از روز یکشنبه چهاردهم آذرماه؛ساعت اجرای نمایش «بانوی محبوب من» تغییر خواهد کرد / استقبال تماشاگران از تئاتر تالار اصلی تئاتر شهر ادامه داردساعت اجرای نمایش «بانوی محبوب من» به طراحی و کارگردانی گلاب آدینه در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر تغییر می کند.
به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، ساعت اجرای نمایش «بانوی محبوب من» که این روزها به طراحی و کارگردانی گلاب آدینه در تالار اصلی تئاتر شهر روی صحنه رفته ، از روز یکشنبه چهاردهم آذرماه تغییر خواهد کرد.
بر اساس برنامه ریزی های انجام گرفته، این اثر نمایشی که تاکنون نیز با استقبال خوب مخاطبان مواجه شده از تاریخ یکشنبه چهاردهم آذر ماه تا پایان اجراها ساعت ۱۸:۴۵ میزبان تماشاگران است.
شایان ذکر است تئاتر «بانوی محبوب من» روزهای چهارشنبه دهم، پنجشنبه یازدهم و جمعه دوازدهم آذرماه همچنان ساعت ۱۸ به صحنه می رود.
نمایش «بانوی محبوب من» به نویسندگی آلن جی لرنر و بازنویستی متن و کارگردانی گلاب آدینه از روز پنجشنبه بیستم آبان ماه در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر میزبان مخاطبان تئاتر است.
در این نمایش که با مدت زمان ۱۶۰ دقیقه ( با آنتراکت) و قیمت بلیت ۹۰ هزار تومان اجرا می شود، رضا عمرانی، نورا هاشمی ،جلیل فرجاد، امیر غفار منش، میلاد ورجاوند، شبیر پرستار، مرتضی امینی تبار ،گلشید بحرایی، علی دولت یاری، علی دولت یاری، حامی قنبر زاده ، الناز سلیمانی، طاهره آهنی، مهرداد آبجار ، مهدی ایمانیان، شکرانه کریم، ملیکا رادمند، نیوشا آذر کیوان، مهتاب یار خلجی، عسل کریمی،علی بیکی، رژینا شهریاری، نگار نیک زاد،ساغر روزبهانی، پریسا منفرد، حسین زنگنه ، مهسا آتشبار، درسا آتش بار، پوریا محمودی، نیلوفر ذوالفقاری، لیلا آقاسی، امیر رسولیان، امید اکبر زاده، شایان مستوفی،علی زر مهری، مهربانویونسی، خورشید یاری، آریانا عباسی، کیانوش سلطانی متین، فائزه صدر، پریا یار احمدی، مهرداد رضایی، ساشا شهبازی، شیوا شهدایی، مرتضی کمالی ، مجید امیدی ،غزل کریمی به عنوان بازیگر حضور دارند.
داستان این نمایش درباره استاد آواشناسی دانشگاهی است که با دوست زبانشناس خود وارد چالشی می شود تا دختر گل فروش و عامی لندنی را تبدیل به بانویی اشرافی کند.
اجرای عمومی آثار نمایشی تئاتر شهر در شرایطی است نحوه فروش بلیت و حضور تماشاگران براساس دستورالعمل های بهداشتی و با در نظرگرفتن ظرفیت ۳۰ تا ۵۰ درصدی تالارها صورت خواهد گرفت.
«دن کیشوت» میزبان قادر آشنا مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دیدن « دُن کیشوت» نشست.
نمایش «دن کیشوت» به نویسندگی و کارگردانی جوادمولانیا براساس نمایشنامه دُنکیشوت به قلم میخائیل بولگاکف با ترجمهی عارفه قیدی که به دلیل استقبال بینظیر مخاطبین تمدید شد.
جواد مولانیا کارگردان این نمایش در پایان اجرا این چنین گفت: « دربارهی این موضوع تاکنون صحبت نکرده بودم اما به خاطر حضور قادر آشنا مدیر کل مرکز هنرهای نمایشی تصمیم دارم این مساله را عنوان کنم؛ نمایش ِ دُنکیشوت قرار بود با صحنهی مرگ به پایان برسد، در تمرینات احساس کردم حس ِ ناامیدی و غم زیادی به تماشاگران القا میکند به همین دلیل تصمیم گرفتم اجرا را با لحظهی دلنشینترِ موسیقی زنده به پایان برسد، در تمام ِ این سه ماه با گروهی که بیش از ۲۰ نفر هستند، فشرده تمرین کردیم، لحظات بسیاری احساس ناامیدی، غم و ناراحتی کردم و احساس کردم باید اجرای این نمایش را متوقف کنم، پیکِ تعطیلی نمایشها به خاطر گسترش کرونا و نداشتن تهیه کننده همه و همه میتوانست دلیل این ناامیدی باشد، اما هر لحظهای که این غم به سراغم میآمد انرژیای که از اعضای تیم نمایشی میگرفتم من را متعهد و مسئول میکرد تا برای به روی صحنه رفتن این گروه ِ بازیگران و اجرایی تلاش بیشتری کنم. »
وی در ادامه گفت : «به رسم ِ کمپین "من هم کمک میکنم که تئاتر زنده بماند" که توسط اشکان خطیبی نهادینه شد، ما هر شب خود را متعهد کردیم که نمایشی از گروههای دیگر را معرفی و تبلیغ کنیم، امیدوارم شما هم کمک کنید و حمایت کنید تا تئاتر زنده بماند.»
نمایش دُنکیشوت به کارگردانی جواد مولانیا براساس نمایشنامه میخاییل بولکاگف تولید عمارت نوفل لوشاتو تا ۱۲ آذرماه ساعت ۲۰ در تمدید شد.
با تجلیل از مبارزات قهرمانانه زنان و دختران کُرد در مبارزه با داعش؛نخستین دوره جشنواره تئاتر «آرین» با شعار آشتی در شهر کوبانی برگزار شدمنصور جهانی ـ نخستین جشنواره تئاتر «آرین» با تجلیل از مبارزات قهرمانانه زنان و دختران کُرد در مبارزه با گروه تروریستی داعش و با اجرای ۷ گروه نمایشی از شهرهای کوبانی، عفرین، منبج، حلب و الطبقه در شهرکوبانی برگزار شد.
نخستین دوره جشنواره تئاتر «آرین» ARÎN با تجلیل از مبارزات قهرمانانه زنان و دختران کُرد در مبارزه با گروه تروریستی داعش و ارجنهادن به شخصیت و جایگاه شهید «ئارین میرکان» Arîn Mîrkan، با دبیری حسین خانی، با همکاری اداره فرهنگ و هنر «میزوپوتامیا» Mesopotamia در منطقه فرات، با همت اداره فرهنگ و هنر در کانتون کوبانی، با شعار «آرین ... قیطان آشتی» و با اجرای ۷ گروه تئاتری از شهرهای کوبانی، عفرین، منبج، حلب و الطبقه در روزهای ۲۹ آبان تا ۶ آذر ماه (۲۰ تا ۲۷ نوامبر ۲۰۲۱) در مرکز فرهنگی هنری «باقی خیدو» BAQI XIDO در شهر کوبانی برگزار شد.
مهمترین اهداف تأسیس جشنواره تئاتر «آرین» و برگزاری این رویداد هنری در شهر کوبانی عبارتند از: ۱ ـ ایجاد سنگ بنای واقعی برای تئاتر که به دغدغههای جامعه میپردازد و مسائل مختلف اجتماع را مطرح میکند، ۲ ـ دیدار و گردهمآیی علاقمندان به هنر تئاتر اعم از نویسندگان، کارگردانان و بازیگران جهت تبادلنظر و ایده، ۳ ـ ساختن نسل تحصیلکرده علاقهمند به تئاتر و ارتقای این هنر، ۴ ـ حفظ میراث فرهنگی منطقه، ۵ ـ با وجود تهدیدهای مداوم از سوی دولت ترکیه، ما باقی خواهیم ماند و دوباره قیام خواهیم کرد، ۶ ـ پیامی به جهانیان که کوبانی با کمک فرزندانش، گروه تروریستی داعش را شکست داد و در برابر همه توطئهها سدی غیرقابل نفوذ خواهد ماند و ۷ ـ پیام همزیستی مسالمتآمیز برای منطقه و جهان.
در مراسم افتتاحییه نخستین دوره جشنواره تئاتر «آرین» نمایش «مم آلان» به نویسندگی عدنان مصطفی و شکری ابراهیم و به کارگردانی مشترک حسین خانی و محمود چخماقی از شهر کوبانی در ساعت ۱۴ روز شنبه ۲۹ آبان ماه (۲۰ دسامبر ۲۰۲۱) روی صحنه رفت و در ادامه این رویداد هنری نیز آثار دیگری از هنرمندان تئاتری شهرهای مختلف به روی صحنه رفتند که عبارت بودند از: نمایش «زنزانه أبی» (سلول أبی) به نویسندگی سردار شریف و به کارگردانی ابراهیم الخضر از شهر رقه در ساعت ۱۵ روز یکشنبه ۳۰ آبان ماه (۲۱ دسامبر ۲۰۲۱)، نمایش «حصاد الجحیم» (برداشت جهنم) به نویسندگی عمار عناد و به کارگردانی مشترک از شهر الطبقه در ساعت ۱۵ روز دوشنبه یکم آذر ماه (۲۲ دسامبر ۲۰۲۱)، نمایش «بئر» (خوب) به نویسندگی و کارگردانی دلبر بن مسلم از شهر کوبانی در ساعت ۱۵ روز سهشنبه دوم آذر ماه (۲۳ دسامبر ۲۰۲۱)، نمایش «إزاله الأشواک» (خارها را بردارید) به نویسندگی و کارگردانی احمد شحاده از شهر منبج در ساعت ۱۵ روز چهارشنبه سوم آذر ماه (۲۴ دسامبر ۲۰۲۱)، نمایش «المعلق» (مفسر) به نویسندگی عزیز نسین، دراماتولوژی ولید عمر و به کارگردانی هیوا بطال از شهر حلب در ساعت ۱۵ روز پنجشنبه چهارم آذر ماه (۲۵ دسامبر ۲۰۲۱) و همچنین نمایش «رُقَع» (تکهها) به نویسندگی و کارگردانی محیالدین ارسلان در شهر عفرین در ساعت ۱۵ روز جمعه پنجم آذر ماه (۲۶ دسامبر ۲۰۲۱).
برای اطلاع بیشتر اینجا را کلیک کنید.
یک بخش به جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان اضافه شدبخش «تئاتر با اجرای کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال» به بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان اضافه شد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی، براساس اعلام دبیرخانه بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان، بخش «تئاتر با اجرای کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال» به این دوره از رویداد اضافه شد.
«تئاتر با اجرای کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال» از بخشهای تازه بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان است که فرصتی به منظور دیده و ارزیابی شدن فعالیت معلمان، اساتید و کودکان و نوجوانانی که در تولید آثار نمایشی فعالیت دارند، ایجاد خواهد کرد.
آخرین مهلت دریافت فیلمهای این بخش ۱۶ آذر ماه است. بدیهی است عوامل اجرایی روی صحنه، همچون عروسکگردان، بازیگران باید در رده سنی زیر ١٨ سال باشند اما ممنوعیتی بابت سن و سال کارگردان، نویسنده و دیگر عوامل نمایش نیست و این امکان وجود دارد که این افراد حرفهای نیز باشند.
تمام گونههای نمایشی همچون عروسکی، خیابانی و صحنهای که از اول مهر ماه ١٣٩٨ تا پایان شهریور ماه برای گروه سنی کودک و نوجوان تولید شدهاند، در صورتیکه حتی اجرای عمومی نداشته باشند، میتوانند متقاضی شرکت در این بخش از جشنواره باشند.
بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان اسفند ماه سال جاری در همدان برگزار میشود.
مهسا ظهیری، بازیگر تئاتر:برخی بازیگران تئاتر میخواهند با تقلید راه صد ساله را یک شبِ طی کنند مهسا ظهیری در گفتوگو با میزان پیرامون نقش خود در نمایش «هاری» گفت: من در نمایش «هاری» در قالب شخصیت «دلی» به ایفای نقش میپردازم، دلی شخصی است که دلربای حضرت اشرف است و دوست دارد از خودش برای دیگران بگوید؛ او از اینکه توی سرش مدام کلمهها میچرخند میخواهد سخن بگوید، اما در این امر ناتوان است،وی در همین راستا ابراز کرد: در ادامه داستان نمایش «هاری» ما به این خواهیم رسید که صبر کلید تمام موفقیت هاست و امیدوارم روزی همه از این خواب غفلت بیدار شویم و به آگاهی وجدان و دل برسیم.
این بازیگر تئاتر با اشاره به مضمون داستان نمایش «هاری» اظهاری کرد: این نمایش در واقع به جایگاه قدرت میپردازد که ممکن است هر فردی به آن برسد و این که چطور از آن استفاده کند بسیار مهم است. زبان نمایش به ادبیات قاجار طعنه میزند بنابراین مخاطب در تماشای این نمایش مجبور است به خود فرصت بدهد؛ فرصتی برای یافتن، جستن، پیدا کردن و چیزی که حتی خودش هم نمیداند چیست، مخاطب برای دیدن نمایش «هاری» نیازی به توضیح ندارد چرا که به واسطه اشتراک ذهنی با هنرمند در تجربه امر فقدان در جهان امروز تعابیر درون شخصیتها را تشخیص میدهد.
این بازیگر تئاتر پیرامون ریسک اجرای نمایش در شرایط کرونایی بیان کرد: همه عاشقان ریسک میکنند، تىاتر عشق و کار ما تئاتریها است، من معتقدم این جداسازی تئاتر از دیگر فعالیتهای هنری و غیر هنری اشتباه است، این روزها ما در حال اجرای نمایش «هاری» هستیم و امیدوارم مردم از دیدن این نمایش لذت کافی را ببرید تا تلاش گروه اجرایی دیده شود، همین برای ما کافیست.
ظهیری با اشاره به ورود علاقمندان به عرصه هنرهای نمایشی ابراز کرد: در نسل جوان پویایی و طالب بودن برای کسب دانش کمرنگ شده و علاقمندان به بازیگری براساس الگوبرداری و تقلید میخواهند راه صد ساله را یک شبه طی کنند، این افراد کمتر پیش آمده در جایگاهی باشند و رشد کنند و ورودشان به عرصه بازیگری همانند شهابی است که زود خاموش میشود.
وی خاطرنشان کرد: «هاری» ماحصل چندین ماه تلاش ما و به همت تمام بچه ها، تک به تک که پا به پای هم همقدم شدیم است ، یک بازیگر برای جان بخشیدن به نقش خود چه کاری باید انجام دهد جز آنکه از جان مایه بگذارد؛ ما این کار را با تمام وجود انجام دادیم، از افشین زمانی کارگردان و بازیگر نمایش «هاری» صمیمانه قدردانی میکنم که نقش «دلی» را به من بخشید.
در پردیس تئاتر شهرزاد؛ "شتر مرغ" به صحنه میرودنمایش "شتر مرغ" به نویسندگی و کارگردانی محمد لهراسبی و تهیه کنندگی امیدرضا سپهری و مهدی کریمپور در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود.
آخرین اجرای گروه تئاتر مربع ۱۱ ، نمایش موزیکال عروس مردگان به کارگردانی امیدرضا سپهری است و این گروه در جدیدترین فعالیت خود، نمایش شتر مرغ را تهیه می کند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: چند نفر بدون اینکه بدانند در دنیایی عجیب گیر افتاده اند. در این میان یکی از آنها مدام سعی میکند دیگران را مجاب کند که چیزی این وسط اشتباه است اما...
بازیگران و دیگر عوامل نمایش به زودی اعلام خواهد شد
یادداشت رضا بهکام برای نمایش «سنتز»دگردیسی ثنویت متنافرچگالی تفسیر بر اتمسفر نمایش های صامت همواره مخاطب را بر پیمایش سایه های بلندی از ذهن پروازی اش قرار می دهد، اتفاقی که در تئاتر «سنتز» به کارگردانی «علیرضا اخوان» شاهدش هستیم. هر آنچه که در فرایند تولید تز و آنتی تز های فراوان ضلع سوم نمایش(مخاطب) را به سنتز های مشابه ای منتج می کند، رویدادهایی که با تأکید بر تکرار حلقه های متناظر بر اساس درکی از عناصر و المان های صحنه ای و برداشت های محتوایی، اثر را در فرمی هندسی محتوم می کند.
واژه فعل مند «قربانی» که می توان آن را به «قربانی کردن» یا «قربانی شدن» نیز تعمیم داد همواره با خوانش هایی از ادیان الهی عجین بوده است. قصه «اسحاق و ابراهیم» در خوانش مسیحی-عبری و «اسماعیل و ابراهیم» در خوانش اسلامی همواره بر اساس پیرنگ بیرونی و عملگرای قربانی کردن(شدن) به مضمون «امتحان الهی» الصاق شده است اما آیا در تمام این فعلیت به غایت بی پروا که همواره فاعلیت مد نظر اصلی در اعصار مختلف بوده است سویه روانشناختی مبتنی بر خشم و تحمل از سوی مفعول واژه صدرالوصف در بخش تاریک جهان علت و معلولی قرار گرفته است؟ خوانش بزرگان فلسفه نظیر آگوستین، سورن کی یرکگور، هابز و کانت در این وادی خالی از لطف نیست.
نقبی به قصه تاریخی می زنیم تا اندکی رخداد فعل مذکور را مورد تفقد قرار دهیم:
«ابراهیم اسحاق را در جوانی به کوه موریا برد تا به دستور خدا قربانگاهی بسازد و او را قربانی کند؛ چون اسحاق فرزند مورد علاقه او بود. اگرچه کتاب مقّدس سن اسحاق را مشخص نکردهاست، مسلماً او به اندازهای بزرگ شده بود که معنای قربانی شدن را بداند. اسحاق هیزمهای مورد نیاز برای قربانگاه را شخصاً حمل کرد. چون قربانگاه آماده شد، اسحاق از ابراهیم پرسید: «برّه قربانی کجاست؟» و ابراهیم پاسخ داد: «خدا برّه قربانی خود را آماده خواهد کرد.» در کتاب مقّدس آمدهاست که «هر دو با هم راه میرفتند» و اسحاق ساکت بود، که به معنای تسلیم او در برابر خواست خدا بود. زمانی که ابراهیم فرزندش را به قربانگاه بست و چاقو را برای کشتن او بیرون آورد، در آخرین لحظه فرشتهای از جانب خدا آمد و او را از این کار بازداشت. در عوض، از او خواست قوچی را قربانی کند که در آن نزدیکی بود.»
اگرچه که امر فدایی کردن از ریشه امتحان ابراهیمی نشأت می گیرد و در کتب مقّدس و برخی اندیشمندان بر مضمون «ایمان» آن والا مقام دلالت دارد اما در لحظات قربانی کردن در قربانگاه چه بر روان شخصیت اسحاق گذشته است؟ ریشه ایثار در او(اسحاق) به سبب مفعولیت در امر قربانی شدن از چه درجه ی اهمیتی برخوردار بوده است؟ بخش های تاریکی که در اندیشه جزمی به درستی پرداخته نشده است، روندی که «امانوئل کانت» فیلسوف آلمانی آن را به باد انتقاد می گیرد، وی صراحتاً ابراهیم را به دلیل تلاش برای کشتن اسحاق محکوم میکند: «حتی اگر خدا واقعاً با انسانی صحبت کند، آن انسان بهطور قطع نمیتواند مطمئن باشد که صدا از جانب خداست؛ اما در برخی موارد، انسان میتواند مطمئن باشد که صدا از جانب خدا نیست؛ مثلاً اگر صدا از او بخواهد کاری برخلاف قوانین اخلاقی انجام دهد، او (انسان) باید این را توهم خودش بداند. ابراهیم میبایست به این صدای مثلاً الهی پاسخ میداد اینکه من پسر عزیزم را نخواهم کشت، قطعی است اما اینکه تو خدایی قطعی نیست.»
تمام خوانش ها از صدر اسلام، مسحیت و یهودیت همواره به دوره کلاسیک عصر خود باز می گردد، اما در روایت مدرن و در گامی فراتر در پسامدرنیتهی تئاتر حاصل اگر قرار باشد این شبیه سازی فعلی به وقوع بپیوندد، التقاط حاصل به کدامین سویه استوار است؟
نمایش «سنتز» با نگاهی انتقادی به امر قربانی کردن(شدن)، آن را با زبانی سوررئال در قامت کابوسی محقق شده برای مخاطبش به زبان تفسیری روز بازنمایی می کند. نمادشناسی آکسسوارهای صحنه اعم از کلاه خود های سبز رنگ، عروسک سخنگو، رادیو، میز و صندلی های آغشته به خون هر یک بخشی از وظیفه روایت سنتزی را به عهده می گیرند. به طور مثال رادیو حفظ ریتم و آشوب صحنه را از منظر صوتی بعهده دارد، کلاه خودهای سبز به وجه جدال اولیاء دینی و آیینی بودن مناسک نامبرده دامن زده و میز و صندلی های آغشته به خود بر جنبه سوررئال نمایش و نوار تسلسلی وقایع با تأکید بر امری تاریخ مند از سویی و تکرار رویدادهای عصر حاضر در دگر سو و نماد عروسک نیز به اوان معصومیت و جنسیت زدایی در فرزندان پهلو می زند اگرچه که مبحث نمادین آخر(عروسک) تا حدی از جنسی نامتجانس و جدا مانده از نمایش است و بر بافت اثر نمینشیند.
پس از دوئل پدر و پسری و آلترناتیو شدن سویه های فعلیت در نقطه ی عطف خارجی قتل پدر به دست پسر، رؤیا در رؤیایی در گرفته است تا فرضیه ذهنی «Mental» بودن پیرنگ بیرونی در عطف با پیرنگ درونی به صورت نسبی به تأویلی متعامد نزدیک شود. روح پدری که از برزخ بازگشته تا با جسم پسر به تعادلی کنش-واکنش بر اساس کشمکش موجود دست یابد. کارگردان با تأکید بر جنبه روانشناختی اثرش بر ژانر سایکو درامی نزدیک می شود تا با تعویض قطبیت های عامل، فاعل را در جایگاه مفعول قرار داده که در عصر حاضر به حق خواهی مدفون در طول تاریخ بنشیند. اگر در دل تاریخ ابراهیم اسحاق را قربانی کرده حال اگر اسحاقِ نوعی پدر را به مسلخ ببرد چه روی می دهد؟ آیا واکنش فرزند بر اثر سوء مصرف قرص های در صحنه او را اسیر توهمی سنگین کرده است؟
نمایش، مخاطب را در رأس سوم مثلث مفروض به جایگاه قضاوت نزدیک می کند تا با در نوردیدن مرزهای زمانی، افسانه قدیمی را در زمان حال به ترجمان بنشیند. حتا با تبدیل واژگان «امتحان و ایمان» به «آرمان محض» بر اساس خوانشی کمونیستی می توان پدر راسخی را بر اساس خرده پیرنگی مرتبط تجسم کرد که او جان فرزندش را بر سر راه آرمانش قرار داده است و در آینه روبرو، تقابل فکری فرزند به عملگرایی بر اساس مکافات عمل به واکنشی مشابه دست می زند تا تضاد فکری القاء شده از والد-فرزند به فاصله مندی نسل ها مبنی بر رفتارها نمود یابد؛ تفاسیر متعدد و نسبی خواهند بود تا بر اساس تزهای حاصل و آنتی تز های مقابل به سنتزی جدید دست یافت، اتفاقی که کارگردان با ظرافتی معناگرا نام نمایش را نیز بر همین اساس انتخاب کرده است.
تولید ضرباهنگ بر پایه اتمسفر سکوت و خشونت حاصل از صحنه های کنشمند نمایش، «سنتز» را به اثری ریتمیک بدل می کند. طراحی صحنه مینیمال «اخوان» به مانند اثر قبلی اش «ابرشلوارپوش» توجه مخاطب را محدود به بازی های حسی و فیزیکال از دو رأس مثلثی می کند تا همواره مخاطب به عنوان رأس سوم و ناظر او را به سیاهچاله تاریک و روانشناختی در قرن حاضر صُلب کند.
خالی بودن باند صوتی نمایش از زبان انسانی و دیالوگ های دو-دویی بازیگران تمرکز مخاطب را محدود به اکت های بدنی و صداهای محیطی حاصل از آن و آکسسوارهای هدفمند می کند تا راه برای تصویر سازی ذهنی بیننده باز باشد. کارگردان با عاری کردن دیالوگ از دهان بازیگران (که خود یکی از بازیگران صحنه است) فاصله گذاری بینا متنی را با مخاطب از بین برده تا در لحظه او به شاهدی نزدیک و ناظر بدل شود. با سلب قوه تعقل در لحظه وقوع کنش ها، مخاطب خود را میانه ی درام حاصل گرفتار می بیند تا به همذات پنداری با یکی از طرفین درگیر در آید.
آیا با خوانشی مدرن می توان به جنبه ی رادیکال «کانت» آلمانی نزدیک شد تا شنیدن اصوات و فرامین در زمان حال را به اسکیزوئید بودن پدر نسبت دهیم؟ نسبت «واقعیت» و «وهم» در ابعادی متناظر، خود را به کام خواب بودن و خواب دیدن برای مخاطبش برده تا او این مرز را با متره بر آوردی ذهنی-حسی به حدس و گمان وادارد.
تئاتر پیش روی با استمساک به پست مدرنیته ایکه از ادوات صحنه وام می گیرد، روایت را به پایانی باز تبدیل می کند تا برداشت های نسبی هر مخاطب بر اساس ذهنیت، ایدئولوژی و فرایند فکریش تسامحی آزاد برای محتوا-فرم محصول شده به ارمغان آورد.
به روایت علیرضا بهرامیتاریخچه اکسپوها از ابتدا تا کنون کتاب شدجلد دوم کتاب «دنیای شیشهای»، ۶ سال پس از انتشار جلد نخست آن، درباره تاریخچه اکسپوهای جهانی از سال ۱۸۵۱ میلادی تا اکسپو ۲۰۲۰ دُبی که در حال برگزاری است، منتشر شد.
این کتاب که به قلم «علیرضا بهرامی» انتشار یافته، حاصل سفرها و مستندنگاریهای او از سال ۲۰۱۰ به کلیه اکسپوهای جامع جهانی و نیز اکسپوهای تخصصی بینالمللی است؛ بههمراه وجوه پژوهشی درباره تاریخچه نمایشگاههای صنعتی جهان از ۱۷۹۱ میلادی و نیز اکسپوهای جهانی از ۱۷۰ سال پیش.
در جلد دوم دنیای شیشهای همچنین بیش از ۸۰۰ تصویر مستندنگاری از اکسپوهای ۲۰۱۵ میلان (ایتالیا) و نیز ۲۰۱۷ آستانه (قزاقستان) و کلیه پاویونهای حاضر در آنها نیز آمده است.
در جلد نخست کتاب نیز که در سال ۱۳۹۴ انتشار یافت، بیش از ۶۰۰ تصویر مستندنگاری از اکسپوهای ۲۰۱۰ شانگهای (چین) و ۲۰۱۲ یوئسو (کره جنوبی) و کلیه پاویونهای حاضر در آنها منتشر شده بود.
در کتاب «دنیای شیشهای ۲» همچنین جدول کامل و استخراجی اکسپوها از سال ۱۸۵۱ تا ۲۰۲۵، شهر و کشور محل برگزاری و همچنین نوع آنها آمده است. علاوه بر این، فهرست نمایشگاههای صنعتی جهان از سال ۱۷۹۱ تا قرن حاضر، شهر و کشور محل برگزاری و موضوع آنها نیز برای نخستینبار گردآوری و درج شده است.
دیگر بخشهای این کتاب عبارتاند از:
اکسپو چیست؟
اکسپو باغبانی چیست؟
اکسپو دکوراسیون و معماری چیست؟
آیا هر نمایشگاه بینالمللی بزرگ، یک اکسپو بوده است؟
درباره اکسپو ۲۰۱۰ شانگهای
درباره اکسپو ۲۰۱۲ یوئسو
همه چیز درباره اکسپو ۲۰۱۵ میلان
همه چیز درباره اکسپو ۲۰۱۷ آستانه
بخش پایانی این کتاب هم که با همکاری «مهرداد اسکویی» - فیلمساز و پژوهشگر – تدوین شده، روایتی است از حضور ایران در اکسپوهای جهانی در دوران قاجاریه و پهلوی، به روایت کارتپستالها و کارتهای تبلیغاتی تاریخی. این بخش، حاوی تصویرهای منحصربهفردی است درباره نحوه حضور ایران در اکسپوهای سالهای دور و خیلی دور که از آرشیوهای غربی استخراج شده است.
پیشتر جلد اول «دنیای شیشهای» اثر علیرضا بهرامی، بهعنوان نخستین مرجع فارسیزبان درباره اکسپوهای جهانی، در موزه اکسپو، کتابخانه تخصصی بی آی ای و انجمن روزنامهنگاران آسیا (آجا) در شهرهای شانگهای، پاریس و سئول ثبت شده بود.
حالا کتاب «دنیای شیشهای ۲» در ۲۴۰ صفحه رنگی قطع وزیری به بهای ۱۹۵ هزار تومان انتشار یافته است.
روایتی سرگرمکننده از قصه غمگین الیور!رمان مطرح چارلز دیکنز از زمان نگارش تاکنون بارها و بارها مرجع اقتباس آثار نمایشی بوده است؛ از زمانی که سینما وجود خارجی نداشت، در نمایشها همیشه پای ثابت قصههای محبوب بود تا بعدتر که سینما آمد و در این مدیوم هم بارها ساخته شد و مورد اقبال تماشاگران قرار گرفت. اتفاق جالب، اما زمانی رخ داد که دوازده سال پس از «الیور توئیست» مشهور به کارگردانی دیوید لین، آهنگساز شهیر انگلیسی که دستی هم بر قلم داشت، بر آن شد تا نسخه موزیکالی از اثر جاودانه دیکنز آماده کند و به این ترتیب لیونل بارت در سال ۱۹۶۰ نسخهای موزیکال از «الیور توئیست» ارائه داد و نام آن را «الیور» گذاشت. هشت سال پس از انتشار این اثر کارول رید بر اساس همین نسخه و با همین نام فیلمی موزیکال ساخت که در اسکار آن سال هم مورد توجه هم قرار گرفت.
حسین پارسایی برای اولین تجربه موزیکالش در تئاتر همین فیلم «الیور» را منبع قرار داد و به این ترتیب برگردان موزیکال بارت از شاهکار دیکنز با بازی بهترین ستارههای تئاتر و سینما با تمرینهای طولانی روی سن تالار وحدت رفت و با اقبال گسترده مخاطبان اجرایش تمدید هم شد
نوید محمدزاده، هوتن شکیبا و مهناز افشار مثلت اصلی بزرگسالان نمایش بودند در سه نقش مهم بیل، نانسی و فاگین. کسانی که حضورشان برای جذب مخاطب کافی بود و علاوه بر تضمین مخاطب، خیال پارسایی را از کیفیت اجرا هم مطمئن میکرد. اجرای قصهای مطرح و بارها ساخته شده برای بازیگرانی تا این اندازه حرفهای کار چندان سختی نبود، اما آنچه مهمترین چالشِ نه فقط این سه نفر که گروه پرتعداد بازیگران نمایش پارسایی محسوب میشد، همین موزیکال بودن اثر بود. دیالوگهای مهمی که باید غالباً با آواز گفته میشد و مطابق اصول تمامی نمایشهای موزیکال با حرکات موزون جمعی همراه بود. از همین رو یکی از مهمترین بخشهای تئاتر الیورتوییست برگردان متن به زبان شعر از انگلیسی به فارسی بود و همچنین داشتن یک کرئوگرافی قوی و البته بازیگرانی که بتوانند آن را به بهترین شکل اجرا کنند وگرنه قصهای را که همه زیر و بم و جزئیاتش را میدانند به خودی خود برای جذب مخاطب و موفقیت کافی نبود، خاصه اینکه آنقدر از این قصه شاهکار اجرا شده و در دسترس همه قرار دارد که قطعا کسی به نسخهای ضعیف و درجه چندم روی خوش نشان نمیداد.
تئاتر موزیکال حسین پارسایی اما از هر حیث غافلگیرکننده بود؛ محمدرضا کوهستانی متن جذابی را آماده اجرا کرد و در بخش بازیگری هم دست پارسایی حسابی پر بود. در نمایش حتی پیش از ستارهها و بازیشان، این دو کودک اصلیاند که غافلگیرکننده ظاهر میشوند. آرمان مرادی و محمد شاکری به روشنی از ستارههای روی سن کم نمیآورند، مخصوصا محمد شاکری در نقش داجر یکی از ستارههای تماشایی نمایش است و نوید بازیگری آیندهدار و قابل اعتنا را به سینما و تئاتر ایران میدهد. بازیگران شناختهشده هم توانستهاند علاوه بر مهارت بازیگریشان کاملا خودشان را با اثری موزیکال هماهنگ کنند ولی این میان هوتن شکیبا چیز دیگری است. هم آوازخوانیاش و هم اجرایش در نقش مردی مسنتر از خودش و هم اجرایش در حرکات موزون تماشایی است و به راحتی میتواند سایه سنگینش بر کلیت تئاتر تحمیل کند تا جایی که در فصل جوایز هم او تنها کسی است که از این نمایش نامزد دریافت جایزه جشنواره تئاتر فجر میشود.
نوید محمدزاده نیز در این نمایش میکوشد میانه آن چیزی باشد که مردم از او دیدهاند، دزدی که در عین اینکه شخصیت مثبتی ندارد اما منفی هم نیست و خلاف چیزهایی که مخاطب سینما از محمدزاده به یاد دارد، خشم و پرخاشش بیرونی نیست و کاملا درونی بازی میکند. مهناز افشار هم در نقش دختری دلداده نه شبیه به فیلمهای گیشهایاش لوس است و نه مُصر است که بازی تئاتری و متفاوتی برای اثبات تواناییاش به نمایش بگذارد بلکه کاملا متناسب با آنچه کاراکتر نانسی نیازمند است دلبری میکند و شمایل یک دختر عاشقپیشه دوستداشتنی را برایمان میسازد و همین کمک میکند تا انتهای نمایش بتواند احساسات مخاطب را کاملا درگیر کند.
طبعا در اجرای نمایش موزیکال یکی از ارکان مهم، گروه ارکستر است. بردیا کیارس که نوازندگی در ارکستر ملی ایران را در کارنامه دارد در نمایش پارسایی آهنگ خود لیونل بارت را اجرا میکند و اجرای موثر او و تیمش به سرپرستی آواز هادی قضات سبب میشود تئاتر در زمان نسبتا طولانیاش از رمق نیفتد. همانطور که بالاتر اشاره شد در همراهی با این موسیقی حرکات موزون گروه بازیگران روی سن نیز به نمایش جلوه میدهد که سرپرستی آن را علی براتی برعهده دارد. علاوه بر گروه موسیقی و رقص، طراحی نور مرتضی نجفی، طراحی صحنه سهیل دانشاشراقی، طراحی چهرهپردازی سارا اسکندری و همچنین طراحی لباس شیما میرحمیدی بازوی قوت پارسایی هستند تا «الیور توئیست» هر چه بیشتر به اثری استاندارد نزدیک شود.
پارسایی هم گرچه در هنگام آمادهسازی کار با انتقاداتی مواجه بود، اما به عنوان کارگردان یک مجموعه بزرگ موفق میشود مدیریت گروهی چند صد نفری را به درستی بر عهده بگیرید و به عنوان اولین نمایش ایرانی با این حال و هوا اثری مورد قبول پیش روی مخاطب بگذارد. شاید تنها مشکل به حق مردم در زمان اجرای این نمایش مبلغی بود که باید برای خرید بلیط صرف میشد و از عهده هر کسی بر نمیآمد و عملا تعدادی از مردم را از گروه مخاطبان این تئاتر حذف میکرد. البته خلاف انتقادات این سبک از نمایشها در همه جای دنیا جزو نمایشها لوکس محسوب میشوند و به بدنه اصلی تئاتر ارتباطی ندارد و در نتیجه مخاطبانشان هم از قشر مشخصی است نه تئاتربینهای حرفهای اما حالا با قرار گرفتن فیلم تئاتر «الیور توئیست» روی پلتفورم نماوا این امکان برای همگان فراهم است تا با تهیه بلیطی ارزان و مقرون به صرفه و در شرایط برابر نسبت به سِن به تماشای تئاتری بنشینند که قطعا میتواند اصلیترین وظیفهاش که سرگرم کردن مخاطب و روایت کردن جذاب یک شاهکار ادبی است را به نحو احسن به انجام برساند.
مرسده مقیمی / مجله خبری نماوا
رها حاجی زینل «کباب» را روی صحنه میبردبه گزارش روابط عمومی گروه تئاتر سه گانه، نمایش «کباب» به نویسندگی علی صفری و کارگردانی رها حاجی زینل زمستان سال جاری راهی عمارت نوفل لوشاتو خواهد شد.
این نمایش به تهیه کنندگی محمدرضا شیرخان نخستین اثر ایرانی گروه تئاتر سه گانه به شمار میآید. کباب روایتی از زندگی یک خانواده تعزیه خوان بوده که مالک یکی از معروفترین کبابیهای تهران در سال ۱۳۴۷ هستند.
رها حاجی زینل سال گذشته نمایش موفق هولودومور را در عمارت نوفل لوشاتو را روی صحنه برد، اثری که پاییز امسال برای اجراهای بین المللی راهی کشور اکراین شد و توانست پس از اجرای عموم در شهر کیف، تقدیر ویژه هیات داوران جشنواره بین المللی شیر طلایی را از آن خود نماید.
حاجی زینل پیش از این تجربه کارگردانی آثاری همچون هجوم، برلین ۱۰:۱۰، آشویتس زنان، هولودومور، مسافران و مرگ یزدگرد را در کارنامه خود دارد.
گفتنی است این گروه سابقه همکاری موفقیت آمیزی با عمارت نوفل لوشاتو به مدیریت داوود نامور داشته و سه نمایش کرونوس، هجوم و هولودومور را در این عمارت روی صحنه برده است
اجرای هفت اثر نمایشی درپردیس تئاتر شهرزادسالن های نمایشی پردیس تئاتر شهرزاد این هفته با اجرای هفت اثر نمایشی به فعالیت خود ادامه می دهند.
به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاترشهزاد، دراین هفته نمایش های: هاری، دروغ رستاخیز، کاتلین، سوتیراس، و اینک زن، علاقمندی چنان است که بازجویی، دروغ میزبان علاقه مندان تئاتر است.
سالن گلایل
در سالن گلایل نمایش "هاری یا سرگذشت مردی که به هنگامه تولد هر دو دستش پر ز خون بود" به نویسندگی و کارگردانی افشین زمانی و تهیه کنندگی رایکا رمضانی هر شب ساعت ۲۰به مدت ۹۰ دقیقه و قیمت بلیت ۷۰ هزار تومان به صحنه می رود. محمدرضا خادمی، هانا کامکار، مهسا ظهیری، نریمان عابدی، آریا تحویلدار، حامد مهدی نژاد، سحر دیده ور، حمیدرضا محمدی، شادی ضیایی، نیلوفر شیخ، نسیم شجاعی و افشین زمانی بازیگران این اثر نمایشی هستند.
ساعت ۱۸ نیز این سالن میزبان نمایش "دروغ رستاخیز" به کارگردانی طاها محمدی است. این نمایش بر اساس نمایشنامه «سرود رستاخیز» نوشته آرتور میلر با ترجمه داوود دانشوراست که به مدت ۹۰ دقیقه و با بهای بلیط۶۰هزارتومان با بازی الناز نباتی، بیتا عالمی، محمدرضا حسن زاده، واروژان فرهادیان، تینا حاج محمدرضا، علی اصغر حبیبی، مجید تیزرو، سیدامیر نقیبی، شقایق سیاح، زهرا ایمان وردی پور، مسعود دکامی، امیرمحسنی، محمدرضا دینکو، علیرضا هوبخت، علیرضا یکتن، نیلان نکویی، طاها محمدی روی صحنه می رود.
سالن ارکیده
سالن ارکیده نیز این شب ها میزبان دو نمایش است. ساعت۱۹:۳۰ نمایش "سوتیراس" به نویسندگی و کارگردانی شایان قنادزاده است. در این نمایش که تا ۱۷ آذر ماه روی صحنه است ، شایان قنادزاده، علی همایونی فر، سهیل سلمانی، نازنین دیده ور ،مهدی قاسمی خاتونی، هادی شاکری، مصطفی یگانه، پژمان شبگرد، حسین فتاحی، جواد دارایی، سیدعبدالله حسینی، مجتبی امیرعسکری، امین سخنور، رضا امیر رضایی، محمد رضا رضائی، پویا ترکمندی، ندا محمدلو سحر باقرآبادی، آناهیتا امیرعسکری، فاطمه یزدانی، فاطمه سلطانی، معصومه پورنورام، صادق سعادت (بازیگر آلترناتیو ) ایفای نقش می کنند.
نمایش"کاتلین" نیز دیگر اثری است که هرشب ساعت۲۱ در سالن ارکیده پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود. این نمایش اقتباسی از نمایشنامه «کنتس کاتلین» نوشته ویلیام باتلر ییتس است که به کارگردانی مهدی یوسفیان و تهیه کنندگی پدرام پروا با بهای بلیط۶۵هزار تومان و مدت زمان ۶۰ دقیقه پذیرای تماشاگران است.
محمدشایان طهماسب پور، اشکان هورسان، مرجان آقانوری، سحر بیرانوند، محمد عبداللهی، زهرا فدوی صامتی، رضا حسین نژاد ،شاهکار هدایت، بامداد تاجیک، کیمیا فرنیا، عرشیا حسین، شهراد وکیلی.، سپهر اصلانی، حمید راستجو، لیلا مرادی، آرزو امیری، جواد یوسفیان علیرضا گلکار صدف تردست محمدمتین بهرامی کاترین کشکر سنا باسامی الهه دیبا، پرنیا حسین، محمدرضا زند بازیگران این اثر نمایش هستند.
سالن صنوبر
سالن صنوبر این روزها میزبان سه اثر نمایشی است.
نمایش "علاقمندی چنان است که بازجویی "به نویسندگی و کارگردانی میلاد اردوآبادی و تهیه کنندگی سجاد افشاریان از ۶آبان ماه روی صحنه رفته است.در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «جنون حالتی است که در آن ارزشهای عصری دیگر، هنری دیگر و گونهای اخلاقیات به نقد کشیده میشود و در عین حال همهی اشکال تخیل بشری در آن انعکاس مییابد».
این نمایش با بهای ۷۰,۰۰۰ و ۵۰,۰۰۰ تومان و با مدت زمان۷۰دقیقه اثری عاشقانه است که تا ۱۲ آذر ماه روی صحنه می رود.
مرجان خاکساری و بهراد سلاح ورزی در این اثر ایفای نقش می کنند.
سایر عوامل این نمایش عبارتند از: دستیار کارگردان: محمد رحمانیان ثابت، پرهام خاکزاد طراح صحنه: میلاد اردوبادی، مسعود رنجبر شیرازی طراح نور و ساخت دکور: مسعود رنجبرشیرازی طراح گرافیک: امیر صداقتی، عکس: عرفانه صادقزاده، محسن اصدق پور ویدئو و آنونس: صادق کندری .شعرهای استفاده شده در نمایشنامه از: مولوی، بهرامیان، شاملو، براهنی، رحمانی
نمایش «دروغ» نوشته فلوریان زلر و به کارگردانی مسعود صالحی هرشب ساعت۱۹:۳۰ در سالن صنوبر پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود.ساناز روشنی، منوچهر رمضانی سپهر محمودی و سمیرا کریمی بازیگران این نمایش هستند. این نمایش با بهای بلیط ۵۰هزارتومان تا نیمه آذر ماه روی صحنه می رود.
سالن صنوبر هر شب ساعت ۲۰:۴۵ نیز میزبان نمایش "و اینک زن" به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم رهگذر است که تا ۱۱ آذر ماه روی صحنه می رود. در خلاصه داستان این اثر نمایشی آمده است: خلاصه: ما حالمون خوب نیست... یکی یه کاری بکنه. این نمایش هر شب ساعت :۲۰:۴۵به مدت ۶۵ دقیقه و قیمت بلیت ۵۰ هزار تومان میزبان تماشاگران است.
مریم فضل اللهی، جواد امیدی، زهرا امینی، آرمیتا آبادخیریان، مبینا کریمی، هامون نوری، سحر آقاجانی، عرفان صدرمحمدی، نیلوفر حقیقی، ستایش محمدی، مریم غلامی، امیرعباس میرحسینی، نادیه مومیوند، عرشیا زنجانی، آیلین جهان شاهلو، مانی گل محمدی، پوریا احمدی، محمدرضا مومنی بازیگران این نمایش هستند.
در دور تازه اجراهای تئاترشهرزاد نیز از ۱۴ آذر ماه، نمایش های "مانستر"، "کمپانی مرگ" و "اودو" به صحنه خواهند رفت.
مرتضی درویش:"پیکنیک در میدان جنگ" همچنان موضوعیت داردمرتضی درویش، فیلمساز، بازیگر و کارگردان جوان تئاتر که این روزها کارگردانی نمایش "پیکنیک در میدان جنگ" نوشته فرناندو آرابال را برای اجرا در خانه هنر آبان انجام میدهد معتقد است که نمایشنامه پیکنیک در میدان جنگ هیچگاه کهنه نمیشود.
این کارگردان تئاتر گفت: سالها قبل این نمایشنامه را خوانده بودم. یک سال و خورده اخیر موقعیتهای این نمایشنامه ذهنم را بیش از پیش درگیر کرده بود. بنابراین با همراهی جمعی از هنرمندان گروه تصمیم گرفتیم که این نمایشنامه را روی صحنه ببریم.
وی با بیان این که تا وقتی در جهان جنگ و نزاع وجود دارد این نمایشنامه همچنان موضوعیت دارد افزود: این نمایشنامه علاوه بر موقعیتهای طنزی که دارد یک اثر ضد جنگ محسوب میشود. این روزها جهان پر شده از جنگ و نزاع و درگیری و خونریزی. از این گذشته طی دو سال اخیر مردم فشارهای روحی بسیاری را تحمل کردهاند و به دقایقی فراغت از آن نیاز دارند. این نمایشنامه به همین دلیل برایم جذابیت دارد.
کارگردان فیلمهای کوتاه "چرخه"، "طبقهای بر باد"، "سفر پیش از موعد" و "کورهها سرد شدند" تصریح کرد: همه ما جوان هستیم و دوست داریم که هر آنچه در ذهنمان درباره جنگ داریم را روی صحنه ببریم.
درویش با اشاره به این که در مجموع حدود پنج ماه تمرین کردهاند گفت: طی دو سال گذشته هیچ وقت از تئاتر جدا نشدیم. وقتی که بیماری کرونا همهگیر شد و محدودیتهایی ایجاد شد همه ما هم درگیر شرایط شدیم و تلاش کردیم که این محدودیتها را رعایت کنیم. در خانه تمرین میکردیم و تلاشمان این بود که کارمان متوقف نشود.
وی ادامه داد: بیماری کرونا در زندگی همه ما تاثیر گذاشته است. این تاثیر در زندگی بچههای هنری بیش از هر بخش جامعه تاثیر خودش را نشان داده است. فشار زیادی بر دوش من بود چون مسئولیت تیم را بر عهده داشتم اما با همه این شرایط دست از تمرین نکشیدیم و ادامه دادیم. تمرینات تک به تک و حتی آنلاین گذاشتیم. تعطیلیهای پی در پی را با این شیوه مدیریت کردیم تا بتوانیم اجرایی قابل توجه داشته باشیم. همه گروه در این زمینه تلاش بسیاری کردند که از شرایط سخت گذر کنیم. برای تمرین مدام به مشکلاتی بر میخوردیم که باید برایش راهکارهایی میداشتیم. از ماسک و فضای تمرین و متراژ پلاتو تا بروز هر گونه نشانه کسالت و سرماخوردگی در بچههای گروه و ...
این بازیگر تئاتر در بخش پایانی صحبتهایش به معرفی اعضا گروه پرداخته و گفت: تهیه کننده "پیک نیک در میدان جنگ" اشکان اطمینان است که خودش نیز در کار بازی میکند. محمدرضا حسنی، مصطفی دهقانی، امیر شیرخانی، امیر قیاسی و شیرین میرمهدی دیگر بازیگران کار هستند. گروه کارگردانی و برنامهریزی کار را حسام کلانتری، دیبا کنعانی و آرمان فتحی بر عهده دارند. ستاره حسینی طراح صحنه است. مضاف بر این که حسام کلانتری تیزر کار را نیز میساند. بهمن صیادی نیز طراحی پوستر را بر عهده دارد.
همراه با تخفیف ویژه برای سه اجرای اول؛پیشفروش نمایش "کمپانی مرگ" آغاز شدنمایش "کمپانی مرگ" به کارگردانی امیررضا ملکی و تهیهکنندگی سجاد افشاریان، پیش فروش بلیتهای سه روز نخست خود را در سایت تیوال آغاز کرد.
این نمایش که ۱۵ آذر ماه به طور رسمی اجرای عموم خود را در پردیس تئاتر شهرزاد آغاز میکند ، از شنبه ۶ آذر ماه ۱۴۰۰، امکان پیش خرید بلیتهای سه روز نخست را در اختیار مخاطبان قرار داده است.
سه اجرای نخست این نمایش با تخفیف ۳۰% برای عموم مخاطبان در نظر گرفته شده است و علاقهمندان میتوانند با مراجعه به سایت تیوال نسبت به خرید بلیت اقدام کنند.
در خلاصه داستان نمایش کمپانی مرگ آمده است "گاهی فراموشی نقطه پایان نیست وقتی مرگ یک آرزو میشود"
این نمایش که کاری از گروه تئاتر آمانج است با نقش آفرینی امیرعلی آلوسی، نوید احمدزاده، الهام احمدی، کیوان احمدی، رضا بابایی، دنیا خشنو، نیوشا رضوانی، نسیم سروش، امیر شیخ زاده و علی غفاری در ساعت ۱۸ سالن صنوبر این پردیس تئاتری روی صحنه خواهد رفت.
دستیاران کارگردان این پروژه نمایشی نوید احمدزاده و الهام احمدی هستند. منشی صحنه و برنامه ریز سلما فغانی ، طراح صحنه ،طراح موسیقی و انتخاب موسیقی امیررضا ملکی ، ساخت دکور را ذبیح الله ملکی، غلام مهدوی نسب و حسین محمدی بر عهده دارند.
طراح لباس الهام احمدی، دوخت لباس ناهید عظیمی، گریم فاطمه حسین خانی، طراح نور امیر شیخ زاده، نوید احمدزاده و طراح پوستر و اقلام تبلیغاتی هیبت احمدی ، روابط عمومی و مشاور رسانه زهرا شایانفر، تبلیغات مجازی تئاتربازها، موشن گرافی سیروس فرزین، جلال چاوشی ، ساخت تیزر آیدین میرزا، عکاس امیرحسین حجتی هستند.
«پنگوئن، مرغ دریایی و چند پرندهی دیگر» آمادهی اجرا میشوند.میثم عبدی نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر نمایش جدید خود را بعد از ۴ سال به روی صحنه میبرد. وی پیش از این «کمدی استشمامات»، « آندورای تئاتر اشتباهات»، «کمدی اتفاقات» را کارگردانی کرده است.
این نمایش به نویسندگی منوچهر رمضانی، تولید جدید عمارت نوفللوشاتو است.
در خلاصه داستان این نمایش چنین آمده:«روایت غیرخطی از آخرین روز زندگی مشترک یک زوج و جشن خداحافظی آنها در حضور دوستانشان که با اتفاقات عجیبی همراه میشوند...»
از دیگر عوامل این نمایش میتوان به علی نصر(مدیرتولید)، زینب ایزدپناه و امیرحسین جوانی ( دستیاران کارگردان)، معصومه پورنورام ( منشی صحنه)، لاله عباسی( مدیر صحنه)، محمدرضا محبی( دستیار صحنه)، رز ارغوان آذر (عکاس)، حافظ آهی (ساخت تیزر)، سروش آهی( مستندسازی)، سارا حدادی ( مدیر روابط عمومی، مشاور رسانهای و تبلیغات) اشاره کرد.
نمایش «پنگوئن، مرغ دریایی و چند پرندهی دیگر» نوشتهی منوچهر رمضانی، به کارگردانی میثم عبدی و تولید عمارت نوفللوشاتو از ۱۴ آذرماه اجرای خود را آغاز خواهد کرد. پیش فروش این نمایش متعاقبا از طریق تیوال آغاز خواهد شد.
«سیانوز» به عمارت نوفل لوشاتو رسیدنمایش «سیانوز» به نویسندگی ارغوان قاسم نژاد و کارگردانی نازنین صنعتکار با همکاری و تولید عمارت نوفل لوشاتو از ۷ آذر در عمارت نوفللوشاتو به روی صحنه میرود .
در این نمایش امیر جوشقانی، سمانه قصابانی، گیتا تاجیک، پگاه قائدی، مجید گنجی و غزاله جعفرپور به عنوان بازیگر حضور دارند..
نازنین صنعتکار به عنوان کارگردان گروه تئاتر دیگران چندی پیش اجرای "بررسی طول موج سکوت پیش از دگردیسی" را در عمارت روبرو به روی صحنه برده است.
دیگر عوامل این نمایش طراح لباس: غزاله مهربانیکتا، طراح گریم: پریسا کیومرثی، طراح پوستر و بروشور: متین خیبلی، اپراتور نور و اپراتور صدا: طاها تولایی عکاس: علی توکلی.
نمایش «سیانوز» از ۷ آذر ساعت ۱۸:۳۰ در عمارت نوفل لوشاتو بر روی صحنه خواهد بود برای تهیه بلیت می توانید به سایت تیوال مراجعه کنید.
بررسی ویژگیهای اجرایی "رختشورشاه" در گفتوگو با جواد انصافی؛مکان وقوع داستان، خلق تیپ جدید و تلفیق گونههای نمایشیجواد انصافی پژوهشگر، نویسنده، کارگردان، مدرس تئاتر شادی آور و یکی از شناختهشدهترین بازیگران نمایشهای سیاهبازی است که نگاه علمی به این گونه نمایش ایرانی دارد و سالهای بسیاری از فعالیت هنریاش را به این هنر اختصاص داده است.
او که گام به گام و از آغاز تمرینات نمایش "رختشورشاه" در کنار علی یدالهی حضورداشته این نمایش را دارای ویژگیهای منحصر به فردی میداند که شنیدنش از زبان یک متخصص خالی از لطف نیست.
انصافی درباره نمایش رختشورشاه میگوید: داستان نمایش به دوران احمدشاه باز میگردد و در یک رختشویخانه اتفاق میافتد. اولین ویژگی این نمایش همین محل وقوع داستان است. تا به حال در نمایش سیاهبازی چنین چیزی را نداشتهایم. توجه کنید رختشویخانه مکان خاصی است. آدمهایی آنجا هستند که هم وضعیت مالیشان درست نیست و هم توانمندی دارند که خیلی کارها را بکنند.
و ادامه میدهد: این خیلی مهم است که یک سری زن که توانمندیهایی دارند و در ضمن از نظر جسمی و روحی قوی هم هستند را در محیط کارشان میبینیم. این زنان به لحاظ جسمی قوی هستند چون سختترین کاررا انتخاب کردهاند. از سوی دیگر احمدشاه هم به این مکان پناهنده میشود و اتفاقات تماما در رختشویخانه میافتد. مکان جالبی است.
انصافی که خود دو کتاب "جشنها و نمایشهای زنانه " و سیاهبازی از نگاه یک سیاهباز" را به رشته تحریر درآورده ادغام نمایشهای زنانه و سیاهبازی را یکی از ویژگیهای مهم و خلاقانه این نمایش بر شمرده و میگوید: کمتر پیش میآید که نمایشهای زنانه را بشناسند و یا آن را خوب نمیشناسند. حسن نمایشهای زنانه به این است که همهشان کوتاه هستند. درباره نمایش های زنانه دو کتاب دارم که من و همسرم (فروغ یزدان) نوشتیم. در یکی هفتاد نمایش و در یکی هفتاد دو نمایش زنانه آمده است. چون کوتاه هستند این امکان را میدهند که چندین نمایش کوتاه زنانه در دل هر موضوعی جا بگیرد؛ بسته به ماجرایی که دارند. و یدالهی خیلی خوب و به جا از سه چهارتای این نمایشها استفاده کرده است.
او به اهمیت ریتم و موسیقی در نمایش ایرانی میپردازد و اشاره میکند که نگاه کارگردان این بود که جدای موضوعات شادیآور نمایشهای زنانه، هنوز کمبود ریتم داریم. بنابراین در طول تمرینات، به کمک همدیگر تلاش کردیم جاهایی که لازم است ریتم اصیل ایرانی و فضای سیاهبازی را اضافه کنیم. در نهایت لحظات مختلف تبدیل به ریتم شاد و اصیل ایرانی شد که تماشاچی از آن لذت میبرد.
انصافی دلیل خود برای پذیرفتن بازی در نمایش رختشورشاه را چنین عنوان میکند که هیچ حرف مستهجنی در کار زده نمیشود و میافزاید: یکی از ویژگیهای این کار همین نکته است. میدانستم که یدالهی هم اهل این نوع کارها نیست. شخص من هم که هر بار کاری را روی صحنه میبرم میگویند باز انصافی یک سیاهبازی پاستوریزه روی صحنه برده است. بله. ما میتوانیم پاستوریزه هم مردم را بخندانیم و در عین حال با مردم ارتباط برقرار کنیم و حرفمان را به آنها بزنیم. با نمایش سیاهبازی میتوانیم به مردم بگوییم که پشت هر لحظه اجرا حرف مهمی داریم.
این نویسنده و کارگردان تئاتر در بخش دیگر این گفت و گو به اضافه شدن یک تیپ جدید که تا کنون در نمایش سیاهبازی نبوده است میپردازد: یدالهی به نمایش یک نقش اضافه کرده است که نمیتواند حرف بزند یا بهتر است بگوییم؛ نمیخواهیم بگوییم که لال است ولی، نمی تواند درست حرف بزند. با این حال تماشاچی به خوبی متوجه میشود که او چه میخواهد بگوید. این نقش تنها کسی است که وقتی رختشورها را شستشوی مغزی میدهند باقی میماند. شخصیت جالبی است. یک تیپ جدید است و خیلی از این نقش در کار بهره مفید بردهایم. تماشاچی هم با او و حرفهایش همراه میشود، به حرفهایش راحت میخندد و با آن ارتباط خوبی برقرار کرده است.
این بازیگر نمایشهای شادی آور تاکید میکند: در نمایش رختشورشاه تمام تلاشمان این بوده و هست که یک کار شسته رفته و بیحاشیه و با موقعیتهایی که مردم بفهمند داشته باشیم. کاری که هیچ حرف مستهجنی بکار نبرد و مردم را بخنداند و در عین حال انتقاد هم بکند.
او درباره شیوه نقد شرایط روز جامعه در نمایش سیاهبازی توضیح میدهد: سیاهبازی تنها نمایشی است که زمان و مکان نمیشناسد و میتواند زمان و مکان را بشکند. بنابر این در موقع خودش میتواند به زمان حال گریز بزند و اشارهای به شرایط روز جامعه داشته باشد. برای مثال در این کار زمان وقوع داستان دوره سلطنت احمد شاه است ولی وقتی، جایی از اجرا در توضیح نحیف بودن آدمها میگوییم یارانهشان را ندادهاند زمان را میشکنیم. حال شاه میگوید یارانه نمیدانم چیست ولی توضیح لازم برای دلیل لاغری آدمها را گرفته است. موضوعات مختلف روز در نمایش سیاهبازی جا میگیرد و خوشبختانه میتواند زمان و مکان را بشکند و تغییر بدهد.
او در پایان، سادگی همه عناصر اجرایی در تئاتر سیاهبازی را یک ویژگی کلی و قابل توجه برشمرده و تاکید میکند: همه چیز در این گونه نمایش ایرانی میتواند ساده باشد. المانها و دکور و لباس میتواند به سادهترین شکل باشد ولی مردم آن را میفهمند و مفهوم آن را درک میکنند.
نوشته ای از احمدرضا احمدی درباره «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷»نوشتن در سی سی یوهمیشــه دوســت داشــتم نمایشنامه هایم تا زنده هستم روی صحنه بروند و اجرا شــوند. همین «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» را هم قرار بود داوود رشــیدی روی صحنه ببرد که نشــد و حالا قرار اســت بالاخره کوروش سلیمانی آن را اجرا کند.
الان به سنی رسیده ام که مشتاقانه دری را باز می کنم اما وقتی به جایی نمی رسم و نتیجــه ای را کــه دلــم می خواهد، نمی گیرم رهــا می کنم و دنبال آن نمــی دوم. من نه هیچ وقت گدایی تحسین و تشویق کردم و نه هرگز خواسته ام به زور و با هزار دسیســه خودم را مطرح کنم. همانطور کــه شــعرم را دو نســل بعــد از خودم کشــف کرد شــاید نســل های بعــدی هــم نمایشــنامه هایم را درک کننــد.
نمایشنامه را وقتی می نویسی مثل بادکنکی است که با اجرا در آن باد می شود و حاصل دیده می شود و حجم داده می شــود. مثل خیلی از چیزهای دیگر در زندگی ام نشد و حالا قرار است گویا بالاخره اتفاق بیافتد.
ماجرای نمایشنامه نوشتن من هم ماجرای خاصی ندارد. چند وقتــی بــود که از شــعر کمــی فاصلــه گرفتــم و در طول مدت زمانی که در بخش سی سی یو بیمارستان بستری بودم، شروع به نوشــتن نمایشنامه کردم و به پرستارها هم می گفتم که دارم ایــن کار را انجام می دهم و آنها هم مدام از من می پرسیدند که چه شد و به کجا رسید. خیلی برایشــان جالب بود و من هم از پیشــرفت ماجرا باخبرشان می کردم. نمایشنامه «فرودگاه، پرواز شماره ۷۰۷» چنیــن داســتانی داشــت و همــان طور کــه گفتم داوود (رشــیدی) وقتی آن را خواند خیلی خوشش آمد و قرار شــد اجرایش کند که این اتفاق هیچ وقت نیفتاد. نکتــه دیگری کــه می توانم دربــاره نمایشنامه نویسی و بخصوص همین نمایشنامه بگویم آن است که محمد چرمشــیر هم برای این نمایشــنامه کمک زیادی به من کرد. آن را می خواند و تصحیح می کرد و اتفاقاً خیلی از بخشها را هم خواست حذف کنیم که این کار را کردیم تا اینکه مجموعه به ۱۲ نمایشــنامه رســید و خیلی برای اجــرای آن با افــراد مختلف صحبت کــردم اما صراحتاً می گویم که به دلیــل باند بازی هایی کــه در این عرصه هســت هیچ وقت تــا امروز، امــکان اجرایشــان به وجود نیامد. یادم می آید یک بار یکی از کارگردانها می گفت من تا ۳۰ ســال آینده برنامه ام پر است و نمی توانم کار تازه ای توی برنامه ام بگنجانــم و اینقدر از این حرفها شنیدم که دوباره پناه آوردم به شعر.
احمدرضــا احمــدی
چاپ شده در روزنامه ایران امروز
پیش فروش نمایش «بک تو بلک» آغاز شدپیش فروش تازه ترین اثر تئاتر سجاد افشاریان از پنجشنبه ٤ آذرماه ساعت ١٢ در سایت تیوال آغاز شد .
به گزارش روابط عمومى تئاتر شهرزاد؛این نمایش به نویسندگى ،طراحى و کارگردانى سجاد افشاریان و با حضور و همراهى:
سجاد افشاریان، نیکو بستانی، مهدی زندیه، مسعود رنجبر شیرازی ، نرگس جاجرمى، پرستو احمدى، محمد حسین غفاری، امیر صداقتى، حسین افتتاحی، سهیل سالکی ، پرهام خاکزاد، محمد رحمانیان، وحید کامل، مهرنوش لک، امیر قالیچی، صادق کندرى، آرین امیر خان، هدیه کازرونى و على زندیه از دوم دى ماه در دو سانس ١٨ و ٢٠ در پردیس تئاتر شهرزاد به روى صحنه مى رود.
نمایشنامه بک تو بلک به نویسندگی سجاد افشاریان قصه مواجهه آدم ها با تنهایی و خلوت با درون خود است .
نمایش «همه چیز می گذرد تو نمی گذری» از تنهایی انسان معاصر می گویدحسن طبیب زاده کارگردان و بازیگر نمایش «همه چیز می گذرد تو نمی گذری» در مصاحبه اختصاصی با پایگاه خبری سینماخانه به شرح این نمایش پرداخت و عنوان کرد: این نمایش روایتی مونولوگ است و بر اساس طنازی و بازی با شخصیت های تاریخی و روبرویی آنها با راوی نمایش به عنوان یک مسافر می باشد که بدون در نظر گرفتن عناصر ثابتی چون زمان و فارغ از هرگونه مکان.
راوی نمایش مسافری است از جنس انسان معاصر که در نهایت، با وجود شکست های عمیق زیستنش با بُعد دیگری در وجود خودش روبرو می شود. و آن همان تنهایی است، که به ظاهر راحت بیان می شود اما هرچقدر شلوغ تر، هرچقدر گیج تر و درنهایت با وجود تقلای دایره وار، انسان مسافر باز هم تنها است. و در نهایت معنویت و هیچی، به انتهای خودش می رسد که البته از نگاه من تفاوت بسیاری با پوچی و امثالهم دارد.
وی در ادامه به مشکلات نمایش اشاره کرد و افزود: قطعاً اگر کرونا نبود همه چیز بهتر بود. البته ما بیشتر سعی می کردیم تا از مسیر لذت ببریم و زمانی که تعدادی تماشاچی هرچند اندک هستند که حرف و منظور اثر را می فهمند، جای خوشحالی است. بدین خاطرمشکلات کمترین نقش رو در این روند داشتند.
کارگردان این نمایش در انتها به برنامه های آتی خود اشاره کرد و افزود: من در روند این اجرا با رفقای جدید و عزیزی آشنا شدم که بسیار دقیق و درجه یک بودند و توانستیم ارتباط عمیقی باهم برقرار کنیم،گرچه آثار من در قالب فردی روایت گر ، ارائه می گردد اما تمام این جریان متشکل از یک تیم و گروهی بشدت کار درست و همدل است.
ما قرار هست در ادامه با توجه به تجارب زیستی و حال و هوای روحی خود آثار و اجراهای جدیدی را در آینده نچندان دور تجربه کنیم. آن چیزی که بیشترین اهمیت را برای ما دارد، تعامل با تماشاچی، یافتن تماشاچی با استعداد و انتقال احساس با راحت ترین شکل و هرگونه متریال است. برای همین من نمی توانم بگویم دقیقا بازیگر هستم یا خواننده اما قطعا زبان هنر را بلدم و می خواهم حرف هایم را به گوش تماشاچی برسانم.
وی در ادامه گفت: در زمانه کنونی هرچقدر به تمدن نزدیک تر می شویم و هر اندازه تراکم بیشتری از جمعیت درشهرهای بزرگ کنار هم جمع می شوند بیشتر تنهایی را احساس می کنیم. نه فقط بعنوان یکی از عواطف انسانی بلکه یک اضطراب وجودی که هرچه بیشتر برای چیزی می دویم بیشتر به آن حال تنهایی مان دامن می زند.
این اجتماع شلوغ و حضور تعداد زیادی از آدم ها و ماشین ابزار درتقابل باهم برای رفع احتیاجات، این قرارگیری در جریان مدام و مدور امیدواری و ناامیدی، این ضرب آهنگ نامطبوع تند و آلوده، رنگ ها و صداهای انسان اندیشمند و تماشاچی با استعداد را بیش از پیش با نگاهی خیره با درون خودش مواجه می سازد.
در این نمایش نیز نهایتا مسافر، به کشف تنهایی خودش می رسد، تنهایی اش تنها رفیق و یار حقیقی اوست. حتی اسبش هم برایش نمانده است و مسافر نمایش در نهایت بعد از (به اصطلاح بامزه اش) دوردور های تاریخی و سازمخالف زدن هایش به پذیرش تنهایی خویشتن می رسد. موضوع پذیرش در این متن بشدت توجه مرا به خودش جلب می کند. البته ممکن است از منظر هنرمندان واقعگرای غربی این متن ابزورد تر از اندیشه من باشد و آن پذیرش نهایی را دال بر پوچ شدن ببینند.
اما من همیشه واقعیت را انعکاس چیزی در برکه ای کوچک تعریف کرده ام که تصویری است کدر، از حقیقتی که منشا اصلی اش جای دیگری است و قطعا زیباست!
پس اگر شرقی گونه تر و آن طوری که با ایمان قلبی ام همراه است بگویم، احساس می کنم در حقیقت آن مسافر، به هیچ شدن می رسد، همان هیچی که بر سر درب بعضی خانقاه ها می بینیم نوشته اند: هیچ خانه
این نگاه معنوی اما مدرن در قالب نمایشنامه نویسی محمد چرم شیر برای من آن چیزی بود، که قبل تر زندگی اش کرده بودم. و اصلی ترین وظیفه من در اجرای این مونولوگ صداقت در روایت سلوک مدور مسافری است که خواست تا نبیند کور باشد و در ستایش همین تنهایی از قطار پیاده می شود.
در اینجا بد نیست با حسن طبیب زاده بیشتر آشنا شویم، وی بازیگر و خواننده، دانشجوی رشته موسیقی آهنگسازی و هنرآموخته مدرسه هنرهای نمایشی در رشته سینما است. او به طور مستقل جریانی به راه انداخته تا بصورت پرفورمنس موسیقی با تماشاچی هایش ارتباط بگیرد.
طبیب زاده تجربه بازی در نمایش ها و اجراهای موسیقی بدیعی را در کارنامه هنری خود دارد که از جمله آنها می توان به اجرای کنسرت کتاب “فرشته ای از آسمون” اشاره کرد که برای اولین بار در دنیا تماشاچی تواما” با خوانش کتاب منظوم در یک کنسرت نیز حضور دارد.
وی در ادامه فعالیت های هنری خود به پرفورمنس موسیقی روی آورد و با ترکیب جدیدی از هنر نمایش و موسیقی پرداخت
تازه ترین اجرای او، موسیقی نمایش همه چیز می گذرد تو نمی گذری است که با نگاهی به شیوه گروتفسکی بروی صحنه رفته است.
عواملی که در نمایش «همه چیز می گذرد تو نمی گذری» نقش داشتند به ترتیب: نویسنده: محمد چرمشیر،کارگردان: حسن طبیب زاده،بازیگر: حسن طبیب زاده،تهیه کننده و مشاور کارگردان: بابک جمشیدی،دستیار کارگردان: ندا مرادی ،آهنگساز، خواننده و اجرای موسیقی: حسن طبیب زاده ،مدیرتولید: بابک جمشیدی،تبلیغات فضای مجازی: مرتضی کازرانی (تهران تیاتر) ،طراح گریم: چیستا جمشیدیان ،مدیر صحنه: فرزاد نوش،عکاس صحنه: سپهر قدردان، پیام احمدی کاشانی،مشاور رسانه ای: شقایق فرشته، پیام احمدی کاشانی، طراح پوستر: سینا گلشن ،ویدیو آرت: یاسین سلطانی ،موشن گرافیک: جمال بلوکیان و طراحی ذهنی: مبینا رستمی
منبع: سینماخانه - خبرنگار: پیام احمدی کاشنی
از ۴ تا ۶ آذرماه انجام میشوداجرای فوقالعاده نمایش «ژپتو» در سانسهای ویژهبه گزارش ایران تئاتر به نقل از روابط عمومی و امور بینالملل تماشاخانه ایرانشهر، نمایش «ژپتو» به کارگردانی اوشان محمودی که این روزها با استقبال مخاطبان مواجه شده است روزهای پنجشنبه و جمعه ۴ و ۵ آذرماه علاوه بر اجراهای عادی در قالب سئانس ویژه در ساعت ۱۶ به روی صحنه میرود.
همچنین این نمایش در روز شنبه ۶ آذرماه نیز با اجرای ویژه در دو سئانس ۱۸ و ۲۰ میزبان مخاطبان خواهد بود.
نمایش «ژپتو» از روز دوشنبه ۱۰ آبان اجرای عمومی خود را در تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرد و مطابق با جدول زمانبندی این مجموعه تا روز دوشنبه ۸ آذر به روی صحنه خواهد رفت.
در این نمایش صادق برقعی، علی تاریمی، پارمیدا حسینی، محمد شهریار، بیتا عزیز اقلی و آذین نظری به ایفای نقش میپردازند.
سایر عوامل نمایش نیز عبارتاند از طراح صحنه و اکسسوار: سعید غفاری، طراح نور: محمدرضا رحمتی و نیلوفر نقیب الساداتی، طراح گریم: فائزه سلطانی، طراح پوستر و برنوشت: شهاب محمودی، طراح موسیقی: مهدی زمانی، طراح لباس: محمد مهری، دستیار کارگردان و برنامهریز: آوا صالحی، دستیاران صحنه: غزاله کارآموز و امید عبدی، دستیاران نور: مهران کریمی و مهدی ایمانلو، دستیار موسیقی: احسان سلام پور، دستیار گریم: فاطمه سلطانی، دستیار لباس: حمیدرضا قامتی، عکاس: فائزه نوری، نماینده اجرایی: محمد لهاک، مدیر روابط عمومی و تبلیغات: محمد لهاک.
علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت به صفحه اختصاصی تماشاخانه ایرانشهر در وبسایت تیوال مراجعه کنند.