تیوال نمایش تراس
S3 : 17:00:29
خرید بلیت
۳۰,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۵۰,۰۰۰ تومان
٪۲۰ تخفیف
  ۲۲ اردیبهشت تا ۲۷ خرداد
  ۲۱:۳۰
  ۱ ساعت و ۲۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰، ۴۰,۰۰۰ و ۵۰,۰۰۰ تومان

: ژان کلود کری یر
: اصغر نوری
: مسعود کرامتی
: (به ترتیب ورود به صحنه) مونا فرجاد، احمد ساعتچیان، رویا میرعلمی، فریده سپاه منصور، سید جواد یحیوی، امیررضا دلاوری، مسعود کرامتی

: کامیاب امین عشایری
: پگاه ترکی
: مونا جعفری
: سید فرشاد هاشمی
: ماه گل کرامتی
: آیدا قائم مقامیان
: فریبرز باقری
: محیا قلی زاده
: امین میری
: محمد محمدی
: استودیو ترنج (امید محمد نژاد)
: دانیال پیغمبری، حامد تارخ، رامتین ره انجام
: وهاب یحیی زاده
: امیر شکری، زهرا عبدالرحیمی
: محمد مهدی کیقانی
اتی ین و مادلن در آستانه‌ی جدایی هستند و باید برای خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنند مستاجر جدیدی پیدا کنند. ورود افرادی که متقاضی اجاره‌ی خانه هستند، زمینه ساز داستان‌های «تراس» است.

از ردیف ۱ تا ۶: ۵۰،۰۰۰ تومان
ازردیف ۷ تا ۱۱: ۴۰،۰۰۰ تومان
بیرون از ظرفیت: ۳۰،۰۰۰ تومان

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶

گزارش تصویری تیوال از نمایش تراس / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تراس نمایش ارتباطات سنطحی شخصیت هاست,از زنی که دلیل قانع کننده ای برای ترک کردن نداره و عاشق جدیدش رو هم که باز دلیل تاخیر طولانی برای اومدنش رو هم نمی دونیم براحتی می تونه فراموش کنه با اظهار علاقه ضمنی به موریس و خود موریس که صبح و عصر عاشق میشه.کلا شخصیت ها درون مایه ای ندارند پیش زمینه ای برای رفتاراشون ندارند یا ارائه نمیشه.تراس شاید نماد گیر کردنشون در موقعیت فعلی باشه که حتی اقدام به خلاص کردن خودشون با شکست مواجه میشه ولی در کل اگر نمادین نگاه کنیم هم کمی لحن ابتر و ناقص هست و در کل سوالاتی بعد از دیدنش توی ذهن مخاطب مطرح میشه که همگی برخاسته از عدم پرداخت شخصیت های نمایشه.
اگر یک فرصت به من داده میشد برای تغییر اسم این نمایش ، اسمش رو میگذاشتم " زن " !!
بنظرم محور و نقطه ی ثقل نمایش البته شاید بطور نا محسوس و غیر علنی ، نازلترین و دم دستی ترین نگرش به مفهوم " زن " بود !
آغاز ماجرا با تصمیم ناگهانی و بدون مقدمه و مجهول العلل به جدایی از طرف زنی که در شرایط ازدواج سفید و هم خانگی به سر می برد در پی عشقی جدید به مردی جوان تر و متمول و سودای سفر به سرزمینی دورتر و زیبا تر !
و در ادامه زنی که به نظر میرسد عاشق تمام مردان است و هر وقت فرصت دست بدهد عشق می ورزد و توانایی عجیبی به انتقال عشق به غیر را در لحظه داراست در کنار سایر هنرهایی که عنوان میدارد و از نوعی هرزگی لحظه ای و مداوم لذت میبرد !
و مردی که هر وقت دلش بخواهد عاشق زنان میشود ، صبح در دفتر پست یا جایی شبیه به آن و عصر در آپارتمان اجاره ای و در حضور هم خانه سابق ... دیدن ادامه » آن زن !!
روایت ایرانیزه شده ای از بی بند و باری به سبک فرانسوی که حتی سقوط افراد از روی تراس هم به نجات آن نمی انجامد !
روابطی سطحی از انسان هایی سطحی که تنها بار لغوی آن را یدک میکشند و در نهایت مجهول بزرگ ماجرا در هویت یعنی همان " تراس "
کار از نیمه به بعد تلاش خودرویی مدل پایین که اتفاقا وزن بالایی رو تحمل میکنه به لحاظ سرنشین برای عبور از شیب 40 درجه تا به سطح رسیدن رو به ذهن تداعی میکنه و میشه صدای نفس هاش رو شنید !
دکور معمولی و فاقد جذابیتی خاص ، بازی ها روان و نرمال و البته فاقد ویژگی قابل دفاع و طراحی نور بسیار معمولی .
البته از حضور پر انرژی و بازی مسلط سرکار خانم سپاه منصور نباید گذشت .
در مجموع کاری معمولی رو شاهد بودم که با نام مسعود خان کرامتی و توقعم از ایشان فاصله داشت .
نقطه عطف این کار ملاقات با نازنینان تیوالی بود که بعد از پایان اجرا رخ داد و خاطره ای استثنایی رو رقم زد که جا داره از زحمات همه ی عزیزان تشکر کنم .
پ . ن
ضمن احترام به تمام بانوانی که این نوشته رو میخونن و نمی خونن، امیدوارم تونسته باشم مقصودم رو از برداشتم نسبت به مفهومی از " زن " که در این نمایش بهش پرداخته شده بود رو به درستی عنوان کنم .
این نمایش من رو یاد نمایش " شکار مرغابی " انداخت که سال 95 در همین سالن اجرا میرفت علی رقم تفاوت هایی که به لحاظ فضا و داستان داشت !
به نظرم بیشتر از بی بند و باری داشت نشون میداد زن و مرد هیچ شناختی به هم ندارن،پس چه فرقی میکنه با این عدم شناخت کی با کی باشه.مشکل این نمایش این بود که مفهوم رو زیر شوخی هاش پنهان کرده بود.یعنی نگذاشت با طنز زیادی از حدش موضوع به عمق برسه.خیلی جای کار داشت،خیلی
۳ روز پیش، پنجشنبه
بازی خانم چمدان به دست هم ضعیف بود
۳ روز پیش، پنجشنبه
بله به نظر منم همینطور بود ، بازی خیلی قوی از ایشون دیده بودم
به نظرم ضعف کلی اثر روی بازی ایشون هم مستقیما تاثیر داشت
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

نمایش تراس مثل یک آینه اس، آینه ی تمام نمایی از همگی ما، درونمایه ی اثر شامل مضامینی چون عشق،نفرت،خیانت،دروغ گویی،منفعت طلبی...و در نهایت به سرگشتگی انسان می پردازد.اتین و مادلن که رابطه ی شان مدتهاست رو به سردی است در حال جدا شدند و در نقطه ی مقابل خانم املاک همیشه در رویای ترک کردن یک مرد است، در حالی که کسی در زندگی او حضور ندارد. آستروک در واقع کارتن خوابی است به شکلی دیگر ،که بیان فیلسوفانه ایی نیز دارد، موریس آواره ایی دیگر که با دستاویزی بنام عشق زندگی را برای خود تحمل پذیر می کند و چقدر یادآور شخصیت های رمان های میلان کوندرا است. سرهنگ و همسرش گویی آینده ی سایر افرادی است که در نمایش مشاهده میکنیم.
و همگی در نهایت پلکانی را انتخاب می کنند که به تراس منتهی می شود، و این تراس می تواند معانی مختلفی را برای ما ایجاد کند که به نظرم زیبایی ای درام ... دیدن ادامه » در این ویژه گی نهفته است.
تراس نمایشی است قابل احترام و دیدنی . حضور بازیگر با سابقه ایی چون سر کار خانم فریده سپاه منصور با اجرای تحسین برانگیزشان از نکات مورد توجه اجرا است، سایر بازیگران و ارتباطشان با یکدیگر بر روی صحنه بسیار دیدنی است، به قول معروف بده بستان به خوبی اتفاق می افتد، طراحی صحنه نیز جلوه ی خاصی به اجرا بخشیده بود.به جناب مسعود کرامتی کارگردان نمایش بابت این اجرای دلنشین صمیمانه تبریک می گویم.
تئاتر تراس بازیهای یک دست و خوبی داشت،صرف نظر از چند تپق واقعا دلنشین اجرا شد.
بهترین قسمت نمایشنامه لحظه ی تماس فرد غریبه بود که به اشتباه تیمارستان رو گرفته بود.
زندگی وقتی زن و مرد حواسشون به رابطه نیست فرقی با تیمارستان نداره.نادر ابراهیمی تو کتاب یک عاشقانه ی آرام میگه مگذار که عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود...و تو روابط زناشویی وصال را پایان میبینیم نه آغاز و کم کم خانه به دیوانه خانه تبدیل میشه و تراس محلی برای فرار اما چنان زنجیر شدیم که حتی تراس هم نمیتونه نجاتمون بده و باز برمیگردیم.

تئاتر خوبی بود و ارزش یکبار دیده شدن رو داره،اما جای کار خیلی داشت...و از تئاتر مهمتر سعادت دیدن دوستان رو داشتم،همین یه دنیا ارزشه.
نرگس خانم من دیر رسیدم و محروم شدم از زیارتتون :((
۴ روز پیش، چهارشنبه
متاسفانه نمیرسم،تازه تو مسیر برگشت هستم.به امید دیدار شما و آقا محمد جواد تو یه تئاتر دیگه.اگه خوب بود بگید بهم.
۲ روز پیش، جمعه
حتما گزارش کامل رو به عرض خواهم رسوند :)
۲ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید