«دِلاو» در نوفللوشاتو به روی صحنه خواهد رفت.نمایش «دِلاو» به نویسندگی و کارگردانی جعفر مهیاری و مجری طرحی داود نامور خردادماه، در عمارت نوفللوشاتو به روی صحنه خواهد رفت.
نمایش «دِلاو» در سال ۲۰۱۴ تولید شده و در کشور آلمان در سال ۲۰۱۶ و در کشور فرانسه در سال ۲۰۱۹ اجرا شده است. این اثر تقدیر شدهی سال «Theater am Neunerplatz » شهر وورزبورگ کشور آلمان است.
در خلاصهی داستان این اثر چنین آمده: «او به زندگی روزمرهی خود مشغول است اما تحولی رخ میدهد.»
مهیاری در کارنامهی کاری خود کارگردانی و طراحی بیش از ۲۰ اثر نمایشی را داشته و همچنین در بیش از ۱۰ اثر نمایشی ایفای نقش کرده است. وی همچنین ورکشاپهایی در ایران و در سطح بینالمللی در کشورهای آلمان، فرانسه، کانادا و … برگزار کرده است.
سعید ابک تنها بازیگر این اثر نمایشی است و از دیگر عوامل میتوان به عرفان مبرقع (آهنگساز و موسیقی زنده)، جعفر مهیاری (طراح صحنه)، مهدی رایگانی (طراح گرافیک)، بهروز داوری (ساخت تیزر و موشن گرافیک)، معصومه آرواز، اعظم شکوفهپور (دستیاران کارگردان)، بهار حیدری، پاشا اسمعیل زاده (امور بینالملل)، سارا حدادی (مدیر روابط عمومی، مشاور رسانهای و تبلیغات) اشاره کرد.
نمایش «دِلاو» با طراحی و کارگردانی جعفر مهیاری و مجری طرحی داود نامور تولید عمارت نوفللوشاتو و شرکت تئاتر و فیلم زندگی از ۱۸ خرداد در عمارت نوفللوشاتو به روی صحنه خواهد رفت.
۴ نمایش ویژه ی کودک و نوجوان در سه سالن تئاتردر روزهای پایانی آخرین هفته ی اردیبهشت چهار نمایش کودک و نوجوان در پردیس تئاتر شهرزاد، مرکز تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پارک لاله و تالار هنر به روی صحنه می روند.
به گزارش روابط عمومی نمایش ها، نمایش "دزد لالایی ها" به کارگردانی سید آرش شریف زاده ساعت ۱۷ درسالن اصلی پردیس تئاتر شهرزاد، نمایش "عمونوروز و ننه سرما در بهار نوروزخوانان" به کارگردانی جواد انصافی ساعت ۱۷ در سالن گلستان، نمایش "شکلات فرنگی" به کارگردانی محمدرضا مالکی ساعت ۱۹ در سالن بوستان در مرکز تئاتر پارک لاله برای کودکان و نوجوانان و نمایش "بچه های تکِ استریت کارلو" به کارگردانی آشا محرابی در تالار هنر برای نوجوانان بالای ۱۲ سال به روی صحنه می روند.
لازم به ذکر است دو نمایش "دزد لالایی ها" و "عمو نوروز و ننه سرما در بهار نوروخوانان" ۳۰ اردیبهشت به اجراهایشان خاتمه می دهند.
برای بازدیدهای خانوادگی و گروهی تخفیف ویژه اعمال می شود.
علاقمندان برای اطلاعات بیشتر و تهیه بلیت می توانند با تلفن های رزرو: ۰۹۲۲۳۹۳۲۸۹۲و ۰۹۰۳۴۹۹۰۲۸۵ یا از طریق سایت تیوال اقدام کنند.
گفتنی است اجرای تئاتر روزهای شنبه تعطیل می باشد.
در پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب؛حسن معجونی «باغ» را به صحنه میبرد/ آغاز اجرا از ۱ خردادنمایش «باغ» به عنوان جدیدترین تجربه کارگردانی حسن معجونی از ۱ خرداد در پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب روی صحنه میرود.
به گزارش ...، گروه تئاتر «لیو» به سرپرستی حسن معجونی در جدیدترین تجربه خود نمایش «باغ» را با طراحی و کارگردانی معجونی اجرا میکند.
در این اثر نمایشی که قرار است از ۱ خرداد در پردیس تئاتر و موسیقی باغ کتاب روی صحنه برود، به ترتیب حروف الفبا وحید آقاپور، برنا انصاری، رضا بهبودی، داوود پژمان فر، مهسا جمشیدی، هدیه حسینی نژاد، مازیار سیدی، آوا شریفی، کتایون طلایی، زینب عباسی، هومن کیایی و فرزانه میدانی به ایفای نقش میپردازند.
فروش بلیت نمایش «باغ» از طریق سایت تیوال انجام میشود.
طراح لباس: شایلان عشایری، طراح نور: نیلوفر نقیب الساداتی، محمدرضا رحمتی، طراح گرافیک: اشکان فروتن، موسیقی: سردار سرمست، عکاس: مهدی آشنا، دستیار کارگردان و برنامه ریز: سیاوش البخشی نائینی، منشی صحنه: زهرا میرآقایی، گروه کارگردانی: امیر حسین بیات، هدیه حسینی نژاد، فرشاد کوهستانی، مدیر تولید: رضا سامانی، فرشاد کوهستانی، مدیران صحنه: مهدی حاجی زاده، افسانه موسی زاده، مهدی رحیمی، دستیار طراح صحنه: شایلان عشایری، دستیار طراح لباس: مهرنوش بیانی، دوخت لباس: روحاله مرادخانی، دستیار طراح نور: مهران کریمی، مسئول فنی سالن: امیر حسین سیر، رضا رضایی، آموزش شعبده بازی: آکادمی شعبده بازی سیرگر، محمد حیدری (مدریک)، مهران حیدری، سرپرست ساخت دکور: سید مصطفی طباطبایی نسب، دستیاران اجرایی: اسماعیل عباس زاده، فرزاد چوپانی و احمد بابائیان دیگر عوامل این اثر نمایشی هستند.
«شام یکشنبه» وارد مراحل فنی شدتله تئاتر «شام یکشنبه» به کارگردانی محمد قنبری که تصویربرداری آن به تازگی به پایان رسیده، وارد مراحل فنی شد.
در این تله تئاتر الناز حبیبی، ایوب آقاخانی، شبنم قربانی و رویا فلاحی به ایفای نقش پرداختند و کوهیار کلاری مدیر فیلمبرداری آن است.
تدوین «شام یکشنبه» را نوید توحیدی انجام میدهد.
محمد قنبری پیش از این تله تئاترهای «یک آشنایی ساده» و «سهم زن» را کارگردانی کرده است که در سامانه تیوال در حال پخش است.
محمد قنبری با ساخت تلهتئاتر سعی در پا گرفتن این هنر در بخش خصوصی و ثبت اجراهای نمایشی دارد.
«شام یکشنبه» نمایشنامهای است با لایههای کمدی رمانتیک، که بستری از ناملایمات اجتماعی خانوادگی را روایت می کند.
این تله تئاتر درباره مادری به نام ویولت است که دوبار طلاق گرفته و مخالف ازدواج پسرش به نام چارلی است.
«شام یکشنبه» به نویسندگی دیانا گرنت و ترجمهی معین محب علیان؛
توسط ایوب آقاخانی بازنویسی و دراماتورژی شده است.
پوستر این تله تئاتر را محمدصادق زرجویان طراحی کرده است.
همچنین صدابردار: امین میرشکاری، دستیار کارگردان: امین مکین، طراح گریم: سیامک احمدی، موسیقی: بابک میرزاخانی، طراح لباس: ماهرخ سلیمانی پور، مدیر تولید: مهدی چراغی، طراح صحنه: مرضیه محمدی عوامل اصلی «شام یکشنبه» هستند.
خانوادهی «پروین» به تئاتر شهر رسیدندبه گزارش روابط عمومی نمایش «پروین» به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی و تهیه کنندگی داود نامور بازیگران خانوادهی پروین معرفی شدند.
اکرم محمدی و جواد یحیوی با نمایش «پروین» به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی به سالن اصلی تئاتر شهر خواهند آمد.
اکرم محمدی بازیگر باسابقهی سینما و تئاتر
که فعالیتش را با بازی در نمایش «خسیس» در سال ۱۳۶۴ آغاز کرد، همکاری با کارگردانانی چون علی حاتمی، کیانوش عیاری، مجید جعفری، مسعود فروتن، بیژن بیرنگ، مسعود رسام، مهدی صباغزاده، حسن فتحی، محمد حسین مهدویان، رسول صدرعاملی، داوود میرباقری، پریسا بخت آور، مهران غفوریان، اصغر توسلی، مهران مدیری، خسرو ملکان، سعید سلطانی و … در کارنامهی کاریاش به چشم میخورد. او با بازی در مجموعههای تلویزیونی «خانه سبز»، «پدر سالار»، «شب دهم»،«اولین شب آرامش» به شهرت رسید.
سید جواد یحیوی بازیگر تئاتر و تلویزیون و مجری که با برنامههای «طعم آفتاب»، «درپا» به محبوبیت رسید. وی در نمایشهای «تراس»، «پسران آفتاب»، «زمستان۶۶»، « عشق اتفاقی نیست» و… در مقام بازیگر حضور داشته و با کارگردانانی چون مسعود کرامتی، مهدی گلستانه، بهروز شعیبی، داوود میرباقری، وحید جلیلوند، محمد حسین لطیفی، همایون اسعدیان، رضا عطاران، بیژن بیرنگ، مسعود رسام، شهره سلطانی، محمد رسولاف، احمدرضا درویش، کمال تبریزی، محسن احتشامی و … همکاری داشته است.
نمایش «پروین» به قلم و کارگردانی حسین کیانی و تهیه کنندگی داود نامور از هشتم خردادماه در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر با حمایت انتشارات آنجا و پوشاک گت به روی صحنه خواهد رفت.
پیش از این حضور مهران رنجبر، مجید رحمتی، هوشنگ قوانلو، سهیل ملکی، مریم ندایی و آتنا تندرو در این اثر قطعی شده است. اسامی دیگر بازیگران و عوامل «پروین» متعاقبا اعلام خواهد شد. علاقه مندان میتوانند برای کسب اطلاعات بیشتر صفحهی گروه تئاتر ملی چریکه به آدرس cherike_theatre را در اینستاگرام دنبال کنند.
پیش فروش این نمایش در سامانه تیوال آغاز شده است.
آنتی اویل، موسسه اصلاح و تربیت«آنتیاویل» درباره موسسهایست که قرار است نمادی از مدینهی فاضلهی اخلاقی باشد. همان شهری که پر از فضایل و خصائل نیک انسانیست و بدی و شرارت در آن جایی ندارد و انسانها با صلح و صفا در کنار همدیگر زندگی میکنند. محلی که آدمها میتوانند مراجعه کرده و برای خصوصیات منفی یا آزاردهنده خود یا نزدیکانشان، اکسیری دریافت کنند که آنها را به ویژگیهای مثبت تغییر دهد. اینکه این موسسه، پزشکی، اصلاحی، تربیتی و یا روانشناسی و روانکاویست، روشن نیست. و این گنک بودنِ ماهیت مرکز، تصویر مناسبی از آن در اختیار مخاطب قرار نمیدهد تا بتواند با کلیت و روند نمایش، و آنچه قرار است در ادامه به عنوان “چگونگی درمان” به تحلیلی انجامد، ارتباط برقرار کند. زمان و مکان جغرافیایی نیز هویتی ندارد اما با توجه به سه گروه دو نفره که مراجعهکنندگانند و مشکلاتی مطرح میشود به نظر نمیرسد چندان از فرهنگ ما دور باشد. اما آنچه در پرده آخر اجرا میشود، دیگر به یک موسسهی حمایتی که قرار است به افراد کمک کند تا ویژگیهای خوب و مثبت داشته باشند، نیست، بلکه کشتارگاهی است که اگر مراجعین به تشخیص آنان و درمانی که کارمندان در نظر گرفتهاند، پاسخ ندهند، سلاخی خواهند شد.
به نظر میرسد پیام متن این باشد که نظر دیگران درباره مشکلات اطرافیانشان، از ضعف و مشکلات خود آنان نیز سرچشمه میگیرد و البته متن این تز را نیز دنبال میکند که هیچ فردی بدون معضلات مشخص رفتاری وجود ندارد. بنابراین همه آدمها با نظرگاه آنتیاویل، نیازمند پاکسازی، اصلاح و تربیت هستند. این نمادی از یک بینش صفرو صدیست که خود را متولی و صاحب صلاحیتِ اصلاح جامعه قلمداد مینماید. حالا این صلاحیت چطور به او داده شده، روشن نیست؛ مشابه روشی که قدرت حاکمیت برای مردم جامعه با نظارت و مراقبت، تعیین تکلیف میکند و خوب و بد را با تشخیص اعضای طرف خودش تعیین و مجازاتها را اعمال میکند. یعنی اگر افراد اصلاحپذیر نبودند و یا قالبِ مورد نظر را پیدا نکردند، محکوم به فنا و پاکسازی نسل هستند. این وجه با حضور فردی سیاهپوش که حکم ناظر را دارد، به روشنی منتقل شده در بخش انتهایی اجرا نیز با حکم او خشونتی خصمانه اجرا میشود وقتی یکی از افراد مراجعهکننده، پس از مصرف عصاره آنتیاویل، و عدم تغییر خصوصیت منفی، از بین رفت و حذف شد.
بنابراین حتی اگر متن به نظر کمدی و سرگرمکننده بیاید اما بیش از آن محتوایِ خشونتطلبانه و غیرانسانی دارد. چرا که هر انسان طبیعی، ترکیبی از رفتار و خصلتهای مثبت و منفی را دارد و اگر بجز این باشد رباتی برنامهریزیشده و غیرزمینی است . و اگر به دلیل یک رفتارِ از نگاه عموم منفی یا ناهنجار، محکوم به از بین رفتن باشد، جامعهای باقی نمیماند.
در بخش اجرا،آنتی اویل تلاش دارد با گروه جوان خود، اوقات مفرحی برای تماشاگر بسازد، به همین دلیل و برای آنکه درصدد است مورد رضایت مخاطب قرار گیرد، به وجه سرگرمی و تفریحی اجرا بیش از اندازه پرداخته و حتی به کلیشههای رایج مانند تغییر گویش کلمات و تکههای طنز و یا حرکات بیمعنا مانند بالاپریدن متصدی تماسها، رو آورده است. آنچنان که از ساحت یک اجرای کمدی موقعیتی و جاافتاده در بازی ها دور شده و در سطح سرگرمی باقی میماند. که البته میتواند برای برخی بابِ سلیقه باشد.
تلاش کارگردان در اولین تجربه حرفهای خود، قابل توجه است اگر چه نیازمند کسب تجربه و بهره از خلاقیت و ظرفیتهای بیشتر صحنه و نمایش است.
نیلوفرثانی
«تجربههای اخیر» داستان غمها و حسرتهای همه ماستگروههای دیگر در اجرای این نمایشنامه به بیراهه رفتندتجربههای اخیر امیررضا کوهستانی بارها اجرا شده است و این روزها هم به کارگردانی حسین کشفی در کارگاه نمایش تئاتر شهر روی صحنه است. نمایشی درباره عشق، جنگ و تنهایی انسان مدرن.
همشهری آنلاین، شقایق عرفی نژاد: «تجربههای اخیر» گذر سالهاست: از ۱۹۰۰ تا ۲۰۲۲ . شخصیتها نام ندارند. آنها را به اسم نمیشناسیم، اما نیازی هم نیست. آنها خود ما هستیم. با حسین کشفی، در باره این نمایش صحبت کردیم:
درباره انتخاب متن اول صحبت کنیم. چه جذابیتهایی در متن امیررضا کوهستانی برایتان وجود داشت که انتخابش کردید؟
من تفکر و نگاه امیررضا کوهستانی را دوست دارم و بسیار قبولش دارم. از نگاه من او یکی از متفاوتترین نویسندگان و کارگردانان تئاتر پس از انقلاب است. همینطور بینالمللیترین کارگردان تئاتر ماست. به خصوص در سالهای اخیر اصلا بیشتر خارج از ایران کار میکند تا در کشور خودمان. بسیار خوشذوق و خوش قلم است و چندین سال است که میشناسمش و مراوده داشتهایم و قلمش همیشه برایم جذاب بوده است. تجربههای اخیر هم در میان متنهای او متفاوت است. شاکله اصلی آن متعلق به یک خانم و آقای کانادایی است به نام نادیا راس و جیکوب ورم.
حدود ۲۰ سال پیش که امیررضا سفری به کلن داشته، احتمالا برای یک فستیوال، در آنجا کار را روی صحنه میبیند و جذب نمایشنامه میشود. با آن دو نفر صحبت میکند و از آنها اجازه میگیرد این نمایشنامه را بر اساس معیارهایی که در ایران وجود دارد هم ترجمه کند و هم بازنویسی. آنها هم موافقت میکنند و نتیجه نمایشنامه تجربههای اخیر میشود. امیررضا در این متن تغییراتی میدهد که البته محسوس نیست و بخشی از آنها اصلا به دلیل ملاحظات بوده است. من این نمایش را زمانی که برای اولین بار در تالار نوی همین تئاتر شهر که حالا البته دیگر وجود ندارد، اجرا کرد، دیدم. یعنی ۱۸ سال پیش. شکل و شیوه اجرای امیررضا خیلی عجیب بود و کاملا آوانگارد محسوب میشد و کسی اصلا تا آن روز به این شکل کار نکرده بود. نظر شخصی من این است که آن کار بیشتر شبیه اجراخوانی بود. همه بازیگران پشت یک میز نشسته بودند و فقط دیالوگ میگفتند و تماشاگر هم کنار یا روبهروی بازیگران نشسته بود.
مطمئن هستم خود امیررضا کوهستانی به دلیل نگاه نو و جهان جذابی که دارد، اگر بخواهد همین متن را حالا کار کند، قطعا با این فرم کار نخواهد کرد و شکل نویی به آن خواهد داد. در هر صورت متنی است که خیلی دوستش دارم. قصه بسیار جذابی دارد و در عین این که بازیگران با هم روی صحنه در ارتباط هستند، با تماشاگر هم ارتباط دارند. منظورم البته فاصلهگذاری به معنای برشتیاش نیست. ولی بازیها باید به شکلی باشد که در عین این که آدمها در قصه حضور دارند، با تماشاگر هم ارتباط برقرار کنند. اینها نکاتی است که به نظرم متن را متفاوت میکند. یکی دیگر از نکاتی که وجود دارد این است که هیچکدام از آدمها اسم ندارند، نمایشنامه توضیح صحنه ندارد و شمایل شخصیتها هم توضیح داده نمیشود.
نمایش بین سال ۱۹۰۰ تا ۲۰۲۰ اتفاق میافتد و دو جنگ جهانی نقش مهمی در آن دارد. شرایط جنگ اکراین و زمزمههایی که گاه از جنگ جهانی سوم به گوش میرسد، در کارتان و در انتخاب متن تأثیرگذار بود؟
صادقانه اگر بخواهم بگویم خیر. هرچند همیشه جنگ از نظر من بد است و آن را نفی میکنم و نمیخواهم هیچ جا شاهدش باشم. من خودم متولد سال ۵۹ هستم و زمانی که به دنیا آمدم جنگ ایران و عراق شروع شد و تا ۷-۸ سالگیام در جنگ گذشت.
هیچکس در دنیا از جنگ خاطره خوب ندارد. جنگ خانمانسوز و نابودکننده است. ولی شرایط الان درکار من تأثیری نداشته است. من میخواستم متن را ۳ سال پیش کار کنم که فرصت نشد و بعد هم موج کرونا شروع شد. بنابراین در زمانی که متن را انتخاب کرده بودم، جنگی وجود نداشت. اما وقتی اثر هنری خلق میکنید، اتفاقاتی که در جهان اطرافتان میگذرد، میتواند روی کارتان تأثیر بگذارد.
در پایان نمایش ما هم ۳ دقیقه موسیقی و تصویر پخش میشود و یکی دو فریم از این تصاویر، مربوط به جنگ در اوکراین است. این را هم بگویم که در متن امیررضا کوهستانی ماجرا ۱۰۷ سال طول میکشد، یعنی دقیقا سالی که خودش اجرا میکرد. در نمایشنامه توضیح داده شده که اگر خواستید این متن را اجرا کنید، بهتر است در پایان و در جایی که سالها شمرده میشود، سالی را که در آن اجرا میکنید، بگویید.
خیلی از گروههای اجرایی به دلیل این که درک خوبی از کار نداشتند این کار را نکردند. ولی من نمایش را تا سال ۲۰۲۰ کشاندم. چون تاریخ مدام تکرار میشود. در سال ۱۹۰۰ چیزهایی وجود داشته که با جهان امروز مشترک است. تاریخ مدام در حال تکرار است. این جمله کلیشه است، ولی حقیقت دارد. ولی نمیدانم چرا ما انسانها از آن درس نمیگیریم. جنگ البته نقش مهمی در اتفاقات نمایش دارد، اما بنمایه مهمتری در متن وجود دارد وآن هم حسرتها و جداییهاست و این که قدر یکدیگر را نمیدانیم. در هر صورت امیدوارم هیچ وقت جنگ جهانی سوم که به آن اشاره کردید، رخ ندهد.
با توجه به این که متن بارها پیش از این چه توسط خود امیررضا کوهستانی و چه افراد دیگر کار شده، فکر میکنید شما چه چیزی به متن اضافه کردید؟ چه چیزهایی را برجسته کردید؟
زمانی که امیررضا کوهستانی این متن را اجرا کرد، همانطور که گفتم ماجرای تئاتر ما چیز دیگری بود. در آن زمان متن بسیار تازهای بود. تشخیص امیررضا این طور بوده که به آن شکل کار کند. قصه این اجرا اصلا جداست و بازیگرانش درک صحیحی از کار داشتند و حتی با این که حرکت نداشتند، خوانش درستی ارائه داند. گروههای دیگری هم آن را کار کردند که من هیچ کدام از آنها را زیر سئوال نمیبرم.
ولی به گواه فیلمهایی که از این اجراها در یوتیوب و پلتفرمهای دیگر وجود دارد، این گروهها درک درستی از کار نداشتند. برای من تجربههای اخیر متنی پر از حسرت، انتظار و پر از عشق است. ولی گروههای دیگر به نظرم بیراهه رفته بودند. نمیگویم من و گروهم کامل هستیم. ولی نگاهمان چیز دیگری است. تمام تلاش من این بود که این کار را به زندگی بسیار نزدیک کنم. خواستم زندگی، احساسات و درون انسانها را در آن برجسته کنم؛ حسرتها و غمهایی که همیشه با ما انسانهاست. سالنی که اجرا میرویم از این نظر که بازیگر و تماشاگر به هم نزدیکند، بسیار خوب است. در این چند اجرا هم از بازخوردهایی که گرفتهایم، اینطور فهیمدهام که ارتباط برقرار کردهاند و خیلی خوشحالم.
روند رسیدن به این فرم اجرایی چطور بود؟
در مورد تمام کارهایی که میکنم از قبل تحقیق و پژوهشی در انداره فهم خودم انجام میدهم. من قبل از کارگردانی یک بازیگرم و کار اصلیام اصلا همین است. بنابراین به این اعتقاد دارم که انتخاب یک بازیگر درست برای یک نقش در واقع طی کردن هفتاد درصد مسیر است. بعد میشود بقیه را با تحلیل و تمرین پیش برد.
اولین قدم انتخاب بازیگر درست بود. در متن هیچ توضیح صحنه ای وجود ندارد. در کتاب یک پسگفتار وجود دارد که گفتوگوی دو سه صفحهای است بین نادیا راس و جیکوب ورم که در باره جهان اثر صحبت کردهاند. یکی دو صفحه هم خود امیررضا توضیحاتی نوشته است.
در این قسمت توضیح داده شده متن طوری نوشته شده که کارگردان میتواند جهان خودش را بسازد. در متن فقط آدمها با هم حرف میزنند و هیچ توضیح صحنهای نیست. اسم دارند، ولی فقط برای مشخص کردنشان است و کسی دیگری را خطاب نمیکند و بنابراین اسمی وجود ندارد.
بنابراین همه چیز در ذهن کارگردان است. من فضای ابتدایی نمایش را در طبیعت و در جایی بیرون خانه دیدهام. دختر روی کنده درخت نشسته و با پسر صحبت میکند و صدای باد میآید. کس دیگری ممکن است آنها را در جای دیگری ببیند. من به عنوان بازیگر بیشتر از تکنیک، با احساسم کار میکنم و در کارگردانی هم همین اتفاق افتاده است.
از طراحی صحنه و لباس بگویید. در واقع دکوری وجود ندارد و تنها یک میز است که بعدتر اضافه میشود.
در مورد طراحی لباس چون یک سیر زمانی ۱۲۲ ساله را قرار نشان دهیم، باید لباسهایی طراحی میشد که مربوط به مقطع زمانی خاصی نباشند. در مورد خانمها این طراحی بیشتر دیده میشود. در مورد آقایان لباسی دوخته نشد و فقط انتخاب کردیم.
ولی در هر دو مورد سعی کردم لباسهایی استفاده کنیم که مربوط به زمان خاصی نباشد. فرم لباس خانمها میتوانست ۵۰ سال پیش هم پوشیده شود، امروز هم میتواند استفاده شود. پیراهن مردانه و کت هم طوری است که در دورههای مختلف وجود داشته و طراحیشان کمی متفاوت بوده است. در مورد طراحی صحنه هم فضای اول نمایش در بیرون از خانه و در طبیعت است. تا نیمههای کار اصلا لازم نیست، فضای جدیدی خلق شود. تا زمانی که مرد غریبه در خانه را میزند. در آنجا تماشاگر متوجه در خانه میشود. همه اینها قرارداد است. بعد از آن هم تلاشم این بود وضعیت بصری جدیدی به وجود بیاورم. این کار را هم با میزی که توسط زن و مرد بازیگر جلوی صحنه قرار داده میشود، انجام دادیم.
همین میزی که گذاشته میشود، یادآور میزی است که در کار خود آقای کوهستانی کل نمایش پشت آن اتفاق میافتاد. این ایده را از آن نمایش وام گرفتید؟
به هیچ عنوان. من جهان خودم را ساختهام. متن هم انقدر روان و گویاست که میدانستم چه میخواهم. هیچوقت دنبال این نبودم که از کار کس دیگری استفاده کنم. اصلا دلیلی ندارد از ایده اجرای کس دیگری وام بگیرم.
از سکوتهای کار بگویید. یکی از عناصری که اصولا در کارهای کوهستانی وجود دارد، استفاده از سکوتهای صحنهای است. شما هم از این مسئله استفاده کردید.
کاملا درست است. همانطور که گفتم اگر خوانش و درک صحیحی از متن داشته باشید، خودش به شما میگوید با آن چه کار باید بکنید. این اعتقاد شخصی من است. در متنهای امیررضا سکوت عنصر بسیار مهمی است و در تجربههای اخیر هم همینطور است و سکوت به شدت نقش مهمیدارد . در این چند اجرا کسانی بودند که گفتند جا دارد سکوتها حتی بیشتر شود. هرچند جنس تماشاگر تئاتر امروز به نسبت حتی ۱۰ سال پیش تغییر کرده است و شاید حوصله زیادی نداشته باشد. به همین علت باید کاری کنید که هم خودتان لذت ببرید و هم تماشاگر.
تجربههای اخیر برایتان چه طور تجربه ای بود؟ میدانم که میخواستید در سالن سایه اجرا بروید که نشد. و سالن کارگاه نمایش هم مشکلات زیادی دارد.
از نگاه من تجربههای اخیر تجربههای همه ما آدمهاست. همه مایی که در این زمین زندگی میکنیم. قصه حسرتهای ماست. از نگاه من یک داستان عاشقانه است. البته نه داستان عاشقانهای که تهش رسیدن باشد. این کار برای من تجربه بسیار خوبی بوده است. خیلی خوشحالم که موقعیت فراهم شد و توانستم نمایش را روی صحنه ببرم. ولی ۸ ماه پیش قرار بود کار را در سالن سایه اجرا کنم. اما ورق برگشت یا ورق را برگرداندند و کار به کارگاه نمایش منتقل شد. کارگاه نمایش پیش از این سالن کناری همین محل فعلی بود، آکوستیک سالن بهتر بود و اتاق فرمانش هم طبقه بالا بود، نه در صحنه. ولی متاسفانه در ۱۵ سال گذشته روزبه روز ویرانتر شده است.
بازسازیهای متعددی که اتفاق افتاد، به این مجموعه آسیبهای جبرانناپذیر زده و ظاهرا کسی هم به فکر نیست و اصلا دوست ندارند به فکر باشند. ولی ما فکر میکنیم تئاتر شهر خانه دوم همه تئاتریهاست. عاشقانه دوستش داریم و قلبمان برایش میتپد. دوست نداریم ببینیم روز به روز آسیب به آن میرسد و ویران میشود. دوست داریم گروههای نمایشی و تماشاگران کنار هم در سالنهای این مجموعه کار اجرا کنند و نمایش ببینند و تمرین کنند و اجرا کنند. همه ما یک خانواده هستیم و باید به هم کمک بکنیم. به هر حال سالن کارگاه نمایش مشکلات زیادی دارد ولی خوشحالم که توانستم کارم را اجرا ببرم و خرسندم که تماشاگر این کار را میبیند. او ممکن است به چیزی که من از نظر فنی فکر میکنم فکر نمیکند و از کار لذت میبرد.
حرف آخر؟
در شرایط امروز تئاتر که حتما به آن واقفید تمام عوامل کار از بازیگران و عوامل پشت صحنه، همه با قلبشان سر کار حاضر شدند. صمیمانه از آنها تشکر میکنم. از ۲ نفر هم به شکل ویژه دوست دارم تشکر کنم. یکی وحید کریمی، تهیهکننده کار که از دوستان قدیمی من است و خودش هم تئاتری است و کاری کرد که پروژه من پیش برود. نفر بعدی طراح نور کار است. رضا خضرایی به کار من جان داد و طراحی نورش به کار ما کمک زیادی کرد.