تیوال سینا نادری فرد | دیوار
S3 : 15:36:47
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بنده یک تماشاگر علاقمند به تئاتر هستم! به نظرم اجرای 2 بهمن شلخته و بی سلیقه و بی حوصله بود! هرچی خواستم مثلا اینها رو به ذهن آشفته آرتور که به نظرم داستان از کابوسهای او روایت می شد ربط بدهم، اما نشد! لباس ها! گریم ها! صحنه! .... راضی نبودم! البته باید محدودیتهای گروه رو در نظر گرفت! در کل برای من نمایش همون یک دقیقه اولش بود! دیالوگ ها و صداهای قوی! وقتی شروع شد، تموم شد!

مثلا اون صحنه که بازپرس برادر کوچک رو آب میدهد: چقدرررر مصنوعی بود!!!
این نمایش نقطه قوتش صدا بود! صدای بازیگرا! صدای موسیقی!

و در پایان خسته نباشید به گروه به امید آثاری بهتر
بسیار متشکریم که انقدر ریز بینانه به کار نگاه کردید و بسیار متاسفیم که نتونستیم نظر شما رو جلب کنیم. و اما چند نکته. مسأله ی گریم که ما از همون ابتدا گریم خاصی رو مد نظر نداشتیم حتی در ایده های اولیه. مسأله ی بعدی لباس هاست که به خاطر حرکات بازیگران ما نتونستیم ... دیدن ادامه » لباس هایی که متعلق به تاریخ نمایش (١٩١٢) استفاده کنیم به همین دلیل لباس ها امروزی تر بود. همیشه در بی نظمی ها هم میتونه نظم وجود داشته :)) مرسی بابت اینکه وقتتونو به ما دادید.
۰۳ بهمن ۱۳۹۴
دوست عزیز
خوش‌حال می‌شیم به تماشای نمایش تازه‌ی گروه ریگولیتو بنشینید.
«بوی گند دهن خانم مارکز»
نویسنده و کارگردان : فرید قادر پناه

لینک تیوال: https://www.tiwall.com/p/boyegandedahan
۲۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- این حقیقت داره پدر؟
- هیچ حقیقتی مهمتر از «آبروی خانواده بیرلینگ» وجود نداره!
سبحان نقی زاده و رامین جعفری این را دوست دارند
دوست عزیز
خوش‌حال می‌شیم به تماشای نمایش تازه‌ی گروه ریگولیتو بنشینید.
«بوی گند دهن خانم مارکز»
نویسنده و کارگردان : فرید قادر پناه

لینک تیوال: https://www.tiwall.com/p/boyegandedahan
۲۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینا نادری فرد
درباره نمایش ترور i
نمایش خوبی بود! طراحی صحنه من را یاد سکانس های آخر فیلم اینر استلار انداخته بود که پدر در فضای اتاق خواب با دختر و گذشته خودش در میان مکعبهای زمان حرف میزد! در واقع نمایش در ذهن ابن ملجم اتفاق می افتاد! مثل وسوسه ها! رویای مادر! اونجایی هم که صدای اخبار آلمانی و فرانسه می آمد من رو یاد نظریات یونگ درباره ناهشیار جمعی انداخت! انگار ذهن همه تروریستهای تاریخ در ذهن ابن ملجم به اشتراک گذاشته شده بود... مرسی آقای نعیمی و هنرمندان عزیز و گرامی! لذت بردم! به امید اجرای نمایش های بعدی
تابان و تایماز موسی زاده این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینا نادری فرد
درباره نمایش ولپن i
من یک لاک پشتم
سینا نادری فرد
درباره نمایش ولپن i
دوستانی که تفکر انتقادی دارند نقد هایی که به متن و نوع اجرا نمایش وارد هست رو خواهند گفت!

من در کل نمایش رو اینطوری توصیف میکنم: چند تا مداد سیاه و رنگی که صفحه روزگار رو خط خطی میکردند و یک پاک کن بزرگ و سفید که هر از چند گاهی اونها رو از صفحه پاک میکرد تا جا برای خط خطی کردن مدادهای دیگه باز شه!

فقط دوست دارم بگم: اووووم خلاقانه بود! من که این نمایشو دیدم واقعا خوششم اومد!:D

...........

سپاس از اجرای صمیمی، دوستانه و پر انر‍ژی گروه
تعبیر خیلی زیبایی داشتید دوست عزیز.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
ذهن شما زیباست دوست تمیز
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


صفحه گسترده اجتماعی 16 تکه نا مسطح؛ جایی شاید برای 4 نفر!
بی قانونی و قانون گریزی و خویش تنبیهی و دیگر تنبیهی انسانها در این صفحه به خوبی نمایش داده می شد! جایی که هر صندلی برای یکیه! جایی که انقد باید داد بزنی تا یکی ساکت بشه! جایی که یا باید فرار کنی یا دنبال کنی! همراهی وجود نداره! یا باید تمسخر پیشه کنی یا طعنه بزنی! همدلی بی معنی است! باید بزنی ! چک یا زیرآب فرقی نداره! والا می خوری! هم یاری کیلو چنده؟

نمایش خوبی بود! واقعا بازیگرها خیلی زحمت کشیده بودند! امیدوارم کامل تر بشه!
دایی رو ببرم بیرون شاید صغری رو دید! اینم فکر کرده من این کارم!
علی جعفریان، شکوفه دانایی و benitagol این را دوست دارند
در ورزنی که من دیدم گفت: اینم فکر میکنه شغل من اینه!
۱۸ فروردین ۱۳۹۴
احتمالا شما درست میگی! چون من معمولا نقل به مضمون میکن! هاهاها
۰۵ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1. سپاس از گروه نمایش برای زحمات و اجرای خوبشون
2. از دید بنده بازیگران کمی بی تمرکز بودند که در اوایل کار خیلی به چشم می اومد.
3. همونطور که جاواد بزرگ خانواده بود امیر خان جعفری هم بزرگ نمایش بود.
4.شیدا خلیق و ناهید مسلمی همون مادر و دختر نمایش ماضی استمراری بودند و امیر جعفری هم همون گنده لات نمایش شکلک فقط در بسری دیگر
5.نقش دایی می تونه بهتر اجراشه! نقش دایی یاد بازیگرای جنگ شادی رو تداعی می کنه! و این برای نمایش خوب نیست!
6. متن خیلی شعار زده است! انگار پای منبر نشستی تا نمایش! هرچند جعفری ، خلیق و مسلمی عالی هستند ولی یک نخ نا مریی این وسط گم شده که نمایش رو آنچنان که باید دلچسب نمی کنه!
7. ...
سپاس
سپاس از شما و بیان نظرتان. اگر مایل بودید در مسابقه نقد ما که شرایطش در لینک زیر امده هم شرکت کنید

http://www.tiwall.com/theater/news/mosabeghepaeiz
۱۷ فروردین ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طی این برنامه برای من کل زندگی یک انسان و عمر هستی مرور شدند از پرواز قطرات باران به آسمان و جشن ابرها! از حرکت کرات و کهکشانهااااا! آب شدن برفهای کوهستان و رویش گلهای وحشی! از آفتاب مهتاب زدن با نت های نواخته شده!!!! اووووووووووووووووووووو! عالی بود!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تالار حافظ در تاثیر گذاری نمایش نقش مهمی داشت! نمیدونم تالار شمس چگونه از اجرای هنرمندان میزبانی خواهد کرد!!؟؟
کیانا برنج کار و علیرضا بابایی این را خواندند
هما زارع، مژگان منتصریان و کامران م. این را دوست دارند
دقیقاً! اصلاً به این برگه اومدم که بپرسم ارتفاع کم سقف و تهویۀ سالن اجازه میده اثر به همون سبک و سیاق تالار حافظ اجرار بشه؟!
۰۸ آذر ۱۳۹۳
بعدشم دوستان من به باران کوثری حس خوبی ندارم!!!! شما چی؟
۰۹ آذر ۱۳۹۳
صد در صد این سالن برای این نمایش مشکل از خواهد بود.
۰۹ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه وجه مشترک من با بقیه کسایی که فیلمو دیدن این بود که:

بعد فیلم افراد حاضر در سالن بعد از پایان فیلم به صندلی هاشون می چسبند و نمی تونند پا شن!
آیا شما هم این حسو داشتید؟
پدرم می گفت:
خونه چیزی نیست که بشه باهاش شوخی کرد...
خانم آذر+نوش
سوال:‌چی میشه که بعضی ها یه پست خیلی قدیمی رو یه هو نظر میدن؟! برام جالبه
مرسی
۱۹ آبان ۱۳۹۳
نمیدونم والا ، شاید میخوان یه هو پست ِ قدیمی رو سوپرایز کنن :))
۱۹ آبان ۱۳۹۳
خسته باشید و بقول شما:))))))
۲۰ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1. حس من این بود که انگار دارم فیلم سینمایی یا یه تله فیلم نگاه میکنم تا یک نمایش!
2. اجرارو دوست داشتم و باهاش همراه بودم!
3. نمیدونم چی بگم ولی موقع خروج از سالن حس خوبی داشتم!
4. چقدر انتخاب مادر خانواده با دختر ته تغاری مناسب بود واقعا انگار دخترش بود! مخصوصا اونجا که پدر به همسرش گفت بفرما خانوم حاصل تربیت خودته!!!
5. چهار تکه بودن صحنه و مباحثی که حول هویت فردی و اجتماعی و ... اینا مطرح می شد منو باربط یا بی ربط یاد هویت موزاییکی می انداخت!


با سپاس از گروه نمایش
محمد شجاعی و علی عبدالرحیم این را خواندند
رومینا خلج هدایتی این را دوست دارد
اگه اشتباه نکنم خانم شیدا خلیق واقعا دختر خانم ناهید مسلمی هستند. حالا اگه اشتباه می کنم دوستان منو تصحیح کنند. در زمینه سایر موارد عرضی نیس :)
۰۵ مهر ۱۳۹۳
الان مطمئن شدم:

شیدا خلیق ، متولد ۱۳۷۲ومشغول تحصیل در دبیرستان است. مادرش ناهید مسلمی از بازیگران تئاتر است

(البته مصاحبه قدیمیه)

http://www.vujud.com/a-4348-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7--%22%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%AE%D9%84%DB%8C%D9%82-%22%D8%8C-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%84%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85/
۰۵ مهر ۱۳۹۳
سپاسگزارم شاهین دقیق
۱۲ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اغلب ما انسانها با احساساتمون انتخاب می کنیم و تصمیم می گیریم! تصمیماتی که لحظات زندگیمونو می سازن!
کدام انسان از ترد شدگی و خیانت لذت خواهد برد؟ کدام؟
اگر بگی زدگی برا لذت بردن نیست و ایناااااااا! پس چرا برای تنوع طلبی و لذت جویی باید خیانت کرد و انسانی را به بدترین شکل ترد کرد؟
خلاصه پای منبر روشنفکرانه( مخصوصا اونجایی که بازیگر مرد خیلی تصنعی شروع کرده بود به دیالوگ گفتن! مث انسانی که تفکراتش رو بقدری باور کرده و مومن شده که در بیخ استخوانهایش نهادینه گشته ) این نمایشنامه خوانی افکار و احساسات و رفتارهای انسانهایی را شاهد بودم که وانمود می شد همه حق دارند! بله همه حق داشتند چون در دو چارچوب جداگانه مثل دو خط موازی باهم ارتباط برقرار کرده بودند! بر سر مبنایی برای به نتیجه رسیدن بحث توافق نداشتند!

آقای یعقوبی ! چرا انقد به خیانت می پردازید؟‌برام ... دیدن ادامه » جالبه!

یه نکته:
بازیگر نقش آلما وقتی داشت استفراغ می کرد دستشو گرفته بود جلو دهنش و این در حالی بود که دستش بسته بود!

خانم اسکندری خیلی با احساس بودن مثه نقششون توی هم هوایی!
خوب بود! عصر زیبایی بود! با سپاس از گروه و دست اندر کاران محترم
سپاس سپاس سپاس
محمد ثقةالاسلامی این را خواند
ابرشیر، سیامک قلی زاده و پریا عالی محمدی این را دوست دارند
حیف شد نشد این نمایش خوانی رو ببینم
۱۹ مرداد ۱۳۹۳
بله خیلی صمیمانه بود
۱۹ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1. عالی بود همین!

2. بهترین اجرای نمایش: دختر شیرازی با بازی عالی خانم مهتاب نصیرپور

3. بهترن ترانه و موسقی به ترتیب: جوونای قلعه پیر و ترانه گیلکی و قطعه آخر نمایش

4. اشکان خطیبی یه کم بازیش اغراق شدس و صداش خیلی ترمز داره! آخرشم شکل مسیح شد! دوسش دارم

5. اشکان خطیبی یه نمور( آنیما) ش بالااااااست :دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این قطعه از اوپانیشادها تقدیم به اون کرگردن خیلی دوست داشتنی مایش و گردانندگانش( مخصوصا اون خانمی که با یک عشق و انرژی خاصی اون کرگردن رو حرکت میداد )

از همراهی محبت زاید،
و از محبت، رنج
چون این زهر را که از محبت برمی تراود بینی،
به کردار کرگدن تنها سفر کن.
او همچون شاخه های انبوه خیزران
مشتاق فرزند و همسرست:
هم بدان سان که فراز شاخ های بلند از پیچیدگی آزادست
به کردار کرگدن تنها سفر کن.
گوزن آزاد، آزادانه می خروشد.
از برای غذای خود به هرجای که خواهد همی رود،
ای فرزانه، در این آزادی نظر کن
به کردار کرگدن تنها سفر کن.
اگر دوستی بیابی که با او سفر کنی،
مجذوب ... دیدن ادامه » و ثابت قدم، لایق،
برخطرها همه غالب
آگاه و خوشدل همسیر او باش.
چون کسی را که به همسفری ارزد نیافتی
کسی که ثابت قدم و مجذوب نیست،
هم بدان سان که راجه سرزمین فتح شده را وامی¬گذارد،
به کردار کرگدن تنها سفر کن

بازی، خوشی ها، شادی، و این نشاط این جهانی،
به همۀ اینها دست یازیده و بی توجه بدان ها،
دور از فرّ و شکوه و به راستگویی،
به کردار کرگدن تنها سفر کن.

پسر، همسر و پدر، مادر و خواسته،
چیزهای ثروت افزای، گره های خویشی،
این لذات را به یکباره بازنه،
به کردار کرگدن تنها سفر کن.

آن ها جز بند چیزی نیستند، و شادی شان کوتاه،
شیرینی شان اندک، و رنج هاشان بسیار،
همچون قلاب هایی در گلوبند! این را بدان و با یقین
به کردار کرگدن تنها سفر کن.
چون شیرِ بی باک از آوازها،
چون باد نه در بند دام،
چون نیلوفر بی آلایشِ آب
به کردار کرگدن تنها سفر کن.
و آزاد از شهوت، فریب و کینه
بندها را گسسته،
به هنگام از میان رفتن زندگانی بی¬هراس،
به کردار کرگدن تنها سفر کن.

مردمان خدمت می کنند و به قصدی همراه می آیند:
در این زمانه دوستانی که چیزی چشم [از تو] نداشته باشند، اندکند:
مردمان، در مرادهای خودپسندانه، دانا، ناپاک اند.
به کردار کرگدن تنها سفر کن.
علی عبدالرحیم این را خواند
سیاوش مقصودی و سجاد افشاریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میشه درباره این نمایش گفت که میتونه بهتر بشه!!!!!!!!
خسته نباشید به گروه برای اجرایی که هر چند کسل کننده بود برای من ولی ایده های خوبی داشت! مثل ماشین پلیس! میز! کارت اخراج برای خروج بازیگر از صحنه! کلا مثل هویت نسل و عصر ما شرحه شرحه بود! نمایش نامه حرفایی تکه تکه و نق نق های زیادی داشت! ولی از لحاظ نمایشی من احساس رضایت نکردم!بازی ها خیلی ابتدای بود! بعد اون تکه آخر که از تماشاگرا آدم هایی که احساس میشد از قبل هماهنگ شدن اومدن جزء تیم هم خوب بود هم نبود!
دورهم بودیم دیگه ه ه ه
خسته نباشید خسته نباشید
آخرش کارگردان گفت آدمایی که اجرا اول میان آدمای باحالی هستن! واقعا این طوریه؟؟؟؟ نظر شما چیه؟
آوا تدین، سیاوش مقصودی و ر. پ این را دوست دارند
حرفهای تکه تکه ؛ دقیقا موافقم.یک اجرای شلخته و ضعیف و گروه موسیقی که آماده نبودند و آن روی سن آوردن رفقای آقای کارگردان و مصاحبه با ایشان همانند نازل ترین برنامه های تلویزیون ایران.
متاسفانه تنها نکته دوست داشتنی این اجرا برایم تماشای گل دوم خداداد ... دیدن ادامه » عزیزی بود.
۱۴ مرداد ۱۳۹۳
آری خانم نحاتی ! با توجه به جو سالن و تماشاگران من حسم اسن بود که داخل یک پارتی خودمونی تمایش داره اجرا میشه!
۱۶ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی سفید رو نشناسی نمیتونی سیاه رو بفهمی
اما
وقتی سیاه رو فهمیدی دیگه هیییچی نمی فهمی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ارزش زندگی انسان به عمق چراهایی است که دارد! هر شرایط!شخص و شی ای که چرا بیافریند و به انها عمق دهد ارزشمند است زیرا انسان را در مسیر فهمیدگی و تلاش برای دانستگی قرار می دهد.

تفکر انتقادی خوبه ولی اونچه که ما(جامعه ایرانی) بیشتر بهش نیاز داریم تفکر پرسش محوره! شیوه ای که بجای غرغرهایی که بعضی جاها خالی از استدلال میشه برامون چرا بیافرند! نه اینکه ما رو مثل دانای کل در جایگاه حکم صادر کردن قراربده! بقول سعدی بزرگ:
نگویند از سر بازیچه حرفی/ کزان پندی نگیرد صاحب هوش/ وگر صد باب حکمت پیش نادان/ بگویند آیدش بازیچه در گوش
.................
فرض: اگرعامل انگیزاننده رفتارهای انسان را قدرت در نظر بگیریم و اگر بپذیریم که انسانها بسته به نوع جنسیت و نگرش هایی که بر پایه تجربیات شخصی و منحصر به فرد خود دارند هر یک قدرت را در شی، شرایط و یا شخصی با نامهای گوناگون می بینند:

1. فاوست به نهایت عجز و بی قدرتی در زندگی رسیده است! سگ بر او ادرار می کند! بوی گند می دهد و فقیر و هیچ است! و بی کار! و تنها می خواند و فکر میکند تا احساس قدرت کند! که نمی کند! و برای اینکه بگوید هنوز قدرت دارد و هنوز عصیان می کند پس هست! قصد خود کشی می کند! تا با عصیان در برابر قدرت بزرگی چون خداااااااا! احساس قدرت نماید! که نا گهاااااان شیطان از راه می رسد و فاوست که از خدا نا امید است خود را به او می فروشد!

2. انسانها از موضع ضعف خود ادراک می کنند! فاوست چون بی عمل است و در زنگی کوششی نمیکند می گوید در آغاز کلمه نبود! نیرو بود! عمل بود!می گوید مارگاریت از بی کاری مرد در حالی که خود ش از بیکاری بود که روحش را به شیطان فروخت!!!!! خدایی که به فرض قبول قدرتش همه را احاطه کرده! برایش تنها و تنها تسلیم شدن انسان و سپر انداختن در برابر او و اینکه انسان قدرتش را در اطاعت از او بیابد مهم است! در قرآن مثلث قدرت فرعون، قارون و بلعم هر سه در عذاب خدا به دلیل نافرمانی از او فرو می روند و خدا آنها را عبرت بندگان میکند و باز متذکر می شود که تنها او را عبادت کنند!
3. حرف زیاده! با تشکر از گروه تئاتر که صحنه های نمایشی خوبی رو پیش روی ما گذاشتند! من هم با نظر دوستان در خصوص شعاری و کسل کننده بودن بعضی قسمتها و حرکات اضافه موافقم! در حدی که داشت خوابم می برد بعضی جاها ولی در کل راضیم!

و در آغاز هیچ نبود.کلمه بود و آن کلمه خدا بود.

عظمت همواره در جستجوی چشمی است که او را ببیند و خوبی همواره در انتظار خردی است که او را بشناسد و زیبایی همواره تشنه دلی که به او عشق ورزد و جبروت نیازمند اراده ایی که در برابرشبه دلخواه رام گردد وغرور در آرزوی عصیان مغروری که بشکندش و سیرابش کند وخدا عظیم بود و خوب و زیبا و پر جبروت و مغرور اما کسی نداشت.خدا آفریدگار بود و چگونه می توانست نیافریند؟

وکلمه ... دیدن ادامه » بی زبانی که بخواندش و بی اندیشه ایی که بداندش چگونه می تواند بود؟

وخدا یکی بود وجز خدا هیچ نبود
علی شریعتی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان بلیط ردیف جلو کجا فروخته می شه؟؟؟؟؟
درود بر شما
سه ردیف نخست اجرا به صورت میهمان در اختیار سالن و گروه محترم بوده و به فروش نمی رسد
۲۵ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید