باید تبدیل به درد شد تا درمانگری کرد«ترقب» در انتظارماندگی را به تصویر میکشدکارگردان نمایش «ترقب» را که تا بیست و سوم اسفندماه در سالن قشقایی تئاتر شهر روی صحنه است شروعی برای یافتن ماهیت و کیستی مادر دانست.
میلاد خرم یکی از کارگردانان نمایش «ترقب» که به کارگردانی مشترک مسعود شاهی تا بیست و سوم اسفندماه در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است در گفتگو با خبرنگار تئاتر صبا عنوان کرد: محوریت داستان بر پایه سه زن شامل دختر، زن و مادر است و قصه سه دوره از زندگی جنس مونث را روایت می کند.
او افزود: «ترقب» به معنای در انتظار ماندگی است و در این نمایش هر سه زن به گونه ای در انتظار چیزی نشسته اند که این انتظار در نمایش بررسی می شود.
خرم اظهار کرد: نمایشنامه توسط مسعود شامی نوشته شد و هردو به صورت مشترک نمایش را کارگردانی کردیم. در اصل باید بگویم من و مسعود شامی حدود ۱۶ سال است که با هم کار می کنیم و افکارمان تا حدی شبیه هم شده است و در کار چشم بسته به هم اعتماد داریم.
این کارگردان درباره تمرین در دوران پاندمی کرونا توضیح داد: تمرین کار حدود سه ماه زمان برد و ما سعی کردیم تا زمان اجرا تیم کوچکی داشته باشیم و خوشبختانه هیچکس از اعضای تیم درگیر کرونا نشد.
کارگردان نمایش «ترقب» با اشاره به اجرا در سالن های دولتی مطرح کرد: تمام مراحل اداری کار توسط مسعود شامی انجام شد ولی خوشبختانه سالن در روند تمرین و اجراها سنگی جلوی پای ما ننداخت و خیلی خوب با گروه برخورد کرد.
«ترقب» بیشتر به دنیای حقیقت نزدیک است
او بیان کرد: به نظر من کار بیشتر به دنیای حقیقت نزدیک است تا دنیای رئال چراکه در تئاتر خیلی سخت است نمایشی رئالیستی ایجاد کرد، به ویژه از زمانی که همه ابزارها و مواد گران شده است.
این کارگردان ادامه داد: اکنون هر متریال کوچکی هم تهیه کنی با مبالغ بالایی از نظر هزینه روبرو خواهی شد و اگر بخواهی با طراحی قصه به صورت رئال برخورد کنی خیلی سخت و هزینه بر است به همین دلیل گروه های نمایشی مجبور هستند به سمت کار انتزاعی بروند. شاید این گرانی ها باعث شود یک مکتب جدید در همه زمینه ها ساخته شود ولی واقعیت این است که ما سعی کردیم خیلی انتزاعی کارها را انجام بدهیم البته اگر واژه انتزاعی برای استفاده در اینجا مناسب باشد.
خرم اظهار کرد: تنها لباس بازیگران به رئالیته نزدیک است ولی از نظر رنگ تا جایی که ممکن است رنگ را از لباس حذف کردیم و فضا را به سمت خاکستری بردیم البته لازم به ذکر است که این رنگ برای القای شخصیت پردازی کار نیست بلکه رنگ حذف شد تا مخاطب بیشتر درگیر متن و فضای کار شود.
او ادامه داد: هر مخاطب از شخصیت ها برداشت خاص خودش را دارد. در این کار شخصیت ها خاکستری نیستند و فضای بد و خوب خیلی راحت می تواند در شخصیت شان به چشم بیاید.
این هنرمند با اشاره به برداشت مخاطبان از کار مطرح کرد: امیدواریم مخاطبان برداشت شان از کار را صادقانه بیان کنند و ای کاش می شد به جای بروشور، گوجه فرنگی دست مخاطب داد تا راحت در قبال کار عکس العمل نشان دهد.
کشف و تربیت ناخودآگاه مخاطب برای اندیشیدن
خرم اظهار کرد: ما نیاز داریم تا خودمان تبدیل به درد شویم تا بتوانیم درمانگری کنیم و در این کار سعی کردیم تا مخاطب صرفا اشک نریزد یا نخندد بلکه به دنبال حس بودیم ولی برای اینکه این حس عاملی باشد برای ترغیب به فکرکردن. شاید کسی از کار خوشش نیاید و بگوید کار خیلی بد است یا هر مورد دیگری ولی این برای من جذاب است که حداقل به اشتباه کاری کرده ام که مخاطب در مورد کار بیندیشد.
او ادامه داد: مردم از هرچه خوب است، رد می شوند ولی کافی است یک اشتباه کنی و آن اشتباه باعث می شود که مردم به دنبال چرایی و چگونگی عامل برآیند. در اصل کشف و تربیت ناخودآگاه مخاطب برای اندیشیدن می تواند اتفاقات خوبی رقم بزند.
خرم درباره طرح پوستر نمایش «ترقب» اظهار کرد: در طراحی پوستر نیز سعی شد تا هرکس پوستر را می بیند از خودش بپرسد این چیست؟! شاید بعضی از مخاطبان بگویند این اصلا شبیه پوستر نیست و البته که درست می گویند این طرح از نظر فهم شبیه پوستر نیست زیرا اولین رسالت پوستر معرفی کار است و در لایه ابتدایی پوستر «ترقب» ابزار تبلیغاتی هم نیست ولی این موضوع تلاش ما بود تا مدام همه چیز را در اختیار اندیشه و فکر بگذاریم حتی در بحث تبلیغات و بهره مندی از محتوای تبلیغاتی اثر.
مادر نه مونث است نه مذکر
این هنرمند بیان کرد: امروز هر حرفی تبدیل به شعار می شود ولی واقعیت این است که مادر از جنس دیگری است نه مونث نه مذکر است و این جنسیت متفاوت زمانی شکل می گیرد که کسی از جنس خودش جدای از مونث یا مذکر بودن به این دنیا می آورد.
کارگردان «ترقب» مطرح کرد: نمایش «ترقب» به شکلی شبیه قصه مادربزرگ خود من بود که سالها منتظر بازگشت پسر از دست رفته اش بود و با وجود داشتن ۶ فرزند دیگر هیچوقت نتوانست نبود پسرش را بپذیرد و حتی کسی را جایگزینش کند.
او گفت: مادر به نظر من دقیقا همین معنای «ترقب» است کسی که از همه چیز در زندگی برای فرزندش انتظار دارد و وقتی مادر می شود هیچ چیز دیگری برای خودش نمی خواهد و فرقی نمی کند در کجای جهان باشد هر آنچه هست و در هرجا که باشد برای فرزندش طلب می کند.
میلاد خرم در پایان گفت: شاید در نمایش «ترقب» نتوانستیم آنطور که باید از تقدس مادر بگوییم شاید مادر الهه یا خداست. اصلا باید دید آیا ساختارهای مادر مثل بقیه انسان ها از کربن است؟ آیا کیهان و این کهکشان هم مادر دارند؟ اصلا مادر از کجا آمده این چیزی است که من خودم تا آخرین ثانیه های زندگی ام به دنبال پاسخش هستم و فکر می کنم این نمایش برای من شروع رسیدن به این پرسش است که مادر واقعا کیست و چیست؟!
کمک ۵ میلیارد تومانی سازمان سینمایی به چرخه اکرانبه گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان سینمایی، محمد خزاعی معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس سازمان سینمایی با اشاره به لزوم حمایت از سینماها و چرخه اکران در وضعیت فعلی و عطف به تحقق وعدهای که در بدو ورودم دادهام گفت: این بسته حمایتی با مساعدت وزیر محترم و همکاری صندوق اعتباری هنر با هدف کمک به رونق مجدد سینماها برای فیلمهای سینمایی، سالنهای سینما، شرکتهای پخش و مراکر پشتیبانی فنی و سمعی بصری در نظر گرفته شد.
وی ادامه داد: این بسته حمایتی در قالب تسهیلات جبرانی و کمک هزینه به بخشهای مختلف «فرایند پخش و اکران فیلم» از جمله ۲۳۴ سالن سینمایی فعال بخش خصوصی در تهران و شهرستانها تعلق گرفت. از این رقم، دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان برای سالنهای سینما، یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان برای فیلمهای سینمایی، هفتصد میلیون تومان برای مراکز پشتیبانی فنی و ۳۰۰ میلیون تومان برای موسسات فعال در حوزه پخش فیلم اختصاص می یابد که هر کدام به عنوان بازوهای رونق سینما به صورت مستقل از هم اهمیت دارند.
دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان برای سینماها
خزاعی با اشاره به تقویت فرآیند تولید و اکران فیلمها و همچنین، ضرورت رونق سالنهای سینمایی با رعایت استانداردها و پروتکلها در شرایط سخت کرونایی گفت: در این دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان برای سینماها در نظر گرفته شده که امیدواریم این کمک هزینه بتواند جبران بخشی از خسارتهای وارده ناشی از همه گیری کرونا و تعطیلیهای مربوط به آن شود و با توجه به کاهش روند گسترش کرونا، سال آینده به امید خدا فعالیت سالنهای سینمایی به روند عادی پیش از کرونا برگردد.
وی ادامه داد: چشم انداز ما در رابطه با حمایت از سالنهای سینمایی به سمت و سویی میرود که بتوانیم در کنار سینماداران و سایر بخشها ظرفیت و شرایطی را مهیا کنیم تا سینما به عنوان ارزانترین مولفه سرگرمی و تفریح در کنار تاثیرات آموزشی و آگاهی بخشی در سبد استفاده خانوادهها قرار گیرد.
رئیس سازمان سینمایی با اشاره به جایگاه و نقش موثر سالنهای سینما در رونق و نشاط اجتماعی و با هدف جبران گوشه ای از زیانهای وارده به این بخش خاطر نشان کرد: به سینماهای فعال بخش خصوصی در تهران و شهرستانها شامل ۲۳۴ سالن سینمایی فعال که در اکران آثار سینمایی شش ماهه اخیر فعال بودند مشمول این حمایت قرار میگیرند.
کمک یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومانی به فیلمها
خزاعی همچنین با اشاره به حمایت جداگانه از فیلمهای سینمایی که طی شش ماهه دوم سال جاری اکران شدهاند، گفت: ۱۵ فیلم سینمایی طی این مدت اکران شدهاند که سقف فروش آنها زیر یک میلیارد تومان بوده و با استفاده از این طرح تا سقف یک صد میلیون تومان مورد حمایت قرار میگیرند.
وی با تشکر از صاحبان این فیلمها که برای زنده ماندن و حیات سینما، فیلمهای خود را در شرایط فعلی اکران کرده اند گفت: این آثار با همراهی و مشارکت در فرایند اکران به بازگشایی و رونق سینماها کمک کردند و برغم شرایط خاص کرونا از اکران استقبال کرده اند که به سهم خودم از آنها سپاسگزارم.
۳۰۰ میلیون تومان برای دفاتر فعال پخش فیلم
خزاعی شرکتهای پخش فیلم را یکی از بازوهای تاثیرگذار در زنجیره توزیع، نمایش و اکران فیلمها دانست و افزود: در این بسته حمایتی به کلیه شرکتهای پخش فیلم که در شش ماهه اخیر در روشن نگه داشتن چراغ سینماها فعال بوده اند و مبلغ ۳۰۰ میلیون تومان به ۱۲موسسه فعال پخش فیلم طبق بررسی و تأیید سازمان اختصاص یافته است.
۷۰۰ میلیون تومان برای مراکز پشتیبانی فنی و سمعی بصری
رئیس سازمان سینمایی همچنین، با اشاره به اهمیت مراکز پشتیبانی فنی و سمعی و بصری فعال در روند آماده سازی آثار سینمایی بیان داشت: ۲۳ مرکز پشتیبانی فنی سینمایی فعال که در آماده سازی فیلمها اعم از ارائه خدمات لابراتواری، استودیو ی صدا، تدوین و ... طی این مدت فعال بودهاند شامل این حمایت شدند که در مجموع هفتصد میلیون تومان به این بخش اختصاص داده میشود.
به گفته وی؛ مراکز فنی و پشتیبانی سینما از این منظر اهمیت دارند که ارتقای کیفیت آثار و به طبع آن رونق و پیشرفت محصولات سینمای ما با حمایت و کمک این مراکز صورت میگیرد و همکاران بنده با این توجه صرفا کوشیدند اهمیت و جایگاه این مهم را مورد تاکید قرار دهند.
وی در پایان افزود: این بسته حمایتی با هماهنگی صورت گرفته با موسسه صندوق اعتباری هنر به زودی برای گروههای اعلام شده واریز میشود
آخرین مصوبات شورای پروانه ساخت آثار غیر سینماییبه گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری، در جلسات اخیر شورای پروانه ساخت آثار غیر سینمایی، با ساخت داستانی بلند «آوای باد را بشنو» به تهیه کنندگی احمد عبدالهیان، نویسندگی و کارگردانی شهرام درویش و مستند بلند «سوله» به تهیه کنندگی، نویسندگی و کارگردانی رضا استادی موافقت شد.
دومین جشنواره تئاتر شهرزاد تابستان ۱۴۰۱ تهرانبه دبیری دکتر مسعود دلخواه دومین جشـنواره تئاتر شهرزاد برگزار می شوددومین جشـنواره تئاتر شهرزاد برگزار می شود.
فراخوان دومین جشنواره تئاتر شهرزاد به دبیری مسعود دلخواه منتشر شد. این جشنواره که شهرزاد جعفری ریاست آن را به عهده دارد، تابستان ۱۴۰۱ برگزار می شود.
به گزارش روابط عمومی؛ پردیس تئاتر شهرزاد "دومین جشـنواره تئاتر شهرزاد" را با طراحی و دبیری دکتر مسعود دلخواه با موضوع "تئاتر و هنر پرفورمنس" در ایران در دو بخش نمایش های متن محور و پرفورمنس آرت برگزار می کند
"دومین جشـنواره تئاتر شهرزاد" با هدف فعال کردن استعدادها و انرژی های نهفته در هنرمندان دوران کرونا،کمک به گسترش فرهنگ تئاتر،حمایت از متون نمایشی ارزشمند و فراهم آوردن شرایط مناسب جهت معرفی و اجرای عمومی آثار برتر برگزار می شود.
لازم به ذکرست که نخستین جشنواره تئاتر شهرزاد از تاریخ ۲۰ تا ۲۴ تیرماه سال ۱۳۹۷ با ریاست شهرزاد جعفری برگزار شد. نادر برهانی مرند، مسعود دلخواه، و نوید محمد زاده هیات داوران نخستین جشنواره تئاتر شهرزاد بودند.
علاقهمندان میتوانندعلاوه بر تکمیل فرم مخصوص جشنواره، جهت کسب اطلاعات بیشتر به سایت شهرزاد مراجعه کنند.
متن فراخوان در ادامه آمده است:
پردیس تئاتر شهرزاد "دومین جشـنواره تئاتر شهرزاد" را با طراحی و دبیری دکتر مسعود دلخواه با موضوع : "تئاتر و هنر پرفورمنس" در ایران برگزار می کند. به همین منظور از تمامی هنرمندان حرفه ای تئاتر و هنرهای اجرائی دعوت می شـود با توجه به اهداف ، رویکردها و شـرایط جشنواره در این رویداد هنری شرکت نمایند.
زمان و مکان برگزاری جشنواره: تابستان ۱۴۰۱ تهران
بخش های جشنواره :
الف) اجرای نمایش های متن محور
ب) اجرای پرفورمنس آرت (هنر اجرا)
جهت رعایت حداکثر دســتورالعمل های بهداشتی و اجتناب از تجمع غیر ضروری در اجرا ، جشنواره گروه ها را به اجراهای کم جمعیت تر تشویق میکند.
موضوع : با توجه به قوانین کشوری و در چارچوب فضای فرهنگی جامعه و نظر به اهداف جشنواره، موضوع نمایش ها و پرفورمنس ها آزاد بوده و محدودیت خاصی ندارد.
اهداف و رویکردهای جشنواره:
۱ – فعال کردن نیروی خفته و انرژی نهفته در هنرمندان دوران کرونا و به کار گرفتن ایده ها و استعدادهای فرهنگی و هنری در فضایی سالم و خلاق
۲ - کمک به گسترش فرهنگ تئاتر و هنرهای اجرائی در سطح ملی از طریق اجرای عمومی آثار برگزیده در تهران و شهرستان ها.
۳ - ایجاد فرصت خلاقیت برای هنرمندان حرفه ای و آماتور در راستای آفرینش آثار هنری تازه با توجه به شرایط کرونایی جامعه و جهان و به اشتراک گذاشتن خلاقیت ها و نوآوری های هنری با مخاطب.
۴ – حمایت از متون نمایشی ارزشمند و تفکر برانگیز در نمایش های متن محور ضمن تاکید بر تنوع رویکرد به اجرا و دستیابی به شیوه های متنوع و جدید اجرائی در پرفورمنس ها.
۵ - فراهم آوردن شرایط مناسب جهت معرفی و اجرای عمومی آثار برگزیده به منظور آشنا شدن مخاطب با شیوه های جدید اجرائی.
شرایط شرکت در جشنواره :
۱ - هر هنرمند تنها مجاز به فرستادن یک اثر به جشنواره است
- ارسال شش نسخه دیویدی اجرا از طریق پست به دبیرخانه
۲ - زمان اجرای نمایش های متن محور حداکثر ۹۰ دقیقه و پرفورمنس ها حداکثر ۴۵ دقیقه در نظر گرفته شده است .
۳ – در بخش الف ، نمایشنامه ها میتوانند ایرانی و یا غیر ایرانی باشند و کارگردان در انتخاب ژانر نمایشی و سبک اجرایی آزاد است.
۴ - طراحی صحنه (هم در نمایش های متن محور و هم در پرفورمنس ها) باید براساس حداقل استفاده از دکور و اشیاء حجیم صورت گیرد و پرتابل باشد.
۵ - هر هنرمند جهت اجرای پرفورمنس خود مجاز است از تمامی یا برخی از هنرها و امکانات زیر به شکل مستقل یا تلفیقی استفاده کند:
*انواع شکل های ادبی ( شعر ، داستان ، قطعات نمایشی ، مونولوگ ، دیالوگ ، نریشن)
*انواع موسیقی ( کلاسیک و سنتی ، پاپ ، راک ، رپ ، اپرا و ...)
*انواع حرکات ( حرکات آیینی ، حرکات موزون ، باله ، حرکات آکروباتیک و رزمی )
*انواع زبان ها و لهجه ها ( باتوجه به ضرورت اجرا )
*انواع سبک ها و شیوه های اجرائی ( مستقل از هم یا تلفیقی ، متناسب با هدف اجرا)
*استفاده از فیلم ، اسلاید ، نقاشی و هنرهای تجسمی
*استفاده از نقالی ، تعزیه ، تئاتر فیزیکال و ...
مهلت و زمان ارسال آثار به دبیرخانه جشنواره : پایان اردیبهشت۱۴۰۱
انتخاب و اعلام آثار برگزیده برای اجرا در جشنواره :۲۰ خرداد ۱۴۰۱
برگزاری جشنواره به مدت یک هفته در تابستان۱۴۰۱
جوایز :
بخش الف:
۱ - بهترین نمایش ها :
هر اجرای برگزیده امکان ۱۰ شب اجرای رایگان در پردیس تئاتر شهرزاد دارد.
۲- سه کارگردان برگزیده:
رتبه اول ۱۵ میلیون تومان
رتبه دوم ۱۰میلیون تومان
رتبه سوم ۷میلیون تومان
۳- سه نمایشنامه نویس برگزیده:
رتبه اول ۱۰ میلیون تومان
رتبه دوم ۷میلیون تومان
رتبه سوم ۵میلیون تومان
۴- سه بازیگر برگزیده زن جشنواره :
رتبه اول ۱۰ میلیون تومان
رتبه دوم ۷ میلیون تومان
رتبه سوم ۵ میلیون تومان
۵ - سه بازیگر برگزیده مرد جشنواره :
رتبه اول ۱۰ میلیون تومان
رتبه دوم ۷ میلیون تومان
رتبه سوم ۵ میلیون تومان
بخش ب:
۱-سه پرفورمنس برگزیده جشنواره: هر پرفورمنس۷میلیون تومان جایره نقدی وامکان ۱۰ شب اجرای رایگان.
۲- سه اجرا کننده پرفورمنس(بازیگر) برگزیده جشنواره : هرنفر ۵ میلیون تومان جایره نقدی.
میز گرد و ورک شاپ های جنبی جشنواره :
درطول برگزاری جشنواره و برای نخستین بار پردیس تئاترشهرزاد در ۵ رشته ورک شاپ های حرفه ای و یک میز گرد باحضور اساتید شاخص رشته های هنر برگزار می کند.
*میز گرد "خط مرز و تفاوت های ماهوی و شکلی تئاتر و هنر اجرا"نیز برگزار می شود.
ورک شاپ های بازیگری ، کارگردانی، نمایشنامه نویسی ، طراحی صحنه و تهیه کنندگی تئاتر در این دوره با حضور اساتید و هنرمندان شاخص برگزار می شود.
آدرس دبیرخانه:
اطلاعات موردنیاز درسایت پردیس تئاتر شهرزادwww.shahrzadtheater.ir ، واتساپ / تلگرام به شماره : ۰۹۲۱۳۹۵۹۵۳۹ دراختیارهنرمندان عزیز خواهدبود.
آدرس دبیرخانه:تهران،خیابان حافظ، نوفل لوشاتو،شماره۷۴،کدپستی:۱۱۳۴۸۱۳۶۱۴
صدور پروانه نمایش یک فیلم سینماییبه گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری، پروانه نمایش فیلم سینمایی «عروس خیابان فرشته» به تهیهکنندگی محمدرضا شریفینیا و کارگردانی مهدی خسروی که در شورای پروانه نمایش سابق بازبینی و تاییده شده، صادر شد.
با معرفی برگزیدگان؛دومین دوره مسابقه سراسری نمایشنامهنویسی اقتباسی «چهارراه» به پایان رسیداختتامیه دومین دوره مسابقه سراسری نمایشنامهنویسی اقتباسی «چهارراه» شامگاه ۱۶ اسفند در سالن مهر حوزه هنری با اجرای رامتین چیتسازان برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی حوزه هنری، در ابتدای این مراسم کوروش زارعی مدیر مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری عنوان کرد: ادبیات کهن و میراث ماندگار ادبیات منظوممان سرشار از قصههای دراماتیک و نمایشی است، ما باید به آن تفاخر کنیم. اما نزدیک به ۲ دهه است که ما از ادبیات غنی کهن، آرکائیک و منظوممان در عرصه هنرهای نمایشی غافل شدهایم.
وی افزود: وقتی کرونا تئاتر و همه ما را به اغما برد، فرصت را غنیمت شمردیم و با مدیریت و طراحی ایوب آقاخانی این مسابقه نمایشنامهنویسی را بنا نهادیم تا شاید بتوانیم کمکی به جریان نمایشنامهنویسی کشورمان کرده باشیم و هم دوباره جوانان و پیشکسوتان و صاحبان قلم را به سمت نگارش این گونه از نمایشنامه سوق دهیم تا چنین اجراهایی در سالهای آتی چه در جشنواره فجر و چه در اجرای عمومی شاهد باشیم.
وی ادامه داد: مردم ما این شکل تئاتر را دوست دارند. میراثی است که نویسندگان بزرگ برای ما گذاشتند و ما وظیفه داریم به آن بپردازیم. یکی از اهداف ما تربیت نمایشنامهنویسان جوان و مستعد در استانها بود که آنها را آموزش داده و به این سو سوق دهیم. امیدوارم که این جریان نمایشنامهنویسی اقتباسی از آثار کهن ادامه یابد. ما میتوانیم با این شکل از نمایشنامهنویسی در تولید و اجرا در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم.
در ادامه این برنامه با پخش یک کلیپ، از مرحوم سعید تشکری یاد شد.
سپس ایوب آقاخانی مسئول دفتر مطالعات و پژوهشهای مرکز هنرهای نمایشی حوزه هنری و طراح و دبیر مسابقه سراسری نمایشنامهنویسی اقتباسی «چهارراه» با یادی از زندهیاد سعید تشکری، نمایشنامهنویس فقید بیان کرد: هر قلمی که روی زمین میافتد، از بزرگترین زلزلهها آسیب بیشتری دارد، بزرگترین شکستی است که بشریت میخورد.
آقاخانی با اشاره به چگونه شکل گرفتن این رویداد، گفت: آن زمان شروع کرونا که همه با هشتگها مسئولیت اجتماعی خود را تمام شده تلقی میکردند، ما گفتیم که لطفا در خانه در بمانید اما با کتاب در دست و با قلم آشنا شوید. بیش از ۷۰ اثر به دومین دوره این مسابقه رسید که داریوش مودبیان، محمد حسین ناصر بخت و مهرداد رایانی مخصوص داوری میان آثار را برعهده داشتند که در نهایت برگزیدگان را از ۶ استان کشور معرفی کردند.
دبیر مسابقه سراسری نمایشنامهنویسی اقتباسی «چهارراه» اظهار کرد: ایران جزو معدود کشورهای جهان است که عمیقترین ریشه ادبی را دارد که تاریخ تمدن و ادبیات آن را کمتر کشوری دارد. متاسفانه نسل کنونی دانشجویان تئاتر که به دهه ۸۰ رسیدهاند با فرهنگ ادبی ایران زمین بیگانهاند. متاسفانه با نسلی مواجهیم که دغدغههای کاوش در شرایط فرهنگی، تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود را ندارد و به همین دلیل همه قضاوتهایشان هیجانی است. برای همین نمایشهای موفق از این نسل، نمایشهایی هستند که بیشتر بر مبنای سطحیات داستانی و فرمهای قوی حرکت میکنند. متاسفانه همه جای جهان به سمت سرعت و سطحینگری حرکت میکند. اگر ما به ریشههایمان بازنگردیم، آینده خود را به درستی نمیتوانیم بسازیم و این یک شعار فلسفی نیست.
آقاخانی با اشاره به اهمیت توجه به چهرههای مهم نمایشنامهنویسی و تئاتر، گفت: در اسکاندیناوی جشنوارهای به نام ایبسن و به شکل جهانی هر سال در یک کشور برگزار میکنند. در کشور ما شبیهترین فرد به ایبسن، زندهیاد اکبر رادی است. ما هم میتوانیم جشنواره اکبر رادی را در جهان راه بیاندازیم ولی ظاهرا هیچ دولت و مسئولی به فکر چنین ارائهای برای ایجاد تفاخر برای چیزهایی که داریم، نیفتاده است. ما بسیاری از داشتههایمان را نمیتوانیم و انگار نمیخواهیم، ارائه دهیم. درحالیکه جهان داشتههای کم خود را به بیشترین و پر سر و صداترین شکل نشان میدهد و این خطای ماست.
وی اضافه کرد: امسال در یک بخش نیز ۴ نمایشنامه برگزیده سال قبل اجراخوانی شد که وحید نفر و جواد روشن داوری این بخش را عهده داشتند. کارگاههای آموزشی نیز در این دوره از مسابقه نمایشنامهنویسی «چهارراه» برگزار شد. همچنین براساس تفاهم صورت گرفته با محسن سوهانی مدیرکل هنرهای نمایشی رادیو و مدیر رادیو نمایش و امین رهبر مدیر دفتر ادبیات نمایشی اداره کل هنرهای نمایشی رادیو، قرار بر این شد محصولات این مسابقه برای استفاده رسانهای به شکل تولید نمایشهای رادیویی و … مورد توجه قرار بگیرد.
در بخش دیگری از این مراسم محمدحسین ناصر بخت عنوان کرد: چهارراه تلاقی ادبیات و تئاتر است. اگر تاریخ تئاتر ایران را از دوره ناصری مرور کنیم، در همان قدمهای نخست میبینیم که نویسندگان و مترجمان ما تلاش کردند که در حوزه اقتباس تجربههایی داشته باشند. اساسا آشنایی ما با تئاتر گویی از مسیر اقتباس عبور کرد.
وی افزود: با پژوهش در حوزه نمایشهای سنتی، متوجه شدم که اقتباس خیلی پیشتر در حوزه اولین متون نمایش ایرانی، در شبیهخوانی نیز انجام شده است. بسیاری از مجالس شبیهخوانی حاصل اقتباس هستند و متنهای محوری این گونه نمایشی بر اساس اقتباس از مقتلها و واقعهنامهها به وجود آمدند.
ناصر بخت بیان کرد: ادبیات معرف ماست. حافظ، سعدی، فردوسی، مولانا و … تجربه زیستی انسان در این منطقه از جهان را در آثارشان بازمیتابانند. نمایشنامهنویسی اقتباسی یکی از مسیرهایی است که میتواند ما را برای رسیدن به تئاتر ملی کمک کند. مخاطب به تئاتری توجه خواهد کرد که خودش را در آن ببیند. ادبیات ما، چه ادبیات کهن و چه ادبیات معاصر، انسان ایرانی را بازمیتاباند. ما اگر از ادبیاتمان کمک بگیریم، مطمئنا مخاطب تئاتر از آن استقبال خواهد کرد.
در ادامه و با حضور وحید نفر، توحید معصومی، محسن سوهانی و امین رهبر برگزیدگان بخش نمایشنامهخوانی معرفی شدند.
در بخش بازیگر زن، لوح تقدیر به گلچهره زند، توضیحخوان اثر «چشمهای آسمان سرخاند» اهدا شد. همچنین در این بخش پریسا مقتدی برای «چشمهای آسمان سرخاند»، بهار کریمزاده برای «چو ایران مباد» و رویا فلاحی برای «رستمکشی» با اهدای لوح شایسته تقدیر معرفی شدند و دیپلم افتخار این بخش به آتوسا راستی رسید.
در بخش بهترین بازیگر مرد از حضور موثر و تلاش چشمگیر بهرام سرورینژاد در اجرای ۳ اثر تقدیر شد. همچنین در این بخش با توجه به فاصله کم کیفی هنرمندان، ۳ بازیگر بدون الویت انتخاب شدند. بر این اساس امیر منوچهری برای «چشمهای آسمان سرخاند»، حسین احمدخانی برای «چو ایران مباد» و فریدون محرابی برای «رستمکشی» جوایز این بخش را دریافت کردند.
در بخش کارگردانی نیز سعید نجفیان برای کارگردانی «چو ایران مباد» شایسته تقدیر شناخته شد. همچنین دیپلم افتخار به بهرام سرورینژاد برای نمایش «چشمهای آسمان سرخاند» اهدا شد و در این بخش محمدرضا قلمبر برای «هزارههای سنگی» کارگردان برتر شد.
پس از آن با حضور کوروش زارعی، محمدحسین ناصر بخت، داریوش مودبیان، مهرداد رایانی مخصوص، ایوب آقاخانی و ناصر آویژه جوایز بخش اصلی این مسابقه اهدا شد.
با اهدای لوح تقدیر و مبلغ پنجاه میلیون ریال از «در باران آمد» نوشته اصغر گروسی از فارس، «گذر عیاران» نوشته محمد فخرایی مطلق از بوشهر و «آیین دستاندازی» نوشته علیرضا سعیدی کیاسری از مازندران تقدیر شد.
همچنین لوح تقدیر و صد میلیون ریال به عنوان جایزه سوم به «سرپرستان» نوشته آرزو بهرامی از زنجان اهدا شد. لوح تقدیر و صد و پنجاه میلیون ریال به عنوان جایزه دوم نیز به «قصههای قلعه قرمز» نوشته زینب زاولان از اصفهان رسید.
نمایشنامه «سمک عیار را بکش» نوشته مهدی اکبری از البرز به عنوان اثر برتر دومین مسابقه سراسری نمایشنامهنویسی اقتباسی «چهارراه»، لوح تقدیر و جایزه دویست میلیون ریالی این رویداد را دریافت کرد.
یادداشت «علی بحرینی» منتقد و روزنامه نگارستارگان آینده سینما روی صحنه «آدیداس»«علی بحرینی» روزنامهنگار و منتقد مطرح درباره نمایش «آدیداس» که این شبها در «پردیس تئاتر شهرزاد» روی صحنه است، نوشت:
خدا را شکر که «جواد خواجوی»، معروف و محبوب شد تا من ِ عاشق ِ تهران و مقیم پایتخت بتوانم بدون تحمل رنج سفر، یک نمایش مشهدی را در پردیس تئاتر شهرزاد شهر خودم ببینم! «آدیداس» که توسط مهدی ضیاءچمنی نوشته شده و پویا غازی آن را کارگردانی کرده، محصول قلبها و مغزهایی است که از ستیز و ستیزهجویی بیزارند. گویا «آدیداس» را آدمهایی سر و سامان دادهاند که در دنیای پر از تقابل و تعارض این زمانه، همچنان به دنبال «راه حل» میگردند و پیشنهادهای محبتآمیزی دارند.
«آدیداس» یکی از بهترین نمایشهایی است که طی دهه اخیر دیدهام؛ به شدت جذاب و بسیار معتدل و صلحجو؛ نمایشی قابلتوجه که طرفداران هر دو طیف درگیر در ماجرای خودش را راضی میکند. نمایشی که مسیر ۵۰دقیقهایاش را با مهندسی صحیح، طی میکند و در مقابله سنت و مدرنیته، هیچ کدام را زیر پای دیگری نمیاندازد.
چقدر بازیگران خوبی هستند تک تک آنهایی که در «آدیداس» روی صحنه میروند: جواد خواجوی، مصطفی محمدزاده، علی احمدی، مهیار غازی، حجت سادات، شایان بهداد، علی فلاحت و میلاد ادیب. مطمئنم از این جمع، چند ستاره به سینمای ما معرفی خواهند شد. آفرین به مشهدیها، آفرین به تئاتر مشهد و بچههای توانایش.
گفتوگوی «صبحنو» با «جواد خواجوی»، اینفلوئنسر دیروز و بازیگر امروزمیگویند دنبالش نکنید، «فلانی اینستاگرامی است»«جواد خواجوی» جوانی است که برای اولینبار در سال۹۷ با ویدیویی که درمورد جامجهانی در صفحه شخصیاش در اینستاگرام گذاشته بود شناخته شد، ویدیویی دوبلهشده به زبان مشهدی با محتوایی طنز. این ویدیو بهدفعات میان مردم پخش شد و ناگهان همه با صفحه اینستاگرامی جوانی خوشذوق روبهرو شدند که روی ویدیوهای جدی، دیالوگهای طنز به لهجه مشهدی میگذاشت. او اما با حضور در سریالهای «سرباز» و «نوروز رنگی» و البته بازیگری در تئاتر نشان داد که توقعش بیشتر از فضای مجازی است. این بازیگر این روزها در نمایش «آدیداس» نقش مردی میانسال و تنها را بازی میکند. به بهانه حضور این بازیگر در نمایش «آدیداس» با او به گفتوگو نشستهایم و جواد خواجوی از بیاهمیت شدن دنیای مجازی و اهمیت سینما و تئاتر در زندگیاش به «صبحنو» چنین میگوید:
چه شد که پذیرفتید در نمایش «آدیداس» بازی کنید؟
اکثر اعضای گروه این نمایش از دوستان قدیمیام هستند که با هم در مشهد کار میکردیم. بعضی از آنها در نمایشهایی که در مشهد کارگردانی کرده بودم بازی میکردند و بیش از ۱۰سال است که با آنها رفاقت دارم. در این روزهای شلوغ کاری و با توجه به حساسیتی که در انتخاب کار دارم، سریع و با اشتیاق بازی در این نمایش را قبول کردم؛ زیرا آرزوی من و دوستانم این بود که روزی در تهران اجرا داشته باشیم. شرایط طوری بود که با حضورم میتوانستم به بهتر اجرا رفتن این نمایش کمک کنم و الان لذتش را میبرم.
این نمایش پیشتر در مشهد نیز روی صحنه رفته بود ولی شما در اجراهای مشهد حضور نداشتید. درست است؟
در اجراهای مشهد حضور نداشتم. این نمایش چندین دوره در مشهد اجرا روی صحنه رفته بود و حدود ۱۲۰اجرا داشت. چند روز قبل از اجرای تهران با من برای حضور در نقش دایی صحبت شد، چند جلسه تمرین کردم و سعی کردم خودم را به دیگر بازیگرها برسانم. در این راه از بچههای گروه کمک گرفتم تا بتوانم بیشتر به این نقش نزدیک شوم.
در نمایش «آدیداس» شخصیتی را بازی میکنید که حداقل ۲۰سال از شما بزرگتر است. چالشهای اجرای این نقش برای شما چه بود؟
چالش جدیای برایم نداشت. گریم و لباس کاری میکند که تماشاگر نقش را باور کند اما حساسیت من روی موضوع دیگری بود. برایم مهم بود مخاطب آنچه قبلا از من دیده، در ذهنش تداعی نشود. سعی کردم کاراکتری که میسازم یادآور کاراکترهای قبلی نباشد. این نقش کمی جدیتر است، شخصیتی درونیتر دارد و تنهاست. دو، سه روز طول کشید تا من نمایشنامه را حفظ شدم، چند جلسه با هم تمرین کردیم، کار بازبینی شد و الان نیز هر شب اجرا میرود. برای من اما هر شب اجرا هنوز تمرین محسوب میشود. هر روز سعی میکنم اتفاقات تازهتری را اتود کنم و با دستی پر از تجربه، هر اجرا را به اتمام برسانم.
از این نمایش استقبال خوبی هم شده و هر شب سالن پر از تماشاگر است!
به لطف خدا، تا این لحظه هر شب اجراهایمان با استقبال زیادی روبهرو شده و سالن
پر از تماشاگر است. برایم مهم است که وقتی مخاطب از سالن بیرون میرود حالش خوب باشد. من در زمینه دیگری توانستم توجهها را به خودم جلب کنم، فعالیتهایم در صفحه اینستاگرام خیلی یکباره و برنامهریزی نشده بود اما علاقه و آرزویم همیشه تئاتر بوده و دوست داشتم در این زمینه کار کنم. برایم مهم است مخاطب راضی سالن را ترک کند. حسی که تا امروز به من منتقل شده رضایت مخاطب است، امیدوارم تا پایان اجراها هم این حس وجود داشته باشد.
حضور شما در اسفندماه روی صحنه تئاتر کمی عجیب است، زیرا گمان میکردیم که الان سر صحنه فیلمبرداری سریالهای نوروزی باشید!
امسال در هیچ سریال نوروزی حضور ندارم. سریال «نوروز رنگی» تنها همان یک فصل بود و بعد از آن نیز به ما پیشنهادی نشد.
این سریال بسیار موردتوجه قرار گرفت. چرا سری دوم آن ساخته نشد؟
این سریال شدیدا مورد استقبال قرار گرفت و این اتفاق بسیار شیرینی هم برای تلویزیون و هم برای تیم ما بود، تیمی کاملا جدید که چهرههای جدیدی را هم وارد این عرصه کرد و مردم ارتباط خوبی با آنها برقرار کردند. آخرین حرفی که از آقای مسعودی، کارگردان سریال، شنیدم این بود که پیشنهادی برای ادامه دادن این سریال مطرح نشده است.
شما بازیگر تئاتر هستید اما ابتدا در فضای مجازی به شهرت رسیدید و دوباره فعالیتهای تئاتریتان را از سر گرفتید. این موضوع چه مزایا و معایبی دارد و آیا مسوولیت شما را سنگینتر کرده است؟
نکتهای که وجود دارد این است که وقتی کسی که در تلویزیون فعالیت دارد وارد سینما بشود، به او نقش اصلی داده نمیشود؛ زیرا میگویند او تلویزیونی است. تئاتریها هم معمولا از حضور چهرههای سینما استقبال نمیکنند، زیرا اعتبار بیشتری برای خود قائلاند. اگر در فضای اینستاگرام دیده شده باشید، شما را یک فرد اینستاگرامی میشناسند. اما به نظر من هر کاری که درست باشد، انجام دادنش خوب است. من در فضای مجازی کار بد و اشتباهی نکردم. با احترام به همه و درنظرگرفتن همهچیز سعی کردم فضایی شاد ایجاد کنم. در کنارش از آدمهای هنرمندی که من را دنبال میکنند نیز بازخوردهای مثبتی گرفتم که برایم شیرین و جذاب بود.
خودتان دوست داشتید اول در این فضا دیدهشوید و بعد در تئاتر و تلویزیون؟
شاید اوایل دوست نداشتم در اینستاگرام دیده شوم. من بچه تئاتر هستم. در کف خیابانهای مشهد تئاتر کار کردهام. رشته تحصیلیام سینما بوده، فیلم ساختهام، مدیرتولید بودم، در مشهد مستند ساختم، تدوین کردم و در کل زندگیام حول محور تئاتر، موسیقی و سینما میچرخد. اینکه من در اینستاگرام دیده شدم برایم بد نیست، بلکه لذتبخش است، زیرا هنرمندانی را میبینم که از من بهعنوان یک آرتیست یاد میکنند و در مورد کارهایم با یکدیگر حرف میزنند و تحلیل میکنند. وقتی چنین اتفاق خوشی برایم افتاده، دلیلی ندارد که آن را پنهان کنم. من نیز مانند بسیاری از بازیگران به دفترهای مختلف عکس و رزومه فرستادم و تلاش کردم به آرزوهایم برسم. در حین مسافرکشی و اندکپولی که از راه تئاتر به دست میآوردم، چیزی که در من ایجاد شده بود، خودش را نشان داد. من در اینستاگرام ویدیو میگذاشتم زیرا بیکار بودم، این تنها کاری بود که از دستم برمیآمد، انجامش میدادم و میتوانستم از آن کسب درآمد کنم. در کنارش خودم نیز حالا رسانهای دارم که وقتی تئاتر کار میکنم، در رسانه خودم آن را تبلیغ کنم.
این شهرت شما باعث شد که یک گروه تئاتری از مشهد در تهران نیز موردتوجه قرار گیرد!
این تنها بهواسطه حضور من نیست، خود گروه توانمند است.اینکه گروه توانمند است یکطرف، اما اینکه بتواند موفقیتی را که در مشهد به دست آورده در فضای رقابتی تهران نیز تجربه کند موضوعی است که به حضور چهرهای نیاز دارد که بتواند آن را تضمین کند. اینطور نیست؟
شاید به نظر شما حضور جواد خواجوی نمایش را تضمین کند اما بخشی از مخاطبان بهدلیل حضور جواد خواجوی به دیدن این نمایش نمیآیند. هنوز گاردهای زیادی در مقابل من وجود دارد. سال۹۸ که در تهران نمایشی روی صحنه داشتم، دو بیانیه عریض و طویل در نقد من ازسوی کسانی صادر شد که الان دوستان صمیمیام هستم. آنها کار را دیدند و در همان سالن به خاطر قضاوت اشتباهشان از من عذرخواهی کردند. من در یک سریال موفق حضور داشتم اما هنوز هم وقتی تئاتر کار میکنم عدهای مخاطبان را از دیدنش منع میکنند، زیرا میگویند «فلانی اینستاگرامی است». اما مهم این است که صحنه با کسی شوخی ندارد. روی صحنه فالوورها و لایکها شما را نجات نخواهد داد و تنها چیزی که به دادتان خواهد رسید تواناییهای خودتان است، نه کامنتها و لایکها.
شما از تئاتر شروع کردید و در آن، آنطور که باید دیده نشدید. در فضای مجازی بهخوبی شناخته شدید و دوباره به تئاتر بازگشتید. چرا؟
زیرا تئاتر برایم مهم است. من هر سال یک تئاتر روی صحنه دارم. عید۹۸ نمایش «هوراشیو» را در تماشاخانه نوفللوشاتو تهران روی صحنه داشتم که رکورد فروش فروردینماه را شکست. نمایش «عشق من حامد بهداد» را در تماشاخانه پایتخت در تهران و همینطور در مشهد اجرا بردم که مورد استقبال خوبی قرار گرفت. درحالحاضر نیز پنجماه است در حال تمرین نمایش «دراکولا» به کارگردانی «امیدرضا سپهری» و تهیهکنندگی خودم و امیدرضا هستم. نمایش «آدیداس» اتفاقی یکباره بود. گروه با بازیگر دیگری قرارداد بسته بود که این همکاری اتفاق نیفتاد. سالن نیز برای آنها شرط گذاشته بود که برای نقش دایی باید با یک بازیگر چهره همکاری کنند. من چهره نیستم اما گروه قبول کرد با حضور من نمایش را به اجرا برساند. صبح سر تمرین نمایش «دراکولا» بودم و عصر سر تمرین این نمایش. در این مدت پیشنهادهای زیادی نیز ازسوی کسانی داشتم که همیشه دوست داشتم با آنها کار کنم. سعی کردم کم کار کنم اما درست این کار را انجام دهم.
آیا ممکن است فعالیتهای تئاتری شما باعث کم شدن فعالیتتان در اینستاگرام شود؟
ناخودآگاه وقتی کاری را انجام میدهید، قدرت کار دیگرتان کم میشود. در این شرایط باید تمرین کرد، اجرا رفت و برای کار تبلیغ کرد. من چند روزی است که پست و استوری جالبی نگذاشتهام؛ زیرا روی صحنه تئاتر تخلیه میشوم و به صفحه اینستاگرام نیازی ندارم تا فعال باشد.
این موضوع باعث نمیشود که درآمد شما از اینستاگرام کم شود؟
درآمد اینستاگرام برای من موضوع مطرحی نیست.
اما شایعههای زیادی درمورد درآمد شما از صفحه اینستاگرامتان وجود دارد! اینکه مثلا برای استوری صدمیلیون هزینه دریافت میکنید!
چنین موضوعی صحت ندارد. ما تعرفه و قیمت مشخصی داریم. جدای از اینها، چرا باید کسی برای تبلیغ در استوریهای من صدمیلیون پرداخت کند؟! مگر
قرار است این استوری چه کاری برایش انجام دهد؟!
شایعه دیگری که درمورد شما وجود دارد این است که بادیگارد دارید. درست است؟
خیر اینطور نیست. من برای خرید نان با دمپایی تا سر کوچه میروم، چه برسد به بادیگارد. هیچ بازیگری بادیگارد ندارد. وقتی بهجایی میروید، آن مجموعه تشریفاتی را برای شما در نظر میگیرند که یکی از آنها ممکن است بادیگارد باشد.
نگران این نیستید که با کم شدن فعالیتهایتان در فضای مجازی، از تعداد فالوورهایتان کم شود؟
نگران چنین موضوعی نیستم. کسی که مرا دوست داشته باشد در صفحهام خواهد ماند. زندگی من اینستاگرام نیست، زندگی من سینما و تئاتر است. تازه خیلی آرامآرام در حال رسیدن به آرزوهایم هستم و هنوز باید تلاش زیادی کنم. بسیاری از مردم به من لطف دارند و مرا گاهی بسیار بزرگ میکنند، درصورتیکه من خیلی کوچکم اما تلاش میکنم به آرزوهای بزرگم برسم. اینستاگرام هم شاید بعدها نباشد، شاید قطع شود یا حتی من دیگر نتوانم حرف بزنم. دوست دارم بهجای فعالیت در اینستاگرام، در سینما و تئاتر کار کنم. در کارهای تصویریام حرف از قرارداد نزدهام و خودشان به من هزینهای پرداخت کردهاند. منظورم این است که دیگر برای پول هم کار نمیکنم. فقط دوست دارم کار خوب انجام بدهم، به همین خاطر بعد از سریال «نوروز رنگی» تنها در یک سریال نمایش خانگی بازی کردهام.
گفته میشود که برخی شخصیتهای فضای مجازی که فالوور زیاد و به دنبالش درآمد زیادی دارند با مشارکت مالی در تئاترها و فیلمها برای خودشان نقش میخرند. دراینباره چه فکر میکنید؟
بسیاری مواقع از من خواهش میکنند که سرکارهایشان بروم. حتی زمانی که برای کاری قرارداد میبندم و در آن حاضر نمیشوم هم به من هزینه پرداخت میکنند. به مشارکت مالی نیازی ندارم تا در ازایش به من نقشی بدهند. در نمایش «دراکولا» نیز من تنها تهیهکننده هستم نه سرمایهگذار و حقوق تهیهکنندگیای را هم از سرمایهگذار میگیرم.
نمایش «دراکولا» چه زمانی روی صحنه خواهد رفت؟ سریال نمایش خانگی کی پخش خواهد شد؟
«دراکولا» قرار است در ماه رمضان در مشهد به روی صحنه برود اما هنوز مجوزش صادر نشده است. سریال نمایش خانگی نیز در فروردین یا اردیبهشتماه از فیلیمو پخش خواهد شد.
شما درحالحاضر در زمینههای مختلفی فعالیت میکنید. چشمانداز خودتان از ادامه فعالیتهای هنریتان چیست؟
بخشی از زندگی من موسیقی است که هنوز مخاطبان زیادی درموردش اطلاع ندارند. دوست ندارم مانند کسانی باشم که تا بهجایی میرسند در همه زمینهها وارد میشوند. در سریال نمایش خانگی نیز نقش خوانندهای را بازی میکنم که ساز میزند و میخواند. به سینما همیشه فکر کردهام و درحالحاضر نیز دانشجوی ادبیات نمایشی هستم.
پس نوشتن نیز بخشی از چشمانداز شما از فعالیتهایتان است؟
من همیشه نوشتهام. همین ویدیوهای اینستاگرام نیز حاصل نوشتن و طراحی کاراکتر است. کاراکترهایی دارم که صدایشان روی چیزهای مختلف است اما مخاطبان آنها را میشناسند، حتی شخصیتهایی را که ندیدهاند. این کار اسمش شخصیتسازی است. سعی کردم در سطح کوچکتر در حد همین ویدیوها کارگردانی نیز کنم. برنامههایی نیز برای نوشتن دارم. شاید با یک هنرمند خوب سریالی را شروع کنیم.
پس اولویتهای شما به ترتیب موسیقی، نوشتن و بازیگری است؟
بازیگری اولویت شماره یک من است.
بین تئاتر، سینما و فضای مجازی کدام برایتان اولویت دارد؟
هیچکدام بر دیگری برتری ندارد. من سینما را بسیار دوست دارم اما لحظهای که تماشاگر تئاتر بلند میشود و گروه را تشویق میکند چیز دیگری است. فضای مجازی برایم چیزی بین سینما و تئاتر است. در تئاتر روی صحنه هستید و تماشاگر مستقیم تشویقتان میکند. در سینما روی پرده هستید، حضور فیزیکی ندارید و واکنش مخاطب را نمیبینید. در فضای مجازی اما به شکل تصویر حضور دارید و واکنش تماشاگرها را هم بهصورت لایک و کامنت همان لحظه میبینید. این روزها ارزش همهچیز پایین آمده است ازجمله هنر و هنرمند، اما زمانی هنر ارزش داشت، همه استادکار بودند، تلاش میکردند تا دیده شوند اما الان میشود به شکلهای دیگری هم دیده شد ولی در فضایی که همه بهشکل دیگری دیده میشوند، کسی که بتواند باز هم با هنرش دیده شود به نظر من هنرمند است؛ زیرا او نیز میتوانست به نحو دیگری خود را نشان دهد اما به خودش زحمت داد، خلاقیت خرج کرد و زندگیاش را گذاشت. نباید فراموش کرد جلبتوجه مخاطب در فضای مجازی کار راحتی نیست.
شما برای هر ویدیویی که در فضای مجازی منتشر میکنید چقدر وقت میگذارید؟
۲۵سال، ۳۰سال. این ویدیوها حاصل زندگی من است و در لحظه نیست. شاید تولید هر ویدیو برای من کمتر از ۱۰دقیقه طول بکشد اما همه آن شخصیتپردازیها و دیالوگها در طول زندگی من شکل گرفته است.
"اپلیکیشن بابایاب" به استقبال بهار می رودنمایش "اپلیکیشن بابایاب" از روز چهارشنبه ۱۸ اسفندماه ساعت ۱۶:۴۵ به روی صحنه می رود.
این نمایش که به کارگردانی محمد عبدی جمالی به تازگی اجراهای موفق خود را در تالار هنر به پایان برده است در دور جدید اجراها به پردیس تئاتر شهرزاد می رود.
سالن تئاتر شهرزاد در ادامه ی فعالیت های حرفه ای خود با دعوت از نمایش های باکیفیت کودک و نوجوان سانس ویژه ای برای این ژانر تئاتری در نظر گرفته است.
نمایش "اپلیکیشن بابا یاب" نمایشی موزیکال با اجرایی جذاب ویژه کودک و نوجوان است که با نگاهی متفاوت به ارتباط اعضای خانواده بهخصوص کودکان با والدین و مشخصاً پدرها میپردازد و تأثیر فنآوری و دنیای مجازی را بر این رابطه بررسی میکند.
در خلاصه داستان "اپلیکیشن بابایاب" میخوانیم: "تانیا دختر ٩ سالهای که مادرش از اعضای کادر درمان روزهای کروناست و سخت مشغول و به همین خاطر دخترک در خانه تنهاست و پدرش نیز به دلیل مشغله زیاد کاری دیر به منزل میآید و به تکالیف او رسیدگی نمیکند و همواره غذای حاضری برایش درست میکند. تانیا که از این وضعیت خسته شده در کلاس آنلاین مشغول تحصیل است که با پیام تبلیغاتی اپلیکیشن بابایاب روبرو میشود. او برای نصب این اپلیکیشن باید لینک را به ١٠ نفر از دوستان خود معرفی کند و ..."
پارمیدا افشار، سمن قناد، نیما قربان زاده، آرین الماسی، مصطفی حاج صادق، نیما رازی، دانیال اسلامی، محمد عبدی جمالی بازیگران این نمایش هستند.
سیناییلاق بیگی: طراح صحنه، دانیال نوری مقدم: آهنگساز، پارمیس امانت: طراح لباس، مهبد فیضی: طراح حرکت فرم و مونا غمخوار به همراه محسن امیدوار به عنوان خواننده در این نمایش حضور دارند.
گفتنی است چهارشنبه ۱۸ اسفند به مناسبت افتتاحیه ی فعالیت های تئاتر کودک و نوجوان پردیس تئاتر شهرزاد نمایش "بهار اومد" که نمایشی شاد و موزیکال درباره بهار است، ساعت ۱۶ اجرا می شود و پس از آن ساعت ۱۶:۴۵ نمایش "اپلیکیشن بابا یاب" به روی صحنه خواهد رفت و مخاطبانی که بلیت نمایش "اپلیکیشن بابا یاب" را تهیه کنید می توانند با همان بلیت هر دو نمایش را ببینند.
علاقمندان می توانند برای خرید بلیت به سایت تیوال مراجعه کنند.
شورای صدور پروانه ساخت سینمایی در جلسه اخیر با یک فیلمنامه موافقت کردبه گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری؛ فیلمنامه «فیل» به تهیهکنندگی فریدون جیرانی و محمدرضا منصوری و کارگردانی و نویسندگی رضا گوران موافقت شورای ساخت سازمان سینمایی را اخذ کرد.
انتشار بزرگترین پروژهی تاریخنگاری کردستان در تهرانمنصور جهانی ـ مجموعه ۶ جلدی «جنبش بارزان» توسط انستیتو فرهنگی کردستان در تهران، به قلم «بهرام ولدبیگی» روزنامهنگار و پژوهشگر تاریخ معاصر، توسط نشر «ثالث» منتشر شد.
«جنبش بارزان» عنوان مجموعهای ۶ جلدی است که بالغ بر ۲۳۰۰ سند منتشر نشده از آرشیو مرکز اسناد استانبول، مرکز اسناد دیپلماسی وزارت امور خارجه ایران، مرکز اسناد ملی ایران و اسناد در مطبوعات و نشریات ایران را در خود جای داده است که در راستای پروژه تدوین تاریخنگاری جنبش کردستان به تلاش و قلم «بهرام ولدبیگی» روزنامهنگار و پژوهشگر تاریخ معاصر گردآوری، تدوین و تحلیل گردید و در اختیار علاقمندان به تاریخ ایران و کردستان قرار گرفته است.
این اثر که در نوع خود بزرگترین پروژه تاریخنگاری کردستان است با بهرهمندی از اسناد معتبر در مراکز اسناد و آرشیو در ایران و ترکیه در مجموعهای ۶ جلدی با دو زبان کردی و فارسی منتشر شده است. این مجموعهی تاریخنگاری مبارزات و حیات سیاسی سه شخصیت صاحب نام کردستان از جمله؛ شیخ «عبدالسلام بارزان»، شیخ «احمد بارزان» و ملا «مصطفی بارزانی» را در یکصد سال اخیر از لابلای اسناد و در راستای مبارزه با فراموشی تاریخی منتشر شدهاند.
بهرام ولدبیگی مدیر انستیتوی فرهنگی کردستان در تهران درباره تازهترین اثر خود در حوزه تاریخنگاری گفت: این اثر که در واقع بزرگترین پروژه تاریخنگاری کردستان به شمار میرود؛ در آن برای اولین بار سعی شده است جنبش بارزان و سه رهبر کردها را بر پایه و اسناد و مکاتبات رسمی و دیوانی ایران و عثمانی مورد کنکاش، تحلیل و بررسی قرار دهد، همچنین تلاش شده است تا مدلی جامع و قابل قبول در تدوین تاریخنگاری کردستان بر پایه اسناد ارائه نماید که مورد استفاده پژوهشگران و حوزه تاریخنگاری قرار گیرد.
ولدبیگی در خصوص انتشار و در دسترس قرار گرفتن این مجموعه نفیس برای خوانندگان تأکید کرد: در آینده نزدیک، طی مراسمی در شهر اربیل پایتخت اقلیم کردستان عراق با حضور شخصیتهای علمی، سیاسی و فرهنگی کردستان و ایران رونمایی میشود و سپس در اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۱ و همزمان با نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران که بزرگترین رویداد فرهنگی در ایران قلمداد میشود؛ رونمایی خواهد شد.
«بر تارک طوفان» عنوان کتاب دیگری از بهرام ولدبیگی است که جنبش ملا «مصطفی بارزانی» را از منظر مطبوعات ایران و جهان مورد کنکاش و بررسی قرارداد، این اثر که پیشتر در سال ۱۳۹۵ در تهران منتظر و رونمایی شد و در سال ۱۳۹۶ به عنوان «کتاب سال کردستان» انتخاب شد.
مجموعه ۶ جلدی «جنبش بارزان» به دو زبان کُردی و فارسی و در ۵۲۹۲ صفحه با عناوین ذیر چاپ و منتشر شدهاند؛
۱ ـ شیخ «عبدالسلام بارزان» در اسناد ایران و عثمانی در ۶۷۶ صفحه
۲ ـ شیخ «احمد بارزان» در اسناد ایران در ۹۵۵ صفحه
۳ ـ ملا «مصطفی بارزانی» در اسناد ملی ایران در ۹۳۳ صفحه
۴ ـ شیخ «عبدالسلام بارزان» له به لگهنامهکانی ئیران و عوسمانیدا در ۶۷۶ صفحه
۵ ـ شیخ «احمد بارزان» له بهلگهنامهکانی ئیراندا در ۱۱۱۹ صفحه
۶ ـ ملا «مصطفی بارزانی» له روانگهی روژنامهکانی ئیراندا در ۹۳۳ صفحه.
معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی:فیلم آقای مهرجویی نه توقیف است و نه مشکلی برای اکران داردحبیب ایل بیگی در راستای حواشی ایجاد شده برای اکران نوروزی اعلام کرد: فیلم لامینور نه توقیف است و نه مانعی برای اکران آن در آینده وجود دارد.
به گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان سینمایی؛ حبیب ایل بیگی معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی گفت: برای اکران نوروزی ٢١ فیلم متقاضی بودند که از میان آنها میبایست ٧ فیلم انتخاب میشد، شورای صنفی نمایش و سازمان سینمایی در این انتخابها جوانب مختلفی از جمله حضور در جشنواره فیلم فجر، تنوع ژانر و مخاطب مدنظر قرار میدهند، «لامینور» هم مانند ١٤ فیلم دیگری که در بسته اکرانی نوروز قرار نگرفته است، امکان اکران در مقاطع زمانی دیگر را دارد.
ایل بیگی افزود: آقای مهرجویی از بزرگان و پیشکسوتان سینماست و برای همه ما قابل احترام است. در خصوص فیلم «لامینور» هم بارها به تهیه کننده فیلم گفتهایم که فیلم مشکلی برای پروانه نمایش ندارد و مسیر اکران آن باز است؛ دلیل این هیاهو و حواشی را نمیفهمیم. فیلم فقط در جدول اکران نوروز نیست
طرح فرضیهای جدید از مرگ هیتلریک حادثه تاریخی که پایان باز داردمتین اوجانی کارگردان نمایش «مرگ هیتلر به روایت تلفنچی» درباره ایده شکل گیری این اثر نمایشی و روایت تازه ای که از مرگ هیتلر ارائه می دهد، توضیح داد.
متین اوجانی نویسنده، کارگردان و بازیگر نمایش «مرگ هیتلر به روایت تلفنچی» که این روزها در تماشاخانه سپند روی صحنه است درباره اجرای این اثر نمایشی در اسفند ماه به خبرنگار مهر گفت: این نمایش از ابتدای اسفند ماه اجرای خود را آغاز کرده است. از ابتدا قصدمان اجرا در ماه پایانی سال نبود چون به دلیل پایان جشنواره های تئاتر و فیلم و مشغله مردم قبل از سال جدید امکان داشت با ریزش مخاطب روبرو شویم اما از آنجا که به دلیل وضعیت کرونا تماشاخانه ها به صورت مقطعی تعطیل می شدند ترافیک تقاضا برای اجرا زیاد شده بود و زمانی که مد نظرمان بود سالن خالی وجود نداشت و از طرف دیگر به دلیل ویژگی های طراحی صحنه نمایش نیز احتیاج به سالنی با سقف بلند داشتیم از این رو کمی با محدودیت روبرو شدیم و در نهایت سالن شماره ۲ تماشاخانه سپند را برای اجرا انتخاب کردیم. البته احتمال دارد نمایش را بعد از عید در سالنی دیگر مجددا اجرا کنیم.
وی ادامه داد: من این نمایشنامه را سال ۹۸ نوشته بودم و قرار بود آن را در پردیس تئاتر شهرزاد به صحنه ببرم که به دلیل برخی ناملایمات به اجرا نرسید. بعد از آن ۲ نمایش «رهایی از شائولین» و «نئاندرتال ها» را به صحنه بردم. بعد از اجرای این ۲ نمایش، مجددا فرصتی فراهم شد تا با همراهی سیدرسول عظیمی به عنوان تهیه کننده بتوانم «مرگ هیتلر به روایت تلفنچی» را مجددا برای اجرا آماده کنم.
اوجانی درباره مضمون نمایش توضیح داد: در طول سال ها روایت های مختلفی از نحوه مرگ هیتلر و اینکه اصلا او مرده یا فرار کرده است، وجود دارد. در واقع ماجرای قتل هیتلر یک حادثه تاریخی با پایان باز است و هرکس از زاویه دید خودش تغییری در این روایت می دهد. ایده اصلی نمایش نیز زمانی شکل گرفت که من با نمایشنامه «اختراع والس» ولادیمیر ناباکوف آشنا شدم. در واقع این نمایش گرته برداری از کتاب ناباکوف بود که با تخیلات و تصورات من در هم آمیخت و تبدیل به یک کمدی سیاه سیاسی به نام «مرگ هیتلر به روایت تلفنچی» شد. این نمایش سه روز آخر منتهی به سقوط آلمان نازی را از زاویه نگاه یک تلفنچی از لای در اتاق هیتلر روایت می کند اما این تلفنچی هرچه به بقیه توضیح می دهد که من از لای در دیدم که هیتلر چطور مرده و در اصل چه اتفاقی رخ داده است، کسی حرف او را باور نمی کند.
این کارگردان تئاتر در پایان درباره فضاسازی نمایش نیز عنوان کرد: تلاش کردم در اجرا فضاسازی مینیمالی داشته باشم اما در عین حال دکور حجم دار است و با استفاده از پارچه هایی که از بالا آویخته شده اند، ستون های بلند و عظمت معماری دوران نازی برای مخاطبان تداعی می شود و در عین حال بازیگران نیز در برابر این حجم از پارچه ریز دیده میشوند. همچنین با نورپردازی و سایه ترس و خوف آن دوران القا می شود که البته در کنار اینها رگه هایی از فانتزی و کمدی نیز در نمایش جاری است تا بیننده خسته نشود.
«مرگ هیتلر به روایت تلفنچی» به نویسندگی و کارگردانی متین اوجانی تا ۲۲ اسفند در سالن شماره ۲ تماشاخانه سپند روی صحنه است. بازیگران این نمایش علیرضا داوری، راد پورجبار، روناک برخوردار، یاشار ابراهیمی، همایون ظفرپور، حسام یگانه و متین اوجانی هستند.
در مرکز تئاتر مولوی:سه نمایش جدید در هفته های پایانی سالدر دو هفته پایانی سال ۱۴۰۰ سه نمایش جدید در مرکز تئاتر مولوی به روی صحنه می رود.
به گزارش روابط عمومی مرکز تئاتر مولوی، پس اتمام اجرای عمومی نمایش های «هملت» و «نادیا» در شامگاه جمعه ۱۳ اسفندماه، نمایش های «آلاء» ، «چند تکه لغزان» و «کشیدن دایره» به عنوان نمایش های جدید مجموعه تئاتر مولوی از روز دوشنبه ۱۶ اسفندماه در سالن های این مجموعه به روی صحنه می روند.
بر اساس این گزارش نمایش «آلاء» که به موضوع دفاع مقدس می پردازد به نویسندگی و کارگردانی محمد کاظمی تبار و بازی مرجان آقا نوری هر شب ساعت ۱۸ و به مدت زمان ۵۵ دقیقه در سالن اصلی تئاتر مولوی اجرا می شود.
همچنین نمایش «چند تکه لغزان» نوشته علیرضا اجلی و کارگردانی پژمان دادخواه است که با بازی ابراهیم عبدی، محمدرضا آریان، سپیده اسلامی و شیدا مقصودلو راد هر شب ساعت ۱۹ در سالن کوچک مرکز تئاتر مولوی میزبان علاقمندان است.
در خلاصه این نمایش ۶۰ دقیقه ای آمده است: «چند تکه ی لغزان» روایت بخشی از زندگی چهار روزنامه نگار است که در دفتر روزنامه در انتظار هستند و در این مدت خیلی از رازها و ناگفته هایشان بر ملا می شود؛ چون «انتظار کارش همینه، حرف می آره».
نمایش «کشیدن دایره» نیز دیگر نمایش تازه مرکز تئاتر مولوی است که هر شب ساعت ۲۰ در سالن اصلی به روی صحنه می رود. این نمایش نوشته و کارگردانی پویش فروزنده بوده که محمد قدس در مقام تهیه کننده گروه را همراهی می کند.
در این نمایش سینا بالاهنگ، نسیم ناصر زارع، باسط رضایی، رامین دیدنده و شجاع الدین گیاهی به عنوان بازیگر حضور دارند. مدت زمان نمایش "کشیدن دایره" ۶۰ دقیقه می باشد.
گفتنی است روزهای شنبه نمایش های فوق اجرا نمی شود و علاقمندان برای دیدن این نمایش هامی توانند از طریق سامانه تیوال نسبت به تهیه بلیط اقدام کنند.
محمدرضا قلیپور نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر در گفتوگو با «کتاب آواژ»:یک نظام کنترلگر درون جریان تئاتر وجود دارد / کاش تئاترِمان تئاتر شودبه گزارش روابط عمومی«نشر آواژ»، «محمدرضا قلیپور»، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر، اخیراً در گفتوگویی همسو با شماره جدید «کتاب آواژ» عنوان کرده که یک نظام کنترلگر در درون جریان هنری کشور وجود دارد. دومین شماره از مجموعه «کتاب آواژ» با عنوان «به نوکردنِ ماه» به تازگی منتشر و با استقبال خوبی مواجه شده است. این مجموعه در شمارهی اخیر خود به آسیبشناسی وضعوحال نمایشنامهنویسی در چهار دههی اخیر ایران و راهکارهایی برای ارتقای آن پرداخته. از اینرو بر آن شدیم با محمدرضا قلیپور (نمایشنامهنویس،کارگردان، مدرس تئاتر و مدیر نشر آواژ) پیرامون سیر نمایشنامهنویسی در چهار دهه گذشته به گفتوگویی بنشینیم و نظراتش را در اینباره جویا بشویم.
قلیپور درباره وضعیت نمایشنامهنویسی حال حاضر تئاتر ایران عنوان کرد:«میتوانم بگویم در حال حاضر، ورودی و خروجی نمایشنامهنویسی ایران با هم در تناسب است، بدین معنی که همهچیزش به هم میآید و از کوزهاش همان برون میتراود که در اوست. در سالیان رسیده به اکنون، به نسبت تلاشی که در راستای ارتقای نمایشنامهنویسی و ادبیات نمایشی انجام شده، برداشت کردهایم و همان چیزی که کاشته شده، در حال درو است. اگر ضعفی وجود دارد که قطعاً دارد و آنچه که باید باشد نیست، باید در روندی که طی شده است دلایل را جستجو کرد و در این کنکاش، در خواهیم یافت که خواستهها از ادبیات نمایشی، چیزی فرای این نبوده و همین بازده انتظار میرفته است».
او افزود: میتوان مثل خط تولید یک کارخانه به تحلیل جریان نمایشنامهنویسی در چهل سال گذشته و جریان تئاتر ایران ورود کرد. ببینیم چه مواد اولیهای در ابتدای خط تولید وارد شده؟! سپس ساز و کار و نوع طراحی خط تولید را بررسی و در انتها، فرآورده نهایی این خط تولید را قضاوت و بر کیفیت آن نظارت کنیم. اغلب آنچه وارد خطتولید سیستم ادبیات نمایشی و تئاتر ما شده، به دلایل مختلف فاقد فاکتورهای اصولی به لحاظ معیارهای پذیرفته تئاتر جهان است. در ادامه هم این کارخانه درامپرور با ماشینآلاتی که به قولی با سلام صلوات کار میکنند پیش میروند و خروجیای را حاصل میکنند که مصرف خاص دارد و به درد هر کسی نمیخورد.
این نمایشنامهنویس پیرامون معضلاتی که نمایشنامهنویسی ایران گرفتارش آنست، اظهار کرد:«نمایشنامهنویسی در ایران، دارای خط قرمزهای بسیار است و به اشکال مختلف با اعمال محدودیتهای اخلاقی و محتوایی مواجه شده. این کنترل در تمامی روند شکلگیری آثار اعمال میشود و به نظارت پیش، حین و پس از اجرا ختم نمیشود. افراد از همان ابتدای ورود به عرصه تئاتر و حتی پیش از آن، در هنگام آموزش دچار جهتدهی و دستکاری در روند خلق آثار میشوند. آنها در زمان حضور در فضاهای دانشگاهی و اجتماعات تئاتری قواعدی را تجربه میکنند که زیست هنریشان مشروط به پیروی از آنها میشود. برای نمونه اکثر کسانی که در فضاهای دانشگاهی و آموزشگاهی، نمایشنامهنویسی و هنر را تدریس میکنند، قواعد بازی را قبول و از فیلترهای گوناگون عبور کردند. آنها به گونهای عمل میکنند تا مانند برخی هنجارشکنان عرصه نمایش به سمت تاریک جریان تئاتر و میان فراموش شدگان پرتاب نشوند. معمولاً کسانی در حال حاضر عضو هیات علمی دانشگاههای هنری شدهاند که وجهه هنریشان در الویت دوم یا چندم قرار داشته و وجهه پایبندی آنها به چهارچوبهای مقرر، ملاک اصلی است. چنین خط مشیای از اواخر دهه پنجاه و پس از وقوع انقلاب فرهنگی، با کناررفتن اساتید آن زمان دانشگاهها و جایگزینی آنها با اساتید تازه تولیدِ موردِ تایید به وقوع پیوست و این اساتید جدید، تدریس به نسلهای بعد را مطابق جریان مطلوب در پیش گرفتند و هنجارهایی را جا انداختند که بیشتر ایدئولوژیک بودهاند تا هنری و این نظام آموزش کوشید تا نسل هنرمندی همسو و همراه تربیت کند. حال آنکه این تناسب در باقی امور تئاتر از مدیران و دبیران گرفته تا آن کارمندان و دستاندرکاران کمسِمَتتر هم به قوت خود باقی و لازمالاجرا است.
نویسندهی نمایشنامه «آپرکات» اشارهای به برخی آرای قدیمی و گاه توجیهی کرد که برخی میگفتند اوایل انقلاب از حذف هنر جلوگیری کردند و... اینطور ادامه داد: تفکر غالب در جریان انقلاب به فکر حذف هنر نبود بلکه همهی شاخههای هنری از جمله سینما، تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی را اتفاقاً میخواست، زیرا یک حکومت نوپا، نیازمند جریانهای هنری در مقام رسانه است و صاحبان امر از اهمیت هنر در ترویج مواضع و باورها آگاه بوده و هستند و به کل در عصر حاضر حذف هنر به سادگی اتفاق نمیافتد. در نتیجه، هنر خواستنی بود با این تبصره که به کج راه نرود. از این رو، سالیان سال، این تدبیر اساس و محور همهچیز در هنر قرار گرفت. به مرور، هر کسی که بیشتر میتوانست از طریق هنر این باشد و آن را ترویج بدهد، از مواهب معنوی و مادی بیشتری برخوردار میشد و این تبدیل به رویه شد. بر طبق همین بنیان بود که رویدادها و جشنوارههای متعددی یکی پس از دیگری شکل گرفتند و کارها و مسئولیتها به افراد واگذار شد.
کارگردان نمایش «تروکاژ» از وجود نظارت بر تئاتر گفت: وقتی اثری خارج از چهارچوب تعریفشده ساخته میشود، قابلیت عرضه و ارائه به مخاطبان را از دست میدهد. در این جریان، برخی مفاهیم به ارزش و برخی دیگر به ضدارزش تعبیر و هنرمندان برای ترویج ارزش ها تشویق و از پرداخت به برخی دیگر از مفاهیم، پرهیز و نهی میشوند. البته هنرمندان با بایدها و نبایدهای دیگری در طول مسیر ساخت اثر نیز روبهرو هستند. میتوان گفت که یک نظام کنترلگر در درون جریان تئاتر وجود دارد که برای ایجاد، تثبیت و توسعه آن افرادی تعلیم داده شدند، مدرک تحصیلی مرتبط و جایگاه شغلی هنری متناسب به دست آوردهاند و یارانی گرد خود یافتند تا بتوانند آن طور که باید خدمت کنند.
قلیپور افزود: در وهله بعد، برای اینکه چنین افرادی بتوانند مروجان ارزشهای هنری مورد نظر در هر عرصههای هنری همچون تئاتر باشند، باید بتوانند اعتبار هنری هم کسب کنند، پس علاوه بر مدرک تحصیلی و جایگاه شغلی هنری، مقام و منصب در جشنوارهها گرفتند و تبدیل به داورها و دبیران رویدادها و جوانترهایشان در جشنوارههای مختلف، حائز کسب رتبه و جوایز شدند و بزرگترهایشان هم مورد تقدیر و تجلیل قرار گرفتند تا نظارت و کنترل بر خط مشی موجود بهتر صورت پذیرد.
او دربارهی ارزش هنری برخی جشنوارهها و جایزهها متذکر شد: در چنین شرایطی معمولاً آثاری که اجازهی اجرا در جشنوارهها را به دست میآورند و همچنین مقامها و جوایزی را نیز دریافت میکنند، به واسطه ارزش هنریشان میزان نمیشوند. باید گفت که این تحسینها، همیشه به معنی ارزش اعلای هنریشان نیست و چه بسا آثار بهتری از نظر هنری وجود داشتند، ولی در قیاس با این آثار، آنچنان همسو با اولویتهای یادشده نبودند.
قلیپور سوی دیگر این معادله را اینگونه تشریح کرد:«در مقابل این دسته از هنرمندان، یک دسته دیگر از هنرمندان وجود دارند که خنثی هستند و گهگاه، این طرف گود میایستند و گاهی، آن طرف گود؛ نه چپ و نه راست هستند و بینابین و میانه رو عمل میکنند. آنها تلاش میکنند پیرو اتفاقات روز، در جریان هنری حضور داشته باشند و میزانی از تفکرات خود و ارزش هنریشان را به نمایش بگذارند که به قولی نه سیخ بسوزد و نه کباب».
او ادامه داد:«دستهی سوم هنرمندان،کسانی هستند که به اصل هنر اهمیت بیشتری میدهند و با رویههای غیرهنری دارای زاویه هستند و تلاش برای مقابله با قواعد وضع شده را دارند. آثار آنها به طور معمول گرفتار سانسور میشود، در جشنوارهها یا شرکت نمیکنند یا راه داده نمیشوند و اگر حضور داشته باشند آثارشان تحویل گرفته نمیشود و اغلب اوقات، به حاشیه رانده شده و طوری نمایان میشود که انگار هنرمندی معمولی و بدون هیچ شاخصه هنری خاصی هستند، چنانکه گاهی حتی ارزشهای هنری آثار آنها زیر سوال میرود».
برگزیده بخش نمایشنامهنویسی ششمین دوره جشنواره تئاتر شهر در ادامه میگوید:«در صورتی که الویت هنر باشد، میتوان گفت در اکثر موارد هنرمندان مستقلِ به حاشیه راندهشده، از اعتبار هنری بیشتری نسبت به دو دسته دیگر برخوردار هستند و معمولاً پایبندی کمتری به ترویج ارزشهای مطروحه نشان میدهند».
این مدرس دانشگاه اذعان کرد:«بخش عمده بودجه هنر، تئاتر و نمایشنامهنویسی هیچگاه صرف هنر و به طور مصداقی صرف پرورش نمایشنامهنویسی نشده، زیرا هیچگاه قصد پرورش نمایشنامهنویسانی به عنوان نویسنده مورد تایید جریان هنری جهانی نبوده. دایرهای ترسیم شده و افرادی خود را در آن جا دادهاند و تلاش دارند تا در آن گرد باقی مانده و بودجه هنر را مصرف بکنند. البته میزان فایده آنها قابلبررسی است و در مقابل لطماتی که به جریان هنر وارد میکنند و حتی تاثیرات منفی برخی اعمال آنها بر نظام حاکم جامعه خود جای کنکاش دارد».
او آسیبشناسی تعریف هنرمند در این دوران را اینگونه ارزیابی کرد: مدیران و متولیان تئاتری معتقدند هنرمند باید متناسب با خصوصیت هنری و تفکری مد نظر و طبق الگوهای از پیش تعیین شده ما بروز پیدا کند و در این تعریف، میزان استعداد و مهارت هنری اصل نیست بلکه فرع قضیه است و میزان در مسیربودن افراد اهمیت دارد. اینچنین میشود که به نوعی از زیباییشناسی میرسیم که بیشتر کاربرد داخلی و درونمرزی دارد.
قلیپور در ادامه از تاثیر این نوع طرز تفکر بر قشر جوانان علاقمند و تحصیلکرده در عرصه هنر گفت: آسیبشناسی چنین تفکری به رهاکردن خطمشی هنر از سوی بخشی از هنرجویان و ورود آنها به مشاغلی دیگر میانجامد و برخی از آنها که همچنان میتوانند خودشان را در این راه نگه دارند، به سمت جریانهای کنترلگر جذب میشوند و ارزش هنری در آثارشان به مرور رو به کاهش میگذارد.
او با گلایه از میزان بودجه اختصاصی نهادهای هنری و نوع هزینهکرد آنها یادآور شد: ضعف جریانهای هنری در ایران در هر شاخهای به ویژه تئاتر و نمایشنامهنویسی به عدم هزینهکرد در آنها برمیگردد. در نتیجه نباید انتظار رشد خارقالعادهای داشت. بودجههای هنری همچون تئاتر مانند قطرهایست در دریای بودجه کل کشور و حال آنکه، جزیی از این جزء ناچیز صرف خود هنر میشود.
مدیر انتشارات آواژ تاثیر این رویه بر جریان ترجمه در تئاتر ایران را اینگونه برشمرد:«ترجمه در نمایشنامه و تئاتر هم با همین متر و معیار سنجیده میشود و آثار ترجمهشده هم هر چهقدر با ارزشهای یادشده همسوتر باشند، آن آثار بیشتر مورد توجه قرار میگیرند و آن مترجمان بیشتر ارج داده میشوند. پرواضح است در صورتی که اثری در فاصله با این اصول باشد، اصلاً به مرحله چاپ و به دست مخاطبان نمیرسد. در نتیجه، بسیاری از آثار ترجمهشده حال حاضر، تکهپاره شدهاند و فرق غیرقابل انکاری با اثر مبداء دارند. از سوی دیگر، با دستهای از نمایشنامههای ترجمهشده روبهرو میشویم که چیز خاصی برای عرضه به مخاطبان ندارند و از ابتدا به قولی پاک هستند و بدین صورت، آثار ترجمهشده هم شبیه به آثار تالیفی نمایشنامهنویسان ایرانی میشوند و در نتیجه میتوان گفت از بخش اعظم آثار نمایشنامهنویسان خارجی، فقط مقدار ناچیزی از آنها قابلترجمه و چاپ با قواعد نشر در ایران هستند».
او تمرکز جشنوارهها در ایران بر شعارها و پیامها دانسته و آنها را معمولاً محلی برای تقسیم مواهب مالی و اعتباری بر طبق الگوی جایگرفتن در دایره همراهان و همفکران ارزیابی کرد و گفت: اغلب جشنوارههایی که در تئاتر ایران برگزار میشوند، در صورتی که ادامه پیدا نکنند، اتفاق خاصی برای بخش هنری تئاتر ایران نمیافتد زیرا ساز و کارشان به شکلی طراحی و اجرایی نشدهاند تا چیزی به داشتههای هنری تئاتر کشور اضافه بکنند. نمونه: جشنواره تئاتر فجر که تبدیل به یک جشنواره مرورگر شده، یعنی هر آنچه را مخاطبان در طول سال دیدهاند به باز اجرا میکشاند. در صورتی که لزومی به تماشای دوباره آن آثار در قالب یک جشنواره پرخرج دیده نمیشود. حال بماند که در جشنوارهای مثل فجر هم همانطور که همواره در فراخوانهایش هم آمده اولویت بر حضور و بزرگداشت آثار تئاتری مرتبط با یک خط مشی مشخص است و باز هم ارزش هنری در درجه بعدی قرار دارد.
کارگردان نمایش «آپرکات» دربارهی راهکارهایی برای رفعِ ضعفها و مشکلات جریان نمایشنامهنویسی و تئاتر ایران عنوان کرد: هر ضعفی در هر عرصهای به وجود میآید، آن را میتوان بر مبنای نیاز سنجید. مثلاً وقتی قطارهای مترو مدام دچار مشکل شوند و راه نروند خللی در روند حمل و نقل ایجاد میکنند و این نقصی است که قابل مماشات نیست. از اینرو برای اینکه معضل رفع بشود، به هر طریقی دست به کسب دانش و جذب نیروی متخصص میزنند و هر امکانی را در راستای حل مساله فراهم میآورند. وقتی جامعه به پزشکی نیاز داشته باشد، برای رفع معضلات آن اقدام میکند تا از مرگومیر بکاهد. نیاز به مکانیک خودرو یا نیاز به میوهفروشی و نانوایی و... همه و همه دلیلی است بر وجوب وجودشان. اگر چند روز اینها دست از کار بکشند نظم جامعه دچار خلل و زندگی مردم سخت یا نا ممکن میشود. در صورتی که در ایران به تئاتر، چنین نیازی وجود ندارد. چنانچه در دو سال گذشته پیرو شیوع ویروس کرونا، تمام سالنهای تئاتر مدتهای طولانی بسته شد و صدای هیچکس درنیامد. در صورتی که این اتفاق اگر برای بخش درمان یا حملونقل یا تامین سوخت و مواد خوراکی میافتاد فاجعهآفرین میشد. مسیری که در سالیان اخیر در زمینههای فرهنگی جامعه ما طی شده این بینیازی به تئاتر را رقم زده. تعطیلی سالنهای تئاتر در ایام کرونا و سکوت متعاقب اقشار مختلف جامعه در پی آن،گواهی از عدم نیاز جامعه به تئاتر است. میماند قشر اندکی که از بر تئاتر ارتزاق میکنند، پس معنای نیاز به تئاتر محدود میشود به جمعی کوچک و وابسته به بودجههایی که تزریقکنندگان آن پولها قطار تئاتر را در صورتی میخواهند که در ریل آنها قرار داشته باشد. در شرایط کنونی هم که تئاتر به عنوان یک رسانه رقیبان و جایگزینهای بهتری همچون صداوسیما، روزنامهها، منبرها، سینماها،شبکههای اجتماعی و... دارد پس این تئاتر نحیف، یارای مقابله با تعدد این رقیبان و جایگزینها را ندارد چرا که مخاطبش اندک و بردش ناچیز و بنا بر باور فعلی مردم و طرز تفکر تصمیمگیران، دردی از جامعه دوا نمیکند و بود و نبودش یکی است پس به راحتی قابلحذف است. وقتی نیاز به تئاتر در جامعه وجود ندارد، تلاشی برای برطرفکردن ضعفهای آن صورت نمیگیرد، زیرا فعلاً موضوع مهمی نیست و در اولویتها قرار ندارد و گویی اجتماعی که هشتش گرو نُهاش است، از تئاتر واجبتر بسیار دارد.
او افزود:«تا زمانی که روال بیاعتنایی به تئاتر و در کل، جریان هنری کشور برقرار باشد، وضع به همین منوال ادامه مییابد و ضعفها ترمیم نخواهند شد، بلکه به شدت آن افزوده میشود اما آنچه قابلانکار نیست، تئاتر به عنوان امری انسانساز و درگیر با عوالم ذاتی بشری، نتیجه دستکاری در بنیانش و کشاندنش به سوی مرگ در آینده ایران بروز خواهد کرد و فقدانش نمایان خواهد شد».
قلیپور در پایان اظهار داشت:«حتی اگر بر فرضی ایدهآل از همین امروز عزم بر احیای تئاتر به معنای اصولی آن گذاشته بشود، سالیان سال زمان میخواهد، چون تخریب در امور فرهنگی یعنی شکلگرفتن ایرادهای مکرر و نهادینه شده و انتقال آنها از نسلی به نسل دیگر. پس بازسازی این امور هم به اندازه چند نسل زمان لازم دارد تا منش و تفکر جدیدی جایگزین شود و نسلها با آن رشد بکنند و تئاترمان تئاتر بشود».
«میس جولی» بازیگران خود را شناختتمرین تله تئاتر «میس جولی» به کارگردانی محمد قنبری آغاز شد.
ایوب آقاخانی، سمیرا حسنپور و مریم وطنپور بازیگران این تله تئاتر هستند.
«میس جولی» سومین همکاری مشترک قنبری و آقاخانی پس از تله تئاترهای «یک آشنایی ساده» و «شام یکشنبه» است.
محمد قنبری پیش از این تله تئاترهای «یک آشنایی ساده» و «سهم زن» را کارگردانی کرده است که در سامانه تیوال در حال پخش است.
این تله تئاتر، درباره دختر اشراف زادهای به نام میس جولی است که عاشق خدمتکارش میشود و همین وصلت ناجور دستمایه اتفاقات دیگر است.
«میس جولی» به نویسندگی آگوست استریندبرگ و با بازنویسی و دراماتورژی ایوب آقاخانی پایان سال جاری جلوی دوربین میرود.
آکادمی هنرهای اجرایی افراسومین دوره جشنواره افرا«آکادمی هنرهای اجرایی افرا» و «عمارت نوفللوشاتو» سومین جشنواره افرا را با عنوان «جایزه بزرگ استاد ناظرزاده کرمانی» در دو بخش صحنه ای (حرفه ای) و دانشجویی (مونولوگ) برگزار میکند.
آکادمی هنرهای اجرایی افرا در سال ۱۳۹۷ با مدیریت آقای داود نامور در محل قدیمی خود خیابان کبکانیان تاسیس شد. در زمان کرونا و به منظور یکپارچگی و تمرکز بیشتر به محل عمارت نوفللوشاتو واقع در خیابان نوفللوشاتو، خیابان رازی شماره ۱۸ منتقل شد. آکادمی هنرهای اجرایی افرا در کنار عمارت نوفللوشاتو بخش آموزش مجموعه را بر عهده دارد و برگزار کننده کلاسهای آموزشی در حوزه تئاتر، سینما میباشد.
آکادمی هنرهای اجرایی افرا به منظور گسترش فعالیت خود برآن شد تا جشنواره مونولوگ دانشجویی افرا را جهت حمایت از گروه های تئاتری برگزار کند. اولین دوره جشنواره منولوگ دانشجویی افرا در سال ۱۳۹۸ با استقبال بسیاری از هنر دوستان برگزار شد. دومین دوره جشنواره افرا در شرایط سخت کرونا و با حمایت آقای داود نامور در مرداد ماه ۱۴۰۰ در شرایطی برگزار شد که هیچگونه حمایتی از تئاتر وجود نداشت. تمامی برگزیدهگان هر دو دوره جشنواره افرا در سالن عمارت نوفللوشاتو اجرای عموم داشتهاند.
«آکادمی هنرهای اجرایی افرا» و «عمارت نوفللوشاتو» سومین دوره جشنواره افرا را با عنوان «جایزه بزرگ استاد ناظرزاده کرمانی» در دو بخش صحنه ای (حرفه ای) و دانشجویی (مونولوگ) در سال ۱۴۰۱برگزار میکند و با انتشار فراخوان جشنواره افرا از علاقمندان به شرکت در جشنواره جهت ارسال اثار خود دعوت به عمل می نمایند.
بخش صحنه ای (حرفه ای) جشنواره:
نمایشهای صحنهای:
در سومین دوره جشنواره افرا نمایشهای صحنهای در یک بخش «رقابتی» اجرا خواهند داشت.
شرایط:
آثاری که از اول فروردین ماه ۱۳۹۹ تا پایان اسفند ماه ۱۴۰۰، در یکی از تالارهای نمایشی کشور (در شهر تهران حداقل ۱۰ نوبت ) اجرا شده باشند، میتوانند متقاضی شرکت در بخش صحنهای باشند.
آثاری که علاقه مند برای حضور در جشنواره افرا هستند فرصت دارند نهایتا تا تاریخ ۳۱ فروردین ۱۴۰۱ فیلم آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
در بخش صحنهای از هر کارگردان تنها یک اثر جهت حضور در جشنواره پذیرفته خواهد شد.
اسامی نمایشهای برگزیدهی بخش صحنهای، تا تاریخ ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ اعلام خواهد شد.
گاه شمار:
آخرین مهلت انجام فرایند ثبت تقاضا: ۳۱ فروردین ماه ۱۴۰۱
اعلام اسامی آثار راهیافته به جشنواره: ۱۰ اردیبهشت ماه ۱۴۰۱
ظرفیت پذیرش: (حداکثر۱۰ اثر)
جوایز جشنواره افرا
- جایزهی بزرگ تئاتر افرا «استاد ناظرزاده کرمانی»
- جایزهی ویژهی گروه داوران
- «لوح تقدیر» و «تندیس» برای:
نمایشنامهنویسی، کارگردانی، بازیگری زن، بازیگری مرد، طراحیصحنه، طراحی نور، طراحی لباس، طراحی گریم، تهیه کنندگی، آهنگسازی.
تعیین برگزیده برای تمامی عناوین جوایز یا برخی از آنها یا اضافه شدن عنوان جدید به تشخیص گروه داوران خواهد بود.
فرایند ثبت تقاضای حضور در جشنواره:
متقاضیان میتوانند با مراجعه به دبیرخانه جشنواره تئاتر افرا به نشانی تهران_ خیابان حافظ، خیابان نوفللوشاتو، نبش تقاطع رازی، روبروی سفارت واتیکان، شماره ۱۸ نسبت به ارائه مدارک لازم و ثبت تقاضای حضور خود در بخش رقابتی جشنواره افرا اقدام کنند.
شرایط عمومی:
ستاد برگزاری جشنواره با توجه به شرایط شیوع کرونا و با اولویت اصلی صیانت از سلامت هنرمندان، مخاطبان و همکاران اجرایی، شیوه و شرایط اجرایی و تغییرات احتمالی را در زمان مقتضی اعلام خواهد کرد.
درخواست شرکت در سومین جشنوارهی افرا صرفاً ازطریق تکمیل فرم ثبتنام در دبیرخانه جشنواره افرا انجام خواهد شد.
ثبت درخواست در دبیرخانه جشنواره صرفا در تاریخهای مشخص شده امکانپذیر است و پس از آن به صورت خودکار این امر امکانپذیر نخواهد بود.
ارائه اجازهنامهی کتبی نویسنده، مترجم یا ناشر برای ثبت اثر در تمامی بخشهای اجرایی ضروری است.
هر کارگردان تنها با یک اثر میتواند درمرحلهی نهایی جشنواره حضور داشته باشد.
ستاد برگزاری جشنواره با توجه به مشکلات پیشبینی نشده دربارهی برنامهریزی و تنظیم جدول اجراهای جشنواره صرفاً متعهد به هماهنگی حضور هر بازیگر در دو نمایش خواهد بود.
ارائه مستندات تاییدیهی اجرای عمومی در دبیرخانه جشنواره با قید تعداد اجرا، مکان اجرا و زمان آن الزامی است.
اخذ پروانه اجرا از شورای ارزشیابی و نظارت (مشخصاً جهت اجرای جشنواره) برای کلیهی آثار الزامی است.
مهلت ارائهی آثار براساس زمانبندی یاد شده از سوی دبیرخانهی جشنواره تا حدامکان تغییرنکرده و تمدید نخواهد شد.
نسخهی تصویری (فیلم) ارائه شده از نمایشهای متقاضی باید از کیفیت مناسب برای ارزیابی برخوردار باشد. در صورت هرگونه نقص و نامناسب بودن کیفیت صوتی و تصویری نسخهی ارائهشده، مسئولیتی به عهدهی دبیرخانه جشنواره نخواهد بود. همچنین دبیرخانهی جشنواره محدودیت ویژهای را برای بهره بردن از چند دوربین در تصویربرداری نمایشها لحاظ نمیکند، اما توصیه میشود برای تهیهی نسخهی تصویری نمایش، متقاضیان گرامی به شرایطیکه بتواند خصلتهای تئاتری اثر را بیشتر نشان دهد توجه کنند. نسخهی تصویری نمایش میتواند از اجرای عمومی و یا اجرا درجشنواره، یا اجرایی ویژه برای تصویربرداری با کیفیتتر ضبط شده باشد. همچنینکارگردان اثر میتواند تأکیدها و توضیحات لازم و راهگشا را برای بهتر دیده شدن نمایش به صورت تصویری تهیه و در ابتدای نسخهی اثر قرار دهد.
تعیین زمان، مکان و تعداد اجرای نمایشها برعهدهی ستاد برگزاری جشنواره و براساس امکانات موجود خواهد بود و گروههای پذیرفته شده ضروری است طبق برنامهریزی دبیرخانهی جشنوارهعمل کنند.
ستاد برگزاری جشنواره مسئولیتی درقبال ساختوساز دکور، دوخت لباس، تامین سیستم صوتی و چاپ اقلام تبلیغی نمایشها نخواهد داشت و صرفاً خدمات معمول نصب دکور و آمادهسازی صحنه را ارائه خواهد داد.
مدارک، عکسها، پوسترها، نمایشنامهها و فیلمهای ارائه شده (اعم از پذیرفتهشده و پذیرفته نشده) مسترد نخواهد شد.
شرکتکنندگان در بخش رقابتی جشنواره با ارائه اثر خود متعهد به پذیرش ضوابط و سیاستگذاریهای جشنواره هستند. عدم رعایت این ضوابط خصوصاً زمانبندی مصوب جشنواره موجب حذف آثار خواهد شد.
چنانچه مواردی در این فراخوان درج نشده باشد، موضوع از طریق استعلام علاقهمندان حضور در جشنواره و تصمیم ستاد برگزاری جشنواره اعلام و اجرا خواهدشد.
ستاد برگزاری جشنواره،کارگردان نمایش را به عنوان صاحب اثر و سرپرست گروه میشناسد و مسئولیت گروه به عهده ایشان خواهد بود.
بخش دانشجویی (مونولوگ)
الف: مونولوگ - متعارف
این بخش از جشنواره پذیرای آثاری خواهد بود که در عین نوآور بودن، برای بازتاب متعارف این شیوه اجرایی در بخش صحنهای مناسب باشد.
متقاضیان شرکت در این بخش میبایست فرم شرکت در جشنواره و مدارک مورد نیاز را (متن نمایشنامه در سه نسخه چاپ شده و یک لوح فشرده حاوی فایل ورد و پیدیاف) در مهلت مقرر به دبیرخانه جشنواره تحویل دهند.
ب: مونولوگ - اجرا
این بخش پذیرای آثاری خواهد بود که بیشتر مبتنی بر نامتعارف بودن است و ویژگیهای اجرائی و تجربی جدیدی در حوزه اجرا است و شامل آثاری است که با محوریت تجربههای اجرائی (پست دراماتیک، آلترناتیو، ضد جریان، انواع تجربیات رقص معاصر و...) تولید شده باشند.
متقاضیان شرکت در این بخش میبایست فرم شرکت در جشنواره، مدارک مورد نیاز را (سه نسخه از طرح اجرائی چاپ شده و یک نسخه لوح فشرده حاوی فایل ورد و پیدیاف) در مهلت مقرر به دبیرخانه جشنواره تحویل دهند.
جوایز و امتیازات جشنواره:
جوایز نقدی و لوح زرین در رشتههای نمایشنامهنویسی، بازیگری زن، بازیگری مرد و کارگردانی به نفرات برتر اهدا خواهد شد و اجرای عمومی در عمارت نوفللوشاتو شامل سه گروه برگزیده جشنواره میشود.
گاهشمار جشنواره:
مهلت ثبتنام و تحویل مدارک: از ۱۴ اسفند تا ۳۱ فروردین ۱۴۰۱
اعلام متون یا طرح پذیرفته شده برای بازبینی: ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
بازبینی ۱۵ دقیقه از آثار پذیرفته شده در مرحله اول: ۲۵ اردیبهشت تا ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱
اعلام پذیرفتهشدگان مرحله بازبینی: روزهای ابتدایی خرداد ۱۴۰۱
برگزاری جشنواره در عمارت نوفللوشاتو: خرداد یا تیر ۱۴۰۱
مقررات و شرایط برگزاری جشنواره:
هر متقاضی میتواند یک اثر را در جشنواره شرکت دهد.
جشنواره محدویت موضوعی ندارد اما با توجه به شرایط کنونی و فراگیر جامعه، آثاری که به معضلات زیستی بشر معاصر با نگاهی تاثیرگذار میپردازند، در اولویت انتخاب هستند.
متقاضیان حضور در جشنواره (کارگردان و بازیگر) میبایست دانشجو بوده و یا حداکثر یک سال از فارغالتحصیلی آنها گذشته باشد.
جایزه نمایشنامهنویسی مختص دانشجویان شرکت کننده در این بخش است.
حضور مشاور در کنار کارگردان بلامانع است.
نمایشهای راه یافته به جشنواره (هر دو بخش) در رشتههای نمایشنامهنویسی، بازیگری و کارگردانی برای کسب جایزه با هم به رقابت پرداخته و آثار برگزیده در قالب رپرتواری اجرای عموم خواهند داشت.
آثار متقاضی تمامی بخشها نباید پیش از این منتشر و یا اجرا شده باشند.(الویت با متن های غیر چاپی می باشد)
تعیین زمان و مکان اجرا به عهده دبیرخانه است و ستاد اجرایی تا حد امکان سعی بر همکاری و هماهنگی با گروه اجرایی را دارد.
دبیرخانه هیچگونه تعهدی برای اسکان گروههای شهرستانی ندارد، اما تمامی تلاش خود را برای سهولت در این امر به کار خواهد گرفت.
تکمیل و ارائه فرم ثبتنام به منزله پذیرش تمامی شرایط، قوانین و زمانبندی جشنواره است.
مدارک مور دنیاز:
گواهی اشتغال به تحصیل و یا کپی مدرک تحصیلی برای واجدین شرایط.
کپی کارت دانشجویی.
یک قطعه عکس.
ارائه مجوز نویسنده و یا صاحب ایده برای بخشهای مختلف.
آدرس و تلفن دبیرخانه:
تهران : تهران_ خیابان حافظ، خیابان نوفللوشاتو، نبش تقاطع رازی، روبروی سفارت واتیکان، شماره ۱۸
تلفن: ۶۶۹۵۲۶۰۰
شماره واتس آپ: ۰۹۱۹۹۳۴۸۰۰۲
زمان تماس ۱۰ صبح الی ۱۹
تولید نمایش "شنل" پس از وقفه ای دو ساله
نمایش شنل نوشته احسان زیورعالم و کارگردانی میلاد رخش بهار که قرار بود در سال ۹۸ روی صحنه برود، برای اجرا در بهار ۱۴۰۱ آماده می شود.
میلاد رخش بهار، کارگردان نمایش شنل با اعلام این خبر گفت: نمایشنامه "آیا آقای پوشکین از ما راضی خواهد بود؟" نوشته احسان زیورعالم را در سال ۹۸ برای اجرای عمومی آماده کرده بودیم که با تعطیلی سالن های نمایش و با شرایطی که همه دنیا را درگیر کرد و خوب میدانید ، کار را متوقف کردیم. از اوایل زمستان امسال و با بهتر شدن شرایط، این پروژه نیمه کاره را دوباره کلید زدیم.
وی درباره این نمایشنامه توضیح می دهد: زیورعالم این نمایشنامه را از داستان شنل نوشته گوگول اقتباس کرده و اثری ضد جنگ است. با مشورت نویسنده عنوان "شنل" را برای اجرا انتخاب کرده ایم.
این کارگردان تئاتر و سینما درباره تاثیر وقفه دو ساله بر روند تولید این نمایش گفت: طبیعتا ضربه روحی که به گروه این نمایش خورد مانند همه گروه هایی که در میانه کار، با تعطیلی روبرو شده اند وجود دارد. بخش عمده گروه دستخوش تغییر شد. برآورد هزینه های پیشین چندین برابر شده اند. مسئله بیماری و چالش هایی که مدام روان گروه های تئاتر را درگیر می کند بیش از پیش آزارمان می دهد اما خوشبختانه راه های حفظ سلامت خودمان را آموخته ایم و به نظرم سرسخت تر از قبل شده ایم. همین نکته برای فعالیت بیشتر امیدوارمان می کند!
رخش بهار نمایش شنل را کاری از گروه تئاتر "ما" معرفی می کند و می افزاید: چند سال قبل که این نمایشنامه را برای اجرا انتخاب کردیم تعدادی از بازیگران گروه تئاتر صلح در نمایش حضور داشتند که با توجه به شرایط فعلی نتوانستیم از این بازیگران استفاده کنیم اما این همکاری همچنان در بخش های کارگردانی و طراحی با گروه تئاتر صلح ادامه دارد.
وی در پایان تصریح کرد: اجرای شنل را برای اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ آماده می کنیم و به زودی بازیگران و عوامل اجرا معرفی خواهند شد.
شورای پروانه نمایش فیلمهای سینمایی با صدور پروانه نمایش یک فیلم موافقت کرد.به گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری، شورای پروانه نمایش فیلمهای سینمایی، در جلسه اخیر با صدور پروانه نمایش برای فیلم «مرد بازنده» به تهیهکنندگی امیر بنان و محسن حجازی و کارگردانی محمدحسین مهدویان موافقت کرد.
آخرین مصوبات شورای پروانه ساخت آثار غیر سینماییبه گزارش اداره کل روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری، در جلسات اخیر شورای پروانه ساخت آثار غیر سینمایی، با ساخت داستانیهای کوتاه «احیاء» به تهیه کنندگی، نویسندگی و کارگردانی محمد کریمی، «دیدن یا شنیدن» به نویسندگی علی فرزانهپور و تهیهکنندگی و کارگردانی ناصر عسگرآبادی، «آخرین عاشقانه» به تهیه کنندگی امیر سمواتی، کارگردانی و نویسندگی اعظم جوانمردی، مستند کوتاه «داستان خط نستعلیق» به تهیه کنندگی، کارگردانی و نویسندگی مهران حقیقی و مستند بلند «مونتسکیو دوم» به تهیه کنندگی، کارگردانی و نویسندگی پیمان مریخ بیات موافقت شد.