ریتم و هارمونی در طراحی صحنه نمایش «پروین»رضا مهدیزاده طراح صحنه نمایش «پروین» میگوید: شخصا به مثلثی اعتقاد دارم که در صحنه میتواند به لحاظ زیباشناسی، اجرا و اثرگذاری بسیار موثر باشد؛ مثلث کارگردان، طراح و بازیگر. این سه راس مثلت میتوانند در ارتباط با هم به یک پیوند اندیشهگون برسند که برای تماشاگر هم میتواند بسیار جذاب و خیرهکننده باشد؛ یا بهتر است بگویم که این سه میتوانند در کنار هم، اعجاز تئاتر را شکل دهند.
«پروین» یک پرتره نگاری از «حسین کیانی» در چهار پرده است؛ قصه ماههای پایانی زندگیِ کوتاه اما پرثمر شاعری که در یک زمستان سرد سال ۱۳۲۰ روایت میشود. روایتی که بهجز قصه، بر عناصر دیگری همچون طراحی صحنه و دکور هم استوار است. «رضا مهدیزاده» که طراحی صحنه این نمایش را برعهده دارد، در گفتگو با خبرنگار ایلنا، از فضاسازی برای نمایش «پروین»، کار با کارگردان مولف، نقش بازیگر در طراحی صحنه و مینیمالیست شدن صحنههای تئاتر میگوید. این نمایش به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی و تهیهکنندگی داود نامور و با بازی نرگس محمدی، امین زندگانی، مهرانرنجبر، مجید رحمتی، سیدجواد یحیوی، جواد مولانیا، مریم ندایی، آتنا تندرو، سهیل ملکی و اکرم محمدی با حضور هوشنگ قوانلو در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر با حمایت پوشاک گت، نشر آنجا و نوای کلاویه روی صحنه رفته است. مشروح گفتگو با رضا مهدیزاده را میتوانید در ادامه بخوانید.
به اعتقاد شما ریتم در طراحی صحنه تئاتر چه تاثیری دارد و چهقدر از چنین عنصری در طراحی نمایش «پروین» بهره گرفتید؟ به عبارتی، شاعرانگی پروین اعتصامی در هارمونی ساخت دکور شما چقدر موثر بوده است؟
یکی از مهمترین مصادیق زیباشناسانه در طراحی صحنه، عنصر اساسی ریتم است؛ چیزی که در دنیای هنرهای تجسمی ریشه دارد و در دنیای معماری و فضاسازیهای سهبعدی جریانساز است. در طراحی صحنه نمایش پروین به دو دلیل، توجه به عامل ریتم، اهمیت دارد. در ابتدا نیاز توجه به این عنصر در خلق هنری صحنه و دیگری اینکه شخصیت محوری این نمایش استاد شعر و ادب است. ایشان در دنیای شاعری زندگی میکند و آفرینش ریتم کلامی حوزه تخصصی اوست. لذا توجه به عامل ریتم و تاکیدا ریتم دیداری میتواند بسیار مهم باشد. اینکه چگونه میشود در فضای دیداری اجرا شاعرانگی کرد، چگونه میشود عامل ریتم را در جلوه نقاشانه پیکره و تصویرسازی صحنه منتشر کرد و... اینها دغدغه و مساله طراحی به حساب میآیند. اینکه چگونه میشود عامل پرسپکتیو را در صحنه سالن اصلی با منحنی غیر استاندارد محدوده آوانسن، مورد توجه قرار داد، و چگونگی هدایت نقاط گریز، در فضایی که گرایش به نقطه مرکزی در عمق ندارد، و همینطور تولید افقهای دیداری مصنوعی (چیزی فراتر از آنچه متعارف دید در سالن اصلی است.)
پلهها، و بالاطبقه و ایوانهایی فراهم آمدهاند، تا پلهها را بهانهای ساخته برای اینکه به نقطه دیگری در آن سوی جهان شخصیتها برسیم، عاملی که چشمها و ذهن را هدایت میکند به جایی دیگر که اسمش شاید اینجا و اکنون نباشد، اما در بالادست روایت اندرونی و تنهایی پروین و خانواده پروین و در سویه مقابل خلوت سرهنگ و کنش غمگنانه او با صنمی که ضمن پردازش شخصیتی، مخاطب را متاثر میسازد، و در میانه آسمانی است که فعال است؛ ابری، بارانی، گاهی برفی و ماه که با حضور استعاری خود شاعرانگی میکند. آسمان شب و کوهستان برف گرفته شب یلدا، و نقطه گریزی که به واسطه چینش دیوارهها چشم را به سمت گنبد گیتی هدایت میکند. تو گویی مبنای حرکت و ریتم پلهها، آهنگ هدایت و توجه را با طارمیهای چوبی و با تاکید رنگی ویژه (قهوهای) به گریزگاهی دیگر که به صورت مجازی و خیالی و در ناخودآگاه تماشاگر تصویرسازی میشود، سوق میدهد. اثر حضور خطوط و چگونگی انجام و کیفیت آنها در این فضا به کیفیت هدایت بصری اجزا میانجامد؛ ایوانها، ستونها، پلکان، خطوط پنجرهها، شاخههای درخت خشکیده زمستانی، حوض آب و نحوه هدایت آنها که از کلام شاعرانه متن سیراب شدهاند به تکامل تصاویر شاعرانه و گرافیکی که باید توسط تماشاگران دیده شود رهنمون میشود. اینها دغدغههایی هستند در طراحی و دیداری سازی این نمایشنامه که فکر میکنم با نشانههای نمایشی در طراحی فضای اجرا و با پاسخهای هیجانی در راستای ارتباط با مخاطب قرار میگیرد.
از طراحی صحنه نمایش پروین بگویید؛ از پروسه رسیدن به دکور و روند ساخت و ساز.
وقتی متن برای طراحی صحنه در اختیار من قرار گرفت، زمینهای در ذهنم وجود داشت؛ میدانستم که قرار است با متنی مواجه شوم که گرایش به پرترهنگاری دارد؛ یعنی اثری درباره شخصیتی تاریخی و حقیقی به اسم پروین اعتصامی در حوزه مستندنگاری که البته با خیالپردازی نویسندهای به اسم حسین کیانی پرورش یافته و در چهار صحنه بهعنوان نمایشنامه نگارش شده است. میتوانستم از همان ابتدا حدس بزنم که با چه مدل متنی مواجه خواهم بود. اما وقتی که متن را دقیقتر خواندم، متوجه شدم که داستان متن با تاکید ویژهای به روزگار پایانی زندگی پروین میپردازد. چند ماه پایانی عمر پروین که در زمان سرما و تنشهای فصلی زمستان و همینطور روزگار حضور متفقین در تهران سال ۱۳۲۰ واقع است و در شب یلدا شروع میشود و بعد آرام آرام به ابتدای فصل بهار میرسد.
پر واضح است که رنجشهای تنانه و همینطور مصائب روحی و روانی شخصیتی برجسته به اسم پروین قلمی شده و اینها گامهای مهمی در مستندنگاری و شناساندن شخصیت پروین بود؛ کسی که زندگیاش از تبریز شروع میشود و در تهران ادامه پیدا میکند، و در عمر کوتاهش حضور و جایگاه موثری در دنیای ادبیات به خود اختصاص میدهد، در اماکن و محافل علمی و ادبی حضور پیدا میکند، در دانشگاه، در دانشسرای تربیت معلم و همینطور در مجامع عمومی با ادیبان و شاعران زمان دیدارها و ملاقاتهایی دارد و همه شاعران همنسل خودش، ایشان را بهعنوان یک شاعر بلندپرواز به رسمیت میشناسند. اینها نشانههای محسوسی هستند که در فضاسازی زندگی ایشان باید لحاظ میشد و مورد دوم اینکه تمام ظرافتهایی که در حوزه ادبیات زنانه ایشان وجود دارد، نقش پویایی در صحنه ایفا میکنند که قلم را سوق میدهد به سمت تصویرسازیهایی که این روحیه ظریف را تصویرسازی کند. نکته بعدتر این است که در دورهای که پروین زندگی میکند به لحاظ چشماندازهای نوین معماری، تهران وارد عرضه تجربههای تازه و شکوفایی شده است؛ معمارهای برجستهای که پس از بازگشت به ایران، چشمانداز شهری و مسکونی پایتخت را دچار تغییر و تحول بنیادین کردهاند. معمارانی مثل وارطان هوانسیان، پل آبکار و گابریل گورکیان و... کسانی هستند که آثارشان همچنان چشمنواز و منبع الهام است. در این دوره، مدلهای معماری در حال تغییر هستند و ملیگرایی با تجلی یافتههای معماری کهن ایرانی با دستاوردهای معماری غربگرا در حال شکلگرفتن است. اینها همه دیدگاههایی هستند که بعد از خواندن متن، اثر را تجربهپذیر و شفاف میکند. مورد بعدی که به لحاظ ساختاری در تقسیمهای صحنهای صورت گرفته، این است که محیط حیاط، محلی عمومی است، که سهمی سه پردهای را به خود اختصاص میدهد و بخش عمدهای از کنشها و موقعیتهای متنی در آن رخ دهد و پرده آخر در اتاق پروین و به مرگ شاعر میپردازد. حیاط در فرهنگ ایرانی محیط انجام بسیاری از امور خانه، تفریح، استراحت و گردهمایی است. و از جنبههای کاربردی آن میتوان به نقش ارتباطی حیاط با قسمتهای مختلف خانه و وحدت بخشی به عناصر معمارانه آن اشاره کرد. دسترسی به ورودی خانه، ورودی ایوان، زیرزمین، مطبخ، سرویس بهداشتی و... از وظایف آن است. متناسب با متراژ بنا و وضعیت معیشتی صاحبخانه یک حوض نیز وجود دارد که یادآور اهمیت و مرکزیت آب در هستی است. نمایشنامه با حضور شخصیت اختر در ایوان و همزمان با بارش باران شروع میشود. صنمی از زیرزمین به حیاط میآید و دنبال او، مش رستم برای یافتن پروین و بچهها از دالان به سمت در خروجی و بیرون خانه حرکت میکند. حیاط محل تلاقی حضور پروین و اختر (مادر پروین) بهعنوان زنهای عضو خانواده و صنمی، دختر رنجور دیگری از سرایداری خانه است که در گوشه دیگری از این حیاط به همراه پدرش زندگی میکند. تقسیم معماری به گونهای صورت گرفته است که ساکنان خانه در یک سو و ورودی حیاط و دسترسی به کوچه و بخش دوم بنا که محل زندگی سرهنگ نیز میشود در سوی دیگر قرار میگیرد. بنابراین لوکیشن حیاط، واسطهای است بین اندرونی خانه، رموز ساکنین خانه و همینطور رمز و رازهای اجتماع آشفته آن روزگار. طراحی صحنه این نمایش بر اساس آن چیزی که در متن نوشته شده، باید علاوه بر خصوصیات تاریخی، از ویژگیهای دراماتیک هم برخوردار باشد. زمانی طراحی صحنه این اثر را میتوان دراماتیک در نظر گرفت که همزمان به تقسیمبندی خانه، داخلی، اندرونیها و محرمیتها از یک سو و از سوی دیگر به شرایط اجتماعی و جهان بیرون بهعنوان یک آنتاگونیست بپردازد. برای تصویری کردن این متن دراماتیک وضعیت معماری باید به گونهای باورپذیر، دو وجه یا دو قطب اصلی را روبهروی همدیگر قرار دهد؛ قطب محرمیت و خانه که شامل پروین، اختر و صنمی است و قطب سرهنگ، اجتماع، آرشاک و رخدادهای بیرونی که مقابل وضعیت قبلی قرار میگیرند.
این رفتار طراحانه را میتوان در تداوم سبک شعر مناظرهای پروین در نظر گرفت؛ شعری که به شیوه گفتگو و سوال و جواب طرح میشود و ارزش نمایشی از عمده ویژگیهای مهم این نوع شعری به شمار میرود.
این ملاحظه دوم در طراحی صحنه و جسمیتبخشی به نمایشنامه است. حیاط محل اتصال دو وضعیت یا این دو قطب است که یک حوض، باغچه، و درخت به عنوان واسطه در آن عمل میکند و موقعیتهای نمایشی را شکل میدهد. در طراحی این کار، اتودهای مختلفی ترسیم شد؛ کانسپت و مبنای طراحی برای هویدا کردن جهان بیرون روی صحنه، در ابتدا دالان ارتباطی بین کوچه و خانه قرار گرفت و در اتودی دیگر بر مبنای ایوان، پیشنهادهایی ترسیم شد. ایوان جزء عناصر اساسی این دوره تاریخی معماری و بسیار مبنای مهمی است بنابراین آن هم جزء برنامه طراحی قرار گرفت. پس از اتودهای مختلف در نهایت به طرحی رسیدم که در آن، هم مناسبات واقعگرایانه متن لحاظ میشود، هم خصوصیات شخصیتی که بیانگر روحیات و عواطف شخصیت محوری یعنی پروین است. طراحی صحنه وایت گرافیک استراتژی و سیاستگذاری روزهای ابتدایی گفتگو با کارگردان به عنوان اندیشهای مشترک در دیداریسازی فضای متن و اجرا بود. زمینهای سفید، با تاشهایی از عناصر رنگی که الحاقات اصلی بناهای معماری این دوره زمانی محسوب میشود. بعد از ایدهپردازی، نوبت به اندازهگذاری و نهاییسازی طرحها و نقشههای جانمایی و مدلسازیهای سهبعدی رسید. حسین کیانی اعتقاد داشت با توجه به جایگاه رفیع پروین، عامل ارتفاع را به عنوان اولویت در طراحی در نظر بگیریم. بر این اساس؛ سطوح و خطوط مرتفع جزو ساختمایه طراحی صحنه این جریان قرار گرفت. ارتفاع دیوارهها بر اساس بیشترین امکان استفاده از ارتفاع در سالن اصلی، جانمایی و اندازهگذاری شد و از باقی عناصر شامل پنجرهها و همینطور سایهبان پنجرهها و ستونگذاریها و در نهایت درختی سفید که حکایت از وضعیت کنونی پروین در این فصل سرد دارد استفاده شد. عناصر نمادینی که در این اجرا طراحی شد مورد تاکید قرار داشت؛ درختی سفیدرنگ در انتهای صحنه و در نقطه مرکزی، که بیبار و برگ است و از سرمایی سخت حکایت دارد. تو گویی راوی «اینک من زنی تنها در آستانه فصلی سرد» است و همینطور حوض آب که در مرکز حیاط قرار دارد، و کوهستان و دماوند که فخر ایران است و ماه که پاکی است و تصاویری که در پسزمینه و روی پرده سیکلو مپ و اکران میشوند. در نهایت کار ساخت و ساز با همه ملاحظات اجرایی و مناسبات مالی و هزینهها انجام و دکورها روی صحنه چیدمان شدند.
همکاری با حسین کیانی چه ویژگیهایی داشت؟
حسین کیانی را سالهاست که میشناسم و به دانش او، به نگاه هنریاش و همینطور کارهایی که روی صحنه برده، آگاه هستم و میدانم که جزو بهترینهای تئاتر این سالها در ایران بوده و هست. زمانی که پیشنهاد همکاری با حسین به من داده شد، بدون هیچ بحث و گفتوگویی این همکاری را پذیرفتم. میدانستم که مدت زیادی است که دغدغه اجرای متن پروین را دارد و وقتی متوجه شدم قرار است روی همین متن کار کنیم خوشحالتر شدم. پس از خواندن متن، راجع به پروین و ایدههای اجرایی که حسین داشت به صورت مفصل گفتگو کردیم. در نهایت قرار بر این شد که آزادانه ایدهپردازی کنم. در قرار بعدی با چند طرح مدرنسازی شده و با سه رویکرد طراحی متفاوت در جلسه حاضر شدم. از میان سه پیشنهاد طراحی، یکی انتخاب شد که مبنای طراحی نهایی و اجرای نمایش شد که به مرور جزئیاتی به آن افزوده شد.
حسین شناخت خوبی نسبت به فضا و طراحی صحنه و تکامل فضای دیداری با میزانسن دارد. او تحلیل دقیقی از جزئیات دارد تا به یاری آن به هدایت دقیقتر بازیگرها و شخصیتهای آن در فضا برسد و جهانی که ایجاد شده را کاملا پویا و باورپذیر سازد. در نهایت اجرا به شرایطی رسید که برخوردار از چشمانداز و قابهای بسیار زیبایی شد. طوریکه تماشاگر در هر جایگاه و زاویهای اجرا را ببیند، قطعا به یک کیفیت گرافیکی قابل اعتنا میرسد که محصول نگاه طراحانه و همینطور رفتار بهینه بازیگران و هدایت کاملکننده کارگردانی در اجرا و جلوههای پویای گرافیکی است. و این همان اندیشه مشترکی بود که در جلسه اول بین گفتوگوی طراح و کارگردان شکل گرفت. با وجود اینکه هر دو، بارها در سالن اصلی کار کرده بودیم و آن را کاملا میشناختیم و به نقاط قوت و ضعفهای طراحی معماری سالن واقف بودیم، اما تلاشمان بر این بود که بتوانیم نقاط کور صحنه، سالن و همینطور جایگاه تماشاگران را با هدایت صحیح و بهینه اجزا و قطعات صحنهای برطرف کنیم تا تماشاگر در هر مکانی که قرار دارد، جلوهای نقاشانه دریافت کند. این تعهد ما به تماشاگر نمایش پروین بود و فکر میکنم به این اتفاق هم دست پیدا کردیم؛ هرچند که تماشاگر در نهایت باید پاسخ این کیفیت زیباشناسانه را بدهد که آیا با ما موافق است یا نه؟ من بنا بر تجربه، فکر میکنم که تماشاگر با ما قطعا موافق خواهد بود.
اساسا مذاکره و همفکری با کارگردان و نویسنده اثر، چهقدر در روند طراحی صحنه شما موثر است؟
زمانی که کارگردان، نویسنده اثر هم هست، شروع به کار طراحی و ایدهپردازی فرایندی سهل و ممتنع میشود؛ هم ساده است و هم سخت و پیچیدهتر. ساده از این حیث که بخشی از ذهنیات کارگردان در متن تنیده شده است. میتوان دریافت که آهنگ نوشتار به چه صورت است، طول گفتار چگونه عمل میکند و زمانبندی صحنهها و اجرا به چه صورت میتواند باشد. چون بخشی از اینها در متن نهفته است. بنابراین بهعنوان یک طراح میتوانیم ملاحظات اجرا و ذهنیات کارگردان را از همان ابتدا با پیشنهادهای متنی دریافت کنیم. این مدل طراح را سوق میدهد به سمتی که گفتوگوی کمتری با کارگردان داشته باشد. بعد از خوانش متن نگاه تحلیلی طراح به متن و همینطور به اجرایی که در متن مستتر است بسیار مهم و تعیین کننده خواهد بود.
طرح ایدههای تازه و آلترناتیوهایی که میتواند برای فضاسازیهای اجرا و متن حاضر پیشنهادهای موثر و کاربردیتری باشد. این نگاه دراماتورژیکال میتواند راه حل نمایشی فضا بوده و زمان را کوتاه کند. اما گاهی وقتها کارگردانهایی که نویسنده هم هستند، گرایش بیشتری دارند برای اینکه آنچه نوشتهاند، کاملا اجرا شود؛ یعنی ادبیت متن در اولویت قرار میگیرد. وقتی با چنین کارگردان مولفی کار میکنیم، با چالشی از این دست مواجهیم که او بهراحتی از متن و واژههایش نمیگذرد تا جایگزینهایی که شامل استعارهها و تصاویر طراحانه است وارد اجرا شود. وقتی نویسنده شخص دیگری است، میتوان با کارگردان از همان ابتدا به دستاوردهایی رسید که با توافق با نویسنده، زمانبندی متن، طول دیالوگها و... را هماهنگ با نظام دیداری و ظرافتهای اجرا پیش برد. در واقع تالیف اجرا میتواند قوام بیشتری پیدا کند و من بهشخصه به این نوع نگاه بسیار تمایل دارم. حسین کیانی جزو آن دسته از کارگردانهایی است که به متن و دادههای متنی بسیار اعتقاد دارد و رفتار کاهشی در متن را خیلی نمیپسندد و تمایل دارد که متن به صورت دقیق و کامل اجرا شود. این اختلاف فکری در نهایت باید در راستای شکلگیری یک اتفاق منحصر به فرد به تعامل منتهی شود تا سمت و سوی اجرا پیدا شود. خلق تئاتری باشکوه و خلاقه در دستور کار است و ساختن مسیری برای تغییر درام با نشانههای دیداری و انطباق با صحنه سالن اصلی که معتقدم این اتفاق در این اجرا رخ داده است.
عنصر بازیگر چقدر در روند طراحی صحنه موثر است؟ تقابل بازیگران نمایش پروین با دکور خود را چگونه دیدید؟
طراحی صحنه در بهترین شرایط فکری و اجرایی هم پدیده کاملی به شمار نمیرود. به قول لوسیانو دامیانی از طراحان شاخص ایتالیا: «طراحی صحنه زمانی که بازیگر وارد آن میشود به منصه ظهور میرسد.» تعامل طراح صحنه و بازیگر به عنوان کاربر اصلی فضا بسیار سازنده و پیش برنده است؛ عناصر و اجزای طراحانه گاهی نقش بازیگر را ایفا میکنند و گاهی این بازیگران هستند که قالب اجزای دکوری روی صحنه را به خود میگیرند. به هر حال گفتمان اجزا و عناصر و اشیای روی صحنه و بازیگرها در باورپذیری و ارتقای کیفیت اجرا بسیار مهماند. طراح باید با بازیگر گفتوگو کند و متقابلا بازیگر باید دغدغههای حضورش روی صحنه و دغدغههای فیزیکی شناختیاش از وضعیتهای موجود را با طراح در میان بگذارد تا به یک خروجی قابل بحث و فعال رسید.
هر چه که نسبت ارتباطی بین من بهعنوان طراح و بازیگرها در اجراها بیشتر بوده، نتیجه هم رضایت بخشتر از کار درآمده است. در اجراهایی که بازیگرها را کمتر میشناسم یا شاید دیرتر توانستهام به آن ارتباط برسم، اثربخشی و نتیجهای که مدنظر طراح، کارگردان و بازیگر است، هم کمتر به دست آمده است. در نمایش پروین طرحهای سه بعدی پس از توافق با کارگردان در اختیار بازیگران اجرا قرار گرفت تا همه به درک کاملی از فضای تمرین و دورخیزی نسبت به فضای نهایی داشته باشند. شخصا به مثلثی اعتقاد دارم که در صحنه میتواند به لحاظ زیباشناسی، اجرا و اثرگذاری بسیار موثر باشد؛ مثلث کارگردان، طراح و بازیگر. این سه راس مثلت میتوانند در ارتباط با هم به یک پیوند اندیشهگون برسند که برای تماشاگر هم میتواند بسیار جذاب و خیرهکننده باشد؛ یا بهتر است بگویم که این سه میتوانند در کنار هم، اعجاز تئاتر را شکل دهند.
با حذف طراحی صحنه و مینیمالیست شدن صحنههای نمایشی موافقید؟
به اعتقاد من، حذف طراحی صحنه هرگز امکانپذیر نیست. مگر میشود که عنصر فضا را از اجرا حذف کرد؟ به اعتقاد من، فضا و بستر حضور عناصر مادی و انسانی که در اینجا همان صحنه نام دارد یعنی طراحی صحنه. اجزایی که در فضا حضور پیدا میکنند، حتی فقط جسم بازیگر مکان را به عنوان یک قرارداد طرحریزی میکند. بنابراین شاید بتوان تودههای غیر انسانی را از فضا حذف کرد اما تودههای انسانی را به عنوان اجزای مکانساز نمیتوان از اجرا حذف کرد. اگر قرار به نادیدهگرفتن اجزا و واحدهای صحنهای باشد، یعنی بازیگر باید با خیالپردازی و ظرافتهای تنانه، مکان و طراحی صحنه را شکل دهد. تاکید میکنم که خیلی وقتها بازیگر به مثابه جزئی از صحنه محسوب میشود. خیلی وقتها صحنه به مثابه بازیگر مطرح میشود. اگر قرار باشد ساخت مکان را با تودههای غیر بازیگر از صحنه بگیریم، باید آن را در اختیار تنانگی بازیگر قرار دهیم، به هر حال قراردادهای اجرایی، طراحی صحنه را پیش خواهد برد. از نظر من گفتمانی که در بعضی از محافل با این مضمون نگرانی از حذف طراحی صحنه میشنویم، بدون پشتوانه شناختی است. نکته دیگری که در این سوال وجود دارد، این است که گرایش به تفکر مینیمالیست در اجرا بهعنوان حذف دکور مطرح میشود؛ این یک اشتباه است. مینیمالیسم یک استایل هنری است و با این دیدگاه طرح نمیشود که هزینه را کاهش دهد، مینیمالیسم یک یافته و دستاورد هنری و ادبی است که معماران و طراحانی در دهه ۶۰ میلادی به آن میرسند و بعد هم ادبیات را تحت تاثیر قرار میدهد. در واقع ادبیات مینیمالیستی به نمایشنامه مینیمالیستی سوق پیدا میکند. اتفاقی که به منزله کاهش هزینه و بودجهها و اینطور چیزها نبوده، بلکه نوعی نگاه است که قصد دارد تخیل تماشاگر را با حذف برخی از جزئیات و دادههای بصری و گفتاری به صورت حداکثری بهکار بگیرد. استفاده از تخیل حداکثری در نمایشنامههای مینیمال یا در اجراهایی که از طراحی صحنههای مینیمالیستی برخوردار هستند، یک شیوه اجرایی محسوب میشود، نه دستاویزی برای کاهش هزینهها. طراحانی که به سمت طراحیهای مینیمالیستی سوق پیدا میکنند، از نگاه ماگزیمال و حداکثری عبور کردهاند و در یک فرایند کاهشی به باور و تخیل و همراهی مخاطب فکر میکنند؛ با حذف برخی از دادهها و جزئیات بصری، دامنه رمزها و ناشناختهها بیشتر میشود. وقتی که دایره رمزگان بیشتر میشود، تماشاگر تمایل بیشتری برای رمزگشایی و احساس حضور و مشارکت پیدا میکند. به شخصه، اجراهایی را که گرایش به طراحیهای مینیمالیستی دارند را اجراهایی شجاعانه میدانم و چیزهایی که در طراحی این فضاها و در دادههای مکانی این اجراها حذف شده را با دقت جستجو میکنم، چرایی حذف آنها و جایگزینهای طراحی و کارگردانی برای آنها. میزان هوشمندی در آفرینش این دنیای مینیمالیستی آیا کاملا اتفاقی است و به دور از اندیشه و شناخت، یا اینکه طراح و کارگردان کاملا بر محور مطالعه و نگاه دانشی به این فرایند کاهشی و طراحی مینیمالیستی رسیدهاند؟ امروز، دستاوردهای دنیای دیجیتال، دنیاهای مجازی روی صحنه همراه با سازههای فیزیکی و اجزای حضوری، شکل و شمایل اجراها را متفاوت کردهاند.
در دهههای گذشته، مدیوم های همزمان مثل سینما، یا مدیوم تصویر در تئاتر بهعنوان امری بسیار متداول به شمار میرفت. شروع این جریان از دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بوده و هنوز هم استفاده میشود. اما تکنولوژیهای معاصر، دنیاهای هولوگرافی، تصاویر مجازی، تصاویر جایگزین و واقعیتهای افزوده روی صحنه، جایگزین تجربههای گذشته میشوند و جریان جدیدی را شکل میدهند که طراحان و کارگردانان ما هم به این تجربهها دست پیدا میکنند. طراحان معاصر، دانشآموختههایی هستند که به واسطه برخورداری از ارتباطات اینترنتی و از طریق جستجوهایی ساده، تجربههای متنوعی را میبینند. من اعتقادی به حذف عنصر طراحی صحنه از اجرا ندارم، بلکه به این فکر میکنم که چگونه دانشآموختههای جدید، دستاوردهای جدید را وارد دنیای اجرا و طراحی صحنه میکنند؛ این چگونگیها امروز بسیار اهمیت دارد و گاهی تجربههای قابل اعتنایی را هم رقم میزنند؛ تجربههایی که با پشتوانه مطالعاتی و بهصورت آگاهانه صورت میگیرند. بسیار امیدوارم به نسل جدید، به دانشجوهای تازه فارغالتحصیل حوزههای طراحی و همینطور کارگردانی که آگاه به رخدادهای روز تئاتر جهان هستند. نسلی که میتوانند آرام آرام اجراهایی را با نگاهی تازه و تمهیدات زیباشناسانه روی صحنه بیاورند که اندیشمندانه پاسخگوی ذائقه مخاطب امروز تئاتر باشند.
گفتوگو کنندگان: سارا حدادی و سبا حیدرخانی
منبع: خبرگزاری ایلنا
«خانه خراب» در تماشاخانه ملک به صحنه میرود معرفی بازیگران و عوامل نمایشبازیگران و عوامل نمایش «خانه خراب» به نویسندگی رضا دادویی و کارگردانی محمدرضا پورحکیمی معرفی شدند.
به گزارش روابطعمومی، نمایش «خانه خراب» به نویسندگی رضا دادویی، کارگردانی محمدرضا پورحکیمی از یکشنبه ۱۹ تیر ماه ساعت ۲۱:۳۰ در تماشاخانه ملک روی صحنه میرود.
امیرکاوه آهنینجان، محمدهادی عطایی، ندا مقصودی، سیروس همتی، ناصر علی پاشا (عاشوری)، سیدرضا علوی، امید رهبر، الهه حسینی و رضا دادویی بازیگرانی هستند که به ترتیب ورود به صحنه در این نمایش نقشآفرینی میکنند.
همچنین بازییاران نمایش: علی شیرپی، پرستو ایزدیپناه، دانیال کریمی، شادی آقایی و بردیا قادریاندهکردی هستند.
در خلاصه داستان نمایش آمده است: اوضاع ایران به هم ریخته است. مردم کوچه و بازار اعتصاب کردهاند. کلنل لیاخوف با قشون روس، مجلس را به توپ بسته است. قزاقها به دنبال کشتن مشروطه چیها هستند. در این میانه حاجی جبار بدنبال منافع خویش است و...
رضا دادویی دراماتورژ و مشاور کارگردان، میلاد دبیری مجری طرح، ماریا حاجیها طراح گریم، علی ساسانینژاد طراح صحنه و نور، هلیا شکری طراح لباس، فرشاد فزونی طراح صدا و موسیقی، امیر رجبی طراح گرافیک، کیمیا ذاکری دستیار کارگردان، میلاد بهشتی عکاس، مصطفی داودآبادی عکاس و فیلمبردار پشت صحنه، شقایق فرشته مدیر روابطعمومی و تبلیغات و محمدرضا پورحکیمی تهیهکننده نمایش «خانه خراب» هستند.
علاقهمندان برای تماشای نمایش «خانه خراب» میتوانند بلیت این نمایش را از ساعت ۱۴ امروز چهارشنبه، ۱۵ تیر ماه از سایت تیوال تهیه کنند
از سوی مرکز تئاتر کانون صورت میگیرد؛اکران ۱۰ فیلمتئاتر از عید تا عیدمرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، از روز ۱۸ تیر به مناسبت اعیاد مبارک قربان و غدیر خم، ۱۰ فیلم تئاتر را در پایگاه اینترنتی خود به صورت رایگان در اختیار مخاطبان قرار میدهد.
به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بینالملل کانون، همزمان با فرا رسیدن عید مبارک و فرخنده قربان، ۱۰ نمایش «مهمان غار، قصههای سفر پرماجرای کشتی نوح، هفتخوان کودکان، مبارک و قالیچه پرنده، گرگنامه، گنجشکک اشیمشی، راز گنجور، دینگ دینگ دنگ، آرزوهای یک موش کور و آیتک» تا عید غدیر خم، در قالب طرح «نمایشنما» عید ولایت اکران میشود.
بر اساس این خبر، مخاطبان کودک و نوجوان و علاقهمندان میتوانند هر روز یک نمایش را به صورت رایگان در پایگاه اینترنتی کانون صفحه نمایشنما تماشا کنند.
نمایش «مهمان غار» به کارگردانی علیاکبر حلیمی، «قصههای سفر پرماجرای کشتی نوح» به کارگردانی مریم معترف، «هفتخوان کودکان» به کارگردانی حسین مزینانی، «مبارک و قالیچه پرنده» به کارگردانی حامد زحمتکش، «گرگ نامه» به کارگردانی یاسر هاشمزاده، «گنجشکک اشیمشی» به کارگردانی حسن دادشکر، «راز گنجور» به کارگردانی هانی حسینی و مرضیه نادری و «دینگ دینگ دنگ» به کارگردانی فاطمه خدا بندهلو، «آرزوهای یک موش کور» به کارگردانی وحید نفر و نمایش «آی تک» به کارگردانی فاطمه برمال، به ترتیب از روز ۱۸ تا ۲۷ تیر ۱۴۰۱ اکران میشوند.
یادآوری میشود در طرح نمایشنما که از روز ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ آغاز شد تاکنون بیش از ۷۰ عنوان فیلم نمایشهای کانون پرورش فکری به تدریج و در مناسبتهای مختلف در یکی از سایتهای فروش بلیت تئاتر بارگذاری و امکان تماشای آن در زمانهای اعلام شده برای مخاطبان فراهم شد.
گزارش نشست نقد و بررسی نمایش «پروین»مناقشه بر سر فصل چهارمدر نشست دوشنبه های نقد تئاتر و در نقد و بررسی نمایش پروین به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی و تهیه کنندگی داود نامور، منتقدان رضا آشفته بر اصالت فرهنگی آثار نمایشی این نویسنده و کارگردان پرداخت اما در فصل چهارم نشان دادن مرگ را برخلاف آنچه در سنت نمایشی یونان باستان یا چهار پرده ای های چخوف باب است؛ دانست و عرفان پهلوانی نیز در کل فصل چهارم را با توجه به تمام شدن فحوای متن در سه پرده قبلی اضافه دانست.
رضا آشفته، پژوهشگر و منتقد در ابتدای نشست به تاریخ تئاتر ایران اشاره کرد که سه دورۀ برجسته داشته؛ یکی در دهه بیست که عبدالحسین نوشین در این دوره با راه اندازی تئاترش در تالارهای فرهنگ، فردوسی و سعدی، ایجاد گروه و رعایت میزانسن به مفهوم حقیقی توانست اولین تئاتر های روشنفکرانه ایران را اجرا کند و دوره دوم در دهه ۴۰ در تالار بیست پنجم شهریور با ظهور نویسندگانی چون بهرام بیضایی، اکبر رادی و غلامحسین ساعدی و کارگردانانی چون عباس جوانمرد، علی نصیریان،
رکن الدین خسروی و دیگران پا گرفت که جریان ملی بنا بر دو گرایش عمده بنیان نهاده شد؛ یکی تئاتر مبتنی بر شیوه ها و سنت های نمایش ایرانی و دوم تئاتر اجتماعی و رئالیستی و سومین دوره نیز در نیمه دوم دهه ۷۰ با ظهور چهره هایی که هم نویسنده و هم کارگردان بودند از جمله علیرضا نادری، محمد یعقوبی، حسین کیانی، نادر برهانی مرند، کورش نریمانی و مانند اینها که در ادامه ی آن دو جریان پیشین تبدیل به نقطه عطف دیگری در تاریخ تئاتر معاصر ایران شدند که به تدریج از حضور اینان از صحنه ها کاسته شده است و حالا یک جریان انحطاطی تحت پیکره تئاتر خصوصی جایگزین آن شده است.
حسین کیانی در پاسخ به سوالی در مورد متن و اینکه در مورد تجربه کار بر روی پرتره گفت: تاکنون بر روی پرتره خاصی کار نکرده بودنم مگر در نمایشنامه نسوان که به زندگی و آثار نخستین زنان نمایشنامه نویس ایران اشاره هایی کرده ام. او در مورد میزان نزدیکی نمایشنامه به زندگی پروین اعتصامی هم معتقد است که می تواند انطباق کامل را با زندگی سوژه نداشته باشد و در این اثر بیشتر زنانگی پروین مد نظر بوده.
کیانی همچنین درباره اینکه چرا پروین انتخاب شده است، افزود: به پیشنهاد دوستی؛ سعید اسدی بوده و به دنبال رد متن های ام از سوی شورای نظارت قرار می شد روی متنی کار کنم تا حرف و حدیث ها در مورد این مسائل رفع شود. البته قبل تر هم به این موضوع فکر کرده بوده و در خرداد ۹۹ طی سه ماه متن را نوشتم. ولی به دلیل بیماری کرونا اجرا چند بار به عقب افتاد.
عرفان پهلوانی، منتقد و مدرس دانشگاه با اشاره به تکنیک های نویسندگی گفت: متوجه پرده چهارم اثر نمی شوم و اساسا آن را زائد می دانم بخصوص ورود شخصیت هایی که قابلیت معرفی را ندارند و لذت کشف و شهود را از مخاطب می گیرد؟
حسین کیانی نیز گفت: پرده چهارم مهمترین پرده است و اگر به انتخاب خودم بود فقط پرده چهارم را اجرا می کردم. پروین در بستر مرگ شخصیت خودش را نشان می دهد و انسانیتش آشکار می شود و به فکر دیگران است. در پرده چهارم اوج شکوفایی یک انسان است. در این پرده نتیجه گیری می شود و شخصیت ها خود نهانشان را آشکار می کند. پروین در مورد رنج زن زیستن است.
او در مورد شخصیت ارمنی آشاک هم صحبتش به اینجا کشید که این دوستان ارمنی زبان تئاتر را در ایران بنیان نهادند و مخصوصا زنان ارامنه که تاثیر مهمی در ایفای نقش زنان بازی کرده اند و اگر روزی برسد حتما دربارۀ پرترۀ بانو لرتا همسر عبدالحسین نوشین خواهم نوشت.
کیانی در مورد چرایی نبود گروه اصلی اش که باعث شده با گروه دیگری کار کند و آن ماحصل اجراهای قبلی اش را به دلیل عدم برخی از هماهنگی ها حاصل نکند؛ گفت: به علت حضور در سریال های نمایش خانگی که هر یک از بازیگران را به گونه بلعیده است؛ این بازیگران امکان حضور نداشتند.
رضا آشفته در این نشست با توجه به اینکه در متون یونان باستان هیچگاه مرگ و کشتن را نشان نمی دادند بلکه به روایتی اشاره می کردند و البته نقطه مقابل تئاتر روم باستان است که بنابر نمایشنامه های سنکا پر از مرگ و کشتن است و این سنت رومی به ویلیام شکسپیر هم رسیده اما در ادامه به آنتوان چخوف میرسیم که او نیز از نمایاندن مرگ ها و دوئل ها به این آشکاری پرهیز می کند و حالا باید از خود حسین کیانی بپرسیم که چرا این مرگ را آنقدر آشکار و نزدیک نشان می دهد؟!
کیانی هم گفت: ما در دورانی هستیم که مرگ آشکار است و یقه انسان را می گیرد. این یک جامعه مرد سالار زن ستیز است که هر روز در جامعه شاهد این مسائل هستیم. در نمایش هم صحنه تجاوز به کنیز خانه از این دست است. در این نمایش زن را در سه سطح کف جامعه و سنتی و روشنفکر می بینیم.
کیانی در مورد طولانی بودن اثر گفت: این طولانی بودن از جمله ضرورت های داستانی است.
نمایش طولانی تر بوده و در زمان اجرا به تدریج آن را کوتاه تر کرده و در حالی که این نوع نگاه به اجراها که می گویند زمان اجرا بلند است؟ حاصل ذائقه تماشاگر فست فودی و کپسولی است که در شرایط فعلی حوصله بلندی متن بر اساس یک ساختار درست را هم ندارند؛ در حالیکه اجرای متون شکسپیر یا اکبر رادی بیشتر از دو سه ساعت خواهد بود.
همچنین در این نشست عرفان پهلوانی طراحی صحنه را مطلوب برای اجرای پروین نداشت و از منظر این منتقد این در حالی است که طراحی با شکوه است اما از اثر بیرون می زند و نمی تواند بیانگر یک اجرای مرتبط با زندگی پروین باشد.
این منتقد در ادامه بحث خود اشاره کرد که ظرافت های بازی؛ در بازی بازیگران دیده نمی شود و بعضی دیالوگ ها مثل پروین که بهترین شاعره است؛ در واقع مانیفست کارگردان است نه برادر پروین که این نکته نیز در بیان فحوای یک اثر امروزی قابل توجیه نیست.
پهلوانی همچنین به کلاه بر سر گذاشتن مهران رنجبر ایراد گرفت که در پایان متوجه می شویم او موهایش را بلند کرده و برای این نقش باید از اول تا آخر اجرا زیر کلاه پنهان بماند، دلیل دیگری ندارد.
او همچنین بنابر مشکلات آکوستیک موجود در سالن تئاتر شهر گفت که مشکل آوایی و شنیداری در اجرا وجود دارد و افزود: در بعضی موارد مثل گونی لباس ها و رسیدن نامه به دست مادر ضعف وجود دارد. چگونه مادر بدون بیرون رفتن نامه ای دریافت کرده. شخصیت مادر فاقد مادرانه گی و طرحواره ایثار است.
رضا آشفته هم بر عدم هماهنگی بازیگران به دلیل ناآشنا بودن و نا هم گروه بودن پرداخت که تعریف تئاتر در داشتن گروه و انسجام گروهی است و در اینجا اگر مجید رحمتی بسیار راحت و به درستی بازی می کند به این دلیل است که بی وقفه در تئاتر حضور دارد و امروز به تالیف در زمینه بازیگری رسیده که هم بازی در شیوه های ایرانی را می شناسد و هم بازی در شیوه ناتورالیستی را و چنانچه در اجرای این کار فقط عصا زیر بغل نمی زند و نمی لنگد بلکه او برآمده از شرایط استثماری جامعه و نماینده طبقه فرودست است که به دلیل پذیرش شرایط ستمکارانه معتاد و علیل شده و حتی حاضر است برای تامین خود زندگی دخترش را حراج کند و صنمی را به صیغه سرهنگ درمی آورد. سرهنگی که هیچ دلبستگی به صنمی ندارد فقط می خواهد غرور این دختر زبان دراز و در واقع منتقد را بشکند. همچنین این منتقد به بازی مریم ندایی اشاره کرد و با آنکه تاکنون هیچ بازی از او ندیده بود اما ندایی هم به درستی در نقش دختر خدمتکار با انرژی بالا بازی می کند و او هم خبر از یک اصالت و ریشه دار بودن در تئاتر می دهد. در عین حال بقیه بازیگران نیز هر یک به نوعی درست آرام و قرار گرفته اند اما هنوز مشکل در هم تنیدگی این بازی ها و نقش آفرینی هاست که شاید برهم ریختن ریتم هم در همین جا علت یافته باشد.
حسین کیانی نیز با اشاره به اینکه مریم ندایی سالها در تئاتر اردبیل فعالیت کرده، گفت: ترکیب بازیگران خوب است و آنها دارای بازی استاندارد و قابل قبول هستند اما امکان دارد یکی شصت درصد و دیگری تا هشتاد و پنج درصد این استاندارد را رعایت می کند.
او همچنین مواردی مثل انتقاد از کلاه بازیگر را بی مورد دانست و گفت: در مورد مواردی مثل دکور، موزیک و غیره سعی مان بر احترام بر شعور مخاطب بوده و این موارد را فاقد عیب و نقص می دانم چون می خواستم بر خلاف آنچه در صحنه های تئاتر خصوصی باب شده که یا از طراحی پرهیز می شود و یا به کمترین ها بی دلیل اکتفا می شود، بتوانیم به راستی یک تئاتر استاندارد را نشان دهیم که تماشاگر بگوید این یک تئاتر است و بر اساس همین نمایش دوباره هم دلش بخواهد تئاتر ببیند
نمایش «پروین» به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی و به تهیه کنندگی داود نامور با بازی نرگس محمدی، امین زندگانی، مهرانرنجبر، مجید رحمتی، سیدجواد یحیوی، جواد مولانیا،مریم ندایی، آتنا تندرو، سهیل ملکی و اکرم محمدی با حضور هوشنگ قوانلو در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر با حمایت پوشاک گت، نشر آنجا و نوای کلاویه تا ۳۱ تیرماه به روی صحنه میرود.
دیگر عوامل نمایش «پروین» عبارتند از: محمد گودرزیانی (دستیار کارگردان، برنامهریز و مدیر تولید)، رضا مهدیزاده (طراح صحنه)، پریدخت عابدیننژاد، ماریا حاجیها (طراح گریم)، رضا خضرایی (طراح نور)، مهدی دوایی (طراح پوستر و بروشور)، علی کاظمی (طراح ویدئو و ویدئومپینگ)، فرشاد دهنوی (آهنگساز و نوازنده پیانو و ویلن)، کارن کیانی (طراحی صدا)، محمدصادق زرجویان (ساخت تیزر و عکاس تبلیغاتی)، سارا حدادی (مدیر روابط عمومی، مشاور رسانهای و مدیر تبلیغات)، فربد غفاری (دستیار دوم کارگردان)، فرزاد هدایتنوری (ساخت آکسسوار)، علیرضا بابایی (منشی صحنه)، ندا کاوندی (امور مالی)، اردلان آشناگر ( عکاس)، مهتاب حاتمی (دستیار لباس)و نگار حسینی (اجرای ویدئو) .
علاقهمندان جهت تهیه بلیت میتوانند به سامانه تیوال یا گیشه مجموعه تئاتر شهر مراجعه کنند.
شورای پروانه نمایش فیلمهای سینمایی با صدور پروانه نمایش دو فیلم موافقت کردبه گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری، شورای پروانه نمایش فیلمهای سینمایی در جلسه اخیر با صدور پروانه نمایش برای فیلمهای: «بیرو» به تهیهکنندگی مجید برزگر وکارگردانی مرتضی علی عباس میرزایی و «کوچه ژاپنیها» به تهیهکنندگی علی اکبر ثقفی وکارگردانی امیرحسین ثقفی موافقت کرد.
راهیابی چهار اثر استند آپ کمدی به مرحله نهایی جشنواره منطقه ای تئاتر طنز «دیواندره»دبیر پنجمین جشنواره تئاتر منطقه ای طنز دیواندره گفت: در بخش استند آپ کمدی جشنواره از تعداد ۵۸ اثر ارسالی به دبیرخانه جشنواره، ۴ اثر مجوز حضور در مرحله نهایی را پیدا کردند.
به گزارش روابط عمومی جشنواره، دکتر محمد سلیم کریمی با اعلام این خبر در گفتگو با رسانههای استان گفت: علاوه بر بخش صحنه ای که بصورت منطقه ای است و ۹ اثر به مرحله نهایی رسیدن، در بخش استند آپ کمدی هم که با گستره ی کشوری می باشد تعداد ۵۸ اثر به دبیرخانه ارسال شده و در نهایت پس از بازبینی توسط هیئت محترم داوران، تعداد ۴ اثر برای مرحله نهایی جشنواره انتخاب شدند.
کریمی: افراد راه یافته به جشنواره را بدون ترتیب اولویت، بدین ترتیب عنوان نمود: پژمان اصلانی (سنندج)، فرهاد ملوندی (خراسان رضویی)، علی آذری (تهران) و سید حسام مفاخری (دهگلان)
شایان ذکر است پنجمین جشنواره منطقهای تئاتر طنز «دیواندره» دهه آخر تیر ماه سال جاری در شهر «دیواندره» برگزار خواهد شد.
اجرای ویژه عکاسان و خبرنگاران نمایش "خاکستری"نمایش "خاکستری" به نویسندگی پریسا اورنگی و کارگردانی ایمان شفیعی، روز یکشنبه ۱۹ تیر ماه ساعت ۲۱ در تماشاخانه اهورا ویژه عکاسان و خبرنگاران به روی صحنه می رود.
زنگ افتتاح این نمایش توسط ناصر آقایی بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون نواخته خواهد شد.
نمایش خاکستری از ۱۹ تیر لغایت ۵ مرداد ساعت ۲۱ درتماشاخانه اهورا به روی صحنه می رود. در این نمایش بازیگرانی همچون پریا انصار دزفولی، ایمان شفیعی و ثناسادات سجادی به ایفای نقش خواهند پرداخت. دیگر عوامل این نمایش عبارتند از: تهیه کننده: ایمان شفیعی، مشاور کارگردان و سرپرست گروه: علی اکباتانی، دستیار کارگردان و برنامه ریز: نوشزاد کیانی پور، طراح پوستر و بنر: فرزانه احدی، طراح صحنه و دکور: محمود صادقی، اجرای دکور: امینرضا معارفدوست و مدیرروابط عمومی و تبلیغات: محمد (مانی) حق جو
علاقه مندان به تماشای این نمایش می توانند جهت خرید بلیت به سایت تیوال و یا به صورت حضوری به گیشه تماشاخانه به آدرس میدان هفت تیر، خیابان مفتح جنوبی، بین کوچه تور و همراه، مجتمع هنری عرفان مراجعه نمایند.
یادداشت حامد جلالی فراهانی و مجتبی واشیان؛کارگردانان از نمایش "نرفتن" گفتندحامد جلالی فراهانی و مجتبی واشیان کارگردانان نمایش نرفتن در یادداشت صمیمانه و کوتاهی که درباره این نمایش نوشتند از فقدان گفت و گو در جامعه ای گفتند که این نمایش گوشه ای از آن را روی صحنه به تماشا گذاشته است.
متن یادداشت این دو کارگردان را می خوانید:
گاهی اوقات به این فکر میکنیم که چرا باید تئاتر کار کنیم؟
این سوال از دوره کارشناسی همیشه همراه ما بود. زمان زیادی میبره تا مسئله مون به ایده تبدیل بشه و ایده ای که زمان زیادی میبره تا کامل بشه.
"نرفتن" همین جوری بود، حالا وسواسهای دونفریمان به کنار، این وسط کرونا هم قوز بالا قوز شد تا پروسه طولانی تر بشه. وضعیت اقتصادی هم این وسط دخیل بود، تئاتر خصوصی اسمش جذابه ولی خودش نه.
وقتی متن اصلاحیه خورد گفتیم حل میشه اما دیر حل شد. آنقدر دیر که فقط سه روز فرصت تبلیغات داشتیم. شرایط به اجرا رسیدن "نرفتن" شبیه قصه اش شد و "نرفتن" دقیقا همین وضعیت را تعریف میکنه.
با تمام سختی هایش ما برای عبور از این وضعیت یک راه پیدا کردیم، گفتگو. درست یا غلط اگر گفتگو شکل بگیره شاید کسی نره. موضوعی که بین کاراکترهای "نرفتن" شکل نمیگیره.
خلاصه اگر گذرتان به سه راه ملک، تماشاخانه ملک افتاد بیایید باهم گفتگو کنیم."
نمایش نرفتن با بازی مهدی سفاری، ساناز روشنی، سپهر محمودی، زهرا حامی، فرشاد نصیری و مهکامه ضیایی هر روز غیر از شنبه ها ، ساعت ۱۹.۳۰ در تماشاخانه ملک روی صحنه است.
یادداشت حمید رستمی برای نمایش «پروین»روایت جوانمرگی شاعری بزرگاینکه در مورد شاعری معاصر در حد و اندازه پروین اعتصامی که شهره خاص و عام است و فقط ۸۱ سال از زمان درگذشتش میگذرد تا این حد کم میدانیم و نیز اینکه اطلاعات دقیق و مفصل چندانی از شرایط زندگیاش در دسترس نبوده و مهجور مانده، نشاندهنده ضعف تاریخی ما ایرانیها در ثبت دقیق رویدادهای حول و حوش شخصیتهای مهم در حوزههای مختلف و بیتوجهیمان به منابع مکتوب است و افزون بر آن، طی سالهای گذشته هم از منابع انسانی در قید حیات، برای تاباندن نور شناخت و معرفت بر زوایای تاریک شخصیت این شاعر مشهور بهره چندانی گرفته نشد تا جایی که امروزه افکار عمومی به گونهای با اسم پروین مواجه میشود که انگار او شاعری است که دستکم پنج قرن پیش میزیسته درحالیکه فاصله سنی چندانی با فروغ فرخزاد نداشته و بیست سال در تاریخ اصلا زمان زیادی نیست. انگار عزمی راسخ برای شناساندن کامل و دقیق این شخصیت ادبی وجود نداشته است و اهالی سینما و تئاتر هم در این مورد به یک سکوت جمعی دست زده بودند تا اینکه حسین کیانی نویسنده صاحب سبک تئاتر ایران بر مبنای زندگی و آثار رخشنده اعتصامی معروف به پروین نمایشنامهای بلند نوشته و به صحنه برده است تا روایتگر ماههای آخر حیات این بانو باشد و به بهانه آن نقبی به تاریخ سیاسی-اجتماعی کشور در سال ۱۳۲۰ و اتفاقاتی که زندگی ایرانیان را در آن برهه تحتالشعاع خود قرار داده، بزند. کیانی با تمرکز کامل روی اثرات به جا مانده از زندگی زناشویی ناکام دوماهه پروین بر او و اطرافیانش، طی یک رویکرد روانشناسانه اهتمام کرده که پسلرزههای این اتفاق هولناک را بر زندگی و آثار شاعر بررسی کرده و افسوسها و عسرتهای زنی مستقل در روزهای نخست ورود مدرنیسم به ایران را در شخصیتپردازی پروین مورد تاکید قرار دهد. زنی که به سبب مرارتهای تحمیل شده از پس این اتفاق و در ادامه مرگ پدر چندان امیدی به آینده ندارد و حتی مدتی است از سرایش شعر سر باز زده و خود را به کارهای عامالمنفعه مشغول میدارد.
کیانی یک فرض را به عنوان پایه و اساس نمایش قرار میدهد. فرضی که شاید محال هم باشد ولی ذهن نویسنده را قلقلک میدهد که با اتکای به آن مرغ قلم را به پرواز در آورده و با قبول آن فرض برخوردهای تکتک اطرافیان را حدس بزند و به بهانه آن پلی بزند به گذشته و حال شاعر و خانوادهاش!
اینکه سرهنگ آرتا(امین زندگانی) شوهر سابق و عموزاده پدر پروین به خاطر ترس از بدنام شدن در فردای تاریخ به اتهام فراهم کردن شرایطی سخت و طاقتفرسا برای عروسش در آن دو ماه کذایی، سعی در وصلت دوباره و جبران مافات دارد ایده خوبی برای یک نمایش میتواند باشد تا همین مواجهه ساده پروین با فردی که بهرغم مذموم بودن پدیده طلاق در آن برهه فقط توانسته دو ماه تحملش کند و بعد جانش را برداشته و فرار کرده، بسیار دراماتیک و جذاب میکند. سرهنگ برای رفع اتهام از خود، عذر تقصیر به درگاهش آورده و تلاش دارد موافقت او را برای ازدواج دوباره اخذ کند و ظاهرا در این راه از هیچ کوششی فروگذار نیست تا بلکه جبران مافات کرده باشد.
کیانی برخلاف شناختنامهای که از سرهنگ آرتا (فضلالله) در منابع آمده و او را یک نظامی خشک و بیانعطاف معرفی کرده به بازتعریف این شخصیت پرداخته و او را دستکم در ظاهر، فردی عاشقپیشه و دلخسته معرفی میکند که برای گرفتن جواب مثبت از پروین ماهها در خانه عموزاده خویش بستنشینی میکند، هر چند در حاشیه این بست نشینی از خوی زنبارگیاش اصلا کاسته نشده و انگار فقط در لفظ به دنبال جبران است و نه در معنی!
کیانی یک بستر کاملا رئالیستی برای روایت داستان انتخاب کرده و همین پایبندیاش به اصول رئالیسم در پارهای اوقات ضد نمایش عمل کرده و آن را محل سرازیر شدن انتقادات برخی تماشاگران میکند؛ چرا که در روزگار حاضر و با شتاب روزافزون استفاده از شبکههای مجازی، بیشتر مخاطبان کمحوصلهتر شده و توان تحمل نمایشی نزدیک به سه ساعت را ندارند؛ نمایشی که در آن نه از شعارهای تند و تیز سیاسی خبری هست تا مخاطب با شنیدنشان خود را به شخصیتها نزدیکتر فرض کرده و با آنها همذاتپنداری کند و با جاری شدن آن شعارها بر زبان قهرمانان روی صحنه، خود را تخلیه روحی و روانی کند و نه صحنههای اروتیک و مهیج و نه حتی از تکهپرانیهای طنزآمیز مرسوم برای جلب توجه، بلکه با یک نمایش کاملاً واقعگرایانه طرف هستند که با آرامش و متانت سعی در معرفی شخصیتهای پرشمار و دنیای ذهنیشان داشته و خردهداستانهایشان را روایت کند و در این مسیر چنان مؤمنانه گام بردارند که مخاطب از مشاهده این حجم از سلامت گفتار و کردار شخصیتها هیجانزده شده و آکنده از لذت شود.
با قاطعیت میتوان اعلام کرد که اگر همین امروز شاهکارهای رئالیستی اکبر رادی هم روی صحنه برود بهزعم برخی، بخشهای زیادی از گفتوگوها و صحنههایش کشدار، حوصلهبر و قابل حذف قلمداد خواهد شد زیرا رسانههای امروز به خروجیهای کپسولی معتاد شدهاند و مخاطب هم معمولا چیزی بیش از آن نمیخواهد در نتیجه انتقاد برخی به مطول بودن نمایش، خیلی بیشتر از ملالانگیز بودن متن به اعتیاد مخاطب به آثار مینیمال مربوط میشود. متن «پروین» از همان ابتدا تکلیف خود را با مخاطب روشن میکند و او را به تماشای یک رمان بلند مصور دعوت میکند و تمام داستانکهای شخصیتها، در خدمت هدف مهمتر نویسنده از نگارش این متن، یعنی بررسی شرایط آدمها و وضعیت جامعه است بخصوص زنانی که در ابتدای روزگار مترقی شدن جامعه در یک برزخ مهم گیر افتادهاند و نه راه پیش دارند و نه راه پس!
در این میان نقش سه زن در نمایشنامه به شدت برجسته و قابل مطالعه است و شاید هم اصلا بهانه کیانی برای نگارش پروین بیشتر بررسی دو شخصیت جانبیاش یعنی اخترخانم (مادر) و صنمی بوده و در واقع خانه پروین را میشود نمادی از یک کشور دانست که تفکرات مختلفی در آن جای گرفته و با یکدیگر گاه از در ستیز در میآیند و گاه مماشات و تعامل! یکی میشود نصرالله آرمانگرا و دیگری آرشاک لطیف و هنرمند و آن دیگر سرهنگی با خوی خشن نظامی یا یکی هنرمندی پر و بال شکسته (و شاید هم دلشکسته) که از جور زمانه به افیون پناه برده و یکی هم ابوالفتح از دنیا بریده که خود را در خانواده و موفقیتهای خواهر غرق کرده و وظیفه حمایت از طبع آثار شاعر را برعهده گرفته و برادری دیگر که خاک غربت دامنش را گرفته و مادر را چشم به راه گذاشته و انگار تمام این آدمها نه مال ۸۰ سال پیش که از آنِ امروزند با مختصات کاملش!
آدمهایی که هیچ کدام از عشق سیراب نشدهاند، ابوالفتح عشق ناکام مهکامه را هنوز در گوشه دل دارد، نصرالله عشق صنمی را نمیبیند و درک نمیکند همچنان که پروین آرشاک را، تا همه شخصیتها از ابتدا تا انتها، تنهای تنها باشند حتی در جمع!
مادر تنهاست و شوی از دست داده، مش رستم همسرش را از دست داده، ابوالفتح هنوز داغ عشق بر سینه دارد، پروین متنفر از عشق، نصرالله به گونهای در سیاست غرق شده که دیگر ذهنش جایی برای عشق و زندگی ندارد، آرشاک جانش را در راه عشق میدهد و سرهنگ با تمام بوالهوسیهایش باز تنهاست و تنهاتر از همه صنمی است که نماینده تمام دخترکان رنج کشیده این ملک است و نمایش درست در وصف همین تنهایی است و البته تقابل! تقابل سرهنگ با پروین، ابوالفتح با نصرالله، نصرالله با مادر، سرهنگ با آرشاک و حتی پزشکانی که شیوه طبابت هم را قبول ندارند. تعریف جامعه سنتی ایران از زن ایدئال، اختر خانم است که تکیهگاهی مطمئن برای تمام اعضای خانواده است و در جایگاه بزرگ خانواده صرفاً به دنبال حفظ آبروست اما جامعه مترقی از اختر گذر کرده و پروینخواه است و تلاش دارد با نزدیک شدن به جهان امروز زنی تحصیل کرده و خلاق بسازد ولی افسوس که معمولاً نتیجه عکس میدهد و میشود صنمی! تحت ستم، بیتوقع، نادیدهگرفتهشده، زیر پا مانده و پایمالی حقوق اولیه و رها شده به امان خدا و خوار و خفیف کردن خویش برای سایهسری و سقفی و تکه نانی برای شکم! و همه اینها را کیانی چقدر خوب نوشته و ندایی به تصویر کشیده تا برآیند مناسبی از اختر سالمند و پروین میانسال باشد.
نمایش پروین نمایش صبر است و صبوری و اگر مخاطب با این قضیه کنار بیاید میتواند از معصومیت نرگس محمدی در قالب پروین لذت ببرد و اقتدار و در عین حال بازی بامزه امین زندگانی را بپذیرد و با آن همراه شود و با سرنوشت صنمی اشک بریزد به پهنای صورت بدون آنکه در دام سانتیمانتالیسم بیفتد. با موسیقی فرشاد دهنوی که به شدت به صحنهها میآید حال کند و از طراحی صحنه ذوقزده شود. از هنر توأمان موسیقی و تئاتر مجید رحمتی شگفتزده شود و در خیرهسریها و آرمانگراییهای نصرالله و عاشقانگی و شیفته هنر بودن آرشاک، خودش را تصور کند و بزرگمنشی و پدرانگی ابوالفتح را باور کند.
کیانی با انتخاب این متن و بازیگران دست به یک ریسک بزرگ زده و سابقه و آبروی چندساله تئاتریش را گرو گذاشته تا سربلند بیرون بیاید و جواب اعتماد عشاق تئاتر را به خوبی بدهد تا اثبات کند پروین نمایشی است نه صرفا برای دیدن که حتی برای شنیدن، شنیدن دیالوگهای ناب، مطنطن کیانی و اشعار پروین!
در این میان شاید فقط ترانه کوچهبازاری و انتقادی که مجید رحمتی با تأثیرپذیری آشکار از حمومی (مرتضی احمدی) و رقص امین زندگانی در قامت سرهنگ ساخته تا حدودی با جریان رئالیستی نمایش ناسازگار باشد ولی در بقیه صحنهها زندگی روزمره اعتصامیها را روی صحنه شاهدیم که در بطن خود حادثه بزرگ و شومی دارد که آن هم جوانمرگی شاعری بزرگ است!
با انتخاب رئیس و مسئولان بخشهای مختلف؛اولین جلسه کانون روابط عمومی و تبلیغات «خانه تئاتر» برگزار شداولین جلسه هیات مدیره جدید کانون روابطعمومی و تبلیغات خانه تئاتر برگزار و طی آن رئیس هیات مدیره، نایب رئیس، نماینده کانون در جلسه شورای هیات مدیره، مدیر کمیته آموزش و سخنگوی این کانون انتخاب شدند.
به گزارش روابطعمومی کانون روابطعمومی و تبلیغات خانه تئاتر، اولین جلسه هیات مدیره جدید کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر روز شنبه یازدهم تیرماه با حضور محمد بهرامی، زهرا شایانفر، امیر پارسائیان مهر، مریم رودبارانی، مریم شریعتی، الهه حاجی زاده، علیرضا سعیدی و محمد وفایی (بازرس کانون) در خانه تئاتر برگزار شد.
در این جلسه ضمن بررسی برخی از مسائل و اولویتهای کاری کانون در هیات مدیره جدید و تاکید بر مشارکت همه اعضای این مجموعه صنفی در امور اجرایی ،رئیس هیات مدیره، نایب رئیس، نماینده کانون در جلسات شورای هیات مدیرههای انجمنها و کانونهای خانه تئاتر، مسئول کمیته آموزش و سخنگوی کانون نیز انتخاب شدند.
برهمین اساس با اکثریت آرا امیرپارساییان مهر به عنوان رئیس هیات مدیره، مریم رودبارانی به عنوان نایب رئیس، محمد وفایی نماینده کانون در جلسات شورای هیات مدیره انجمنها وکانونهای خانه تئاتر، الهه حاجیزاده مسئول کمیته آموزش و علیرضا سعیدی به عنوان سخنگوی کانون روابطعمومی و تبلیغات خانه تئاتر انتخاب شدند.
مجمع عمومی سالیانه کانون روابط عمومی و تبلیغات خانه تئاتر روز شنبه چهارم تیرماه در تالار اجتماعات خانه تئاتر ایران برگزار شد و طی آن اعضای هیات مدیره جدید این مجموعه انتخاب شدند.
جایزه کتاب سال شعر ایران شانزدهمین دوره کتاب سال شعر ایران برگزیدگان خود را معرفی کرد.علیرضا طبایی، کیانوش خانمحمدی و محبوبه راد برگزیده جایزه خبرنگاران شدند.
این جایزه که بهدلیل شیوع ویروس جدید کرونا در دو سال گذشته آیین پایانی نداشت یا به صورت برخط برگزار شده بود، در مراسم اختتامیه شانزدهمین دوره خود که به صورت خصوصی با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و هنر برگزار شد، از یک عمر فعالیت شعری «علیرضا طبایی» تجلیل و کتاب «۱۰:۱۰:۳۰» از کیانوش خانمحمدی را بهعنوان کتاب سال معرفی کرد.
در ابتدای این مراسم، علیرضا بهرامی - شاعر و دبیر این جایزه - از برگزیدگان این جایزه که سالهای اخیر از دنیا رفتهاند یاد کرد و گفت: در این فاصله ویروس کرونا عباس صفاری و بکتاش آبتین را که جزو برگزیدگان جایزه شعر خبرنگاران بودند، از ما دریغ کرد و به این بهانه جایزه میخواهیم از آنها یاد کنیم. البته چرخ گردون فرصتهای بسیاری را از ما گرفت؛ غلامرضا بروسان، محمدعلی سپانلو، سیمین بهبهانی، منصور اوجی، عمران صلاحی، علی نجفی و محمدعلی اسلامی ندوشن که از برگزیدگان کتاب سال و برگزیده بخش تجلیل از یک عمر فعالیت مستمر شعری بودند. در ۱۵ سال گذشته از جامعه داورانمان نیز سهراب رحیمی را دیگر نداریم که از داوران بخش ویژه ما بود. در این سال آیدین روشن، مجتبی گلستانی و هوشنگ چالنگی را هم از دست دادیم که یادشان در دلمان سبز است.
بهرامی با بیان اینکه تجلیل از یک عمر فعالیت شعری از ایدههای اولیه هیات موسس جایزه شعر خبرنگاران نبوده است، گفت: با انصراف شمس لنگرودی و سخنرانی او در مراسم پایانی تخستین دوره جایزه، عملا این بخش کلید خورد و در طول این سالها از یک عمر فعالیت شعری و شاعری احمدرضا احمدی، سیمین بهبهانی، عمران صلاحی، هوشنگ ابتهاج، یدالله رویایی، محمدباقر کلاهی اهری، ضیاء موحد، علی باباچاهی، جواد مجابی، مفتون امینی، منصور اوجی، محمدعلی اسلامی ندوشن و فرزانه خجندی تجلیل شده است. امسال نیز با نظر قاطع هیات داوران علیرضا طبایی، منتخب این دوره از جایزه شعر خبرنگاران در بخش یک عمر فعالیت شعری بود. او بینصیب از ویروس کرونا نبود و در زمستان دچار این ویروس شد و از آن زمان شرایط دشواری را گذرانده است، تا جایی که شرایط جسمی او اجازه حضور در این جلسه را به او نداد. خسارتی که بیماری کرونا به عرصه ادبیات زد جدی بود و آرزو میکنم روند بهبودی ایشان بدون مکث جلو برود و به زودی در این جلسات حضور ایشان را داشته باشیم. البته آقای طبائی از برگزیدگان جایزه (در دوره دوم) نیز بود.
علیرضا بهرامی سپس درباره علیرضا طبائی، با خواندن متنی اظهار کرد: این روزها تقریبا همه چیز در مواجهه با عموم مردم در دست اختیار فضای مجازی افتاده است. چه شاعران درجه ۳ دیروزی که اکنون در صدر شبکههای مجازی نشستهاند و جولان میدهند. از این سخن تکراری اما مهم که «آنکه غربال به دست دارد، از پی میآید» بگذریم، واقعا در چند دهه دیگر که این زیورآلات فرو بریزد و فراموش شود، شاعران جولانده امروز در قیاس با شاعران تثبیت شده در گذشته چه وضعیت و جایگاهی خواهند داشت؟ ما خودمان را گول نمیزنیم، موضوع خیلی واضح است؛ اولا کیفیت ادبی ملاک است که از این نظر تکلیف روشن است. دیگر اینکه فضای وب هر چند سرعت انتشار بالایی به ارمغان آورده است اما به همین نسبت، به دلیل شرایط مختلف فنی و اقتصادی، مصداق همان باد هواست که در آینده، برای حوزههایی چون ادبیات، ماندگاری چندانی به ارمغان نخواهد آورد.
او ادامه داد: زمانی تصور این شد که آمدن تلویزیون مرگ کتاب را رقم می زند، زمانی هم فکر میکردند که اینترنت چنین خواهد کرد. اما بدیهی است که چنین نشد، کتاب و رسانه مکتوب انگار چنان خاصیتی دارد که به راحتیها بیتاثیر نمیشود. کافی است در همین حوزه مورد بحثمان، یعنی ادبیات، یک بررسی ذهنی ولو کوچک داشته باشیم. درباره آثار و صاحبان آثار مشهود خواهد بود که چه کسانی ماندگارتر بودند. درست است؛ آنها که به فرهنگ مکتوب تعلق داشتند و نیز به اصل کار و نه شعبده و هیاهو و تریبونها. علیرضا طبایی نمونه خوبی است برای چنین بررسی، او که ۷۸ سالگیاش مبارک ماست، کارش را از نوجوانی در شیراز آغاز کرد و با سفر به تهران برای ادامه تحصیل، این شانس را یافت که آثارش در بهترین مجلههای ادبی روزگار منتشر شود. پس از آن خود حدود ۱۵ سال مسئول صفحههای شعر مجله جوانان امروز موسسه مطبوعاتی اطلاعات بود، مجلهای بسیار عام پسند و به قول معروف "زرد" که صفحههای شعر وزینی داشت. بسیاری از نامآوران شعر این سالها از جمله حسین منزوی، محمدعلی بهمنی، عمران صلاحی و بسیاری از نسل شاعران بالیده در سالهای پس از انقلاب، یا کارشان را از آن صفحهها شروع کردند، یا در آنجا بالیدند و بعضا خوش درخشیدند. البته این حضور پس از پیروزی انقلاب و در جریان هیجانهایی که به اقتضای شرایط بود و بر تفکر چیره میشد، قطع شد.
این شاعر و روزنامهنگار سپس بیان کرد: علیرضا طبایی پس از آن، سالها در انزوا و سکوت خواند و نوشت، بین انتشار دو کتاب شعرش ۲۵ سال یعنی ربع قرن فاصله افتاد. از هر تریبون و محفل و هیجانی به دور بود اما نتیجه چه شد؟ آیا فراموش شد؟ اتفاقا در بازگشت، کتابش جایزه گرفت و با گذر زمان، نامش بیش از پیش نزد اهالی جدی ادبیات و شعر اعتبار یافت. یکی از ویژگیهای بارز طبایی در این است که همچنان و در هشتمین دهه زندگیاش، غزلسرایی است که ساحتهای نو را جستوجو میکند و تجربههایی پیشرو دارد. در زمینه ترانه هم که مشغولیت او در سالهای پیش از انقلاب بود، هر چه میگذرد، برخی از آثارش در نزد عام و خاص اقبال و اعتبار بالاتر مییابد و نامش به این واسطه سر زبانهاست. انگار این یک اصل اساسی است؛ هر چند آنان که هیاهو دارند، نسبت به آنهایی که در خلوت کار کارستان خودشان را میکنند و در کوتاهمدت بیشتر دیده میشوند اما واقعیت این است که در گذر زمان هی رنگ میبازند تا فراموش شوند. عمر جناب طبایی حالا حالاها دراز باد، حتی به اندازهای از ماندگاری آثارش که تا ابد است.
در ادامه مراسم سعید زارعمحمدی - شاعر و عضو هیات داوران جایزه - در سخنانی بیان کرد: نسل ما شاعران دهه ۸۰ کمی دیر استاد طبایی را شناختیم، به واسطه اینکه سالها مجموعهای از او چاپ نشده بود، «شاید گناه از عینک من باشد» مجموعهای بود که بعد از سالها از او منتشر شد و ما خواندیم و متوجه ایشان شدیم.
او با اشاره به فعالیت طبایی در صفحه ادبیات مجله جوانان، گفت: او غالبا از کسانی شعر منتشر میکرد که از شهرستانها بودند. استاد بهمنی میگفت: «علیرضا طبایی از قدیمیترین رفیقان من است». طبایی بدون چشمداشت کار میکرد. او متعهد به شعر است و همیشه شعر را بزرگ میکند. طبع طبایی همیشه جوان بوده است. علیرضا طبایی یک تاریخ شفاهی از ادبیات دهه ۳۰، ۴۰ و ۵۰ است و مسلط به امور و اتفاقات ادبی و البته بزرگترین اتفاقی که ایشان رقم زد، مسابقات شعری بود که در مجله جوانان برگزار میکرد.
زارعمحمدی در ادامه شعرهایی از علیرضا طبایی خواند و گفت: طبایی در غزلهای خود دچار زخم و ناامیدی است، میتوان گفت ناامیدی و یأس از خصیصههای مجموعه «شاید گناه از عینک من باشد» است. طبایی شاعر غمگینی است. او در سال ۸۵ که از نظر ما سالهای خوبی بوده، شعرهایی سروده که ما اکنون به آن وضعیت رسیدهایم. طبایی همیشه آینه روزگار خود بوده است.
دبیر جایزه شعر خبرنگاران نیز در این قسمت به تاثیرگذار بودن علیرضا طبابی بر جریان غزل امروز اشاره کرد و گفت: غزل او در میان کسانی که غزلسرا بودند، الگو برداری شد. او ردیفهای غیر متعارف را در غزل آورد.
در ادامه با حضور موسی بیدج و محمود معتقدی از علیرضا طبایی با اهدای لوح تقدیر و تندیس جایزه به فرزندش به نمایندگی، تجلیل شد.
احمد طبایی، نویسنده و فرزند این شاعر که به دلیل شرایط جسمانی توان حضور در مراسم را نداشت، پیام او را به این شرح خواند:
«اول از همه از اینکه سعادت حضور در جمع پرمهر شما عزیزان را به دلیل کسالت نیافتم، پوزش میخواهم و نیز میبایست مراتب خوشحالی خود را از ۱۶ ساله شدن «جایزه شعر خبرنگاران» ابراز کنم و این اتفاق فرخنده را به برگزارکنندگان این رویداد مستقل ادبی تبریک بگویم.
من همواره حامی و پشتیبان همه حرکتهای مستقل فرهنگی و ادبی که با هدف ارتقای جایگاه شعر و ادب پارسی انجام شده است، بودهام. آنچنانکه از بدو تاسیس «جایزه شعر خبرنگاران» چه در مقام شرکتکننده و چه به عنوان داور، با این جایزه همکاری کردهام.
امروز، پس از قریب به ۶۵ سال فعالیت مستمر فرهنگی و ادبی، وقتی به مسیر طی شده مینگرم، از اینکه در انجام رسالت فردی و اجتماعی خود به توفیق نسبی دست یافتهام، احساس رضایت میکنم. همواره در موقعیتهای مختلف چه در جایگاه آفرینش شعر و ترانه، چه در کسوت روزنامهنگار و چه در مقام آموزگار ادبیات، تلاش کردهام در جهت بالندگی سرزمینم ایران و فرهنگ و ادب گرانسنگش گام بردارم. سعی من بر آن بوده که حرمت قلم و اندیشه را پاس بدارم و بر تعهد انسانی خویش پای فشارم. ستایشگر عشق و دوستی و نکوهشگر کینه و دشمنی باشم. آزادی، عدالت و صلح را تحسین کنم و به پیکار با بیداد، تبعیض و خشونت برخیزم. از درد همنوعانم در گوشه و کنار جهان غافل نمانم و بارقه امید را در جانشان زنده نگاه دارم.
و اکنون، به راستی قدردان و مفتخرم! قدردان فرصتهایی که در اختیارم قرار گرفت و مفتخر به بهرهای که از این فرصتها بردم. و چه بهره و استفادهای شایستهتر و پسندیدهتر از آن که به جای بیرون کشیدن گلیم خود از موج دریا، همت خویش را صرف یاری رساندن به دیگران کنی؟
آری! مفتخرم که افزون بر کلاس درس، در ساحت نقد و نظر و در عرصه رسانه و مدیریت صفحات ادبی نشریات، هم آموختم و هم آموزش دادم، و از رهگذر این تلاش ۶۵ ساله، نه شاگرد که دوستان بسیاری از جایجای سرزمین اهوراییام، از اقوام گوناگون ایرانی با گویشها و لهجههای مختلف یافتهام که زبان شیرین پارسی و ادبیات دلنشین آن، واسطه این پیوند ناگسستنی بوده است.
در پایان مایلم از زحمات صادقانه جناب علیرضا بهرامی؛ دبیر محترم «جایزه شعر خبرنگاران» که با وجود همه دشواریها و ناملایمات، چراغ این رویداد مستقل ادبی را فروزان نگاه داشته است و نیز از حسن ظن داوران محترم این دوره از جایزه که از سر لطف، بنده را شایسته تقدیر دانستند، صمیمانه سپاسگزاری کنم.
پیروز و سربلند باشید.»
در ادامه مراسم پایانی شانزدهمین دورخ جایزه شعر خبرنگاران، علیرضا بهرامی درباره بخش شاعران بدون کتاب توضیحاتی داد و گفت: از کشورهای افغانستان و تاجیکستان نیز برای ما در این بخش شعر فرستادهاند و امیدواریم با این بخش با گعدههای جدیدی از شاعران ازجمله در حوزه شبه قاره و نیز آسیای میانه آشنا شویم. به نظرم یکی از کارسازترین بخشها، بخش ویژه ما است در واقع فراهم کردن فرصت و فضایی که شاعران از اقصی نقاط کشور برایمان شعر بفرستند.
علیرضا بهرامی همچنین تاکید کرد: این جایزه مستقل است و در این سال ها حمایتی از هیچ جا نداشته و ما سعی کردیم اعتبار و آبرویی که داریم را حفظ کنیم و مراقب سرمایه خودمان باشیم. حضور شاعران در بخش ویژه ما بسیار دلگرم کننده بود.
او در ادامه برگزیدگان بخش شاعران بدون کتاب را معرفی کرد.
جواد مزنگی، شاعر مشغول تحصیل در روسیه و ثنا نصاری به دلیل اینکه در خارج از کشور اقامت دارد، در این نشست حضور نداشتند.
سپس با حضور پونه ندایی و سپیده نیکرواز محبوبه راد به عنوان برگزیده بخش شاعران بدون کتاب تجلیل شد.
همچنین با حضور صادق رحمانیان و عباس کریمی عباسی، از سبحان زنگی تقدیر شد و شاعران این بخش به شعرخوانی پرداختند.
محبوبه راد، برگزیده اول این جایزه در سخنانی کوتاه، گفت: باورم نمیشد که من به عنوان برگزیده انتخاب شدم. جایی مولانا از شمس میپرسد پس این زخم ها چه میشود؟ و شمس پاسخ میدهد نور از بین زخمها وارد میشود. اتفاقا من به این حرف رسیدم که از زخمها، دردها و رنجها نور وارد میشود.
عباس کریمی عباسی – عضو هیات داوران جایزه - در ادامه مراسم با بیان اینکه مشارکت در این جایزه مایه افتخار من است، گفت: این جایزه استقلال ارزشمندی دارد و هیچگاه نخواسته از منظر مادی حمایت خاصی داشته باشد. با اینکه میتوانستند این کار را قبول نکردند تا استقلال جایزه حفظ شود. ما به واسطه فعالیتهایمان در سالهای اخیر جوایزی را برای تشویق فعالان فرهنگی ترتیب دادیم تا دلگرمی بیشتری به آنها بدهیم. امسال آقای رمضانی، مدیر نشر «یاد آرمیتا» به همراه آقای خبیر، مدیر موسسه مشرق زمین جایزهای را برای برگزیدگان بخش شاعران بدون کتاب در نظر گرفتهاند و کتاب چهار برگزیده یاد شده چاپ و توزیع خواهد شد تا صاحب کتاب مکتوب شوند.
در ادامه رمضانی و خبیر از علیرضا طبایی تقدیر کردند و همچنین هدیه ای را به رسم یادبود به محمود معتقدی اهداء کردند.
در بخش پایانی این مراسم، علیرضا بهرامی دبیر جایزه شعر خبرنگاران اظهار کرد: به عنوان فردی که سالهاست در حوزه ادبیات، کتاب و نشر فعالیت دارم معتقدم نشر شعر ما شرایط بحرانی ندارد. نشر شعر در جوامعی که از قدرتهایی هم برخوردارند و اقتصاد آزاد دارند نیز با بحران روبهروست و شعر وضعیت خوبی ندارد. نشر شعر در دورههای تاریخی وضعیت درخشانی نداشته و نگاه مخاطبان بیشتر به فضای فانتزیتر مانند سینما و رمان بوده است. در سالهخای اخیر هم در دورههایی در حوزه شعر دچار افراط و تفریط شدیم. افراط از حضور کسانی بود که توقع تجاری از شعر داشتند. به نظر من الان با وجود وضعیت گرانی کاغذ شرایط واقعیتر شده است. الان نشز شعر در واقعی ترین زمان خود قرار دارد و فراز و نشیبها را هم از سر گذرانده است. شاعران اصالت واقعی دارند و شعر مخاطبان نسبی هم دارد. هیچ وقت چراغ شعر خاموش نشده است اما اتفاقاتی افتاد که مقداری آدرس غلط داده شد؛ حتی به رسانه ها و ناشران و جامعه مخاطبان. بر این اساس اکنون پیشنهاد میکنم اجازه دهند شعر حیات طبیعی خودش را داشته باشد تا شاهد تبلور کتابهای جدی در حوزه شعر باشیم.
در ادامه با حضور ارمغان بهداروند، حسین علیشاپور (خواننده)، سعید زارعمحمدی و پوریا گلمحمدی، کتاب «ده و ده دقیقه و سی ثانیه» اثر کیانوش خانمحمدی به عنوان برگزیده بخش کتاب سال شعر ایران به انتخاب خبرنگاران معرفی شد.
کیانوش خانمحمدی برگزیده این بخش در سخنانی اظهار کرد: تندیس جشنواره شعر خبرنگاران بسیار ارزشمندتر از جشنواره شعر فجر است. حواشی که برای کتاب من در آنجا به وجود آمد اما برای به دست آوردن جایزه نبود. بلکه علیه جو سکوت کردن بود؛ تا شاید کسی که بعد از من در این جایگاه قرار بگیرد حق او ضایع نشود. از اینکه در این جایگاه هستم واقعا دست و پای خودم را گم کردم. جایزه خبرنگاران، جایزه مهمی است، جایزه کوچک اما بزرگ، کم سر و صدا اما پررنگ، کم بودن نقاط منفی این جایزه است و پررنگ بودن از نقاط مثبت جایزه است. این جایزه سر و صدا و قیل و قال ندارد. الکی خود را بزرگ نمی کند اما بزرگ است.
کتابهایی از آرزو سبزوار قهفرخی، فریاد شیری، سیدمحمدرضا طباطبایی، سعید قربانیان، بهنام کشاورز دهدشتی، جواد گنجعلیزاده و رضا یاوری، دیگر نامزدهای این بخش بودند.
صابر سعدیپور، محمدرضا شالبافان، حمید یوسفی، مجید تیموری، سجاد بهارلو، مازیار فکری ارشاد، سیدمحمدطباطبایی و هادی
خورشاهیان از دیگر حاضران این مراسم بودند.
یادداشت شکرخدا گودرزی برای نمایش "پروین" رئالیسمی برآمده از شرایط اجتماعیشکرخدا گودرزی در یادداشتی به نقد و بررسی نمایش "پروین" پرداخته و مینویسد: حسین کیانی رسالت هنرمندانه خود را در پرداختن به شخصیتهای ملی و فاخر خوب ادا میکند. او نشان میدهد به اندیشهی ایرانشهری و فرهنگ و ادب این سرزمین وفادار است.
کار حسین کیانی نمایشی شریف است. نمایشی که مولفههای تئاتر را داراست نقاط ضعف اندک خودش را نیز دارد روی هم رفته گروه اجرایی نمایش پروین تلاشی شریف و ستودنی برای ادای دین به تئاتر انجام دادهاند.
طراحی صحنه درست، میزانسنهای واقعی و دقیق و بازیهای به اندازه، هر چند در بخش بازیگری برخی از بازیگران به دلیل نداشتن جنس صدای مناسب صحنهای و عدم آشنایی با نقاط کور صدایی سالن اصلی تئاتر شهر توفیق چندانی در این بخش ندارند اما در مجموع با بازیهایی باورپذیر مواجهایم، که رنگآمیزی شخصیتها را درست ارائه میدهند. برخی میزانسنها به قدری درست طراحی شدهاند که التهاب و تعلیق را به درستی القاء میکنند خصوصا میزانسن رفتن صنمی به اتاق سرهنگ و طولانی شدن حضور او در اتاق و بیرون آمدنش از اتاق با ملحفهی سفید صحنهی تجاوز را به زیبایی نشان میدهد، ولی وقتی اصرار دارد این صحنهی به غایت دراماتیک را برای بار دیگر توصیف کند از اهمیت و ابعاد وحشت آن صحنه میکاهد.
طراحی صحنه کارآمد و درست نمایش به تصویرسازی مناسب و ترکیبات دلنشین و چشم نواز نمایش جلوهی بیشتری میبخشد. نمایش پروین تلاش میکند تئاتری رئالیستی جلوه کند یا با اغماض در تولید فضای رئالیستی موفق باشد اما به کار بردن برخی عناصر جزئی ما را از واقعیت دور میکند. به عنوان مثال در تمام طول نمایش سعی میشود ما باور کنیم بازیگر نقش پروین خانم نرگس محمدی همانا پروین است ولی در پرده سوم وقتی برای چاپ مجدد آثارش عکس میگیرد ما با عکس پروین روبه رو میشویم. خب چه نیازی به این کار بود؟ عکس بازیگر را میگرفتید و با تمهیدات فتوشاپی آن را کهنه میکردید. البته از این نمونهها در کار زیاد است مثلا وقتی در صحته اول باران میآید، چه بهتر بازیگرانی که از بیرون وارد خانه میشوند کمی لباس یا سر و صورت و لباسشان خیس میشد تا این باور به درستی اتفاق میافتاد. این عناصر جزیی هر چند به روال کلی کار لطمهای نمیزند ولی رعایت آن به ایجاد رنگآمیزی مناسب صحنهای کمک میکند.
اما آنچه کمی نمایش را متوقف میکند تکرار برخی اتفاقات است، این تکرار حتی اگر برای شیر فهم کردن تماشاگر هم باشد اما موجب میشود که بین نمایش و مخاطب فاصله ایجاد بشود.
حسین کیانی در کارهای پیشین خودش نشان داده که تئاتر ملی را میشناسد و تلاشش برای اعتلای نمایش ایرانی و دفاع از تئاتر در دورانی که اکثر آثار تولید شدهی تئاتر نمیدانند دنبال چه هستند و چه میخواهند، حسین کیانی و گروه اجراییاش به درستی میدانند دنبال چه هستند و چه میخواهند.
نمایش پروین مرا یاد بسیاری از کارهای اکبر رادی میاندازد. رئالیسمی برآمده از شرایط اجتماعی و آشکار شدن تاثیر متقابل خانواده با اجتماع! اجتماعی که وابستگان به قدرت دست خود را برای هر نوع قلدری و زورگویی باز میبینند. و روابط اعضای یک خانواده با یکدیگر و نقش آنها در تحولات اجتماعی به شکل گیری فضا و تاریخ زیست شخصیتها ما را سوق میدهد. پروین دیگر فقط پروین اعتصامی شاعرهی شناخته شده نیست، پروین نماد همه نویسندگانیست که چگونه مینویسند، موانع نوشتنشان چیست و نهایتا چه کسانی از قَبَل نوشتهی آنها به شهرت میرسند و مال و منالی به هم میزنند حتی اگر این افراد نزدیکترین کسان نویسنده باشد که در اینجا ابوالفضل برادر پروین است.
حسین کیانی رسالت هنرمندانه خود را در پرداختن به شخصیتهای ملی و فاخر خوب ادا میکند. او نشان میدهد به اندیشهی ایرانشهری و فرهنگ و ادب این سرزمین وفادار است.
نکات مثبت نمایش تمیز و فرهیختهی پروین زیاد است اما وقتی نمایش را میدیدم با خودم فکر میکردم و حسرت میخوردم نمایشی چنین شایسته چرا در فضای تبلیغاتی کنونی، چنین اثری، به این شکل مهجور میماند. بعد حسرت میخورم به حال مردمی که از دیدن این اثر شریف محروم میمانند.
با خودم میگویم ای کاش کارگردان اثر با نوشتهاش چونان جراحی حاذق عمل میکرد و برخی تکرارها را از دل کار بیرون میکشید.
کاش در ساختن این رئالیسم اجتماعی برخی نکات ریز را مد نظر قرار میداد تا ایجاد توهم واقعیت، بیشتر صورت میگرفت. کاش در هدایت برخی شخصیتها آنها را از یکنواختی خارج میکرد. کاش تماشاگر را خسته نمیکرد و او را سر حال و قبراق به دیدن پردههای پایانی سوق میداد.
همان گونه که اشاره کردم بازیگران نمایش همگی قابل قبول بودند اما بازیگران مرد نمایش بهتر به نظر میرسیدند، طنازی و زیبایی کار مجید رحمتی از او شخصیتی دلچسب میسازد، سرهنگ و بقیه نیز خوب هستند.
امیدوارم مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی و معاونت هنری به شکلی کنار نمایش باشند تا استقبال تماشاگران بهتر بشود، به راستی وظیفهی اصلی مسئولان هنری کشور الگوسازی کارهای فاخر است، امیدوارم با فراهم آوردن زمینهی تبلیغات مناسب، زمینهی جذب مخاطبان را فراهم آورند.
برای نخستینبار در ایران؛پوستر آثار حمید سمندریان بهصورت NFT عرضه میشودپوستر نمایشهایی از آثار حمید سمندریان، رکنالدین خسروی و سیروس شاملو با طراحی ابراهیم حقیقی بهزودی در قالب NFT عرضه میشوند.
به گزارش مدیر رسانه پروژه، پوستر آثار خاطرهانگیز و مهمی چون «بازی استریندبرگ»، «کرگدن» و «مردههای بیکفن و دفن» هر سه به کارگردانی حمید سمندریان قرار است به زودی و برای نخستینبار در ایران در قالب رویداد «آرتانیوم» رونمایی شوند.
علاوه بر این، پوستر نمایشهایی چون «اتلّو» به کارگردانی محمد کوثر، «لبخند باشکوه آقای گیل» ساخته زنده یاد رکنالدین خسروی، «استثناء و قاعده» کاری از سیروس شاملو، «سو و وشون» به کارگردانی منیژه محامدی و «کبودان و اسفندیار» اثر سهراب سلیمی نیز در جریان رویداد یاد شده ارائه خواهد شد.
این مجموعه به کوشش ابراهیم حقیقی طراح گرافیک، عکاس و مدیر هنری ایرانی خلق شده است. آقای حقیقی عضویت در انجمن بینالمللی طراحان گرافیک، انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، انجمن تصویرگران کتاب کودک و انجمن فیلمسازان مستند ایران را در کارنامه دارد. او از سال ۱۳۴۷ تا کنون طراح کتب و مجلات گوناگون را برعهده داشته و برای آثار سینمایی، سریالها و نمایشهای گوناگون، طراحی پوستر و صحنه انجام داده است.
نخستین رویداد «آرتانیوم»، تنها NFT MARKET PLACE ایرانی بر پایه Ethereum بهزودی در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
لازم به ذکر است که «آرتانیوم» پیش از امضای هرگونه قرارداد با هنرمندان و یا مجموعهداران کشور، با انجام کارشناسیهای متعدد نسبت به تایید اصالت مالکیت آثار اقدام میکند.
زمان دقیق برگزاری و جزییاتِ رویداد «آرتانیوم» بهزودی در اختیار رسانهها و علاقهمندان قرار میگیرد.
معرفی هیأت داوران بیست و یکمین مسابقه مطبوعاتی سالیانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتربا پایان یافتن مهلت تمدید شده فراخوان بیست و یکمین مسابقه مطبوعاتی سالیانه انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر و انجام امور دبیرخانهای آثار رسیده با روش اعمال کدگذاری متقاضیان شرکت در مسابقه، آثار رسیده و رسانههای شرکت کننده، اسامی هیأت داوران این دوره اعلام شد.
بر همین اساس، فریدون صدیقی (روزنامه نگار، مدرس و منتقد)، بهروز غریبپور (نویسنده، مدرس و کارگردان تئاتر) و حسن نمکدوست(نویسنده، مدرس و روزنامهنگار) با همراهی سیامک زمردی مطلق(مدرس و عکاس) به عنوان مشاور عالی هیأت داوران در بخش عکس، کار داوری آثار این دوره را آغاز کردند.
پس از پایان فرایند داوری، انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر با معرفی نامزدهای بخشهای هفتگانه (گزارش، گفتوگو، نقد، مقاله، ترجمه، یادداشت و عکس) در مورد نحوه برگزاری آیین پایانی این رویداد فرهنگی سالیانه اطلاعرسانی خواهد کرد.
در اولین همکاری با دشتآرای؛ لیلی رشیدی با «پدر» همبازی شد رضا کیانیان دختر خود را شناخت!لیلی رشیدی در نمایش «پدر» به کارگردانی آروند دشتآرای به ایفای نقش میپردازد.
لیلی رشیدی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون در جدیدترین تجربه بازیگری خود بر صحنه تئاتر با نمایش «پدر» به طراحی و کارگردانی آروند دشتآرای روی صحنه میرود. این اولین تجربه همکاری رشیدی و دشتآرای در عرصه تئاتر است.
رضا کیانیان بازیگر با سابقه سینما، تئاتر و تلویزیون نیز در این نمایش به ایفای نقش میپردازد.
«پدر» نوشته فلوریان زلر جدیدترین کار کمپانی فیلم و هنرهای اجرایی «ویرگول» است.
آروند دشتآرای سرپرست کمپانی «ویرگول»، پیش از این نمایشهای متعددی از جمله «سگ سکوت»، «تن تن و راز قصر مونداس»، «کمی تاب بخوریم»، «باغبان مرگ» و «بداهه» را به صحنه برده است.
نمایشنامه «پدر» یکی از مهمترین و پرطرفدارترین آثار زلر نمایشنامه نویس فرانسوی در جهان است که اولین بار در سال ۲۰۱۲ منتشر و در پاریس اجرا شد.
محمد قدس تهیهکنندگی نمایش «پدر» را بر عهده دارد.
«پدر» این روزها تمرینهای خود را برای آغاز اجرای عمومی در شهریور سال جاری سپری میکند.
به زودی اسامی دیگر بازیگران و عوامل و همچنین مکان اجرای عمومی این اثر نمایشی اعلام میشود.
عکس از کیارش مسیبی است.
نقد و بررسی نمایش «پروین» کانون ملی منتقدان تئاتر ایران «پروین» در بوتهی نقد کانون ملی منتقدان تئاتر ایران برنامههای دوشنبههای نقد کانون ملی منتقدان تئاتر ایران به نقد و بررسی نمایش «پروین» به کارگردانی حسین کیانی میپردازد.
رضا آشفته و عرفان پهلوانی در نشست نقد و بررسی نمایش «پروین» به تحلیل و واکاوی این نمایش میپردازند. این نشست در تالار مشاهیر تئاتر شهر دوشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶ تا ۱۸ با حضور هنرمندان نمایش «پروین» برگزار میشود. ورود برای علاقهمندان به فرهنگ، هنر، زیبایی و اندیشه به این نشست آزاد است.
نمایش پروین به نویسندگی و کارگردانی حسین کیانی و تهیهکنندگی داود نامور و با بازی نرگس محمدی، امین زندگانی، مهرانرنجبر، مجید رحمتی، سیدجواد یحیوی، جواد مولانیا،مریم ندایی، آتنا تندرو، سهیل ملکی و اکرم محمدی با حضور هوشنگ قوانلو در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر با حمایت پوشاک گت، نشر آنجا و نوای کلاویه به روی صحنه میرود.
دیگر عوامل نمایش «پروین» عبارتند از محمد گودرزیانی (دستیار کارگردان، برنامهریز و مدیر تولید)، رضا مهدیزاده (طراح صحنه)، پریدخت عابدیننژاد، ماریا حاجیها (طراح گریم)، رضا خضرایی (طراح نور)، مهدی دوایی (طراح گرافیک)، علی کاظمی (طراح ویدئو و ویدئومپینگ)، فرشاد دهنوی (آهنگساز و نوازنده پیانو و ویلن)، کارن کیانی (ساخت و طراحی صدا)، محمدصادق زرجویان (ساخت تیزر و عکاس تبلیغاتی)، سارا حدادی (مدیر روابط عمومی و مدیر تبلیغات)، مسعود رفیعیطالقانی و آساره کیانی (مشاور رسانه و مطبوعات)، فربد غفاری (دستیار دوم کارگردان)، فرزاد هدایتنوری (ساخت آکسسوار)، علیرضا بابایی (منشی صحنه)، ندا کاوندی (امور مالی)، اردلان آشناگر ( عکاس)، مهتاب حاتمی (دستیار لباس) و نگار حسینی (اجرای ویدئو)
علاقهمندان جهت تهیه بلیت میتوانند به سامانه تیوال یا گیشه مجموعه تئاتر شهر مراجعه کنند.
با نگاهی به باغ آلبالو چخوف آغاز میشودکشمکشی خواهرانه در دیوار چهارمنمایش «هاگاکوره»، از اول تا ۳۱ تیرماه، ساعت ۱۷:۳۰ در تماشاخانه دیوار چهارم به صحنه میرود.
به گزارش ایران تئاتر، نمایش «هاگاکوره» نوشته و کارگردان امیر اخلاقی و بر اساس دراماتورژی از باغ آلبالو چخوف به صحنه میرود.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: قصه کشمکش دو خواهر است بر سر فروش رستورانی که سهم پدرشان بوده و این ماجرا منجر به روی دادن اتفاقات دیگری در خانواده میشود.
در نمایش «هاگاکوره»، لیلا میناوند، هادی محمدی نیا، پریا یعقوبی نژاد، علی نجاریان بازی میکنند.
دیگر عوامل این اثر این نمایشی عبارتاند از: طراح صحنه: بهزاد صفار، دستیار کارگردان: فرانک دستینه، طراح نور: عادل محمدیان و طراح لباس: هلیا امان الله.
نمایش «هاگاکوره»، از اول تا ۳۱ تیرماه، ساعت ۱۷:۳۰ در تماشاخانه دیوار چهارم به صحنه میرود.
شماره نخست ماهنامه داخلی «پردیس تئاتر شهرزاد» منتشر شد.بعد از انتشار شماره صفرِ ماهنامه داخلی تئاتر شهرزاد با عنوان "هزار و یک شب"؛ شماره اول آن تحت عنوان "قصه اول" منتشر شد.
در این شماره گزارش هایی ویژه از بوتیک تئاتر ایران، جشنواره شهرزاد و گزارش آماری و فروش اجراهای روی صحنه نگاشته شده است.
ماهنامه "هزار و یک شبِ تئاتر شهرزاد" به همت پردیس تئاتر شهرزاد منتشر میشود و پردیس تئاتر شهرزاد در راستای اطلاع رسانی متفاوت، نقد و نظری بر اجراهای صحنه ای و معرفی اجراهای تئاتر در تماشاخانه های تهران شماره جدید نشریه خود را منتشر کرد.
این شماره از "هزار و یک شب شهرزاد" شامل گزارش، نقد و گفتگوهایی با هنرمندان نمایش است وعلاقهمندان میتوانند در این شماره نقدهایی بر نمایش چه کسی جوجه تیغی را کشت، درهم تنیدگی، عشق روزهای کرونا، آناکارنینا به همراه گفتگوهایی با احسان گودرزی، آرش عباسی، ایرج راد، مجتبی رستمی فر و کامران شهلایی را بخوانند.
در کنار معرفی اجراهای تئاتر شهرزاد ، جدول کل اجراهای تهران نیز در این شماره درج شده است.
این ماهنامه خصوصی در زمینه تئاتر بدون وابستگی دولتی و مستقل منتشر می شود و قرارست که تریبونی برای تمام گروههای تئاتری شود و در شماره های آتی ضمن معرفی برنامه های تئاتر شهرزاد، نگاهی به سراسر مجموعه های تئاتری و هنرمندان عرصه نمایش باشد.
در این شماره نقدی بر نمایش "مخاطب" به کارگردانی جابر رمضانی نیز نوشته شده است
نشریه «هزار و یک شب شهرزاد» به صاحب امتیازی پردیس تئاتر شهرزاد، مدیرمسئولی شهرزاد جعفری و سردبیری مریم رودبارانی به صورت ماهنامه به بررسی نمایش های روی صحنه تئاتر شهرزاد می پردازد.
در این شماره احمدرضا حجارزاده، سمانه استاد، محمدحسن خدایی، احسان زیورعالم، حسین رسولی اعضاء تحریریه، پریسا هاشمی مدیر هنری و محمد هاشمی طراح و گرافیست هستند.
علاقمندان می توانند برای مطالعه نشریه به سایت تئاتر شهرزاد مراجعه کنند.
«مجلس شبیهخوانی نسوان» برپا شد/اجرای تئاتر برای راهاندازی اکابرنسیم مقدم نویسنده و یکی از کارگردانان نمایش «مجلس شبیهخوانی نسوان» که به تازگی اجرای خود را در تماشاخانه انتظامی آغاز کرده است درباره این اثر نمایشی به خبرنگار مهر گفت: این نمایش به کارگردانی مشترک من و ارغوان راستی از ۲۲ خرداد ماه در تماشاخانه انتظامی خانه هنرمندان ایران به صحنه رفته است. ماجراهای این نمایش در اوائل پهلوی اول رخ میدهد و قصه چند زن است که قصد دارند سوادآموزی را بین زنها رواج دهند و آنها را باسواد کنند اما چون هزینههای این کار را ندارند، تصمیم میگیرند نمایشی راه اندازی کنند و از فروش بلیت آن مخارج اکابر زنان را تامین کنند در حالی که در آن دوران زنان اجازه نداشتند در تئاتر بازی کنند و تئاتر یک شغل کاملاً مردانه بوده است.
وی ادامه داد: به دلیل محدودیتی که برای این زنان در اجرای تئاتر وجود داشته، اتفاقاتی برایشان رخ میدهد. در واقع این زنان مانند چند روح هستند که در طول این ۱۰۰ سال در جهان سرگردان بودند و حالا روایت خودشان را از این اتفاق بیان میکنند. داستان نمایش به صورت رفت و برگشتی بین برزخ و دوران پهلوی اول روایت میشود و روایت غیرخطی شکستهای را به تصویر میکشد که نقطه اتصالش یک مجلس شبیه خوانی است.
مقدم درباره ویژگیهای متن بیان کرد: نمایش بستر واقعی دارد و در آن دوران واقعاً همین اتفاق رخ داده است و عدهای از زنان قصد راه اندازی کلاس اکابر و اجرای تئاتر برای تامین منابع مالی این کار را داشتند اما برای ماجراهای بعد از آن ما تخیل را هم به داستان اضافه و درباره سرنوشت این زنان داستان سرایی کردیم.
این کارگردان در پایان درباره شکلگیری این اثر نمایشی توضیح داد: تلاش کردیم در شیوه اجرایی کار را به سمت مجلس شبیه خوانی و تعزیه ببریم چون کانسپتی که برای نگارش متن در ذهنم شکل گرفت به این شکل بود که تعزیه نمایش ایرانی است که یک فاجعه را به تصویر میکشد از این رو این شیوه را وارد نمایش «مجلس شبیه خوانی نسوان» نیز کردم چون به نظرم لزومی ندارد که به تصویر کشیدن این فاجعه فقط جنبه مذهبی داشته باشد و ما میتوانیم هر فاجعهای را در این قالب نمایشی نشان دهیم. البته کل کار تعزیه نیست بلکه از تکنیکها و المانها و ویژگیهای شبیه خوانی برای روایت بهتر نمایش بهره گرفتیم.
نمایش «مجلس شبیه خوانی نسوان» که پیش از این یک اجرا در جشنواره تئاتر دانشگاهی نیز داشته است به کارگردانی مشترک نسیم مقدم و ارغوان راستی و تهیهکنندگی سعید سیادت تا ۱۳ تیرماه هر شب ساعت ۲۱ روی صحنه میرود.
آیدا رضایی، نسیم مقدم، شادی دهقان، ارغوان راستی، تیام کریمایی بازیگران این اثر نمایشی هستند.
برنامه های تیرماه پردیس تئاتر شهرزاد اعلام شداز کیومرث مرادی تا محمدرحمانیان در پردیس تئاتر شهرزادپردیس تئاتر شهرزاد تیرماه ۱۴۰۱ با رپرتوار نمایشهای برگزیده میزبان مخاطبان خواهد بود و ۱۰ نمایش متفاوت در این دوره روی صحنه خواهند رفت.
در این دوره آثاری از کیومرث مرادی ، محمد رحمانیان، بهرام افشاری، شهرام گیل آبادی، علی اصغری، احسان گودرزی و شهاب مهربان در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه می روند.
پردیس تئاتر شهرزاد در رویکرد جدید خود در نظر دارد با چینش آثار متنوع میزبان سلایق گوناگون مخاطبان باشد و به همین منظور در گونه های مختلف میزبان نمایش هایی در ژانرهای مختلف می شود.
کیومرث مرادی از "هملت۲۰۱۷" تا نمایش "مانش" در شهرزاد
کیومرث مرادی اردیبهشت ماه سال ۹۶ نمایش «هملت، تهران٢٠١٧» را در افتتاحیه پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه برد و تیرماه ۱۴۰۱ با نمایش "مانش" بار دیگر در این مجموعه میزبان مخاطبان می شود. این نمایش با ترکیبی متفاوت، متشکل از مهدی حسینینیا، نازنین کریمی و سام درخشانی روی صحنه میرود.نمایش «مانش» به تهیه کنندگی محمد قدس براساس نمایشنامه «اهالی کاله» نوشته پیام لاریان برای اجرا آماده شده و از۱۷ تیرماه در پردیس تئاتر«شهرزاد» روی صحنه می رود.
رکورد شکنی"عاشقانه ها"در تئاتر شهرزاد
نمایش «عاشقانهها» با نویسندگی مشترک محمد چرمشیر و بهمن عباسپور و طراحی و کارگردانی شهرام گیل آبادی، اجراهای خود را از آخرین روز بهار در سالن شماره یک پردیس تئاتر شهرزاد آغاز کرد.
در این نمایش که با استقبال مخاطبان مواجه شده، امیر عظیمی، حمیدرضا ترکاشوند، سیما تیرانداز، شقایق فراهانی و ژاله صامتی ایفای نقش میکنند و در بخشهایی از این اجرا، امیر عظیمی و حمیدرضا ترکاشوند خوانندگی و اجرای زنده دارند.
«عاشقانه ها» روایتی خاص از عشق، زندگی پیچیده و دشوار زنان دستفروش مترو است. گیل آبادی پیش از این نمایش «یک دقیقه و سیزده ثانیه» را که اثری درباره بحرانِ زنان کارتُن خواب در ایران است در پردیس تاتر شهرزاد روی صحنه برده است.
«چه کسی جوجه تیغی را کشت» بهرام افشاری ۳ میلیاردی شد
بهرام افشاری در مقام نویسنده، بازیگر و کارگردان با نمایش «چه کسی جوجه تیغی را کشت؟»تا کنون بیش از ۲۰ هزار نفر تماشاگر در کمتر ازدوماه داشته است.
تئاتر «چه کسی جوجه تیغی را کشت؟ »با بیش از ۲۰ هزار مخاطب و استقبال بی نظیر تماشاگران، منتقدان و هنرمندان همچنان به عنوان انتخاب اول مخاطبان تئاتر هر شب در سانس ۱۸ در پردیس تئاتر شهرزاد به روی صحنه می رود. این نمایش بازی «بهرام افشاری» و همراهی «تینو صالحی» و تهیهکنندگی «محمد قدس» تا پایان تیرماه میزبان علاقمندان است.
تغییر نام کنسرت تئاتر «کافه لقانطه» به «لکانطه» با حضور مهدی یغمایی
کنسرت تئاتر لکانطه با کارگردانی مشترک ساقی عطایی و علی اصغری که پیرو شکایت مدیر یک رستوران با نام مشابه از"کافه لقانطه" به لکاطه کوچ کرد، هرشب ساعت۲۱:۳۰ در سالن شماره ۲ تئاتر شهرزاد روی صحنه می رود.
در این نمایش که تهیهکننده آن حمیدرضا علینژاد و مجری طرح آن را نورالدین حیدری ماهر بر عهده دارد، امیر غفارمنش، مهدی یغمایی، فرزاد حسنی، حسین پورکریمی، فرنوش نیکاندیش و آذین رئوف ایفای نقش میکنند. همچنین مهدی یغمایی در این نمایش در نقش خواننده ایفای نقش میکند و به صورت زنده برای مخاطبان اجرا دارد.
داستان این نمایش سرگذشت شش دوست صمیمی را از سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ روایت میکند که سرنوشت آنها با سیاست و عشق و سینما گره خورده است.
محمد رحمانیان با جلد اول و دوم چخوفساد در بوتیک تئاتر ایران ، آماده سازی یک بیمارستان روانی
محمد رحمانیان سال ۸۲ نمایشی را با نام «مرغ دریایی یا چخوف ساد» اجرا کرد. او در این ۱۹ سال نمایشهای متعدد دیگری را روی صحنه برد ولی همچنان گوشهای از ذهنش درگیر «چخوف ساد» دیگری بود.این هنرمند تئاتر حالا قصد دارد به دغدغه سالیان خود پاسخ گوید ، گرچه مترجمان متعددی به ترجمه آثار چخوف پرداختهاند ولی رحمانیان برای اجرای نمایش «چخوف ساد» از ترجمههای سروژ استپانیان استفاده میکند.
این کارگردان برای اجرای این نمایش نیازمند فضای یک بیمارستان است و از آنجاکه به تازگی فضای بیمارستان امید در مجاورت « پردیس تئاتر شهرزاد» با عنوان «بوتیک تئاتر ایران» برای اجرای نمایشهای خاص مورد بهرهبرداری قرار گرفته ، رحمانیان از۲۰ تیرماه تازهترین نمایش خود را در همین مکان اجرا می کند.
او همچون اغلب نمایشهای خود، طراحی صحنه را به محسن شاهابراهیمی سپرده و این طراح صحنه این روزها مشغول طراحی فضای این بیمارستان است تا در این اجرا به عنوان یک بیمارستان بیماران روانی مورد استفاده قرار بگیرد . فردین خلعتبری آهنگساز برجسته برای این نمایش خاص درحال ساخت موسیقی است.
نمایش تازه رحمانیان در قالب کاری آفاستیج در کل فضا و تمام طبقات این این بیمارستان اجرا خواهد شد.
«درهم تنیدگی» و رازهای وحشتناک یک زوج
نمایش «دَرهَمتَنیدگی» داستان آدمهایی است که درباره رازهای وحشتناک زندگی خودشان حرف میزنند، این نمایش به کارگردانی احسان گودرزی هرشب ساعت۱۹:۳۰ در سالن شماره ۲ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه میرود.
احسان گودرزی، نمایشهایی همچون «مثل شلوار جین آبی»، «آهواره» و «اسلحه ناموس منه» را در کارنامه کارگردانی خود دارد.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «همه چیز از ۱۸ سال پیش شروع میشود. زمانی که خاطره حکیمی و احسان گودرزی در قبرستان شیراز از کنار هم عبور میکنند بدون اینکه همدیگر را بشناسند. آنها سالها بعد با هم ازدواج کردند. آنها در نمایش «دَرهَمتَنیدگی» درباره رازهای وحشتناک زندگی خودشان حرف میزنند. رازها و ترسهایی که پس از خواندن نامههای ۱۸ سال پیش، فاش میشوند. آنها به فاصلهای حمله میکنند که مرگ ایجاد کرده است.
بازیگران نمایش ۷۰ دقیقهای «دَرهَمتَنیدگی»، خاطره حکیمی و احسان گودرزی هستند.
پایان « بک تو بلک» با ۶۰هزار مخاطب و هفت میلیارد فروش
پر مخاطب ترین تئاتر سال ایران با حضور بیش از شصت هزار مخاطب در ۶ ماه ، ۲۳۳ اجرا و فروش نزدیک به هفت میلیارد تومان در تئاتر شهرزاد به پایان رسید.یکی از دلیل های مهم استقبال از بک تو بلک پیوستگی فعالیت های مهم سجاد افشاریان نزدیک به دو دهه در هنرهای نمایشی ایران است . نمایش «بک تو بلک» به نویسندگی و کارگردانی «سجاد افشاریان»با همراهی مهدی زندیه و نیکو بستانی از جمله آثار موفق تئاتر در دو سال گذشته است، اثری که رکورد فروش را بارها شکست و توانست به عنوان یکی از پرفروشترین آثار تئاتر لقب گیرد.
«برگشتن افتخار آمیز مردان جنگی»در راه شهرزاد
نمایش برگشتن افتخار آمیز مردان جنگی به نویسندگی شهرام احمدزاده و کارگردانی حسین شهبازی از روز یکشنبه ۵ تیر ماه،در سالن شماره ۲ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه رفته است.
ابوالفضل جمشیدی، محسن جلالی راد، امیر عباسی، آیدا سرمست، ناصر عزتی، اشکان دلاوری، عارف عباسی، فرشته آلوسی، نصیر ساکی، علی یعقوبی، نیلوفرحسنی، حامد پورمحمد، محمود صفری تعدادی از بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش میپردازند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: جنگ تمام شده است؛ سربازان آلمانی شکوهمندانه به کشورشان باز میگردند...
"بوکسور"و مرگ مشکوک ابی کلی
نمایش"بوکسور"به نویسندگی و کارگردانی شهاب مهربان از ۵ تیردر سالن شماره ۳ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه است و داستان ابراهیم دولابی معروف به ابی کلی است که طی تصادفی مشکوک در تیر ماه ۱۳۵۶ به قتل میرسد تا با مرگ او رازی مگو برای همیشه در خانواده وی پنهان بماند.
وحید خوش اقبال، جواد پولادی، وحید منتظری، فاطیما بهارمست، میثم نوروزی و علی حسین زاده در این نمایش ایفای نقش می نند.
نگاهی کُمدی به مرگ در "سبکی"
نمایش "سبکی" به نویسندگی و کارگردانی داریوش علیزاده وبازی محمدرضا محمدپور، کیوان احمدی، مرتضی مرادی، الناز فرجی،الهام احمدی و علی غفاری هستند.
"سبکی" درباره رابطه پسری با پدر و پدربزرگاش است و چالش میان آنها، داستان این اثر را پیش میبرد.
"مونوپلژی" و داستان یک خودکشی
مونوپلژی به نویسندگی و کارگردانی علی حاجی ملاعلی از ۵ تیر در سالن شماره ۳ پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه رفته است.
نسیم بهادری، یگانه کلانتر، ابوالفضل گرجی نژاد، ستاره دهقانی، علی خورشیدی ، سارا قاسمی در این نمایش ایفای نقش می کنند. درخلاصه داستان این نمایش آمده است: خودم جراتش رو نداشتم ... خودکشی جزء گناهان کبیره است ...
اجرای تئاتر پاهای خانوم هزارپا با هنرمندان توانیاب
نمایش "پاهای خانم هزارپا" با این پیام که "گاهی حیات و در امان ماندن از بلایا وابسته به آن چیزی است که نقص خود یا گروهی از موجودات میدانیم"، در تپاتر شهرزاد روی صحنه است.
"پاهای خانوم هزارپا" تئاتری شاد، موزیکال و آموزشی در ژانر کودک ۴تا ۱۲سال است که این شبها در پردیس تپاتر شهرزاد روی صحنه میرود.نمایشی با اجرای هنرمندان ناشنوا و توانیابان جسمی-حرکتی که توانسته طی ۲ هفته اجرا رضایت حداکثری مخاطبان کودک ونوجوان رابه دست آورد واجراهای خورا هررزوساعت ۵ عصرتمدیدکند.
خلاصهی داستان از این قرار است که خانوم هزارپا از پاهای زیادش خسته شده در حالی که تنها راه نجات از سیل وابسته به همان پاهاست و تنها کرم بی دست و پا است که قدر آن پاها را میداند.