تیوال مرجان خالقی | دیوار
S3 : 09:07:10
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من این نمایش و خیلی بیشتر از یه "دوست داشتم" خالی، دوست داشتم.

یه صحنه هایی بیشتر توی ذهنم موندگار شدن مثل اپیزود "بمانی" که مدام جلوی چشم ذهنم تکرار می شه یا اپیزود "باشو، غریبه ی کوچک" و همین طور "اتوبوس"

بیشتر از همه لذت بردم از شنیدن این همه صداهای قوی که به ترانه ها زندگی می بخشیدن...

خسته نباشید می گم به استاد رحمانیان، تمامی بازیگران، گروه موسیقی، خوانندگان و عوامل و دست اندرکاران گرانقدر

سبز باشید و پاینده...
سلام به همه ی هم دیواری ها

اما درباره ی فیلم!
وقتی این فیلم و دیدم دوباره یادم افتاد چرا یه مدت طولانی اصلا سینما نمی رفتم و انگار که دویاره به همون روزا و همون لحظه ها برگشته باشم...همه چیز برام تکرار شد! مثل یه سیکل بسته! انگار گاهی در گذر زمان علت ها فراموش می شن
بگذریم
واقعا این فیلم چی داشت؟ چی بود اصلا؟ یعنی واقعا سینمای ما هیچ موضوع و حرف تازه ای نداره؟
داستان بی مزه! بدون پرداخت، هیچ بند و بسطی نداشت...یه سری صحنه ها اصلا جاش نبود تو فیلم
بازی ها هم چندان تعریفی نداشت
از انتخاب بازیگر و ... هم حرف نمی زنم چون صحبت ها رو قبلا دوستان انجام دادن و مثل اینه که تو یه دیگ، مواد اولیه بریزی از هر قلم! بعد آبم بریزی روش اگه صلاح دونستی زیرشم روشن کنی! شایدم اصلا صلاح ندونستی و روشن نکردی!
خیلی بد بود...تمام مدت داشتم فک می کردم کاش به جاش چند صفحه ای کتاب ... دیدن ادامه » خونده بودم!
و یه صحنه هایی انقد انتزاعی و تصنعی و تکراری بود همون اولای فیلم که فک کنم بقیه شو اصلا نگاه نکردم!
فیلم هیچ کششی برای من نداشت... و فک کنم این فقط نظر من نبود چون جالبه بدونین فیلم هنوز تموم نشده بود و مثلا قرار بود صحنه ی آخر و نگاه رادان رو بیننده اثر بذاره اما دقیقا همون لحظه مردم دسته دسته از سینما فرهنگ می رفتن بیرون!
چقدر خوب که بعد از دو سال تو تیوال چیزی نوشتید خانم خالقی! :)

امیدوارم باز هم بنویسید و باز هم باشید!
۲۰ شهریور ۱۳۹۲
خواهش می کنم آقای حسینیان برزی و آقای علی رضا خان:)
۲۰ شهریور ۱۳۹۲
مرجان خالقی عزیز منم با نظر شما موافقم، فک کنم دوسال پیش فیلم رو دیده بودم و یادمه اون موقع جزو فیلمایی بود که دوسش نداشتم. حالا چرا این همه مدت اجازه اکران نداشتو نمیدونم؟
۲۰ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تقدیم به باران یحیی پور عزیزم...

قصد آمدنت اگر باشد
صدای دلم از شوق و تمنا می لرزد
و انتظارت را نفس می کشم
سمفونی ات فقط حضور تو را کم دارد...
رهبری طناز که سبکبال
با ضرب روی گونه هایم
ارکستر پر شکوهش را آماده هنرنمایی می کند...
بارانم
موسیقی تو با فراز و فرودش
همچون ذرات شیرین خوشبختی
سر و روی مشتاقانت را بوسه باران می کند
«آنگاه که تور آسمان
تسلیم زلال پاک تو می شود
خورشید ... دیدن ادامه » حتی،
رقص با شکوهت را تاب نمی آورد»
افسوس که زبان از بیان حسم عاجز است...
.
.
.
تو لطیف ترین طراوتی هستی که زمان را مغلوب کرده است
دیدارت را باید به انتظار نشست و تماشا


از: مرجان

دیروز از صبح چشم انتظار تو بودم
می گفتند نمی آید چنین می پنداشتند
چه روز زیبایی بود یادت هست
روز فراغت ومن ،بی نیاز به تن پوش

امروز آمدی پایان روزی عبوس
روزی به رنگ سرب
باران می آمد
شاخه ... دیدن ادامه » ها وچشم انداز در انجماد قطره ها

واژه که تسکین نمی دهد
دستمال که اشک را نمی زداید

تارکوفسکی
۲۳ دی ۱۳۹۰

هدیه ی بسیار زیبایی بود مرجان عزیز بی نهایت سپاسگزاریم هم من و هم باران.

۳۰ دی ۱۳۹۰
چه با احساس :)
۱۰ خرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز با خانواده رفتم که این نمایشو ببینم اما نشد.بلیط های بدون صندلی کلی دردسر ساز شد و اعصابم هم به هم ریخت...
مسئولین محترم و زحمت کش (تئاتر شهر عزیزم) من می خوام از شما بپرسم تماشاگر چقدر ارزش داره؟ اصلا ارزش داره؟
من قبلا هم بلیط بدون صندلی داشتم و به جای صندلی یک تشکچه گرفتم ،گرچه آنقدرها هم کارساز نبوده....از نمایش عالی هم در سطح متوسط لذت بردم چون نه دید خوب داشتم ، نه جای کافی واسه تکون دادن پام که از موندن تو یه حالت خواب رفته!
مادر من شرایطش با من فرق می کنه... اگه خودم تنها بودم رو زمین هم می شستم،اما...
چرا وقتی ظرفیت پر می شه بلیطی با عنوان بلیط بدون صندلی باید فروش بره؟ اگه به جاش به تماشاگر بگین ظرفیت تکمیل شده بهتر نیست؟
هر چیزی از جمله تماشای نمایش به حداقل شرایطی نیاز داره،نداره؟
.
.
.
به همه ی دست اندرکاران زحمت کش خسته نباشید می ... دیدن ادامه » گم.
درکتون می کنم
۲۲ دی ۱۳۹۰
سرکار خانم خالقی تا اون جایی که بنده دیدم مسئولین محترم گیشه همیشه قبل از ارائه بلیط بدون صندلی از تماشاگر سوال می‌کنند و شما هم برای خرید بلیط بدون صندلی مختارید.
به نظر من فروش بلیط بدون صندلی امکان خوبیه برای افرادی که به دنبال از دست ندادن نمایش ... دیدن ادامه » هستند.
۲۲ دی ۱۳۹۰
من قبلا این موقعیت برام پیش اومده.مجبور شدم به جای تشکچه از کُتم استفاده کنم.
۲۲ دی ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی و مخصوصا خانم پرنیان عزیز
اول از همه که تولدتون با تاخیر مبارک
و دوم اینکه نقد این نمایشنامه ی قشنگی که قرار خوندنشو اینجا گذاشتید کی برگزار می شه؟
بازم از انتخاب و پی گیریتون ممنونم
سلامت باشید و روزهاتون پرتقالی...
غروب است و ویرانی نزدیک
نوای قلبم از اوج سکوت می گوید
از اوج غم، از اوج بی صدایی انتظار
از اوج رقص پرنده ها در این هوای وهم
که با نسیم گرم هجرت در آمیخته است...
از آن سوی مرزهای جنون
که در تاریک روشن سحر به چشم هر کس نمی آید
پنداری شب از اینک برمن گسترده است
شبی لایتناهی
من در این رنج سکون
نفس گرم طبیعت را بر باد و هوا می بینم
من در این بی نفسی...
چه کسی می داند؟
من در این بی نَفَسی یا نفسی
...
واژه ... دیدن ادامه » ها می غلطتند
در سپیدی ابران خدا
در همه آبی این چرخ فلک
دل من با تپش قلب امید
تپش از سر گیرد
دل من با نفس گرم سکوت
در غروبی که همه دلتنگی من با اوست
جریان می یابد
...
من اسیر تب سرخ مهرم
من صدای نفس بی تابی
در هوای شفق یافتنم
من پر از دست نوازشگر باد
من پر از وسوسه ی پوچی خواب
من پر از بی کسی ام
غرق در عطر فضا
غوطه ور در نفس برگ درخت
شعله ور در عطش رنگ فضا
من پر از خویشتنم...

از: خود
من اسیر تب سرخ مهرم
۲۰ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از بیگانگی هایت
هزاران بغض نفرت را طلبکارم
.
.
.
.
سزاوارم؟

از: خود
سزاوارم؟
خیلی دوسش داشتم
باخوندنش یه احساس خوبی بهم دست داد
مرسی مرجان عزیز
۱۹ آذر ۱۳۹۰
مرضیه و سحر عزیزم از شما هم ممنونم...
۱۹ آذر ۱۳۹۰
دل نوشته بود وخوب
ممنون مرجان بانو
۲۰ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روز، شب، هستی ، من
اولین ضربه ی قلبم
اولین طعم خوش آبنبات
اولین کودکیم
اولین بار که از سرسره غفلت پایین جستم
و به یاد آوردم
و شنیدم
نفسی می خواند مرا
من بدو دل بستم
و رسیدم به یک شهر پر از دلتنگی
پر از مهر
سکوت
من و این راز غریب
من و این زمزمه حورایی
ای خدا صبرم ده
و ... دیدن ادامه » دلی نورانی

پ.ن : فارسی! تا شاید خوانده شود. مهم نیست بد یا خوب باشد...اما هر آنچه فارسی نیست به راستی شایسته خواندن نیست؟! (با تشکر از آرش اختر گرامی)

از: خود
لذت برم هم نام عزیز
حس آمیزی زیبایی درش نهفته بود
۱۶ آذر ۱۳۹۰
تشکر فاطمه جان...
سید محمد@ از شما هم ممنونم که وقت گذاشتید خوندید...
۱۶ آذر ۱۳۹۰
جناب ارمغان ممنون
۱۸ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Salam
dustan...in namayeshe paykubi asbha ... Chejuriye?
Khube?
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Emrooz mikham 3 ta karo bebinam,afsane babram yekishune...akh joon...Che rooze khoobi
ما هم 3 کار راروز سه شنبه می بینیم...چه یکشنبه و سه شنبه خوبی برای شما و ما!!!!
۲۲ آبان ۱۳۹۰
چه جالب فکر میکردم فقط خودم از این کارا میکنم تو یه روز سه تا رو میبینم...خوشحالم که الان فهمیدم تنها نیستم:)
۲۲ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Ejra vaghan jazzab bud
amma dastan yezarre vasam gong bud
be akharesh ke resid ye hadsase zadam
amms kollan kare ghashangiye age ba dastan ashna bashin ham hessitunam bishtar Mishe
Eslah mikonam
ejra mareke bood....fogholade
۱۷ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Sharmande ke Farsi neminevisam,ba gushim daram payam mizaram
namayesh fogholade bud
bazi zibaye AghAye safari
dargir kardan tamashagaran ba hese sahne vaghti shere entehaye karo dadan daste yenafar Va khodeshun hamzaman az sahne kharej shodan
musighi ziba,mohite samimi
kholase harchi begam kam gofam
tu meydune azadi hame shakian,makhsusan vaghti sare zohr in noore khorshid mese ye risman tu farghe saram mitabe,rismani ke na mishe azash bala raft,na be onvane tanabe dar azash estefade kard...."


خوش اومدی :)))
پرچم خالقی ها بالاست
۱۳ آبان ۱۳۹۰
خالقی جماعت با همه نسبت داره
نه متاسفانه اما خالقیه دیگه با شخصیت هنری دیگه جونم واست بگه خواهر پرچممون جمیعا بالاست و در احترازه
۱۳ آبان ۱۳۹۰
Daghighan
haghe matlabo Hesam Jan Ada karde dge
chi begam?az namayesh begam,ma ye guruhe 17 nafari ba salighehaye mokhtalef rafte budim
amma hame akhare kar razi budan Va chon man pishnahade didame in theatro dadam,kollan khoshhalam
۱۳ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید