تیوال بنفشه سیفی | دیوار
S3 : 08:05:24
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بنفشه سیفی
درباره نمایش تن شوری i
دیشب تآتر تن شوری رو دیدم (در شرایط سخت و روی زمین)، به نظرم ارزشش رو داشت چون با اینکه اصل داستان در سال‌های دور و در اروپا روایت و پخش شده اما چون به تعداد همون سال‌ها و به لحاظ همون مضمون داستان از اونا عقب هستیم و یجورایی دغدغه این روزهای جامعمون دور از داستان نیست،میشه گفت تآتر تاثیرگذاریه
میشه از آمادگی جسمانی بسیار بالای خانم پناهی ها و بازی سرشار از احساس آقای ابر و نمایش بی نظیر هنر بازیگری هردو تمجید کرد، اما چیزی که خیلی منو سرحال آورد داستان نمایش بود و ریزه کاری های روانشناختی که به خوبی با بازی‌های این دو عزیز روایت شد... زندگی به ظاهر نرمال با پوسته ای از خوشبختی که بلاخره ترک میخوره و میشکنه، و خیلی خوب بدون صحبت ها و بیان مستقیم و خسته کننده در قالب دیالوگ های جذاب و به چالش کشیدن ذهن ببینده تماشگر رو مجبور به تفکر و تحلیل علت ... دیدن ادامه » وقوع اتفاقات این زندگی میکنه، صحنه هایی که به وفور تو زندگی اطرافیانمون دیدیم و شاید صحنه هایی مثل قسمت پایانی که کمتر دیده بشه چون تو خلوت آدمها اتفاق میفته، اما هست و غیر قابل انکار تا وقتی که ما آدمها یاد نگیریم باهم حرف بزنیم و از دلخوری هامون بگیم و فکر نکنیم که اگه بگذریم و فراموش کنیم کار درستی کردیم و یا به ظاهر ببخشیم چون در نهایت وقتی زخمی بشی یه روزی تو هم قدرت زخمی کردن رو پیدا میکنی و دیگه خیلی سخت بشه چیزی رو درست کرد، چه خوبه که یاد بگیریم نذاریم کار به اونجاها برسه،
شاید جامعه کنونی ما بیشتر از هرچیزی تو این برهه زمانی نیاز به این سبک از لذت داشته باشی، لذتی که توش چیزی بهت اضافه بشه یا حداقل مجبورت کنه کمی مطالعه و تفکر کنی...
pleasure in pain یا لذت درون درد
۲۰ دی ۱۳۹۷
حضوری باید برید بگید خارج از ظرفیت میخواین
۲۰ دی ۱۳۹۷
ممنون
۲۱ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب تآتر تن شوری رو دیدم (در شرایط سخت و روی زمین)، به نظرم ارزشش رو داشت چون با اینکه اصل داستان در سال‌های دور و در اروپا روایت و پخش شده اما چون به تعداد همون سال‌ها و به لحاظ همون مضمون داستان از اونا عقب هستیم و یجورایی دغدغه این روزهای جامعمون دور از داستان نیست،میشه گفت تآتر تاثیرگذاریه
میشه از آمادگی جسمانی بسیار بالای خانم پناهی ها و بازی سرشار از احساس آقای ابر و نمایش بی نظیر هنر بازیگری هردو تمجید کرد، اما چیزی که خیلی منو سرحال آورد داستان نمایش بود و ریزه کاری های روانشناختی که به خوبی با بازی‌های این دو عزیز روایت شد... زندگی به ظاهر نرمال با پوسته ای از خوشبختی که بلاخره ترک میخوره و میشکنه، و خیلی خوب بدون صحبت ها و بیان مستقیم و خسته کننده در قالب دیالوگ های جذاب و به چالش کشیدن ذهن ببینده تماشگر رو مجبور به تفکر و تحلیل علت ... دیدن ادامه » وقوع اتفاقات این زندگی میکنه، صحنه هایی که به وفور تو زندگی اطرافیانمون دیدیم و شاید صحنه هایی مثل قسمت پایانی که کمتر دیده بشه چون تو خلوت آدمها اتفاق میفته، اما هست و غیر قابل انکار تا وقتی که ما آدمها یاد نگیریم باهم حرف بزنیم و از دلخوری هامون بگیم و فکر نکنیم که اگه بگذریم و فراموش کنیم کار درستی کردیم و یا به ظاهر ببخشیم چون در نهایت وقتی زخمی بشی یه روزی تو هم قدرت زخمی کردن رو پیدا میکنی و دیگه خیلی سخت بشه چیزی رو درست کرد، چه خوبه که یاد بگیریم نذاریم کار به اونجاها برسه،
شاید جامعه کنونی ما بیشتر از هرچیزی تو این برهه زمانی نیاز به این سبک از لذت داشته باشی، لذتی که توش چیزی بهت اضافه بشه یا حداقل مجبورت کنه کمی مطالعه و تفکر کنی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنفشه سیفی
درباره نمایش هم هوایی i
بسیار عالی ، همگی خسته نباشید بازی های خوب مخصوصا خان کردا ی عزیز ،طراحی صحنه، هماهنگی انجام یک پروسه از شروع تا پایان نمایش و .... مهمتر از همه متن و پیام نمایش : یادی از شهید عباس دوران که هنوز هم نمیدونم علارغم رشادتهای بی مثالش جرا هیچوقت یادی ازش نمیشه . عشق یک زن و قتل نسبت داده شده به اون که با اعدامش تا ابد در هاله ای از ابهام موند و لیلا اسفندیاری عزیز که شیر زن ایرانی بود و بس ....
سپاس و خسته نباشید .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنفشه سیفی
درباره نمایش هیپوفیز i
من چند هفته پیش رفتم دختر یانکی، کار بی نقصی نبود اما دوسداشتنی ومفرح بود ، حالا 2تا سوال:
1- چرا به فاصله انقدر کم یه کار عین قبلی باید اجرا بشه :1)دلشون خواسته 2) کل کله 3) کاملا اتفاقی
2- با این اوصاف من برم این کا رو هم بیبینم آیا؟ تو ذوقم نمی خوره؟؟؟
با تشکر :)
افرا یکه فلاح و بهرنگ این را دوست دارند
سلام
آقای نریمانی از قبل قرار بود این کار رو اجرا کنه، و اتفاقی بوده این همزمانی.
اما این کارگردان و بازیگران انقدر توانمند هستند که از رفتنش پشیمون نشید.
۱۷ بهمن ۱۳۹۲
با سلام

1- ظاهرا که کل کل و تعمدی در کار نبوده ولی نیل سایمون دوستی در ایران داره کم کم به اپیدمی تبدیل میشه.

2- چیز تازه ای گیرتون نمیاد ولی ضرری هم نداره
۱۷ بهمن ۱۳۹۲
ممنون دوستان عزیز از راهنماییتون
۱۸ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام من 3 تا بلیط واسه فردا شب دارم اگه کسی خواست تماس بگیره
همکف-۸-۴ / همکف-۸-۵ / همکف-۸-۶
09121674839
سلام من ۱ بلیط میخوام اگه هست؟ باهاتون تماس بگیرم
۱۷ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه خبره اینجا!!!! دعوا سر پژمانه؟بازیشه؟ تاتره ؟چه خبره آقا.....
من کارو دیدم اما راستش خوشم نیومد نمیدونم دقیق چرا شاید چون منولوگ همین کار رو چند ماه قیل از خانم رهنما دیدم به نظرم اون خیلی بهتر بود این به نظرم نه حرفی واسه گفتن داشت نه بازی های خاصی به نظر من از پژمان بازی نگرفتن پژمان تو سربالش عالی بود اما اینجا زیاد سنخیتی با کار نداشت اما با این حرف هم کاملا مخالفم که یه عده گیر دادن بهش که چرا اومده تاتر خوب دوسداره به کسی چه؟! بعضی ها همچین قاطی کردن انگار تاتر ارث باباشومه مگه ما تو فوتبال و والیبال تیم هنرمندان نداریم پس خدا پدر اونارو بیامرزه خیلی با جنبن که تا حالا توهین نکردن به هنرپیشه ها.....
manimoon این را خواند
سارا، سارا س، صدف بیاضی و شهره این را دوست دارند
بچه ها تو رو به پنج تن اذیت نکنید!!

بابا شما مگه پستا رو نمی خونید؟!

به خدا پستا انگار کپی پیسته.

الا اقل جان من عبارت " ارث پدری " رو نیارید دیگه :))

یا خضر نبی!
۰۲ دی ۱۳۹۲
خب دوست داره به کسی چه؟
این جمله رو جدی گفتید یا مزاح کردید؟
۰۲ دی ۱۳۹۲
پژمان....پژمان...پژژژژژمااااان...
۰۳ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی بلیط اضافه نداره ؟این چه وضعیه آخه ! ما که کرجیم چکار کنیم تا بجنبیم فروش اینترنتی تموم شده
فاطمه بای این را خواند
امروز روز آخره. اگه بلیت گیرت نیومد، برو همون جا. حتما داخل راهت می دن :)
۲۰ آبان ۱۳۹۲
بله مهم نیست می رفتی همون جا یه جایی رو زمین بالاخره می نشستی . روز آخر تا زیر پای بازیگرا بلیت فروختن. در این شرایط اصلا نیازی به دیدن بازیگرا نبود . می شد یه نمایشنامه رادیویی برگزار کنند. لازم نبود مسئول محترم سالن این همه زحمت بکشه تاآدما رو روی زمین ... دیدن ادامه » بچینه و کلی هم از این هنرش مفتخر باشه. واقعاجای تاسف داره که از این همه استقبال و علاقه هنر دوست ها چه سوء استفاده ها که نمی کنن.
۲۱ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کسی بلیط اضافه نداره ؟این چه وضعیه آخه ! ما که کرجیم چکار کنیم تا بجنبیم فروش اینترنتی تموم شده
شادی بهرامی این را خواند
فاطمه بای این را دوست دارد
منم میخوام از این بلیطای اضافه اتفاقاً :(
۲۰ آبان ۱۳۹۲
یعنی کرج اینترنت نداره :)
۲۱ آبان ۱۳۹۲
اگه بلیت هم گیرت میومد خیلی فرق نمی کرد . می رفتی گیشه بهت بلیت می فروخت و بعد از ساعتی تاخیر و انتظار پشت در بسته سالن بالاخره روی زمین یه جایی گیرت میومد بشینی. وقتی هنردوست باشی باید تاخیر در اجرا ، نداشتن صندلی ، بی ادبی مسئول سالن ، همه رو بپذیری و صدات ... دیدن ادامه » هم بلند نشه. این هم یک نوع قحطیه !
۲۱ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز این فیلم رو دیدم متاسف شدم چون با اینکه حق انتخاب دیدن گناهکاران رو هم داشتم این فیلم بد رو دیدم برای کسانی که دلیل میخوان نظر خودم رو میگم
1- اشاره سطحی به موضوع شیطانپرستی بدون اینکه اشاره ای بشه چرا این فرقه واسه چندتا دختر مدرسه ای باید جذاب باشه اونم فقط تو یه مدرسه و یه کلاس خاص
2- رفتار و برخوردهای کلیشه ای با بچه های امروزی که با اون جملات دینی و کلیشه ه ای نه تنها قانع نمیشن بلکه جری تر هم میشن
3- فیلم رفتار خودش رو نقض میکرد یعنی باید بگم اگه واقعا برداشت من در این مورد درست بوده باشه باید گفت کارگردان جسارت بزرگی به خرج داده و نشون داده که واقعا نه برخورد مسئولین نه سازمان اطلاعات نه مدیر و نه حتی اون خانوم اهل دین و حوزه به هیچ کاری نمیاد و جامعه و جوانهای گمراه و مستعصل این کشور محکوم به نابودی هستند چون در انتها همه ی این افراد ... دیدن ادامه » به نوعی ابراز عجز و ناتوانی میکنن و خانومی که میره تا بچه های مردم رو نصیحت کنه از روحیات و طرز فکر نزدیکترین فرد زندگیش یعنی شوهرش بی خبره
در کل من نفهمیدم این فیلم چی میخواست یه ما بفهمونه برداشت من که اینا بود
بقول احسان علیخانى کسى رفت سراغ این موضوع که علاوه براینکه نتونست حق مطلب رو ادا کن موضوع رو به کشتن داد,متاسفانه...
۱۲ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باز دوباره از یه نمایش تعریف شد بلیط هاش بازار سیاه شد حالا ما چه کنیم!؟
محمّـدمهـدی ندّاف و لونا این را خواندند
پالیزدار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این نمایش رو دوست داشتم خیلی هارو دیدم که مثل من لذت بردن نمیدونم اونهایی که نقد تند نوشتند می خوان بگن خیلی حرفه ای هستن یا واقعا حرفشون درسته چون من علم این رشته رو ندارم ولی فقط اینو میخواستم بهشون بگم مسلما آقای رحمانیان ازین بهتر هم میتونن کار بنویسن که فقط شما چند نفر بپسندین و درکش کنید اما ایشون خیلی بهتر از شما از سطح درک عامه ی مردم از تئاتر آگاه هستن که کاری رو به نمایش گذاشتن که توده مردم باهاش ارتباط برقرار کنن تا چند مخاطب خاص! اینو فراموش نکنیم تئاتر برای همه ی مردمه شیمی ، فیزیک یا ... نیست که فقط عده ای خاص باید درکش کنن و نظر بدن اتفاقا به نظر من برای رشد فکر و آگاهی مردم باید چندکار اینجوری به نمایش گذاشت تا مردم با تئاتر آشتی کنن یاد بگیرن که پول خرج کنن واسه دیدن تئاتر، ذهنشون آمادگی پیدا کنه واسه تامل و تعمق اونوقت کار سنگین ... دیدن ادامه » بهشون ارائه داد . این کار به نظر من هوشمندانه بوده حتی اگه به زعم عده ای کمی سبک بوده .
با تشکر.
بنفشه جان، هرکسی نظری داره ... آزادی یعنی اینکه اونی که تند مینویسه راحت بنویسه و اونی که خوب می نویسه هم راحت بنویسه...نمیشه بخواهیم که همه بگن wow عجب چیزی بود...اصلا تیوال واسه نوشتن اون چیزیه که بعد از نمایش حس کردی...بدون اینکه فکر کنی باید خودت رو سانسور ... دیدن ادامه » کنی یا به اونایی که نظر متفاوت دارند توضیحی بدی...خیلی چیزا شخصیه و پسند یکی میشه و پسند یکی نمیشه...
۱۸ شهریور ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من که پذیرایی ندیدم جز یه شربت آب قند ، کار خوب بود بازی خوب بود متن خوب بود اما نه در حد 45 تومن !
:)
۲۵ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید