تیوال وِی_دا | دیوار
S2 : 13:21:09
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
از امروز هراسی نیست
ترسم از آینده ای ست که طعم گس اکنون در آن جا مانده باشد
فردایی که تلخی حالش، در پستوهای دست نیافتنی خاطره ها
غبار اندود نباشد

از وضوح امروز در فردا بیم دارم
آنجا که هر ثانیه را میتوان در دیوارهای حفاری شده ذهن دید
بیم شنیدن ساییدن دقایقِ امروز
بیم فراری محکوم به شکست، به ثانیه های واپسین.

من از زیستن امروز در فردا می ترسم.

وِی_دا
Ali، آقای سوبژه (محمد لهاک) و احمد قهرمانی این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وِی_دا
درباره نمایش ملاقات i
نمایش خوب و البته متنی بسیار قوی بود
المان های به کار گرفته شده در این نمایش عالی بودند.
بعد از مدت ها از دیدن نمایشی اینقدر لذت بردم.
پارسا یزدی، حمیدرضا مرادی، سعید و مینا این را خواندند
نستوه این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین باری که قلم به دست گرفتم و زنجیره ای از کلمات را به روی کاغذ اوردم. اولین باری که ذهنم جرات پرواز به بیرون پیدا کرده بود، این شعر گویی نقطه آغاز من است که تصویری قوی در ذهن من دارد.

در کدام جسم، کدامین روح پیدا کنم تو را
تو در امتداد کدامین نگاه تصویر خواهی شد
در شهر مجسمه ها،
در میان مردگانِ بیدارِ این حوالی
با کدام نقش یکی شدی
تو سرآغاز کدام مرثیه بودی
که آینه به اشک نشسته

در سرابِ کدامین صحرا پیدا کنم تورا
تو در امتداد کدامین باد رها خواهی شد
در میان گام های به گِل نشسته
تو صدای غریوِ کدام سکوتی
که خیالِ خالیِ من از تو پُر شده


از: خود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساعت ها منجمد
گذری شاید،
بهاری باید
مترسک ها بر خانه
آدمی شاید،
مأمنی باید.
روح ها مصلوب
بوسه ای شاید،
پروازی باید.
تن ها به زنجیر
اغوشی شاید،
آفتابی باید.
خاموشی بر لب ها
فریادی شاید،
حرفی باید.
تردید ... دیدن ادامه » بی زوال
یقینی شاید،
طلوعی باید.

وِی_دا
از شاخ و برگ خشک
لبریز منم
بی روی تو این
زرد غم انگیز منم
آن شنبه ترین
بهار خورشید تویی
این جمعه ترین
غروب پاییز ...
۲۵ اسفند ۱۳۹۷
*****
۲۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وِی_دا
درباره نمایش خان آقا i
نمایش بسیار ضعیف و سرشار از مفاهیم توهین کننده بود. خنداندن به هر طریق و با توسل به هر چیز هنر را زیر سوال میبرد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وِی_دا
درباره نمایش جوادیه i
نمایشی بود که به طور کلی از دیدنش لذت بردم. اجراها در قسمت هایی از نمایش بسیار قوی بودند و در قسمت هایی البته از آنچه انتظار میرفت فاصله گرفته میشد. شیوه ی اجرا در اواسط کار نقطه خلاق و قابل تحسین کار بود.
سپاس فراوان از شما هم خانوداه ای تیوالیم که تشریف آوردین و به تماشا نشستید. ممنون که نظرتان را با ما به اشتراک گذاشتید.
۱۷ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرچه تو دورتری
من با تو آشناترم
نزدیک که می آیی
صبح به خانه ی ما نمیرسد
از دور صدایم بزن
نزدیک که می آیی
صدایت به گوش من نمیرسد
دوربمان
از همانجا دستهایم را بگیر
نزدیک که می آیی
تابستان به لمس ِ ما نمیرسد
مرا از فاصله ها نگاه کن
نزدیک که می آیی
تمنا به جانِ ما نمیرسد

وِی_دا
همیشه فاصله ای هست .
۱۷ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچم درمان نیست در آن لحظه که کشتن ِ خویش را به نظاره نشسته ام

هیچم فریادی، صدایی، در آن هنگام که سخن را بر حنجره به دارآویختم

هیچم پایانی از این احتضار نبود، ردی از این ناکجایی،

مرا گذری از خویشتن باید
تا نبضی برخیزد از زندگی...

وِی_دا
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
پس،
به زیر چهارپایه سکوتم
ضربه ایی محکم تر بزن
تا از دیوار افکارم
آویخته شوم،
زندگی،جرم من بود
که به ابد اش
آهسته و آرام
محکوم شدم.

#مجتبی
۱۷ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
sofia nematollahi
درباره نمایش مده آ i
به همه دوست داران تءاتر پیشنهاد میکنم این نمایش رو از دست ندن.کاری عالی همرا با اجرای فوق العاده بازیگران این نمایش.از استاد سلیمی کاری اینچنین انتظار میرفت.
مریم این را خواند
ورنا نعمت اللهی، سعید حشمتی و شکوه حدادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید