در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال شعر و ادبیات
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 01:54:07
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
اگر خداوند تمام حقیقت را در دست راستش و تلاش همیشگی برای رسیدن به حقیقت را در دست چپش بگذارد، طوری که شاید این چنین همیشه و تا ابد بر خطا باشم، و سپس به من بگوید حال یکی را برگزین، با تواضع دست چپش را انتخاب می کنم و می گویم: پدر، همین را به من عطا کن؛ حقیقت مطلق فقط از آن خودت باشد.

گوتهولد افرایم لسینگ - تاریخ مختصر روشنگری- مان کتاب
محمد فروزنده، میثم محمدی، غزل و نرگس رضوی این را خواندند
امیرمسعود فدائی و alireza babaie این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«سرفصل» با یادکردی از نصرت‌الله نویدی منتشر شد/ عرضه رایگان شماره سوم کتاب آواژ در سایت نشر آواژ | عکس همزمان با زادروز بهرام بیضایی و سالمرگ اکبر رادی؛«سرفصل» با یادکردی از نصرت‌الله نویدی منتشر شد/ عرضه رایگان شماره سوم کتاب آواژ در سایت نشر آواژ
همزمان با پنجم دی ماه زادروز بهرام بیضایی و سالمرگ اکبر رادی بزرگمردان عرصه هنرهای دراماتیک ایران، شماره سوم کتاب آواژ با عنوان «سرفصل» با یادکردی از نصرت‌الله نویدی نمایشنامه‌نویس سال‌های دور ایران منتشر شد و دانلود رایگان آن هم در اختیار علاقمندان قرار گرفت.به گزارش مشاور رسانه انتشارات آواژ، کتاب آواژ ۳ در این شماره با عنوان «سرفصل» نگاهی به وضع و حال آموزش تئاتر در پنج دهه اخیر ایران انداخته است و مطالب ارزشمندی از صاحب نظران عرصه تئاتر پیرامون آسیب‌شناسی آموزش تئاتر در ایران معاصر در خود جا داده است که شامل نوشته‌هایی از: یدالله آقاعباسی، ...
دیدن ادامه ››

همزمان با پنجم دی ماه زادروز بهرام بیضایی و سالمرگ اکبر رادی بزرگمردان عرصه هنرهای دراماتیک ایران، شماره سوم کتاب آواژ با عنوان «سرفصل» با یادکردی از نصرت‌الله نویدی نمایشنامه‌نویس سال‌های دور ایران منتشر شد و دانلود رایگان آن هم در اختیار علاقمندان قرار گرفت.
به گزارش مشاور رسانه انتشارات آواژ، کتاب آواژ ۳ در این شماره با عنوان «سرفصل» نگاهی به وضع و حال آموزش تئاتر در پنج دهه اخیر ایران انداخته است و مطالب ارزشمندی از صاحب نظران عرصه تئاتر پیرامون آسیب‌شناسی آموزش تئاتر در ایران معاصر در خود جا داده است که شامل نوشته‌هایی از: یدالله آقاعباسی، منصور خلج، صدرالدین زاهد، رضا فیاضی، صمد چینی‌فروشان، بهزاد خاکی‌نژاد، فرشته فرشاد، محمدرضا قلی‌پور می‌شود.
همچنین، بخشی از این مجموعه به نقد آثار ادبیات نمایشی اختصاص دارد که نقدی مفصل از صمد چینی‌فروشان بر کتاب «گفتاری پیرامون ادبیات دراماتیک» اثر دنی دیدرو با ترجمه پرویز احمدی‌نژاد و «سلامی دوباره به خسرو حکیم رابط» نیز نگاهی از محمدرضا قلی پور بر نمایشنامه «وقتی ماهی‌ها سنگ می‌شوند» نوشته این هنرمند را در بر می‌گیرد.
در «سرفصل» که همزمان با ۵ دی ماه، زادروز بهرام بیضایی و سالمرگ اکبر رادی عرضه می‌شود، بخش یادواره نصرت‌الله نویدی با دبیری ناصح کامگاری به زندگی هنری این درام‌نویس نامی فقید ایرانی پرداخته و مطالبی درباره ایشان به قلم ایرج امامی، آذر فخر، ناصر رحمانی‌نژاد و ناصح کامگاری جمع‌آوری شده است. افزون بر اینکه برای نخستین بار در شماره سوم کتاب آواژ، پاره‌ای از نمایشنامه «رزق» که از آثار شاخص این نمایشنامه‌نویس محسوب می‌شود، به چاپ رسیده است.
علاوه بر این، این شماره حاوی تصویرسازی‌هایی از دینا جادِری و نمایش‌نامه‌هایی از میثم مظفری، مهری عزیزمحمدی و محمدمهدی جاویدان به عنوان منتخبان بخش استعدادهای نمایش‌نامه‌نویسی کتاب آواژ است.
فرشته فرشاد، دبیر بخش استعدادهای نمایش‌نامه‌نویسی «کتاب آواژ» در این رابطه می‌افزاید:«طی فراخوان استعدادهای نمایش‌نامه‌نویسی کتاب آواژ، ۲۰۳ نمایش‌نامه به نشر آواژ ارسال شد. هیات انتخاب این رویداد پس از بررسی دقیق آثار، شش نمایش‌نامه را بر اساس ارزش‌های دراماتیک شایسته‌ی چاپ دانستند که بدون ترتیب اولویت، سه اثر در این شماره دوم به چاپ رسیدند و سه اثر هم در این شماره‌ کتاب آواژ ارائه می‌شوند. امید است این کوشش ما نتیجه‌بخش و برای این عزیزان و جریان ادبیات نمایشی نیک‌انجام باشد».
دبیری «کتاب آواژ» را محمدرضا قلی‌پور، نمایش‌نامه‌نویس،کارگردان تئاتر و مدیر انتشارات آواژ بر عهده دارد؛ در هر شماره از «کتاب آواژ»، موضوعاتی پیرامون هنر، مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرند و صاحب‌نظران و بزرگان عرصه فرهنگ و هنر، به بیان دیدگاه خود در قالب یادداشت و مقاله با موضوع مطرح‌شده می پردازند.
علاوه بر عرضه نسخه چاپی این کتاب، در راستای حمایت از تئاتر و جریان ادبیات نمایشی، نسخه پی دی اف این شماره از کتاب آواژ هم به مانند شماره‌های پیشین آن، در سایت نشر آواژ به صورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

درک یک لحظه و یک مقطع از تاریخ یعنی دریافتن این احتمال که خودمان هم می توانیم در ساخت لحظه و مقطعی دیگر از تاریخ سهیم باشیم.

استبداد (بیست درس از قرن بیستم)/تیموتی اسنایدر/نشر نو
یلدا ! صدایم کن . صدای ِ تو ، مرا به وجد می آورد .
یلدا ! با من بیا ، با من بمان . می خواهیم گشتی بزنیم ، همین اطراف . می خواهیم آهی بزنیم به راهی . چه کسی بهتر از تو ، چه کسی سزاوارتر از تو . می خواهیم انار و آجیل مان را قسمت کنیم سفره بیندازیم به پهنای ِ ایران ، اما  انارمان ِ خشکیده و آجیل مان سنگ شده .
به سرخی ِ شفق نگاه کن . رویت را بر نگردان ، یلدا ، تو را هم صدا زده . می خواهد جشن بگیرد ، می گوید : سفره های تان را پهن کنید ، اصلن بروید پیش ِ حافظ . می دانی در آرامگاه حافظ ، سفره صفایی دارد . شمع روشن می کنیم و حافظ را هم صدا می زنیم ، تا او بیاید و شعرهایش را برای ِ ما بخواند.....

میثم محمدی این را خواند
alireza babaie این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آیا آرمانی والا تاکنون بدتر از این ارائه شده بود؟ باید علت فساد حزب را پیدا کرد. همه ی اصول ما درست بودند، ولی نتایج ما غلط از آب در آمدند. نیت ما جدی و پاک بود.مردم می بایست دوستمان داشته باشند، ولی آنها از ما متنفرند. چرا اینقدر نفرت انگیز و منفوریم؟

ما برای شما پیام آور حقیقت بودیم، ولی حقیقت در دهان ما طنین دروغ داشت. برایتان آزادی به ارمغان آوردیم، ولی این آزادی در دست هایمان به شلاق بدل شد. به شما وعده ی حیات و زندگی دادیم، ولی صدایمان به هر جا که رسید، درخت ها خشکیدند و خش خش برگهای خشک بلند شد. از آینده به شما نوید دادیم، ولی زبانمان الکن بود و عربده کشیدیم...

ظلمت در نیمروز - آرتور کوستلر - نشر ماهی
روایتی از زندگی دختری یمنی است که در کمتر از ده‌سالگی با مردی که بیش از سه برابر خودش سن داشت ازدواج کرد
میثم محمدی این را خواند
alireza babaie این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از عقایدی که آدمی را به تحمل جور و ستم اندرز می دهد و وضع موجود را ازلی و تغییرناپذیر می خواند فقط کسانی خرسند می شوند که اسیر جهل اند و نمی دانند چه کنند و به کجا روی آورند؟

فرانسوا ولتر
انسان خردمند: تاریخ مختصر بشر کتابی نوشته یووال هرری است که برای اولین به زبان عبری در اسرائیل در سال ۲۰۱۱ و در زبان انگلیسی در سال ۲۰۱۴ منتشر شد

انسان خردمند از سیصد هزار سال پیش از آفریقا بصورت فرگشت،تک منشأ مانند حضرت آدم مذاهب و همچنین نظریه داروین بوجود امد یا یک نظریه با دلایل ضعیف ،فرگشت در سراسر جهان بوجود آمد
ولی جالب هست ده هزار سال قبل ، سایر گونه های انسانی که شباهت زیادی به دیو شاهنامه دارند از کره زمین محو شدند و فقط انسان خردمند باقی ماند.
سوزان این را خواند
حسین کوهی و alireza babaie این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با یادی از دکتر حسن لاهوتی | عکس "شهرزاد میزبان شبهای بخارا"، شب آنه ماری شیملبا یادی از دکتر حسن لاهوتی
به مناسبت بیستمین سالگرد درگذشت اسلام‌شناس شهیر آلمانی، پروفسور آنه ماری شیمل، هفتصد و دوازدهمین شب از شب‌های بخارا به مروری بر شخصیت و آثار ارزشمند این دانشنمد فقید اختصاص یافته است. همچنین از دانشمند فقید دکتر حسن لاهوتی که در شناسایی پروفسور شیمل به جامعۀ ایرانی نقش بسزایی داشت، یاد خواهد شد. این نشست در ساعت چهار بعد از ظهر شنبه چهارم آذر ماه ۱۴۰۲ با سخنرانی دکتر شهین اعوانی، دکتر عبدالرحیم گواهی، دکتر سعید فیروزآبادی، راضیه رئیسی و علی دهباشی در پردیس تئاتر شهرزاد برگزار می‌شود. هفتم آوریل سال ۱۹۲۲ میلادی، آنه ماری در خانواده‌ای متوسط و در محیطی آکنده از ادبیات ...
دیدن ادامه ››

به مناسبت بیستمین سالگرد درگذشت اسلام‌شناس شهیر آلمانی، پروفسور آنه ماری شیمل، هفتصد و دوازدهمین شب از شب‌های بخارا به مروری بر شخصیت و آثار ارزشمند این دانشنمد فقید اختصاص یافته است. همچنین از دانشمند فقید دکتر حسن لاهوتی که در شناسایی پروفسور شیمل به جامعۀ ایرانی نقش بسزایی داشت، یاد خواهد شد. این نشست در ساعت چهار بعد از ظهر شنبه چهارم آذر ماه ۱۴۰۲ با سخنرانی دکتر شهین اعوانی، دکتر عبدالرحیم گواهی، دکتر سعید فیروزآبادی، راضیه رئیسی و علی دهباشی در پردیس تئاتر شهرزاد برگزار می‌شود.

هفتم آوریل سال ۱۹۲۲ میلادی، آنه ماری در خانواده‌ای متوسط و در محیطی آکنده از ادبیات و شعر به دنیا آمد. در زمستان سال ۱۹۲۹ هنگامی که هفت ساله بود، به سختی بیمار شد و مدتی را به دور از مدرسه در خانه ماند و خود را به خواندن کتاب‌های قصه مشغول کرد. در میان این کتاب‌ها، کتابی قدیمی مربوط به قصه‌هایی از سراسر جهان را بسیار دوست داشت. در یکی از قصه‌های این کتاب، حکیمی هندی در دمشق جوانی مسلمان را با عرفان آشنا می‌کند و او را به جهان رؤیاها در ته چاهی می‌کشاند. ته چاه، تابوت بزرگترین پادشاه دنیا روی تخته سنگی قرار داشت که بر آن نوشته بودند: «انسان‌ها در خوابند و آن هنگام که می‌میرند، بیدار می‌شوند»؛ عبارتی که بعدها بنا به وصیتش بر روی سنگ قبر او حک شد. این جمله، مسیر زندگی‌ شیمل را شکل داد و آینده او را با اسلام‌شناسی و عرفان اسلامی پیوند زد. شیمل فراگیری زبان عربی را از ۱۵ سالگی آغاز و یک جزء از قرآن را حفظ کرد. چند سال بعد زبان‌های فارسی، ترکی، فرانسوی، انگلیسی، اردو و سنسکریت را آموخت. پروفسور شیمل در سال ۱۳۸۱ خورشیدی، در مراسم بزرگداشتی که در دانشگاه تهران برای او برگزار شد حضور یافت و سخنرانی کرد که حاصل این همایش، بعدها در کتابی با عنوان «عرفان پلی میان فرهنگ‌ها» منتشر شد. کتاب افسانه‌های درۀ سند، تازه‌ترین اثری است که از او به فارسی ترجمه و منتشر شده است.
 
شب آنه ماری شیمل در ساعت چهار بعد از ظهر شنبه چهارم آذرماه ۱۴۰۲ در پردیس تئاتر شهرزاد برگزار می‌شود.

محمد فروزنده، میثم محمدی و بهاره مکرم این را خواندند
امیرمسعود فدائی و alireza babaie این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رهبریت خطاناپذیر چیزی است که توده ها غالبا به آن نیاز دارند؛ و البته در بیشتر مواقع مبلغان نظام های تمامیت خواه نیز این (خطاناپذیر بودن رهبری) را به طرفداران خود القا میکنند.

لشک کولاکوفسکی
میثم محمدی و امیرمسعود فدائی این را خواندند
حسین کوهی و alireza babaie این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همه چی آماده س واسه سقوط کسی که لحظه ای تو عمرش دنبال چیزی می گرده که محیطش نمیتونه بهش بده یا فقط خیال میکنه که محیطش نمیتونه بهش بده. واسه همینم از جست و جو دس میکشه حتا قبل از این که بتونه شروع کنه دس میکشه.

ناتور دشت - جی دی سلینجر - نشر نیلا
میثم محمدی، مهرناز خلیلی و مژگان این را خواندند
امیرمسعود فدائی، حسین کوهی و alireza babaie این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دبیر اجرایی دهمین دوره‌ی انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران انتخاب و معرفی شد. | عکس دبیر اجرایی دهمین دوره‌ی انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران انتخاب و معرفی شد.
در حکم جداگانه‌ا‌ی از سوی محمد رحمانیان، دبیر دهمین دوره‌ی انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران، بهزاد صدیقی، به عنوان دبیر اجرایی این دوره انتخاب و معرفی شد.به گزارش ستاد خبری دهمین دوره‌ی انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران، محمد رحمانیان بر اساس حکمی، بهزاد صدیقی را به عنوان دبیر اجرایی دهمین دوره‌ی انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران، انتخاب و معرفی کرد.بر اساس این گزارش، محمد رحمانیان در حکم او نوشته ‌است: «با توجه به تجربیات ارجمند و معتبر جنابعالی در مدیریت و دبیری عرصه‌های فرهنگی، هنری و اجرایی و خدمات همیشگی و مؤثرتان در تئاتر ایران‌زمین، ...
دیدن ادامه ››

در حکم جداگانه‌ا‌ی از سوی محمد رحمانیان، دبیر دهمین دوره‌ی انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران، بهزاد صدیقی، به عنوان دبیر اجرایی این دوره انتخاب و معرفی شد.

به گزارش ستاد خبری دهمین دوره‌ی انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران، محمد رحمانیان بر اساس حکمی، بهزاد صدیقی را به عنوان دبیر اجرایی دهمین دوره‌ی انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران، انتخاب و معرفی کرد.

بر اساس این گزارش، محمد رحمانیان در حکم او نوشته ‌است: «با توجه به تجربیات ارجمند و معتبر جنابعالی در مدیریت و دبیری عرصه‌های فرهنگی، هنری و اجرایی و خدمات همیشگی و مؤثرتان در تئاتر ایران‌زمین، به موجب این حکم، جنابعالی به عنوان دبیر اجراییِ دَهمین دوره‌ی انتخابِ آثارِ برترِ ادبیاتِ نمایشیِ ایران منصوب می‌شوید. بدون تردید، حضور جنابعالی در پیشبرد اهداف این دوره‌ و نیز در هر چه باشکوه‌تر برگزارشدن این روی‌دادِ ملی‌فرهنگی، افتخارآفرین و مؤثر خواهد بود. بهروزی همیشگی جنابعالی را آرزومندم.»

 لازم به یادآوری است بهزاد صدیقی، نمایش‌نامه‌ نویس، کارگردان، پژوهشگر تئاتر و سینما و استاد دانشگاه، از دوره‌های دوم تا نهم انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران، به عنوان عضو شورای سیاست‌گذاری، دبیر اجرایی و در دو دوره نیز به عنوان دبیر این رویداد ملی فرهنگی بوده و هم اکنون نیز عضو هیئت مدیره و سخنگوی کانون نمایشنامه‌ نویسان و مترجمان تئاتر ایران است.

دهمین دوره‌ی انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران به دبیری محمد رحمانیان در سه بخش نمایشنامه‌های تألیفی، اقتباسی و ترجمه، توسط کانون نمایشنامه‌ نویسان و مترجمان تئاتر ایران در دی ماه ۱۴۰۲ برگزار خواهد شد.

امیرمسعود فدائی، سپهر و میثم محمدی این را خواندند
alireza babaie این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای نخستین بار بخشی از دست‌نوشته‌های نیما یوشیج منتشر شد | عکس از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسیبرای نخستین بار بخشی از دست‌نوشته‌های نیما یوشیج منتشر شد
فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای نخستین بار بیش از یکصد دست نوشته از شعرهای نیما یوشیج را منتشر کرد.به گزارش روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مجموعه‌ای از دست‌نوشته‌های نیما یوشیج در فرهنگستان زبان و ادب فارسی نگهداری می‌شود. این اسناد را شراگیم یوشیج، فرزند نیما و به نمایندگی از وارثان نیما، در تاریخ بیست و سوم آبان ۱۳۷۳ به فرهنگستان واگذار کرده است. در پی بازخوانی و تصحیح برخی از این دست‌نوشته‌ها، تاکنون دو کتاب از مجموعۀ شعرهای منتشرنشدۀ نیما در انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی چاپ و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است:- صد سال دگر، به تصحیح ...
دیدن ادامه ››

فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای نخستین بار بیش از یکصد دست نوشته از شعرهای نیما یوشیج را منتشر کرد.

به گزارش روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، مجموعه‌ای از دست‌نوشته‌های نیما یوشیج در فرهنگستان زبان و ادب فارسی نگهداری می‌شود. این اسناد را شراگیم یوشیج، فرزند نیما و به نمایندگی از وارثان نیما، در تاریخ بیست و سوم آبان ۱۳۷۳ به فرهنگستان واگذار کرده است. در پی بازخوانی و تصحیح برخی از این دست‌نوشته‌ها، تاکنون دو کتاب از مجموعۀ شعرهای منتشرنشدۀ نیما در انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی چاپ و در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است:

- صد سال دگر، به تصحیح سعید رضوانی و مهدی علیایی مقدم، چ نخست: ۱۳۹۷، ۲۶۲ صفحه

- نوای کاروان، به تصحیح سعید رضوانی، چاپ نخست: ۱۳۹۷، ۲۵۴ صفحه

اکنون نیز دکتر مهدی علیایی مقدم، پژوهشگر فرهنگستان زبان و ادب فارسی مشغول بازخوانی نسخۀ دست‌نویس دیگر شعرها و یادداشت‌های منتشر نشدۀ نیماست. امروز بیست و یکم آبان ۱۴۰۲ و به مناسبت زادروز نیما یوشیج، بخشی از دست‌نویس‌های دفتر صد سال دگر که کار بازخوانی و تصحیح آن‌ها به پایان رسیده است، برای آگاهی دوست‌داران آثار نیما در وبگاه فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتشر می‌شود.

امیدواریم با پایان گرفتن طرح بازخوانی شعرهای منتشرنشدۀ نیما و بازنگری در دو کتاب یادشده، مجموعۀ شعرهای منتشر نشدۀ نیما تدوین و چاپ شود و در نمایشگاه کتاب سال آینده منتشر شود و نسخۀ دست‌نویس همۀ شعرهای نیما نیز در دسترس پژوهشگران قرار گیرد.

غزل و میثم محمدی این را خواندند
سالار ناجی، امیرمسعود فدائی، قاصدک و alireza babaie این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
1
شب
اتاقی تاریک با یک چراغ کوچک و پیانویی کهنه گوشه اتاق
مردی پشت پیانو نشسته و ناشیانه آهنگ رویای یک مرد را مینوازد
لباسی تمامن سفید برتن مرد است.
از پنجره اتاق که با میله هایی بلند و با فاصله کوتاه از هم مهار شده‌اند
شاخه درختی پیداست
پنجره اتاق زندان را تداعی میکند.

پس از چند بار تلاش
آهنگ را نیمه کاره رها میکند
از پشت پیانو بلند میشود
کلافه چند قدم بر میدارد
به ... دیدن ادامه ›› سمت رخت آویز کهنه‌ی چوبی گوشه اتاق میرود که پر است از لباس های مندرس
کاپشن گشادی برتن میکند و از صحنه خارج میشود.
صحنه تاریک میشود.

2

مردی پشت میزش نشسته و چیزی مینویسد
لباس فرم نظامی دارد
گوشه اتاق یک قفسه است
با چند صندلی فلزی تاشو قدیمی
پشت سر مرد پنجره‌ی کوچکی است با همان شیارهای خانه قبل

صدای در می‌آید
مرد نظامی
-بیا تو

مرد صحنه قبل وارد میشود
ساکت گوشه از می‌ایستد
مدتی میگذرد و نظامی همچنان مشغول نوشتن است
مرد صحنه اول گلویش را صاف میکند
مرد نظامی سرش را بلند میکند
نگاهی میکند و باز مشغول نوشتن میشود

مرد کاپشن به تن با احتیاط میگوید
-سلام

نظامی:امر

کاپشن پوش: عرضی داشتم

نظامی با کلافگی:بفرما


کاپشن پوش:یکی رو .. اوم .. یکی رو..کشتم

نظامی دیگر نمینویسد همانطور که سرش پایین است و خودکار را روی کاغذ گذاشته

-دیوونه‌ای چیزی هستی یا دنبال جای خوابی؟ منم هر روز دارم بکیو میکشم ، برو صبح بیا

نظامی زیر لب:اسگل منو خر فرض کرده

کاپشن پوش مردد به سمت در بر میگردد و یک قدم مانده بهدر انگار چیزی یادش آمده باشد به سمت افسر میچرخد و اینبار بلند تر و بدون لرزش صدا میگوید

امروز نبوده
، قضیه مال ۱۴ سال پیشه


افسر:چه گیری کردیم ، باشه کشتی ناز شستت چیکار کنم ، قصر در رفتی دیگه برو صبح بیا

کاپشن پوش با اقتدار و کمی فریاد:خسته شدم
زندگی ندارم
تو به حرفم گوش کن اگه قبول نکردی میرم صبح میام

افسر:ول کن نیستی نه ، بیا این کاغد اینم خودکار بنویس

مرد کاپشن پوش با اشتیاق کاغذ را میگیرد
یک صندلی برمیدارد و کنار میز افسر میگذارد
نور صحنه خاموش میشود و تنها بر روی مرد کاپشن پوش می‌افتد

حالا مرد مینویسد و ما صدای مرد را از بلندگو میشنویم

نام:احمد
فامیل:ارجمندزاده
علت مراجعه:اقرار به قتل
شرح ماوقع:
با سلام خدمت ریاست محترم پاسگاه
اینجانب احود ارجمند زاده فرزند علی متولد ۱۲ اسفند ۱۳۶۳ در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ مرتکب دوفقره قتل شده‌ام ، مقتول اول زنی بود که نمیشناختم و طی یک حادثه ابتدا هلش دادم و بعد از آنکه به آینه اتاقم خورد با جراحات متعدد و خونریزی زیاد از دنیا رفت اما مقتول دوم مردی بود که از عمد و با ضربات چاقو اورا به قتل رساندم…

صحنه تاریک میشود.

3

با صدای فریاد صحنه روشن میشود
زنی گوشه سالن افتاده
آینه به دیوار تکسه داده شده و تکه های خورد شده‌اش روی زمین است
مرد کاپشن پوش حالا با شلوار جین و یک تیشرت مشکی در اتاق راه میرود ، موهایش را از پشت بسته و مضطرب است

صدا:چیکار کردی کثافت

مرد همچنان راه میرود

صدا:با توام آشغال

مرد:نمیدونم
با فریاد: نمییییدونمم

صدا:کشتیش روانی

مرد:چیکارشی؟

صدا:مگه حتما باید کاره‌ای باشم
با صدایی لرزان چیکار کردی؟

مرد می‌ایستد و رو به تماشاگران شروع به صحبت میکند ، نور سالن میرود و تنها مرد روشن میشود

مرد:سه ماه بود میشناختمش ، دوستم داشت ، منه عشق فیلم انقدر خوب حرف میزدم که فکر میکرد یک چیزی حالیمه
امروز برای بار اول اومد خونم
اتفاقی
دیده بود پیچیدم تو این کوچه
اول که زنگو زدن جواب ندادم
کی با من کار داره آخه
ولی
ولیی
وقتی دستشو گذاشت رو زنگ آیفونو برداشتم و داد زدم چیههههه
بلههه ، با کی کار داری
گفت احمد
یخ زدم
گفت باز کن بیام بالا
نگفتم نه چون جراتشو نداشتم
باز کردم
اومد بالا
خواستم دستی به سر رو روی خونه بکشم امذ همه جا کثافته
فرصت نشد

درو بار کرد اومد تو
دور و برو نگاه کرد
دستشو گذاشت رو دهنش
بغض کرد
گفت اینجا کجاست
با بغض گفت

گفتم خونمه ، کجاست؟

گفت تو که یک چیز دیگه گفته بودی

گفتم زر ردم تو خوشت بیاد

گفت همین؟

گفتم نه یک خونه‌ام بالا شهر‌ دارم ولی این سگدونی رو ترجیح میدم
دیگه؟ سوالی نبود؟

زد زیر گریه اومد کل خونه رو گشت
گفت کاش راست میگفتی ، من حتی اینجارم با تو دوست داشتم
گفتم حالا که فهمیدی حرفام مفت بوده برو دیگه
رفت

یهو فهمیدم منم دوستش داشتم
یخ زدم
رفتم صداش کردم
نیومد بالا
دویدم دنبالش
کشیدمش
داد زد نکن
ولم کن
آشغال دروغگو

گفتم بیا بالا کارت دارم
گفت من کاریت ندارم

من برگشتم دو دقیقه بعد اونم اومد
زنگ زد و در رو باز کردم
اومد بالا
رفت وایساد دم آینه
گفتم ببین
چشماتو ببند و فک کن من نبودم
گفت تپ فک میکنی راحته
گفتم من دوستت نداشتم بازم دروغ گفتم
عقب عقب رفت
خورد به آینه
آینه شکست
دوید بیرون
اما یک جنازه اینجا موند
همه جاش زخم و زیلی
حالا یک صدا اینجاست که من نمیشناسمش
این جنازه رو هم نمیشناسمش

نور باز میگردد
صدا:چقدر چرت و پرت میگی
چرا کشتیش

مرد:من اصلا اینپ نمیشناسم

صدا:خوب میشناسیش ، تو کشتیش

مرد:اگه راست میگی خودتو نشون بده

صدا: تو که منو میبینی

مرد:کوشی پس من نمیبینمت

صدا: بیا جلو

مرد به سمت آینه میرود
دستش را داخل آینه شکسته میکند و به ناگاه به داخل میرود
صحنه تاریک میشود.

۴
مرد از آینه بیرون می آید

جای مرد و صدا عوض شده

مردی که تا دیش از این صدا بود:حالا دیدی ، منو میبینی

صدا:چیکار میکنی

مرد:کثافتاتو پاک میکنم

دور خانه میچرخد
اول شال زن را درست روی سرش میگذارد
زن را بلند میکند و از صحنه بیرون میبرد

صدا:چه گهی میخوری توی خونه من

مرد:میخوام پیانو بزنم

صدا:چه غلطا ، لابد با پیانوی من؟

مرد:تو این دنیا هیچی مال تو نیست ، طول میکشه اما میفهمی

صدا با داد : نشیسن پشت پیانوی من

مرد صندلی پیانو رو عقب میکشد
مینشیند و با تسلط آهنگ رویای یک مرد را مینوازد
در حین اجرا
صدا که آینه خارج میشود
صدا که همان مرد است با چاقویی مرد دشت پیاتو را میکشد
موزیک قطع میشود
صحنه تاریک میشود.

۵

نور باز میگردد مرد هنوز مینویسد
افسر هنوز مینویسد
سربازی داخل میشود
سلام نظامی میدهد
پا میکوبد

افسر بی آنکه سربلند کند:چیه باز
سرباز:قربان یکی پشت دره
سه ساعته منتظره

افسر:بزار کار این تموم شه

سرباز:چشم قربان

مرد بی هیچ مقدمه ای کاغذ را پاره میکند
خودکار را روی میگذارد و از در خارج میشود
افسر فقط نگاه میکند
آرام میگوید؛
کلانتری نیست که دیوونه خونه است

به سرباز میگوید بیا بشین اینجا ببینم این کجا رفت

سرباز داخل مینشیند
افسر خارج میشود

چند لحظه بعد
افسر آشفته وارد میشود

افسر:میخوام اعتراف کنم
من یک نفرو کشتم
سرباز ترسیده
افسر داد میزند
منم یک نفرو کشتم

مچاله های کاغذ مرد کاپشن پوش درون دستش است.

رویای مرد مرده.
پایان


fateme soleimani، Paria_brh، سپهر و مسعود مهدوی این را خواندند
alireza babaie این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
راستش را بخواهی
دل آدمی برای روزهای بیقراری اش تنگ میشود
برای همه ی لحظه هایی که دلت لرزیده و چشمانت اشک آلوده شده اند
برای روزهایی که منتظر بودی
منتظر هر چیز
معجزه کوچکی شبیه یک پیام ساده که فقط چیزی پرسیده باشد
آدمیزاد
موجود لحظه نیست
موجود گذشته است
ما همه در گذشته گیر افتاده ایم
برای گذشته عکس میگیریم
برای گذشته میجنگیم
برای گذشته میمیریم
آینده
آه از آینده
میثم محمدی، امیرمسعود فدائی و سپهر این را خواندند
alireza babaie این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اثاثِ خانه را کشیدیم
و سیگار را تا آخرین نخ
حالا چندساعتی‌ست تنها
تنهایی می‌کشم
تنهایی هم که لایت وُ اولترا ندارد
تنها تلخ است و می‌چسبد
چمدان تلخ است و می‌چسبد
به دستانت
به جای دستانم
من در تمامیِ بی تو غمگینم
و
ادامه نمی‌دهم


حرف به حرف، کلمه به کلمه این کتاب رو زندگی کردم:)
امیرمسعود فدائی، سپهر و stanco این را خواندند
alireza babaie و یگانه برزوئی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
و من خشم و عصیان و ناآرامی را در دخترکی دیدم که چشمهایش روزی معنای آرامش بود...
سکوت شیشه‌های شب غمی داره
ولی خشم تو مشت محکمی داره

#شهیار_قنبری
۱۴ مهر ۱۴۰۲

روزی ز برق خشم و جنون شعله می‌کشد
این هیمه‌ها که جمع شده در تنور ماست

#سمانه_کهرباییان
۱۴ مهر ۱۴۰۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تولدت مبارک!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگر هیچ کس نبود ، هرسال همین ساعت ۰۰:۰۱ ، ۲۱ شهریور مبارک!
امیرمسعود فدائی و سپهر این را خواندند
alireza babaie این را دوست دارد
پس از طرف منم مبارک
۲۱ شهریور ۱۴۰۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
قلندرانِ حقیقت به نیم جو نخرند
قبایِ اطلسِ آن کس که از هنر عاری‌ست
حضرت حافظ
#اخراج_اساتید_دانشگاه‌ها
#استخدام_سعید_حدادیان_در_دانشگاه_تهران
آنجا که بود آن دلستان با دوستان در بوستان
شد گرگ و روبه را مکان، شد کوف و کرکس را وطن
ابرست بر جای قمر زهرست بر جای شکر
سنگ است بر جای گهر خار است بر جای سمن

#امیربانو_کریمی
#امیری_فیروزکوهی
۱۳ شهریور ۱۴۰۲
سپهر
باور مکن که با همه کندی و کاهلی خالی ز طنز و طعنه شود دست روزگار لات و سفیه و عربده‌کش بین که تکیه زد بر کرسی معین و فروزانفر و بهار _{#}_سمانه_کهرباییان
یادش بخیر سمانه کهربائیان؛ غزلهای نابی داشت
یاد باد آن روزگاران...
۲۱ آبان ۱۴۰۲
غیر از هنر که تاج سر آفرینش است.
.
.
.
دوران هیچ سلطنتی ماندگار نیست!
۲۱ آبان ۱۴۰۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 گرامیداشت نصرت الله نویدی نمایشنامه‌نویس فقید ایرانی با چاپ «سرفصل» شماره سوم کتاب آواژ | عکس محمدرضا قلی‌پور مدیر انتشارات آواژ خبر داد: گرامیداشت نصرت الله نویدی نمایشنامه‌نویس فقید ایرانی با چاپ «سرفصل» شماره سوم کتاب آواژ
محمدرضا قلی‌پور مدیر انتشارات آواژ در آستانه یکم شهریور زادروز نصرت الله نویدی نمایشنامه‌نویس سال‌های دور ایران، از در مرحله انتشار قرار گرفتن شماره سوم کتاب آواژ با هدف یادکردی از این هنرمند فقید خبر داد. به گزارش مشاور رسانه انتشارات آواژ، محمدرضا قلی‌پور در سخنان ابتدایی عنوان کرد: کتاب آواژ ۳ در این شماره با عنوان «سرفصل» نگاهی بر وضع و حال آموزش تئاتر در پنج دهه اخیر ایران انداخته است و مطالب ارزشمندی از صاحب نظران عرصه تئاتر پیرامون آسیب شناسی آموزش تئاتر در ایران معاصر در خود جا داده است. همچنین بخشی از این مجموعه به نقد آثار ادبیات نمایشی اختصاص ...
دیدن ادامه ››

محمدرضا قلی‌پور مدیر انتشارات آواژ در آستانه یکم شهریور زادروز نصرت الله نویدی نمایشنامه‌نویس سال‌های دور ایران، از در مرحله انتشار قرار گرفتن شماره سوم کتاب آواژ با هدف یادکردی از این هنرمند فقید خبر داد.

به گزارش مشاور رسانه انتشارات آواژ، محمدرضا قلی‌پور در سخنان ابتدایی عنوان کرد: کتاب آواژ ۳ در این شماره با عنوان «سرفصل» نگاهی بر وضع و حال آموزش تئاتر در پنج دهه اخیر ایران انداخته است و مطالب ارزشمندی از صاحب نظران عرصه تئاتر پیرامون آسیب شناسی آموزش تئاتر در ایران معاصر در خود جا داده است. همچنین بخشی از این مجموعه به نقد آثار ادبیات نمایشی اختصاص دارد. سه نمایشنامه برگزیده از مسابقه استعدادیابی نمایشنامه نویسی آواژ نیز در این شماره قرار دارد.
این نویسنده افزود: شماره سوم کتاب آواژ در بخش یادواره نصرت الله نویدی با دبیری ناصح کامگاری به زندگی هنری این درام‌نویس نامی درگذشته پرداخته و مطالبی را درباره ایشان به قلم ایرج امامی، آذر فخر، ناصر رحمانی نژاد و ناصح کامگاری ارائه کرده است و برای نخستین بار پاره‌ای از نمایشنامه «رزق» که از آثار شاخص نویدی است را در اختیار مخاطبان قرار داده است.

این هنرمند در انتها گفت: شماره سوم کتاب آواژ با اخذ مجوزهای لازم در مرحله انتشار قرار گرفته است و به زودی، در دسترس خوانندگان قرار می‌گیرد. توضیحات تکمیلی درباره نحوه توزیع مجله در اخبار بعدی به اطلاع عموم خواهد رسید.

دبیری «کتاب آواژ» را محمدرضا قلی‌پور، نمایش‌نامه‌نویس،کارگردان تئاتر و مدیر انتشارات آواژ بر عهده دارد. در هر شماره از «کتاب آواژ»، موضوعاتی پیرامون هنر، مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرند و صاحب‌نظران و بزرگان عرصه فرهنگ و هنر، به بیان دیدگاه خود در قالب یادداشت و مقاله با موضوع مطرح‌شده می پردازند

سپهر این را خواند
alireza babaie این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کودک جان تو
از جان تو
از توست
و
تو ، جان و جهانی !


امیرمسعود فدائی و سپهر این را خواندند
قاصدک و alireza babaie این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به مناسبت ۱۴ مرداد ، سال روز پیروزی انقلاب مشروطیت :" رویکردی نوین به سوی قانون مندی و ستیز با قانون گریزی در قالب تاسیس مجالس مشورتی و ایجاد نهاد های مدنی داشت ، هنر و ادبیات را متحول ساخت  ..."#پیمان_متین

"بی تباران انبوهند
مگر از کومه بر آید دودی
گیرد وُ آتش ژرفی گردد
ور نه چشمم نخورد آب ز من
                      ... دیدن ادامه ›› _ یا من ها_
کاب مان سرد
نان مان گرم
مشت مان در جیب است
حرف مان اما از آتش و خون است مُدام..."
#محمد_زُهَری
پ.ن : در سال روز پیروزی انقلاب مشروطیت ، یاد ستارخان ، سردار ملی و باقرخان ، سالار ملی را گرامی می داریم .

نسل دهه ی ۸۰ را نسل زِد ( ضد ) می نامند ؛ آن ها بر خلاف نسل ایکس ( دهه ی ۵۰ و ۶۰ ) و نسل ایگرگ ( دهه ی ۶۰ و ۷۰ ) که سایه روشن هایی از دنیای پیشا اینترنت و جهان قبل از فراگیری تکنولوژی را تجربه کرده بودند با اینترنت و فضای مجازی رشد کرده اند . دنیای آن ها بدون فناوری ِ روز بی معناست . زیست یک دهه ی هشتادی با اینترنت و فضای مجازی گره خورده است . پس شعر و ادبیاتش هم باید با نسل های پیش از خودش متفاوت باشد.ادبیات این نسل را در آغاز ، ادبیات جایگزین ( Alt Lit )
می نامیدند . نوشته هایی که خود شخص با حضور مستمر در فضای مجازی منتشرشان می کند . از مشخصه های بارز این ادبیات می توان به بیان مستقیم و بی واسطه ی عواطف اشاره کرد . ادبیاتی که شاید خالی از ضعف ِ  تالیف و اشتباه های دستوری هم نباشد . اما شاید اصطلاح مِتا مدرنیزم ( metamodernism )
قرابت بیش تری با این جریان _ اگر بتوان نامش را جریان گذاشت_
داشته باشد .

#نیما_جم " بُرشی از مقاله ی شعر و تغییر پارادایم "
نقل از مجله ی وزن دنیا _ شماره ی ۲۴ _دی ۱۴۰۱ _ ص ۲۱۰

در پیاده رو

از پیاده رو خیابان انقلاب به چهار راه ولی عصر می روم .اولین چیزی که به چشمم می آید ، ساختمان اصلی تئاتر شهر است . چهار سالن نمایش دیگر هم در آن محوطه است : تالار چهار سو ،کارگاه نمایش ،تالار سایه و سالن قشقایی .اما ، من از همه بیشتر تالار چهار سو را دوست دارم ، و آن جا با فضای دنج و دل نشین اش
به من آرامش می دهد .
آخرین نمایشی را که در تالار چهار سو دیدم ، "کافه مک آدم "بود که زنده یاد محمود استاد محمد آن را نوشته و کارگردانی کرده بود .این نمایش، برای من فوق العاده جالب بود .استاد محمد ، زندگی دانشجویان خارج از کشور را به نمایش در آورده بود و در به دری ها و سرگردانی های آن ها را .
یادم می آید که ما در پایان نمایش ،چندین بار محمود استاد محمد و گروه او را تشویق کردیم ، و آن ها برای قدردانی از تماشاگران سه ، چهار بار به پشت صحنه رفتند و برگشتند ، و ما از تشویق آن ها سیر نمی شدیم .خاطره ی این نمایش ، همیشه در ذهن من خواهد ماند ، و شخصیت متواضع و دوست داشتنی استاد محمد .
یادش گرامی .

سوار اسنپ که شدم ، راننده ی جوان توجهم را جلب کرد . سر ِ صحبت را باز کردم . اول از ماشین اش که تیبا بود پرسیدم که چه قدر خریده گفت سه سال پیش ۸۰ میلیون ، و حالا چه قدر است ۴۰۰ میلیون .
بعدش گفت برای جوون ها کار نیست . تایید کردم . گفتم تو هم حتما" تحصیلات دانشگاهی داری و او گفت ؛ رشته ی کارگردانی تئاتر را خوانده ام . در آمدی ندارد . آه از نهادم بلند شد . آخر من عاشق تئاترم . آن گاه از کارهایش در تئاتر شهر و مشکلاتی که بر روی صحنه آوردن نمایش وجود دارد ، گفت.
گفتم سال ۵۸ تئاتر مرگ یزدگرد را در تالار چهار سو دیده ام از بهرام بیضایی . او در جواب مطرح کرد که ای کاش بتواند این اجرا را ببیند .
بعد به ادبیات رسیدیم و کارهای صوتی و دیگر چیزها.
این هم  گپ وُ گفت من با راننده ی اسنپ و یا درست تر کارگردان تئاتر ! در ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲

stanco، علی عبدالرحیم، نرگس رضوی، سپهر و Reza1991s این را خواندند
alireza babaie این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید