«دندونگیر» برای من فقط یک نمایش نبود؛ تجربهای بود از خندیدن، فکر کردن، غصه خوردن و دوباره امیدوار شدن.
از همان دقایق ابتدایی، نمایش موفق میشود مخاطب را با قصهای گیرا و پرکشش همراه کند؛ قصهای که با وجود داشتن رگههایی از فانتزی، آنقدر به واقعیت زندگی و شرایط جامعه نزدیک است که بارها خودت را میان شخصیتها و موقعیتهایش پیدا میکنی. این همان نقطه قوت بزرگ اثر است؛ اینکه فاصلهای میان صحنه و تماشاگر باقی نمیگذارد و حس همذاتپنداری را به شکلی طبیعی و عمیق ایجاد میکند.
آنچه بیش از همه برایم جذاب بود، ترکیب هوشمندانه کمدی و درام بود. نمایش نه صرفاً برای خنداندن ساخته شده و نه فقط برای تلخ کردن کام مخاطب؛ بلکه شادی و اندوه را چنان حرفهای و خلاقانه در هم تنیده که هر لحظه مخاطب را غافلگیر میکند. گاهی میخندی و چند ثانیه بعد در فکر فرو میروی؛ و این دقیقاً همان جادوی تئاتر خوب است.
از منظر فنی نیز «دندونگیر» یک کلاس درس تمامعیار بود. میزانسنها، ریتم اجرا، طراحی و هدایت بازیگران همگی حسابشده و دقیق بودند و هیچ چیز اضافه یا بیهدف به نظر نمیرسید. همه اجزای نمایش در خدمت روایت قرار گرفته بودند و این هماهنگی مثالزدنی، کیفیت اثر را چندین برابر کرده بود.
و اما بازیها؛ حقیقتاً باید ایستاد و برای هنرنمایی خانم عباسی و آقای صباحی دست زد. هر دو با اجرایی کنترلشده، باورپذیر و پرجزئیات، شخصیتهای خود را زنده کرده بودند. بازیهایی که نه اغراق داشتند و نه تصنع؛ بلکه از دل نقش میآمدند و به دل مخاطب مینشستند. لحظاتی از بازی این دو هنرمند تا مدتها
... دیدن ادامه ››
در ذهنم خواهد ماند.
«دندونگیر» از آن نمایشهایی است که بعد از پایانش فقط سالن را ترک نمیکنی؛ بخشی از آن را با خودت به خانه میبری. نمایشی که هم سرگرمت میکند، هم میخنداند، هم به فکر وادارت میکند و در نهایت یادآوری میکند که تئاتر هنوز میتواند آینهای صادق برای زندگی ما باشد.
خسته نباشید به تمام گروه اجرایی. دیدن این نمایش برای من تجربهای لذتبخش و بهیادماندنی بود.