هفته اول نمایش «نامقصد» به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام با استقبال مخاطبان در سالن استاد انتظامی روی صحنه رفت.«نامقصد» با استقبال مخاطبان روی صحنه رفتنمایش «نامقصد» به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام و تهیه کنندگی عماد اخلاقی، در هفته اول اجراهای خود با استقبال قابل توجه مخاطبان روبرو شد و با اتمام ظرفیت سالن به روی صحنه رفت. این نمایش پس از یک روز تعطیلی به علت وفات، امروز ۲۸ اردیبهشت، هفته دوم اجراهای خود را در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران آغاز میکند.
در این اثر نمایشی ناهید عساکره، سحر بیرانوند و نازنین میهن به ایفای نقش میپردازند.
در خلاصه این اثر آمده: سه دوست قدیمی دوران دانشکده هنر و آکادمی تئاتر، در زمان حال به روایتهای موازی از مسیر زندگی ده ساله خود میپردازند...
«نامقصد» تا ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ هر شب به جز شنبهها، ساعت ۱۸:۳۰ در سالن استاد انتظامی روی صحنه خواهد رفت و علاقمندان می توانند با مراجعه به سایت تیوال، جهت تهیه بلیت این نمایش اقدام کنند. قابل ذکر است که دانشجویان محترم می توانند در روزهای یکشنبه و سه شنبه بلیت این اثر نمایشی را با وارد کردن کد tiwallstudents و اعمال ۳۰٪ تخفیف تهیه کنند.
عکاس: کوروش برزی
طراح گرافیک: استودیو آوانس کات
نمایش «لانگ شات» به کارگردانی محمدرضا مالکی پس از سه سال از آخرین اجرا، برای چهارمین بار روی صحنه میرود.دور چهارم اجرای «لانگ شات» در هاموننمایش «لانگ شات» به نویسندگی محمدرضا مالکی و جواد خورشا و کارگردانی محمدرضا مالکی که فروردین و اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۲ در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر با استقبال مخاطبان و منتقدان روی صحنه رفت، فصل چهارم اجراهای خود را در تئاتر هامون آغاز خواهد کرد.
داستان این اثر نمایشی با بازی محمدرضا مالکی روایتگر بخشهایی از زندگی شخصیتی به نام رضا مژده کارگر خیاطی است که عاشق سینماست. او یک شب در محل کار خود میخواهد فیلمی با گوشی همراه از خودش ضبط کند تا برای یک دفتر سینمایی بفرستد. این اثر در ستایش تمام هنروران و عاشقان بازیگری در سینماست.
در دور چهارم اجراهای «لانگ شات»، امیرموسی کاظمی به عنوان مجری طرح، سینا ییلاق بیگی؛ طراح صحنه، حافظ وقار؛ طراح نور، محمدرضا مالکی؛ طراح لباس، محمد سلیمانشاه؛ طراح پوستر، پریسا روزبهانی؛ دستیار کارگردان و برنامه ریز، آرنیکا نوبهاری؛ مدیر صحنه و میثم شاه حسینی؛ ساخت تیزر حضور دارند.
اجرای محدود «لانگ شات» در تئاتر هامون از ۳۰ اردیبهشت ماه ساعت ۱۹ آغاز میشود و بلیت آن از طریق سایت تیوال به فروش میرسد.
«نامقصد»؛ روایتی از شکست سفر قهرمانفریال آذری منتقد هنری در یادداشتی، به نقد و بررسی نمایش «نامقصد» به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام، تهیه کنندگی عماد اخلاقی و بازی ناهید عساکره، سحر بیرانوند و نازنین میهن پرداخت که در سالن استاد انتظامی خانه هنرمندان ایران به روی صحنه رفته است.
به گزارش پایگاه خبری گیتی آنلاین، نمایش «نامقصد» که در خانه هنرمندان به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام بر روی صحنه است در سطح روایت داستانی درباره یک تراژدی فردی است، اما در لایههای عمیقتر به سازوکارهای اجتماعی خشونت و شیوههای بازتولید آن در حافظه فردی و جمعی میپردازد. تجاوز مهران به آبان در ظاهر یک کنش فردی است، اما نمایش بهتدریج نشان میدهد که این خشونت در خلأ رخ نمیدهد؛ بلکه در شبکهای از سکوت، انکار و عادیسازی اجتماعی تثبیت میشود. آزاده شاهد واقعه است اما مداخله نمیکند و همین سکوت، خشونت را از سطح یک جرم فردی به سطح یک شکست جمعی ارتقا میدهد. آنچه در ادامه رخ میدهد ــ ازدواج آزاده با مهران و تولد کودکی نابینا از این پیوند ــ نشان میدهد که خشونت نه تنها سرکوب نمیشود، بلکه در ساختار زندگی روزمره جذب و بازتولید میگردد.
در اینجا مفهوم «خشونت نمادین» در اندیشه پیر بوردیو میتواند چارچوبی نظری برای فهم این وضعیت فراهم کند. بوردیو خشونت نمادین را نوعی سلطه میداند که از طریق سازوکارهای فرهنگی و عادتوارههای اجتماعی اعمال میشود و چنان درونی میشود که اغلب بهعنوان امری طبیعی و بدیهی پذیرفته میگردد (Bourdieu, ۱۹۹۱).
در جهان «نامقصد»، خشونت مهران تنها در لحظه تجاوز حضور ندارد؛ بلکه در تداوم رابطه با آزاده و در عادی شدن این پیوند در زندگی روزمره بازتولید میشود. سکوت آزاده و پذیرش این وضعیت نشان میدهد که خشونت چگونه میتواند از سطح کنش فیزیکی به سطح ساختارهای اجتماعی منتقل شود. جامعه در چنین شرایطی نه تنها قادر به مهار خشونت نیست، بلکه آن را در درون نظم خود جذب میکند.
پیامد چنین فرآیندی در نمایش با تولد کودکی نابینا تجسم مییابد؛ کودکی که نام آبان را بر خود دارد. نابینایی این کودک را میتوان استعارهای از جامعهای دانست که حقیقت خشونت را نادیده گرفته و در نتیجه نسلی را پرورش میدهد که اساساً قادر به دیدن آن نیست. نامگذاری کودک با نام آبان نیز نشان میدهد که گذشتهای که حل نشده است، در قالب آینده بازمیگردد.
در کنار این خوانش جامعهشناختی، نمایش را میتوان در پرتو نظریه تروما و حافظه جمعی نیز تحلیل کرد. موریس هالبواکس معتقد است که حافظه همواره در چارچوبهای اجتماعی شکل میگیرد و تجربههای فردی تنها در بستر این چارچوبها معنا پیدا میکنند (Halbwachs, ۱۹۹۲). در چنین چارچوبی، تجربههای خشونتآمیز اغلب بهصورت کامل روایت نمیشوند، بلکه در حافظه جمعی به شکل گسسته و بازگشتی باقی میمانند. نظریهپردازان مطالعات تروما، از جمله کتی کاروت، نیز تأکید میکنند که تروما معمولاً در قالب بازگشتهای ناگهانی و تصاویر تکرارشونده ظاهر میشود، زیرا تجربه اولیه آن چنان شدید است که در لحظه وقوع بهطور کامل درک نمیشود (Caruth, ۱۹۹۶).
در «نامقصد» نیز گذشته به شکل خطی بازگو نمیشود؛ بلکه در قالب ایمیلهایی که پس از ده سال بازمیگردند، در خاطرات گسسته شخصیتها و در بازگشت نام آبان در نسل بعدی دوباره ظاهر میشود. این بازگشتهای تکرارشونده نشان میدهد که خشونت سرکوبشده هرگز بهطور کامل ناپدید نمیشود، بلکه در حافظه جمعی باقی میماند و در لحظهای دیگر خود را آشکار میکند. از این منظر، ساختار روایی نمایش را میتوان نوعی بازنمایی دراماتیک از منطق تروما دانست؛ گذشتهای که پایان نیافته و به شکلهای مختلف به اکنون بازمیگردد.
این منطق تروما در سطح اجرا نیز بازتاب پیدا میکند. بدن بازیگران در بسیاری از لحظات به حامل حافظه تبدیل میشود. اجرا از رئالیسم روانشناختی فاصله میگیرد و به بیانی اکسپرسیونیستی نزدیک میشود؛ جایی که بدنها حامل رنجی هستند که کلمات قادر به بیان آن نیستند. صحنه حمله خواهر آبان به آزاده با چاقو، به جای آنکه صرفاً یک کنش واقعگرایانه باشد، به نوعی انفجار بدنی خشونت تبدیل میشود؛ خشونتی که سالها در سکوت انباشته شده و اکنون در حرکت بدنها آشکار میشود.
در کنار این دو چارچوب نظری، روایت نمایش را میتوان با الگوی اسطورهای «سفر قهرمان» جوزف کمبل نیز مقایسه کرد. کمبل در کتاب «قهرمان هزارچهره» ساختاری اسطورهای را توصیف میکند که در آن قهرمان پس از مواجهه با بحران از جهان عادی خارج میشود، وارد قلمرو ناشناخته میگردد، با نیروهای تاریک روبهرو میشود و در نهایت با دانشی تازه به جامعه بازمیگردد (Campbell, ۲۰۰۸). اما «نامقصد» این الگو را به شکلی وارونه بازآفرینی میکند. آبان در لحظه تصادف ــ که خود آن را نوعی «پرواز» توصیف میکند ــ از مرز میان زندگی و مرگ عبور میکند؛ لحظهای که میتواند معادل عبور از آستانه در الگوی کمبل تلقی شود.
با این حال، این سفر هرگز به مرحله بازگشت نمیرسد. در الگوی کمبل، قهرمان پس از عبور از تاریکی با دانشی تازه بازمیگردد تا جامعه را دگرگون کند. اما در «نامقصد» چنین بازگشتی رخ نمیدهد. قهرمان غایب میماند و جامعه بدون مواجهه با حقیقت به زندگی خود ادامه میدهد. در نتیجه چرخه خشونت متوقف نمیشود و گذشته در قالبی تازه بازمیگردد.
از این منظر، «نامقصد» را میتوان روایتی از شکست سفر قهرمان دانست؛ روایتی که در آن جامعه نه قادر به مواجهه با تروماست و نه توانایی گسستن از چرخه خشونت را دارد. فرودگاه در این میان به فضایی نمادین تبدیل میشود: مکانی میان جهانها، میان حرکت و توقف، میان رفتن و نرسیدن. در چنین جهانی، پرواز دیگر نشانه رهایی نیست، بلکه تصویری از تعلیقی است که پایان روشنی برای آن وجود ندارد.
نمایش «نامقصد» به نویسندگی و کارگردانی رضا بهکام، تهیه کنندگی عماد اخلاقی و بازی ناهید عساکره، سحر بیرانوند و نازنین میهن تا ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ در خانه هنرمندان، تماشاخانه انتظامی هر شب به جز شنبه ها، ساعت ۱۸:۳۰ به روی صحنه خواهد رفت.
نمایش «هتل» به کارگردانی مرجان آقانوری در ادامه اجراهای خود از ۳۰ اردیبهشت، با تغییر در ترکیب بازیگران به صحنه خواهد رفت و مرجان آقانوری، جایگزین شیوا خسرومهر در این اثر خواهد شد.مرجان آقانوری، جایگزین شیوا خسرومهر در نمایش «هتل» شدبه گزارش ایران تئاتر، نمایش «هتل» (هُتِل) به نویسندگی مرجان آقانوری و سلاله صفری و کارگردانی مرجان آقانوری که بهعنوان نخستین اجرای سال ۱۴۰۵ در بوتیک هنر ایران روی صحنه رفته است، در دور تازه اجراهای خود از ۳۰ اردیبهشت میزبان مخاطبان خواهد بود.
شیوا خسرومهر که پیشتر در این نمایش به ایفای نقش میپرداخت، به دلیل تداخل با یک پروژه تصویری از ادامه حضور در «هتل» بازمانده است و مرجان آقانوری در ادامه اجراها، جایگزین او خواهد شد.
مرجان آقانوری، کارگردان این نمایش، در یادداشتی خطاب به شیوا خسرومهر نوشت: «ماهها در کنار یکدیگر بودیم و نمایش «هتل» با حضور شما رنگی دیگر گرفت. همه گروه دلتنگ شما خواهد بود و امیدواریم بهزودی دوباره شما را بر صحنه تئاتر ببینیم.»
اجرای این نمایش پیشتر از اسفند ۱۴۰۴ در بوتیک هنر ایران آغاز شده بود اما بهدلیل شرایط خاص پیشآمده در کشور (جنگ تحمیلی) بهطور موقت متوقف شد و بار دیگر از ۲۶ فروردینماه ۱۴۰۵، به صحنه بازگشت.
مرجان آقانوری، سیدمهرداد کاووسی حسینی، مهشید زبردست، ریحان غلامی، محبوبه گمنام، مریم شریفزاده، افروز کماییمقدم، امیرمحمد نانپز، سلاله صفری، آیسان داداشی و علی پورقریب، بازیگران این اثر نمایشی هستند.
«هتل»، چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه هر هفته، ساعت ۱۸:۱۵ در بوتیک هنر ایران اجرا میشود.
این نمایش، روایت گروهی نمایشی است که در هتلی قدیمی و سوخته به اجرای تئاتر میپردازند؛ جایی که حضور شخصیتی که او را «جن» میشناسند، مسیر داستان را تغییر میدهد.
در خلاصه این نمایش آمده است: «میخوام نامه بزنم به مرکز هنرهای نمایشی که دیگه تو خونه من سالن تئاتر نسازن...»
علاقهمندان برای تهیه بلیت روزهای جدید اجرای این نمایش میتوانند به سایت تیوال مراجعه کنند.
ثبتنام کارگاه جامع بازیگری تئاتر و سینما؛ با همکاری گروه آموزشی کلاکت و خانه نمایش مهرگان آغاز شدکارگاهی تخصصی و کاربردی که با حضور جمعی از اساتید و فعالان حرفهای این حوزه، فرصتی ارزشمند برای علاقهمندان به ورود جدی به دنیای بازیگری فراهم کرده است.
این دوره با هدف آموزش اصولی بازیگری در دو حوزه تئاتر و سینما طراحی شده و هنرجویان در طول برگزاری کارگاه، با مباحث مهم و اثرگذاری همچون بازی مقابل دوربین، تربیت حس و خلق شخصیت، مبانی بدن بازیگر، بیان در بازیگری و همچنین آمادگی حرفهای برای حضور در تستهای بازیگری آشنا میشوند.
در این کارگاه، هنرجویان از تجربه و آموزش اساتیدی چون:
- سیاوش چراغیپور؛ انتقال تجربه بازی مقابل دوربین
- مهدی فرهادیپور؛ تربیت حس و خلق شخصیت
- بهزاد جاودانفر؛ مبانی بدن بازیگر در سینما و تئاتر
- سارا داروفروش؛ مبانی بیان بازیگر در سینما و تئاتر
- حمید قاسمی؛ آمادگی کامل حضور در تستهای بازیگری بهرهمند خواهند شد.
این دوره در قالب ۶۰ جلسه ۲ ساعته و طی سه ماه تابستان ۱۴۰۵ در ماههای تیر، مرداد و شهریور برگزار میشود. زمان برگزاری کلاسها پنجشنبه و جمعهها از ساعت ۱۰ تا ۱۷ و محل برگزاری آن *خانه نمایش مهرگان، سالن ۱ اعلام شده است.
از جمله امتیازهای مهم این کارگاه میتوان به اهدای مدرک فنیحرفهای از دفتر مطالعات و دانش سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اشاره کرد. همچنین در پایان دوره، هنرجویان در یک اجرای تئاتر حضور خواهند داشت و از این اجرا فیلمبرداری حرفهای برای رزومه آنان انجام میشود؛ فیلمی که قابلیت انتشار در پلتفرمهای معتبر از جمله تیوال را نیز خواهد داشت.
همچنین عکاسی حرفهای از هنرجویان و بارگذاری عکس و مشخصات آنها در آرشیو بازیگران کلاکت، از دیگر مزایای این دوره است که میتواند زمینه معرفی هنرجویان به تستهای پروژههای فیلم، سریال و تئاتر را فراهم کند.
شهریه کامل این کارگاه ۸ میلیون تومان اعلام شده و علاقهمندان میتوانند برای ثبتنام و دریافت اطلاعات از سایت تیوال بیشتر اقدام کنند.
اگر به دنبال یک مسیر حرفهای، جدی و کاربردی برای ورود به عرصه بازیگری هستید، این کارگاه میتواند یکی از بهترین فرصتهای آموزشی پیشروی شما در تابستان باشد.
خنده و تردید در یک قابگفتوگوی هفتصبح با رضا جاویدی، کارگردان نمایش «ژوژمان»در این گفتوگو، کارگردان «ژوژمان» درباره خلق موقعیتهایی که هم میخندانند و هم به فکر میاندازند و راز جذابیت نمایش در جدی گرفتن پوچی صحبت میکند
رضا جاویدی، کارگردان تئاتر و عکاس هنری که سالهاست لحظههای صحنه را از پشت لنز دوربین ثبت کرده، این بار با نمایش «ژوژمان» به سراغ اقتباسی ایرانی از نمایشنامه «خدا» نوشته وودی آلن رفته است. اثری که در ظاهر یک کمدی یکپردهای است اما در لایههای زیرین خود پرسشهایی جدی درباره هستی، هنر و نسبت هنرمند با اثرش مطرح میکند.
جاویدی که چندین سال به عنوان عکاس تئاتر فعالیت داشته، در این نمایش تلاش کرده فضای فلسفی و طنز تلخ وودی آلن را در بستری بومی و آشنا برای مخاطب ایرانی بازآفرینی کند؛ فضایی که این بار نه در آمفیتئاتر یونان باستان که در یک پلاتوی دانشگاهی و در انتظار یک جلسه ژوژمان شکل میگیرد. او در این گفتوگو از روند اقتباس این متن، چالشهای بومیسازی طنز وودی آلن، تاثیر نگاه عکاسانه بر کارگردانی تئاتر و همچنین وضعیت نسل جوان تئاتر ایران میگوید.
نام «ژوژمان» که در محیطهای هنری و آکادمیک به معنای جلسه داوری یا ارزیابی آثار است، چگونه با اقتباس شما از نمایشنامه «خدا» وودی آلن گره میخورد؟ آیا این عنوان از ابتدا در ذهن شما شکل گرفته بود یا در طول فرآیند تولید نمایش به آن رسیدید؟
نام «ژوژمان» در ابتدا در ذهن من، یک نام صرفا توصیفی نبود و همان ساختار دراماتیک و فلسفیِ خود نمایشنامه وودی آلن بود. در اصل، شخصیتهای نمایش «ژوژمان» مدام در حال ارزیابی و داوری اثر خودشان هستند؛ آنها از بیرون به کار خود نگاه میکنند، دیوار چهارم را میشکنند و از تماشاگر میپرسند «این درست بود؟». انگار تمام مدت یک ژوژمان درونی در جریان است. وقتی تصمیم گرفتم فضای نمایش را به یک پلاتوی دانشگاهی و انتظار برای استاد منتقل کنم، عنوان «ژوژمان» بیش از پیش طبیعی شد. نه، از ابتدا قاطع به این نام نرسیده بودم، اما در حین تولید و وقتی دیالوگها و موقعیتها داشتند شکل میگرفتند، حس کردم این نام دقیقا به روح اثر میخورد.
جاویدی که چندین سال به عنوان عکاس تئاتر فعالیت داشته، در این نمایش تلاش کرده فضای فلسفی و طنز تلخ وودی آلن را در بستری بومی و آشنا برای مخاطب ایرانی بازآفرینی کند؛ فضایی که این بار نه در آمفیتئاتر یونان باستان که در یک پلاتوی دانشگاهی و در انتظار یک جلسه ژوژمان شکل میگیرد. او در این گفتوگو از روند اقتباس این متن، چالشهای بومیسازی طنز وودی آلن، تاثیر نگاه عکاسانه بر کارگردانی تئاتر و همچنین وضعیت نسل جوان تئاتر ایران میگوید.
نام «ژوژمان» که در محیطهای هنری و آکادمیک به معنای جلسه داوری یا ارزیابی آثار است، چگونه با اقتباس شما از نمایشنامه «خدا» وودی آلن گره میخورد؟ آیا این عنوان از ابتدا در ذهن شما شکل گرفته بود یا در طول فرآیند تولید نمایش به آن رسیدید؟
وودی آلن فیلسوفنویس شناختهشدهای است که کمدیهایش اغلب حاوی لایههای عمیق فکری هستند. شما در «ژوژمان» به سراغ پرسشهایی مثل «ما وجود داریم؟ اینها وجود دارند؟» رفتهاید. چطور میان کمدی یکپردهای آلن و این پرسشهای هستیشناسانه تعادل ایجاد کردید که نه کمدی سطحی شود و نه فلسفه خشک و تئوریک؟
نکته کلیدی این است که خود وودی آلن این تعادل را در متن ایجاد کرده؛ کار من بیشتر کشف و برجستهسازی همین لایهها بود. فلسفه در متون وودی آلن هیچوقت خشک و تئوریک نیست و از دل موقعیتهای کمدی و آدمهای سردرگم بیرون میآید. شخصیتهای «ژوژمان» مدام در حال اجرا هستند و ناگهان میایستند و میپرسند «ما اصلاً وجود داریم؟».
این پرسش نه از روی کنجکاوی فلسفی، که از روی سردرگمی عملیِ یک هنرمند است که نمیداند نمایشش به کجا میرود. من سعی کردم بازیگران را در مرز میان باور و ناباوری نسبت به نقششان نگه دارم. طوری که مخاطب هم بخندد و هم ناگهان مکث کند. از نظر من، راز جذابیت این نمایش، جدی گرفتن پوچی است. اگر بازیگران پرسشهای هستیشناسانه را با جدیت تمام و بدون شوخی اجرا کنند، خود آن جدیت تبدیل به کمدیِ موقعیت میشود.
با توجه به اینکه «ژوژمان» اقتباسی ایرانی از یک نمایشنامه خارجی است، مهمترین چالشهای شما در بومیسازی مفاهیم، شوخیها و ارجاعات فرهنگی نمایشنامه وودی آلن برای مخاطب ایرانی چه بود؟
در واقع بزرگترین چالش به اجرا بردن این نمایش، همین ارجاعات فرهنگی خاص وودی آلن بود. من به واسطه شغل عکاسی تئاتر که حدود ۱۵ سال است به آن مشغولم، بارها و بارها به تماشای نمایشهایی نشستهام که موقعیتها و شوخیهای کار چون درست برای مخاطب ایرانی و فارسیزبان پرداخت نشده بود، نه تنها نتوانسته بود معنایی که در ذهن نویسنده است را منتقل کند، بلکه مخاطب را سرگردان و گنگ در میان انبوهی از کلمات بیمعنا رها ساخته بود.
آلن به فرهنگ یهودی-نیویورکی، فلسفه اگزیستانسیالیسم فرانسوی و کلیشههای روانکاوی ارجاع میدهد که برای مخاطب ایرانی لزوماً آشنا یا خندهدار نیست. راهحل من این بود که به جای تغییر ماهیت این ارجاعات، معادلهای موقعیتی برایشان پیدا کنم.
مثلاً شوخیهای مربوط به «ترس از مرگ» یا «بیپناهی در برابر کیهان» را نه در قالب ارجاع به یک فیلسوف خاص که در قالب وضعیت عینیِ یک دانشجو که برای ژوژمان آماده نمیشود، ارائه کردم. همچنین، فضای آکادمیک و پلاتو را جایگزین آمفیتئاتر یونان باستان کردم تا مخاطب ایرانی بلافاصله با آن ارتباط برقرار کند. چالش دیگر، لحن طنز تلخ آلن بود؛ در ایران گاهی طنز به شوخیهای روزمره فروکاسته میشود. من تلاش کردم همان طنز سیاه و برشزننده را حفظ کنم بدون اینکه به تلخی صرف تبدیل شود.
شما به عنوان عکاس هنری و به خصوص عکاس تئاتر، پشت صحنه و روی صحنه بودهاید و لحظهها را ثبت کردهاید. این نگاه عکاسانه، چه تأثیری بر رویکرد شما در کارگردانی تئاتر، بهویژه در طراحی صحنه، میزانسن، نورپردازی و قاببندی بصری صحنه دارد؟
در فضای هنر، اغلب هنر عکاسی به نگاه و قاب تقلیل داده میشود؛ در صورتی که هنرمند عکاس برای ساخت اثر هنری خود از فرم و مدیوم عکاسی بهره میگیرد وگرنه ساخت اثر هنری چه روی بوم به شکل نقاشی ثبت شود، چه در قالب سینما درآید و حتی یک قطعه موسیقی، فرایند شکلگیری آن مشابه است. دغدغهای، مسئلهای، فکری یا حس و حرف ناگفتنی در کار است که هنرمند برای آن فرم قابل تماشا میسازد. برای من ساخت یک اثر نمایشی چندان دور از عکاسی نیست؛ چون در هر دو تلاش دارم در جایگاه سوژه قرار گرفته و آنچه در ذهن دارم را به تصویر بکشم، چه در قاب دوربین چه روی صحنه تئاتر.
در عکاسی، ثبت «لحظه قطعی» بسیار اهمیت دارد. در تئاتر، لحظهها سیال و پویا هستند. چگونه این درک از لحظه و قاببندی را که از عکاسی کسب کردهاید، در کارگردانی تئاتر و خلق تصاویر زنده و متحرک به کار میبرید؟
در عکاسی، لحظه قطعی، آن دریچهای است که هنرمند با دقت و ظرافت، جهان را در خود ثبت میکند. اما تئاتر، جریان بیپایانی از لحظههاست؛ سیال، پویا و دائماً در حال تغییر. تجربهام در عکاسی به من آموخته که در میان این پویایی، میتوان لحظههای کلیدی را شناسایی کرد؛ آن لحظاتی که احساسات، دیالوگها و حرکات در هم تنیده و یک تصویر کامل را خلق میکنند. در تئاتر، تلاش میکنم این لحظههای کلیدی را پیدا کنم و با بازیگران همکاری کنم تا آنها را تقویت کنند. هدفم این نیست که لحظات را بستهبندی کنم چراکه قصد دارم فضایی خلق کنم که این لحظات به طور طبیعی و خودجوش ظهور کنند. به عبارتی، در تئاتر به جای اینکه من لحظه را تعریف کنم اجازه میدهم لحظه خودش را نشان دهد.
منبع: هفت صبح
دور جدید اجرای نمایش «هتل» (هُ تِ ل) به کارگردانی مرجان آقانوری، از چهارشنبه ۱۶ اردیبهشتماه در بوتیک هنر ایران تمدید شد.اجرای نمایش «هتل» (هُ تِ ل) تمدید شدبه گزارش ایران تئاتر، نمایش «هتل» (هُ تِ ل) به نویسندگی مرجان آقانوری و سلاله صفری و کارگردانی مرجان آقانوری، بهعنوان نخستین اجرای سال ۱۴۰۵ از ۲۶ فروردینماه در بوتیک هنر ایران روی صحنه رفته است برای مدت محدودی از چهارشنبه ۱۶ اردیبهشتماه تمدید شد.
اجرای این نمایش، پیش از این، اسفند ۱۴۰۴ در بوتیک هنر ایران آغاز شده بود ولی به دلیل شرایط خاص و پیشآمده (جنگ تحمیلی) در کشور به طور موقت، متوقف شد و دوباره از ۲۶ فروردینماه ۱۴۰۵ به صحنه برگشت.
شیوا خسرو مهر، ریحان غلامی، محمدرضا کریمی، محبوبه گمنام، مریم شریفزاده، افروز کماییمقدم، امیرمحمد نانپز، محمد زکیبخش، سلاله صفری، آیسان داداشی و علی پورقریب بازیگران این اثر نمایشی هستند که هر روز در دو سانس ۱۸:۳۰ و ۲۰:۳۰ روی صحنه میرود.
این اثر، روایت گروه نمایشی است که در هتلی قدیمی و سوخته، اجرای تئاتر میکنند.
یکی از شخصیتها که ما او را «جن» میشناسیم، مسیر نمایش را تغییر میدهد.
در خلاصه این نمایش آمده است: «میخوام نامه بزنم به مرکز هنرهای نمایشی که دیگه تو خونه من سالن تئاتر نسازن...»
بلیت روزهای جدید این نمایش، در سایت تیوال موجود است.
پویا عاقلی زاده داور جشنواره کن شدپویا عاقلی زاده، فیلمساز و منتقد و یکی از پنج عضو ایرانی فدراسیون بینالمللی منتقدان، داور فیپرشی جشنواره کن ۲۰۲۶ خواهد بود. جشنوارهی فیلم کن، بزرگترین رویداد سینمایی جهان است که امسال ۷۹امین دورهی خود با فیلمهایی از اصغر فرهادی و آندره زویاگینتسف، از ۱۲ مه تا ۲۳ مه در شهر کن فرانسه برگزار خواهد شد. پویا عاقلی زاده که پیش از این داور جشنواره DMZ کره جنوبی و منتقد جشنواره بوسان بود، امسال در بخش اصلی «نوعی نگاه» (Un Certain Regard) به داوری آثار فیلمسازان جهان خواهد پرداخت. عاقلی زاده هماکنون در حال نگارش فیلمنامه سینمایی «فصل پرواز حبابها» است که پس از جشنواره، آمادهی ساخت خواهد بود.
نمایش «ژوژمان» به نویسندگی و کارگردانی رضا جاویدی در بوتیک هنر ایران با اقتباس از نمایشنامه وودی آلن به صحنه میرود.نمایش «ژوژمان» در بوتیک هنر ایرانبه گزارش ایران تئاتر، نمایش «ژوژمان» به نویسندگی و کارگردانی رضا جاویدی از ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ در سالن شماره ۶ بوتیک هنر ایران روی صحنه خواهد رفت.
«ژوژمان» اقتباسی ایرانی از نمایشنامه «خدا» به قلم فیلسوفنویسِ نامدار سینما و تئاتر، وودیآلن است.
رضا جاویدی کارگردان نمایش «ژوژمان» درباره این اثر، گفت: «ما سوالات فلسفی زیادی داریم... ما وجود داریم؟ اینا وجود دارن؟» این جملات که بخشی از معرفی و هویت نمایش «ژوژمان» را شکل داده است، خیلی زود مخاطب را با بطن اصلی این اثر نمایشی مواجه میکند. اثری که در وهله نخست یک کمدی یکپرده از وودیآلن به شمار میرود، اما به مدد لایههای پنهان فلسفی و ساختاری، میزبان پرسشهایی بیپاسخ درباره چیستی هستی، نقش خالق و معنای زیستن است.»
رضا جاویدی در این نمایش، با رویکردی مینیمال و با تکیه بر بازیگرانی جوان، فضای آکادمیک و نقد اجرای تئاتر را عرصه آزمودن ایدههای آلن قرار داده است.
امیرعلی شابازیان، امیرمحمد قیصری، روشا حمزه پور، النا مهر فاخر، علی صابری، ملیکا خان علیلو، ابوالفضل حسین پور، علی اژدریان، غزل سلوکی، ستایش مقدم، ستایش طهرانی، مصطفی قاسمی، محمد پرهام حوریان و آتنا صامی بازیگران این نمایش هستند.
نمایش «ژوژمان» هر شب ساعت ۱۹ در بوتیک هنر ایران (سالن ۶) میزبان تماشاگران است و فروش بلیت هم اکنون در سایت تیوال و سینماتیکت آغاز شده است
نمایش «هتل» (هُ تِ ل) به کارگردانی مرجان آقانوری، بهعنوان نخستین اجرای سال ۱۴۰۵ با بازی شیوا خسرومهر در بوتیک هنر ایران روی صحنه رفته است.نمایش «هتل» (هُ تِ ل) با بازی شیوا خسرومهر روی صحنه است.به گزارش ایران تئاتر به نقل از مشاور رسانهای پروژه، نمایش «هتل» (هُ تِ ل) به نویسندگی مرجان آقانوری و سلاله صفری و کارگردانی مرجان آقانوری، بهعنوان نخستین اجرای سال ۱۴۰۵ از ۲۶ فروردینماه در بوتیک هنر ایران روی صحنه رفته است.
اجرای این نمایش، پیش از این، اسفند ۱۴۰۴ در بوتیک هنر ایران آغاز شده بود ولی به دلیل شرایط خاص و پیشآمده (جنگ تحمیلی) در کشور به طور موقت، متوقف شد و دوباره از ۲۶ فروردینماه ۱۴۰۵ به صحنه برگشت.
شیوا خسرو مهر، امیرعلی زمانیان، ریحان غلامی، محمدرضا کریمی، محبوبه گمنام، مریم شریف زاده، افروز کمایی مقدم، امیرمحمد نان پز، محمد زکی بخش، سلاله صفری، آیسان داداشی، علی پورقریب بازیگران این اثر نمایشی هستند که هر روز در دو سانس ۱۸:۳۰ و ۲۰:۳۰ روی صحنه میرود.
این اثر، روایت گروه نمایشی است که در هتلی قدیمی و سوخته اجرای تئاتر میکنند.
یکی از شخصیتها که ما او را «جن» میشناسیم، مسیر نمایش را تغییر میدهد.
در خلاصه این نمایش آمده است: «میخوام نامه بزنم به مرکز هنرهای نمایشی که دیگه تو خونه من سالن تئاتر نسازن...»
بلیتهای این اثر نمایشی تا دوم اردیبهشتماه به پایان رسیده است و بلیت روزهای جدید در سایت «تیوال» موجود است.
(هُ تِ ل) اولین اجرای سال ۱۴۰۵ در بوتیک هنر ایراننمایش «هتل» به کارگردانی مرجان آقانوری به صحنه میرودبه گزارش ایران تئاتر، نمایش «هتل» (هُ تِ ل) به نویسندگی مرجان آقانوری و سلاله صفری و کارگردانی مرجان آقانوری، که در اسفند ۱۴۰۴ در بوتیک هنر ایران اجراهای خود را آغاز کرده بود و به دلیل شرایط خاص و پیشآمده (جنگ تحمیلی) در کشور روند اجرایی آن متوقف شد، اجراهای مجدد خود را از ۲۶ فروردینماه ۱۴۰۵ از سر میگیرد.
نمایش «هُ تِ ل» از جمله آثار دیگرگونه، مشارکتی و محیطی است که در فضایی وهمآلود، مخاطبان را در طول اجرا با بازیگران بهصورت ایستاده همراه میکند.
این اثر، روایت گروه نمایشی است که در هتلی قدیمی و سوخته اجرای تئاتر میکنند. یکی از شخصیتها که ما او را «جن» میشناسیم، مسیر نمایش را تغییر میدهد.
در خلاصه این نمایش آمده است: «میخوام نامه بزنم به مرکز هنرهای نمایشی که دیگه تو خونه من سالن تئاتر نسازن...»
از بازیگران این اثر میتوان به شیوا خسرومهر اشاره کرد.
مرجان آقانوری دریافتکننده مدال افتخار هنری از جشن بازیگران خانه تئاتر ۱۴۰۴، در کارنامه هنری خود جوایزی همچون جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره سراسری تئاتر شهر، جایزه بهترین بازیگر از جشنواره بینالمللی سیمرغ برای نمایش «دو بیگانه تابع سرنوشتی مشترک»، جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره سراسری مهر واله برای نمایش «مده آآآ» و تندیس بهترین اجرا از جشنواره ملی خوشه پروین و همچنین حضور این نمایش در جشنواره هایفست ارمنستان و سفارت هند و… را در کارنامه خود دارد.
این نمایش از ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، هر شب ساعت ۱۸:۳۰، به مدت زمان ۴۰ دقیقه در فضای طبقه اول و سالن پنج بوتیک هنر میزبان مخاطبان خواهد بود.
پیشفروش بلیت این اثر هماکنون در سایت تیوال آغاز شده است.
آغاز به کار مجموعه تئاتر لبخند در سال ۱۴۰۵مجموعه تئاتر لبخند سال نو خود را با نمایش های جدید و اکران انیمههای برتر جهان در فیلمخانه خود شروع کرد.به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاتر لبخند، مجموعه تئاتر لبخند در سال نو، فعالیتهای فرهنگی خود را از روز سهشنبه ۲۵ فروردین ماه ۱۴۰۵ با اکران "انیمههای برتر جهان" از سر میگیرد. در این رویداد، علاقهمندان به هنر انیمه فرصت خواهند داشت تا از میان مهمترین آثار تاریخ این مدیوم سینمایی، ساخته کارگردانان نامآشنایی چون هایائو میازاکی و ایسائو تاکاهاتا، به تماشای بنشینند.
در بخش نمایش فیلمهای هایائو میازاکی، آثاری چون «شاهزاده مونونوکه» (تولید ۱۹۹۷) و «شهر ارواح» (تولید ۲۰۰۱) به روی پرده خواهند رفت. همچنین، فیلمهای «افسانه پرنسس کاگویا» (تولید ۲۰۱۳) و «مزار کرمهای شبتاب» (تولید ۱۹۸۸)، که هر دو به کارگردانی ایسائو تاکاهاتا فقید ساخته شدهاند، نیز برای علاقهمندان به نمایش درمیآیند.
این مجموعه همچنین اعلام کرد نمایش های جدید از هفته دیگر شروع خواهد شد.
اولین اجرای سال ۱۴۰۵ در بوتیک هنر ایران "بوتیک هنر ایران" با محوریت هنر، تجربه و زندگی، اولین اجرای سال ۱۴۰۵ در ایران را از ۲۶ فروردین به روی صحنه خواهد برد.
نمایش "هتل (هُ تِ ل) به نویسندگی مرجان آقانوری و سلاله صفاری و کارگردانی مرجان آقانوری که در اسفند ۱۴۰۴ در بوتیک هنر ایران اجراهای خود را آغاز کرده بود و با استقبال بی نظیر مخاطبین همراه شده بود، که به دلیل شرایط پیش آمده روند اجرایی آن متوقف شد، اجراهای مجدد خود را از ۲۶ فروردین ۱۴۰۵ آغاز میکند. از بازیگران این اثر میتوان به "شیوا خسرو مهر" اشاره کرد.
مرجان آقانوری در کارنامه هنری خود جوایز متعددی را همچون جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره دانشجویی فجر و بهترین بازیگر از جشنواره بینالمللی سیمرغ برای نمایش " دو بیگانه تابع سرنوشتی مشترک " ، جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره سراسری مهر واله برای نمایش " مده آآآ" و تندیس بهترین اجرا از جشنواره ملی خوشه پروین و حضور این نمایش در جشنواره هایفست ارمنستان و سفارت هند و.... از آن خود کرده است.
"هُ تِ ل" وقتی یک جن مسیر اجرای نمایش را تغییر می دهد...!!!
نمایش مشارکتی و محیطی هتل به در دسته آثار دیگرگونه و محیطی قرار دارد و در فضایی وهم آلود می باشد و مخاطبین در طول اجرا با بازیگران به صورت ایستاده همراه میشوند
این نمایش روایت گروه نمایشی ای است که در هتلی قدیمی و سوخته اجرا میکنند. یکی از شخصیتها که ما او را «جن» میشناسیم مسیر نمایش را تغییر میدهد.
در خلاصه این نمایش آمده: میخوام نامه بزنم به مرکز هنرهای نمایشی که دیگه تو خونه من سالن تئاتر نسازن....
این نمایش از ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، هر شب ساعت ۱۸:۳۰، به مدت زمان ۴۰ دقیقه در فضای طبقه اول و سالن پنج بوتیک هنر میزبان مخاطبین خواهد بود و فروش بلیت هم اکنون در سایت تیوال همراه با استقبال مخاطبین آغاز شده است.
اتحاد مثلث علیه اتفاق مربع؟اجرای زنانهی سیاسیترین متن بیضایی حوالی دانشگاه تهرانتنها با جهل میتوان آسوده زیست؟ چراکه نه، اگر گرفتار جهل مرکب باشی زیست جاهلانه نه تنها دستگیرت میشود که در دنیای ابوجهلزده، عاملیست بر ارتقای اشکوبه.
نزدیک پنجاه سال بعد از نگارش اولیه «چهارصندوق»، نمایشنامهای که بیضایی خود هیچگاه نتوانست آن را اجرا کند، محمد کرمی این نمایش را در تماشاخانه مهرگان-حوالی دانشگاه تهران- روی صحنه برد؛ با حضور یک سری بازیگر جوان عمدتا زن-به جز کارگردان و نقش بازاری، بقیه زن هستند، از تهیهکننده نمایش تا مترسک و از متشرع تا روشنفکر و رعیت.
زنانه بودن برای «چهار صندوق» بیشتر بر مدار پسامهسا ست و برای محمد کرمی این زنانه کردن ظاهری و حتی تلفیق این مضحکهی سیاسی با حرکات موزون، گرچه نزدیکی به بازار را افزون کرده اما همچنان عامهپسندترین وجه «چهارصندوق» قدرت متن بیضایی است که بر همه چیز و البته -جنسیت- چربش دارد و حتی اگر تیپ تاجرمسلک نیز بدل به زن میشد باز در نتیجهگیری نهایی تاثیری نداشت.
عامهپسندی چهارصندوق خواص را هم دربرمیگیرد؛ البته خواصی که نقدِ تندِ نمایندهی کراواتی انتلکتزدهی خود را تاب آورند. نمایندهای که بیضایی به شدیدترین شکل او را تازیانه میزند از بهر اینکه چرا فقط محرک تودهها و عوام است و کار که به اتفاق میرسد، جا میزند و کنار بازاری و متشرع قرار میگیرد.
بازیگران «چهارصندوق» کرمی، جوان هستند اما عالمانه متن را حفظ کرده و عاشقانه آن را اجرا میکنند و خوششانس بودهاند که گیرایی متن چنان است که حتی ناآشناترین اذهان را به خود میخواند. زنانه کردن نمایش این خروجی را هم داشته که معلوم سازد، دیکتاتورسازی زن و مرد نمیشناسد و اینجا که مترسک خودساخته-همان دیکتاتور- زن شده نه تنها اوضاع بهتر نشده که اغواگری زنانه فقط اسباب تاخیر در تغییر سرنوشت است.
محمد کرمی با نوعی جایگزینی ابتدا و انتهای متن بیضایی، اعلان خطر را از ابتدا به انتها برده تا شاید دور باطل خودکامگی های خودساختهی بشری را جار بزند و بگوید «سیاه»-نماینده عوام- باز تنها خواهد ماند؛ اگر اتحاد مثلث علیه اتفاق مربع باشد.
اجرای چهارصندوق -که در کنار فیلمنامه ماهی و نمایشنامه های دیوان بلخ و مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد…، از سیاسیترین آثار بیضایی است-پنجاه سال بعد از تالیف و استقبال مخاطب، همچنین میرساند که چقدر جای متون ایرانی غنی در هنرهای نمایشی ایران خالی است و راه نجات صنعت هنرهای نمایشی- از تئاتر تا سینما و تلویزیون- همین رجوع به ریشههای ادبی است.
به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهرانمترسکی که با دست خودمان میسازیمپنجاهوهشت سال پیش که بهرام بیضایی نمایشنامه «چهار صندوق» را نوشت، صورتهایی را در افق میدید که دیگران توانایی دیدنشان را نداشتند. آن دیگران یا اصلاً تصوری نداشتند که مدتی پیش در جهان چه روی داده است یا باور نمیکردند که ممکن است چنان رویدادهایی در زادبوم خودشان هم پیش بیاید و حتی اگر چنان واقعیتی را درک میکردند، باز هم نادیده میگرفتند، گاهی از روی نادانی و گاهی برای آنکه منفعتی در دیدن و دانستن نمیدیدند.
«چهار صندوق» که در پاییز ۱۳۴۶ نوشته شد و سیاسیترین نمایشنامهی بهرام بیضایی بود، از زمان نگارش عملاً در محاق توقیف ماند و به ندرت در اینجا و آنجا، بیشتر در پروژههای دانشجویی روی صحنههای کوچک رفت. نویسنده هرگز نتوانست خودش آن را به روی صحنه ببرد، یک بار در سال ۱۳۵۳ تلاش کرد، اما موفق نشد. پرویز جاهد در یادداشتی وضعیت انتشار و اجرای این اثر را توضیح داده است:
«بیضایی خود هرگز این امکان را نیافت که نمایشنامۀ «چهار صندوق» را در ایران اجرا کند. جملهای که در انتهای این اثر از بیضایی نقل شده، بیانگر حساسیت سیاسی این نمایشنامه در هر دو دورۀ قبل و بعد از انقلاب است: اجرای چهار صندوق هر بار از صحنه پایین کشیده شد.»
از طرفی کارگردانهای دیگر تئاتر نیز اجازهی اجرای رسمی این نمایشنامه در ایران را پیدا نکردند، اما بسیاری از گروههای دانشجویی، این نمایشنامه را به عنوان تمرین و آموزش و به صورت غیررسمی در کارگاههای تئاتر و محیطهای دانشگاهی به روی صحنه بردند.
در سال های اخیر، این نمایشنامه، چند بار در خارج از کشور اجرا شد. نخستین بار سهیل پارسا، کارگردان تئاتر مقیم کانادا، آن را در سال ۱۹۹۱ به زبان انگلیسی در شهر تورنتو اجرا کرد. پس از او مهناز گیاهپرور، در سال ۲۰۱۲، آن را با کسب اجازه از بهرام بیضایی در شهر کوآلالامپور (پایتخت مالزی) به مدت چهار شب به روی صحنه برد. در سپتامبر ۲۰۱۲ نیز یک گروه تئاتری ایرانی به نام «برگ»، این نمایشنامه را به مدت دو شب در شهر اسلو (پایتخت نروژ) روی صحنه اجرا کرد.»
(نقد خودکامگی و قدرت در «چهار صندوق» بیضایی – پرویز جاهد)
بیضایی این نمایشنامه را نوشته تا خطری را که همهی جوامع بشری و از جمله جامعهی ما ایرانیان را تهدید کرده و تهدید میکند، گوشزد کند. خطری که به آن اشاره میکند البته همان خطری نیست که در اولین کلمات نمایشنامه «چهار صندوق» بر زبان میآید، بلکه خطر و تهدیدی است که به بهانهی وجود آن خطر اعلام شدهی نخستین پدید میآید.
شاید مفهوم نمایشنامه «چهار صندوق» را بتوان در این جمله از برتراند راسل (۱۹۷۰-۱۸۷۲) فیلسوف انگلیسی خلاصه کرد: «فاشیسم یعنی جذب ابلهان در گام نخست و سرکوب هر آنکس که شعور درک اوضاع را دارد در گام بعد.» (مقاله «آزادی و حکومت» -۱۹۴۰) اما هنر بهرام بیضایی این بود که همین مفهوم را به شیوهای نمادین و استعاری، زیبا و طنزآمیز طوری به ما یادآوری کرده که هرگز فراموش نکنیم. چون بعد از گذشت این همه سال، هنوز که هنوز است این خطر وجود دارد و همه ما را در همه جای دنیا تهدید میکند؛ اینکه برای نجات از خطری که امنیت ما یا موجودیت ما را تهدید میکند با دست خودمان مترسکی بسازیم که امنیت و موجودیت ما را صدچندان به خطر بیندازد. البته تهدید فقط به همینجا ختم نمیشود؛ حتی گاهی ممکن است برای خلاص شدن از شر یک مترسک، مترسک تازهای بسازیم و در دام آن بیفتیم.
چهار کاراکتر سرخ، سبز، زرد و سیاه نمایش دو پردهای «چهار صندوق» که در واقع به شکلی نمادین بازاریان، مذهبیها، روشنفکران و عامه مردم را نمایندگی میکنند، در مجلس اول، مترسکی را میسازند تا از آنها در مقابل خطرها و تهدیدهای احتمالی حفاظت کند. طولی نمیکشد که همین مترسک دستساختهی این چهار نفر بر سازندگان خودش مسلط میشود. در مجلس دوم نمایش، مترسک آن چهار شخصیت را وادار میکند تا برای خودشان صندوقی بسازند تا در صندوقها زندانی و از هم جدا شوند. ترس از مقابله کردن با اقتدار مترسک خودکامه باعث میشود هر کدام از این چهار نفر در صندوق خودشان بمانند. در نهایت، شخصیت سیاه که نماد عامهی مردم است (و در واقع همان سیاه نمایشهای روحوضی ایرانی، با در نظر گرفتن اینکه در کتاب «نمایش در ایران» بهرام بیضایی نیز اشاره شده «چهار صندوق» نام یک گونهی خاص زیر مجموعهی نمایش ایرانی تقلید است) صندوق خود را میشکند و مقابل مترسک میایستد.
در اجرایی از «چهار صندوق» که بهمن ماه ۱۴۰۴ در تماشاخانهی مهرگان در تهران به کارگردانی محمد کرمی روی صحنه رفته، با پایانی امیدوارکنندهتر از اصل نمایشنامه روبرو میشویم؛ تغییری که شاید در شرایط فعلی متناسب و ضروری به نظر برسد. پایان نمادینی که در اجرای این نمایشنامهی کاملاً نمادگرا در تهران با بازیهای شقایق وطنی، میلاد قنبری، مرجان صالحی، بهنوش ناصرپور، ملیکا مشعل، فریماه پروانی و مرین علیزاده میبینیم، به هر حال خوشبینانهتر از آن است که در پایان نمایشنامه خواندهایم و این پایان البته تنها تغییری نیست که پس از نزدیک به شش دهه در نمایشنامه صورت گرفته است. رنگهای شخصیتها نیز حذف شدهاند و چهبسا این اشارهای دانسته یا ناخودآگاه به تغییر بافت جامعه در گذر زمان باشد. در اجرا ضعفهایی به چشم میخورد که البته برای نخستین روزها طبیعی به نظر میرسد و میتوان به اصلاح آنها فکر کرد و شاید با جا افتادن نقشها و احتمالاً بازاندیشیها برطرف شود، از جمله در بافت صوتی، موسیقی، حسها و لحظههای لازم برای تشدید تنش.
این روزها و در غیاب آفرینندهی «چهار صندوق» که حالا جای خالی او به شدت احساس میشود، حضور این نمایشنامه بر صحنهای در تهران مغتنم است. واقعاً لازم داریم ببینیم که چطور میشود از دست مترسکی خودساخته نجات پیدا کرد و نکتهای که باید بدانیم و احتمالاً میدانیم این است که راه نجات از گرفتاریهایی که یک مترسک ایجاد میکند، ساختن مترسک دیگری نیست.
علاقه مندان جهت تهیه و رزرو بلیت میتوانند به سایت تیوال مراجعه نمایند.
نمایش «من، مادرم و فروید» به نویسندگی مزدک صالحی پامناری و کارگردانی راحیل زارع از یازدهم اسفند در تئاتر هامون روی صحنه میرود.ملاقات «من، مادرم و فروید» در تئاتر هامون«من، مادرم و فروید» به تهیهکنندگی امیرموسی کاظمی روایت دختر نوجوانی است که به دلیل مشکلات خانوادگی تصمیم به خودکشی میگیرد و با عزرائیل روبرو میشود.
سوگل قیصر، رها اسدی، الهه ادبی، امیر عباس عیوضی، مبینا جلال، امیرعلی پاویادکیوی، مهدیه شمالی، امیرحسین فرجی و ری را توکلی بازیگران این اثر نمایشی هستند.
سایر عوامل این نمایش عبارتند از (مجری طرح: موسسه راه روشن، دستیار کارگردان: رها اسدی، طراح صحنه و لباس: راحیل زارع، طراح نور: حافظ وقار، عکاس: پرویز گوهری راد و مجری نور و صدا: زینب دژاگاه)
«من، مادرم و فروید» از دوشنبه یازدهم اسفند هر شب ساعت 19 در سالن تئاتر هامون به روی صحنه میرود و بلیت آن از طریق سایت تیوال به فروش میرسد.
«چهار صندوق» و روایتی نماد پردازانه؛ آثار بیضایی تلفیقی از سبکهاستکارگردان نمایش «چهار صندوق» با اشاره به تنوع سبکی در آثار بهرام بیضایی عنوان کرد که این نمایشنامه اثری فرامرزی است و میتواند در هر زمان و هر نقطهای از جهان اجرا و فهم شود.
محمد کرمی کارگردان نمایش «چهار صندوق» که این شبها در تماشاخانه مهرگان روی صحنه است، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره روایت و جهان این اثر نمایشی توضیح داد: «چهار صندوق» درباره چهار قشر اصلی جامعه است؛ قشرهایی که هرکدام با رنگی مشخص معرفی میشوند. زرد نماد اندیشمند و روشنفکر، سبز نماد سنتی و مذهبی، سیاه نماد توده مردم و کارگر جامعه و در نهایت رنگی که به اقتصاددان و بازاری اشاره دارد. این متن در سال ۱۳۴۶ نوشته شده و تحلیلها نشان میدهد که در بستر نقد حزب کارگر و توده کارگر آن دوره شکل گرفته است.
وی افزود: ما نباید این چهار قشر را بهعنوان چهار شخصیت معمولی ببینیم، بلکه آنها نمایندگان اغراقشده و اگزجریتترین شکل ممکن از این اقشار هستند. وقتی از اقتصاددان یا بازاری صحبت میکنیم، منظور یک فرد معمولی پولدار نیست، بلکه کسی است که اقتصاد بر پایه او میچرخد و بازار زیر مجموعهاش تعریف میشود. همینطور وقتی از کارگر حرف میزنیم، از پایینترین سطحی صحبت میکنیم که بیشترین فشار و ظلم را متحمل میشود، در حالی که خود کارگر هم سطوح مختلفی دارد.
این کارگردان با اشاره به خط اصلی داستان گفت: نمایشنامه از ابتدا درباره یک خطر موهوم صحبت میکند؛ خطری که این چهار قشر هنوز آن را تجربه نکردهاند اما مدام دربارهاش حرف میزنند. این پرسش مطرح میشود که اگر روزی به ما حمله شود یا اتفاقی بیفتد، چه کسی از ما دفاع خواهد کرد؟ نتیجه این نگرانی، خلق مترسکی است که به آن جان، اندیشه و مفاهیم مختلف داده میشود.
کرمی ادامه داد: مترسک در ادامه از خالقانش میپرسد اگر روزی از من ناراضی باشید چه میشود؟ پاسخ میشنود که نان و آب تو را قطع میکنیم. از همینجا بحران آغاز میشود و مترسک تبدیل به بلای جان آنها میشود و هرکدام از این اقشار را به شکلی از مسیر خارج میکند؛ اقتصاددان را با معامله، قشر مذهبی را با تزویر و ریا، روشنفکر را با تخریب و ایجاد این تصور که او هم در بازی مترسک است و توده کارگر را با سرکوب و شلاق.
وی با اشاره به ساختار نمایشی اثر بیان کرد: در ادامه چهار صندوق ساخته میشود و هرکدام از این اقشار در صندوقی به رنگ خودشان حبس میشوند، تا جایی که حتی فراموش میکنند زمانی یکدیگر را میشناختند. مترسک در این وضعیت به نظم دلخواهش میرسد. اما با صدای گریه توده کارگر، این صندوقها یکییکی باز میشوند. آنها ابتدا همدیگر را نمیشناسند، اما با دیالوگ به آگاهی میرسند و تصمیم میگیرند مترسک را نابود کنند. با این حال، در پایان نمایشنامه مشخص نمیشود که آیا مترسک واقعاً نابود شده یا نه.
کارگردان «چهار صندوق» درباره شیوه اجرایی خود گفت: آثار استاد بهرام بیضایی اساسا سبک واحدی ندارند و همواره تلفیقی از شیوهها هستند؛ چه در سینما و چه در تئاتر. کارهای من هم همیشه نقد اجتماع و سیاستهایی بوده که از دل جامعه بیرون میآید، چون هیچ نظام قانونمندی بدون برآیند اراده مردم شکل نمیگیرد برای همین این متن را برای اجرا انتخاب کردم.
وی افزود: این تنها متنی است که خارج از نوشتههای خودم کارگردانی کردهام و دوست داشتم آن را در قالبی اکسپرسیونیستی، البته بهصورت تلفیقی و نه کاملاً خالص اجرا کنم. از هر شیوهای فقط آنچه برای رسیدن به مفهوم لازم بود، استفاده کردم. رنگها را گرفتم، اما نگذاشتم به موتیفهای بسته و صریح تبدیل شوند. قرار نیست مثلاً لباس زرد یا سبز الزاما به مذهب یا تفکر خاصی اشاره مستقیم داشته باشد، چون هر تفکری اگر افراطی شود، میتواند آزاردهنده باشد.
کرمی تأکید کرد: این متن، متنی فرامرزی است. مهم نیست اقتصاددان کجای جهان زندگی میکند یا کارگر متعلق به کدام کشور است؛ در هر دورهای، از فرانسه تا آمریکا در زمان فروپاشی اقتصادی، همین مناسبات تکرار شده است. به همین دلیل «چهار صندوق» میتواند در هر زمان و هر نقطهای از جهان اجرا و فهم شود.
وی درباره تغییرات اعمالشده در متن گفت: من یک پایان به پایان استاد اضافه کردهام، اما ترجیح میدهم درباره آن توضیح ندهم تا مخاطب خودش در سالن با آن مواجه شود. این تغییر از سر جسارت نسبت به متن نیست، بلکه برای نزدیکتر شدن اثر به مخاطب امروز انجام شده است. امروزه حتی اگر بخواهیم شکسپیر هم اجرا کنیم، نمیتوانیم کاملا کلاسیک پیش برویم؛ باید شیوه اجرایی را متناسب با نسل جدید تغییر دهیم.
این کارگردان درباره دریافت مجوز اثر توضیح داد: مجوز اجرا پیش از درگذشت استاد بیضایی اخذ شده بود. از طریق دوستان و همراهان پروژه، از جمله خانم ملیکا مشعل بهعنوان مشاور پروژه و با ارتباطهایی که با آقای شاهین گرگانی و سالن مهرگان وجود داشت، متن ارسال و مجوز دریافت شد.
کرمی در پاسخ به نگرانیها درباره حساسیت اجرای آثار بیضایی گفت: طبیعی است که اجرای آثار ایشان همیشه با گارد و حساسیت همراه باشد. من از ابتدا به گروه اعلام کردم که این کار احتمالاً با حاشیهها، جلسات متعدد و چالشهای مجوزی روبهرو میشود، اما اینها برای من مسئله اصلی نبود. زندگی اساساً با ریسک معنا پیدا میکند و هنر هم بدون ریسک پیش نمیرود. پیشبینی میکنم بعد از اجرا، مخالفان و موافقان زیادی داشته باشیم؛ از کسانی که اساساً با بیضایی مسئله دارند، تا آنهایی که دوست داشتند این اثر را اجرا کنند اما موفق نشدند. جهان بر پایه تضاد شکل گرفته و همین تضاد است که آن را زیبا میکند.
کارگردان «چهار صندوق» درباره بازخورد مخاطبان گفت: ما در شرایطی اجرا رفتیم که حال عمومی جامعه خوب نیست و طبیعی است که سالن آن واکنش ایدهآل را نداشته باشد. با این حال، بازخوردهایی که مستقیم از مخاطبان گرفتم رضایتبخش بوده است. مخاطبانی بودند که چند بار اثر را دیدند یا همراه خود تماشاگران جدید آوردند. برای من مهمترین مسئله شنیدن نظر مخاطب، بدون پاسخدادن یا جدلکردن است.
این فعال تئاتری در پایان تاکید کرد: بعد از پایان اجرای رسمی «چهار صندوق»، حتماً جلسهای برای تحلیل آنچه رخ داده برگزار خواهم کرد. هیچ اثری در جهان وجود ندارد که همه با آن موافق باشند. همین اختلافنظرهاست که گفتگو و اندیشه را زنده نگه میدارد.
نمایش «چهارصندوق» به نویسندگی بهرام بیضایی و کارگردانی محمد کرمی از ۱۴ بهمن اجراهای عمومی خود را آغاز کرده است و تا ۸ اسفند روی صحنه تماشاخانه مهرگان میرود.
شقایق وطنی، میلاد قنبری، مرجان صالحی، بهنوش ناصرپور، ملیکا مشعل، فریماه پروانی و مرین علیزاده گروه بازیگران این نمایش را تشکیل میدهند.
عکس از وحید دهرویه است.
منبع: خبرگزاری مهر
استقبال هنرمندان از نمایشهای سنگلجنمایشهای مرگ یزدگرد و تحفه نطنز طی اولین هفته اجرای عمومی خود در تماشاخانه سنگلج میزبان بسیاری از هنرمندان و صاحبنظران سینما و تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی شدند.
به گزارش روابط عمومی تماشاخانه سنگلج، هنرمندانی همچون کاظم هژیر آزاد، گلاب آدینه، آتش تقی پور، عزت ا... رمضانی فر، داوود فتحعلی بیگی، آرش نوذری، جلیل فرجاد، رحمت امینی، گلی امامی، پژمان چشمی، مصطفی ایزدی، علی ولیانی، رضا معراجی، مسعود مهرابی، علی یدالهی، مجید ستایش، لیلا ارجمند پیوند، علی طربی، کسری ریاحی، سارا شهبازی، محسن خیمه دوز، رهام مخدومی، گیتا بهادری، محمد مطلب، مصطفی دارابی، دکتر توران شیخ بگلو، دکتر مسلم آئینی، فرهاد شریفی و... در روزهای گذشته به تماشای دو نمایش تماشاخانه سنگلج نشستند.
نمایش تحفه نطنز نمایشی اجتماعی در ژانر کمدی است و نگاه انتقادی به آداب و رسوم در خانواده و اجتماع دوره ای تاریخی دارد. این نمایش که با تکنیکهای زن پوشی، مردپوشی و مجلس زنانه، نمایش ایرانی طراحی شده دقایقی فرحبخش و تعمل برانگیز برای مخاطبان خود به همراه آورده است.
نمایش «تحفه نطنز» به نویسندگی و کارگردانی آرزو خلیلی در ساعت ۱۸:۳۰ با نقش آفرینی نگین تقویراد، الهه تنهایی، آرزو خلیلی، نیکو دوبرادر، نوشین سرکوبی، عسل غروی، محسن میرهاشمی و رضا نعمتیان روی صحنه میرود.
نمایش مرگ یزدگر نوشته زنده یاد بهرام بیضایی نیز که اثری انتقادی-سیاسی در بازآفرینی رویدادی تاریخی به شمار میرود استقبال باشکوه تماشاگران را به همراه داشته و طی هفته گذشته پرفروشترین نمایش سالن های اداره کل هنرهای نمایشی بوده است.
نمایش «مرگ یزدگرد» با تهیهکنندگی و کارگردانی علیرضا چاوش در ساعت ۲۰ میزبان مخاطبان است و هنرمندانی همچون سارا عابدی، آزاده اکبری، محمد ربانی، عباس سیاوش، مهدی بیابانی، مهدی فرشیدی سپهر و علیرضا چاوش در آن نقش آفرینی میکنند.
فروش روزهای جدید نمایشهای تماشاخانه سنگلج در سایت تیوال در دسترس علاقهمندان تئاتر و هنردوستان قرار دارد.
یک نمایش تازه در تماشاخانه ایرانشهر به صحنه میرودنمایش «میخواستم اسبت باشم» به نویسندگی و کارگردانی معینی رستمی، از آثار برگزیده چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر در تماشاخانهی ایرانشهر به صحنه خواهد رفت.
به گزارش روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، نمایش «میخواستم اسبت باشم» به نویسندگی و کارگردانی معین رستمی از یکشنبه سوم اسفند ساعت ۱۹ در سالن استاد سمندریان اجراهای خود را آغاز میکند.
در این نمایش سجاد بختیاریزاده، امیرحسین شعبانیان، علی نادری، سعید جردکانی به ایفای نقش میپردازند.
علاقهمندان به تهیهی اینترنتی بلیتهای این نمایش میتوانند به سامانه تیوال مراجعه کنند.
۲۵ بهمنماه در کانون پرورش فکری کودکان و نوجواناناجرای نمایشنامهخوانی «مَچَل کفترباز» برای بچههانمایشنامه «مَچل کفترباز» به کارگردانی احمدرضا حجارزاده، روز شنبه ۲۵ بهمنماه، در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شعبه پارک لاله، خوانده میشود.
به گزارش روابطعمومی گروه، نمایشنامه «مچل کفترباز» به نویسندگی فاطمه هاشمی و کارگردانی احمدرضا حجارزاده، روز شنبه ۲۵ بهمنماه، ساعت ۱۵، در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، برای بچهها و بزرگترها به صورت نمایشنامهخوانی اجرا میشود. هاشمی این نمایشنامه را با نگاهی به داستان «کچل کفترباز» اثر صمد بهرنگی نوشته است. در اجرای نمایشنامهخوانی «مچل کفترباز»، نقشخوانیِ شخصیتها را (به ترتیب ورود)، هانیه تفکری، عطیه پژم، آناهیتا رضایی، سپیده زینلی، مهدی اسکندری، امیرسجاد دبیریان، امیرحسین کاشانی، فرزانه دلیر،کیمیا حیدری، مهدی فرد و مهناز رضایی بر عهده دارند. سایر عوامل گروه عبارتند از: صدف کبیریمقدم (ترانهسُرا)، مهدی فرد (آهنگساز و خواننده)، ساغر معینفرد، دانیال شفیعی (نوازندگان تنبک و ویولن)، زهرا انصاری، سهیلا انصاری (طراح صحنه و لباس)، فاطمه رضایی (طراح پوستر)، شیوا زابلیپور (عکاس)
در خلاصهداستان این نمایش آمده:«مچل کفترباز با مادر پیرش در خانه کوچکشان، زندگی فقیرانه اما باصفایی دارند. دختر پادشاه که با پدرش در همسایگی آنها زندگی میکند، حسرتِ زندگیِ ساده مچل و مادرش را میخورد. وقتی پادشاه از این موضوع باخبر میشود، تصمیم میگیرد مچل و کفترهایش را نابود بکند، ولی...». حجارزاده پیش از این، متون «کبوتری ناگهان»،«پینوکیو میخواهد بمیرد» و «دلم قهوه میخواد» را در قالب نمایشنامهخوانی روی صحنه برده بود. همچنین نمایش «جوادیه» به کارگردانی او، شهریورماه سال جاری اجرا و با استقبال خوب تماشاگران روبهرو شد. گفتنیست نمایشنامهخوانی «مچل کفترباز» به کارگردانی احمدرضا حجارزاده، شنبه ۲۵ بهمنماه، ساعت ۱۵ در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شعبه پارک لاله اجرا خواهد شد. علاقهمندان به تماشای این نمایشنامهخوانی، برای رزرو و تهیه بلیت میتوانند به سایتتیوال یا گیشه کانون پرورش فکری کودک و نوجوان، پلاتو آینه مراجعه کنند. لازم به ذکر است این نمایشنامهخوانی در جریان چهارمین دوره نمایشنامهخوانی «توکا» از سوی کانون تئاتر کودکونوجوان خانه تئاتر و با همکاری مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار میشود و در امتداد تقویت جریان نمایشنامهخوانی و معرفی آثار شاخص نمایشی به مخاطبان برنامهریزی شده است.