تیوال عکاسی
S2 : 01:03:06
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
احمد عسگری
درباره نمایشگاه Iran Daily 01 i
قاب های متوسط و تداعی بخشی از واقعیت اجتماعی


نمایشگاه ایران دیلی را نمی توان به طور کامل یک رخداد بزرگ تلقی کرد، اما عطف به اهمیت بازنمایی و تداعی واقعیت اجتماعی در آثار این مجموعه، می توان حدودا ده اثر موفق یا متوسط را میان عکس های این مجموعه یافت که هدف نشان دان واقعیت و بسط ادراک مخاطب را محقق می کنند.در میان آثار انتخاب شده برای نمایشگاه ایران دیلی، البته طیف متکثری از آثار هستند که لنز، قاب بندی و پرداخت به سوژه را به ذهن مخاطب می سپارند و به نظر می رسد برخی از آثار این مجموعه شایسته ثبت و تحلیل جدی تر را هم دارند.

از میان این آثار «ارغوان شریفی نیا» با نمایی از زن نشسته بر کنار گذر یکی از آثار بسیار خوب و قابل بحث مجموعه است که در فرم و محتوا و در ترسیم بی کم و کاست سوژه اثری موفق است: در عکس شریفی نیا قدر مسلم توجه به نیمرخ زن و انتخاب درست و به موقع قاب بندی برای تقسیم فضای عکس در امتداد کوچه بدون فروغلطیدن به فوکوس به مخاطب این فرصت را می دهد تا تمام واقعیات و سوژه های محیطی را به تفکیک مرور کند و دلالت ها و ارجاعات عکس را با حوصله بازخوانی کند.
در این عکس مفهوم «انتظار» به مدد سه المان یادآوری می شوند: نخست، امتداد خط نگاه زن که به صورت نیمرخ و تقریبا مایل به سمت انتزاعی شدن می رود و المان دوم، یعنی موتور قفل شده در سمت دیگر کوچه که بیرون از سایه بعد از ظهر و در آفتاب قرار گرفته است به بسط مفهومی عکس کمک می کند. المان سوم اما با دقت مخاطب به آسانی در امتداد خط نگاه زن و اتفاقا نزدیک به چهره او خودنمایی می کند: قفل نصب شده روی درب مغازه ای که احتمالا نانوایی است و بدون هیچ تاکیدی میان نسبت خط نگاه با قفل می تواند کم و بیش نوعی وضوح عمیق "Depth of Field " را نیز تداعی کند که تاویل و تفیکیک میان داستان ها و عناصر تصویر شده را برای بیننده بیشتر مهیا می کند. به شکل مشخص، چاپ سیاه و سفید این عکس و تمرکز روی کنتراست نسبت میان عناصر بصری با دوربین را برای مخاطب بیشتر ادراک پذیر کرده است، چه اینکه اصالت توجه به پوشش زن و چادر مشکی و در عین قرار گرفتن در سایه تاویل واقعیت با زمان را در زندگی سوژه به نسبت افزایش می دهد.

دیگر اثر قابل توجه در این مجموعه از منظر تداعی واقعیت اجتماعی، عکس نسترن سعیدی با گزینش نمای سر بالا از یک برج مسکونی و انتخاب قاب بندی آن از بین ردیف متراکم سیم ها و کابل های انتقال برق است: اثری که تمرکز عمق آن روی حجم برج مسکونی بصورت فضایی و یادآوری فضای تحدید شده و جهت دهی به زندگی انسانی با مدنظر قرار دادن حجم برج مسکونی است و آسمان ابری در پس زمینه خط دید را بیشتر به ساختمان و ردیف پنجره های آن معطوف کرده است. مخدوش و محدود شدن زیست انسانی در عکس، البته به واسطه ردیف وسیع سیم ها و کابل های انتقال برق عدم تعادل در فضای شهری نیز چون یک پرسش مهم از سوژه و فضای پیرامون در ذهن برجسته می شود و تحدید مفهومی حیات انسانی را به شکل انضمامی تر یادآوری می کند، اما ادراک حیات از میان چهار حلقه ایجاد شده بین سیم های برق به مثابه تاویل و دلالت بطنی قابل تشخیص است که سه سطح مواجهه با اثر و ارجاعات آن را به تفصیل و با مفاهیم مدون بسط می دهند.

میان عکس های آناهیتا رئوفی، عکس چهار پسربچه نشسته کنار پایه برج آزادی بی تردید چشمگیرترین اثر اوست؛ تکیه دادن و حالات متنوع چهار پسربچه امکان تاویل و فهم نمادین از عکس را افزایش می دهد و بخصوص، پسربچه ای که به عکاس نزدیک تر است در فکر فرو رفته و با نگاهی توام با نارضایتی به عکاس نگاه می کند در حالی که دست چپ خود را روی لب و بینی اش گذاشته تا ابهام و ایهام را به یک میزان به چشم بیاورد.

عکس های مهدی میرجلیلی نیز قطعاتی از پازل واقعیت را با نگاه های متفاوت گردآوری کرده اند؛ بخصوص عکسی که زیر پایه پل حافظ و از نقطه دید جنوبی ازدجام و تقسیم کار در حاشیه نمایش به تبع جهت گیری سرمایه در تهران را به خوبی و با یک قاب بندی بسیار درست برای مخاطب مرور می کند. مهم ترین امتیاز این اثر دقت عکاس روی المان پل حافظ از پایین و تطبیق دادن خط فرضی با جهت پل است و در عین اینکه پل تمام محیط عکس را اشغال نکرده، اما تاثیر و اهمیت آن در بیش از 50% فضای عکس مورد تاکید قرار گرفته و امتداد ساختمان های دو سوی پل حافظ با تمام ویژگی های معماری و محیط آن را به گزارشی کامل و بدون نقص از واقعیت شهر و تکاپو در تهران بدل کرده است. ردیف موتورهای پارک شده زیر پل بسان المان و نمادی از فضا و سخت افزار را در متن یادآوری می کنند تا اگر حتی مخاطب شناختی از تهران و تقسیم فضای کار و سرمایه در پایتخت داشته باشد، بتواند نسبت مکان گزینی به اهمیت فضای کسب و کار و تحمیل الگو به نیروی کار در قالب سلب اراده و کالایی سازی کار در تهران و ایران امروز را بیشتر نشان بدهد. به همین سیاق و به تفکیک انگاره هایی از هاروی، باختین، دبور و حتی یادآوری هایی از پروژه پاساژها و بنیامین -خصوصا پیاده رو و مفهوم سلب اراده در نشان دادن ازدحام مردم در پیاده روی مجاور خیابان - نیز در این اثر قابل بازخوانی هستند. گزینش این عکس برای طراحی پوستر نمایشگاه، بی تردید انتخاب منطقی و درستی است؛ چرا که دقت نظر عکاس در قاب بندی و سوژه ها می تواند این مورد را یک طرح واره درباره تمامی قطعات دیگر پازل نیز قرار دهد و از جمله با دید اقتصادی، چرایی و چگونگی انباشت یا انباشت زدایی در ایران را نیز به تصویر بکشد.

دیگر عکس های خوب و قابل تامل مهدی میرجلیلی در این مجموعه، نمای عبور یک دختر از رهگذر جانبی باغ موزه دفاع مقدس و المان های بتوان و شیشه در کف و دیوار و همین طور نمایی از عبور یک پیرمرد در ساعات میانی روز از مجاور باغ فردوس است که مورد دوم، به مدد ادیت رنگ و تاکید روی زرد نشان برگ ها تا حدی جنبه رمانتیک و شاعرانه پیدا می کند.


http://azadyeno.blogfa.com/post/125
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمس
درباره نمایشگاه آهنگ آفتاب i
شکوه شن : در چین های گیسوی کویر

نمایشگاه عکس های محمد رضا جوادی در موزه ی هنرهای معاصر اتفاقی بدیع در ثبت منظره هایی بی مانند از کویر است.تنوع عکس ها از گستره ای وسیع و شگفتی آور برخوردار است که ما را با زوایایی ناپیدا از کویر مواجه می کند.عکاس از ابعاد قاب های بزرگ بهره گرفته است تا جزئیات درونی ،زیر و بم ها ، عوارض و موج های شن را بر کویر وضوح ببخشد.گاه چنان به موضوع نزدیک می شود که واقعیت کویر را بدل به انتزاع محض می کند،و گاهی عکس ها یادآور نقاشی های بزرگ اکسپرسیونیستی اند.کویر موضوعی ویژه برای عکاسی است،از این جهت که با تنوعی از فضاها روبرو نیست،بلکه شگفتی آن در تفاوت های ریزمقیاس است.در حرکت های کوچک و تغییرات خُرد در طی فصول.کویر سوژه ی برهنگی ذاتی است که در آن گونه ای مواجهه و رویارویی با خود را می توان حدس زد.ایران سرزمین باغ ها و کویر ها ... دیدن ادامه » دو جغرافیای کاملاً ناهمگن را فرا روی مان می نهد.برهوت که در آن با فضاهای تاخورده،چین ها و لایه ها روبروییم،و باغ ها و فضاهای سرسبز جنگل ها،که فضاهایی یکدست تر را می سازند.
عکس های جوادی،نماهایی از چین خوردگی و «تا»های کویر را در ابعاد نزدیک، به موجی از قهوه ای کم رنگ بدل می کند،که گاه می تواند به مرزهای نوین یک عکس-نقاشی نزدیک شود.جوادی بلافاصله رئالیسم متداول را پشت سر می گذارد تا جوهر یا ماهیت کویر را در دل پستی -بلندی ها،سایه ها و نورها،و وضعیت هایی نشان دهد که سازنده ی مفهوم کویر اند.کویر در تاها و موج هایش فوراً عطش دریایی خویش را می یابد و عکاس موفق می شود آب را در دل کویر زنده کند.موج های عکس های او «حضور دریا در کویر» اند و زمینی که در تاهای خود به «گیسوی معشوق» گره می خورد.در کویر حالت محض چیزها حاضر است.کویر استعاره ای برای ماورا نیست،خود حضور ورا در زمین است،از این روست که ماهیتی «اکتشافی» می یابد،یعنی کویر بدل به «مکان مشاهده » می شود،جایی که در عریانی عدم، هستی ذات تجلی می کند و تفتیدگی آن از آن روست که مواجهه ای است مستقیم با حیرت.و در این مواجهه سوژه غایب است.سوژه برای این مواجهه باید غائب باشد.در عکس های جوادی نمی توان حضور سوژه شناسا را حس کرد،سوژه در حیرت مواجهه با کویر مستحیل شده است.تنها خود «مواجهه» میان سوژه و ابژه باقی مانده است، و نه سوژه و نه حتی ابژه...آن چه عکس های جوادی ثبت می کنند لحظات رویارویی اند.آن ها در پی مستندسازی کویر نیستند،اگر چه جنبه های خاصی از کویر را نمایان می کنند،هدف شان رسیدن به «کویر به منزله ی رخداد»است.رخداد نه در کویر،بلکه خود کویر است،از این روست که همیشه ما از درک آن عاجز می مانیم.ما منتظر یک اتفاق در بیرون ایم،اما رخداد پیشاپیش و هر لحظه در حال وقوع است.رخداد همیشه هست،آن چه همیشه نیست «دریافت رخداد» است.بر خلاف دیدگاه عمومی،رخداد لحظه ای ممتاز از زندگی و فرآیندی خاص نیست،رخداد وقوع مستمر حقیقت است.هستی، رخداد دائمی است.اما عموماً این رخداد دائمی را به عادت بدل می کنیم تا از شگفتی و بداعت اش بکاهیم...آن چه صدرالمتالهین شیرازی «فعل هستی» می نامد،کنش تجلی و رخداد دائمی وجود است،که در استمرار بی وقفه جریان دارد.
عکس های جوادی قطعاتی از این استمرارند...لحظاتی که جریان دائمی آفرینش را در قاب عکس منجمد می کنند...
نمایشگاه هم چنین دربردارنده تعدادی از نقاشی های کاهگلی مارکو گریگوریان ،نقاش برجسته ی ایرانی اصالتاً ارمنی ،تعدادی از نقاشی های پرویز کلانتری ،نقاشی ای از سهراب سپهری و آثار تنی چند از نقاشان معاصر دیگر است که با موضوع کویر مرتبط اند...
مهدی این را خواند
ذوق زده، Benighted، آتوسا ن و ابرشیر این را دوست دارند
کلمات رو به جا و هوشمندانه به کار بردید.ممنونم.
۰۱ آبان ۱۳۹۵
شمس
خانم آتوسا ن گرامی،
ممنون از دقت نظری که دارید،سپاس که مطالعه می فرمایید،و دیدگاه های محترم تان را می نویسید...
۰۱ آبان ۱۳۹۵
شمس
ابرشیر عزیزم،دوست گرامی
ممنون از محبت و بزرگواریت،همیشه پاینده باشی...
۰۱ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمس
درباره نمایشگاه بیشتر، بیشتر است i
گوشت،بدن و احساس :درباره ی منطق های کم تر...

نمایشگاه عکس های مریم جوادی در تقاطعی میان فیگور و انتزاع در نوسان است.مکان رویدادها یا سوژه ی دوربین،اِعمال تعذیب و خشونت بر گوشت و تکثیر مادی آن در اعصاب و شریان هاست...مفهوم بدن یکی از امور مسئله ساز(problematic) فلسفه از دیرباز تا کنون بوده است که به ویژه از دکارت بدین سو در تقابل میان ذهن و بدن به برتری جایگاه ذهن بر بدن انجامیده است.این شاید اسپینوزا بود که برای نخستین بار نشان داد که نیروی بدن خود موجب نوع خاصی از اندیشیدن و تفکر است که عامل پیدایی آن را کوناتوس می نامید.بعدتر فوکو در کتاب «مراقبت و تنبیه» ،بدن مجرمان و خاطیان ،بدن های محکوم،را به مثابه مکان تعذیب بررسی کرد.با این حال ،نخسیتن فیلسوفی که تلاش کرد منطق دیگری را برای فهم بدن ارائه دهد دلوز در کتاب«فرانسیس بیکن، منطق احساس» بود.دلوز میان ... دیدن ادامه » تن(flesh) و گوشت(meat) تفاوت می گذارد.تن، گوشت زنده است،در حالی که وقتی احساس آن از میان رفت بدل به گوشت مرده می شود.گوشت، تنی است که احساس از آن کسر شده است.عکس های مریم جوادی منطق های این گوشت تعذیب شده را در جهان معاصر تصویر می کنند،گوشت کسر شده از بدن با ساطور،تصاویر سلاخ خانه و جگرهای انباشته بر هم،که گویای عادی شدن خشونت و بی تفاوتی بدن ها نسبت به خشونت اند...اما در این جا با بدن حیوان و بدن کشنده ی حیوان روبروییم...لباس های چرک و خونی و خشونتی که در تصاویر انتزاعی ای که به نقاشی پهلو می زند،ما را رویاروی بدن به مثابه ابژه ی تفکر می نهد...در کار مریم جوادی گونه ای تغییر شکل و فرم زدایی تصویری و محتوایی، آثار انتزاعی را به سمت ادراکی ورای خشونت سوق می دهد.در حقیقت،آثار به سه زمان قبل از کشتن،زمان کشته شدن و بعد از کشته شدن گوشت ها اشاره دارد...یکی از تاثیر گذارترین عکس ها عکسی از ساطوری است که امضای سازنده ی خود را با سه مهر در کنار دسته دارد...این گونه جوادی با منتزع کردن خشونت از بازنمایی تصاویر خشن ما را به اندیشیدن درباره ی لحظه ی پیش از اعمال یا وقوع آن وادار می کند...کسر احساس از گوشت سبب اعمال خشونت سادیستی بر بدن ها می شود که ما را به سوی منطق «کم تر کم تر است» می برد،قطع عضوها،ترکیب های گوشت و استخوان ،بدن های وارفته و سلاخی شده که هر چه بیش تر و بیش تر وجودهای حیوانی از آن ها کم شده است...به این معناست که حیوان برای انسان عموماً نه معنای موجودیت حیوانی بلکه تنها به منزله ی گوشتی برای مصرف ماهیت می یابد...حیوان در جهان انسانی هیچ موجودیت مستقلی ندارد جز وسیله ای برای اعمال خشونت و کسب لذت برای بشر...منطق های کم تری که حیوان را به منزله ی اقلیتی نوین، و فاقد شخصیت وجودی تعریف می کند....که از احساس بشری کسر شده است...

نیلوفر ثانی و فرشته عظیمی پور این را دوست دارند
شمس فرزانه ، با این نوشته ات یکی از اولویت های این هفته ام تماشای این نمایشگاه خواهد بود..
مرسی از قلم خواندنی ات که همیشه افق نگاه را فراخ تر می کند.
۱۹ تیر ۱۳۹۵
شمس
ابرشیر عزیزم،
درود بر تو ...و سپاس از نظر پر مهرت...فکر می کنم این نمایشگاه بی ادعا و اندیشمندانه واقعاً ارزش دیدن دارد...البته همه ی عکس ها در یک سطح نیستند،اما عمیقاً تماشاگر را درگیر فکر کردن و جلوه های عادی شدن خشونت در جهان معاصر و ... می کنند...
۱۹ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا نقشه با آدرس نمیخونه؟؟؟؟
ادرس درسته و مربوط به گالری ژیواره.نقشه اشتباهه.
۲۸ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جهان، شاهراه مدرنیته را عبور کرده و اکنون در کوچه پس کوچه های ویرانه های گذشتگان، ناله ی آرشه ی ویالن ِ بشر ِ فرتوت از حجم نبودن ها را به وضوح می شنود. نبود شرافت، انسانیت، عشق، حیات و حسرت یک گل سرخ در دستان چون تو لطیفی که بر مزارت توان گریستن هم نیست.
سرآغاز آفرینش، دنیا با زمین و آسمان خلق شد، خیر و شر، سیاه و سپید و این همه، به دو انسان هدیه داده شد
و این انسان
انبوهی درختان را، کوه را، زمین را، به تک درخت تنهایی بدل کرد که آغوشش را برای کلاغان خسته از حصار سیم های شهر می گشاید
این انسان
آلونک های کوچک خود را در کنار دیگری بنا می کند و هیچ فردی را فردیتی نیست، تکثیر مجسمه های بی روح بشر، هر یک آینه ی دیگری، این خانه ها و این شهرها را به هر سوی بچرخانی ، فرقی نیست، بازخورد بی هویتی صاحبانشان اند
این انسان
تصور می کرد عشق از زیر چتر و باران می روید، ... دیدن ادامه » غافل از اینکه زمین ِ زیر ِ پایش دیگر خاک نیست، و بر آسفالت صلب، هیچ گلی نمی روید...عاقبت همان سایبان تنهایی است
این انسان
که حداقل آرامشی داشت درخانه ی ابدی، با دستبرد به همان یک تکه خاک برای ساختن و ساختن، اکنون، خاکستری است ناچیز در کنج یک دیوار، بی مزاری که بتوان بر آن گریست و اشکی که خاک سردش را گرم کند.
جهان از این انسان خسته است و زمین را جز کویر و تشنگی، جز کوه های تنهای غم زده، چیزی نمانده!
این انسان
تصور می کرد عشق از زیر چتر و باران می روید، غافل از اینکه زمین ِ زیر ِ پایش دیگر خاک نیست، و بر آسفالت صلب، هیچ گلی نمی روید...عاقبت همان سایبان تنهایی است ...

به امید دیدارتان
۱۴ بهمن ۱۳۹۳
دوستان گالریها تهران اش سر نمیزنند ، چه برسه به کرج :))
۲۶ بهمن ۱۳۹۳
مونای عزیز میدونم استقبال از گالری ها در کل کمرنگ هست اما این مسءله هم هست که عده ای از تیوالی ها ساکن کرج هستن و بسیار هم از این برنامه استقبال کردن، گروهی از دوستان تیوال هم از تهران اومدن و از این نمایشگاه دیدن کردن، به امید رونق بیشتر نمایشگاه ها
۲۶ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارهاتون رو خیلی دوست داشتم...نوع نگاهتون خیلی مجذوب کننده بود :)
یه احساس دیگه و یه برداشت متفاوت تر از چیزی که در لحظه ی تماشا،تماشاچی دیده بود به آدم میداد...موفق باشید همیشه...
سپاس از اینکه تشریف آوردید.ممنون از محبت شما
۰۵ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امید
درباره نمایشگاه عکس تیاتر بابک حقی i
من امروز به دیدن گالری اومدم..کارهای خوبی بود و لذت بردم..فقط نکته ای که به نظرم یک ذره کمبودش رو حس می کردم نبود توضیحات یا حداقل در دسترس بودن خود آقای حقی بود..البته حضور آقای بنفشه خواه فضا رو متاثر کرد ..شاید برای من که کلی راه اومده بودم انتظار بیش تری داشتم با توجه به وسعت گالری ..بهرحال موفق باشید و منتظر کارهای بهتری از شما هستم..
نگاه سهرابی، hanieh kh و sara jalali این را خواندند
بابک حقی و علی کریمی( کاکتوس ) این را دوست دارند
امید عزیزم ممنون که تشریف آوردی.راستش ما توضیحات رو در یک صفحه در راهروی ورودی گالری نصب کرده بودیم.امیدوارم در نمایشگاه بعدی رضایت خاطر شما عزیز جلب بشه.سپاس مجدد از حضورت
۰۵ شهریور ۱۳۹۳
ممنونم

من هم امیدوارم:)
۰۵ شهریور ۱۳۹۳
سپاس از توجه و حسن نیت شما
۰۵ شهریور ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید