تیوال فرشید قربانپور | دیوار
S2 : 18:46:59
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اظهار نظری خواندم از رضا جولایی که خیلی جالب به نظرم رسید و تقریبن تمام آن چیزی بود که من سعی دارم درباره رمان امروز هی بگویم و هی بگویم!
رضا جولایی در مصاحبه ای با یوسف علیخانی در سال 83 اینها را گفته:
"به گمان من از حدود ده پانزده سال قبل ، نوعی ادبیات متوسط و زیر متوسط زنانه و خانم پسند به صورت پنهان و خزنده در ادبیات ما رخنه پیدا کرده که نویسندگان آن حتما هم زنها نیستند، البته اگر درست و صحیح و در مسیر معقول پیش می رفت و در جای خود مورد ارزیابی قرار می گرفت ، هیچ اشکالی نداشت ، اما اشکال کار از وقتی پیش آمد که این نوع ادبیات ساده نگر و ساده پسند توجه منتقدان کم مایه را که ذهنیتی سطحی دارند و به دنبال آثار راحت و پر نشاط و امیدبخشی هستند که پایان خوشی هم داشته باشد، به خود جلب کرد و برای آن که متهم به ابتذال و میان مایگی نشوند، با آرایه هایی از قبیل ... دیدن ادامه » ادبیات فمینیستی و با عنوان دفاع از حقوق زنان ستم کشیده ایرانی و... سعی در تاویل و تفسیر و دفاع از این ادبیات کردند."
وحید عمرانی و نوبادی این را دوست دارند
چقدر دقیق و درست....
۲۰ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
در برنامه گردش ابوزیدآباد همراه آقای سناپور ، برای ساکنین کاشان اگه بخان بیان و ساعتی با شما همراه بشن چطوری میشه برنامه؟
درود بر شما
لطفا برای هماهنگی با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
۰۲۱۸۸۶۱۶۹۴۷-۴۸
۱۲ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گویا وکیل امیر قلعه نویی شکایت کرده و فیلم رو توقیف کرده. نمایشش متوقف شده از امروز.
لمپنیسم پایانی نداره!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتم تا از حس و حالش بیرون نرفته ام ، چیزی بنویسم.
محمد معتمدی که تا پیش از این فکر میکردم یک خواننده معمولی است ، آهنگی خوانده درباره جنگ. گویا برای تیتراژ یک سریال . شنیدن این آهنگ با من کاری کرد که توان گفتنش را ندارم. تا همین حالا چند متن نوشتم و همه را پاک کردم. این آخری را تصمیم گرفتم بی واسطه بنویسم.
از محمد معتمدی سپاسگزارم برای خواندن این آهنگ. فکر میکنم در اولین فرصت باید تشکرم را حضوری به او اعلام کنم. من فکر میکنم این آهنگ ، هم محمد معتمدی را ، هم من را ، هم هر کسی را که به آن گوش کند ، بزرگ خواهد کرد.

http://mohammadmotamedi.com/fa/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D9%87/
زهرا این را خواند
بهنام [شاهین] باقری، Mehr N@z و ذوق زده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند سال پیش تلویزیون فیلمی نشون داد درباره یک پیشگو در زمان جنگ جهانی دوم. پیشگویی که خیلی چیزها رو گفته بود اما وقتی افسران نازی درباره سرنوشت جنگ جهانی ازش پرسیدن با اینکه میدونست ، اما گفت"نمیدونم"
حالا سالها از تماشای اون فیلم میگذره. تنها چیزی که ازش یادمه همین چیزاییه که گفتم. امروز کلی توی گوگل دنبال چنین فیلمی گشتم. فهمیدم با تمام هوشمندی گوگل ، هنوز نمیشه این چیزها رو توش پیدا کرد. اینجا مینویسم که ببینم از بروبچه های سینمایی تیوال آیا کسی یادش هست این فیلم رو؟
احتمالاً فیلم مورد نظر شما «هانوسن» (Hanussen) محصول 1988 مجارستانه. فیلمی خوب و تحسن شده با بازی استادانه کلاوس ماریا برانداور (Klaus Maria Brandauer) که بشرح زندگی اریک یان هانوسن (Erik Jan Hanussen)، پیشگوی معروف اتریشی می‌پردازه؛ یعنی شخصیتی که همچون نوستراداموس و راسپوتین ... دیدن ادامه » تبدیل به افسانه شده و پیشگوییهای خارق‌العاده زیادی به او نسبت داده می‌شه. هانوسن در دوران حیاتش به هیتلر بسیار نزدیک بود ولی بطرز مشکوکی در سال 1933 ترور شد.
این فیلم در تلوزیون ایران بارها به نمایش دراومده و در اون زنده‌یاد «منوچهر نوذری»، بسیار هنرمندانه بجای برانداور صحبت کرده.
۲۰ تیر ۱۳۹۴
عجایب المخلوقات این پست تمومی نداره!

جناب قربانپور شما که بهترین لینکو تشخیص دادین چجوری نمیتونین از تورنت دانلود کنین؟! کاری نداره که! مشکلتون چیه؟
۲۲ تیر ۱۳۹۴
اینترنت من طوریه که نمیتونم از تورنت دانلود کنم
یکم توضیحش سخته
شما ببینید اگه سالمه بدم یکی از دوستانم دانلود کنه برام
۲۲ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
* آه با شین* محمدکاظم مزینانی
همیشه برایم جای تعجب بوده. چطور میشود یک رمان یا یک اثر هنری را ، صرفن به خاطر رفقا و همقطارهای خالق آن ، پذیرفت یا رد کرد؟ فضای ادبیات و هنر ایران به من یاد داد که می شود. نتیجه اش هم می شود این افتضاح. آدمهای کوتوله با آثار ناچیز مسخره. آثاری که جز مصرف مقداری انرژی و نیروی انسانی ، هیچ تاثیر دیگری در جهان ندارند.
اخیرن رمانی خواندم چاپ شده در نشری که چندان خوشنام نیست در عرصه های روشنفکری و روشنگری. در واقع بهتر است بگویم جامعه روشنفکری و رمان نویسان معتبر این نشر را به عنوان نشری وابسته به دولت و جریانات ارزشی می پندارند. نشر سوره مهر و رمان "آه با شین"
چیزی که با خواندن نام کتاب تصور کردم ، یک رمان ضعیف با نامی شعاری و گل درشت بود. یکی از این رمانهایی که طی 35 سال پس از انقلاب ، تمام قد تلاش کردند برای حفظ ارزشهای ... دیدن ادامه » انقلاب اسلامی و تمام قد مسیر را برعکس رفته اند.
خواندن کتاب را با این تفکر که "بخوانم تا بدانم آن وری ها هنوز دارند تر می زنند و مذبوحانه تلاش می کنند رمان انقلابی بنویسند" شروع کردم. 50 صفحه اول به چشم بر هم زدنی رفت. فضای رمان ، فضای رئالیسم جادویی با داستان عجیب و پر کشش کتاب ، با شخصیت پردازی های خاص و هنرمندانه با تکنیک شاعرانه روایت و زبان زیبای نویسنده ، رمان را تبدیل کرد به یکی از بهترین رمانهای ایرانی که طی این چند سال خواندم! برایم عجیب بود. صفحه 50 برگشتم و دوباره کتاب را خواندم.
هنوز معتقدم یکی از بهترین رمانهاییست که طی این سالها ، در ایران چاپ شده.
گاهی تعریف یا نقد بعضی اثرها ، جرات زیادی می خواهد. این کتاب از همین دست است. من به پاس زحمت نویسنده در تحقیق و فضاسازی و روایت و در هر آنچه یک نویسنده باید انجام دهد ، این جرات را به خرج میدهم و این کتاب را به شما پیشنهاد میکنم. فضای دامغان در سالهای پیش از انقلاب را از دست ندهید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*گاماسیاب ماهی ندارد*
ما شاید بزرگترین ملتی باشیم که از جملات قصار استفاده می کنیم. چون ایجاز و قصارگویی محبوب ماست. این علاقه و کشش ، در بسیاری موارد خوب است اما در رمان نویسی ، گاهی ضربه هایی می زند. چون اصولن ایجاز و و قصه گویی در تنازع عجیب و حساسی با هم درگیرند.
در چند سال اخیر ادبیات ایران ، رمانهایی منتشر شده که خوب نبوده. اما در بین رمانهای ایرانی ، رمانهای خوبی هم نوشته می شود. البته که سلیقه و جایگاه و زمان و مکان بی تاثیر نیست اما تصمیم دارم هر رمانی را که خوشم آمد ، اینجا معرفی کنم.
ضمن بیان این نکته که از چندین و چند عنصر موجود در رمان مثل روایت ، شخصیت ، فضا ، داستان ، زبان و ... من از همه بیشتر "اندیشه" را دوست دارم. چیزی که در رمان فارسی این سالها ، کمتر دیده شده.

رمان زیبای "گاماسیاب ماهی ندارد" توسط حامد اسماعیلیون پزشک ایرانی ... دیدن ادامه » مقیم کانادا نوشته شده است. به ماجرا و مکان و زمانش کاری نداریم ، چون با سرچی ساده می توانید درباره اش چنین اطلاعاتی را به دست بیاورید. نکته جالب درباره اندیشه جاری در اثر ، برای من این بود : رمان سرگذشت سه آدم دست اول و چندین شخصیت وابسته به آنهاست که در رده های بعدی قرار می گیرند. رمان نمایش تاثیر ایدئولوژی روی زندگی تمام این آدمهاست. ایدئولوژی ای که عمومن از آدمهای رده های بعدی ، ساری می شود و آدمهای رده اول داستان را در سختی و سفتی خودش له می کند. آنها را تبدیل می کند و تفکر را از ایشان می گیرد. رمان "گاماسیاب ماهی ندارد" به سادگی به خواننده اش تفاوت تفکر و ایدئولوژی را معرفی میکند. به خواننده می گوید که چیزهای غلط و درست ، همگی یک شکلند. تنها توجیه متفاوت است که آنها را متفاوت می کند.
بیشتر توضیحی درباره این رمان خوب نمی دهم. "گاماسیاب ماهی ندارد" رمان خواندنی دکتر حامد اسماعیلیون را حتمن بخوانید. خیلی مفید خواهد بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی دو ماه از اکران این فیلم میگذرد. این نوشته نه نقد فیلم است و نه نوشته ای در باب سینما. در واقع این نوشته ، یک دیدگاه جامعه شناسانه است درباره جامعه ای که فانتزی را دوست دارد. چطور می شود که یک فیلم متوسط با ایرادات معمول فیلمهای متوسط مورد توجه عده ی زیادی از افراد یک جامعه ، از قضا از قشر مطلع و به روز جامعه قرار میگیرد؟ مسئله بسیار تکان دهنده این است که شاهد یک جور تخلیه ی فکری ، در قشری هستیم که همیشه به تفکر آنها امیدوار بودیم.
باید اول عرض کنم که بنده از این فیلم خوشم آمد. چند جای دیگر هم نوشتم. این فیلم به خاطر لوکیشن(رشت) و موسیقی محلی اش و بازی زهرا حاتمی برای من جالب بود. اما میدانم که با فیلمی متوسط طرفم. فیلمی که در واقع ، یک عاشقانه ی آرام است. هیچ تنشی یا مشتی یا لگدی نمی زند به تماشاچی. نه تکان میدهد. نه آرام میکند. نه اصلن کاری میکند. پس ... دیدن ادامه » این همه "حس خوب" که تماشاکردگان فیلم از آن حرف میزنند ، که بعد از تماشای فیلم سراغ آدم می آید ، نشان از چیست؟
باید قبول کنیم با جامعه ای طرفیم که از واقعیت خیری ندید. واقعیت در جامعه ما یعنی خشونت ، خشونت پنهان جاری . واقعیت در جامعه ما یعنی کمتر کسی می تواند عاشق شود. یعنی کمتر کسی میتواند انسان باشد. کمتر کسی میتواند با ادب و شعور ، شیک و زیبا ، مهربان و لطیف باشد. واقعیت در جامعه ما یعنی فراموشی به سادگی. یعنی رفتارهای خشونت آمیز انسانی و عافیت طلبی های وحشیانه. واقعیت در جامعه ما یعنی ، به قول دیالوگ زیبای سریال game of thrones هر انسانی یا قصاب خوبی است یا گوشت خوبی! در واقع جهان به سمت این خوانش از زندگی پیش رفته. تمام جهان از تمام جهان بیزار است. این یعنی بیماری!
هر جامعه بیماری ، مثل جامعه ما ، از خودش فرار میکند. بنابراین ما با تماشاچی ای طرفیم که از تمام واقعیتهایی که در بالا گفته شد ، فرار میکند. خوب ، کدام درام درستی بدون استفاده از این واقعیت ها شکل میگیرد؟ هیچ!
پس تنها انتخاب ، یک فیلم آرام پر از عشق فانتزی است ، در جایی شبیه پاریس (که نمیدانم چرا تمام ماها فکر میکنیم باید تمیز و نوستالژیک و شیک و عاشقانه باشد) با آدمهایی مثل علی مصفا (که تک کاراکتره هستند و جز همین آدم شیک و منطقی و لفظ قلم نمی توانند باشند) و عشقی افلاطونی که از کودکی تا مرگ همراه آدم باشد!
من فکر میکنم تنها دلیل محبوبیت این فیلم و این ترکیب "حس خوب" که پس از تماشای آن به آدم دست می دهد ، همین فانتزی است. چون فیلم ، از بی اتفاقی به فانتزی رسیده. چون فانتزی خوب است. چون جامعه ما چنان از تمام واقعیت ها بیزار است ، که تنها "فانتزی" می ماند برای دوست داشتن!
یادمان بیاید قهرمانان مسخره و فانتزی سینمای هند را ، یادمان بیاید جامعه و مردم هند را. یادمان بیاید که تمام مردم هند ، در قعر فقر و بدبختی ، همیشه عاشق و پشتیبان سینمایشان هستند. یادمان بیاید که سینمای هند ، در کجای تاریخ سینما جای دارد!
جنگ هفتاد و دو ملت ، همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ، ره افسانه زدند
جناب قربانپور عزیز سلام

ممنون از نگاشته خوب شما . اما جسارتا با شما در بعضی موارد موافق نیستم.
این فیلم دقیقا یک عاشقانه آرام است ، اما حس خوبی که به سراغ مخاطب پس از دیدن نمایش می آید، به هیچ وجه قابل انکار نیست .

این عاشقانه آرام، نه بخاطر بستر فانتزی؛ ... دیدن ادامه » بلکه به جهت همذات پنداری با حس لطیف عاشقانه ای که در فیلم موج میزند، آن همه حس خوب را تلقین و تزریق میکند...
همین و بس و به همین سادگی....
با ارادات و ادب و احترام :)
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
با بند بند این نوشته ی غیر جامعه شناسانه، شدیدا و عمیقا مخالفم...
اول اینکه، همان تماشاچی های به زعم نگارنده ی نوشته، "تخلیه ی فکری شده" که این فیلم را دوست داشته اند، از فیلم های واقع گرا و اجتماعی سینما هم استقبال کرده اند ( مبنای این اظهار، نظرات ... دیدن ادامه » دوستان در تیوال به عنوان بزرگترین سایت تخصصی فرهنگ و هنر در کشور است)... حال چگونه آنها، فراری از واقعیت، پنداشته می شوند نمی دانم...
دوم اینکه مگر در کل تاریخ سینمای ایران کلا چند فیلم فانتزی در مقایسه با فیلم های اجتماعی و واقع گرا ساخته شده است ( یا حداقل در این سالهای اخیر) که بتوان بر اساس مطالعه ی دوست داران آنها چنین نتیجه ای گرفت... بر مبنای یک فیلم نمی توان چنین حکم عجیب و غریبی را صادر کرد.
متاسفانه نگارنده در این نوشته مدام حکم کلی صادر می کند بدون داشتن آماری که صحت آنها را مشخص کند... "پاریس (که نمیدانم چرا تمام ماها فکر میکنیم باید تمیز و نوستالژیک و شیک و عاشقانه باشد)" یا "من فکر میکنم تنها دلیل محبوبیت این فیلم و این ترکیب "حس خوب" که پس از تماشای آن به آدم دست می دهد ، همین فانتزی است".
نوشته به دلایلی که بر شمردم جامعه شناسانه نیست (تنها، اظهارنظر در مورد جامعه آن هم کاملا شخصی و بدون ادله ی کافی، دیدگاه جامعه شناسانه نمی شود) و در آن تنها سعی شده فیلم را به واسطه ی فانتزی بودن و علاقه مندان به آن را به خاطر دوست داشتنش، محکوم به بد سلیقگی، عدم اندیشه و فرار از واقعیت کند.
۲۶ خرداد ۱۳۹۴
در مسایل مربوط به علوم انسانی ، چیزی به عنوان ادله ی کافی نداریم. نمی شود گفت ادله ی فلان نظریه کافیست اما فلان نظریه نه. در هر حال من هم تلاشی برای اثبات موضوع نکرده و نخواهم کرد. علوم انسانی مجموعه ای از نظرها و دیدگاه هاست. از ابتدای نوشته هم ، "دیدگاه" ... دیدن ادامه » بودن آن بیان شده بود
در ضمن ، من جایی از ترکیب یا مفهوم "تخلیه فکری شده" استفاده نکردم. سپید خوانی متن میکنید؟
بهرحال دیدگاهی بود و مطرح شد. طبیعی است که مخالفین و موافقینی داشته باشد. بسیار از مطالعه دقیق شما سپاس گزارم. به نظر من وظیفه دفاع از هر دیدگاهی به عهده ی خود دیدگاه است نه بیان کننده ی آن. به این طریق که اگر دیدگاه ریشه ای در حقیقت داشته باشد ، در ذهنها و فکرها کم کم خودش را ثابت میکند. اگر هم نه که ، نه!
۲۷ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کتاب مستطاب آشپزی که حاصل سالها زحمتهای استاد نجف دریابندری و همسرشون فهیمه رستگاره ، یکی از بهترین و جذاب ترین کتابهای آشپزی ایرانه. در نگارش این کتاب جز مبحث بسیار جالب غذاشناسی و تاریخچه ی بعضی غذاها ، زبان و نگارش بسیار جالبی هم استفاده شده. به عنوان مثال به جای "رنده شده" لغت "رندیده" و به جای "غلیظ" لغت"تنگ آب" آمده. بسیار موارد دیگر هم هست. حجم و رنگ و لعاب چاپ ، نوع نگارش و ارزش فنی و هنری و ادبی این کتاب ، اون رو به یکی از بهترین هدیه های این روزها تبدیل کرده. خود من یکی از هدیه هایی که در یک مناسبت خاص گرفتم و بسیار هم دوستش دارم ، کتاب مستطاب آشپزیه
قیمت آخرین چاپ این کتاب دوجلدی در سایت آدینه بوک ، 130 هزار تومنه. امروز دیدم که یکی از سایتهای بسیار معتبر و معروف در زمینه فروش اینترنتی ، این کتاب رو در صفحه اول فروشش گذاشته ... دیدن ادامه » به قیمت 99 هزارتومن.
دوستانی که اهل مطالعه هستن ، میتونن با خرید این کتاب ، هم اطلاعات جالبی درباره غذا و فرهنگ اقوام مختلف ایران به دست بیارن ، هم میتونن دستور پخت صدها غذای خوب و خوشمزه رو داشته باشن.
در ضمن ، خوندن این کتاب با ادبیات خاص و جذابش ، میتونه اون رو به یک کتاب بالینی تبدیل کنه.
خرید کتاب مستطاب آشپزی و مطالعه اون رو ، به همه دوستان تیوالی پیشنهاد میکنم
فرشید بزرگنیا و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
roya imani، بامداد، میثم خسروی و آرزو نوری این را دوست دارند
نجف دریابندری هم مثل داریوش آشوری از اون آدماست که واژه تو مشتشه ..
همون کاری که هایدگر در زبان آلمانی انجام داد و بیشمار کلمه رو برای شمردن و اشاره به جهان ساخت و پرداخت .. این عزیزان هم در زبان پارسی همین تلاش رو داشتن ...
فقط حیف برای مردمی که فرهنگستان ... دیدن ادامه » زبانش ... بگذریم :)

سپاس برای این معرفی .. اصلن اطلاع نداشتم و همین امروز اقدام به خریدش میکنم
چه میشود این تلفیق ِ خارق العاده ی نجف دریابندری و آشپزی .. متعجب و کنجکاوم برای کشفش :)
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
یه نکته ی دیگه :

حالا که اسم نجف دریابندری اومد

خواستم بگم برای مایی که مینویسیم ( چه شعر ، داستان ، نقد و ... ) لازمه که مطالعه مون زیاد باشه ... تا فرهنگ و دایره ی لغاتمون وسیعتر و ژرفتر بشه ..


اما این مطالعه نباید روزنامه و مجله و کتابهای درسی و ... باشه ، چراکه این نوع نوشتار و نگارش به شدت از عادتهای کلیشه ای زبانیِ جامعه پیروی میکنه .


... دیدن ادامه » برای رشد در دایره ی واژگانی و حرکت در ادراک لغوی ِ جهان ، لازمه و ضروریه که کتابهای مترجمینی مولف همچون نجف دریابندری رو خوند و خوند و خوند ...

ترجمه های داریوش آشوری بخصوص نیچه ای هاش .. ترجمه های سیاوش جمادی ، احمد پوری ، مدیا کاشیگر و ... اینها حیرت انگیزن .. اینها مثل امیلی دیکنسون ساعتها برای یه واژه وقت میذارن

همین :)
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
خواهش میکنم دوست عزیز
من مدتی پیش تصمیم گرفتم دراین بخش از تیوال ، هر از گاهی معرفی کتاب کنم. به نظرم جاش خالیه توی تیوال
به عنوان اولین کتاب هم ، همین مستطاب رو معرفی کردم.
به زودی چند یادداشت و نقد کوتاه درباره مستطاب آشپزی منتشر میکنم
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام به تمام تیوالی ها
چرا بخش کتاب و رمان در تیوال ، مثل بخش فیلم و تئاتر فعال نیست؟ دوستانی اگر حاضرن با هم چنین بخشهایی رو راه بندازیم ، اطلاع بدن. علاقمندم بخشهای رمان خوانی ، نقد رمان و معرفی رمان رو راه بندازیم. فکر میکنم نتایج خوبی بگیریم
بسیار پیشنهاد خوبیه
۰۹ خرداد ۱۳۹۴
بله
الان رفتم و دیدم
بسیار هم عالی . تشکر از پیشنهاد شما
ثبت نام میشه کرد و بعد بحث و گفت و گو
البته جا که تنگ نمیشه
من به زودی در همین تیوال ، کتابی رو معرفی میکنم
هر کسی هم دوست داشت میتونه کتاب معرفی کنه
این روال رو راه بندازیم جالب میشه
تشکر از همه ... دیدن ادامه » دوستان
۰۹ خرداد ۱۳۹۴
منم موافقم فرشیدجان آقااصلاماهمه جوره پایه گروهیم ایده وخلاقیت ازدوستان پایه ثابتیش از ما...
۰۹ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
میخاستم بپرسم کسی از جشنواره ها و فستیوالهای خارجی فیلم خبر نداره؟ یا اینکه از طریق چه سایت یا شرکتی میتونم مطلع بشم که چه جشنواره ای فراخوان داده یا اثر می پذیره؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جالبه ها
حالا اگه کسی بیاد این نمایشنامه رو اجرا کنه ، یا بنویسه ، یه عالمه منتقد هست که نقدش کنه!
دوستان باز اعلام میکنم
من به یک نمایشنامه یا طرح یا تک گویی یا قصه گویی با اقتباس یا اشاره یا براساس شخصیتهای رمان معروف اولیس نوشته جیمز جویس نیاز دارم
هل من ناصر ینصرنی؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان سلام
بنده دنبال نمایشنامه ای بودم بر اساس رمان اولیس اثر بسیار بزرگ جیمز جویس ، که برخوردم به نمایشنامه Ulysses in Nighttown
میخاستم ببینم کسی در این باره اطلاعات بیشتری داره؟ مثلن اینکه در ایران و به فارسی ، آیا نمایشی بر اساس اولیس اجرا شده یا نه؟
یا اینکه اصلن نمایشنامه ای به فارسی (چه نوشته شده چه ترجمه شده) بر اساس اولیس یا یکی از شخصیت هاش هست؟
محمد مهدی فتحیان این را خواند
والا ترجمه خود رمان اولیس سالهاست که در گاوصندوق انتشارات نیلوفر خاک میخوره حالا نمایشنامه ش بماند!:)
۲۲ آذر ۱۳۹۳
البته درباره رمان اولیس باید بگم ، آقای منوچهر بدیعی مترجم این اثر ، زیربار چاپ این کتاب با اصلاحیه ی سنگین ارشاد نرفتن. اما قضیه ی نمایشنامه فرق داره. نمایشنامه Ulysses in Nighttown موجود هست و نهایتن اگه من چیزی پیدا نکنم ، باید همینجا فراخوان ترجمه و اجرای این ... دیدن ادامه » نمایش رو بنویسم :)
۲۳ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید