تیوال Fatima_bahrami | دیوار
S3 : 04:06:02
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
لینک آهنگی که می ذارم Lilium تیتراژ یه انیمه ی خیلی محبوبِ ژاپنی به اسم Elfen Lied هست که واقعیتش خودم انیمه ش و دوست ندارم.
اما عاشق موسیقی این انیمه هستم. موسیقی کار یه آهنگساز محبوبِ ژاپنیِ، من خیلی باهاش آشنا نیستم اما فقط کافیه اینک لینک و دانلود و بعد گوش کنید.
آدم و توی یه خلسه ی خیلی بدی می بره، لذت و غم و افسردگی و... خیلی حس های مختلف...

http://s2.picofile.com/file/8100867600/Elfen_Lied_Lilium_full_by_Konishi_Kayo_Kondoo_Yukio.mp3.html

راجع به انیمه:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87_%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86

قشنگ بود ، مرسی
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
سپاسگذارم بابت پیشنهاد زیبا و خوبتون.
موفق باشید و شاد.
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
زیبا...
سپاس فاطیما بانو جان
۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدی یراحی و محسن چاوشی!



با هم نبودیم | مهدی یراحی | آلبوم امپراتور
این آهنگ هم پیشنهاد میشه
همه چی و بی خیال موسیقی و بچسبید خیلی لطیفِ
به نظرم واقعا این بشر توی آهنگسازی یه نابغه س، خصوصا کلاسیک!

http://s4.picofile.com/file/7996743224/07_Ba_Ham_Nabodim.mp3.html

متن ترانه:
ما هیچ وقت با هم نبودیم
اتاقمون از هم سوا بود
اما کسی این و نفهمید
این ... دیدن ادامه » رازِ بین ما دوتا بود

این خونه آرامش نداره
با اینکه چیزی کم نداریم
یک عمر با من بودی اما
ما بچه ای از هم نداریم

من زخم می زدم قبوله
اما تو هم مرحم نبودی
هر بار رفتی خواب بودم
هر بار برگشتم نبودی

گاهی دلم فریاد می خواد
گاهی دلم میخواد بدشَم
گاهی دلم میخواد یک بار
از عرضِ این احساس ردشَم

این خونه آرامش نداره
با اینکه چیزی کم نداریم
یک عمر با من بودی اما
...


دوست داشتم | محسن چاوشی

http://s3.picofile.com/file/7983792682/Mohsen_Chavoshi_Dooset_Dashtam.mp3.html

اگه یه روز این آهنگ و گوش نکنم حس می کنم یه چیزی گُم کردم!
محشره! پُر از احساس! من به کسایی که خوره ی رپ هستن هم این آهنگ و دادم گوش کردن و دیوونه ش شدن، با وجود اینکه اصلا چیزی به غیر از رپ یا موسیقی سنتی گوش نمی دادن!
خلاصه می خوام بگم همه جور سلیقه ای پسندیدنش...


sanaz m.barin، محمد مهدی صحراپور و کاکتوس این را دوست دارند
گاهی دلم میخواد یک بار
از عرضِ این احساس ردشَم

***
۲۸ بهمن ۱۳۹۲
مرسی از هر دو :)
منم همه ی کارهاش و دوست دارم حسِ خوبی به آدم میده.
۲۸ بهمن ۱۳۹۲
یراحی خیلی خوبه ، چاوشی اما عالیه به خصوص این کارش.
۲۹ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم جدید فرزاد فرزین (شخصی) به شدت پیشنهاد می شه.
بیشتر آهنگاش و دوست دارم، مثل آلبوم مهدی یراحی که همه ی ترک هاشون و دوست دارم، الان دارم ترک قطار و گوش میدم خیلی خوبه:

وقتی من رسیدم قطار رفته بود
تو مه و دود، جا موندم
هر چی تو دلم بود، نشد که بگم
من پشتِ غم، جا موندم
هر جایی که میرم یادت با منِ
بارون می زنه، اینجایی!
می ترسم اسمم یه روز از یادت بره
با فاصله، تنهایی

رفتی از ذهنِ این خیابون
تو گریه های بارون
مــن، می مُردم
چیزی ... دیدن ادامه » نگفتم از این سکوت
به اون که خونه نبود
دل سپردم
رفتی...


بیاید برای حمایت از کار خوب آلبوم هارو خریداری کنیم به امید کارهایی بهتر...

فقط این ترک و برای دان میذارم، برای این کار مجبور شدم خودم دانلودش کنم:

http://s5.picofile.com/file/8113829600/05_Ghataar.mp3.html
علی راد این را خواند
sanaz m.barin و taha این را دوست دارند
لایـــــــــــــــــک!
۲۸ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازیگر نقش پسر بچه عوض شده؟
آخه تو این عکس اصلا شبیه باران معادی نیست!!

http://www.tiwall.com/files/cache/g%20%2838%29_rbe859f8375f2db9c62f134ee00992ad7.jpg

raha azimi این را خواند
کیمیا توکل نیا این را دوست دارد
سه نفر هستند که نقش پسر بچه رو بازی می کنند هر شب یا چند شب یک بار عوض می شوند.
۲۹ بهمن ۱۳۹۲
من باران معادیو ندیدم , اما نقش پسر بچرو 3 نفر بازی میکنن , من اجرای همین پسر بچرو دیدم .
۲۹ بهمن ۱۳۹۲
نمی دونستم!
آخه اسم اون یکی ها هم نوشته نشده و من ندیدم.
من اجرای باران معادی و دیدم. اتفاقا برام جالب دوست داشتنی بود که پدر و دختر با هم بازی میکنن.
۲۹ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیشنهاد چند شرکت خارجی برای پخش جهانی «شیار143»/ توضیح درباره پخش کننده ایرانی



محمدحسین قاسمی در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس با بیان مطلب فوق اظهار داشت: پس از پایان جشنواره فیلم فجر و کسب موفقیت در کسب سیمرغ مردمی تماس‌های مختلفی برای پخش داخلی و خارجی«شیار143» داشتیم و در حال بررسی پیشنهادات هستیم.

وی افزود: تاکنون شرکت هایی از کشورهای آلمان،بلاروس و آمریکا خواستار عقد قرارداد برای پخش جهانی فیلم شده اند که به زودی و پس از بررسی همه پیشنهادات تصمیم لازم را خواهیم گرفت.

قاسمی همچنین در خصوص پخش کننده داخلی «شیار143» نیز گفت: علی رغم آنکه در خبری عنوان شد هدایت فیلم «شیار143» را پخش خواهد کرد اما این شرکت نیز یکی از دفاتر پخش مذاکره کننده برای پخش داخلی است و هنوز هیچ قرارداد پخش داخلی نیز نبسته ایم و ظرف روزهای آینده تکلیف پخش کننده ... دیدن ادامه » داخلی نیز مشخص خواهد شد.

براساس این گزارش، فیلم سینمایی «شیار143» در سی و دومین جشنواره فیلم فجر توانست سیمرغ بهترین بازیگر زن، جایزه ویژه هیات داوران در بخش بهترین فیلم و سیمرغ بهترین فیلم از نگاه مردم را کسب کند.
حمیدرضا صیاد دریابخش و raha azimi این را خواندند
سارا این را دوست دارد
:))
۲۸ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش گاردین از سی و دومین جشنواره فیلم فجر: «شیار ۱۴۳» بهترین فیلم


گزارشگر گاردین در ادامه به فیلم «شیار 143» ساخته «نرگس آبیار» به عنوان بهترین فیلم جشنواره اشاره می‌کند. یک روایت زنانه بی‌نظیر از جنگ ایران و عراق که موضوع آن در یکی از روستاهای مرکزی ایران به وقوع می‌ پیوندد. این فیلم در عین حالی که اشک مخاطب را در می‌آورد، حسی از راحتی و اطمینان خاطر به او القاء می‌کند.

به عقیده گزارشگر گاردین، سینمای ایران به فیلم‌هایی از جنس «شیار 143»، بیشتر نیاز دارد؛ فیلم‌هایی که بدور از شعارها و تبلیغات، در قالب زندگی افراد معمولی که برای همیشه زندگی‌اشان تحت تاثیر جنگ قرار گرفت، تبعات جنگ ایران و عراق را به تصویر بکشد. «نرگس آبیار» نماینده نسل جدیدی از فیلمسازانی است که باید داستان‌‌های پدرانی را روایت کنند که خود دیگر قادر به این کار نیستند.
فاطیما جان لینک گزارش رو می تونی برامون بذاری؟
۲۶ بهمن ۱۳۹۲
ممنون :) بیشتر منظورم لینک خود گاردین بود. می گردم پیدا می شه احتمالا.
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
اون و متاستفانه نمی دونم ولی اگه با اسم خود guardian جستجو کنید حتما پیدا میشه.
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جایزه بهترین بازیگر زن واقعا حقِ مریلا زارعی بود!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخ جون! حتما میرم :)
ساناز عشق تئاتر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جناب ( nothing ) من ندیدم کسی توهین کنه! نمی دونم شاید واقعا ندیدم و کسی توهین کرده!
تحریم هم یه نظرِ شخصیِ حالا به این واژه تکیه نکنید چون مطمئن باشید کسی که داشته باشه و دوست هم داشته باشه بره... میره! (چرا که نه؟)
اما خب ما نه می تونیم یه همچین قیمت هایی و پرداخت کنیم نه اینکه دلمون میخواد... دسته های دیگه ای هم هستن. اونایی که هم می تونن و هم دلشون میخواد... اونایی که می تونن و دلشون نمیخواد... اونایی که دلشون میخواد و نمی تونن...
خیلی ها که تعدادشونم کم نیست اسم تحریم روش می ذارن مثل من حالا شوخی یا جدی... این نظرِ شخصیِ ما هست و به قول خودتونم نظراتِ همه قابلِ احترامِ دیگه!
ما هم کاری و که بتونیم بریم و دوست داشته باشیم بریم... میریم... نتونیم و دوست نداشته باشیم... نمیریم... اینها همه بستگی به دو طرف داره یک طرف خودمون طرفِ دیگه نمایش موردِ نظر...

در کل ممنون ... دیدن ادامه » از راه حل هاتون :)
سحر بهروزیان و zahra cheshme این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب یا بهتر بگم دوشنبه دیشب کار و با برادرم دیدیم. به گمونم تقریبا ساعت یازده و نیم بود که تموم شد!
من که خیلی از کار لذت بردم! حالا برعکس داداشم اصلن خوشش نیومد. خب مجبور بودم با همراه برم چون ساعتِ نمایش اصلن مناسب تنها رفتن اونم برای من نبود و از طرف دیگه برادرم از تئاتر کلن خوشش نمیاد و بازم از طرفای دیگه... اولین بارش بود و طبق آشنایی به نمایشنامه و سبک و سیاقش می دونستم از این نمایش خوشش نمیاد و به احتمال صد درصد توی دلش بدجوری قیلی ویلی میره تا کله ی منو بکنه.
اتفاقن وقتی کار تموم شد برگشت گفت شانس آوردن تموم شد وگرنه میخواستم برم اون بالا پیمان معادی و بزنم. :) (با عرض معذرت) :)))
زیاد وارد حاشیه نشم. خیلی کار و دوست داشتم از طراحی صحنه و لباس و گریم گرفته تا نورپردازی و بازی بازیگرا و کارگردانی و...
مشخص بود برای رسیدن به این کار خیلی زحمت کشیدن. روی تک تک حرکاتشون کار کردن. روی تک تک دیالوگ ها و نحوه ی گفتنشون... خیلی خیلی خیلی خیلی کار پرزحمتی بود و هست و من از صمیم قلب بهشون خسته نباشید میگم.
برعکس چیزی که میخواستن یا شاید باید اتفاق میفتاد اصلا احساس خستگی نکردم. دلم نمی خواست تموم بشه. وقتی تموم شد هم ناراحت بودم هم خوشحال... من این انتظار و دوست داشتم. برام مهم نبود چقدر طول میکشه تا هر چقدر که طول میکشید منتظر می موندم.

دیدم یه سری ها خوابشون بُرده بود، مثلا آقایی که کنارِ برادرم نشسته بود. یا یه سری ها فقط و فقط به خاطر بازیگرِ خاصی اومده بودن و فن حساب می شدن، اصلا نمی دونستن باید بمونن و بعد از تموم شدن پرده اول میخواستن برن که به بعضی هاشون گفتم... سالن هم خالی نشد فوقش یکی دو نفر رفتن!

من با بازی ها مشکلی نداشتم. هر کسی جایی بود که باید باشه. نقشی و داشت که باید داشته باشه. قبل از این برام سوال بود چرا پیمان معادی اونم ولادیمیر؟ ولی حالا به این انتخاب احسنت میگم. همه ی بازیگرا ... همه و همه عالی بودن حتی باران کوچولو... دوستش داشتم... دارم. ای کاش تموم نمیشد. :(




پ.ن: برای اولین بار ردیف 12 بودم! و برای اولین بار به این فکر افتادم که چقدر این ردیف خوبه! کُلی خوشم اومد. هر چند قبل از اینم از ردیف 8 و به بعد و میپسندیدم...

پ.ن: ... دیدن ادامه » یک عدد زوج مقابل من و برادرم نشسته بودن که از اول تا آخر یا کله ها بهم چسبیده بود و پیچ پیچ می کردن یا با تلفن همراهشون ور می رفتن و بازم پچ پچ می کردن یا سیخ مینشستن و بازم پچ پچ می کردن و می خندیدن.... خیلی اذیتم می کرد! اتفاقا یه جا یکی از دخترا برگشت به دوستش گفت: تو اصلن چیزی از این نمایش فهمیدی؟؟ بیا بریم بابا :دی (ولی بدشانسی نرفتن که منم یه نفس راحت بکشم!)

پ.ن: این متن بیشتر یه نظرِ شخصیِ...
انصافا هم برادرتون حق داشته بنده خدا! :)) برای اولین تجربه تئاتر بسیار سنگینیه و بعید می دونم دیگه به سالن تئاتر برگرده. لذت بردم از اشتراک حس شخصیتون. سپاس
۲۲ بهمن ۱۳۹۲
همینطوره همون شب برگشت گفت دیگه برای تئاتر دیدن رو من یکی حساب نکن!!
ممنون از نظرتون :)
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ولادیمیر: حیران میان گور، و تولدی سخت. گورکن آن پایین، آرام آرام دست به کار قابلگی می شود. ما به اندازه ی کافی وقت داریم که پیر شویم. هوا پُر از ناله های ماست. ولی عادت گوش ما را بدجوری سنگین می کند...
پوتزو: آدم ها روی قبر به دنیا می آیند. لحظه ای نور سو سو می زند، و بعد دوباره شب سر می رسد.




استراگون: فکر خوبی است، بیا بهم فحش بدیم.
ولادیمیر: کودن!
استراگون: انگل!
ولادیمیر: ایکبیری!
استراگون: زنجیری!
ولادیمیر: موش فاضلاب!
استراگون: کشیش بی صاحاب!
ولادیمیر: مُنگل!
استراگون: (با قاطعیت) منــتــقـــــد! :)
ولادیمیر: وای! (چهره درهم می کشد، شکست خورده، و بر می گردد.)
این قضیه رایگان بودنش چیه؟
محیا پارسائی این را دوست دارد
خب رایگانه دیگه در هفته فرهنگی :))
تماس بگیرین ثبت نام کنید :)
۲۰ بهمن ۱۳۹۲
زهرا جان فقط برای آشنایی با رشته ها یک هفته ب صورت رایگان بود ! با شروع ترم جدید هزینه ها هم منظور میشه :)
۱۴ اسفند ۱۳۹۲
آهان مرسی :)
۱۵ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پوتزو: اشک های دنیا کمیتِ ثابتی دارد. چون هر کسی که گریه کند، جایِ دیگر یک نفر دست از گریه کردن بر می دارد. در مورد خنده هم همین طور است. پس بیایید از نسل خودمان بد نگوییم، چون اصلا از نسل های قبلی بدبخت تر نیست. زیاد هم تعریفش را نکنیم. اصلا ازش صحبت نکنیم.
عاشق تئوری پوتزو بودم در مورد اصل بقای خنده که از بین نمیره.فقط از فردی به فرد دیگه منتقل میشه:))
۱۴ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ولادیمیر: هر کسی صلیب خودش را به دوش می کشد، تا روزی که بمیرد، و فراموش شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

استراگون: خنده داره. هر چه بیشتر می خوری، بدتر می شود.
ولادیمیر: در مورد من دقیقا بر عکس این است.
استراگون: یعنی چی؟
ولادیمیر: هر چه جلوتر می روم به آشغال عادت می کنم.
استراگون: این یعنی برعکس؟
ولادیمیر: به طبع آدم بر می گردد.
استراگون: به شخصیتش.
ولادیمیر: کاریش نمی شود کرد.
استراگون: تقلا کردن بی فایده است.
ولادیمیر: آدم همانی است که هست.
استراگون: لولیدن بی فایده است.
ولادیمیر: ذات عوض نمی شود.
استراگون: هیچ کاریش نمی شود کرد.

نمایشنامه ... دیدن ادامه » در انتظار گودو
ترجمه علی اکبر علیزاد
چه خبره :|
والا اگه می تونستم هم نمی رفتم.
رفت تو لیستِ تحریمِ ما...

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایشنامه خوانی چی شد؟ اجرا شد؟ عکسی ازش نیست؟
علی اصغر شیرازیان این را دوست دارد
خیلی دوست داشتم باشم :((
۰۸ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وای خیلی دوست دارم برم...
manimoon و زهره شاداب این را خواندند
محسن عوض زاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید