تیوال فربد اهورابنده | دیوار
S3 : 18:47:03
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
عرض کرده بودم که نظر کلی ام را راجع به فیلم چند روز بعد یا بعد از تماشای بار دوم بیان میکنم. خوب الان، هم چند روز گذشته و هم موفق شدم برای بار دوم ببینمش...
بسیار بیشتر از بار اول شیفته اش شدم،
حال من هنگام تماشای این فیلم به مانند کیوان حداد است زمانی که در تهران اژدها را در مقابلش می بیند و به او خیره شده است... فکر می کنی که داری خواب می بینی اما مطمئنی که خواب نیستی.
مهمترین ویژگی این فیلم برای بنده همان در هم تنیدگی واقعیت و خیال است و آن قدر زیبا و درست شکل گرفته که میتواند مخاطب و منطق و اصولش را به چالش بکشد و نفسش را در سینه حبس کند. نشان دادن تصاویر مستند از فیلمساز و توضیحش در مورد روند ساخته شدن فیلم، افرادی که مستقیما درگیر پرونده بودند (که البته خود واقعی شان نبودند، هم سعید جهانگیری و هم شهرزاد بشارت مسن، و دو بازیگر به جای آنها بازی کرده ... دیدن ادامه » بودند) وهمچنین شخصیت های شناخته شده ی سیاسی و توضیحات مستندشان در مورد وقایع داستان فیلم، در جای جای فیلم و بلافاصله پرت کردن تماشاگر به آن جهنم خیالی که اتفاقات عجیب و غریب در آن مثل آب خوردن می افتند (مانند اتفاقات رمان ملکوت)، چاره ای جز باور کردن شان را برای مخاطب نمی گذارد.
راز آلودگی و نماد گونه بودن فیلم هم در صورتی که فیلمساز راه را برای تاویل ها و برداشت های مختلف باز گذاشته باشد، مثبت است. البته بهترین حالت برای بنده با علم به اینکه در کشف لذت فراوانی وجود دارد، این است که فیلم همین گونه رازآلود بماند و تفسیرهای فرامتن لذتی که از آن برده ام را به حداقل می رساند.
در انتها، "اژدها وارد می شود" برای من سینمای اصیل است و به تنهایی می تواند به مدت یک سال و تا جشنواره ی آینده، نشئگی سینمایی ام را تامین کند، چیزی که فیلم های دیگر حتی نزدیکش هم نشدند و فرسنگ ها از آن دورند.
میخکوب کننده
مرعوب کننده
ویران کننده

اندر احوالات بنده. بعد از دیدن فیلم...

یکی از بهترین فضاسازی هایی که در سینمای ایران دیده ام... شاید بهترین!
واقعا باید به فیلمساز به خاطر چنین تجربه ی متفاوت و خیره کننده ای که از بسیاری از فیلمهای سینمای ایران به ویژه آثار چند سال اخیرش با آن موضوعات نخ نما شده و تکراری شان چند پله بالاتر می ایستد، تبریک گفت...

نظر کلی ام راجع به فیلم را باید چند روز بعد یا حداقل بعد از تماشای مجددش بیان کنم، شاید متفاوت با حال الانم باشد.
چند وقت پیش دیدمش، و چند روز پیش دوباره. بار اول یقه ام را بدجور گرفت و درگیرم کرد و نتوانستم از فکرش بیرون بیایم، تا اینکه دوباره آن را دیدم و بیشتر از بار اول فهمیدمش و تحت تاثیر قرار گرفتم. لا کردار رهایت نمی کند و انگار باید هر چند وقت یک بار به خودت تزریقش کنی تا تلخی اش -به قول یکی از دوستان- احساسات خودآزارانه ات را نشئگی دهد.
.
.
.
پیشنهاد فیلم؛
نام: اسلو، 31 اگوست (Oslo, August 31st)
کارگردان: Joachim Trier
ژانر: درام
سال انتشار: 2011
محصول: نروژ
فیلم ماجرای یک روز از زندگی جوانی به نام "اندرس"، معتاد در حال ترک در مرکز بازپروری را به تصویر می کشد که به دلیل شرکت در یک مصاحبه ی کاری به اسلو بر می گردد و با دوستان و آشنایانش رو به رو می شود...
.
.
.
حکایت، حکایت سرگشتگی آدمهاست و شاخص ترین شان اندرس، که همه چیزش را در گذشته جا گذاشته، دنبال هویت گمشده اش می گردد ولی چیزی نمی یابد، همه چیز معنایش را پیش روی او از دست داده، راضی اش نمی کند چیزهایی که دیگران را راضی می کند، ترحم دیگران را هم نمی خواهد، طاقت ماندن ندارد و چاره را در رفتن می بیند...
فیلمساز ... دیدن ادامه » سعی کرده تصویری از شهر اسلو و برشی از زندگی جوانانش را با محوریت شخصیت اصلی فیلم ارائه دهد و بسیار موفق عمل می کند. شخصیت اصلی بسیار استادانه و دقیق پرداخت شده، دوربین تقریبا از ابتدا تا انتهای فیلم با اوست و به گونه ای با او سمپاتی دارد و حس هم ذات پنداری و همدردی مخاطب را بر می انگیزد. فرمی که فیلمساز برای فیلم در نظر گرفته، ملهم از آثار همنام دانمارکی و هم قطارانش است و رگه هایی از جنبش فراموش شده ی آنها در آن به چشم می خورد.
در نهایت حتما این شاهکار را ببینید که به زعم بنده از بهترین های قرن حاضر است و دیرتر دیدنش افسوس بر انگیز...

پ.ن: یواکیم تریه از فیلمسازان جوان و آینده دار سینمای نروژ است که می توانیم امیدوار باشیم در آینده فیلمهای خوبی برایمان بسازد هر چند بسیاری، فیلم آخر او (Louder than bombs-2015) را که در جشنواره ی کن از آن رونمایی شد، در حد و اندازه های آثار قبلی اش نمی دانند.
علی سیمایی و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
ابرشیر، بهنام [شاهین] باقری، Dellingr و Benighted این را دوست دارند
جناب فربد گرانقدر من مدتها پیش این فیلم را دیدم...نوشته شما ترغیبم کرد مجددا تماشایش کنم.. ممنون از شما
جای فیلمسازی از نروژ برای تولید سینمای مولف در آن جغرافیا خالی است :) هر چند فون تریر دانمارکی و لوکاس مودیسون و اندرسون سویدی هستند.
۱۳ آذر ۱۳۹۴
ممنون فربد گرامی بابت پیشنهاد دوم :) Blind رو هم حتماً میبینم.
در مورد فیلم آخر Joachim Trier هم بهتر است خیلی توجهی به نظر دیگران نکنیم، چون معمولاً فیلم های برتری که از دید این دسته از افراد انتخاب میشوند، با موارد دیگری جدای از هنر و معنا هم سنجیده میشوند که ... دیدن ادامه » اهمیتی ندارند، پس خودمان میبینیم و نظر میدهیم. همیشه باید در هنر از Mainstream دور بود... چرا که دقیقاً همانجاست که رد پای پول عده ای از افراد دیده میشود Jews همانها که در تلاشند تا زخمهای تاریخی خود را ترویج داده و بار تاریخی ننگین خود را بر دوش دیگران تحمیل کنند تا خود را توجیه کنند، پس هر آنچه در مسیر این هدفشان نباشد بواسطه قدرت پولشان غیر هنری و هر آنچه هم مسیرشان باشد را هنر مردمی و عمیق مینامند... نمونه اش 80% از Billboard 200 در بحث موسیقی است.
۲۲ دی ۱۳۹۴
همین طور است دوست من؛
البته بنده بیشتر منظورم منتقدینی که سرشان به تنشان می ارزد و سایتها و نشریاتی مانند همین کایه دو سینما بود که تا کنون می شد به آنها و نظراتشان رجوع کرد که از قرار معلوم آنها هم جدیدا تحت تاثیر چیزهای دیگر قرار می گیرند، منتقدین سایت ... دیدن ادامه » ها و نشریات معلوم الحال که تکلیف شان مشخص است.
۲۳ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم قرار است عاشقانه ای باشد در ستایش و بزرگداشت موسیقی، که در دومی نسبتا بهتر از اولی عمل می کند. موسیقی در فیلم معجزه می کند، انگار همه ی پیوندهای دنیای فیلم به واسطه ی آن رقم می خورند و موسیقی است که آدم های قصه را عاشق می کند. کمتر نمایی در فیلم وجود دارد که در آن نوای موسیقی شنیده نشود و سعی شده به آن شخصیت داده شود.
کادرهای دیدنی و نماهای چشم نواز کارگردان این بار کمتر خودنمایی می کنند و در کنار عناصر دیگر فیلم در آن حل شده اند.
فیلم نسبت به آثار قبلی فیلمساز قصه گو تر شده و در مورد شخصیت ها در خوشبینانه ترین حالت شاید بتوان فقط اندکی با شخصیت دو عاشق زمان قدیم و حال ارتباط برقرار کرد که البته آنها هم بعضا متناقض رفتار می کنند و بقیه ی شخصیت ها بی پرداخت باقی مانده اند. به همین دلیل است که عشق های فیلم از آب در نیامده اند و ملموس نیستند. غافل گیری ... دیدن ادامه » بزرگ فیلم هم، نه تنها کارکردی ندارد بلکه تماشاگر را از برقراری ارتباط با یک شخصیت بالقوه که می توانست شکل بگیرد، بی نصیب می گذارد (البته در این صورت قصه ی فیلم دیگر این نبود و چیز دیگری می شد).
اما مشکل بزرگ ارغوان (برای بنده) برمی گردد به محتوای آن و پیام ساده انگارانه و البته سطحی ای که ارائه می دهد؛ سطحی نه در شیوه ی بیان که به نظرم فرم فیلم قابل احترام است و محتوا به خوبی از دل آن بیرون می آید، بلکه خود آن مفهومی که منتقل می کند. ارغوان به جای اینکه روی تماشاگر تاثیر بگذارد، او را به چالش بکشد و حس و فکر و ذهنش را درگیر کند به شکل نصیحت وار و راحت الحلقوم به او پیام اخلاقی می دهد و از این جهت حتی می توان آن را هم تراز با تولیدات تلویزیونی دانست (البته اگر مرعوب رنگ و لعاب و فرم آن و کلاس بالاترش نسبت به این آثار نشویم)
در آخر، اگر این دو فیلمساز عزیز به جای این همه دغدغه ی فرم، اندکی روی محتوا و مفهوم کلی آثارشان تمرکز کنند شاید بتوانند فیلم های به مراتب بهتر و قویتری بسازند.
سپاس از لطفت و حضور گرمت در بخش سینمای تیوال، دوست خوبم.
۲۶ آبان ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیشنهاد موسیقی؛

نام آهنگ: Just Feel Better
نام هنرمند: Santana - Steven Tyler
نام آلبوم: All That I Am
سبک: Rock
سال انتشار: 2005

http://s3.picofile.com/file/8214592592/Just_Feel_Better.mp3.html
یه زمانی محبوب ترین آهنگ م بود...
راه میرفتم میگفتم I'm gonna try anything that just feel better... Any little thing that just feel better.. :))
۰۷ مهر ۱۳۹۴
:))
من موقع خوندنش تلاش مذبوحانه ای میکردم که صدامو شبیه استیون تایلر بکنم:))
۰۷ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیشنهاد موسیقی؛

نام آهنگ: Bittersweet
نام هنرمند: Marty Friedman
نام آلبوم: Introduction
سبک: Instrumental rock, ambient
سال انتشار: 1994

http://s3.picofile.com/file/8214592784/Marty_Friedman_02_Bittersweet.mp3.html

نام آهنگ: Novocaine Kiss
نام هنرمند: Marty Friedman
نام آلبوم: Music for Speeding
سبک: Instrumental rock, hard rock
سال انتشار: 2003

http://s6.picofile.com/file/8214594618/Marty_Friedman_Novocaine_Kiss.mp3.html
مهدیه محمدی این را خواند
Crimson، حامد افتخاری و MadWolf این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگردانی سنجیده، فیلمبرداری خوب، قابهای چشم نواز، موسیقی گوش نواز، گریم خوب، جلوه های ویژه خوب و کلی عظمت و شکوه، یک طرف، و فیلمنامه ی به شدت ضعیف طرف دیگر. زور آن همه به این یکی نمی چربد.

فیلم به شدت فیلمنامه ندارد... سه ساعت معجزه می بینیم فقط... داستانی وجود ندارد...اوج و فرود دراماتیک هم نداریم...شخصیتی شکل نمی گیرد...راستی چه آدم بد های با حال و دوست داشتنی و حیوونکی ای دارد این فیلم، خوش به حال پیامبر...از ابعاد شخصیتی پیامبر چیزی نمی بینیم، فقط شفا می دهد و به تشنگان آب، خوب هر کودک دیگری هم جای ایشان بود دلش به حال آنان می سوخت و بهشان آب می داد.
دوست عزیز اگر میخواهی پیامبر اسلام را به دنیا معرفی کنی باید شخصیت ایشان را بسازی و ابعاد مختلف شخصیتی ایشان را نمایان کنی نه ماهی پراندن ایشان را (فکر کنم ایشان این جمله کمی زیاد شد)

فیلم، برای من ... دیدن ادامه » مجموعه کلیپی از معجزات پیامبر از شیرخوارگی تا کودکی بود و دیگر هیچ.

پ.ن: آن ویژگی های خوب فیلم که ابتدای نوشته ام به آنها اشاره کردم، چندان هم بی عیب و نقص نبودند.

پ.ن.2: اعتراف می کنم که دو یا سه دفعه مو به تنم راست شد و گاهی احساساتی شدم (نمی دانم چرا مدتیست نازک نارنجی شده ام!)، ولی باور کنید اگر فیلم به جای پیامبر اسلام راجع به آقای ایکس بود، باز هم این گونه می شدم و البته اندکی بعد، از خرج کردن احساساتم پشیمان می شدم چرا که آن صحنه ها ناجوانمردانه این کار را با من می کردند.
کامبوزیا پرتوی از نویسندگان قدر حوزه کودک هستند و خیلی از ما دهه شصتی ها با کارهای ایشون خاطره داریم. اقای مجیدی هم که همیشه کودک توی فیلم هاشون هست. از ابتدا هم گفته شده بود این فیلم روایت دوران کودکی پیامبره.
این که اولین باری که پیامبر به مکه میاد در ... دیدن ادامه » و دیوار کعبه(فرشتگان) باهاشون حرف می زنن جزو ابعاد والای شخصیتی ایشون نبود؟ این که با وجود سن کم تونستن یه مردک عرب زبون نفهم رو از زنده به گور کردن دخترش پشیمون کنن جزو ابعاد شخصیتی ایشون نبود؟ این که این قدر حبیب خدا بودن که تو همون کودکی دریا هم به خواسته دل ایشون _البته به فرمان خدا_ تن می ده جزو ابعاد شخصیتی ایشون نبود؟
از اول اقای مجیدی گفته بودن من می خوام روح مهربان و لطیف پیامبر رو در کودکی نشون بدم نمایش توانایی های جنگی ایشون یا سختی هایی که کشیدن قبلا نشون داده شده.
۲۱ شهریور ۱۳۹۴
خوب این نظر شماست :)
۲۷ شهریور ۱۳۹۴
سلام
مخالفم
این فیلم بیشتر یک نوع روایت شاعرانه است و فیلم نامه برای چنین روایتی بسیار مناسب بود
و خوب این که می فرمایید آقای ایکس هم اگر بود... خوب مهم این جاست که هیچ آقای ایکس ای چنین تولد و کودکی ای نداشته است:-)
۳۱ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا جای تعجب دارد که چنین نمایش دغدغه مند و فوق العاده ای با متن خوب و بازی های به شدت درخشان دو بازیگرش -که سالن نسبتا خالی تئاتر باران هم دلسردشان نکرد و از انرژیشان نکاست- این گونه مهجور بماند -آنطور که اطلاع دارم در سالن قبلی هم حال و روزش به همین شکل بوده است- ولی خوب الان به مرکز شهر آمده و علاقه مندان به تئاتر دیگر بهانه ای برای ندیدنش ندارند...امیدوارم در روزهای آتی اجرای این نمایش، سالن باران مانند همیشه مملو از تماشاگر باشد...

تا به حال راجع به هیچ نمایشی در تیوال ننوشته ام چون دانشش را ندارم ولی این نمایش به گونه ای تکانم داد و به عمق وجودم نفوذ کرد که بر آن شدم تا با تبلیغش، دینم را نسبت به آن ادا کنم.

شدیدن برید ببینیدش، امیدوارم مثل من لذت ببرید...
آقای اهورابنده عزیز
از این همه مهربانی شما سپاسگزاریم.گروه موج برای گرفتن این 5 اجرا سختی های زیادی را متحمل شد و اگر همکاری مدیران تماشاخانه باران نبود همین هم میسر نمی شد اما به جان خریدن همه این مشکلات تنها برای این بود که پذیرای دوستان بیشتری باشیم ... دیدن ادامه » که متاسفانه نشد. هر چند وجود دوستانی چون شما هم کافی است تا خستگی این دوماهِ پر مشقت بر تن ما نماند.پاینده باشید.
۱۰ شهریور ۱۳۹۴
خانم مینای عزیز؛
البته آنچنان اطلاعاتم دقیق نیست ولی فکر میکنم به دلیل استقبالی که آخر آن هفته از نمایش شد آن را تمدید کردند...بنده صرفا دورادور طبق نظرات دوستان در تیوال این نمایش را دنبال میکردم و در اجراهای سالن قبلی حضور نداشتم. البته اگر آنطور که ... دیدن ادامه » شما میگویید باشد و استقبال از آن همیشگی بوده، باعث خوشحالی بنده است، و البته در این صورت من اشتباه کرده ام.
۱۱ شهریور ۱۳۹۴
دوستان عزیز تنها دو اجرای پایانی زیرزمین در خانه موزه انتظامی با استقبال روبروشد که یک روز هم تمدید کردیم.با سپاس
۱۲ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر چند یک سر و گردن از اکثر فیلمهای روی پرده (به غیر از هنر و تجربه) و سازندگان پر مدعایشان، بالاتر است ولی خوب این فیلم هم چیزی فراتر از یک فیلم تلوزیونی خوب نیست که اگر آخر هفته از تلویزیون پخش میشد، میدیدیم و لذتکی می بردیم...
فیلم، بدبختی ها و مشکلات مالی یک خانواده را با لحنی طنز به تصویر می کشد که خوشبختانه سر و ته دارد، کمتر حرف اضافی می زند و تا آخر به موضوع اصلیش می پردازد ولی خوب نه شخصیت می سازد نه به طور کلی حرف خاصی برای گفتن دارد و در آخر به دادن پیام اخلاقی بسنده می کند. وجود برخی کاراکترها بی دلیل است و کارکرد چندانی در داستان ندارند و نگار جواهریان هم طبق عادت چند سال اخیرش بسیار بد است ( اور اکت های بی دلیل و آن لهجه ی روی اعصاب که هر وقت نقش آدم بدبخت و ساده را بازی می کند، دارد). البته نا گفته نماند که چند موقعیت طنز در فیلم خوب از آب ... دیدن ادامه » درآمده و از این بابت باید به فیلمساز تبریک گفت.
در کل فیلمی نبود که با دیدنش، منتظر دیدن آثار بعدی کارگردان تازه کارش باشم، هر چند برای قضاوت زود است و امیدوارم در آینده، با تجربه تر و پخته تر فیلمهای بهتری برایمان بسازد.
موافقم با نظرتون....یک سری موقعیت هایی کلیشه ای با اجرایی تکراری تر.واقعا حتی اگه همه اغراق های نگار جواهریان در رفتار و میمیک صورت عمدی هم بوده در عمل جواب نداده و بیشتر از احتمالا کاریکاتور مورد نظر به یک شخصیت مضحک و پادرهوا تبدیل شده...یا شخصیت سازی ... دیدن ادامه » اکبر عبدی و مثلا عاشق شدنش چندبار دیگه باید تکرار بشه؟؟
شبیه همه ی فیلم های از هر دری سخنی بود که سعی میکنه از انواع و اقسام موقعیت های خنده دار نگذره هرچقد بی ربط هم باشه .شبیه اکثر فیلم های کمدی حال حاضر ما حالا این بار کمی تمیزتر و شسته رفته تر
۲۷ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقای کارگردان بیخیال، شما این کاره نیستید!!!
مگر می شود فیلمی ساخت که هم تلخ باشد، هم خنده دار؟! وقتی عسل گریه می کرد، من میخندیدم، وقتی مهتاب گریه می کرد من می خندیدم (البته در این مورد بازی خانم بازیگر که به نظرم کودک درون فیلم از او بهتر بازی می کرد هم مزید بر علت شده بود)، وقتی منیر از خماری در هم ریخته بود و با مادرش تلفنی صحبت می کرد، من... زمانی که در پارک، منیر رو به آسمان می گوید "خدایا غلط کردم" و همچنین هنگامی که با بابک روبرو شد، باز هم برای من خنده دار بود. باور کنید من دیوانه یا خل و چل نیستم، خل و چل آدمهای قصه ی این فیلم بودند که در سرتاسر فیلم کارهای احمقانه می کردند.
گفتن حقایق جامعه خوب است آقای کارگردان، ولی نه این گونه عریان، نه این گونه که آن را مستقیما به صورت تماشاگر پرتاب کنیم؛ نا سلامتی داریم راجع به هنر سینما صحبت می کنیم!
قصه، ... دیدن ادامه » شخصیت هم که ندارد، آدمهایش فرسنگها از شخصیت شدن دورند. نمی دانیم چرا و به چه دلیل خل و چل اند فقط از ابتدا تا انتهای فیلم، خل و چل بازی هایشان را می بینیم (ببخشید اگر نوشته ام واج آرایی خل و چل پیدا کرد، من بی تقصیرم). وجود شخصیت سعید که برادر کارگردان نقشش را بازی می کند، کارکردی ندارد، انگار به زور به قصه الصاق شده. معلوم نیست کارهایی که در ادامه می کند به خاطر مرام و معرفت است یا اینکه کلا مصلح اجتماعی است. از دیالوگ های بی ربطش هم بگذریم که گویا بیانیه ی کارگردان است ( البته بیانیه که چه عرض کنم، نظراتش در مورد ماهواره، خرم سلطان، سربازی و گرفتن حق از جامعه است که احتمالا داخل تاکسی آنها را شنیده) و آنجایی که با آن پدری که فرزندش بیمار است گفتگو می کند و پدر به شرایط جامعه اشاره می کند "شرایط جامعه اونارو اینجوری کرده" باز هم خنده ام گرفت، آخر کدام شرایط آقای کارگردان؟ شما که چیزی در فیلمتان نشان ندادید.
در کل، به نظر بنده، عصر یخبندان فیلم بسیار بدی است.
استفاده کردم از نظرات شما، اما هم نظر نیستم با شما.
به نظر من فیلم عصر یخبندان در مقایسه با فیلم های کنونی سینمای ایران فیلم خوبی است.
۳۰ تیر ۱۳۹۴
نوشته ی بسیار خوبی ست . کاملن انقلابی و دلسوزانه که از شما بسیار هم ممنونم برای ارسالش .. اما اجازه بدید همچنان پافشاری کنم که این نوشته بسیار خوب ، نقد نیست . خیلی خوب است اما باور بفرمایید هیچ ربطی به نقد ندارد ..
انچه در نقدهای برتر دنیا میبینیم تمرکز ... دیدن ادامه » بر اسلوبهای دقیق فکری ست .
اینی که فراستی بدان مشغول است نقد امپرسیونیستی یا تاثر گرا نام دارد که سالیان سال است که ور افتاده چراکه مبتنی و استوار بر ذاعقه ی گوینده است که منجر به فرافکنی میشود .. نقدهای فرمالیستی ، هرمنوتیکی ، پدیدارشناسانه و ... همگی از متن و درون متن قراردارند و مخاطب را در جهان اثر به همراه میبرند ..
متوجه هستم که فراستی تلاش دارد شبیه بنیامین باشد اما نمیتواند .. یک چپ مذهبی متناقض که ...
بگذریم
اما از شما دوست بزرگوار بسیار ممنونم ..


ضمن اینکه بانو نیکی نقد هرگز به معنای شرح انتقاد نیست :)
۳۰ تیر ۱۳۹۴
شرمندم از تمام دوستان عزیز لازم دونستم که یادآوری کنم اینجا ایران هست و نمی توان انتظار شاهکارهای بزرگ سینمایی را داشت(که اگر داشته باشیم هر چند سال یکبار و همانند شهابی در آسمان می آید و عبور می کند و باز باید منتظر عبور شهابی چنان بنشینیم) به نظرم شاید ... دیدن ادامه » منصفانه تر بود که به جای نقدها و بیان نظراتی چنین یک مقدار هم پا را فراتر از فیلم گذاشته و آن را با فیلم هایی که در همین مدت اخیر اکران شده است در مقام قیاس قرار می دادیم(هر چند معتقدم قیاس کار به جد اشتباهی است ولی ....) باز هم شرمنده که در میان بحث تخصصی شما دوستان وارد شدم
۰۱ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیشنهاد موسیقی؛

Jan Garbarek

آهنگساز و ساکسوفونیست نروژی

سبک: Progressive Jazz, Modern Jazz, World Fusion, Jazz
سالهای فعالیت: 1966-2015
.
.

آهنگ "Red Wind" از آلبوم "Visible World":
http://s3.picofile.com/file/8200553142/Red_Wind.mp3.html
.
.

آهنگ ... دیدن ادامه » "Brother Wind March" از آلبوم "Twelve Moons":
http://s3.picofile.com/file/8200556518/Brother_Wind_March.m4a.html
maria، بامداد، مهدی.. و مجتبی مهدی زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیشنهاد موسیقی؛

بیورک (Bjork)
خواننده، ترانه سرا، آهنگساز، تهیه کننده و بازیگر (به طور حرفه ای فقط در یک فیلم) تجربه گرای ایسلندی که بارها کاندید و برنده ی جوایز مختلف موسیقی از جمله گرمی، بخش موسیقی گلدن گلوب و اسکار و ... شده است.
علاقه مندان به سینما بازی به یاد ماندنی او در فیلم زیبای "رقصنده در تاریکی" را حتما به یاد دارند. نقش آفرینی ای که برایش جایزه ی بهترین بازیگر زن جشنواره ی کن را به همراه داشت.
جدیدترین آلبوم بیورک با نام "Vulnicura" درسال 2015 منتشر شده است.

سبک:Experimental Rock, Electronic, Progressive Pop, Experimental, Avant-garde, Jazz
سالهای فعالیت: 1977-2015
.
.

آهنگ" Stonemilker" از آلبوم "Vulnicura":
http://s6.picofile.com/file/8200550676/Bj%C3%B6rk_Stonemilker.mp3.html
.
.

آهنگ"Play ... دیدن ادامه » Dead" از آلبوم "Debut":
http://s3.picofile.com/file/8200541918/13_Play_Dead.mp3.html
.
.
بازخوانی آهنگ معروف "Gloomy Sunday":
http://s3.picofile.com/file/8200544018/Bjork_Gloomy_Sunday.mp3.html
Marillion، maria و مجتبی مهدی زاده این را دوست دارند
Bjork موزیک ویدیوهای جالبی داره :) .. مثل آهنگ Big Time Sensuality که وسط یک روز شلوغ در شهر نیویورک روی یک تریلی در حال حرکت تهیه شد و یا اینکه بعضی وقتها علاقه و دلتنگی زیاد ممکه دردسر ساز بشه در Violently Happy :)

۲۶ تیر ۱۳۹۴
بله همینطوره، موزیک ویدیو های خوبی هم داره و حتی بعضیهاشون حرف و حدیثهایی هم براش به همراه داشته که مجبورشون کرده بعضی جاهاشو سانسور کنن.
۲۶ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیشنهاد موسیقی؛

Mireille Mathieu

خواننده ی فرانسوی سبک پاپ و شنسون که بیش از 1200 آهنگ به 11 زبان منتشر کرده است.

سبک: French Pop, Traditional Pop, Chanson
سالهای فعالیت: 1962-2015
.
.

آهنگ "L'aveugle":
http://s3.picofile.com/file/8200529384/L_aveugle.mp3.html
.
.

آهنگ ... دیدن ادامه » " Un Jour Tu Reviendras" از آلبوم "Mireille Mathieu singt Ennio Morricone":
http://s3.picofile.com/file/8200531042/Mireille_Mathieu_Un_Jour_Tu_Reviendras.mp3.html
نیلوفر ثانی و maria این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیشنهاد موسیقی؛

سزاریا اوورا (Cesaria Evora)
خواننده ی اهل کشور کیپ وردی در قاره ی افریقا که لقبش ملکه ی مورنا ( سبک موسیقی ملی کیپ وردی) و خواننده ی پا برهنه ( به دلیل اینکه هنگام حضور روی استیج به خاطر همدردی با مردم فقیر کشورش با پای برهنه ظاهر می شد) بود.

سبک: Morna, Fado, Worldbeat
سالهای فعالیت: 1957-2011
.
.
.

آهنگ "Besame Mucho":
http://s3.picofile.com/file/8199924326/Besame_Mucho.mp3.html
.
.

آهنگ ... دیدن ادامه » "Sodade" از آلبوم "Miss Perfumado":
http://s6.picofile.com/file/8199923818/Ces%C3%A1ria_%C3%89vora_Sodade.mp3.html
.
.

آهنگ "Xandinha" از آلبوم "Cesaria":
http://s3.picofile.com/file/8199922518/Ces%C3%A1ria_%C3%89vora_Xandinha.mp3.html
ممنون
توصیه میکنم آهنگ Besame Mucho رو با صدای Andrea Bocelli رو هم حتما گوش بدین.
۲۳ تیر ۱۳۹۴
خواهش میکنم جناب سجادیان...
بله با صدای بوچلی هم عالی ست... ممنون از پیشنهادتون
۲۳ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیشنهاد موسیقی؛

گروه مجارستانی امگا (Omega)
سبک: hard rock, progressive rock
سالهای فعالیت: 1962-2015
.
.
.

آهنگ "Silver rain" از آلبوم "Gammapolis":
http://s3.picofile.com/file/8199907942/15_Silver_rain.mp3.html
.
.

آهنگ "Lady Of The Summer Night" از آلبوم "Gammapolis":
http://s6.picofile.com/file/8199907726/Omega_Lady_of_the_Summer_Nights.mp3.html
.
.

آهنگ ... دیدن ادامه » "I go away" از آلبوم "Omega III":
http://s6.picofile.com/file/8199913692/Omega_I_Go_Away.mp3.html

الان راجع بهشون که خوندم جالبه در کشورشان پیشتاز مسایلی متعددی بودند
متشکر برای اشتراک قطعاتی از آنها.
۲۳ تیر ۱۳۹۴
بله همینطوره جناب شکیبا...
خواهش می کنم قابل شما رو نداشت.
۲۳ تیر ۱۳۹۴
Omega سالها پیش اعلام کرده بود که دیگر فعالیت نخواهد داشت .. اما موفقیت و استقبال آلبوم Gammapolis (بخصوص نسخه انگلیسی) این گروه را بازگرداند و روزی نبود که هواداران در سایت آنها درخواست بازگشت شان را نداشته باشند ..
۲۳ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیشنهاد موسیقی؛

النی کاریندرو (Eleni Karaindrou)
آهنگساز یونانی سبک کلاسیک است که بیشتر به واسطه ی ساختن موسیقی های متن مجموعه آثار آنجلوپولوس، فیلمساز فقید یونانی، شناخته می شود ( البته بنده با شنیدن آهنگ دشت گریان او با سینمای آنجلوپولوس آشنا شدم و شاهکارهایش را دیدم) که به نظرم قسمت عمده ای از موفقیت های فیلم هایش را مدیون موسیقی زیبا و تاثیرگذار کاریندرو است...
البته او به غیر از فیلمهای آنجلوپولوس برای فیلمها و نمایشهای بسیار دیگری نیز آهنگ ساخته است. آلبوم اخیر او در سال 2014 با نام Medea بر اساس نمایشنامه ای به همین نام نوشته ی اوریپید منتشر شده است.
.
.
.

آهنگ "On the way to exile" از آلبوم "Medea":
http://s6.picofile.com/file/8199907192/03_On_the_Way_to_Exile.mp3.html
.
.

آهنگ "The weeping meadow" از آلبوم "The weeping meadow":
http://s3.picofile.com/file/8199906900/The_Weeping_Meadow.mp3.html
.
.

آهنگ ... دیدن ادامه » "Adagio- father's theme, Landscape in the mist filmscore" از آلبوم " Elegy of the Uprooting":
http://s3.picofile.com/file/8199907068/Landscape_in_the_Mist_film_score.wma.html
ر. پ این را خواند
شکیبا، ابرشیر، مجتبی مهدی زاده، Crimson، نیلوفر ثانی و maria این را دوست دارند
یکی از زیباترین آثار ایشان موسیقی متن فیلم "دشت گریان" هست که بسیار شنیدنی و زیباست.
ممنون بابت این حسن سلیقه.
۲۳ تیر ۱۳۹۴
این آلبوم 17 ترک بسیار زیبا داره ... سپاس از انتخاب تون ..
۲۴ تیر ۱۳۹۴
خواهش میکنم خانم ثانی...
۲۵ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم بیشتر تمرین فیلمسازی بود برای فیلمساز محترم تا یک فیلم جدی در کارنامه ی کاریش، و آن قدر نمونه اش در سینما ساخته شده که بتوان به راحتی از کنارش گذشت و فراموشش کرد.
اگر از صحنه ی مربوط به اتاق تشریح و دو تکه شدن تصویر که ربطی به بقیه ی فیلم نداشت و اتفاقا خیلی بی مزه و دم دستی بود، و برخی پیشامدهای کاملا اتفاقی که اگر نبودند فرم دایره وار آقای کارگردان شکل نمی گرفت - و به همین خاطر سعی شده بود با اضافه کردن چاشنی طنز به آن صحنه ها کمی از توی ذوق تماشاچی زدنشان کاسته شود، که البته به نظر من فقط اوضاع را بدتر کرد- و بازی تقریبا بد بازیگران، بگذریم که به زعم من جز ایرادات ردیف اول فیلم هستند، نمی دانم چرا فیلم اصلا شخصیت ندارد و یا اینکه بالاخره فیلمساز سعی دارد چه محتوایی را از دل فرم اثرش بیرون بیاورد (البته شاید فقط، بنده متوجه نشده باشم) و به ... دیدن ادامه » تماشاگر عرضه کند؟
در هر حال با ساخته ی اول کارگردان روبرو هستیم و دلیلی ندارد توقع زیادی از آن داشته باشیم - البته منظورم به هیچ وجه کم ارزش جلوه دادن فیلم نیست که مطمئنا نقاط قوتی هم دارد- و شاید بتوان تنها به منظور آشنایی با دغدغه های فیلمساز و طرز تفکر سینمایی اش، آن را بررسی نمود و در موردش صحبت کرد و دیگر هیچ...
http://www.aparat.com/v/EpU9g

آخه ماهی و گربه داستان داشت؟! یعنی یه قصه ای داشت روایت میشد؟! تیتر روزنامه که از همون اول نشون داده شده بود!
۰۴ تیر ۱۳۹۴
جناب اهورابنده عزیز چاشنی طنز اضافه کردن صحیح نیست بدلیل اینکه فیلم در اصل کمدی هست و بنظرم اتفاقات به درستی طراحی شده در فیلم-در مورد نمونه های بیشمار شبیه به این فیلم ساخته شده!در سینمای ما که تا سال 86 فیلم خاصی شبیه به این فیلم نداشتیم و سینمای جهان ... دیدن ادامه » هم نمونه های اندکی بوده.
البته این نظر شخصی من هست و شما رو ارجاع میدم به گفتگوی مفصل آوای تیوال با جناب مکری در مورد همین فیلم که در هفته آینده منتشر میشود,پاسخ بسیاری از سوالات شما در آن گفتگو هست.
پاینده باشید :)
۰۴ تیر ۱۳۹۴
ممنون جناب کوهی... منتظر این آوا خواهم ماند.
۰۵ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"من" درباره فیلم "لرزاننده ی چربی" در بخش "گفتگو"



" قسمتهایی از این نوشته ممکن است داستان فیلم را لو بدهد "
.
.
.
اول اینکه فاصله گرفتن از سینمای واقع گرای اپیدمی شده ی این سالهای ایران و نزدیک شدن به یک فضای سورئالیستی (که تا حدی محقق شد) از جانب شیروانی بسیار مایه ی مسرت و خشنودی است.
فیلم فضای بسیار مبهم، غیر معمول و البته خشنی دارد که به احتمال زیاد به چند دلیل، بارها از جانب تماشاگر پس زده می شود: وجود صحنه های ظاهرا بی ربط به هم، نماهای کلوزاپ طولانی، لرزش های بیش از حد دوربین (که گاهی اوقات آزار دهنده است) و صحنه های مشمئز کننده ی مربوط به بدن مرد چاق با آن زالوها و لیوان ها...
فیلم خط داستانی مشخصی ندارد و در اصل روایتی غیر خطی، بی زمان و بی مکان از زندگی یک مرد بسیار چاق (با بازی لوون هفتوان) و پسر کر و لالی (با بازی حسن رستمی) است که آنطور که مرد ادعا می کند پدر و پسرند. پدری زورگو و مقتدر، که از پسر برای اخاذی از دختران جوان استفاده می کند و پسری ضعیف که گویا غلام حلقه به گوش پدر است و در برابر رفتارهای او بسیار منفعلانه عمل می کند... فیلم به طور کلی، زوال تدریجی ذهنی مرد را به عنوان فردی سلطه گر و قدرتمند، و تحول پسر را به عنوان فردی سلطه پذیر و منفعل به تصویر می کشد که در این راه زن زیبا و دلفریب (با بازی مریم پالیزبان) به عنوان کاتالیزور عمل می کند.
شخصیت ها نسبتا گنگ اند و اطلاعات زیادی در مورد آنها به تماشاگر داده نمی شود و همین گنگ بودنشان اجازه ی نزدیکتر شدن به آنها را نمی دهد و به تبع آن شاید مخاطب درک درستی از این شخصیت ها پیدا نکند ( البته به خاطر جنس فیلم تا حدودی قابل قبول است)، که با اضافه شدن شخصیت زن، این ابهامات بیشتر هم می شوند. زنی که هیچ سنخیتی با آن دو ندارد و اصلا معلوم نیست به چه دلیل زندگیش به زندگی آنها گره خورده است.
نکته ی دیگر تقابل بین واقعیت و خیال در فیلم است که تمیز دادن آنها از هم بسیار مشکل است. قسمتهایی از فیلم احتمالا رویاهای مرد هستند و به واسطه ی وجود همین رویاهاست که حضور زن در کنار آنها توجیه پذیر است. اتفاقات سفر را می توان خیالات یا رویاهای شخصیت مرد دانست (البته نمی توان مطمئن بود)، رویایی که در نهایت پایانی کابوس وار برایش در پی دارد. او رویای تصاحب زن را در سر می پروراند و نگاه های جنسی ای که به او می کند خبر از تبدیل شدن زن به قربانی دیگری برای استثمار و سلطه گری او می دهد... اما پدر، پسر را به عنوان رقیب خود می بیند که اگر چه تا برهه ای با قدرتی که دارد در برابرش مقاومت می کند ولی در نهایت این پسرک کر و لال است که پیروز می شود، و ندادن کلید در سکانس استخر به پدر و کمی قبلتر به زمین زدنش، نشان از تغییر تدریجی او از فردی منفعل به فردی که در برابر قدرت پدر ایستادگی می کند، دارد...
سکانس مربوط به مامور ( با بازی نوید محمد زاده) با آن ظاهر عجیب و غریب و منحصر بفرد مرد، رفتار مرموز مامور و صدای به زمین خوردن و شکستن لیوانها و صدای آن پرنده، سکانس خوب و نفس گیری از آب درآمده و حضور مامور را می توان به عنوان آینه ای از اعمال خود مرد، که در خوابش پدیدار می شود، در نظر گرفت.
عناصر مختلفی از جمله دستبند، برخی حیوانات، بدن عریان مرد و چربی هایش و ... هم در فیلم وجود دارند که احتمالا می توان برای هر کدام مفهومی استعاری و نماد گونه در نظر گرفت.

در ... دیدن ادامه » نهایت، لرزاننده ی چربی، اثری قابل احترام و قابل تامل در سینمای ایران است که از کمترین حقش یعنی نمایش بر پرده ی سینما محروم شده است.
قابل توجه باقری عزیز :)
۲۴ خرداد ۱۳۹۴
فیلمو دیدمو دوسش داشتم. "گفتگو"ـت خوب بود(که البته پتانسیل قرار گرفتن توی بخش "پیشنهاد و نقد" رو داشت!) . اکثر برداشت هایی که از فیلم داشتی با برداشتای من یکسان بود. به خودمون تبریک میگم! [چشمک]
۲۹ خرداد ۱۳۹۴
مخلص، بهنام جان...
خوشحالم که دوستش داشتی... منم به خودمون تبریک میگم.
۲۹ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Anoice گروهی ژاپنی است که از سال 2004 در توکیو فعالیت خود را شروع نموده و المانهای موسیقی پست راک را به خوبی با نئو کلاسیک و امبینت درآمیخته و معجونی از موسیقی بکر و غم زده ساخته است. جدید ترین آلبوم این گروه Into The Shadows نام دارد و در سال 2015 منتشر شده است.
.
.
.
آهنگ Memories of You از آلبوم جدید:
http://s6.picofile.com/file/8192074984/02_Memories_Of_You.mp3.html
.
.
.
آهنگ Ripple از آلبوم The Black Rain:
http://s3.picofile.com/file/8192074426/03_Ripple.mp3.html
وحید هوبخت و شکیبا این را خواندند
Marillion، maria، اروین کالستیانس و راضیه توکلی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب بله، خندیدیم، کم هم نخندیدیم... ولی به چه قیمتی جناب مقدم؟ به همان عطاران همیشگی در موقعیت هایی تکراری خندیدیم...
نهنگ عنبر برای من چیزی جز یک سری کلیپ خنده دار پشت سر هم که هیچ ربطی به هم ندارند، نبود...دریغ از اندکی انسجام...دریغ از اندکی شخصیت پردازی (البته فکر کنم برای این فیلم توقع زیادیه)...همه ی آدمهای قصه تان در کسری از ثانیه تغییر می کردند.
آنطور که به یاد دارم چنین ایده ها و داستانهای بی چفت و بستی مانند داستان فیلم شما را برخی از دوستانم در دوره ی راهنمایی یا دبیرستان در انشاهایشان می نوشتند...
ایده ها مثل چیزایى بوده که تو دبیرستان مى نوشتند؟
این فیلم به کمدیه اگه یادتون باشه و از نظر من اتفاقات خیلى هم جالب بوده.
توى چندتا فیلم ما دوباره یه نکاهى داریم به دهه ٦٠؟ هیچ کدوم
همه ى فیلما که یه نگاهى به کذشته مى کنن، ماجراى جنگ رو به شیوه غم انگیزى ... دیدن ادامه » نشون مى دن.
این فیلم براى خودش خیلى تک بود. از اون قیافه و آهنگا و اینا تا بعدش که رفت توى جنگ و اومد بیرون رفت تو گشت ارشاد و بعد بادیگارد و بعد مدیر یه روزنامه
ممکنه این همه ایده از نظر شما مسخره باشه اما تماااااام افرادى که تو سینما بودند داشتمد بلند بلند قهقهن مى زدند و این یعنى این فیلم توى انجام کارش موفق بوده!!
نه مثل بقیه کمدى ها آبکى و لوس
۱۴ خرداد ۱۳۹۴
هر دوش لازمه اما در این مورد خاص گزینه اول بیشتر مرتبطه :ی
۰۱ تیر ۱۳۹۴
:)
۰۱ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید