آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال علی روشنگر | دیوار
S3 : 17:12:11 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
یک نمایش خوب و لذت بخش ، با نماشنامه ای دقیق و حساب شده و بازی های جذاب
رعنا جمالی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
قبل از هر چیز باید بگم از نمایش جنوب از شمال غربی نوشته و کار ایوب آقا خانی بیش از اینها انتظار داشتم و به طور کلی در پایان نمایش به بازیگران و کارگردان نمایش که به احترام مخاطب در راهروی سالن سایه ایستاده بودند، چیزی جز یک خسته نباشید کمرنگ و رنگو رو رفته نتوانستم بگویم . که البته بخش قابل توجه ای از این حس و حال من در پایان نمایش مربوط میشود به اپیزود سوم و پایان نه چندان خوب اثر .
نمایش جنوب از شمال غربی ، نمایشی است درباره مهاجرت و سرنوشت انسان هایی که سال های زیادی از عمر خود را در سرزمینی سپری کرده اند که با ریشه های آنها فاصله ها و شکاف های عمیق فرهنگی و ... دارد .

این نمایش به شکلی اپیزودیک ارائه شده است که اپیزود اول نمایش خوب شروع میشود و به خوبی از پس معرفی شخصیت ها و راه اندازی داستان بر می آید و اپیزود دوم نیز در ادامه به خوبی داستان را پیش میبرد و از لحاظ حسی و عاطفی میتواند ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند و در اپیزود سوم اگر چه گره گشایی انجام میشود اما ابهامات پاسخ نداده در اپیزود های قبلی که به این قسمت آمده است کماکان باز نشده همانند سئوال هایی بی پاسخ ذهن مخاطب اثر را اشغال میکند و تا پایان اثر نیز کماکان حل نشده باقی ... دیدن ادامه ›› میماند.

یکی از مشکلات کارهای اپیزودیک در آوردن حس کلی یک اثر نمایشی است که بتواند مستقل از داستان های متفاوت اپیزود های نمایش ، خود را همانند خونی در رگ های اثر جاری و به یکپارچگی آن کمک کند ، که متاسفانه در این کار این حس نمود کمرنگی داشت . البته تلخی و سردی ، روح حاکم در اثر بود و تا حدودی توانسته بود حس مشترکی را میان این سه اپیزود ایجاد کند اما گنگ بودن بعضی ماجراهای اتفاق افتاده و عدم بیان دلایل کوچ این شخصیت ها و باز نشدن بعضی از گره های داستان تا انتهای نمایش ، باعث میشود مخاطب در پایان نمایش کمی سردرگم و کمی کنجکاو هنوز منتظر باشد اپیزودی دیگر را نیز ببیند تا شاید پاسخ گوی ابهامات ذهنی او باشد .

باید گفت جدا از محتوای قابل توجه نمایش ، اثر از نظر دراماتیک پاسخ گوی نیاز مخاطب نیست و همین مشکل باعث میشود نتوان آنچنان که باید با اثر ارتباط تنگاتنگی برقرار کرد و از آن لذت برد.

به نظرم طراحی صحنه این نمایش تنها کارکردی واقعی در اثر داشت و به محتوای نمایش و ... کمکی نمیکرد . و بازی های این نمایش با وجود استفاده از بهترین های تئاتر در حد این نام ها نبود و مشکل جدی که نه تنها این اثر بلکه کارهای دیگر این روزهای تئاتر از نظر بازی دچار آن است این فریاد های ناگهانی و تکراری و تصنعی و متظاهرانه است که هیچ کارکرد درون متنی و برون متنی به جز ترساندن مخاطبی که سعی میکند با اثر ارتباط برقرار کند ، ندارد . در این کار به جز فهیمه امن زاده تمام بازیگران حد اقل یکی از این فریاد ها داشتند که فقط فریاد پیام دهکردی متناسب با متن و شخصیت پردازی آن بود و مابقی به نظرم کاملا زائد و نمایشی بود . ای کاش برای بازی های این اثر وقت و انرژی بیشتری به کار بسته میشد، چون رگه هایی از لحظه های خوب در کار تمام بازیگران میشود دید .

نمایش چهارسو /سایه نمایشی است در ستایش جایگاه بازیگر در هنر نمایش و بیان خرده مشکلات این هنرمندان در زندگی شخصی و اجتماعی وابسته به پول و درآمد این روزها . به راستی اگر بخواهی با عشق و علاقه ات زندگی کنی و در انتخاب شغل آینده ات میان هنر و پول جانب اولی را بگیری شاید مجبور باشی ادامه زندگی را در رنج و تنهایی سپری کنی به امید اینکه نتیجه اثرت سرمایه ای باشد برای دوران پیری و تنهایی و فراموش شدگی تا با مرور خاطرات خوب بازی بر روی صحنه های مختلف و سالن های کوچک و بزرگ شهری که دیگر کمتر کسی تو را در آن به جا می آورد، اشکی بریزی و حسرت بخوری و تو نیز مثل دیگر همکارانت در لحظه مرگ اگر خوش اقبال باشی و کسی در کنارت باشد بگویی : " من برای هنر این سرزمین خیلی زحمت کشیدم اما افسوس این هنر هیچگاه حق من را نداد ! "

نمایش چهار سو / سایه در واقع داستان یک بازیگر و یک کارگردان تئاتر است که ماجرا ها و مشکلات آنها که در ظاهر کاملا متفاوت از یکدیگر است در طول مدت نمایش در فواصل مختلف زمانی گاهی جدا از هم و گاهی به طور همزمان به مخاطب ارائه می شود و در انتها این در هم آمیختگی ماجرا ها تاثیری بر روی کاراکتر های جاری در اثر نمایشی نیز دارد و هر کدام از آنها شناختی مجدد از شرایطی که در آن قرارگرفته اند ، بدست می آورند . و مخاطب اثر نیز دعوت می شود به نگاهی احترام آمیز به هنرمندانی که با تمام مشکلات ریز و درشتشان آنها را ساعاتی در سالن های مختلف این شهر به فکر و لذت و غم و شادی و عشق دعوت ... دیدن ادامه ›› میکنند .

نمایش چهارسو / سایه برای اینکه بتواند تاثیری که در بالا ذکر شد را بر مخاطب اثر بگذارد کمبود هایی دارد که بخشی به نمایشنامه مربوط است و بخشی نیز به بازی های اثر . به طور کلی کاراکتر کارگردان پرداخت خوبی ندارد و خرده ماجراهای مربوط به آن چندان متنوع و جذاب نیست و در مواردی که او به تنهایی در صحنه حضور دارد نمایش افت میکند و مخاطب از تکرار بیش از حد تلفن های او و حرف های تکراری اش خسته میشود و انتظار میکشد که این بخش هر چه زودتر تمام شود و این مشکل در بازی بازیگر این نقش نیز نمود پیدا میکند . اما بر خلاف این ، کاراکتر بازیگر از پرداختی بهتر و جذاب تر برخوردار است و بازی بازیگر این نقش نیز به جذابیت نقش افزوده و میتوان گفت به تنهایی بار اصلی نمایش را به دوش و گلیم کار را از آب بیرون میکشد .

با توجه به جوان بودن گروه نمایش ،اثری که در حال اجرا است ، کاری قابل قبول است و بر خلاف کار های پیشین تئاتر های محیطی سعی نمیکند با گفتن جملات نامناسب و .... در سطحی ترین شکل ممکن و بدون هیچ محتوای قابل توجه ای مخاطب را به خنده وادارد.
من بعد از اینکه دیدم آرش رستمی فیلم های منتخبش رو در جشنواره فیلم فجر انتخاب کرده ، تصمیم گرفتم به فیلم هایی که امسال در جشنواره دیدم از 10 نمره بدم .

بوسیدن روی ماه ( همایون اسعدیان ) ............................................ 7

پذیرایی ساده ( مانی حقیقی ) ..................................................... 6.7

پله آخر ( علی مصفا ) ................................................................. 6.5

ضد گلوله ( مصطفی کیایی ) ........................................................ 6.3

خوابم میاد ( رضا عطاران ) ........................................................... ... دیدن ادامه ›› 6.2

نارنجی پوش ( داریوش مهرجویی ) ............................................... 6

برف روی کاج ها ( پیمان معادی ) ................................................. 6

زندگی خصوصی آقا و خانم میم ( روح الله حجازی ) ......................... 6

بی خود و بی جهت ( کاهانی )................................................... 5.5

ملکه ( باشه آهنگر ) ................................................................ 5.3

بغض ( رضا درمیشیان ) ............................................................ 5

یک روز دیگر ( حسن فتحی ) .................................................... 5

آزمایشگاه ( حمید امجد ) ......................................................... 4.5

قلاده های طلا ( قاسم طالبی ) ................................................ 4.2

میگرن ( مانلی شجاعی فر ) .................................................... 4

پل چوبی ( مهدی کرم پور ) .................................................... 3.5

یکی می خواد باهات حرف بزنه ( منوچهر هادی ) ........................ 3

گیرنده ( غفار زاده ) ............................................................... 2

ممنون از پست شما
فیلمی سالیان پیش دیدن که نمره 10 و 9 و 8 بهش داده باشید؟!
۲۳ بهمن ۱۳۹۰
آرزو خانم بختیاری راستش چون امسال اکثر فیلم ها نزدیک به هم بودند و اختلافات ناچیزی از لحاظ کیفیت داشتند ( به جز فیلم های بد ) اگر نمره ها رو بر مبنای عدد صحیح می دادم بیشتر فیلم ها 6 میشدند ، به خاطر اینکه دقت نمره دهی رو بالا ببرم از اعشار هم استفاده کردم . بهتر این موضوع رو بگم که در این نمره دهی 5 یعنی متوسط و 10 یعنی عالی و صفر هم بی ارزش و بین 5 و 10 متوسط خوب و خوب و خیلی خوب قرار دارند و بین 5 و صفر هم متوسط ضعیف و ضعیف و خیلی ضعیف قرار دارند .
۲۴ بهمن ۱۳۹۰
امین جان من به شخصیت استاد نمره ندادم و یا به سابقه ایشون من به فیلم نارنجی پوش نمره دادم و 6 نمره بدی هم نیست . ( با توجه به فیلم )
۲۴ بهمن ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به نظرم جدی ترین مشکل نمایش مشروطه بانو در عدم توزیع مناسب زمان نمایش به ماجراها و داستان ها بر میگرده ، به عنوان مثال مدت زمان مراجعه اعضای خانواده صاحب دستور به خانه مشروطه بانو برای تغییر نظر او درباره پدرشان بیش از اندازه کش دار و طولانی است اما در پایان نمایش یکسری اتفاق های سرنوشت ساز در کمترین زمان ممکن پشت سر هم اتفاق می افتد ، شاید اگر نمایشنامه ، یکدستی و انسجام روایی بیشتری می داشت نتیجه کار خیلی بهتر از این می بود . اما در هر صورت مشروطه بانو اقتباس قابل قبولی از نمایشنامه ملاقات بانوی سالخورده دارد و به خوبی توانسته از تم اصلی داستان اون نمایشنامه و همچنین استفاده های کمرنگی از ایده های نمایشنامه های هملت و شاه لیر اثری ایرانی با درونمایه کاملا بومی و ملی پدید آورد و پیام صلح و آزادی با اتکا به عشق و محبت را به مخاطب ارئه کند .
بازی های کار اگر چه یکدست نیست ( بعضی بازی ها ضعیف است ) ولی قابل قبول است به خصوص در مورد بهزاد فراهانی ، رویا نونهالی ، لیلا برخورداری ، مسعود میر طاهری ، علی سلیمانی ، شهرام حقیقت دوست و محمود جعفری ، سیامک صفری هم تاثیر گذار است . موسیقی کار رو با توجه به نزدیکی به سلیقه ام و همچنین هماهنگی با اثر پسندیدم و طراحی صحنه و لباس هم خوب بود .
مهران خوشبین، علی اسدالهی★، آرش رستمی و حسام خالقی این را خواندند
mahsap pay، بهناز ذ و amir jalali این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیشب آخرین اجرای گروه رو دیدم ، و خوب کمی خستگی در اجرا ها مشهود بود ، من هیچ یک از کار های قبلی رو ندیده بودم و در این اجرا از دنکیشوت و شازده کوچولو و پینوکیو خیلی خوشم اومد اما یک نکته تلخ هم داشت و اون اینکه هدایت هاشمی در پایان نمایش گفت این آخرین اجرای من در مجموعه تئاتر شهر بود و خدا حافظی کرد ، ای کاش هم مدیران مجموعه و هم هدایت هاشمی کمی شکیبا تر بودند ، برای چون منی که به جز تئاتر شهر جای دیگه نمایش ندیدم و شاید نبینم نبود هدایت هاشمی خیلی ناراحت کننده است ، امیدوارم با سپری شدن زمان نظرش تغییر کنه ، همیشه خاطره بازی های خوبش در ذهن من باقی خواهد ماند .
ای وای!آخرین اجرا؟مگه می شه؟نــــــه:((
۱۱ بهمن ۱۳۹۰
بعد از قطع اجرای نمایش افسانه ببر پیش از موعد توافق شده ( به دلایل .... ) هدایت هاشمی این تصمیم رو میگیره ، راستش به نظرم ای کاش اینگونه نمیشد.
۱۱ بهمن ۱۳۹۰
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در مورد نمایش باید بگم میکائیل شهرستانی برای من قابل احترام بود و بازی خوبی ارائه داد و بقیه موارد از نمایشنامه تا کارگردانی و اجرای دیگر بازیگران همه و همه من رو با یک اثر متوسط روبرو کردند.
سیامک صفری بازیگر توانایی است و اگر تنها یک جا بشینه و حرف هم بزنه باز هم با یکی از جذاب ترین اجرا های نمایشی روبرو هستیم . اما نمایش به چیزهای دیگری هم نیاز داره
اگر چه محل اجرای این نمایش چندان مناسب نیست و اگر دیر وارد سالن انتظار بشی جای مناسبی برای نشستن و تماشا پیدا نمی کنی و شاید بیش از نیمی از نمایش را نتونی ببینی و همه این مسائل که خوب به نظرم مهم هم هستند چرا که به خاطرش هزینه پرداخت شده را اگر کنار بگذاری با یک نمایش تکنفره مبتنی به اجرای یک بازیگر روبرو هستی که باید بیان کنم به بهترین شکل ممکن این نمایش رو بازی میکنه روبرو هستی . هدایت هاشمی در این نمایش اجرای درخشانی داره و فضای شاد و دلپذیری را برای مخاطبینش ایجاد میکنه به شکلی که میشه دیدن این نمایش رو به همه توصیه کرد به خصوص آدم های افسرده و غمگین .
ساسان زرافشان نیا این را خواند
مرجان خالقی، مونا گوهری و مهسا قرائیان این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
راستش فکر میکنم این همه هیاهو و جنجال و مجادله و بعضا مناظره پیرامون نمایش نوشتن در تاریکی بیشتر از اینکه برگرفته از اصل نمایش و مفاهیم عرضه شده در این اثر باشه ، از همان چیز هایی آب میخورد که محمد یعقوبی آن را نقد میکند . نمایش نوشتن در تاریکی اشاره داره به مشکلات درونی و شخصیتی جامعه ایرانی در پذیرش و تن دادن به دموکراسی و با توجه به دیدگاه جاری در نمایشنامه ، این مشکل تنها مربوط به قشر خاصی نمی شود . در این کار از روشنفکر گرفته تا خشک مذهب و از منتقد ادبی و وکیل و روزنامه نگار و ... تا بازجو هر کدام به شکلی در موقعیت های مختلفی که در آن قرار دارند درگیر این منش دیکتاتور گونه شخصیتی هستند . در این اثر جمعی 6 نفره که نماینده قشری خاص از جامعه هستند بر روی یک امر ساده ( زمان بیدار شدن و رفتن به لنگرود ) با رعایت تمام اصول دموکراتیک باز هم به دلیل از بین رفتن خواسته های شخصی با تن دادن به رای اکثریت مخالفت میکردند . در واقع جامعه در حال گذار ما از سنت به مدرنیته کماکان درگیر تناقض میان فرد گرای موجود در مدرنیته و تن دادن به نظر اکثریت در جامعه مدنی و دموکراتیک است . و همین تناقض است که عده ای دموکراسی را ، دیکتاتوری اکثریت معنی کرده اند . و متاسفانه در موارد پر اهمیت تر و انتخاب های سرنوشت ساز بروز این بیماری درونی تاریخی حوادثی میافریند که به قیمت ازبین رفتن جان انسان ها تمام میشود. و در پایان نیما همچون الی در فیلم درباره الی.... به نمایندگی از تمام انسان هایی که در این جامعه زندگی میکنند قربانی میشود تا تلخی و سیاهی و شومی این تناقض ها را در بستر جامعه فریاد زند. و شاید همین ویژگی ها است که نمایش نوشتن در تاریکی من را به یاد فیلم درباره الی.... انداخت.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
l
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به نظر خیلی ها مکاشفه و کالیگولا هم چنگی به دل نمی زدنند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خیلی دوست ندارم طول و تفسیر بدم . خیلی کلی نظرم رو میگم . نمایش منهای دو روی هم رفته نمایش متوسطی بود . ویژگی های مثبت کار یکی بازی های روان و دلنشین سیامک صفری و حسن معجونی بود و دیگری طراحی صحنه و لباس . و اما ویژگی های منفی کار یکی بازی ضعیف پگاه آهنگرانی و همچنین اجرای بد پرده آخر نمایش و پایان بندی نه چندان جالب اثر بود . و مابقی چیزها از موسیقی گرفته تا بازی دیگر بازیگران چندان قابل ذکر نیست . و تمام این چیزها این کار رو تبدیل به یک کار متوسط میکنه که البته به خاطر اجرای خوب دو بازیگر اصلی ، شاید بتونه خودشو کمی بالا بکشه . در کل از آقای داود رشیدی انتظار بیشتری داشتم .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نظری که در بالا مشاهده میکنید مربوط به فردای شبی بود که نمایش رو دیدم و حالا که بعد از مدت ها دوباره اون رو خوندم نظرم کمی متفاوت تر از قبل شده ، باید بگم هفته بعد از اولین باری که نمایش رو دیدم به دلیلی به همراه دوستی دوباره به تماشای این نمایش رفتم و بعد از گذر زمان و ته نشین شدن نمایش در ذهنم باید بگم حس جاری در نمایشنامه و اجرا رو خیلی دوست دارم اون غم ها و تنهایی هایی که در زندگی این دو شخصیت وجود داره و این سادگی و صداقتی که تو رفتار و آرزو های اونها جا گرفته و این طی طریق و این لحظه هایی از زندگی دیگران که از حضور این دو سروسامان میگیره و این غم و تنهایی که انگار همیشه در کنار سرنوشت اونها وجود داره و لحظه ای اونها رو فراموش نمیکنه و این بی تفاوتی این آدم ها به این همه سختی و نا امیدی و تلاش برای جستجوی یک جای دلنشین برای طی کردن باقیمانده اندک عمر و همه همه آدم رو میخندونه و به فکر فرو میبره و غمگین میکنه و عبور میکنه و میره درست مثل زندگی.
در مورد بازی ضعیف پگاه آهنگرانی نظرم کماکان پابرجا است ولی در مورد بازی لیلی رشیدی تغییر کرده به نظرم اون هم در کنار صفری و معجونی بازی خوبی ارائه کرد.
بهمن 1390
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش گل یک نمایش فیزیکال با حرکات زیبای بدن و بسیار جذاب از نظر ساختار و اجرا و بسیار پر مفهوم از نظر مضمون . من به شدت توصیه میکنم این نمایش رو ببینید و از آرامشی که این نمایش به شما هدیه میکنه استفاده کنید . بازی های این نمایش عالی بود .
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من دیشب موفق به تماشای این نمایش شدم . راستش با توجه به عوامل این کار انتظار خیلی بیشتری داشتم . باید بگم که متاسفانه اجرای چندان خوبی نداشت مجموعه بازیگران چندان قابل توجه بازی نمی کردند و نمایش تا حدودی خسته کننده بود البته سعی در ایجاد نوآوری های شده بود که به نظر من بیشتر دست و پای بازیگران را بسته بود تا به جذابیت کار بیافزاید . اما با همه این موارد اگر دوست دارید بازی رضا کیانیان رو ببینید بهتون توصیه میکنم این نمایش رو ببینید ، چرا که رضا کیانیان به تنهایی با بازی گرم و روان و صمیمی اش خستگی شما رو به در میکنه .
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
وقتی توی سالن نشستم و دارم یه نمایش خوب رو تماشا میکنم درست اونجایی که کاملا از لحاظ حسی ارتباطی تنگاتنگ با اثر بر قرار کردم یه ندایی بهم میگه که این نمایش هم مثل همه نمایش ها بالاخره تموم میشه و درست همون جاست که من آرزو میکنم ای کاش چراغ ها هرگز روشن نمی شد تا ما برای بازیگران دست بزنیم.
زهرا. ک.ف و شبنم موتابی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رقص زمین هم از لحاظ اجرا و هم از لحاظ محتوا اثری قابل تامل بود.نگاه اجتماعی و سیاسی اثر به روند تاریخ معاصر ایران یک نگاه مصلحانه بود و احساس جاری در اثر آرام کننده شرایط نه چندان مطلوب این روز های مخاطب است .در این نمایش ما با محوریت پدیده ای مهم به نام بحران و همچنین چگونگی برخورد با این پدیده روبرو هستیم . بحرانی که آنقدر جدی است که حتی میتواند عمیق ترین شکاف ها را در بستر زندگی یک خانواده ایجاد کند و منجر به تکه تکه شدن جامعه ای شودکه در آن کم کم و به مرور زمان باد کرده و بزرگ شده تا اینکه در آستانه انفجار قرار گرفته است .
رقص زمین در استفاده از صدا و نور هم تا حدودی موفق است و بازی هر چهار بازیگر اصلی هم بسیار خوب است به خصوص در مونولوگ گویی های بسیار طولانی .
علی عبدالرحیم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید