در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 04:35:37
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
در هیاهوى هماهنگ رجز خوانی ها
هم، به جایى نرسد ناله ی قربانى ها!

از نفس هاى من اى سینه پر از زخم شدى
خط کشیدندبه دیوار تو زندانی ها

مرد، دور و بر ما مثل ملخ بسیار است
بیم قحط است از اینگونه فراوانى ها !

حاصل از این همه توفان وهیاهو، هیچ است
زلف مى ماند وانبوه پریشانی ها

سنگ مى بارد و پیداست که روزى اى عشق
خسته خواهى شد از این آینه گردانی ها

آه، این مرتبه پیغمبر زشتى بفرست
تا امانش دهى از کینه ی کنعانی ها !!



حسین_جنتی
شب،
تنها معشوقی که
هرگز از من جدا نشد.
در تاریکی‌ات
روشن‌ترین چیزها را دیدم:
دست‌های خالی‌ام را.
«نزار قبانی »
امیرمسعود فدائی، سینا و حسام? این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ای شبِ سرد!
ای شبِ بی‌نفس!
چون من از خود تهی شدم
از چه رو
با منی؟

من به دنبالِ خویش می‌گردم
در زلالِ لحظه‌ها
و در عمقِ آینه
چهرهٔ دیگری است
که مرا می‌نگرد.

ای کاش
می‌دانستم
که در کدامین آینه
خود را خواهم دید
تا از این
تکرارِ بی‌انتها
رهائی یابم.
«فروغ فرخزاد »🥀
امیرمسعود فدائی این را خواند
حسام? این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آرام باش عزیز من
آرام باش...
حکایت دریاست زندگی...
(شمس لنگرودی)
یاسین پازکیان این را خواند
امیرمسعود فدائی، امیر ناصری و حسام? این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
داداشم سعدی حکایت میکنه که یه بیزینس‌من بود که کلی مال و اموال داشت و خلاصه میلیاردر بود. یه شب تو جزیره‌ی کیش ما رو دعوت کرد بریم باهم بشینیم.
آقا این مغز ما رو شروع کرد به خوردن که: فلان انبارم تو منیریست و فلان مغازم تو مشیریه. بانک کشاورزی ۲۰ درصد سود میده ولی بانک شهر ۲۲/۵ درصد. یه وقتایی میگفت خاطرات شمال، محاله یادم بره، پشت بندش میگفت نه ولش کن جاده چالوس خطریه میریم چپ میکنیم. حالا سعدی من یه بیزینس تریپ دیگه مونده که اون هم برم دیگه خودمو بازنشسته می کنم.
سعدی گفت: بیزینس چه تریپی؟
یارو گفت: میخوام تریاک افغانستانی ببرم کلمبیا و کوکائین کلمبیایی ببرم روسیه و کلاشینکف روسی ببرم سودان و موز سودانی ببرم عربستان و خرمای حجازی بیارم ایران. سعدی یه چیزی بگو؛ چرا حرف نمیزنی؟ چرا فاصله میگیری به من دس نمیزنی؟
سعدی گفت: داش تعارف نکن میخوای من هم ببر بفروش به پلی‌بوی یا بده یه جایی کلیه هامو درارن ... دیدن ادامه ›› بفروشن.

آن شنیدستی که در اقصای غور*/بارسالاری بیفتاد از ستور**
گفت چشم تنگ دنیادوست را/یا قناعت پر کند، یا خاک گور

اقصای غور*: دورترین نقاط غور(منطقه‌ای سمت هرات)
ستور**: چهارپا، اسب

گلستان، باب سوم: در فضیلت قناعت
حکایت شماره ۲۱
هوش اقتصادی بیزینس‌من بد نبودا. از هر فرصتی استفاده کنی که خوبه.
ویگن اوانسیان
هوش اقتصادی بیزینس‌من بد نبودا. از هر فرصتی استفاده کنی که خوبه.
گرگ کیش آیلند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دانشگاه یوهانس کپلرِ اتریش دکترای افتخاری خود را به دکتر بسم‌الله شریفی اعطا کرد


در یکی از تازه‌ترین رویدادهای فرهنگی، علمی و جهانی، دکتر بسم‌الله شریفی، شاعر، نویسنده، پژوهشگر و فعال فرهنگی افغانستان، موفق به دریافت دکترای افتخاری در حوزه شعر و پژوهش ادبیات فارسی از دانشگاه یوهانس کپلر اتریش شد.
به گزارش شبکه خبری ایران اروپا، این مدرک با عنوان «دکترای افتخاری، گواهی بین‌المللی و اعتبارنامه علمی» در پاسداشت دستاوردهای علمی، پژوهشی، فرهنگی و ادبی دکتر شریفی و در چارچوب برنامه‌های آموزشی و دانشگاهی این مرکز علمی به وی اعطا شده است.
این دکترای افتخاری در پایان نخستین دوره مجازی و علمی دانشگاه یوهانس کپلر اتریش اعطا شد؛ دوره‌ای سه‌ماهه که با حضور پژوهشگران، هنرمندان و شخصیت‌های علمی و فرهنگی از کشورهای مختلف برگزار گردید و هدف آن شناسایی استعدادهای برتر علمی و هنری، گسترش تعاملات فرهنگی، تبادل دانش و معرفی چهره‌های تأثیرگذار عرصه فرهنگ، هنر و علم در اروپا و آسیا عنوان شده است.
برگزارکنندگان این برنامه پس از بررسی و ارزیابی سوابق علمی، پژوهشی، ادبی و فرهنگی شرکت‌کنندگان، ... دیدن ادامه ›› دکتر بسم‌الله شریفی را به عنوان یکی از چهره‌های برگزیده در حوزه شعر و پژوهش ادبیات فارسی معرفی کرده و دکترای افتخاری این دانشگاه را به وی اعطا کردند.
دکتر شریفی از چهره‌های شناخته‌شده فرهنگی افغانستان و حوزه تمدنی زبان فارسی به شمار می‌رود که طی سال‌های اخیر در همایش‌ها، کنفرانس‌ها و برنامه‌های علمی و فرهنگی ملی و بین‌المللی حضور گسترده و فعالی داشته است. وی تاکنون موفق به دریافت پنج دکترای افتخاری شده و هم‌اکنون نیز مراحل پایانی اخذ دو مدرک دکترای تخصصی از دانشگاه‌های ایران و تاجیکستان را سپری می‌کند.
از دیگر افتخارات علمی و فرهنگی وی می‌توان به تألیف و انتشار ۳۳ عنوان کتاب، دریافت تندیس ابوعبدالله رودکی، نشان بین‌المللی «فدایی علم» از جمهوری ازبکستان، نشان فردوسی، نشان و لوح کوروش کبیر، عنوان «سفیر بین‌المللی انجمن ادبی ایران»، لقب‌های «پرچمدار شعر و همگرایی فرهنگی»، «سفیر همدلی و همگرایی فارسی‌زبانان جهان»، «بنیان‌گذار گفتمان همگرایی فرهنگ فرامرزی»، عضویت در مجمع دانشمندان و متخصصان افغانستان در اسپانیا و همچنین انتشار چهار عنوان کتاب درباره زندگی و فعالیت‌های فرهنگی وی در کشورهای مصر، ایران، ازبکستان و افغانستان اشاره کرد.
ناظران فرهنگی، اعطای این دکترای افتخاری را نشانه‌ای از جایگاه برجسته دکتر بسم‌الله شریفی در عرصه‌های علمی، ادبی و فرهنگی و همچنین بازتابی از توجه روزافزون مراکز علمی جهان به نقش پژوهشگران و ادیبان فارسی‌زبان در گسترش تعاملات فرهنگی و ادبی فرامرزی می‌دانند.

‌‌‌‌‌‌‌┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄

پایگاه خبری رهایی

https://newsnetworkraha.blogfa.com
https://t.me/newsnetworkraha
https://eitaa.com/newsnetworkraha
نازنین چگینی این را خواند
ZanaKordistani این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ای غما کآمد و شادی گذشت
بود دلم دایم از این پرهراس
هر چه بکردیم، بخواهیم دید
سود ندارد ز قضا احتراس

ناس شدند نسناس آنگه همه
واز همه نسناس گشتند ناس
دور فلک گردان چون آسیا
لاجرم این اُسّ همه کرد آس

[ محمد وصیف‌سگزی ]
اندر احوالاتِ محافظه کاران

When desp'rate ills demand a speedy cure, Distrust is cowardice, and prudence folly

Samuel Johnson, Irene (1749), Act IV, scene 1

آن‌گاه که بلاهای سهمگین درمانی فوری می‌طلبند، تردید، بزدلی ست و احتیاط، حماقت.

نمایشنامه ی آیرین (۱۷۴۹)، اثر ساموئل جانسون (نویسنده و شاعرِ شهیرِ قرن هجدهم انگلستان)، پرده ی چهارم، صحنه ی آغازین.
در میان روزها از "روز دوم" بدم می آید ...
روز دوم بی رحم ترین روز است
با هیچ کس شوخی ندارد
در روز دوم همه چیز منطقی ست
حقایق آشکارند!


و به هیچ وجه
نمی توان
سر خود شیره مالید ...

مثلا روز اول مهر همیشه روز خوبی بود
آغاز مدرسه بود
خوشحال بودیم
اما امان از روز ... دیدن ادامه ›› دوم
تازه می فهمیدیم تابستان تمام شده است ...


هرگاه مادربزرگ نزد ما می آمد
و یک هفته می ماند
وقتی که برمی گشت ناراحت می شدیم
اما روز دوم
تازه می فهمیدیم
که "مادر بزرگ رفت" یعنی چه؟

و اما جدایی
روز اول شوکه ایم
و شاید حتی خوشحال باشیم
که زندگی جدیدی در راه است ...
اما دریغ از روز دوم

باید روز دوم را خوابید
باید روز دوم را خورد
باید روز دوم را مرد ...

"کیومرث مرزبان"
درود و مهر جناب ناجی

حالا که تئاتر اون کارگردان تمام شده عرض می کنم
خواستم تشکر کنم که نسبت به حرکت تبلیغی توهین آمیزشون به امیرکبیر، بی تفاوت از کنار اعتراض من رد نشدین و با کلمات تند جوری دفاع کردین که فقط میشه گفت این کشور به امثال شما باید ... دیدن ادامه ›› افتخار کنه.

همین که با حمایت به موقع اتون باعث شدید اون تصویر پاک بشه و اینجور توهین های زیرکانه در قالب هوش مصنوعی، رواج پیدا نکنه بسیار زیاد ممنونم.
هر جای خاک ِ این کشور که هستید، سربلند و خوش نام باشید.
🙏🙏🎈
۶ روز پیش، جمعه
حسین چیانی
نه ویرایش نمی‌کنم با اجازه‌تون چون من هم بر اساس چیزهایی که خودم دیدم دارم نظر می‌دم و چیزی که می‌فرمایید رو ندیدم.
مهم نیست 😊
۳ روز پیش، دوشنبه
سالار ناجی
جناب چیانی وقتتون بخیر، اون پوستری که من دیدم، از نظر بنده جلف و توهین‌آمیز بود و البته خیلی زود هم پاک شد. طبیعتاً جلف و سخیف بودن از نظر هرکسی می‌تونه تعریف متفاوتی داشته باشه؛ اما از نگاه ...
جناب ناجی ارادت.
ببینید دوست من، این سوالیه که از من نباید بپرسید. یعنی مخاطب این پرسش منِ حسین چیانی نیستم. مگر من گفتم کسی حق نداره از موش استفاده کنه یا از یخچال و این‌ها؟ از نظر من هم با امیرکبیر می‌شه شوخی کرد هم از موش استفاده کرد. چرا فکر می‌کنید من از این منظر استانداردهای دوگانه‌ای دارم؟ کسانی اون آزادی بیان رو نمی‌دن که اصولا در حیطه‌ی کنترل من نیستن. من باهاشون مخالفم و برای این مخالفتم هم اعتراض‌ها کردم و می‌کنم. پس واقعا مخاطب این پرسش من نیستم.
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کتاب "جوجه و مرغابی"، با ترجمه‌ی "زانا کوردستانی" توسط نشر الکترونیک زیتون و همراهی انجمن شعر و ادب رها، منتشر شد.

این کتاب به صورت الکترونیک، در ۸ صفحه‌ی رنگی، برای گروه سنی کودک، منتشر شده است.

این کتاب ترجمه‌ی فارسی از برگردان کُردی "سلام عبدالله"، و نوشته‌ی "ولادمیر سوتایف" است، که "زانا کوردستانی" آن‌را از کُردی به فارسی ترجمه کرده است.
ZanaKordistani این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من بی‌خود و تو، بی‌خود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟
من چَند تو را گفتم: «کم خور، دو سه پیمانه!»؟

در شهر یکی کس را، هشیار نمی‌بینم
هر یک بَتَر از دیگر، شوریده و دیوانه

جانا! به خرابات آ تا لَذَّتِ جان بینی
جان را چِه خوشی باشد، بی‌صحبتِ جانانه؟

هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستی
وان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه

تو، وقفِ خراباتی، ... دیدن ادامه ›› دخلت مِی و خرجت مِی
زین وقف به هُشیاران، مَسپار یکی دانه

ای لولیِ بَربَط‌زن! تو مست‌تری یا من؟
ای پیشِ چو تو مستی، افسونِ من، افسانه

از خانه بُرون رفتم، مَستیم به پیش آمد
در هر نظرش مُضمَر، صد گلشن و کاشانه

چون کشتیِ بی‌لَنگر، کَژ می‌شد و مَژ می‌شد
وز حَسرتِ او مُرده، صد عاقل و فرزانه

گفتم: «ز کجایی تو؟»، تَسخَر زد و گفت: «ای جان!
نیمیم ز تُرکستان، نیمیم ز فَرغانه

نیمیم ز آب و گِل، نیمیم ز جان و دل
نیمیم لبِ دریا، نیمی همه دُردانه»

گفتم، که: «رفیقی کن با من که مَنَت خویشم»
گفتا، که: «بِنَشناسم، من، خویش ز بیگانه»

من، بی‌دل و دَستارم، در خانهٔ خَمّارم
یک سینِه سخن دارم، هین شرح دهم یا نِه؟

سَرمستِ چنان خوبی، کی کم بُوَد از چوبی؟
برخاست فَغان آخر، از اُستُنِ حَنّانه

شمس‌الحقِ تبریزی! از خلق، چه پرهیزی؟
اکنون که درافکندی، صد فتنهٔ فَتّانه

دیوان کبیر، مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی
ای داس پیرِ زنگ زده ی عجوز
اکنون ز قتل عام گلستان تورا چه سود؟!


پیام_گنجگلی
کشتند بشر را که سیاست این است
کردند جهان تبه که حکمت این است
در کسوت خیرخواهی نوع بشر
زادند چه فتنه‌ها، مهارت این است

[ خلیل‌الله خلیلی ]
بر کدام جنازه زار می‌زند این ساز؟
بر کدام مُرده‌ی پنهان می‌گرید،
این سازِ بی‌زمان؟
در کدام غار
بر کدام تاریخ می‌موید این سیم و زِه، این پنجه‌ی نادان؟
بگذار برخیزد مردمِ بی‌لبخند
بگذار برخیزد!
زاری در باغچه بس تلخ است
زاری بر چشمه‌ی صافی
زاری بر لقاحِ شکوفه بس تلخ است
زاری بر شراعِ بلندِ نسیم
زاری بر سپیدارِ سبزبالا بس تلخ ... دیدن ادامه ›› است.
بر برکه‌ی لاجوردینِ ماهی و باد چه می‌کند این مدیحه‌گوی تباهی؟
مطربِ گورخانه به شهر اندر چه می‌کند،
زیرِ دریچه‌های بی‌گناهی؟
بگذار برخیزد مردمِ بی‌لبخند
بگذار برخیزد!

-احمد شاملو-
حق جنازه، حق عزاداری
حق جزع، غریو، فغان، زاری

وآنگه گلو دریده، گریبان چاک
آتش زدن به جان شب تاری

حق نرفتن از وطن و خانه
از فرط تنگ‌جایی و دشواری

حق سکوت و خلوت و آسایش
نشنیدن مزخرف رگباری

نادیدن ... دیدن ادامه ›› شمایل طرّاران
در هیئت امیری و عیّاری

حق به التماس نیفتادن
حق «بزرگ‌مردی و سالاری»

در زیر پتک جملهٔ دستوری
حق بیان جملهٔ اخباری

حق یکی دو روز رها بودن
از موضع همیشه بدهکاری

در معرض سوال فضولانه
حق حذر ز پاسخ اجباری

حق نفس کشیدن و نان خوردن
وز شعلهٔ حیات پرستاری

یک در شمار آمدن از مردم
حق وجود رسمی و آماری

پی‌خست این سیاههٔ بی‌پایان
پیوست عمر ماست تو پنداری

کوه است درد ما و به دامانش
خون ذوات حق به جفا جاری
.
.
#سمانه_کهرباییان
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
قایق کوچک کتاب شد

کتاب "قایق کوچک"، با ترجمه‌ی "زانا کوردستانی" توسط نشر الکترونیک زیتون و همراهی انجمن شعر و ادب رها، منتشر شد.

این کتاب به صورت الکترونیک، در ۸ صفحه‌ی رنگی، برای گروه سنی کودک، منتشر شده است.

این کتاب ترجمه‌ی فارسی از برگردان کُردی "سلام عبدالله"، و نوشته‌ی "ولادمیر سوتایف" است، که "زانا کوردستانی" آن‌را از کُردی به فارسی ترجمه ... دیدن ادامه ›› کرده است.

برای تهیه‌ی نسخه‌ی pdf این کتاب، می‌توانید به آدرس‌های زیر مراجعه کنید:

https://t.me/mikhanehkolop3
https://t.me/newsnetworkraha
https://t.me/leilatayebi1369
https://t.me/rahafallahi
https://eitaa.com/newsnetworkraha
https://eitaa.com/mikhaneraha
https://eitaa.com/rahaei1396
https://eitaa.com/leilaei1369
Rubika.ir/RahaMikhanekolop
Rubika.ir/rahaei1396
Rubika.ir/leilaei1369
https://ble.ir/mikhanekolop
https://ble.ir/rahaei1396
https://ble.ir/leilaei1369
https://ble.ir/rahaei110
https://splus.ir/newsnetworkraha
https://splus.ir/mikhanehkolop
https://splus.ir/rahaei1396
https://splus.ir/leilaei

ZanaKordistani این را دوست دارد
کتاب دوران خردسالیم...چقدر دلم میخواست که سوار قایقِ گردویی میشدم...
۰۵ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
غریبه توی غربت
نگی چی شد محبت
بگی میگن دیوونه ست
حرفاش چه بچه گونست
ماهنامه ادبی رها منتشر شد


جدیدترین شماره‌ی ماهنامه‌ی ادبی، هنری و فرهنگی رها، با بررسی پرونده‌ی ادبی شادروان "مهدی رضازاده" شاعر و هنرمند گیلانی، منتشر و در دسترس عموم قرار گرفت.

شماره‌ی شانزدهم از دوره‌ی جدید، انتشار ماهنامه‌ی ادبی رها، در ۴۶ صفحه، با سردبیری "زانا کوردستانی"، ... دیدن ادامه ›› منتشر شد.

ماهنامه‌ی ادبی رها، با رویکرد انتشار آثار ادبی و هنری و فرهنگی، هنرمندان ایران و جهان در سه بخش ثابت شعر ایران، پرونده‌ی ادبی و شعر جهان و بخش‌های متغییر اخبار، نقد، روانشناسی، داستان و بخش کتاب، معرفی نویسنده و... هر ماه به صورت برخط و رایگان منتشر می‌شود.

◇ در بخش روانشناسی، می‌فهمیم که "چرا آدم‌ها نمی‌توانند با هم گفت‌وگو کنند!؟"

◇ در بخش معرفی نویسنده، گذری بر زندگی و آثار آقایان "محمدعلی علومی" و "سید بابه شیخ حسینی" نویسندگان ایرانی، داشته شده است.

◇ در بخش شعر ایران، شعرهایی از، بانوان و آقایان: حمیدرضا اکبری، عباس فلاحی، زلیخا احمدی، ایرج عبادی، صفا گنجی، کریم مبشری‌نیا، دریا شفیعی، حسن فرخی، خالد بایزیدی، نصرت‌الله مسعودی، یداله‌ مسعودی‌فر، محسن اعلا، نغمه عذراییان و... گنجانده شده است.

◇ در بخش نقد شعر "عرفان در شعر سهراب سپهری" به قلم استاد خالد بایزیدی(دلیر) را می‌خوانیم.

◇ در بخش کتاب ماه، به معرفی و بررسی و خوانشی بر کتاب "راه برفی" نوشته‌ی خانم"مریم حاجی‌لو" نویسنده‌ی ایرانی، پرداخته شده است.

◇ در بخش داستان این شماره از ماهنامه‌ی ادبی رها، با دو داستان همراه هستیم. داستان "پِتِل" به قلم آقای "حمید سرو امان‌الهی" و داستان کوتاه "زیبایی بی‌پایان" نوشته‌ی خانم "مژگان شیری".

◇ در بخش شعر جهان این شماره، شعرهایی از: آدم حاتم و یحیی سماوی، دو شاعر نوگرای عراقی را می‌خوانیم.

برای تهیه و دریافت فایل pdf رایگان ماهنامه‌ی ادبی رها، می‌توانید به آدرس‌های مجازی انجمن شعر و ادب رها مراجعه فرمایید.

ZanaKordistani این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صدها هزار نفر را محکوم به مرگ و بدبختی می‌کنید و رجز می‌خوانید؛ گورکن‌های بی‌شرف..

حاجی آقا -صادق هدایت-
زمان، زمانِ غریبیست، زمانِ تنهاییست
زمانه‌ای که درآن عشق بی‌معنیست
زمانه‌ای که درآن واژه بی‌رنگ است
زمانه‌ای که درآن عهد گُسَستنیست

سکوت، صدای ضجه‌ی مادر
سکوت، صدای کوچِ خوبی‌ها
سکوت، صدای جیغ یک کودک
سکوت، صدای مرگِ وجدان‌ها

سلام برای رفع نیازست
لطف، فقط به نیت جبران
خواب برای فراموشیست
درد، تسکینِ یک انسان

دوست ... دیدن ادامه ›› باعث و بانی رنجست
غم، همنشین آدم‌ها
فقر، دلیل خوب جدایی
اشک، مرهم زخم زبان‌ها

منم کتابِ لغتنامه
منم که خسته‌ام از معنا
بیا دوباره پاکم کن
بیا دوباره بنویس مرا ...
محمد فروزنده این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم
دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند
از گوشه بامی که پریدیم، پریدیم

[ وحشی‌ بافقی ]