تیوال مـانیــــا رستمـی | دیوار
S2 : 16:07:40
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دلم حضور مردانه میخواهد
نه اینکه مرد باشد نه.... مردانه باشد!
حرفش
قولش
فکرش
نگاهش
قلبش
و....
آنقدر مردانه که بتوان تا
بی نهایت دنیا به او اعتماد کرد
تکیه کرد....



از: درسته از خودم نیست اما حرف دلم که هست! از: ن ف س
خیلی زیبا بود مانیا جان..
به دل منم نشست..
۲۰ خرداد ۱۳۹۱
حسام خالقی عزیز
پسر خوب دیوار
ممنونم از لطف و مهربونی همیشگیت
نمیدونم چطوری باید تشکرکنم

احساس در کلام نمی گنجد....
:)

۰۶ مرداد ۱۳۹۱
:)
۲۸ مهر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سر به صحــــــرای خیال
گوشه ی دنج کویــــر
من و تنهایی و یکــــــ گوشه
از این خاکـــــ غریبـــــ
خانه ای ساختــــه ام
بهــــر دلتنگــــی خویش
خانه ی وهم و سکوتـــــ
خانه اندوه و غم و تنهایـــــی
گـــر بسان دل من تنهایــــی
سفری کن به حوالی کویــــر دل من
پشت آن تپه ی خاکــــی بلنـــد
سمتـــــ شن زار سکوتــــــــ
تـــــو مــــرا میابی....

پ.ن:....


از: پوسیده نوشت (م.ر)
برمی خیزیم و کلاهم را برای احترام به شعرت
از سر بر می دارم و تشویقت می کنم

:)
۱۴ خرداد ۱۳۹۱
کارت و استعدادت به نظر من خیلی خوبه..
ولی کم کم به فرم و سبک و سیاق (چه برای خودت - چه سبک و سیاق های معروف و شناخته شده) نزدیک بشه (که داره می شه ) قطعن روز به روز کارهات (چون حال ) فاخرتر و دلنوشته ها (چه قدیمی و چه جدید ) به یک اثر ادبی همه جانبه تبدیل میشه...
روزنه ... دیدن ادامه » ی بزرگی در پیش داری..
پیروز باشی عزیز.. .
۱۶ خرداد ۱۳۹۱
مرسی جناب هوشیار عزیز
اینجورا هم که میگید نیستااااااا
نوشته ها و شعرهای من اینقدرها ارزش تعریف ندارن
واقعا شما اعتماد به سقف میدین به ادم:)))
سپاس از این همه لطفی که به بنده دارید بزرگوار
۱۶ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همچـــــو اقیـانوس
آزاد و رهــــــا
شــاد بودم بخـــدا
قطـــره ای اشکــــــ شدم
دل به دریـــــا بستـــم
راه دریــــا رفتــم
کـــوله بارم غـــم شد
دلـــــم از ماتـم شد
مـــــاهـی, کوچک آبـــــ
درد مـــن را فهمید
مـــوج بی هنگامتـــــــ
مــــاهی ام را بلعیـــد...




از: پوسیده نوشت(م.ر)


پ.ن: شاید همه چیز از یه اتفاق خیلی ساده شروع بشه ولی به بزرگترین و دردناک ترین اتفاق ممکن توی زندگیت تبدیل بشه
هر ساده ای رو به سادگی ساده نگیریم....!
۰۹ خرداد ۱۳۹۱
دوسش داشتم .
:)
۱۰ خرداد ۱۳۹۱

جناب ارمغان:خوشحالم که دوستش داشتین استاد عزیز سپاس بزرگوار

جناب هوشیار:سپاس که خواندی و دوست داشتی :)
۱۴ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینجا نقطه صفر است!
اینجا از فکرتو، هرچه جمع میزنم
هرچه کم میکنم
فرقی نمیکند
اینجا روز و شب دیگر معنا ندارد
اینجا 'قطب' دلتنگیست و مرز بی کسی ...
اینجا برای با تو ماندن گمرکی میگیرند!
اینجا همه چیز نسبی ست
اینجا خود پرستی بازارش از محبت گرمتر است،
اینجا نقطه صفر است
اینجا دل ها یخ میبندند و دست ها هم...
اینجا، فقط اینجاست!
اینجا نقاش هایمان کورند...
شاعرانمان دروغگو!
اینجا حقیقت نایاب شده

گرگ ... دیدن ادامه » ها آدم ها را دوست دارند


از: .
فراتر از عالی بود مانیا جان...سپاس.
۰۷ خرداد ۱۳۹۱
شما کجا اینجا کجا؟!
آفرین و صدآفرین :)
۰۷ خرداد ۱۳۹۱
مرسی زهرا جونمممممم لطف داری به من همیشه گلم :-******

رهگذر بودم اقای خالقی بی هوا پستم خورد به اینجا :دی
سپاس جناب خالقی
۰۸ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیکرانه
در انتهای هر سفر
در آیینه
دار و ندار خویش را مرور میکنم
این خاک تیره این زمین
پاپوش پای خسته ام
این سقف کوتاه آسمان
سرپوش چشم بسته ام
اما خدای دل من
در آخرین سفر
در آینه به جز دو بیکرانه کران
به جز زمین و آسمان
چیزی نمانده است
گم کشته ام , کجا
ندیده ای مرا؟

از: حسین پناهی
انا الله و انا الیه الراجعون

فاتحه ای نثار روح تازه در گذشته
.
.
.
خــــدا رحمتـــش کنــــد
دلـــــم را میــــگویـــم
اگــــر چــه خــــوب نبــود
امــــا عـــاشــق بـــود
آرزوهـــا داشـــت
زیــر رگبـــار نــگاهــایـت
حــــرف هـــایــت،
خــیانـــت هــایــت...،
جـــــــان سپــــــرد
”ســـــزاوار ... دیدن ادامه » نبــــــود
ایــــنـگونـــه نــــاکــــام بمیــــــــرد....”

.........
سلااااااااام چقد خوشحالم دوباره بعد از مدت ها دل نوشته های دوستانم رو میخونم و چقد خوشحالم که شاهد پیشرفت روز افزون دیوار هستم





از: مانیـــا رستمـی
عزیزم شعر جالبی بود.دوست داشتم هر چند هرگز ناراحتی کسی رو تاب ندارم.

دل قوی دار
۰۵ دی ۱۳۹۰
مرسی که خواندمییییی:)
اما قصد بر این است که ادامه ای در کار نباشه
۱۶ خرداد ۱۳۹۱
تلخ تلخم
همچو حلوای عزا
گر رد شدی ز کوی ما فاتحه ای نثارش کن
اینجا دلی مرده است!
«خدا رحمتش کند
دلم را میگویم»
آفرین:)
۲۸ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
















از: و دیگر هیچ......
یه روزی خودتون معنی این پست رو می فهمید
۲۸ آبان ۱۳۹۰
مانیا جان

همون حرفهایی که قراره بزنی و نمی زنی کمه دیگه
۲۹ آبان ۱۳۹۰
سکوتم را باور کن
همان ناگفته هایست
که در عین گفتن
همیشه نظاره گر بودی
بی انکه بدانی چه میگویم

دوست دارم سکوت رو بشکنم
اما در مقابل بزرگان ادب حکم میکنه که چیزی نگم
۲۹ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من و غروب...

غروب دلتنگی،
در امتدادجاده های بی سرانجام
یکه و تنها
به ساحل طوفانی دلت میرسم
و در گرداب وجودت
همچون قایقی شکسته
غرق میشوم....!!

سلام دوستان بینهایت خوشحالم میکنید اگر نقدم کنید و اشکالاتم رو بگید ممنونم....

از: یک غروب دلتنگ
اینکه چطور دلتنگی با طوفان دل آرام میگرد رو به خوبی نگاشتی مانیا جان
به نوشتن ادامه بده عزیزم که همیشه بهتر میشوی
۲۷ آبان ۱۳۹۰
تشکر جناب ارمغان از نظرتون و بینهایت سپاس از راهنمایی هاتون مرسی
۲۷ آبان ۱۳۹۰
رها....@ ممنونم که خواندی مرا چند بار خوندمش قبل از این که بذارم دیوار فکر نمیکنم از کلمات پیچیده ای استفاده کرده باشم! به هر حال ممنون هر کسی نظری داره و ممنونم که نظرتون رو دادید خوشحال شدم

جناب حیدری@ بینهایت سپاس از شما ممنونم از حرف ها و راهنمایی هاتون ... دیدن ادامه » مرسی
۲۷ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احســـــــــاســـــم یــــــــــخ زده،
نـــــمیـــــدانم، از سرمــــــای روزگـــــــــــــار اســـــــــت....
یا از ســـــــــرمای نگـــــــــاه تــــــــو....!!!



از: احســـــــــاس تــــرک خـــــورده
سلام مانیا جان خیلی دوستش داشتم کوتاه و پرمعنا
آفرین....صدآفرین
۲۵ آبان ۱۳۹۰
همدردی !

همیــــــن ...
۲۵ آبان ۱۳۹۰
آقای خالقی@ خوشحالم که دوست داشتید ممنون اما اونقداااا هم خوب نبوداااا یکی از دل نوشته های قدیمی بود دوست داشتم امشب باهاش دیوار رو خط خطی کنم
مرضیه جونم@ دختر دوست داشتنی ممنونم عزیزدلم
جناب اختر@ ممنونم، اما پســـــــــر!!! من دختر هستمااااا :دی
جناب ... دیدن ادامه » ارمغان@ مرسی بزرگوار خوشحالم که خواندی مرا تشکر
جناب مجد @ ممنوووووون که خواندی و مرسی از همدردی تون :)
سپاس از همه تون دوستان
۲۵ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امــــشب علـــــــی در خــــــانه خود شـــــمع مـــــحفل می برد
کــــشتی عـصمت، ناخــــــــــدا را ســــوی ســـــــــاحل می برد
مشـــــــکل گــــشای عالـــــمی، حـــــل مســـــــــــائل می برد
انســــــــان کامـــــــــــل را ببین با خـــــود مکمــــــــل می برد

***ســـــــــــــــــالروز ازدواج
حضرت علــــــــــــــــــی (ع ) و حضرت فــــــــــــــاطمه (س)
بر دوستـــــــان دیــــــــواری عزیزم مبـــــــــــــــــــــــــارک***

از: .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حقارت واژه ها رو زمانی حس کردم که
نتونستم این روز بیاد ماندنی رو توصیف کنم
***
زیبـــــــــاترین گل ها را بـــــرای زیبـــــــــایی
زنـــــــــــدگی ات و کـــــــوتاهی عـــــــمرشان را
بـــــــــــرای غــــــم هایت آرزومـــــــــــندم

میلاد جان عزیز ، ستاره ی شب های دیوار
با آرزوی سلامتی و شادکامی و همچنان عمری با عزت

***تولــــــــــــــــــــدت مبـــــــــــــــــــــــــــارک***

از: تقدیم به داداش گلم میلاد مجرد ۹۰/۰۸/۰۵
تبریککککککککککککک
میلاد بزرگ شدی.

امیدوارم همیشه سبز باشی، خوشحال و مهربون....

و در کنارش به همه ی آرزوهای قشنگت برسی.
۰۵ آبان ۱۳۹۰
امیر اسعدی عزیز ~ سپاس.
بانو ظفری ~ سپاس از شما.
۰۵ آبان ۱۳۹۰
میلاد عزیز ~ ممنونم رو پیشنهادت فکر نمیکنم چون هنوز ....
حسنای عزیز ~ ممنون از لطفت دختر گل .
مهرداد عزیز و دوست داشتنی ~ خیلی متشکرم.
زهره جان ~ ممنون دوست خوبم.

ممنونم از همه شما عزیزانی که با حضورتون شادم کردید ببخشید دیر جواب دادم و در چند پست تشکر کردم ... دیدن ادامه » مشکلی فنی وجود داشت.
۰۵ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق چیزی است که
بیشتر از هرچیزی
داشتنش را دوست داریم
و بیشتر از هر چیزی
دادنش را دوست داریم
و هیچ کس در نمیابد
که عشق همان چیزی است
که همواره داده میشود
و پذیرفته نمیشود





از: جبران جلیل جبران
ممنون آقای روشنایی عزیز بابت نظر زیباتون
۰۱ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه چیز در هر کس باشد منافق است، اگر چه اهل نماز و روزه باشد:
کسی که دروغ میگوید،
کسی که وعده می دهد و خلاف عمل میکند،
و کسی که امین می دانندش ولی او خیانت میکند
شهادت امام صادق (ع) بر دوستان دیواری تسلیت باد

از: امام صادق (ع)
سپاس از انتخابتون ...
۰۱ مهر ۱۳۹۰
ممنون از این پست مانیا جان،
مفید بود و
بر شما هم تسلیت عرض میکنم عزیز.
۰۲ مهر ۱۳۹۰
نیلوفری و زهرای عزیزم ممنون
۰۲ مهر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به یاد آن همه شب های مهتابی!
دلم، امشب چه بی تابی .....
چرا شب ها نمی خوابم؟؟
چرا یادت نمی میرد؟
دلم از غصه میگیرد....
و بی تو لحظه ای این دل
بگو.....
آرام میگیرد.....؟؟؟؟؟

از: مانیا
آفرین مانیای عزیز
خوب بود.
۲۶ شهریور ۱۳۹۰
من از نظر نگارشی گفتم مانیای عزیزم

وگرنه مفهوم که تلخ بود ...
۲۷ شهریور ۱۳۹۰
ممنون نیلوفر عزیز
تلخ.....:(
۲۷ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی
حاضری دنیا رو بدی فقط یه بار نگاهش کنی
به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی
رو همه چیز خط بزنی حتی رو برگ زندگی
وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه
فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه
قید تموم دنیا رو به خاطر اون میزنی
خیلی چیزا رو میشکنی تا دل اونو نشکنی
حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم
اما صداشو بشنوی شب از میون دوتا سیم
حاضری قلب تو باشه پیش اون گرو
فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو
حاضری هرچی دوست نداشت به خاطرش رها کنی
حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی
حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی
یکی ... دیدن ادامه » که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی
وقتی کسی تو قلبته یه چیز قیمتی داری
دیگه به چشمت نمیاد اگر که ثروتی داری
حاضری هرچی بشنوی،حتی اگر سرزنشه
به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه
حاضری هرکی جز اونو ساده فراموش کنی
پشت سرت هرچی میگن چیزی نگی گوش نکنی
حاضری که بگذری از مقرارات دین و درس
وقتی کسی رو دوست داری معنی نمیده دیگه ترس

از: .
عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد....

ممنون از متن پر احساس و قشنگتون
۱۵ شهریور ۱۳۹۰
آقای رستمی ممنونم همین که خوندیدو نظرتونو دادید لطف بزرگی کردید
شما دوستان صاحب نظرید غیر از این بود
من و... دل نوشته های خودمونو اینجا نمیذاشتیم
۱۶ شهریور ۱۳۹۰
چقدر شبیه یگی از آهنگ هایی بود که امروزه از برزن های این شهر شلوغ شنیده میشه!!!
۱۶ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیشه قرارمان کنار آن دیوار آجری نیمه ساخته بود
تو با دستات تک تک آجرهای دیوار رو میذاشتی
و من سیر به تماشایت مینشستم
اما تو رفتی و واسه همیشه تنهام گذاشتی
من موندم و اون دیوار آجری
که همونطور نیمه ساخته، شده همدم تنهایی هام
آخه گفته بودی تا عمر دارم با دستای خودم دیوار خاطرات مونو بنا می کنم
حالا تمام آجرهای این دیوار خاطرات با تو بودن که تو دفتر دلم ثبت شده

از: مانیا رستمی
تنهام گذاشتی....

واسه من خیلی واژه سنگینیه. ممنونم خانوم رستمی .
۱۵ شهریور ۱۳۹۰
یه دل نوشته ی ساده و روان و دوست داشتنی بود...

ولی خانم رستمی عزیز

به نظرم یا همه ی قسمتها رو به زبان محاوره بنویسید یا به صورت نگارشی ادبی تری بنویسید... اینطوری بهتره چون لحن خوندن سخت میشه برای خواننده
۱۶ شهریور ۱۳۹۰
آقای رستمی ممنونم
چشم تا اونجایی که مینونم سعی خودمو میکنم تا شاید بتونم بهتر بنویسم
۱۶ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلاااااااااااام دوستان عزیزم
من اومدم اما نه از سفر، از دلتنگی
اینجا خییییلی خوبه جای همه تون خالیه روز بد نبینین
من و خواهرم راضیه ۸ساعت توی ماشین مثل خرما مضافتی به هم چسبیده بودیم
وجای تکون خوردن هم نداشتیم اما یه لذتی داشت هوا سرد, سرد بود
جون میداد سرتو از پنجره ماشین بیاری بیرون و هوا رو از عمق وجود بو بکشی
و بلند داد بزنی وبگی خدایااااااااا شکرررررت
اما باز این لذتو راضیه ازت میگیره!!!!!
الان منو راضی و بچه ها روی پشت بام زیر یه درخت گردو دراز کشیدیم
و آسمان صاف و تمیزو نگاه میکنیم و با هم میخندیم
و از سکوت زیبای روستا لذت میبریم
و آهنگ زیبای پارس کردن سگها را با عصبانیت گوش میدیم
و اینقدر سرده که داریم قندیل میبندیم
بچه ها جای همتون خالییییییییییییییییییییییه.......

از: مانیا
:) دوستان به جای ما
۱۴ شهریور ۱۳۹۰
ممنون از لطفتون
۱۵ شهریور ۱۳۹۰
خوش بگذره بهتون... و از هوای پاک استفاده کنید

ناگهان این شعر دوران بچگی به ذهنم رسید:

خوشا بع حالت ای روستایی

چه شاد و خرم چه باصفایی

در شهر ما نیست جز دود ماشین
دلم ... دیدن ادامه » گرفته از آن و از این


۱۶ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان فردا دارم واسه یک هفته میرم سفر
شاید فرصت نکنم 
به دیوار سربزنم ‏
و از دل نوشته های شما لذت ببرم‏‏‏

اما اگه دلم خیلی تنگ شد حتما میام سر میزنم
اگه دیگه پیدام نشد حلالم کنید....‏‏

به امید دیدار


از: مانیا رستمی
ببخشید نمیشه گفت فردا یعنی همین امروز....
۱۲ شهریور ۱۳۹۰
مرسی مریم جون
۱۵ شهریور ۱۳۹۰
اوهوم.........
۱۵ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستای عزیزم از همه تون عذر خواهی میکنم
از اونای که حرفای من دلگیرشون کرد
و فکر می کردن که باید حرفی نزنم
و سکوت اختیار کنم
ببخشید اگه جمع صمیمی دیوار رو یهو ریختم بهم
قول میدم اگر بار بعد از حرفی دلخور و ناراحت شدم بدون سروصدا از دیوار برم

از: مانیا رستمی
علی فرح راد و یاسمین بیسادی این را خواندند
مرسی زینب جان وهمین طور آقای ارمغان
آقای ارمغان کاش یه خورده صبر وتحمل شما رو داشتم ای کاش.....
اما اخلاقم بد, زود بهم بر میخوره شایدم زیادی احترام دیدم که تحمل ندارم
۱۲ شهریور ۱۳۹۰
تشکر آقای مساوات
۱۲ شهریور ۱۳۹۰
آقای عمروآبادی مرسی از کامنت زیباتون
۱۲ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط دریا دلش آبی تر از من بود
ومن از دریا،دلم دریا
فقط این را ندانستم
چرا گشتم چنین تنهاتر از تنها
به هر آبی شدم آتش
به هر آتش شدم آبی
به هر آبی شدم ماهی
به هر ماهی شدم دامی
به هر نامحرمی ساقی
به هر ساقی می باقی
وتو این را ندانستی
چرا گشتم چنین عاصی
چرامهتاب شد سنگ صبورم
چرا بستند پرهای غرورم
چرا آیینه ها را خاک کردند
مرا از رنگ شب سیراب کردند

از: مهرداد حسین زاده
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید