تیوال امین صدرنژاد | دیوار
S3 : 08:09:03
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امین صدرنژاد
درباره نمایش هدیه مرموز i
سخته که توصیف کنم چقدر یاسر خاسب و کاراش رو دوست دارم... بعد از ۳ سال لحظه لحظه ی هوموریباس مقابل چشمامه.

یاسر خاسب شیفته کارشه، خودش رو با تمام وجود وقف اثر می کنه و همین هست که باعث می شه در هر اجرا انرژی زیادی بین بیننده و بازیگر رد و بدل شه.

این هفته برای بار دوم به دیدن این اجرا می رم!
رضا تهوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به اینکه نه در متن و نه در اجرا هیچ عمقی وجود نداشت و صرفا یه گروه جمع شده بودن تا عین متن یک کتاب -اون هم با یک نگاه گذرا!- رو اجرا کنن، اگر به دنبال اثری هستید که ذره ای ذهن رو قلقلک بده این کار اصلا گزینه مناسبی نیست.

دیدن این کار بیشتر شبیه به لم دادن روی کاناپه و وقت گذروندن در مقابل برنامه های سطحی تلویزیونه که شاید بتونه مدتی سرگرممون کنه، ولی بعد از یک ساعت یادمون نمیاد که چی می دیدیم.
نیلوفر رحیمی، علیرضا و الهه الف این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این تئاتر بد بود، خیلی بد.

هنوز دارم فکر می کنم این هیاهوی رسانه ای و تبلیغ و "پیشنهاد تیوال" دقیقا برای چی بود؟ برای چه قسمتی از این کار؟ کجای این کار نقطه ی قوت یا اصلا چیزی بود که بشه مطرحش کرد؟ مخاطب رو به مسخره گرفتید!؟

متنی بسیار ضعیف و بی محتوا و سرسری برای موضوعی که حداقل ۱۰۰۰ بار در سریال های کنتراتی صدا و سیما مطرح شده، کاراکترهایی که واژه ی کلیشه رو معنی می کنن. همه چیز در سطحی ترین و قابل پیش بینی ترین حالت ممکن. حیف از وقتی که گذاشتم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امین صدرنژاد
درباره نمایش بیرون پشت در i
دو سال پیش اجرای تالار حافظ رو رفتم و برای دو ساعت محکم نشسته‌بودم و پلک نمی‌زدم... این نمایش خیلی قوی هست و خیلی سنگین... انقدر که آوار می‌شه سر تماشاچی! ضربه می‌زنه، مثل طوفان بی‌وقفه.

بدون تردید می‌گم که این کار بهترین و تکان‌دهنده‌ترین کاری است که تا امروز دیدم و از دو سال پیش لحظه‌شماری می‌کردم که باز هم اجرا شه. این هفته برای سومین بار می‌رم ببینمش.

سپاس از ایمان اسکندری، حمید رحیمی و تمام بچه‌های گروه. و البته توماج دانش بهزادی که نمی‌شه انتخاب کرد او بکمان بهتری (بهتر؟ درمانده‌تر!) بود یا حمید رحیمی.
توی تاتر های اخیر کدوم رو دید؟از کدوم خوشتون اومده؟ میخوام متوجه شم با اینهمه تعریفی که کردید از این تاتر،سلیقتون نزدیک ب من هست ک برم ببینم یا نه...
۲۸ خرداد ۱۳۹۵
به دلایلی فرصت نکردم از تئاترهای اخیر اجراهای چندانی ببینم. آخرین کار خوبی که دیدم نگاهمان می کنند بود.

ولی این کار که اول بار سال ۹۳ دیدمش، هنوز با اختلاف جزء بهترین به یاد ماندنی‌ترین اجراهایی هست که دیدم.
۳۰ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخرین تئاتری که من با تمام وجود از دیدنش لذت بردم «بیرون پشت در» بود، پارسال همین موقع‌ها، سالن حافظ... پژواک اون کار تا مدت‌ها در ذهنم زمزمه می‌شد و با من همراه بود.

اما امشب تئاتر «نگاهمان می‌کنند» رو دیدم، در سالنی که نسبتا خالی بود و پشت سرم هم یک سلبریتی مثل یک تماشاگرنما بلند سرفه می‌کرد و پچ‌پچ می‌کرد و از کار مچ‌گیری می‌کرد، اما...

کار از دید من کارقوی و زیبایی بود، فرم و خط روایی داستان، بازی‌ها، متن... نه کلیشه‌ای بود و نه گیشه‌ای. انقدر دوستش داشتم که حتما دوباره می‌بینمش.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امین صدرنژاد
درباره نمایش هتلی ها i
اجرایی نسبتا خوب با متنی بسیار ضعیف! انتظار من بسیار بیشتر بود.

ضعیف به این دلیل که حضور آناهیتا همتی و سام کبودوند صرفا برای خنداندن تماشاگر است از مسخره کردن المان‌های دهه‌ی شصت (شلوار شش پیلی و اپل سر آستین و...)، و هیچ تأثیری بر روند داستان ندارد و البته نمی‌دانم اگر این دو کاراکتر در این نمایش نبودند آیا این اجرا بازهم چنین بازخورد مثبتی در میان مخاطبان داشت؟ به گمانم نه.

---خطر لو رفتن ---

ضعیف به این دلیل که شخصیت اصلی داستان از اینکه ۲۴ سال از پدر خود خبر نداشته عذاب وجدان ندارد، اما عذاب وجدان شکستن دل دختری در ۹ سالگی‌اش او را رها نمی‌کند! حال آنکه گناه این دل شکستن نیز بیشتر بر دوش کس دیگری است!

ضعیف به این دلیل که در اوج داستان و گریه‌ی نقش اصلی، مخاطب او مثل ربات می‌گوید «برو، همه رفتن تو هم برو». یعنی تمام روضه‌هایی که خوانده ... دیدن ادامه » شد و نقش اول به گریه افتاد و تماشاچیان متأثر شدند، حتی آنقدر بر روی مخاطب نقش اصلی تأثیر نداشت!؟

ضعیف به این دلیل که موی کاراکتر مادر -که به شدت و به صورتی اغراق‌شده و شعارزده مومن شده‌است- از روسری بیرون است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امین صدرنژاد
درباره نمایش دژاوو i
چهار بازیگر فوق العاده عالی، صحنه و لباس و موسیقی و اجرای بسیار عالی...

ولی نمایشنامه ای به شدت خسته کننده و قابل پیش بینی و شاید تا حدی سطحی با ریتمی بی نهایت کُند!

در جاهایی از اجرا که خودم و اطرافیانم کاملا خسته شده بودیم به این فکر می کردم که همه چیز این اجرا فدای این نمایشنامه شد... حیف.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم تعریف‌های به شدت اغراق‌آمیز که در کامنت‌ها دیده می‌شه و مقایسه‌ی تعداد رأی‌های «دوست داشتم» و «دوست نداشتم» دقیقا به دلیل تفاوت ذائقه‌ی مخاطبان سالن‌های مرکز شهر و نیاوران هست.

به هر حال به نظرم اگر این کار با این قیمت و این کیفیت در مثلا تئاتر شهر برگزار می‌شد، نظرها یه مقدار متفاوت بود.

(منظورم توهین به هیچ مخاطبی نیست و انتظار این رو هم دارم که بعد این کامنت یک مقدار مورد حمله قرار بگیرم)
خیر دوست عزیز
در اجرای تئاتر شهر نیز نظرات به همین منوال بوده است:
http://www.tiwall.com/theater/molaghatbano
۰۳ خرداد ۱۳۹۴
اشتباه فکر میکنی عزیز جان
۰۳ خرداد ۱۳۹۴
خب اجراهای زیادی در نیاوران تا حالا وجود داشته با بازیگرهای مطرح تر و موضوعات عامه پسند تر اما چرا اون دوستان برای اولین بار بوده که میومدن تیاتر تو نیاوران جای سوال داره؟
البته من همیشه خوشحال میشم حتا از حضور همون دوستانی که با بچه کوچیک میان تیاتر، ... دیدن ادامه » همین که تلاش میکنن جای خوشحالیه، من حتا تو شرکت خودمون هم موفق نشدم کسی و اهل دیدن تیاتر کنم و دو سه تا تیاتری هم که با هم رفتیم بیشتر نظرشون رو منفی کرد :((
۰۴ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من گزینه‌ی دوست داشتم رو انتخاب کردم ولی...

نمایشنامه به نظرم فوق‌العاده بود و من رو تا حدی یاد فیلم نیمروز* با بازی گری کوپر انداخت. گروه هم خیلی خیـــــــــــــــــلی زحمت کشیده بودن.

ولی چیزی که باهاش مشکل داشتم فرم اجرای نمایشنامه بود. این نمایشنامه ظرفیت این رو داشت که تک‌تک بیننده‌ها رو به گریه بندازه، ولی براش فرمی فانتزی و بعضی جاها کمدی انتخاب شده بود که این منو اذیت می‌کرد. مثلا فرض کنید قرار باشه یک مرثیه به صورت طنز اجرا شه یا اصلا نمایش مرگ فروشنده به صورت طنز اجرا شه!

در کنار این‌ها دوست داشتم از صدای خانمی که گلاه گیس شرابی (اگه درست دیده باشم) به سر داشتن یاد کنم که بی‌نظیر بود!

*High Noon
رومینا خلج هدایتی، سین الف و لیلى شجاعى این را خواندند
الهه الف این را دوست دارد
موافقم باهاتون. متن خیلی خوب بود ولی اجرا به کار ضربه زده بود. منم قبلا راجع به نمایش نوشتم.
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴
من فکر نکنم که اصل نمایشنامه اصلا به فرم تراژدی و با هدف گریه انداختن مخاطب باشه!!...اتفاقا قشنگیش به همین بود که بدون اینکه تلاشی برای به گریه انداختن مخاطب بکنه، اشک تو چشمات میاورد!!..من که خودم تو صحنه لی لی کردن کلارا، کلی اشک ریختم!
۰۲ خرداد ۱۳۹۴
ولی من فکر می کنم که اصل نمایشنامه کاملا به صورت تراژیک بوده و در قالب طنز بسیار سطحی شد.

[نمی دونم دیدید یا نه ولی] مثلا مقایسه کنید با همون فیلم نیمروز یا مرگ فروشنده. (این دو مثال دم دست هست که همون ابتدا به ذهنم رسید)
۰۳ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه کار خوب، ساده و آبرومند که تعادل مناسبی رو بین دلپذیر بودن و فلسفی بودن برقرار کرده... نه خنده‌دار بودنش از روی لودگیه، و نه فلسفی بودنش خیلی عمیقه

دست آخر برای گذروندن یه عصر بهاری به شدت توصیه می‌کنم

و ضمنا

Bahram Afshari ROCKS! :D
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امین صدرنژاد
درباره نمایش بیرون پشت در i
برای این نمایش، یک بار واقعا کم بود! نمایشی پر محتوا، پر از ایده و سرشار از خلاقیت در فرم و اجرا... ناراحتم از اینکه تمدید نشد و واقعا امیدوارم باز هم روی صحنه بره.

الان سه چهار روزه که بسیار میاد تو فکرم... جاهای مختلفش، از سرهنگی که جامعه رو می چرخوند (با فیلم گرفتن، سانسور کردن، نماد قرار دادن...)، تا جامعه ای که اسیر مصرف، توهم خوشبختی و واقعیات ساختگی شده بود، تا بکمانی که هر چه از ابتدای نمایش پیش می رفت از تخیلاتش دور می شد و با واقعیت روبرو، و این سفرش با تغییر سخن و لحن او (از اون حالت اغراق شده که کلمات رو کشیده ادا می کرد به حالتی طبیعی ولی اندوهگین) دیده می شد...
خیلی تجربه خوبی بود فقط چرا انقدر سالن خلوت بود!!
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
شبی که ما رفتیم اتفاقا پر بود سالن
۱۷ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب بود. دمتون گرم و خسته نباشید.
فاطمه و غزاله کهن دل این را خواندند
آریان رضائی و فهیمه تردست این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امین صدرنژاد
درباره نمایش خانه.وا.ده i
علاوه بر اجرا، تأکید بر کلیشه‌ها، فرم و بازی‌های عالی تمام بازیگران، دلم خواست از چهره‌پردازی این کار هم تعریف کنم چون به نظرم بی‌نظیر بود.
من این کار رو دیدم و واقعا بازی‌ها، فضاسازی، تعلیق و... عالی بودند، خصوصا بازی‌ها!

ولی اینجا رأی دادم که دوست نداشتم. چون به نظرم اومد که کار می‌تونست بهتر باشه و متأسفانه هر چقدر که به آخر اجرا نزدیک می‌شدیم حس می‌کردم (در کنار بالا رفتن هیجان) کار داره سرسری و عجله‌ای می‌شه!

دوست داشتم روی اعدام سروه کمی بیشتر تأکید شه، و اون دیالوگ سروه و کالون که با صدای بلند آهنگ به سختی حرفاشون شنیده می‌شد! کم و بیش فقط شنیدم «من هر روز دارم می‌سوزم. چرا اینا رو به من می‌گی. من دوستت داشتم!»
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امین صدرنژاد
درباره نمایش آخرین نامه i
دیدن این تئاتر رو بسیــــــــــــــــار پیشنهاد می کنم.

در عین سادگی موضوع، تعلیق و شخصیت پردازی و بازی هر سه بازیگر فوق العاده بود.
یه سوال!از خود تاتر شهر هم میشه بلیط گرفت؟!یا فقط از تیوال؟!
۰۷ خرداد ۱۳۹۳
بله میشه.
۰۷ خرداد ۱۳۹۳
سلام خانم انصاری. برای این نمایش میتونید به جز تیوال، از طریق سایت gishetheater.ir خرید اینترنتی داشته باشید و یا با مراجعه به گیشه، حضورا" بلیط تهیه کنید.
۰۷ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید