تیوال فرشته نوبخت | دیوار
S2 : 05:07:04
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اجرایِ مونولوگ، سخت است و کارِ هر آکتوری نیست. نیاز به توانِ بالایی برایِ حفظِ ریتم و نوآنسِ دراماتیک دارد. به غیر از آن که متن می‌بایست دارای پتانسیل‌هایِ لازم برایِ همراه کردنِ تماشاگر داشته باشد. به نظرم متنِ نمایش کافه پولشری، از آن متن‌ها است که اجرایِ آن بسیار دشوار است. چرا که به دلیلِ جنسی از زنانه‌گی که در شخصیتِ پولشری نهفته است، به شدت وابسته به بازیِ حسی و درونیِ بازیگر است. الهام پاوه‌نژاد به گونه‌ای ما را به عنوانِ تماشاگر درگیر پولشری و داستانِ احساساتِ رقیقِ این زن می‌کند که زمان و مکان را از یاد می‌بریم. او کافه‌چی است و ما مهمانِ یک فنجان قهوه‌ی تلخ. حتما به جبران همین تلخی است که در ابتدایِ نمایش از همه‌ی مهمان‌ها با کاپ‌کیک‌هایِ خامه‌ای پذیرایی می‌شود. پولشری به مهمان‌هایش می‌گوید که اگر عاشقی نکردی، حفره‌ی بزرگی ... دیدن ادامه » در روحت ایجاد خواهد شد که هرگز جبرانی برایش نیست. «آدم‌هایی که عشق شان را انکار می‌‌کنند، زود پیر می‌شوند.» پولشری همه‌ی عمر به دنبالِ داستانِ آدم‌هایی بوده که به کافه‌اش آمدورفت کرده‌اند. آن‌ها شخصیت‌هایِ داستان‌هایِ خیالیِ پولشری هستند و حالا این اوست که آدمِ قصه‌ای شده که راوی‌اش خودش است.
به این ترتیب فاصله‌ی میانِ تماشاچی و بازیگر، در اجرای پولشری محو می‌شود. فضایِ کافه و میزانسن‌ها به شکلی است که این درگیری و استحاله را به راحتی ممکن می‌سازد. الهام پاوه‌نژاد به شکلی صمیمانه و طبیعی قصه‌ی پولشری را زندگی می‌کند. جریانی که با دخالتِ تماشاچی‌هایِ حاضر در کافه پررنگ‌تر و گرم‌تر می‌شود و مونوگِ زنی غمگین را تبدیل به یک دیالوگِ نامرعی میانِ تماشاچی و بازیگر می‌کند.
کافه‌پولشری در میانِ اجراهایِ الهام پاوه‌نژاد کاری بسیار متفاوت است، گو این‌که اولین تجربه‌ی کارگردانی او نیز هست و از این منظر می‌شود گفت که باید در انتظار کارهایِ بعدی و سبکِ خاصِ او در کارگردانی باشیم. سبکی که تلاش می‌کند در ارتباط میانِ متن، بازیگر و تماشاچی به یک بیان یا زبانِ روان دست پیدا کند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کوره‌های آدم‌سوزیِ نازی، هنوز که هنوز است قابلیت‌هایِ داستانی دارند. همچنان می‌شود از زوایای مختلفی به جنایاتی که زخم‌های عمیقی بر تنِ انسانیت وارد آورده است، نگاه کرد. میشود در عمیق ترین لایه‌هایِ فاجعه غرق شد و قدم به راهی بی‌بازگشت گذاشت.... حادثه در ویشی، نوشته‌ی آرتور میلر یکی از همین کندوکاوهای ژرف است. با زاویه‌ا‌ی که اندیشه‌ و نگاهِ میلر را به جنایاتِ هولناکِ نازی و کوره‌های آدم سوزی نشان می‌دهد. میلر از ما می‌پرسد آیا انسانیت مرده است و باید مرثیه‌ای برای آن خواند و تمام؟ پاسخی که او به این سوال می‌دهد البته که تامل برانگیز است و خوانشی امروزی دارد. حادثه در ویشی، قطعا حادثه در حلب، عراق و خاورمیانه‌ است. تلنگر می‌زند و تا ما را و جهان را از خوابی خودخواسته و گران بیدار کند. جواب این سوال در دست‌های ما است. وقتی سروان ارتش، ... دیدن ادامه » (هومن کیایی) خطاب به اشراف‌زاده (محمد اسکندری) می‌گوید: من هم مقصرم، چون می‌دانستم این‌ها چه می‌کنند و سکوت کردم!
تماشایِ «حادثه در ویشی» ضرورتی است که بازیِ هنرمندانه‌ی هومن کیایی، محمد نادری، فرناز رهنما، مجیدی جعفری و دیگران آن را لذت‌بخش‌ هم کرده است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرشته نوبخت
درباره نمایش بهمن i

قبل از تماشای کار انتظار داشتم که کار خوبی ببینم. ترکیب جادویِ سیما تیرانداز و خانومِ افروز فروزند که بعد از سال‌ها بالاخره بازگشته‌اند به تئاتر و خب بقیه‌ی گروه، مثل غزاله جزایری که جادوی بازی‌اش در موش توی پیت حلبی زنده است در من و .... اما فکر می‌کردم نمایشی درباره‌ی پشت صحنه‌ی تئاتر چه جذابیتی می‌تواند برایِ منِ ادبیاتی داشته باشد؟ واقعیت این است که این پشتِ صحنه در واقع نمایشی از مصائبِ همه‌ی کسانی است که به نوعی کار هنری می‌کنند و با مسئله‌ای به نامِ ممیزی و مجوز درگیر اند. بهمن یک پرده‌ی جانکاه از چکیده‌ی همه‌ی آن رنج‌ها است. به همین دلیل برای هر مخاطب تئاتری به شدت جذاب خواهد بود دیدن این نمایش و برای کسانی که به نوعی در گیر این مسائل هستند، اندکی تسکین بخش... بازیِ سیما تیرانداز مثل همیشه متاثرم کرد. ضمن اینکه فکر می‌کنم این که ... دیدن ادامه » نویسنده‌ی متن کارگردان کار هم هست پاشنه‌ی آشیلِ یک‌دستی و روانیِ اجرا ست. مخصوصا که با توجه به زمان نسبتا طولانی نمایش، ریتم خیلی خوب و درست حفظ می‌شود. تبریک به خانوم فروزند به خاطر موفقیت و درخشش کار و همچنین بازگشتِ دوباره‌شان به کار و خسته نباشید به همه‌ی گروه.
فرشته نوبخت
درباره نمایش جان گز i
نمایش عالی بود. گزنده، تلخ و بسیار عمیق. اجراها تاثیر گذار، مخصوصا بازی خانوم ناهید مسلمی عزیزم در اپیزود مادر و جناب مسافرآستانه در اپیزود خون بها و ویدای جوان نازنین که در دو اپیزود ایفای نقش کردند و ... راستش همه عالی بودند. هومن کیایی، فرزین صابونی، رویا میرعلمی و سیدعلی صالحی که آخرش بغض همه را ترکاند در سالن.
محشر بود. ویژگی خاص و خیلی مهم کار که باعث انتقال بهتر لایه های درونی متن شده، طراحی دکور خلاقانه ی آن است که توانسته خواب و رویایی را که در متن سیال دارد، به خوبی القا کند.
خوب چه بگویم جز این که تماشای این اجرا را از خودتان دریغ نکنید و بگذارید این تلنگر زیبای نیما دهقانی وار با متن محکم و متفاوت هاله مستاقی نیا بر جانتان بنشیند.
میشه لطف کنید یکم از درون مایه ی داستان و موضوعش صحبت کنید؟ خیلی ممنون
۰۹ آذر ۱۳۹۴
منقد شماره یک عزیز :
همون طور که نقد یک کار به معنی دشمنی با اون کار نیست،دوست داشتن یک اثر و بیان این نظر هم مدح عوامل نیست.
هر شخصی آزاد به بیان نظرات و دیدگاه هاش در اینجاس.
۰۹ آذر ۱۳۹۴
ممنون از توجه و توضیحتون خانم فیاض عزیز
۰۹ آذر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش «تقدیربازان» را دیدم. واقعا عالی بود. متن خوب و قوی که خانوم تیرانداز خیلی خوب از پسِ اجرایِ فرمِ خاص آن برآمده. بازیِ هومن کیایی و نورا هاشمی واقعا دست مریزاد داشت.
توصیه می کنم اجرای این شب های چهاسو را از دست ندید، دوستان.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان دی وی دی شکلک عالی بود. ممنون که امکان دوباره دیدن این اجرای بسیار خوب و بازی های بی نظیر پانته آ بهرامِ عزیزم و امیر جعفری را فراهم کردید.
باز هم از این کارهای خوب بکنید، لطفا.