تیوال امید محمدی | دیوار
S2 : 05:18:42
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام.
بنده یه کار تئاتر برا جشنواره دانشجویی دارم. که برا نمایشم به یک نفر نیاز دارم که آوا کار کنه.لذا دوستانی که تو این زمینه کار میکنن خوشحال میشم همکاری کنم.
09357698392
غم نان هم کر و هم کورمان کرد
به دل مرده شدن مجبورمان کرد
چه بر می آمد از دستان خالی
بمیرد آنکه از هم دورمان کرد

از: آتشبار
غم نان هم کر و هم کورمان کرد



سپاس



۰۲ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از بخت بدم آئینه فروش شهر کوران شدم...

از: ناشناس
لنگه های در خانه ی ما گرچه پیر شده و جر جر می کنند اما باز خوشبحالشان که لنگه ی هم اند.

از: مرحوم حسین پناهی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کم طاقتی عادت آن روزهایت بود.

این روزها برای گرفتن خبری از من

, عجیب صبور شده ای !!!


از: پژمان شاهوردی
ممنون اقای محمدی
چقد با حال و هوای این روزهای من اشناست!
دوستش داشتم سپاس
۱۱ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به خانه می رفت
با کیف و با کلاهی که بر هوا بود
چیزی دزدیدی؟ پدرش گفت..
دعوا کردی باز؟ مادرش پرسید..
وبرادرش کیفش را زیر و رو می کرد
در پی آن چیز که در دل پنهان کرده بود..
تنها مادر بزرگش دیده بود
شاخه گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش
و خندیده بود..

از: مرحوم حسین پناهی
احسنت به این انتخاب
۰۸ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فاحشه را خدا فاحشه نکرد!
آنانکه در شهر نان قسمت میکنند،
او را لنگ نان گذاشته اند ،تا هر زمان که لنگ هم آغوشی ماندند او را به نانی بخرند. . .

از: (صادق هدایت)
درود بر شما دوست عزیز
خرسندیم از اینکه دوباره بر دیوار خود مینگارید ، ضمن خوش آمد گویی مجدد شما رو دعوت می کنیم به مطالعه بند سوم راهنمای دیوار.

باسپاس از همراهی و همکاری شما.
۰۶ دی ۱۳۹۰
ولی من به شدت دوست دارمش! یادبگیریم که به جای ترس از حقایق و فرار کردن از اونها جرات مقابله با اون رو در وجودمون بکاریم! یادبگیریم!
۰۶ دی ۱۳۹۰
فهمیدن دردهای بزرک، جرأت های بزرگتر میخواهد

احسنت ...
۰۷ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرچه میروم ،
نمیرسم !
گاهی با خود فکر میکنم
نکند من باشم ، کلاغ آخر قصه ها !

از: ناشناس
عالی بود
ممنون
۰۶ دی ۱۳۹۰
عالی
۰۷ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توبه من خندیدی ونمی دانستی

من به چه دلهره ای از باغ همسایه

سیب رادزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تودید

غضب الوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست توافتاد به خاک

وتو رفتی وهنوز

سالهاست ... دیدن ادامه » که در گوش من ارام ارام

خش خش گام تو تکرارکنان

می دهدازارم

ومن اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا

خانه کوچک ماسیب نداشت!

از: ناشناس
ممنونم سحر جان
مننون شیرین و الهام عزیز که شاعر شعر معرفی کردین
۲۵ آذر ۱۳۹۰
واقعا لذت بردم
ممنون از انتخاب خوبت
امیدعزیز
۲۵ آذر ۱۳۹۰
عااااااااالی
نسیم نظر ملیحه پورپاک را دوست دارد
۲۶ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه ی دوستان
دوستان کی میتونه یه متن در مورد حضرت علی اصغر (ع) به من معرفی کنه.
ممنونم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه ی دوستان
دوستان کی میتونه یه متن در مورد حضرت علی اصغر (ع) به من معرفی کنه.
ممنونم
محمّد مهدی ندّاف این را خواند
امید جان بخش گفتگو بذار..ببخشید
۰۵ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرسی شهاب جان
مرضیه محبی فر این را خواند
شهاب عربی این را دوست دارد
خواهش می کنم آقا امید ...
۱۸ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
من یه چتد وقته دنبال یه متن کمدی هستم اما هنوز پیدا نکردم.ممنون میشم اگه کسی منو راهنمایی کنه.
مرضیه محبی فر و ثریا زحمتکش این را خواندند
محمّد مهدی ندّاف این را دوست دارد
نمایشنامه "برای خرید که نباید پول داد" داریو فو رو بهتون توصیه می کنم
۱۷ آبان ۱۳۹۰
شهاب جان نمایشنامه که گفتی چندتا شخصیت خانم و آقا داره؟
۱۹ آبان ۱۳۹۰
کلا کارهای داریوفو خوبه .اگه نخوان سانسور کنن
۲۸ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
عزیزان به نظر شما من نمایشنامه جنگیر نوشته کوروش نریمانی رو چطور میتونم گیر بیار لازم دارم ضروری
ممنون میشم اگه راهنماییم کنید
مرضیه محبی فر این را خواند
فکر نمیکنم متنشون رو جایی منتشر کرده باشن. ولی برا اطمینان بیشتر ازشون می پرسم و بهتون میگم
۰۶ آبان ۱۳۹۰
ممنون میشم خیلی لطف میکنید شبنم خانم
۰۶ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
مجید فروغی - بازیگر تئاتر ایران - به دنبال یک دوره‌ی طولانی بیماری، ساعتی قبل امروز - 3 آبان ماه - در بیمارستان بوعلی تهران از دنیا رفت.
روحش روحش شاد
دردا و ندامتا.
۰۴ آبان ۱۳۹۰
http://iranianarts.blogfa.com/post-742.aspx
:
"...مجید فروغی از این دسته هنرمندان بود که مدیران و مسئولان تئاتری این نیاز را احساس نکردند که برای نشان دادن خود به جامعه هنری و تیتر روزنامه‌ها و رسانه‌ها برای او نمایشگاه عکس و کنسرت موسیقی برگزار کنند. متأسفانه مجید فروغی ... دیدن ادامه » با وجود سال‌ها حضور در عرصه حرفه‌ای تئاتر با کمترین توجه و حمایت با دنیای تئاتر وداع کرد...."
۰۴ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیشه نزن به کوهها
شیرین می خواد بخوابه
لالالا لاشیرینم
تنها شدی عزیزم
فرهاد تو، تو کوهها
تیشه بدست و تنها
همش داره می خونه
تیشه نزن به کوهها
شیرین می خواد بخوابه
لالالالا شیرینم
فرهاد تو بی تابه
با غم تو می سازه
شب تا سحر بیداره
همش داره می خونه
تیشه نزن به کوهها
شیرین ... دیدن ادامه » می خواد بخوابه
لالالالاشیرینم
فرهاد تو بی خبر
شیرین خبر نداره
دوری شده درد سر
شیرین خبر نداره
فرهاد تو در به در
تیشه بدست و تنها
همش داره می خونه
تیشه نزن به کوهها

از: ناشناس
ساده و دلنشین..
سپاس
۰۳ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گمان نمیکنم این دستها به هم برسن
دو دل شکسته در انزوا به هم برسن
ضریح و نذر رها کن بعید میدانم
دو دست دور به زور دعا به هم برسن
کدام دست رسیده به دست دلخواهش
که دست های پر از زخم ما به هم برسن
شکوه عشق به زیر سوال خواهد رفت
وگرنه میشود آسان دوتا به هم برسن
فلک نجیب نشسته و موذیانه به فکر
که پیش چشم من این دو چرا به هم برسن
نشانی ده بالا یادمان باشد
مگر دو دور در آن دورها به هم برسن


از: از...((محمدرضا رستم پور))
من این شاعرو نمیشناسم..

ولی شعر خوبی بود..
جز آخرش، نمیدونم چرا به دلم نشست..

سپاس بخاطر انتخابتون..
۰۳ آبان ۱۳۹۰
این شاعر آقای رستم پور از شاعر های استان ایلامه که چند جلد کتب شعر هم داره
۰۳ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
دوستان کسی نمایشنامه یه مشت احمق یا چهار صندوق رو نداره؟یا اینکه منو راهنمایی کنه که از کجا گیرش بیارم
ممنون
مرضیه محبی فر این را خواند
سلام
چهار صتدوق بهرام بیضایی
یه مشت احمق بهرام زینعلی
۰۲ آبان ۱۳۹۰
دو اجرا از چهار صندوق رو در سال 59و 60 دیده بودم یکی در تهران یکی در مشهد . از اجرای مشهد بیشتر خوشم امد. مرحوم رضا سعیدی در اجرای مشهد بازی میکرد. کتابش را نیز در همان سال گرفتم . الان هم در کتابفروشی ها یافت میشود.
۰۳ آبان ۱۳۹۰
آره حسنا خان پیداش کردم مرسی از لطفت
حمیدجان ممنون
۰۳ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه ی دوستان
دوستان کسی میتونه یه نمایشنامه کمدی به من معرفی کنه برا اجرا میخوام
ممنون
تبسم استاد و مرضیه محبی فر این را دوست دارند
مرسی حسنا خانم
لطف کردین
موفق باشین
۰۲ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید