسیار جدی هم در خانه سینما داشت و فقدان او برای جامعه هنری بسیار غمانگیز است. واقعا متاسفم که این هنرمند را از دست دادیم. روحشان شاد و یادگاران ایشان مانا باشد.»
امین تارخ که از ۲۸ شهریور به علت بیماری قلبی در یکی از بیمارستانهای پایتخت بستری و تحت مراقبتهای پزشکی قرار گرفته بود، روز شنبه دوم مهر چشم از جهان فروبست.
اطلاعیه؛تالارهای نمایشی تئاتر شهر از ۳۱ شهریور تا ۶مهر ماه اجرایی ندارندتمامی آثار نمایشی به صحنه رفته در تالارهای مختلف مجموعه تئاتر شهر از روز پنچشنبه ۳۱ شهریور تا پایان روز سه شنبه ۵ مهر ماه اجرایی ندارند.
به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر ، تمامی آثار نمایشی به صحنه رفته در تالارهای مختلف مجموعه تئاتر شهر از روز پنچشنبه ۳۱ شهریور تا پایان روز سه شنبه پنجم مهر ماه اجرایی ندارند.
در متن اطلاعیه روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر آمده است:
«نمایش های «پدر» به کارگردانی آروند دشت آرای در تالار اصلی ، «شفیره» به کارگردانی مهدی شاه پیری در تالار چهارسو، «سگ ها و استخوان های مادرم» به کارگردانی مژگان خالقی در تالار چهارسو، «سفید»به کارگردانی صادق برقعی در تالار قشقایی و«بین دو در» به کارگردانی زیبا خادم حقیقت در کارگاه نمایش روزهای پنجشنبه۳۱ شهریور و جمعه اول مهرماه نظر به تاکید مدیر کل هنرهای نمایشی و رئیس مجموعه تئاتر شهر مبنی بر حفظ امنیت و سلامتی کامل تماشاگران فرهیخته وهنرمندان گرانقدر تئاتر روی صحنه نخواهند رفت.
بر اساس این گزارش تعطیلی تالارهای نمایشی تئاتر شهر از روز سوم تا پنجم مهر ماه به دلیل همزمانی با فرا رسیدن سالروز رحلت حضرت رسول اکرم (ص)، سالروز شهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) و سالروز شهادت امام رضا (ع) و احترام این ایام صورت گرفته است.
مدیریت تئاتر شهر از گروه های محترم نمایشی و تماشاگران ارجمندی که طی روزهای گذشته نهایت همراهی و همدلی را با کارکنان تلاشگر این مجموعه انجام دادند، صمیمانه قدردانی کرده و از پروردگار مهربان آرزومند روزهایی سرشار سلامتی و موفقیت روز افزون برای دوستداران هنرنمایش است.»
روایت فرزاد امینی از نمایش «الکترا»تراژدى همیشه من را در مغناطیس خود جذب میکندنمایش «الکترا» نوشته و کار فرزاد امینی از ۲۰ شهریور ساعت ۱۹:۳۰ در پلتفرم هنرهای اجرایی پستوخانه مستقل تهران روی صحنه است و بازیگران آن (به ترتیب حروف الفبا) عبارتند از نازنینزهرا برومند، آزیتا رحیمی، شاهین عبدیان، مونا کریمی، غزل منعمی و یاسمن مؤمنی.
امینی در گفتوگو با هنرآنلاین درباره روند شکلگیری «الکترا» گفت: به طور کلی در این تراژدی یا متون دیگری که کار کردم مثل «عشق سالهای وبا» از مارکز (در سالن سمندریان ایرانشهر) یا متن «کرکس» از سودابه فضایلی (در سالن ناظرزاده) اینگونه نیست که بر اساسِ برداشتی از شرایط اجتماعی و امور جاری روز از منظر اجتماعی و سیاسی به آنها بپردازم. کلاً به مسائل جاریِ اجتماعی بیعلاقه هستم. در مجموع اینگونه نیست که ایدهای از بیرون به ذهنم خطور کند و در متون بگردم بر اساس آن نمایشی به صحنه بیاورم.
او افزود: بلکه دوست دارم درون یک متن بروم. خود متن بوده که حتماً من را در خودش فرو برده است. این روند از درون روحِ متن و کلماتِ متن آغاز میشود و آنچه مییابم مرا برمیانگیزده و سپس نوشتن نمایشنامه شروع میشود تا برود روی صحنه. تاریکى و غمى که در تراژدى «الکترا» بود من را مجذوب کرد. این غم که انسان تا کجاست توانِ قساوت و خونریزىاش؟ روند نگارش نمایشنامه همزمان با تمرین حدود دو سال طول کشید و نمایش حدود دو ماه پیش در سالن سایه تئاتر شهر روی صحنه آمد.
امینی در ادامه درباره اجرای مجدد این نمایش اضافه کرد: علاقمند بودم مخاطبان دورتادور صحنه نشسته و تماشاگر این نمایش باشند. متاسفانه سالنهای شهر تهران این امکان را ندارند و وقتی فهمیدم تئاتر مستقل این امکان را دارد بر آن شدم آن را مجدد روی صحنه آورم. همیشه دوست داشتم تماشاگر هر چهار سوى اجرا ناظر باشد و این ساختار را بخشى از زیبایىشناسىِ کارم میدانم و در تئاتر مستقل این امکان میسر شد. امینی درباره موضوع و مضمون نمایش اظهار کرد: «الکترا» تاریکترین تراژدی یونان باستان است که بر اساس آن فرزندانی مادر خود را به قتل میرسانند و فکر میکنم این انتهای توان یک انسان در شقاوت و سنگدلی است و مضمون دردناک دارد. این موضوع توان فکریِ تراژیکى داشت که به آن بپردازم و روی آن کار کنم چرا که چنین توانی در درام معاصر و کلاسیک ایرانی نداریم. تراژدى همیشه من را در مغناطیس خودش جذب میکند.
این نویسنده و کارگردان تئاتر درباره سبک و فضای اجرایی «الکترا» یادآور شد: در این سالها که نمایشهایی را به صحنه آوردم، تمرکزم بر تئاتر بر اساس بازی بازیگر، بدن و صدای آنها بوده و نیز آکسسوار نقش مهمی داشته است. این فضا را از نمایشهای فولکلوریک همچون آیینهای قومها و ملتها، نیایشها، سوگها و جشنها و نیز تعزیه دریافت کردهام. طی این بیست سال در پانزده نمایش ابتدا غریضی و در ادامه آگاهانه بر تئوری و سنتِ گروتفسکی متمرکز بودهام.
امینی درباره تغییر اجرای مجدد این نمایش نسبت به اجرای آن در تئاتر شهر گفت: تنها برخی میزانسنها بر اساس چیدمان تماشاگر تغییر کرده که البته در تمرین به همین شکل بود اما مجبور شدیم آن را بر اساس تالار سایه که یکسویه بود تغییر دهیم.
دیگر عوامل نمایش عبارتند از مدیر صحنه و اجرا: مهناز میرجلیلی، دستیار صحنه: مهدی عامل، گریم: پریسا گردشی، عکس: عماد دولتی و گرافیک: امیرعلی علیشاهی. علاقهمندان میتوانند بلیت نمایش «الکترا» را از سایت تیوال تهیه کنند.
منبع: هنر آنلاین
فراخوان بیست و هفتمین جشنواره تئاتر استان تهران منتشر شدبه گزارش روابط عمومی جشنواره بیست و هفتمین دوره تئاتر استان تهران با حمایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران، اداره کل هنرهای نمایشی، بنیاد شهید و امور ایثارگران، توسط انجمن هنرهای نمایشی استان برگزار میشود.
طبق فراخوان منتشر شده، بیست و هفتمین جشنواره تئاتر استان تهران در ۴ بخش مسابقه تئاتر استان تهران، بخش ایثار، بخش ویژه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و بخش کارگاههای آموزشی بر پا خواهد شد.
آثار بخش مسابقه تئاتر استان تهران به آثاری اختصاص دارد که از آبان ماه ۱۴۰۰ تا آبان ماه ۱۴۰۱ در شهرستانهای استان به اجرای عمومی درآمده اند.
آثار بخش ایثار این دوره جشنواره نمایشهایی هستند که با حمایت بنیاد شهید و امور ایثارگران تولید شدهاند.
تئاترهای راهیافته به این بخش تازههای تولید خواهند بود.
در بخش ویژه سردار شهید حاج قاسم سلیمانی بیست و هفتمین جشنواره تئاتر استان تهران، چنداثر نمایشی به صورت ویژه تولید خواهد شد و یک نمایش به صورت مستقیم به جشنواره سراسری تئاتر ایثار به میزبانی استان یزد راه پیدا میکند.
لازم به ذکر است، آثار برگزیده این دوره جشنواره تئاتر استان تهران به دبیرخانه جشنواره تئاتر فجر معرفی میشود.
علاقه مندان به حضور در این دوره جشنواره تئاتر استان تهران میتوانند برای ثبت نام به درگاه استان تهران در سایت تهران تئاتر مراجعه کنند.
اطلاعیهتالارهای نمایشی مجموعه تئاتر شهر چهارشنبه ۳۰ شهریورماه اجرایی ندارندتالارهای اصلی، چهارسو، سایه، قشقایی و کارگاه نمایش مجموعه تئاترشهر روز چهارشنبه ۳۰ شهریور ماه اجرایی ندارند.
به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، تمامی آثار نمایشی به صحنه رفته در مجموعه تئاتر شهر روز چهارشنبه ۳۰ شهریور ماه اجرایی ندارند. ضمن اینکه تمرین گروه های نمایشی مستفر در مجموعه نیز تا ساعت ۱۸ بعدازظهر برقرار است.
«پدر» به کارگردانی آروند دشت آرای، «شفیره» به کارگردانی مهدی شاه پیری ، «سگ ها و استخوان های مادرم» به کارگردانی مژگان خالقی، «سفید» به کارگردانی صادق برقعی، «بین دو در» به کارگردانی زیبا خادم حقیقت آثار نمایشی هستند که طی روزهای گذشته در تالارهای اصلی، چهارسو، قشقایی و کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر میزبان علاقه مندان تئاتر بودند. نمایش های «تب» به کارگردانی رویا کاکاخانی در تالار قشقایی و «تا اون» به کارگردانی هادی حوری در تالار سایه نیز روز سه شنبه ۲۹ شهریور ماه به اجرای خود پایان دادند.
براساس این گزارش برنامه آتی اجراهای عمومی آثار نمایشی به صحنه رفته در مجموعه تئاتر شهر طی روزهای آینده از سوی روابط عمومی مجموعه اطلاع رسانی خواهد شد.
از اول مهر؛ساعت اجراهای تماشاخانهی ایرانشهر تغییر میکند.ساعت نمایشهای در حال اجرا در تماشاخانهی ایرانشهر با آغاز فصل پاییز و از ابتدای مهر ماه تغییر میکند.
به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل تماشاخانهی ایرانشهر؛ باتوجه به قانون تغییر ساعت رسمی در کشور، از ابتدای مهر ماه سال جاری نمایشهای رئالیسم مصنوعی به کارگردانی ایمان اسکندری و آقای اشمیت کیه؟ به کارگردانی سهراب سلیمی به ترتیب در ساعتهای ۱۸ و ۲۰:۱۵ در سالن استاد سمندریان به صحنه میروند.
گفتنی است نمایش سوم ماه می به کارگردانی سعید حسنلو نیز به روال سابق اجراهای خود تا ۲۲ مهر ماه هر روز به غیر از شنبهها، ساعت ۲۰:۳۰ در سالن استاد ناظرزادهی کرمانی اجرا میشود.