در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 16:49:47
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سلام؛
من از طرفدارهای دو آتیشه‌ی رمان و سریال “هری پاتر” نیستم و اجرا رو دیدم و بسیار لذت بردم؛ چرا که بازی‌ها دقیق و با حس کامل انجام شده بود، مشخص بود که تمرین زیادی پشت اجرا انجام شده است و بچه‌ها بسیار با استعداد و جدی بودند.
من تنها یک بار از قسمت اول تا آخر سری هری پاتر رو دیده بودم و تقریبا خیلی چیزها یادم نبود ولی با این حال کامل متوجه خط داستان شدم و تازه چیزهای تازه ای هم یاپم اومد به اندازه ای که دلم خواست با دانش دوباره‌ام فیلم رو از اول ببینم.
دیدن این نمایش رو به هواداران هری پاتر، هنرجوهای بازیگری و تئاتر و هم چنین کسانی که طرفدار پر و پا قرص هری پاتر هم نیستند پیشنهاد می‌کنم.
نقش‌های مورد علاقه‌ی من اسنیپ، هرماینی و دابی درجه یک بود.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیشب به تماشای این کمدی خوش‌ساخت نشستم و از آن لذت بردم! البته احساس کردم بخشی از دیالوگ های ابتدایی نمایش [خطاب به مخاطبان] چندان مرتبط به اصل نمایش نبودند!

نمایش از موسیقی ابتدایی و دکور جالبی برخوردار بود و در گرفتن خنده از مخاطبان موفق عمل کرد! این نمایش از جمله کارهای خوبی بود که در سالن هما شاهدشون بودم و در پایان نمایش ضمن داشتن حس خوب از انتخابی که داشتم راضی بودم.

برای همه عوامل این اثر آرزوی بهترین ها را دارم و تماشای این نمایش ارزنده را به علاقه‌مندان به هنر تاتر پیشنهاد میکنم!
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تو چه فکر می کنی؟
قلب نارنگی چه کرده است؟
من که فکر می کنم،
او به راز زندگی اشاره است.


تئاتری دیگر در شهر اهواز بر روی صحنه رفت.تئاتری غیر بومی با استقبالی فوق العاده و ای کاش تئاتر همیشه در این شهر استقبال می شد.آنچه از قلب نارنگی شاهد بودیم نمایشی دارای کیفیت و استاندارد لازم بود که غالب تماشاگرانش را راضی نمود.مرور روایت قلب نارنگی مرا به یاد تکه شعری از اخوان ثالث انداخت که می گفت:"هی فلانی! زندگی شاید همین باشد!!"
بلی،زندگی همین است.خانواده ای که انتخاب نکرده ام اما گاهی چه دلتنگ می شویم از نبودن هایش.چه ... دیدن ادامه ›› افسوس می خوریم از توجه نکردن به سادگی هایش.چه ای کاش می گویم در نبود آدم هایش.
قلب نارنگی تلنگری بود بر اینکه هر خانواده با تمام معضلاتش خاطراتی دارد که اگر در همان لحظه درک نشود،باد می شود در میان انبوه افسوس های جنگل فراموشی.

تا تئاتر هست زندگی باید کرد....
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
واقعا از تماشای این نمایش لذت بردم
نکته‌ای که توجهم رو جلب کرد، شمرده و واضح بودن دیالوگ‌ها بود، به‌خصوص در اجرایی که بر پایه یه متن کلاسیک شکل گرفته
مشخص بود که گروه روی بیان و انتقال متن کار کردن

با توجه به سن بازیگرا و دشواری متن، اجرای قابل احترامی بود

موفق باشید 🌷
محمدجواد اصغری و ستاره مصدق این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دورِ قبلی، این کار رو دیده بودم و تا حدودِ قابلِ قبولی اجرا رو دوست داشتم. این بار هم به لطفِ تخفیفِ نیم‌بها کار رو دیدم.

در مقایسه با دورِ قبلی، این بار بازیِ خانمِ معماریان رو خیلی بیشتر دوست داشتم... دفعه‌ی قبل، بعد از حضورِ این کاراکتر احساس کردم ریتمِ کار کند شد ولی این بار برعکس، حس کردم چقدر حضورشون انرژیِ اجرا رو برد بالا.

و توی دورِ قبلی، کاراکترِ ریچارد رو خیلی دوست داشتم و این‌بار بدونِ خوندنِ اسمِ بازیگران با همون انتظار به سالن اومدم. ولی لحظه‌ی ورودِ کشیش تعجب کردم و یه مقدار دلخور شدم از این تغییرِ بازیگر... ولی اجرای جنابِ صدیقی‌مهر برای دومین بار در نقشِ کشیش [بعد از غربِ غمگین] دوست‌داشتنی بود. با این سابقه‌ی کار فکر کنم کم‌کم می‌تونن کلیسای خودشون رو داشته ... دیدن ادامه ›› باشن :))

کاراکترِ مایکل هم خیلی ترکیب‌های متناقضِ خوبی داره... و اون صحنه‌ی کوله‌پشتی یکی از بهترین تصویرهای اجراس برای من :)

و یه نکته‌ای که دیشب خیلی به چشمم اومد، این بود که بازی‌ها زیادی عجله‌ای و بی‌تمرکز بود... درسته که فضای کار باید مضطرب و دستپاچه باشه، ولی فکر می‌کنم تواناییِ بازیگر در اینه که اون نقشِ مضطرب رو با تسلط و آرامش اجرا کنه... ولی متاسفانه دیشب دیالوگ‌ها خیلی پرش داشت و اجرا پر از تپق بود... امیدوارم در روزهای بعدی این مورد رفع بشه.

در کل با توجه به سبکِ کمدی و طنزِ مخصوصِ فریور خراباتی، می‌شه با انتظارِ یه کارِ قابلِ قبول به دیدنش رفت. ولی همچنان مثلِ دورِ قبلی فکر می‌کنم توانِ متن بیشتر از اینه و اجرا جا داره قوی‌تر هم بشه.
با درود
یک کار کمدی معمولی
یه فکری به حال صندلی ها و سیستم تهویه بشه ، بهتره
لبانتان همیشه پر لبخند
کار پر پرسناژ و حال‌خوب‌کنی بود. نمایش یادآوری فیلم بود برام و اگه کسی ندیده باشه یا حتی با دقت ندیده باشه ممکنه هیچی متوجه نشه.
تمام نورها و گریم و موسیقی و میزانسن ها خوب و هماهنگ بود عالی بود کار💙
خیلی زیاد، بالاتر از حد انتظارم بود. واقعا انتظار نداشتم با همچین نمایش و بازیگری مواجه بشم و حیرت کردم. یه قسمت‌هایی از نمایش هم با دهان باز و بدون پلک زدن، محو کار شده بودم.
بر آن هستم که دیگر نمایش‌های این گروه رو از دست ندم هیچوقت.
چطور بگم، نمایش که پایان یافت در واقع تو زندگی و ذهن من سروع شد و بعدش ازین کتابفروشی به اون کتابفروشی رفتم که نمایشنامه اصلی رو بخرم و بخونم.
نوید عسکری فراهانی و یاسی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بسیار عالی بود و چقدر موضوع مرتبط بود به اوضاع واحوال جامعه بسیار لذت بردم
لینک گروه تیوالی ها در تلگرام👇
https://t.me/+kZKvoNK2VqgxYTJk
بستری برای نقد و مصاحبتی در باب تئاتر و هنر...
اگر هم مشکلی بود برای فرستادن لینک به آیدی Parya_5550@
پیام بدید ، روز خوشش☕✋
امیرمسعود فدائی این را خواند
ویگن اوانسیان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کار خیلی باحال و متفاوت و راحت بودن بازیگر ها خیلی
و چقدر حس هاشون درست منتقل می شد دم همشون گرم
من که دوست داشتم خیلی✨️🌟✨️🌟✨️🌟✨️🌟✨️🌟✨️🌟✨️🌟
تماشاگران عزیز ما همیشه با واژه‌هایشان به این صحنه جان داده‌اند. تصمیم گرفتیم این‌بار، «دیالوگ‌های ماندگار» شما را در قاب‌هایی ماندگار، با نام خودتان تصویر کنیم.

کلمات شما گاهی از متن ما فراتر می‌روند و این برای ما ارزشمندترین است.

منتظر کامنت‌های شما در تیوال هستیم.
پریا سلگی و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
+چرا ترکش کردی؟ خوشت ازش نمیومد!؟
ـ اتفاقا اگر نمیومد که فرقی نداشت میذاشتم بمونه و زندگیمو میکردم ، دقیقا چون خوشم ازش اومدو اونی نبود که باید ترکش کردم!
+چرا اونی نبود که باید؟
ـچون چراغ قرمز جیگریای من برا اون سبز پررنگ بود ؛ ببین آدمی که هنوز یک به دو نکشیده تو رو مقابل خودت قرار بده همه چیتو ازت میگیره ! به عبارت بهتر بی هویتت ... دیدن ادامه ›› می‌کنه!
+ شاید نمیفهمیده تو چی میگی ها؟
- راستش اولش خودمم همین فکرو کردم ولی بعد به این نتیجه رسیدم (هیچ خری اونقدرم که من فکر میکنم گاو نیست):)


۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هزار سال داریم از دست این شغالا فرار میکنیم و هزار سال که این شغالا دستشون به ما نمی رسه
پرشین تئاتر این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به آگاهی می‌رسد اجرای نمایش «کشتارگاه» در تاریخ سه‌شنبه ۲۶ و چهارشنبه ۲۷ خرداد لغو شد، وجه بلیت ۶-۷ روزکاری آینده به صورت خودکار بازگشت خواهد شد.
در صورت تمایل لطفا از سانس‌های موجود دوباره بلیت تهیه نمایید.
افلیا، گنجشکک من!
دست های تو چیدمان خانه‌ی من است و چشمان فروبسته‌ات چراغ‌های خاموش آن.

این اثر بیانگر نوع خاصی از عشقه، عشقی که برای هرکسی قابل لمس نیست. برای من، نحوه‌ی ادای مستحکم کلمات، باعث ایجاد احساس «بودن» می‌شه. بازیگر فقط نقش رو بازی نمی‌کنه، اون رو زندگی می‌کنه. شبی که به تماشای این کار نشستم، مالیخولیای افلیا در مغزم، استخوان‌هام و رگ‌هام رخنه کرد و فکر نمی‌کنم که هرگز فراموش بشه.

خسته نباشید می‌گم به تمامی عوامل این کار و مخصوصا خانم محمدی عزیز، بازی شما من رو کاملا در بر گرفت. بدرخشید، مثل همیشه.🩶
مهدی علی‌نژاد و صبا صالحیان این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیشب این نمایش را دیدم.
خوشبختانه با انتظار دیدن یک کار متوسط رو به پایین رفتم اما متوسط رو به بالا بود!
متن تقریبا بدون نقص بود به زعم من.
نمایش کاری که میخواست را با مخاطب میکرد، این را میشد بعد از صحنه هایی مهم در چشم مخاطبین روبروی خود دید.
من درگیر شخصیت ها شدم و همراه آنها ناراحت شدم، همراه آنها حسرت خوردم، باورشان کردم و درام برای من همین است.
البته که ضعف هایی هم داشت، در درجه اول طراحی نور. من ردیف یک بودم و چراغ هایی وسط صحنه به شدت چشم مرا میزد.
بیان بازیگر خانم خوب بود شاید حتی بهتر از اقا اما حرکات بدن کمی زیادی بود.
اوج گرفتن مرد و داد زدنش زیادی بود، کنترل شده نبود.
به نظر من دیدنش خالی از لطف نیست.
الان نظرات رو خوندم، خیلی بده که آزادی بیان در نظر دادن درباره نمایش نداریم حتی!
متاسفم برای عواملی که نظارت مردم رو فیلتر میکنند.
۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هفت پاچا منتشر شد

کتاب «هفت پاچا» مجموعه‌ی گردآوری و ترجمه شده‌ی آقایان، دکتر "احمد کنجوری"، "سید مصطفی ساداتی" و "روح‌الله سیف"، به زبان لَکی و برگردان فارسی منتشر شد.

کتاب ‌«هفت پاچا» دربردارند‌ه‌ی هفت افسانه‌ی پرمحتوا و گیرا از افسانه‌های فراوانی است، که درازانای تاریخ و حتی پیشاتاریخ را سینه‌ به سینه پیموده‌اند تا به ما رسیده‌اند.

این اثر، نخستین مجموعه افسانه‌ای است که به زبان لَکی نوشته شده است. در بخش دوم کتاب نیز برگردان فارسی این افسانه‌ها گنجانده شده است.

این ... دیدن ادامه ›› کتاب توسط نشر قریحه دلفان، در هزار نسخه و شماره شابک ۴-۱-۹۲۳۸۷-۶۲۲-۹۷۸ چاپ و منتشر شده است.

آقای "روح‌الله سیف" صفحه‌آرا، خانم‌ "سیده زهرا حسینی" طراح جلد و بانو "نرجس محمدی" نیز تصویرگر این کتاب ارزشمند هستند.

‌‌‌‌┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄

پایگاه خبری رهایی

https://newsnetworkraha.blogfa.com
https://t.me/newsnetworkraha
https://eitaa.com/newsnetworkraha
https://splus.ir/newsnetworkraha
https://iGap.net/newsnetworkraha
بعله داداشم سعدی در باب تو پاچه کردن حکایت زیبایی داره:

آورده‌اند که که یه فقیهی بود(از اینا که پیشونیشونو داغ میکنن سیاه میشه) که یه دختری داشت زششششششت.
دیگه میلف شده بود و با وجود جهیزیه‌ی کامل(یخچال و ماشین لباسشویی اسنوا، تلویزیون ۳۷ اینچ ایکش ویژن و خردکن ۱۶ کاره) و وضع مالی مناسب، سگ نمیگرفتش.

زشت باشد دَبِیقی* و دیبا/ که بُوَد بر عروس نازیبا

خلاصه مجبور شدن بدنش به یه بابایی که کور بود بدبخت.
چند وقت بعد یه دونه از این انرژی درمانی ها که صداهای عجیب از خودشون درمیارن اومد ... دیدن ادامه ›› تو اون شهر که میگفتن کور شفا میده.
به فقیه میگن چرا دامادتو نمیبری پیش این دستشو بکشه روش و اووو اووو کنه که بینا شه؟ فقیه گفت: نه حاجی، این اگه چشمش بیینه دخترمو طلاق میده خب.

شوی زن زشت روی، نابینا به

دبیقی: یه جور پارچه حریر نازک که تو مصر می بافتن

گلستان
باب دوم، در اخلاق درویشان
حکایت شماره ۴۵
امیرمسعود فدائی و محمد فروزنده این را خواندند
شقایق مطیع و پریا سلگی این را دوست دارند
نه ماشین لباسشوییش اسنواست. ما فقط آبسال پسندیم.
۱ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید