تیوال محمد | دیوار
S2 : 04:26:10
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
از تاخیر نیم ساعته اش که بگذریم (به دلیل اینکه اونقدر عادی شده که اعتراض به جایی نمیرسه) بازیها رو دوست داشتم مخصوصا علی سرابی که فوق العاده بود... تغییر لباسها توی اون فرصت کم واقعا مشکل بود و کمتر توی تئاتر دیده میشه اما توی این نمایش چندین بار انجام شد و قابل تحسینه... شاید تنها ضعف این نمایش، ریتم داستان بود. ریتمش یکنواخت نبود، یه جاهایی واقعا خسته کننده بود (مخصوصا پرده هایی که خانم کیخایی با آقای سرابی بازی میکرد)... در مجموع کاش داستانش قویتر بود... اینو یادم رفت: ایده های جالبی داشت مثل اسلوموشن کردن جاهایی که بعضی کلمات گفته میشد یا 25 یا تکرار دیالوگها... خوشم اومد
پی نوشت: یادمه اوایل که کامنتهای این نمایش رو می خوندم یکی از دوستان نوشته بودند که بهترین (یا یکی از بهترین) نمایشهای 50 ساله اخیر!!!! که من به هیچ وجه چنین توصیفی رو برای این نمایش ... دیدن ادامه » قبول ندارم... شاید هم سطح توقعم رو باید پایین بیارم...
قابل توجه سیاوش حیدری عزیز :)
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
نه محمد جان مخصوصا گفتم آخه یه جورایی داستان اون جوری که شما فکر می کنی نیست :)
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
آها از اون لحاظ ;)
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد
درباره نمایش قصه ظهر جمعه i
همیاری جان
بلیط روزهای بعد کی باز میشه؟
میتونید از سایت گیشه تئاتر بلیط بخرید. هم روزهای آتی رو داره و هم ردیف های جلوتر.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
ممنون جناب بهرنگ
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد
درباره نمایش مم و زین i
نمایش خوبی بود. به همه عوامل خسته نباشید می گم و ازشون تشکر میکنم
در مورد نمایش فکر میکنم اگه به جای 70 دقیقه، 100 دقیقه بود خیلی بهتر می تونست نمایش نامه رو اجرا کنه، خیلی جاها سرسری رد میشد و به روش نقل اجرا میشد.
صحنه بیرون کشیدن مم از چاه خیلی خوب طراحی شده بود. 4 دوربین همزمان :)))) از اون قسمتش خیلی خوشم اومد.
گروه موسیقی هم خیلی خوب بود مخصوصا اجرای ساز قانون عالی بود...
در مجموع هم فکر میکنم ارزش دیدن داره...
دوست عزیز از شما بابت نظراتتون درباره نمایش مم وزین صمیمانه سپاسگزاربم. ( از طرف گروه نمایش مم و زین )
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
جناب درزی
ممنون از شما و گروهتون و تشکر ویژه بخاطر توجه تون به مخاطبینتون
با آرزوی موفقیت روز افزون
۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برچسب تیوال مرا می خواند...
کامنتها مرا می راند...

رفتن یا نرفتن!!!! مسئله این است!!!!!!!...
رفتن!
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
کلا از کارهای گوران خوشتون نمیاد؟ یا تحریمند!؟
۲۸ فروردین ۱۳۹۳
ممنون بانو محمدی عزیز که پاسخگوی کنجکاویِ من بودید :)
۲۸ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان
مگه این نمایش تا 31 فروردین ادامه نداره؟ بلیط روزهای جدید رو نمی خواهید باز کنید؟
درود بر شما
سانس های تازه روی تیوال جای گرفت
۲۳ فروردین ۱۳۹۳
بابا ایول به این گروه همیاری که هم شب زنده داره هم سحرخیز
دمتان گرم و سرتان خوش باد.
۲۳ فروردین ۱۳۹۳
ممنون از شما گروه همیاری عزیز
۲۳ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پدر رنجرو: کجا می خوای بری این موقع شب؟
رنجرو: سازمان ملل
پدر رنجرو: اونجا بری چی بگی؟
رنجرو: یه حرفهایی که تو دل خومه (خودمه)
----------------------------
وقتی این فیلم اکران میشد، چند بار سعی کردم که برم ببینمش.... هر بار به دلیلی نشد... امشب شبکه شما پخشش کرد... تمام مدت درگیر دیالوگهاش بودم و هر چقدر رو به آخرتر میرفت، دیالوگهاش کاملتر میشد...
واقعا باید تحسین کرد عوامل این فیلم رو (صدا و سیمای مرکز بوشهر) که با هزینه کم و بدون ادعا تونستند همچین فیلمی رو بسازند... بی صبرانه منتظر انتشار نسخه ویدیوییش هستم... بیش از یکبار ارزش دیدن داره
به احتمال زیاد شما جنوبی نیستین یا جنوبیا رو خوب نمیشناسین چون فیلم خوبی نیست و فقط واسه کسایی جالبه که یه فرهنگ و آداب و رسوم و لهجه ی متفاوت رو میبینن
۲۱ فروردین ۱۳۹۳
جناب باقری
بله من نه جنوبی هستم و نه تا بحال به جنوب سفر کردم... دلیل اینکه از نظر شما فیلم خوبی نیست رو نمیدونم ولی روی من خیلی اثر گذاشت... دیالوگهاش خیلی خوب بود.... بازی شخصیت رنجرو هم فوق العاده بود...
۲۱ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد
درباره نمایش خرمگس i
نمایش نامه اش واسه من چندان جذاب نبود... هر چند که دکورش رو خیلی دوست داشتم و بازیها هم خوب بود اما کلیت داستان جذاب نبود واسم... البته این رو هم بگم که اونقدر هم کسل کننده نبود که آدم تحملش کنه.......... در مجموع به نظر من 65 تا 70 از 100....
65 تا 70 خیلی بالاست که! آقا من انتظار داشتم یه بلایی سر این نمایش بیاری شما :) خب بحث خط داستان و نپسندیدنش یه مساله ی کاملا شخصیه که من حق ندارم در موردش بحث کنم که چرا شما دوست نداشتی. از نظر فرم هم که ظاهرا مورد قبولتون بوده. می مونه محتوای کار. در مورد همین ... دیدن ادامه » محتوا می تونیم بیشتر حرف بزنیم. این که به نظر شما پیام کار چی بوده و چرا این پیام به نظر شما کشش داستانی لازم رو نداشته. فکر کنم این طوری بهتر میشه نمایش رو باز کرد تا بقیه هم استفاده کنند.
۲۰ فروردین ۱۳۹۳
چرانظرم در مورد بازی اقای اقاپور نیست !!!!!!!!!!!!
سیاوش بازی اقای ملکی خیلی خوب بود بسیار دوست داشتم :)
۲۰ فروردین ۱۳۹۳
سلام ]قای حیدری ممنون .خوشحالم تو این جمع هستم.
۲۰ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این همه نمایش خوب به صورت همزمان داره می ره روی صحنه.... کاش فرصت شه همشونو ببینم.... وقت ما کوتاه و تئاترها بر نخیل :)
و قیمت ها گران :)
۱۷ فروردین ۱۳۹۳
نخیل نمادی از همه اینهاست دوستان ;) قیمتهای بالای بلیطها، سالنهای بالای شهر و تردد مشکل و ساعتهای بد موقع اجرا و .... :)
۱۷ فروردین ۱۳۹۳
از زمانى که رضا شاه گروهبان دوم بوده تا حالا نشده که انقد نمایش خوب هم زمان رو صحنه بره،مجبور شدم تو سه روز پنج تا کار ببینم!
۱۸ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد
درباره کنسرت رضا یزدانی i
فوق العاده بود....
خیلی منتظر بودم آهنگ آدم یه جاهایی رو مجبوره رو بخونه ولی نخوند....

باید با قرصها مهربونتر شم .... بعد از تو روزی دوتا، کافی نیست....
آذرنوش، zahra cheshme، Ida kh، آرزو و niloofar.Lotus این را دوست دارند
اره منم دوست داشتم اینو با تحویل سال بخونه ولی نخوند تحویل سالو باید میخوند الان دمه عیده ....بعده عید نمیچسبه!
۲۳ اسفند ۱۳۹۲
قبولم نمیکند رو نخوند. البته من سانس 16:30 رفتم. شاید شما 22 رو رفتید
۲۳ اسفند ۱۳۹۲
بله من ساعت 10 بودم.
۲۳ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد
درباره فیلم طبقه حساس i
طبقه حساس
یک کمدی شریف... و البته همراه با نکاتی ظریف برای اینکه مخاطب بهش توجه کنه و فکر کنه...
ممنون رضا عطاران عزیز... برای اینکه هستی و برای اینکه اینقدر فوق العاده ای...
دیشب همراه با دوتا از دوستانم که اولین بار بود به تئاتر می رفتند این نمایش رو دیدیم. اونها هم خوششون اومده بود. نمایش خوبی بود. حداقل تکلیفش با خودش مشخص بود. مطابق انتظاری که ازش میرفت اجرا شد و به نظر من توی هدفش که خندوندن تماشاگران بود، موفق بود. و با نظر دوستان تیوالی هم موافقم که خسته کننده نبود
الهه الف، سینا، شاهین نصیری، محمد مهدی توانا و نسیم این را خواندند
زهره شاداب این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد م
درباره نمایش شمعدانی ها i
امشب فرصت شد که این نمایش رو ببینم
خیلی بیشتر از این توقع داشتم
متن کلیشه ای و قابل پیش بینی
تموم شدن داستان کلیشه ای تر
خان عمو این وسط یعنی چی؟ فرشته عاشق خان عمو بود؟ مگه به عموی بزرگ نمی گن خان عمو؟
اون آقای ژنده پوش که وقتی نمایش متوقف میشد می اومد وسط چیکاره بود، اولا که چای میداد دست خانجون، روزنامه رو از فرامرز میگرفت... کلا یه سری کارهایی که سر و ته نداشت...
و اونجور که توی کامنتها دوستان نوشته بودند نمایش کمیکی نبود. با آروق و تکرار یک کلمه و عبارت تکراری (زنگ بزن 110، زنگ بزن 911) و تکیه روی اون نمیشه مخاطب رو خندوند... دعوای کلیشه ای مادر شوهر و عروس و ....
به امید بهتر شدن

niloofar.Lotus، بیتا نجاتی و sanaz m.barin این را خواندند
رامندی و سارا یزدانی این را دوست دارند
خان عمو دوست قدیمی شمعدانی بود و اگر کمی دقت میکردید خیلی چیزهای بیشتری از نمایش متوجه میشدید دوست عزیز!!!! خیلی دیدیم دختران جوان در سنسن 19 تا 22 سال به مردان سن بالا علاقمند میشن اینکه چیز غریبی نیست!!!! درباره خلام باید بگم بازهم اگر بهتر نمایش رو میدید ... دیدن ادامه » متوجه میشدید که غلام خدمتکار و سرایدار شمعدانی ها بود که در خانه قدیمی آنها زندگی میکرد و داستان زندگی اونهارو به یاد میاورد درواقع شمعدانی ها مشتی خاطرات بودند که غلام از خانه قدیمی شان بیرون میاورد . همه عکسهای خاک خورده ایی که گهگاه تمیزشون میکرد . به هرحال اگر موقعیتهای کیک ـ تراژیک این نمایش شمارو تحت تاثیرقرار نداده باید گفت هرکس سلیقه ای داره ما که خندیدیم
۱۴ اسفند ۱۳۹۲
من از دیدن نمایش خیلی لذت بردم . این روزها به نظرمن باید به هربهانه ای مردم رو خندوند .هرکس هم که مردم رو شاد میکنه دست مریزاد و دمش گرم
۱۴ اسفند ۱۳۹۲
ممنون جناب عامری بابت توضیحات در مورد غلام و عاشق شدن فرشته. البته من اینها رو فهمیده بودم ولی اومدن غلام توی نمایش چه لزومی داشت؟؟؟ در مورد فرشته من یه چیز دیگه نوشته بودم. اگه عموش بود که نبود (چون فامیلیش با این خانواده یکی نبود) چرا بهش می گفتن خان عمو؟؟؟ ... دیدن ادامه » اون قصه ای که شما فرمودید بحثش جداست. در کل متن بسیار ضعیفی بود. جملات کلیشه ای، داستان کلیشه ای و ... در مورد سلیقه هم بله، همینطوره. من نتونستم با اون جملات بخندم.

سرکار خانم بهمنش ممنون از نظر شما. با شما موافقم که هر کسی بتونه مردم رو بخندونه باید ازش تشکر کرد.
۱۴ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زنده باد میکائیل شهرستانی عزیز... مخصوصا نقش دوم عالی بود...
manimoon، زهره شاداب و محمدرضا دانش این را خواندند
تینا، sahar amini، سحر بهروزیان و سجاد وطن دوست این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود... ممنون از ارژنگ امیر فضلی عزیز و خسرو احمدی... خسرو احمدی و ارژنگ امیر فضلی یادگارهای نوستالژیک بچگیهای ما هستند... همین النگ و دولنگی که توی نمایش هم بهش اشاره شد... یادش بخیر...
شیرین این را خواند
سین الف، مرجانه مهاجر، اشکان امیر، مجید زنجانی و حسین بدلی این را دوست دارند
البته ولی ارژنگ النگ نبوداا...
۱۳ اسفند ۱۳۹۲
بله، ارژنگ النگ نبود... یادمه ;)
۱۳ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد م
درباره نمایش پلاک ۸ i
کلا بد نبود هر چند متنش چندان قوی نبود و آدم رو یاد تله فیلمها می انداخت ولی در حد خودش خوب بود/ ممنون
ممنونیم که تشریف آوردید ...
۱۲ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید