تیوال محمد حلاجیان | دیوار
S3 : 16:51:40
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امشب با دوستم این نمایشو دیدیم. و هر دو واقعا لذت بردیم.داستان جذاب و متفاوت با بازیهای خیلی خوب .خسته نباشید میگم به عوامل کار
حمیدرضا مرادی و آریا صفاری این را خواندند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب به تماشای این نمایش نشستم..یه اجرای شیک و قابل قبول از متن ایبسن..که علاوه بر روایت داستان، تونسته بود تا حد زیادی پیچیدگیهای مفهومی متن ایبسن رو هم در خودش جا بده.امیرحسین سرداریان عالی بود، اما بازیگران خانم مخصوصا بازی اون دو خواهر کمی ضعیف و بعضا حوصله سربر و یکنواخت بود..ایده ی بازیگران بدن بسیار جالب بود و درواقع مخاطب رو از یکنواختی درمیاورد.انتخاب موسیقی ها خیلی خوب و مناسب بود.
همونطور که گروه نمایش گفتن این‌ نمایش در ستایش تئاتره و در واقع تخصصیه..یه جورایی به عنوان یک تمرین برای هنرجویانه در مقابل تماشاگران تا اولین‌تجربشون رو از صحنه به دست بیارن.که خب چون اسم خانم کردا و پناهی و آقای ابر رو نمایشه، در جلب حمایتها موفق بوده..در مورد خود اجراها از نظر من بعنوان مخاطبی که تخصصی در تئاتر ندارم ولی نمایشهای زیادی رو دیدم، میتونم بگم با توجه به تازه کار بودن هنرجویان،اجراها قابل قبول وبعضا عالی بود..در چند اپیزودی که خودم با اثر اصلی آشنایی داشتم تونستم بیشتر ارتباط برقرار کنم ولی سایر اپیزودها برام کمی‌گنگ بود که خب طبیعیه چون همونطور ک‌نوشتم این تئاتر برای مخاطبان عام نیست..من هم بیشتر بخاطر حمایت از هنرجویان به تماشای این تئاتر نشستم..کار کوچکی که در راستای اعتلای فرهنگ ازمون برمیاد حمایت کردنه..ضمن اینکه شور و ... دیدن ادامه » شوق این هنرجویان تازه به صحنه اومده و انگیزه و انرژی مثبتی که دارن رو میتونین روی صحنه حس کنید و لذت ببرید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی بود متفاوت از نمایش های روتین و ایده ای نو داشت که از این لحاظ قابل تحسینه.ولی همش منتظر بودم میان این سالها که به سرعت میگذرن راز و معمایی در داستان نمایش بوجود بیاد و در انتهای نمایش روشن بشه، که متاسفانه اینطور نبود.در واقع به نظرم یک سری اتفاقات بود که فقط پشت هم چیده شده بود و اگر هم‌مفهومی داشت من یکی که از درک اون عاجز بودم سایر دوستان رو نمیدونم! در کل اگر نمایشنامه پرورده تر میشد خیلی بهتر بود.
ارادت جناب حلاجیان ممنونم از نظرتون
۱۳ مهر ۱۳۹۷
نمایش تجربه های اخیر بسیار عالی و دلچسب بود . هم از نظر کارگردانی و هم از نظر بازیگران و طراحی صحنه بسیار خوب بود و لذت بردم. با آرزوی موفقیت روزافزون برای تک تک هنرمندان و هنردوستان هنر تئاتر. روزگارتون شاد
۱۳ مهر ۱۳۹۷
ممنونم ازت نیما جان
۱۳ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این نمایش رو دیدم .با اینکه چندین تئاتر از رومئو و ژولیت دیده بودم اما نمایش تونست تازگی خودش رو برام حفظ کنه ، بازیها خیلی خوب بودن با توجه به اینکه صحنه نمایش طوری طراحی شده بود که بازیگر باید رو تمام حرکات بدنیش تسلط داشته باشه به خوبی از پسش بر اومدن.طراحی جادوگرها خیلی خوب و تاثیرگذار بود..موسیقی هم که عالی..در پایان نمایش هم بیشترین تشویق برای تک نوازنده ی گروه بود!فقط یکم شوخیهای جنسی داشت که من به شخصه مشکلی باهاش ندارم ولی برخی دوستان ممکنه این رو یک ایراد قلمداد کنند...
به نظر من هم موسیقی عالی بود و نمایشی بسیار جذاب ، از کل گروه نمایش سپاسگزارم به خاطر زحماتی که کشیدند تا شب خوبی را برای ما رقم بزنند.
۰۹ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از معدود نمایشهایی که حتی برای یک دقیقه هم حوصله من رو سر نبرد!یک ساعت نمایش مفید و بدون اضافه گویی..طنزهای سلیس و روان، و درکنارش حرفهای نهفته در نمایش پارادوکس قشنگی ایجاد کرده بود..تو این تئاترهایی که پر شدن از روشنفکرنماها، نمایشی کاملا مناسب و جذاب برای مخاطبان عامه..ب نظرم وقشته تئاتر هم مثل سینما بیشتر با مردم همراه و همدرد شه..در کل بعد از اتمام نمایش کاملا راضی بودم از وقتی ک صرف کردم .با تشکر از عوامل نمایش
به خانم ساناز بیان تبریک و خسته نباشید میگم بابت انتخاب شجاعانه ی این موضوع ، تحقیق کافی در مورد اون و بالاخره تواناییشون در به نمایش دراوردن عالی و هنرمندانه ی این موضوع.بازی بازیگران عالی بود ومیشد احساسی که در میون تماشاگران سالن موج میزد رو به خوبی درک کرد.جای اینگونه تئاترها که دغدغه ای کاملا اجتماعی دارن در عرصه تئاتر ما کمی کمرنگ شده.ایکاش در رسانه ملی یا لااقل سینما هم این تابوها شکسته شن چون مخاطبان بیشتر و عام تری دارن .دیدن این تئاتر به همه توصیه میشه شک نکنید در دیدنش!
مریم زارعی، امیرمسعود فدائی و عطیه عابدین این را خواندند
مهرناز، helia naseri و بابک همتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش با چندین روایت مختلف..تا میخواستم قصه زندگی یک زن رو هضم کنم ، روایت بعدی به سمتم هجوم میاورد و این هجوم رو دوست داشتم..ذهن در حین دیدن این نمایش مدام در حال فعالیت و کنکاشه..و به دنبال زوایای پنهان هریک از روایتها و ربط دادن اونها به همدیگست..
اما زمان نمایش کمی زیاد بود و به نظرم میشد با حذف برخی صحنه های غیرضروری کمی کوتاه ترش کرد.بعضی صحنه ها زیادی شلوغ میشد و صدای جیغ و.. آزاردهنده بود.و بعضی بازیها اغراق آمیز بود.
اما درکل کار قوی و تامل برانگیزی بود که ارزش وقت و هزینه رو داره
یک نمایشنامه ی شجاع!نمایشنامه ای که فلسفه ی جنگ رو به چالش میکشه..تقریبا از همه ی تفکرات زمان جنگ نماینده ای در نمایش وجود داره ک از ایدئولوژیش دفاع میکنه..
وقتی در قسمتی از نمایش علیرضا با لودگی داشت ادای بقیه شخصیتها رو درمیاورد-هرچند جذابیت خودشو داشت اونم با بازی نوید!-از خودم پرسیدم آیا من به تماشای یک نمایش کمدی یا طنز نشسته ام؟ و درست همونجا بود که علیرضا اون دیالوگ کوبنده رو گفت:"من یه الکی خوشم!فقط حرف میزنم تا وقتمون تو این جهنم بگذره!" اینجا خیلی از خصوصیات شخصیت علیرضا برای ما روشن میشه...
تعریف از نوید محمدزاده تکراری و درعین حال اجتناب ناپذیره!کسی که از بستر تئاتر برخواسته و جوایز سینما رو درو کرده و الان بازهم تو تئاتر میدرخشه شاید کار تئاترش حتی عالی تر از سینماست!
اینکه نوید محمدزاده گیشه ی این نمایش رو پر کرده درست، اما الحق ... دیدن ادامه » والانصاف که بازی سایر بازیگران هم عالی و حرفه ای بود
بهتر بود برای نمایش از یه مشاور نظامی استفاده میکردن تا واقعی تر جلوه کنه.خیلی چیزا با محیط نظامی و زمان جنگ تطابق نداشت!هرچی جلوه های بصری بهتر باشه مفهوم راحت تر منتقل میشه
در پایان خسته نباشید میگم به همه عوامل این نمایش
سپیده، daryakhazar و مریم زارعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زبان..یک عنصر بی نظیر که کمتر در عرصه ی تئاتر و سینما به آن پرداخته شده.به راستی زبان چیست؟!آیا زبان محدود به انگلیسی و فرانسه و فارسی و.. میشود؟ یا هریک از ما در مواجهه با هریک از افراد زندگیمان، زبان خاصی داریم؟!
نه تنها مفهوم کنایی زبان، که مفهوم عام آن نیز در جای جای نمایش به چشم میخورد.داوود استاد درس زبانهای باستانی است و دنیا مدرس زبان انگلیسی...
داوود و دنیا در کلاس زبان انگلیسی که از قضا دنیا استاد این کلاس است، عاشق هم میشوند.به نظر میرسید این دو بیشتر عاشق ناشناخته های یکدیگر شده اند.چنانکه داوود در قسمتی از نمایش دنیا را "قاره ی بی انتها " خطاب میکند.
صحنه ابتدایی نمایش ماه عسل زوج جوان را به تصویر میکشد.شوری خیال انگیز و نغمه ای عاشقانه در صحنه ی تئاتر موج میزند و لبخند به لب تماشاگر تئاتر می آورد.
اما زمان به صورت بی رحمانه ای سپری ... دیدن ادامه » میشود.دهمین سالگرد ازدواج،داوود و دنیا درآستانه ی جدایی.سوالی که در ذهن مخاطب پدید می آید"اینها همان داوود و دنیای ده سال پیش هستند؟"
به راستی همانند؟یا تنها زبانشان عوض شده؟ و یا شعور هریک از آنها در فهم زبان طرف مقابل؟!
در کل نمایش در یک روز بخصوص هستیم:سالگرد ازدواج داوود و دنیا.تنها شماره ی سالهاست که دستخوش تغییر میشوند..
سومین سالگرد ازدواج..دنیا داوود را محکوم به بی توجهی به خود میکند..خودش را "مرد نامرئی" کتاب "هربرت جورج ولز" میخواند.داوود اما در پاسخ از توجه خودش به درون دنیا میگوید.شخصیت وجودی دنیا..چیزی که برای دنیا مفهوم چندانی ندارد..گفتگویی بی نتیجه..
در این میان پسر نوجوانی همچون "دانای کل"در قصه ها،در جای جای روایت ظاهر میشود..و تلاش در قتل داوود و دنیا دارد..این شخصیت عجیب و غریب به مخاطب مجال تخیل میدهد.در ذهن هرمخاطب چیستی و چرایی خاصی از این شخصیت شکل میگیرد.چنانکه شخصا برای من تا اواسط نمایش حکم خواست درونی دنیا و داوود را داشت که عاجز از به زبان اوردن آن بودند..تلاش برای جلوگیری از جدایی که در دیالوگهای داوود در لفافه پیچیده شده و دنیا آن را به تمسخر میگیرد.
اما داوود و دنیا علی رغم هدف اصلیشان که رسیدن به خانه مادر دنیا و گرفتن عقدنامه از آنجاست، مجبور میشوند شب را در هتل بابل اقامت کنند.ناامیدی پسر نوجوان از نقشه اش را با ورود داوود و دنیا به اتاق 27 میبینبم
و درنهایت بعد حیووانی انسانها پیشی میگیرد و همه ی دلایل و منطقهای دنیا و داوود برای طلاق را زیر سوال میبرد.
دنیا و داوود را در اتاق هتل نشسته در کنار هم میبینیم که بی خبر از بسته شدن نطفه پسرشان دانیال در همان شب، مشغول چیدن برنامه برای کارهای طلاق هستند.آنها از محکومیت خود به حبس ابد خبر ندارند.حبس در نافهمی و واژگونی واژگان..حبس در کنار یکدیگر تا آخر عمر بدون لذت همنشینی، همانند همان صحنه ای که در اتاق هتل آنهارا مایوس و نا امید میبینیم..
پرند محمدی و شاهین این را خواندند
Saara1، یاسمن پورمهران و adelayd این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد حلاجیان
درباره نمایش هملت i
نمایش عالی بود نه تنها برای مخاطبان خاص تئاتر، بلکه برای مخاطبان عام هم سرگرم کننده بود و کلیشه ای نبود.جدای از بازی زیبای بازیگران و روایت بسیار روان و بدیع هملت ، کمدی های به کاربرده شده و موزیک ها و اوازهای نمایش به جذابیت نمایش اضافه کرده بود.ریتم نمایش هم متناسب با حوصله ی مخاطب بود .در یک کلام عالی بود
حمید عظیمی و کوروش فرساد این را خواندند
رضا تهوری این را دوست دارد
سپاس از شما
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید