پردیس تئاتر شهرزادقصه هزار و یک شب شهرزادگویند که شهرزاد دخترک زیبا روی ایرانی، هزار و یکشب حکایت گفت تا پادشاه سنگدل را از کشتن باز داشت. او به جادوی هنرآن کرد که باید و آن شد که شد، دشنه را مبدل کرد به قلم. حال ما در پردیس تئاتر شهرزاد، می خواهیم هزار و یکشب خود را بسازیم. به جادوی، هفت هنر. می خواهیم قصه بخوانیم،شاعری کنیم، نوای موسیقی را به آسمان برسانیم، فیلم روی پرده ی نقره ای بیندازیم، نمایشنامه بخوانیم، عروسک ها را از جعبه ی خیمه شب بازی بیرون بیاوریم و...
و همه ی اینها میسر خواهد شد تنها به جادوی عشق؛ عشق ما و شما به هنر. به زودی با هم حکایت ها خواهیم گفت در هزار و یک شب شهرزاد ...
گزارش تصویری نمایشگاه در ستایش زندگی در بزرگداشت عباس کیارستمیکیارستمی ویژگی ای دارد که بیش از هرچیز به امضای تصویری او نزدیک است وآن را میشود به نمای عمومی عالم هستی تعبیر کرد. صدای حرف زدن کاراکترها درپیش زمینه می ماند و تداعی کننده قابهای شبیه لانگ شات کتابهای کمیک به همراه حباب های دیالوگ است.
کیارستمی علاوه بر سینما در کارهای دیگر هنری از جمله شعر، عکاسی، چیدمان، موسیقی، طراحی گرافیک، طراحی و نقاشی نیز فعال بود.
کیارستمی در سال ۱۳۱۹ در تهران به دنیا آمد. در مدرسهٔ جم در قلهک با آیدین آغداشلو همدرس شد. نخستین تجربهٔ هنری او نقاشی بود. او این هنر را تا پایان دوران نوجوانی همچنان ادامه داد تا آنجا که در سن ۱۸ سالگی توانست در یک مسابقهٔ نقاشی برندهٔ جایزه شود. وی اندکی پس از این کامیابی در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد. او در دانشگاه بیشتر به فراگیری نقاشی و طراحی گرافیک پرداخت و در هنگام تحصیل برای تأمین هزینههای زندگی به عنوان پلیس راهنمایی رانندگی مشغول به کار شد. کیارستمی از سال ۱۳۴۰ یعنی در دهه ۱۹۶۰ به عنوان نقاش تبلیغاتی در آتلیه ۷ و یکی دو مؤسسهٔ دیگر به کار طراحی جلد کتاب، پوستر و آگهیهای بازرگانی پرداخت، و بعدها به «تبلی فیلم» رفت. از سال ۱۳۴۶ در سازمان تبلیغاتی نگاره به طراحی و ساختن تیتراژ فیلم پرداخت که نخستین آنها تیتراژ فیلم وسوسهٔ شیطان ساختهٔ محمد زرین دست بود. طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلمهای قیصر و رضا موتوری ساختهٔ مسعود کیمیایی را او انجام داد. مدتی بعد به دعوت فیروز شیروانلو، که مسئولیت «امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را داشت به کانون رفت و در سال ۱۳۴۹ فیلم کوتاه نان و کوچه را ساخت. در سال ۱۳۵۱ فیلم زنگ تفریح را ساخت و با ساخت فیلم مسافر در سال ۱۳۵۳ مطرح شد. او در سینمای بعد از انقلاب پایهگذار سینمایی شد که تا به حال فیلمسازان زیادی پیرو این نوع سینما، فیلم ساخته و مطرح شدهاند. عباس کیارستمی با فیلم طعم گیلاس در سال ۱۹۹۷ جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن را هم از آن خود کردهاست.

کیارستمی از ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۶ روی هم رفته ۱۵۰ آگهی بازرگانی برای تلویزیون ایران ساخت. او تا پایان دههٔ ۱۹۶۰ آگهی آغاز فیلمهایی همچون قیصر ساختهٔ مسعود کیمیایی و طرح کتابهای کودکان را انجام داد.
تیتراژ و طراحی پوستر
به همین سادگی و یک حبه قند دو فیلم ساخته رضا میرکریمی بود که تیتراژ آن به خط عباس کیارستمی نوشته و پوستر آن را نیز او طراحی کرده بود. طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلمهای قیصر و رضا موتوری هر دو ساختهٔ مسعود کیمیایی نیز از دیگر اثرهای کیارستمی در طراحی بود.




عکاسی
نمایشگاههای عکس کیارستمی در ایتالیا، انگلیس، ژاپن، چین و موزه هنرهای معاصر تهران برپا شده است. در حراجی کریستی دبی به تاریخ ۱ مه ۲۰۰۸ میلادی، عکسی از کلکسیون عکسهای عباس کیارستمی به قیمت حدود ۱۳۰ هزار دلار فروخته شد در ادامه این کار نمایشگاه دیگری از آثار کیارستمی در موزه هنر شهر امپراتوری، در قلب پکن برگزار شد. همچنین او دو نمایشگاه عکس در گالری گلستان برگزار کرد. همچنین کیارستمی پوستر اصلی یازدهمین جشن بزرگ سینمای ایران را طراحی کرد. کیارستمی در این پوستر، با استفاده از نماد دو درخت در امتداد عدد یازده و المانهای سینمایی در پسزمینه سفید، به نوعی طراوت، رشد و بالندگی سینمای ایران را مورد توجه قرار داده بود.
موسیقی
کیارستمی رهبری دو گروه اپرا را نیز در شهرهای پاریس و لندن به عهده داشت. او سابقه اجرای موفقیت آمیز <اپرا زنها همگی همان جورند> در جشنواره هنری فرانسه را در کارنامه خود دارد. همچنین عباس کیارستمی طراحی دکور صحنه، طراحی پوستر، بروشور و بلیتهای کنسرتهای مشکاتیان را انجام داده است.

او در تیرماه سال ۱۳۹۵ برای درمان راهیِ فرانسه شد و سرانجام روز ۱۴ تیر در یکی از بیمارستانهای فرانسه درگذشت. پیکر او ۲۰ تیرماه ۱۳۹۵ در لواسان به خاک سپرده شد.
خانه ی هنرمندان ایران از اول تیرماه میزبان آثار گرافیک عباس کیارستمی تحت عنوان «در ستایش زندگی»می باشد. نمایش آثار گرافیک عباس کیارستمی تا چهارشنبه 14 تیرماه در خانه هنرمندان ایران ادامه دارد.
در این نمایشگاه، ۴۳ اثر شامل پوستر، روی جلد کتاب و CD، نشانه و نشانهنوشته، طراحی تیتراژ و عکس بهنمایش گذاشته میشود که بخش کوچکی از آثار طراحی گرافیک او هستند.
رونمایی از کتاب «در ستایش زندگی عباس کیارستمی»، دستاورد دیگر این مراسم، حاصل گفتوگوی امیر اثباتی و محمودرضا بهمنپور با عباس کیارستمی در مدرسه ویژه در ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ است که همراه آثار گرافیک او، به کوشش امرالله فرهادی در ۱۳۲ صفحه گردآوری شده و توسط انتشارات ویژهنگار و با همکاری انتشارات نظر منتشر میشود.

به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران مراسم نکوداشت عباس کیارستمی دوشنبه ۱۲ تیر ساعت ۱۷:۳۰ در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
در این مراسم بهمن فرمانآرا، ابراهیم فروزش، محمدرضا اصلانی، رضا کیانیان، حبیب رضایی، جابر قاسمعلی و.. درباره آثار هنری و شخصیت عباس کیارستمی سخنرانی خواهند کرد.در این مراسم همچنین مستند ۱۶ دقیقهای «مرا به خانه ببر» اثر عباس کیارستمی برای نخستین بار به نمایش درخواهد آمد، پس از آن نیز یک اپیزود از مجموعهی ۲۴ فریم برای حاضران نمایش داده میشود.نمایش چندین کلیپ از عباس کیارستمی و آثارش و همچنین صحبتهای مشاهیر جهان درباره عباس کیارستمی از دیگر بخشهای این مراسم است.
علاقه مندان برای حضور در این مراسم میتوانند دوشنبه ۱۲ تیر از ساعت ۱۷:۳۰ به سالن شهناز خانه هنرمندان ایران مراجعه فرمایند.

سومین شماره از نشریه «نقد هنر» ویژه بهار ۹۶ منتشر شد."داریو فو" موضوع تازهترین شماره از نشریهی "نقد هنر"سومین شماره از نشریهی فرهنگی-هنری «نقد هنر» ویژهی بهار ۹۶ با پروندهای برای داریو فو؛ کارگردان و طنزپرداز برندهی جایزهی نوبل؛ منتشر شد.
داریو فو، هنرمندی طناز، منتقدی جسور و اصلاحگری کاردان بود. فو در تمام آثارش تنها به بیان دردها بسنده نمیکرد بلکه پیشنهادهایی برای برون رفت از معضلات را پیش پای مخاطبانش میگذاشت.
وقتی داریو فو در سال ۱۹۷۵ ، برای اولین بار نامزد دریافت جایزهی نوبل ادبیات شد، این انتخاب را اتفاقی پوچ دانست و گفت: «همه میدانند که چقدر از سر خم کردن یا زانو زدن در برابر هر کسی ولو برای دریافت جایزه متنفرم. این جایزهی نوبل هم برای خودش یک کمدی است. وقتی سیاستمداران، افسران پلیس و مقامات کشورم بشنوند که جایزه به من تعلق گرفته، میتوانم قیافهشان را تصور کنم. از خدایشان است که من را به هر نحوی ساکت کنند و به دستانم دستبند بزنند. حالا هم نامزد شدن در این جایزه!» فو در آن سال برندهی جایزهی نوبل نشد اما دو سال بعد و در سال ۱۹۷۷ نام او بهعنوان برگزیدهی جایزهی نوبل ادبیات اعلام شد و او نیز جایزهاش را همراه با ایراد نطقی همچون اجرای نمایش تک نفره در آکادمی سوئد دریافت کرد.
در سومین شماره از نشریهی فرهنگی-هنری «نقد هنر» ترجمهی کامل متن خطابهی فو در مراسم جایزه نوبل ادبیات آورده شده است. فو دربارهی سخنرانی در آکادمی سوئد گفته است: «بیشک، سخنرانی من خندهدارترین، کمدیترین و تئاتریترین سخنرانیای بود که در آکادمی سوئد انجام شد.»
گرچه در گسترهی تئاتر جهان، فو را یک نمایشنامهنویس، بازیگر و کارگردان طنزپرداز میشناسند اما او در موطن خودش، پیشهی دیگری هم داشت: نقاش. او همیشه دوست داشت هنر نقاشیاش بیشتر از هنر تئاترش مورد توجه قرار گیرد؛ هرچند این خواستهاش هیچگاه محقق نشد. سومین شماره از «نقد هنر» در مقالهای با عنوان«فـو، نقاشِ نویسنده، بازیگر مجسمهساز» به این بُعد از هنر فو پرداخته است.
نمیتوان از فو، سخن گفت و به همراه، همکار و یاور همیشگی او در هنر تئاتر اشاره نکرد. فو همیشه موفقیتش را مدیون همسرش؛ فرانکا رامه؛ میدانست. رامه در مقدمهای که برای نمایشنامهی «حساب پرداخت نمیشه!» نوشت، تاریخچهای کامل از روند فعالیتهایشان و تغییر مسیر جریان تئاتریشان ارائه کرده است. ترجمهی این متن با عنوان «فقط کوتهاندیشان تئاتر فو را آسان میپندارند» در شمارهی سوم نشریهی «نقد هنر» آورده شده است.
در ایران، کارگردانان بسیاری به آثار فو پرداختهاند که از برجستهترین آنها میتوان به هادی عامل هاشمی و مرحوم مصطفی عبداللهی اشاره کرد. هادی عاملهاشمی در این شماره از «نقد هنر» در یادداشتی کوتاه با عنوان «فو، کلهخر دوستداشتنی» از چرایی علاقهاش به این طنزپرداز ایتالیایی گفته است.
همچنین میکاییل شهرستانی؛ بازیگر و کارگردان تئاتر؛ که در نمایش مصطفی عبداللهی با عنوان «مرگ تصادفی یک آنارشیست» نوشتهی فو، حضور داشت، خاطرهی خود را از این تجربه در یادداشتی با عنوان «به بهانهی مصلحتاندیشی، سر، خم نکنیم» مرقوم داشته است.
از پژوهشگران و محققان برجستهای که عمرش را در راه معرفی و بررسی آثار فو صرف کرده، «آنتونیو سودری» استاد دپارتمان هنر ایتالیا در دانشگاه ترومن آمریکاست. مقالهای تحلیلی او با عنوان «داریو فو، جانوران و دلقکهای درباری» در این شماره از «نقد هنر» دریچهای تازه را برای علاقهمندان آثار فو باز میکند.
گفتوگویی صمیمی با فو، بررسی شیوهی نویسندگی فو، کنکاشی در تئاتر سیاسی فو و خطابهی جاکوپو فو- پسر داریو فو- در مراسم خاکسپاری پدرش، از دیگر مطالب سومین شماره از «نقد هنر» است.
دوماهنامه فرهنگی-هنری «نقد هنر» به صاحبامتیازی و مدیر مسئولی سارا منصوری و سردبیری حمیدرضا قنبری ویژه بهار ۹۶ با قیمت ۵۰۰۰ تومان منتشر و از کتابفروشیهای معتبر قابل تهیه است.
«گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۱۳۵۷» کتابی پژوهشی به نویسندگی روحالله جعفری درمورد دورهای درخشان از تئاتر ایران است.گروه هنر ملی با تئاتر ایران چه کرد؟ عباس جوانمرد از دل رکودِ بعداز کودتا تئاتر غیرحکومتی را بیرون کشید. متن علی حاتمی پای تلهتئاتر را به تلویزیون باز کرد.
گروه هنر ملی به سرپرستی عباس جوانمرد که آغازگر بخشی از جریانهای نوین نمایش ایرانی بوده در این کتاب مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، تولید اولین تلهتئاتر و ۳ دهه فعالیت مستمر ازجمله افتخاراتی است که به نام گروه هنر ملی ثبتشده و روحالله جعفری، نویسنده کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان» در این پژوهش مفصل از آنها یادکرده است.
در گفتگو با جعفری، درباره پروسه این پژوهش، نکاتی که روی آنها دست گذاشته، گفتگویش با چهرههای برجسته گروه هنر ملی و دشواریهایی که درراه این پژوهش ۱۲ ساله داشته، گفتیم و شنیدیم.
روحالله جعفری، درباره آغاز پروسه پژوهش کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۱۳۵۷» که در دوازدهمین مجموعه تئاتر ایران در گذر زمان در انتشارات افراز منتشر شده است، گفت: «سال ۸۲ وقتی وارد دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی شدم، از همان ابتدا به دنبال موضوعی برای پژوهش به عنوان پایاننامه این مقطع از تحصیلم بودم. برای من جریانهایی که در دورههای پیشین موفق بودند و باعث شکل گرفتن نمایش ملی ما در ادوار گذشته شدند، موضوعی جذاب بود. عدهای از این هنرمندان و گروهها توانسته بودند جریانساز شوند و اتفاقهای مفید و قابل قبولی را برای بدنه تئاتر ایران به ارمغان بیاورند و من به دنبال شناسایی، کشف و رسیدن به تحلیل این چیستی و چرایی هنر آنها و تأثیری که از خود به جای گذاشتند، بودم. در ضمن، به دنبال پیدا کردن این سؤال بودم که راز موفقیت آنها در حفظ و نگه داشتن گروههای نمایشی (به عنوان مثال: گروه هنر ملی)، آنهم برای بیش از دو دهه چه بوده است.»
جعفری ادامه داد: «وقتی با پژوهش، پاسخ این سوال را یافتم، آن وقت به عنوان یک مدل میتوانستم آن را به زمان معاصر پیوند دهم و به دنبال این باشم که چرا گروهها و جریانهای هنری، آنهم از جنس نمایشی، نمیتوانند عمر طولانی و مفیدی داشته باشند؟ و بعد از مدتی کوتاه از ادامه فعالیت بازمیمانند و مضمحل میشوند. با توجه به بررسی اولیهام در این پژوهش، متوجه شدم که یکی از این گروههایی که در دهههای گذشته، تأثیر بهسزایی در پیشرفت هنر نمایش ایرانی داشته، گروهی بوده به اسم «هنر ملی» به سرپرستی استاد عباس جوانمرد که در سه دهه ۳۰، ۴۰ و ۵۰ شمسی با صلابت به کار خود ادامه داده است و با مطالعهای که کردم، به سمت شناسایی این مهم رفتم.»
این منتقد و پژوهشگر تئاتر با بیان اینکه ابتدا جستوجو کرده تا کشف کند که چه اسناد و مدارک و چه صحبتهایی از این گروه به جا مانده که بتواند به آنها رجوع کند، گفت: «با بررسی کتابهای مختصری که درباره تاریخ تئاتر ایران نوشته شده و مطالب محدودی که در این حوزه وجود داشت، متوجه شدم با اطلاعات ناچیزی درباره فعالیتها، اجراها و برنامههای گروه هنر ملی که تقریباً نزدیک به صفر است، روبهرو هستم؛ چراکه فرهنگ ما فرهنگی شفاهی است و در دل تاریخ، از یک جایی به بعد، نسبت به مکتوب کردن اطلاعات و کتابت آنها بیتوجه بودهایم و این غفلت برای ما و در همه ابعاد، جبرانناپذیر بوده است. لذا تا زمانی که شروع به این پژوهش کردم، نگاه پُرعمق و سیستماتیکی به فعالیتهای گروه هنر ملی نشده بود.»
جعفری با اشاره به این نکته که زمانی که این پژوهش را آغاز کرده، عباس جوانمرد و همسرش نصرت پرتوی در کانادا بودند و عملاً دیدار حضوری با آنها برایش ممکن نبوده است، گفت: «تصمیم گرفتم کار جمعآوری اطلاعات را در دو حوزه به صورت کتابخانهای و انجام مصاحبه با اعضای گروه هنر ملی دنبال کنم. در این زمینه به اکثر کتابخانههایی که آرشیو مجلات و روزنامههای قبل از انقلاب در آنها موجود بود، مراجعه کردم. زمان زیادی نزدیک دو الی سه سال به صورت مستمر به کتابخانههای مختلف میرفتم و ساعتهای طولانی، دورهها و مُجلّدهای مختلف را مطالعه میکردم تا بتوانم مطلبی درباره این گروه پیدا کنم.»
این استاد دانشگاه، بخش دیگر از کارش در این پژوهش را شناسایی افرادی دانست که در گروه هنر ملی عضو بودند، و آن را همزمان با پژوهش کتابخانهای که انجام داده است، دانست و گفت: «زمانی که من شروع به این تحقیق کردم، عدهای از هنرمندان عضو این گروه، فوت کرده بودند. برای این پیدا کردن اعضای گروه، زمان زیادی صرف کردم، چون هرکدام در یک گوشهای از ایران و جهان بودند. به عنوان مثال، استاد عباس جوانمرد و همسرش نصرت پرتوی در کانادا بودند، محمود دولتآبادی در تهران به سر میبرد، کامران نوزاد و همسرش آذر فخر در امریکا بودند و... بنابراین، زمان زیادی صرف شد تا به صورت حضوری و یا تلفنی سوالهایم را با آنها در میان بگذارم و مصاحبهها، یکی پس از دیگری انجام شد. البته مُجاب کردن افراد برای مصاحبه هم خود پروسهای طولانی داشت، ولی خوشبختانه وقتی از نیّت کار مطلع میشدند، همکاری صمیمانهای با من کردند و در همین جا از تمامی عزیزانی که در طی این سالها پاسخگوی سؤالهای من بودند، تشکر میکنم.»
جعفری، استاد عباس جوانمرد را آغازگر بخشی از جریانهای نوین نمایش ایرانی خواند و با اشاره به ساعتها گفتوگوی تلفنی خود با او و همسرش نصرت پرتوی، گفت: «بعد از مدتی تصمیم گرفتم سؤالهایم را مکتوب کنم و برای استاد جوانمرد بفرستم که حدود ۲۰۰ صفحه و بیش از ۸۰۰ سؤال طرح شد که با پست به کانادا برای ایشان فرستادم و وقتی هم به ایران آمدند، به صورت رودررو صحبت کردیم و سؤالهای دیگرم را پرسیدم. همزمان اعضای دیگر گروه هنر ملی را شناسایی و با آنها گفتوگو کردم و سعی کردم تجربههای نظری و عملی این هنرمندان را در این پژوهش و در کتاب منتقل کنم.»
این نمایشنامهنویس و کارگردان با بیان اینکه بهطور همزمان، کار کتابخانهای، یعنی خواندن و مطالعه نقدها و یادداشتها و جمعآوری آنها را توأمان با انجام گفتوگوها درباره فعالیتهای گروه انجام داده است، گفت: «اگر غیر از این میبود، کفهی دیگر این ترازو، یعنی رسیدن به چشمانداز روشنی از فعالیتها و تأثیر این گروه بر تئاتر معاصر ایران، نمیتوانست آن سنگینی و وجاهت لازم را داشه باشد. وقتی ابعاد این پژوهش تا حدودی برایم شکل گرفت، از قبل مؤمنتر بر این مسأله شدم که موضوعِ پژوهشیِ مناسبی را دستمایه کار قرار دادهام. چرا؟ چون گروه هنر ملی بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به عنوان اولین گروه نمایشی، توانسته بود به صورت غیردولتی و غیرحکومتی، به احیای تئاتر در ایران بپردازد و از سال ۱۳۳۵، شکل رسمی به خود گرفته و اعلام موجودیت کند. این گروه با اجرای نمایش تکپردهای «محلل»، نوشته و به کارگردانی استاد عباس جوانمرد، خود را به جامعه فرهنگی و هنری و نمایشی آن زمان معرفی میکند. لذا گروه هنر ملی توانسته با ایمان به کاری که داشته، یعنی معرفی فرهنگ و هنری که برآمده از آداب و رسوم و ارزشها و اخلاق و اعتقادات مردم جامعه خود است، شروع به کار کند؛ پس این مسألهی مهمی است که در آن فضای اختناق که حاکم بر جامعه بوده، یک گروه غیردولتی بتواند شکل بگیرد و بخشی از جریان تئاتر ایران را به درستی به مردم و مهمتر به دنیا برای اولینبار معرفی کند و سه دهه با صلابت به کارش ادامه دهد.»
جعفری به این موضوع اشاره کرد که «مسأله دیگری که باعث شد متوجه شوم، موضوع پژوهشام را درست انتخاب کردهام، این بود که گروه هنر ملی برای اولینبار تعدادی از جریانهای نوین نمایشی را در ایران پایهگذاری کرده است» و ادامه داد: «گروه هنر ملی برای اولینبار در سال ۱۹۶۰ میلادی (۱۳۳۹ شمسی)، نمایش «بلبل سرگشته» را به عنوان یک نمایش ایرانی در دنیا معرفی میکند و موفق میشود آن را در فستیوال بینالمللی تئاتر ملل در تئاتر «سارا برنار» اجرا کند. این گروه در سال ۱۹۶۵ میلادی هم نمایشهای «غروب در دیاری غریب»، «قصه ماه پنهان» (هر دو نوشته بهرام بیضایی) و «آلونک» (نوشته کوروس سلحشور) که هر سه را استاد جوانمرد کارگردانی کرده، برای بار دوم در همان فستیوال و در همان سالن اجرا میکند و فرنگیها را بیش از پیش با شکلی دیگر از نمایشهای ایرانی آشنا میکند. این دستاورد بزرگی برای تئاتر ایران است که به نام گروه هنر ملی در تاریخ ثبت شده است.»
کارگردان نمایش «من چه جوری ممکنه یه پرنده باشم؟» ادامه داد: «تازه بعد از این در نیمه دوم دهه ۴۰ است که گروههایی مثل کارگاه نمایش، به کارگردانی آربی اوانسیان به فستیوالهای مختلف دعوت میشوند.»
بعد از کودتا جریانهای فرهنگی، هنری و اجتماعی به رکود و سکون و انجماد رسیده بودند و گروه هنر ملی اولین جرقه تئاتر غیردولتی و غیرحکومتی پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را برای احیای تئاتر در ایران زد.
او یادآور شد: «در این پژوهش، اولین جرقه تئاتر غیردولتی و غیرحکومتی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، راجع به احیای تئاتر در ایران، مورد کنکاش قرار گرفته است. از پس این جرقه، بارقههای امیدآور دیگری در آپارتمان شاهین سرکیسیان، بانی اصلی گروه (که پس از سه سال نام «گروه هنر ملی» را در سال ۱۳۳۵ برای خود انتخاب کرد) ظهور کرد. بعد از کودتا، جریانهای فرهنگی، هنری و اجتماعی به رکود و سکون و انجماد رسیده بودند. عدهای که جستجوگر و پرسشگر بودند، متوجه میشوند فردی به نام شاهین سرکیسیان در ایران است و او را پیدا میکنند و به آپارتمانش میروند و سه سال در همان آپارتمان، روی متون ترجمهشده فرنگی، کار و مطالعه میکنند. آنها بعد از سه سال در بزنگاهی تصمیم میگیرند که رأیگیری کنند تا نمایش ایرانی کار کنند یا نمایش فرنگی؟ در نهایت، افراد حاضر در آن آپارتمان، رأی به کار روی متون و نمایشهای ایرانی میدهند و از آنجا پایه اولیه گروه هنر ملی شکل میگیرد.»
جعفری درباره یکی دیگر از ابعادی که در این پژوهش به آن پرداخته است، گفت: «سرآغاز شکلگیری اندیشه نمایش ملی ایران با نگارش نمایش تکپردهای «محلل» بهوسیله عباس جوانمرد و به کارگردانی خود او در باشگاه دانشگاه تهران بوده که از اهمیت بسیاری برخوردار است.»
او آنچه در بررسی این پژوهش در نظر گرفته است را چنین شرح داد: «این پژوهش شامل چگونگی روند رو به رشد حرکت گروه هنر ملی در عرصه هنر نمایش است که بسیاری از جریانهای هنری را آغاز کرده و فرصت بهکارگیری آن را برای دیگر فعالان هنرهای نمایشی فراهم کرده است. این گروه، اولینبار بعد از کودتا، با اجرای سه نمایش تکپردهای «محلل»، «مردهخورها» و «افعی طلایی» در سال ۱۳۳۶ با همکاری اداره کل هنرهای زیبا و شرکت نفت، عازم مناطق نفتخیز میشود و باعث آشنایی مردم شهرستانی با هنر نمایش ایرانی میشود؛ این اتفاق مبارکی برای تئاتر ایران است، چراکه بعد از کودتا که چراغ هنر نمایش ایران رو به خاموشی و افول رفته بود، در سال ۱۳۳۶ بهوسیله این گروه، یکبار دیگر روشن شده و جانی تازه به خود میگیرد.»
کارگردان نمایش «تماشاچی محکوم به اعدام» خاطرنشان کرد: «گروه هنر ملی در سال ۱۳۴۲ با اجرای نمایش «پهلوان اکبر میمیرد» نوشته بهرام بیضایی و به کارگردانی استاد جوانمرد، با توفیقی که در جذب تماشاگران مشتاق به دیدن آثار نمایش ملی، در جشنواره نمایشهای ایرانی که به مناسبت افتتاح تالار دولتی ۲۵ شهریور، راهاندازی شده بود، به دست آورد، توانست اولین گروهی باشد که بعد از جشنواره به اجرای عمومی این برنامه بپردازد. اهمیت اجرای خلاقانه این نمایش، در موضوع آن و نگاه نقادانهای است که نسبت به شرایط حاکمیت وقت دارد و کارگردانی آن نیز مثالزدنی بوده است.»
عباس جوانمرد اولین نمایش تلویزیونی را با نام «شهر آفتاب، مهتاب» نوشته علی حاتمی ضبط میکند و این اولین تله تئاتری است که از تلویزیون ملی ایران پخش شده و موجب آشنایی مردم با هنر نمایش میشود.
جعفری، درباره تعداد دیگری از دستاوردهای گروه هنر ملی که برای اولینبار، به وسیله این گروه برای تئاتر ایران به ارمغان آمده است، گفت: «همزمان با افتتاح تلویزیون ملی ایران در سال ۱۳۴۶، عباس جوانمرد اولین نمایش تلویزیونی را با نام «شهر آفتاب مهتاب» نوشته علی حاتمی ضبط میکند و این اولین تلهتئاتری است که از تلویزیون ملی ایران پخش شده است و موجب آشنایی بیشتر مردم با هنر نمایش میشود. همچنین گروه هنر ملی برای گسترش دامنه کارهایش، ازجمله کارهای تجربیاش در سال۱۳۴۹، محل تمرین خود را در اداره برنامههای نمایش، تبدیل به سالنی به نام خانه نمایش گروه هنر ملی میکند که بعد از انقلاب، عبارت «هنر ملی» از آن حذف میشود. این اتفاقی بسیار مهم بوده که گروهی برای تجربه خود و یا ایجاد زمینه برای تجربه دیگر همکاران، محل تمرین خود را تبدیل به سالن نمایش میکند.»
او با بیان اینکه بهوسیله گروه هنر ملی است که بها دادن به نمایش ایرانی هویت پیدا میکند، خاطرنشان کرد: «نمایشنامهنویس ایرانی در آن زمان محدود بود، اما در سال ۱۳۳۹ با راهاندازی اجرای زنده نمایشهای تلویزیونی در تلویزیون ایران که به همت و پشتکار استاد عباس جوانمرد، این مهم به وقوع پیوست و تا سال ۱۳۴۵، هم ادامه پیدا کرد، این جریان توانست نویسندگان علاقهمند به نوشتن آثار دراماتیک را شناسایی و پرورش دهد و از این طریق، نمایشنامهنویسان زبردستی به عرصه هنرهای نمایشیِ ایران معرفی شدند، ازجمله بهرام بیضایی، نصرت پرتوی، کوروس سلحشور، ناصر شاهینپر، اکبر رادی، بیژن مفید، پرویز صیاد، علی نصیریان و... تک تک این نویسندگان، نمایشنامهنویسان تاثیرگذار دهههای بعد شدند که هنوز تعدادی از آنها با جدیّت کار خود را دنبال میکنند و این دستاورد بزرگی است که با ایجاد یک جریان و بسترسازی مناسب برای کشف و ظهور استعدادها، هم نویسنده و کارگردان و هم فعال نمایشی و هم مردم را به جریان نمایش، علاقهمند کرد. لذا برای اولین بار مردم از قاب تلویزیون با نمایشهای ایرانی و ترجمهشده، آشنا شدند.»
نویسنده کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۱۳۵۷» گفت: «سال ۱۳۵۲ گروه هنر ملی برای اولینبار به عنوان تنها نماینده ایران در فستیوال تئاتر جهان سوم که در شهر شیراز و در جنب هشتمین جشن هنر شیراز برگزار شد، با نمایشهای «غروب در دیار غریب» و «قصه ماه پنهان» شرکت میکند و بخشی دیگر از جریان نمایش ایران را به مخاطبان کشورهای آسیایی و اروپایی معرفی میکند.»
جعفری با ذکر برخی از فعالیتها و اقدامات مفیدی که گروه هنر ملی در تاریخ تئاتر معاصر ایران از خود به یادگار گذاشته، اظهار داشت: «اما در این سالها، متأسفانه خدمات وزین هنری و شایسته گروه هنر ملی به جریان تئاتر ایران، مورد غفلت قرار گرفته و به بوته فراموشی سپرده شده و این پژوهش میکوشد با معرفی و تجزیه و تحلیل تمامی فعالیتها و اقدامات و خدماتی که این گروه داشته، آن دیده نشدن را که طی این سالها به طور عمد و غیرعمد بوده، جبران کند و در این صورت است که میتوان از دستاوردهای گروه هنر ملی برای پیشرفت هنر نمایش ایران استفاده کرد.»
در گروه هنر ملی علاوه بر اینکه کار فرهنگی و هنری انجام میشد، انتقال نگاه سالم و منزّه و عقلانی و همچنین انتقاد از خود را نیز سرلوحه کار خود قرار میداد. در واقع، گروه از خود شروع میکند و با معنا بخشیدن به این که یک خانواده واحد است، گام آغازین را در این راه برمیدارد تا بتواند این نگاه را به جامعه هم منتقل کند. به عنوان مثال، بهزاد فراهانی و فهمیه رحیمنیا در همین گروه با همدیگر ازدواج میکنند و تشکیل خانواده میدهند.
این منتقد و پژوهشگر، در معرفی یکی دیگر از ابعاد این پژوهش، علاوه بر شناسایی و کشف و ثبت جریانهای تأثیرگذار گروه هنر ملی بر هنر نمایش ایران، گفت: «علاوه بر آنچه که ذکر آن رفت، باید اضافه کرد که چطور یک گروه میتواند طی سه دهه فعالیت، با خلاقیت، پشتکار، قدرت و صلابت به کار خود ادامه دهد. در حفظ و ادامه این راه، نگاه منزّه و به دور از آلودگی استاد جوانمرد، به عنوان سرپرست و کارگردان گروه و دیگر اعضا و همکاران آن نسبت به پدیده هنر و کشف چیستی و چرایی آن و اینکه نقش هنر نمایش در روشنگری افکار عمومی جامعه چیست، بسیار مهم است که از لابهلای گفتوگوها و مطالب جمعآوری شده، میتوان به تصویر درستی از این سؤال رسید. در گروه هنر ملی علاوه بر اینکه کار فرهنگی و هنری انجام میشد، انتقال نگاه سالم و منزّه و عقلانی و همچنین انتقاد از خود را نیز سرلوحه کار خود قرار میداد. در واقع، گروه از خود شروع میکند و با معنا بخشیدن به این که یک خانواده واحد است، گام آغازین را در این راه برمیدارد تا بتواند این نگاه را به جامعه هم منتقل کند. به عنوان مثال، بهزاد فراهانی و فهمیه رحیمنیا در همین گروه با همدیگر ازدواج میکنند و تشکیل خانواده میدهند. این مدل و نگاهی که استاد عباس جوانمرد در گروه دنبال میکند، نگاهی پاک و به دور از آلودگی به هنر است که میتوان به عنوان یک الگو برای حفظ کردن یک گروه از آن استفاده کرد.»
جعفری با اشاره به خطمشی اصلی گروه هنر ملی که منسجم نگه داشتن و ایجاد انگیزه برای کار و تولید کالای فرهنگی بین اعضای آن و در قالب هویت دادن به گروه است، گفت: «امروز تئاتر ما با این آسیب روبرو است که گروهها فقط به معنای یک اسم و یک لوگو هویت دارند و نه بیشتر، و در طول ماه و سال نمیبینید که اعضای آن گروه کنار هم باشند؛ پس در بهترین شرایط، فقط اثری روی صحنه میآورند، اما از صلابت و صمیمیت برخوردار نیستند و این مسئله را مخاطب میفهمد. اما گروه هنر ملی با تبیین این خطمشی و اجرایی کردن آن که افراد باید در گروه فعالیت و کار کنند و در غم و شادی یکدیگر شریک باشند، نمایشهایی را روی صحنه آورد که با صلابت و قدرتی شعفبرانگیز با مخاطب ارتباط برقرار میکرد و این رابطه دوطرفه بسیار منسجم و تنگاتنگ بود. به همین علت، بعد از گذشت چند دهه از اجرای این نمایشها، خاطره درخشان تأثیر این آثار در ذهن مخاطبان آن، همچنان ثبت مانده است.»
کارگردان نمایش «اسبهای پشت پنجره» با اشاره به لزوم بررسی و تجزیه و تحلیل فعالیت همه گروهها و جریانهای تئاتری ایران در دهههای گذشته، به نتایج مثبت این کار اشاره کرد و گفت: «اولاً با برداشتن این گام بزرگ به دایرةالمعارفی برای شناسایی و استفاده کردن از تجربههای مفید و سازنده که به رشد جریان هنر نمایش در ایران میانجامد، دست پیدا خواهیم کرد و از سوی دیگر، با ثبت تاریخ تئاتر معاصر، جلوگیری از موازیکاری در بسیاری از زمینهها میشود و سوم اینکه دیگر شیفتهوار مدعی این نخواهیم بود که آغازگر همه جریانهایی که از ذهنمان خطور میکند، ما هستیم. امیدوارم با ثبت و پژوهش این تجربههای نظری و عملی اساتید، هنرمندان و دستاندرکاران هنر نمایش، بتوانیم گامهای بعدی و محکمتر را برای توسعه همهجانبه هنر نمایش در ایران برداریم.»
پژوهشی که ۱۲ سال زمان برد و بیش از ۲۵۰ ساعت برایش مصاحبه انجام شد.
جعفری درباره زمانی که برای انجام این پژوهش و نگارش آن صرف شده، گفت: «برای انجام این پژوهش، بیش از ۱۲ سال زمان گذاشتم و این یعنی بعد از آن که در سال ۱۳۸۶، توانستم در رشته کارگردانی نمایش، با نمره ۲۰ در مقطع کارشناسی ارشد از پایاننامهام دفاع کنم و فارغالتحصیل شوم، همچنان کارم روی این پژوهش را تا سال ۹۵ ادامه دادم. در واقع، موضوع نظری پایاننامه کارشناسی ارشد من، همین پژوهش مذکور بود که بعد به طور گستردهتری آن را ادامه دادم.»
نویسنده کتاب «گروه هنر ملی از آغاز تا پایان ۱۳۳۵-۱۳۵۷» با اشاره به برخی از موانع و مشکلاتی که در این پژوهش، پیش رو داشته است، ادامه داد: «یکی از موانع این بود که این پژوهش به صورت فردی انجام شد و باید برای به دست آوردن تکتک مصاحبهها و یا پیدا کردن نقدها و یا عکسها و بروشورها و... باید چراغ به دست میگرفتم و در تاریکی و در فضایی که پُر از هیچ بود، حرکت میکردم. بنابراین، رسیدن به نتیجه مطلوب که از جنس واقعی و نه تصنعی و ساختگی باشد و همچنین پیدا کردن این حجم از اطلاعات و اسناد، زمانبر بود که با پشتکار توانستم این کار را به نتیجه برسانم. اما اگر چنین پژوهشهایی به صورت گروهی دنبال شود و مرکز و پژوهشگاهی داشته باشیم که متمرکز روی تاریخ شفاهی تئاتر معاصر ایران و تحلیل همهجانبه آن کار کنند، میتوان مدیریت زمان را در دستور کار قرار داد و در زمان کمتر، به خروجی قابل قبولی دست یافت. هزینه این پژوهش تماماً به عهده خود من بود و در این راه، هیچ نهاد و یا سازمان دولتی و خصوصی، کوچکترین حمایتی از آن نکرد.»
جعفری با اشاره به ثبت و ضبط بیش از ۲۵۰ ساعت مصاحبه گفت: «برای آگاه شدن از صحت و سقم مباحث و موارد گفته شده برای یک موضوع، با چند نفر از اعضای گروه و یا همکارانی که در آن برنامه حضور داشتند، صحبت کردم. یکی از آسیبهایی که پژوهشگر در این جنس از پژوهش با آن روبهرو است، این است که شیفتهوار به سراغ آن موضوع میرود و برای دوری از این شیفتگی باید یک موضوع را از زوایای مختلف و با افراد مختلفی که در آن موضوع به طور مستقیم در ارتباط بودهاند، آن را طرح کرد و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.»
باید از آرشیو صداوسیما استفاده میکردم که فقط سه جلسه و به صورت بسیار محدود این اتفاق افتاد. ضرورت کار پژوهشی در سازمان عریض و طویل صداوسیما تعریف نشده است.
نویسنده کتاب «فرهنگ، تئاتر و فراغت» یادآور شد: «در این بیش از ۱۲ سال، چند نفر از اعضا و همکاران گروه هنر ملی فوت کردند و از میان ما رفتند. جای خالی عزیزان ازدسترفته (محمود استادمحمد، کوروس سلحشور، اسماعیل داورفر، خسرو شکیبایی، رضا کرمرضایی، حسین کسبیان، محمدرضا کلاهدوزان، جمشید لایق، محمد هدایت نوری، رکنالدین خسروی، جعفر والی، داود رشیدی، عزیزالله هنرآموز) را نمیتوان به آسانی در عالم هنر نمایش پُر کرد، اما در این پژوهش، خوشبختانه دیدگاهها و نقطهنظرات و تجربههای عملی آنها درباره برخی از وقایع طرح شده و مرتبط با گروه هنر ملی، عیناً انعکاس یافته، چراکه حضور مستقیم در آن واقعه داشتهاند.»
جعفری ادامه داد: «تا هر چه زود، دیر نشده باید قدر هنرمندان و افراد نخبهای که در میان ما هستند را دانست و از آنها دلجویی کرد و آنها را مورد تکریم قرار داد. باید شرایط مناسبی را برای آنها فراهم کرد که تا زمانی که در قید حیات هستند، تجربههای نظری و عملی آنها ثبت و ضبط شود. با انجام این کار مهم میتوان به تولید اندیشه پویا در جامعه کمک کرد. این عزیزان، سرمایههای معنوی یک جامعه به حساب میآیند که برای ارزش و تأثیری که از خود بر جامعه میگذارند، قیمت مادی نمیتوان تعیین کرد و متصور شد.»
این پژوهشگر و محقق یادآور شد: «برای کاملتر شدن این پژوهش باید از آرشیو صداوسیما استفاده میکردم که فقط سه جلسه و به صورت بسیار محدود این اتفاق افتاد. به دلیل اینکه متأسفانه ضرورت کار پژوهشی در سازمان عریض و طویل صداوسیما تعریف نشده، این همکاری با من صورت نگرفت. صداوسیما باید به عنوان سازمانی که متکی بر خواسته و اراده مردم است، بها دادن به امر پژوهش را در دستور کارش قرار بدهد که این اتفاق تا به حال کمتر افتاده است.»
جعفری در بخش دیگری از صحبتهایش، با اشاره به مشکلات جمعآوری اطلاعات برای انجام چنین پژوهشی گفت: «چون اطلاعات به صورت دیجیتال در اکثر حوزهها، به خصوص در بخش پیایندها ثبت نشده است، محقق یا پژوهشگر باید به صورت سنتی برود و منابع را بگیرد و شروع کند به ورق زدن تکتک برگهای آن که این مسئله هم انرژی و زمان زیادی را هدر میدهد و هم اصل منبع و یا منابع را با تهدید مستهلک شدن روبهرو میکند. به عنوان یک آسیب این نقیصه باید هرچه زودتر برطرف شود و بسیار به جا و نیکو است که سرمایهگذاری لازم در این قسمت صورت بگیرد و این اسناد و مدارک و منابع به صورت دیجیتالی بایگانی و ثبت شوند و در اختیار محققان و پژوهشگران گذاشته شود. باید هرچه سریعتر و تا دیر نشده است به فکر احیا و احصای این گنجینهها و آرشیوهای مختلفی که در اختیارمان است، باشیم، چون آرشیو در همه زمینهها به مثابه گنجینه، حافظه و شناسنامه یک ملت است که چراغ راه پژوهشگران و محققان برای روشن کردن زوایای پنهان و آشکار تاریخ در آینده و برای رسیدن به فردایی روشن است.»
نویسنده کتاب «پژوهشی در ترویج فرهنگ تئاتر» درباره نقش و تأثیر و بها دادن به امر پژوهش در جامعه گفت: «با پژوهش کردن، حال جامعه خوب میشود؛ چراکه بسیاری از گرههای کور، بازمیشود و دُملهای چرکینی که مُلتهب شدهاند، درمان پیدا میکنند و این به معنای قدر دانستن و ارزش دادن به جایگاه و حفظ کرامت انسانها است که در تمامی جوامع پیشرفته، به این مهم بها داده میشود.»
کتابفروشی همیشه با همکاری چلچراغ جشن تولد احمدرضا احمدی را برگزار میکند. مراسم سالروز تولد احمدرضا احمدی همراه با پخش مستند زندگی وی مراسمی به بهانه زادروز استاد احمدرضا احمدی پنجشنبه ۴ خرداد با حضور جمعی از هنرمندان و علاقهمندان وی در کتابفروشی همیشه و با همکاری چلچراغ برگزار میشود که در آن برای اولین بار مستند زندگی وی به نمایش درخواهد آمد.
احمدرضا احمدی زاده ۱۳۱۹ در کرمان، شاعر و نویسنده پیشکسوت ایرانی است.
آشنایی عمیق او با شعر و ادبیات کهن ایران و شعر نیما دستمایهای شد تا حرکتی کاملاً متفاوت را در شعر معاصر آغاز و پیریزی کند. اما فعالیتها و آثار وی فقط در زمینه شعر محدود نمیشود بلکه حضور فعال وی در عرصه ادبیات کودکان، دکلمه شعر و هنر سینما، از او چهرهای مؤثر در ادبیات و هنر معاصر ساخته است.
از جوایز ارزنده وی میتوان به جایزه شعر بیژن جلالی در سال ۱۳۸۵ و نامزدی دریافت جایزه هانس کریستین در سال ۱۳۸۸ اشاره کرد.
علاقهمندان برای حضور در این رویداد میتوانند روز پنجشنبه ۴ خرداد ساعت ۳۰: ۱۷به کتابفروشی همیشه واقع در شهرک غرب، خیابان ایران زمین، درب شرقی، واحد ۱۱۲ مراجعه کنند.
فراخوان ششمین دوره «جشنواره بینالمللی فیلم و هنرهای تجسمی سبز ایران»فراخوان ششمین دوره «جشنواره بینالمللی فیلم و هنرهای تجسمی سبز ایران»۳۱ تیر تا ۶ مرداد ۱۳۹۶
۲۲ تا ۲۸ جولای ۲۰۱۷
ششمین دوره «جشنواره بینالمللی فیلم و هنرهای تجسمی سبز ایران» با هدف شناسایی بهترین آثار سینمایی و هنرهای تجسمی مرتبط با حفاظت «محیطزیست» و «منابع طبیعی» در سطح ملی و بینالمللی، و نمایش عمومی آنها به منظور ارتقاء آگاهی عمومی و فرهنگسازی در این زمینه، در تاریخهای اعلام شده برگزار میشود.
آثاری در بخش رقابت این دوره جشنواره پذیرفته میشوند که دارای مضمونی منطبق بر فرهنگ و اصول حفاظت از محیطزیست بوده، تاریخ ساخت آنها از اول ژانویه ۲۰۱۴ (یازدهم دیماه ۱۳۹۲) تاکنون باشد و برای اولینبار به «جشنواره بینالمللی فیلم و هنرهای تجسمی سبز ایران» ارسال شده باشند.
شرح کامل شرایط پذیرش آثار در آییننامه جشنواره بر روی تارنمای رسمی جشنواره بینالمللی فیلم سبز ایران www.iigff.org قابل دسترسی و رعایت مفاد آن برای شرکتکنندگان الزامی است.
موضوع محوری ششمین دوره «جشنواره بینالمللی فیلم و هنرهای تجسمی سبز ایران»؛ «اقتصاد سبز» با تمرکز بر مقولههای «شهر پایدار»، «گردشگری پایدار» و «انرژیهای پاک» است. لازم بهذکر است، آثاری که با این مفاهیم ارائه میشوند در اولویت هستند، هرچند این امر به مفهوم عدم پذیرش یا عدم امکان دریافت جایزه در مورد آثاری که سایر موضوعات محیطزیستی را در بر میگیرند نیست.
ششمین دوره «جشنواره بینالمللی فیلم و هنرهای تجسمی سبز ایران» شامل بخشهای زیر است:
بخش رقابت بینالمللی جشنواره:
الف. بخش سینما شامل
– مسابقه فیلمهای داستانی بلند (بیش از ۵۰ دقیقه)
– مسابقه فیلمهای داستانی کوتاه (کمتر از ۳۰ دقیقه)
– مسابقه فیلمهای مستند بلند (بیش از ۳۰ دقیقه)
– مسابقه فیلمهای مستند کوتاه (کمتر از ۳۰ دقیقه)
– مسابقه پویانمایی
– مسابقه فیلمهای تجربی
نسخه نهایی فیلمهای انتخاب شده باید تنها با فرمتها و کیفیت زیر به جشنواره ارسال شود:
MP4
AVI
MOV
کیفیت HD و یا ۴K
ب. بخش هنرهای تجسمی شامل مسابقه و برپایی نمایشگاه در رشتههای:
– عکس
– کاریکاتور
– گرافیک
– تصویرسازی
– هنرهای مفهومی
– ویدئوآرت
– دیجیتالآرت
کیفیت و ابعاد مورد تایید در رشتههای گرافیک، تصویرسازی، کاریکاتور، عکاسی و دیجیتال آرت، شامل :
بخش گرافیک: آثار خود را در سایز ۱۰۰ در ۷۰ و با دقت تصویری ۱۰۰ DPI با فرمت TIFF ارسال کنید.
بخش تصویرسازی: آثار خود را با عرض ۴۰ سانتیمتر و با دقت تصویری ۱۵۰ DPI با فرمت TIFF ارسال کنید.
بخش دیجیتالآرت: آثار خود را با عرض ۴۰ سانتیمتر و با دقت تصویری ۱۵۰ DPI با فرمت TIFF ارسال کنید.
بخش عکس: آثار خود را با عرض ۵۰ سانتیمتر و با دقت تصویری ۱۵۰ DPI و با فرمت TIFF ارسال کنید.
در مورد عکاسی، پردازش عکسها با استفاده از نرمافزارهایی مانند فتوشاپ و… فقط در حد اصلاح رنگ و نور مجاز میباشد. عکسهای ارسالی میتوانند رنگی یا مونوکروم باشند، همچنین Quality عکس در هنگام خروجی فتوشاپ به گونهای انتخاب شود که حجم فایل ارسالی از ۶ مگابایت تجاوز نکند
آثار هنرهای تجسمی طبق تعاریف و قالبهای مندرج در بند زیر پذیرفته میشود:
* گرافیک (طراحی پوستر)
* هنرهای مفهومی (شاخهای از هنرهای تجسمی که در آن مفهوم یا ایده موجود در اثر بر زیباییشناسی معمول و مواد بهکار رفته برای خلق آن اولویت دارد. در این شاخه ایدهی مفهومی مهمترین جنبه کار است).
شامل :
چیدمان ( بداههگرایی با توجه به شرابط حاکم بر محیط)
هنر اجرایی ( بیان محتوا و ارائه یک مفهوم با اجرای مراسم)
هنر روایتی ( روایتگری در محیط با نشاندادن تاثیر یک اتفاق)– هنر زمینی (Land Art با بیان یک مفهوم از طریق خلق یک اثر در فضای باز و طبیعت)
هنر اتفاقی ( ایجاد مفهوم به وسیله یک اتفاق در محیط و نتایج آن)
هنر فرایندی (ارائه یک مفهوم با استفاده از مواد نا پایدار و ثبت آن با استفاده از فن عکاسی)
* ویدئو آرت: شاخهایی از هنر مبنی بر تصاویر متحرک در یک مدیوم سمعی و بصری.
* دیجیتال آرت: هنر استفاده از ابزارهای کامپیوتری و دیجیتال برای خلق آثار هنری است . این هنر توسط کامپیوتر در قالب دیجیتال و با استفاده از نرمافزار های مختلف خلق میشود.
بخش غیر رقابتی:
در این بخش آثار محیطبانان، صاحبان صنایع، سازمانهای مردم نهاد و کودکان و نوجوانان پذیرفته میشود.
برای اطلاع از شرایط این بخش به آییننامه مراجعه فرمایید.
جوایز:
بخش فیلم:
در این بخش هیات داوران جوایز خود را به شرح زیر اهدا خواهد کرد:
داستانی
غزال زرین و مبلغ ۵۰۰۰ دلار جایزه بهترین فیلم بلند داستانی
غزال زرین و مبلغ ۳۰۰۰ دلار جایزه بهترین فیلم کوتاه داستانی
غزال زرین و مبلغ ۲۰۰۰ دلار جایزه ویژه با تصمیم هیأت داوران به یک اثر شاخص و تأثیرگذار ملی
مستند
غزال زرین و مبلغ ۵۰۰۰ دلار جایزه بهترین فیلم بلند مستند
غزال زرین و مبلغ ۳۰۰۰ دلار جایزه بهترین فیلم کوتاه مستند
دیپلم افتخار و مبلغ ۲۰۰۰ دلار جایزه ویژه با تصمیم هیأت داوران به بهترین اثر ملی
پویانمایی
غزال زرین و مبلغ ۳۰۰۰ دلار جایزه بهترین اثر پویانمایی
دیپلم افتخار و مبلغ ۲۰۰۰ دلار جایزه ویژه با تصمیم هیأت داوران به بهترین اثر ملی
سینمای تجربی
غزال زرین و مبلغ ۱۰۰۰ دلار جایزه بهترین اثر سینمای تجربی
بخش تجسمی:
هیات داوران به آفریننده بهترین اثر برگزیده در هر رشته، ۱۰۰۰ دلار به همراه تندیس غزال زرین جشنواره اهدا میکند.
در هر رشته هیأت داوران میتوانند علاوه بر جایزه اصلی یک اثر ایرانی شاخص را با لوح تقدیر و ۱۱ سکه طلا مورد تشویق قرار دهند.
زمانبندی و مقررات:
۱- ثبتنام در بخش رقابتی جشنواره پیش از ارسال آثار در کلیه بخشهای رقابتی الزامی و تنها به صورت اینترنتی امکانپذیر است. لذا متقاضیان باید ابتدا با پر کردن فرم مخصوص در تارنمای جشنواره ثبتنام و کد رهگیری دریافت کنند. بدیهی است ثبتنام و ارسال اثر به منزله پذیرش تمامی مقررات و ضوابط مندرج در فراخوان و آییننامه جشنواره است.
۲- آثار ارسالی بخش رقابت سینما و رشته «ویدئوآرت» بخش رقابت هنرهای تجسمی باید حداکثر تا تاریخ ۱۵ خرداد ماه ۱۳۹۶ معادل با ۵ ژوئن سال ۲۰۱۷ میلادی از طریق پست به دبیرخانه جشنواره به نشانی تهران، سعادتآباد، پل مدیریت، بلوار دریا، خیابان صرافها، کوچه ۳۵ شرقی (صرافنژاد)، پلاک ۳۶، طبقه اول، دفتر ستاد اجرایی «جشنواره بینالمللی فیلم سبز» ارسال شوند. درج کد رهگیری دریافتی به هنگام ثبتنام بر روی اثر ارسالی به نحوی که قابل رؤیت باشد الزامی است.
هزینه ارسال اثر و مسؤولیت آن پیش از دریافت توسط دبیرخانه جشنواره بهعهده صاحب اثر خواهد بود.
۳- آثار خود را به پستالکترونیکی visualartsiigff@gmail.com ارسال کنید.
درج کد رهگیری دریافتی به هنگام ثبتنام در ایمیل ارسالی الزامی است.
هزینه ارسال اثر و مسؤولیت آن پیش از دریافت توسط دبیرخانه جشنواره بهعهده صاحب اثر خواهد بود.
۴- نسخه اصل اثر ارسالی در بخش سینما و رشته «ویدئوآرت» بخش رقابت هنرهای تجسمی باید پس از اعلام نتایج بازبینی اولیه و در صورت پذیرش در این مرحله، تا تاریخ ۱ تیرماه به دبیرخانه جشنواره ارسال گردد.
توجه: آثاری که بعد از این تاریخ به دبیرخانه ارسال شوند در جشنواره شرکت داده نخواهند شد.
۵- در شرایط خاص تصمیمگیری در مورد پذیرش آثار و تغییرات احتمالی در بخشهای جشنواره و جوایز اهدایی توسط دبیر جشنواره انجام گرفته و مخاطبان و شرکتکنندگان در جشنواره ملزم به پذیرش این تصمیم خواهند بود.
۶- شرح کامل مقررات جشنواره در آییننامه جشنواره بر روی تارنمای جشنواره قابل مشاهده است.
۷- مراجعۀ حضوری به دبیرخانه جهت ارائه آثار به جشنواره تحت هیچ شرایطی پذیرفته نخواهد بود.
اطلاعات تماس «جشنواره بینالمللی فیلم و هنرهای تجسمی سبز ایران»
وبسایت: www.iigff.org
پست الکترونیکی: info@iigff.org
تلفن: ۸۸۶۸۰۹۶۹ -۰۲۱
فکس: ۸۸۶۸۰۹۲۵ -۰۲۱
ستاد اجرایی جشنواره آماده همکاری در زمینههای مختلف مربوط به برگزاری جشنواره با استادان، کارشناسان، علاقهمندان، هنرمندان، سازمانها و نهادهای دولتی، خصوصی و صنفی، حامیان و دست اندرکاران عرصههای مختلف توسعه پایدار در سطح ملی و بینالمللی است.
ستاد هنرمندان دکتر حسن روحانیاز سوی ستاد هنرمندان دکتر حسن روحانی اعلام شد؛ اهم سیاستها و برنامههای دولت دوازدهم در عرصه فرهنگ و هنرخبر ایران
کد خبر: ۲۱۳۲۳
تاریخ انتشار: پنج شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۶،ساعت ۱۴:۰۳
سیاستها و برنامههای کلی دولت دوازدهم در عرصه فرهنگ و هنر از سوی ستاد هنرمندان دکتر حسن روحانی اعلام شد.
به گزارش خبرایران از کمیته رسانه و اطلاع رسانی ستاد هنرمندان دکتر حسن روحانی، اهم برنامه های دولت دوازدهم در سه سیاست کلی و چهارده اقدام و برنامه مهم تدوین شده است. سه سیاست کلی از جمله؛ ایجاد امنیت برای بیان آزادانه آفرینشهای هنری و فضایی امن برای سرمایهگذران و کارآفرینان عرصه فرهنگ و هنر، همچنین حذف تصدیگری دولت و واگذاری فعالیتها به انجمنهای صنفی، موسسات فرهنگی-هنری و بخش خصوصی و در نهایت تمرکز بر توسعه زیر ساختهای فعالیت فرهنگی و هنری است.
بنا بر این گزارش، ۱۴ برنامه و اقدام مهم دولت دوازدهم در عرصه فرهنگ و هنر به شرح زیر است:
۱- جلوگیری از برخوردهای سلیقهای و غیرقانونی در عرصه فرهنگ و هنر
۲- توزیع عادلانه و تمرکززدایی امکانات و فرصتهای فرهنگی برای کلیه استانها، شهرستانها و اشخاص
۳- جایگزینی نظام صنفی هنری به جای مناسبات موجود
۴- صیانت از حقوق مخاطب برای دسترسی آزاد به فضاهای فرهنگی و توسعه زیر ساختهای فضای مجازی
۵- توسعه زیر ساخت های نوین تولید، توزیع و نمایش نظیر
۶- VOD مشوق های مالی و مالیاتی برای سرمایه گذاری زیر ساخت های فرهنگی و هنری
۷- معافیت حداکثری مالیاتی هنرمندان
۸- بیمه سرمایهگذاری، بیکاری، بازنشستگی و از کارافتادگی
۹- صندوق ملی و استانی حمایت از هنریهای تجسمی، نمایشی، موسیقی و سینمایی
۱۰- مشوقهای مالی و مالیاتی برای سرمایهگذاری و وامهای کم بهره و کمکهای بلاعوض
۱۱- جبران خسارتهای وارده به صاحبان حقوق که به رغم مجوزهای قانونی دچار مشکل اجرا شدهاند
۱۲- جایزه صادراتی محصولات فرهنگی
۱۳- احقاق حقوق رسانهای و تبلیغی فعالیتهای فرهنگی از رسانه ملی
۱۴- واگذاری مکانهای فعالیتهای فرهنگی هنری دولتی به مردم و موسسات صنفی
انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری همزمان با انتخابات پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا و نخستین میان دورهای دهمین دوره مجلس شورای اسلامی روز جمعه ۲۹ اردیبهشت ماه برگزار میشود.
تیوالسال نو، خدمات نو!یک سال دیگه رو کنار هم در آسمون هنر گشتیم. افتخار بزرگیه برای تیوال که همراه خندهها، اشکها و اندیشه شماست در لحظههای ظریف نفسکشیدن در هوای هنر
در سال ۹۵ با معرفی، پوشش و تقدیم بلیت برترین و گستردهترین طیف برنامههای هنری کنار شما بودیم و آنچه نیاز بوده در این چهار سال فراهم کردیم تا در سال ۹۶ مهمترین امکانات و خدمات تیوال را رونمایی کنیم...
منتظر خبرهای هیجانانگیز باشید و کبکتون خروسخون شه ایشالله
درگذشت علی معلم پیام تسلیت مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی در پی درگذشت «علی معلم» باشگاه خبرنگاران جوان
تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۰:۵۲
«علیرضا تابش» مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی طی پیامی درگذشت «علی معلم» تهیهکننده سینما و مدیر مسئول ماهنامه دنیای تصویر را تسلیت گفت.
به گزارش حوزه سینما گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ به نقل از روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی، «علیرضا تابش» مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی طی پیامی درگذشت «علی معلم» تهیهکننده سینما و مدیر مسئول ماهنامه دنیای تصویر را تسلیت گفت. در این پیام آمده است: درگذشت علی معلم عزیز، تمامی اهالی سینما و رسانه را متحیر و بهتزده کرد. شخصیت فرهیخته، مدیر توانمند، تهیه کننده فاضل و منتقدی برجسته، سینما و سینماگران را تنها گذاشت. صراحت گفتار و آرامش کردار فارغ از ریا و تزویرش، موافقان و مخالفانش را به تحسین وا میداشت. رفتنش را سخت میتوان باور کرد ولی با تأسی به مرادش لسانالغیب، باید رضا به قضای الهی داد و از جبین گره گشود. در آستانه بهاری دیگر، یاد و خاطرهاش را گرامی میداریم و برایش از درگاه خداوند رحمان، علو درجات و برای همسر گرامیش بانو آذر معماریان و خاندان محترمش صبر جزیل مسئلت مینماییم.
علی معلم، مدیر مسئول و سردبیر نشریه دنیای تصویر، بنیانگذار جشن سینمایی تلویزیونی حافظ، مدرس، مجری و برنامهساز و تهیهکننده سینما در سن ۵۴ سالگی و در پی حملۀ قلبی، دار فانی را وداع گفت.
مجله شیوهانتشار دومین شماره مجله شیوهبه گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، شمارهی دوم (نوروزی) مجلهی شیوه (دوماهنامه تخصصی هنر) منتشر شد.
پرونده سینمایی این شماره به نقد و بررسی آثار میشائیل هانکه کارگردان برجسته اتریشی اختصاص دارد. در بخش تئاتر، کارنامه تئاتر ایران در سالی که گذشت مورد بررسی قرار میگیرد. یادداشت فرزانه ابراهیمی با عنوان «حال همهی ما خوب است، اما تو باور نکن»، یادداشت «میفروشم پس هستم» بابک احمدی، گفتوگو با حسن معجونی و میزگردی با حضور اصغر دشتی، امیررضا کوهستانی، مصطفی کوشکی و پریسا مقتدی درباره فعالیت سالنهای خصوصی و خصوصی شدن تئاتر، پرونده تئاتر این شماره از مجله شیوه را تشکیل میدهند. پرونده بخش تجسمی این شماره، به منتقد انگلیسی «جان برجر» اختصاص دارد. جان برجر منتقد هنری، فیلمنامهنویس، نویسنده، نقاش، رماننویس و روزنامهنگار اهل بریتانیا بود. وی در سال ۱۹۷۲ به خاطر رمان جی برنده جایزه ادبی من بوکر شد. از ویژگیهای اصلی آثار برجر میتوان به رویکرد انتقادی و رادیکال وی در تحلیل آثار هنری، تاریخ و تمدن اشاره کرد که در طیف وسیعی از آفریدههایش از مقاله و داستان گرفته تا برنامههای تلویزیونی و مستند قابل مشاهده و پیگیری است. در سال ۲۰۱۵ براساس یک نظرسنجی که در روزنامه گاردین انتشار یافت، کتاب «درباره نگریستن» جان برجر به عنوان یکی از ۲۰ کتاب دانشگاهی که جهان را تغییر دادهاند، انتخاب شد. یک متن به مناسبت درگذشت برجر از نشریه ژاکوبن، ترجمه مقدمه کتاب مجموعه مقالات برجر نوشته جف دایر که بر روی جنبه های نویسندگی او تاکید می کند، یادداشت مجید اخگر به واسطه بررسی یک مستند درباره برجر از رویکرد یگانه او به هنر و زندگی، و سه مقاله از برجر در سه زمینه مختلف از بخش های پرونده تجسمی این شماره هستند. پرونده موسیقی این شماره نیز به بهانه جایزه نوبل، به باب دیلان اختصاص دارد. این دوماهنامه تخصصی در بخشهای دیگری به حوزههای ادبیات و معماری نیز میپردازد و در ۲۳۱ صفحه تنظیم شده است.
دوماهنامه تخصصی هنر (شیوه) با قیمت ۱۵ هزار تومان به اسفند ۹۶ و فروردین ۹۶ اختصاص دارد و مجید رجبی معمار مدیر مسئول و سیدعماد حسینی سردبیر آن است. علاقهمندان برای تهیه مجله «شیوه» میتوانند به کیوسکها و کتابفروشیهای تهران مراجعه کنند.
همکاری تیوال و نماوااشتراک رایگان یک ماهه نماوا برای تیوالیهاطی همکاری دو جانبه تیوال و نماوا اعضای خانواده محترم تیوال میتوانند به مدت یکماه از خدمات سایت نماوا بصورت رایگان بهرهمند شوند. اعضای تیوال میتوانند از روز ۱۳۹۵/۱۲/۴ تا ۱۳۹۵/۱۲/۳۰، کلمه namava.ir به شماره ۱۰۰۰۷۲۰۷۷۷ ارسال نموده و کد هدیه اشتراک یکماهه خدمات سایت نماوا را دریافت نمایند.
معرفی وب سایت نماوا
نماوا، یک وب سایت تماشای آنلاین فیلم و سریال با قابلیت تنظیم هوشمندانه کیفیت نمایش با سرعت اینترنت است که به همه کاربران با سرعت های مختلف اینترنت این امکان را می دهد تا از این وب سایت به راحتی فیلم تماشا کنند. کاربران نماوا می توانند در سریعترین زمان ممکن با استفاده از تلفن همراه، کامپیوتر شخصی، تبلت و تلویزیون هوشمند از تماشای سریالها و فیلمهای مورد علاقه خود با حداکثر کیفیت ممکن لذت ببرند. در حال حاضر بیش از 1200 محتوا در سایت نماوا به صورت فیلم، مستند و سریال های روز دنیا به همراه دوبله اختصاصی در اختیار کاربران این سایت قرار گرفته است.
اپلیکیشن های نماوا:
نحوه استفاده از کد یک ماه اشتراک رایگان نماوا
در نشست نقد و بررسی فیلم «جاده» عنوان شدفلینی در «جاده» از اصول اولیه نورئالیسم فراتر می رودبه گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در دویست و سی و نهمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه ۱۳ دی فیلم «جاده» به کارگردانی فدریکو فلینی در تالار استاد ناصری به نمایش در آمد. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور امیر پوریا و هومن اشکبوس برگزار شد.پوریا در ابتدای این نشست به جایگاه فیلم «جاده» در کارنامه فلینی و تفاوت های آن با فیلم های پیشین این کارگردان پرداخت و گفت: سالها این مناقشه در میان منتقدان سینمایی ایتالیا جریان داشت که چرا فیلمسازی مثل فلینی که زمینه های اجتماعی در آثارش تا این حد کلیدی بود، زمینه های دیگری را وارد فیلم خود کرده و به نوعی از آن نورئالیسم منحرف شده است. در ایران نیز ما دو فلینی می شناسیم؛ نخست آن فلینی قصه گو که روایتگر رنج های مردم است. دیگری فلینی دهه ۶۰ میلادی به بعد است که به سینمای مدرن نزدیک می شود و پیچیدگی های ذهنی انسان مدرن را وارد آثارش می کند. در این مرحله دیگر آن خطوط داستانی به معنای معمولش، اصل سینمای او نیست. حتی می توان فلینی سومی را از دهه ۷۰ میلادی به بعد نیز تعریف کرد که درگیر کلاژ، طراحی های عجیب و غریب در گریم و دکور، ساحت آیینی، رفتارهای به نوعی جنون آمیز در تصویرسازی و... است.این منتقد سینمایی ادامه داد: به هر حال در میان اهالی سینما در ایران، کماکان فلینی دوره اول از بقیه محبوب تر است. اما همزمان در نظرخواهی نشریه «دنیای تصویر» در سال ۷۸ از ۱۵۰ هنرمند، می بینیم فیلم «هشت و نیم» فلینی در میان ده فیلم محبوب قرار می گیرد؛ فیلمی که الگوی نمونه ایِ دوره مدرن سینمای فلینی است و در آن نه با خط متعارف داستانی بلکه با دغدغه های یک فیلمساز و خاطرات و کابوس ها و رویاها مواجهیم. دلیل محبوبیت فیلم این بود که هنرمندان رشته های مختلف، از منظرهایی غیر از روایت سینمایی به آن توجه کرده بودند. در این فیلم اگرچه جهان بینی فلینی دوره اول کماکان حضور دارد، اما شاهد تجربه گرایی او و شکستن قواعد کلاسیک روایت سینما هستیم. ضمن اینکه ردپای این تجربه گرایی را در آثار دوره نخست فلینی نیز می توان پیدا کرد.پوریا افزود: می توان پرسید فیلم «جاده» چطور می تواند سالها در ایران به عنوان نمونه سینمای دردمند اجتماعی تلقی شود، در حالیکه از منظر منتقدان مارکسیست ایتالیایی نیمه دوم دهه ۵۰ میلادی نوعی انحراف از نورئالیسم محسوب می شد؟ نورئالیسمی که در شرایط پس از پایان جنگ جهانی دوم، در میان بحران اقتصادی سینما، بیرون از استودیو و با حضور نابازیگران شکل گرفت. ولی در «جاده» شاهد اینهمه درام پردازی و تقابل بین شخصیت های خیر و شر، میزان بالایی از حرکت دوربین، حضور بازیگران مطرح و.. هستیم. فلینی چند سال بعد و در دیالوگی از فیلم «زندگی شیرین»، با لحنی شوخ به گرایش به این تغییرات اشاره می کند. اما به هر حال در ایران «جاده» را هنوز هم فیلمی می دانند که به دنبال بیان رنج های مردم است و از اینرو دیگر جنبه های آن را معمولا نادیده می گیرند.این مدرس سینما سپس در پاسخ به سوال اشکبوس در خصوص اینکه آیا از نظر تاریخی می توان نقطه پایانی بر نورئالیسم گذاشت، گفت: اگر مکاتبی مانند اکسپرسیونیسم و سوررئالیسم را در نظر بگیریم، می بینیم که اینها با ورود به جهان سینما در واقع مسیرهای پیش روی فیلمسازان گشودند و سکوی پرتاب برخی از فیلم ها شدند. فیلم هایی مانند «سگ اندلسی» بودند که راه را برای ورود کابوس و خیال به سینما گشودند تا بعدها فیلمی مانند «هشت و نیم» ساخته شود که بخش عمده روایت آن در رویا و کابوس و خاطره بگذرد. در مورد «هامون» که فرزند خلف فیلم «هشت و نیم» محسوب می شود نیز به همین ترتیب. اگر نورئالیسم را از همین منظر بنگریم، باید گفت این مکتب که اساسا از دل خود سینما بیرون آمد، زمینه ای فراهم آورد برای پرداختن به مردم کوچه و بازار و روایت زندگی هایی که در پایین ترین سطوح اقتصادی در جریان بودند؛ با همان لهجه و ریخت آدمهای واقعی که در این شرایط می زیستند، با نور طبیعی و فیلمبرداری بیرون از استودیو و.. .وی ادامه داد: اما نورئالیسم در ادامه به نقطه ای رسید که متوجه شد فیلمساز نمی تواند صرفا تحلیلش را بر فقر و بیکاری و شرایط زیستی استوار کند، بلکه باید ذات افراد و ذهنیت آنها و همینطور عوامل تقدیری را نیز مدنظر قرار دهد. اینجاست که دیگر نمی شود همه چیز را به حاکمیت سرمایه مرتبط کرد و تمام مشکلات را به گردن جامعه انداخت. در نورئالیسم اولیه مسائلی مانند تقدیر و شرایط زادگاه و پرورش افراد و طینت آنها نادیده گرفته می شد، اما در فیلمی مانند «جاده» با فردیت های متفاوت آدمهایی روبرو می شویم که نگاههای متفاوتی به رهایی در زندگی و نمایشگری و.. دارند. در فیلمی مانند «روکو و برادرانش» ساخته ویسکونتی شاهد پاک نهادی روکو در مقایسه با سیمئونه هستیم، در حالی که هر دو آنها در یک خانواده و در شرایط زیستی یکسان رشد کرده اند. در نهایت باید گفت که نورئالیسم در سینما تداوم پیدا کرده است، اما با نگرشی پخته تر که تقدیر و تربیت و نوع جهان بینی فردی را در کنار بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار می دهد.پوریا در پاسخ به سوال اشکبوس در خصوص دلیل برخوردهای متفاوت با فیلم «جاده» و امکان های درونی فیلم برای خوانش های متفاوت از سوی منتقدان گفت: اگر فیلم های سینمای نورئالیستی را در شکل آغازین و اصیلش در نظر بگیریم، در طول تاریخ خوانش های متفاوتی از آنها صورت نگرفته است چون مسیر یکدستی را طی می کردند. از جمله این فیلم ها می توان به «دزد دوچرخه»، «برنج تلخ» و.. اشاره کرد. اما در فیلمی مثل «جاده» علاوه بر مسائل اجتماعی، شاهد زمینه های فردی انسانی و حتی جنبه های خیال پردازانه هستیم. پس خوانش های متفاوت از این فیلم به امکان های درونی آن برمی گردد و نه تغییر مواضع ایدئولوژیک منتقدان سینمایی.وی در پایان گفت: فلینی فیلمی دارد به اسم «شیخ سفید» که در آن شاهد تغییرات درونی زن و مردی با ورود به محیط شهری هستیم. ساخت چنین فیلمی که تا این حد روانشناسانه است و ذهنیت و فردیت را مدنظر قرار می دهد، از جانب کسی که تا چند سال پیش از آن دستیار روسلینی بوده عجیب به نظر می رسد. در این فیلم که به اوایل دهه ۱۹۵۰ برمی گردد، عنصر پرسه را می بینیم که از عناصر سینمای مدرن است و در سینمای کلاسیک جایی ندارد. در «لیلا»ی مهرجویی نیز شاهد پرسه زدن شخصیت لیلا در صحنه ضبط شده در میدان آرژانتین هستیم؛ جایی که او در وضعیتی کاملا بیخود به سر می برد و بی هیچ انگیزه ای در حال پرسه زدن است. اما مهرجویی در پر و بال دادن به این پرسه زنی، دل و جرات زیادی نداشته است. در حالیکه مهرجویی شناخت زیادی از سینمای مدرن و فیلمسازی مانند برگمان دارد و می داند که این پرسه زنی چگونه می تواند به درک احساسات و مسائل درونی کاراکتر رهنمون شود، بدون اینکه لازم باشد روند علّی و معلولی قصه را به دقت طی کرد. در فیلم «جاده» نیز با عنصر پرسه روبرو هستیم، تا جایی که شخصیت «جلسومینا» حتی از دیالوگ های معمولی آدم ها به فلسفه ای برای زندگی می رسد. فلینی در «جاده» به آسمان گسترده مدرنیسم در سینما می رسد و علاوه بر نمایش شرایط اجتماعی، به نوع نگاه انسان ها به هستی، نقطه نظر تقدیری و ذهنیت فردی آنها نیز اهمیت می دهد
با حضور مسعود کیمیایینمایش فیلم «خاک» در سینماتک خانه هنرمندان ایرانفیلم «خاک» به کارگردانی مسعود کیمیایی در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در میآید.
به گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، فیلم «خاک» به کارگردانی مسعود کیمیایی دوشنبه 6 دی در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در میآید.
پس از نمایش فیلم نیز نشست نقد و بررسی با حضور مسعود کیمیایی، جواد طوسی و کیوان کثیریان در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: پس از مرگ ارباب روستا زن فرنگی او به کمک مباشر شرورش غلام از پسران بابا سبحان که روی زمین مزروعی او کار می کنند، میخواهد زمینش را به او باز پس بدهند. صالح و مسیب امتناع میکنند؛ اما میپذیرند که اجارهی زمین را در موعد مقرر بپردازند. کینهی مباشر از مسیب به دلیل علاقهی ناکام او به شوکت، همسر مسیب، است. نزاع او و نوچههایش بر سر زمین منجر به مرگ مسیب و زخمی شدن صالح میشود. صالح که بر اثر نزاع با غلام و اصابت ضربهی بیل بر سرش تعادل روانی خود را از دست داده است...
فیلم «خاک» دوشنبه 6 دی ساعت 18 در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در میآید
در نشست نقد و بررسی فیلم «شب قوزی» عنوان شد«شب قوزی» به تهران هویت شهری دادبه گزارش روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، در دویست و سی و هفتمین برنامه سینماتک خانه هنرمندان ایران دوشنبه 29 آذر فیلم «شب قوزی» به کارگردانی فرخ غفاری در تالار استاد ناصری به نمایش در آمد. فیلم «شب قوزی» توسط فیلمخانه ملی ایران ترمیم شده و در این برنامه از نسخه ی ترمیم شده فیلم رونمایی شد. در ادامه نیز نشست نقد و بررسی فیلم با حضور شادمهر راستین و کیوان کثیریان برگزار شد.
در ابتدای این نشست کیوان کثیریان از تلاش های فیلمخانه ملی ایران و لادن طاهری مدیر این مجموعه در راستای احیا و ترمیم فیلم های سینمای ایران و در اختیار قرار دادن نسخه ترمیم شده «شب قوزی» تشکر کرد. وی همچنین در خصوص نحوه انتخاب فیلم های سینماتک خانه هنرمندان ایران گفت: سینماتک تلاش می کند فیلم هایی را به نمایش بگذارد که جنس و سر و شکلی شبیه به سینماتک اصیل داشته باشند. بنابراین هدف این مجموعه نمایش فیلم های تاریخ سینمای ایران و جهان و در ادامه تحلیل و نقد آنهاست. نسخه کامل تر تمامی این فیلم ها را تماشاگران در درون خانه های خود نیز می توانند تماشا کنند، اما در فضای سینماتک است که می توان در مورد آنها گفتگو کرد و تحلیل ارائه داد. روشن است در این مسیر هیچ تبلیغ خاصی به نفع هیچ فردی صورت نمی گیرد.
در ادامه راستین ضمن ابراز خشنودی از نمایش این فیلم با کیفیت بالا گفت: اهمیت این فیلم به ارتباطش با فرهنگ ایران و به خصوص فرهنگ تهران در روایت ها برمی گردد؛ نزدیک به 70 سال است که سینمای کلاسیک هالیوودی یعنی همان سینمای سه پرده ای نمایشی، مبنای تعریفی بوده و هر چیزی جز آن نیاز داشته ابتدا خود را اثبات کند. در این مسیر است که فیلم نامه های اجتماعی در فضای شهر با روایت های چندلایه که به داستان های «هزار و یک شب»، «امیر ارسلان» و.. نزدیک هستند، کنار گذاشته می شوند؛ روایت هایی که بر خلاف نمایش سه پرده ایِ خطی، قصه هایی تو در تو دارند و به شناخت دنیای انسان ها راه پیدا می کنند. در فیلمی مثل «شب قوزی»، شاهد هیچ پیام خاصی نیستیم و باید ببینیم خودِ نمایش و تصویر با ما چه می کند.
این منتقد سینمایی افزود: خواندن قصه های «هزار و یک شب»، «سندباد»، «امیر ارسلان» و.. به ما چه می گوید؟ مثلا در داستان های «سندباد» برخلاف آنچه در «ادیسه» می بینیم، صرفا شاهد سفر و ماجراجویی و تجارت و.. هستیم. قصد «سندباد» صرفا این بوده که گستردگی دنیا را مطرح کرده و به انسان انگیزه ای برای حرکت و ماجراجویی بدهد. در این داستان ها قرار نیست مانند «ادیسه» شاهد سیر تحول انسان و انتخاب های او در این مسیر باشیم. اینجا قضیه ی اصلی، خودِ روایت و سفر است، نه نتیجه پایانی. هیچ موضوع یا ابژه یا سوژه ای به اندازه ی خودِ روایت کردن اهمیت ندارد. اگر امروز روایت نداریم، به این دلیل است که مدام قصد داریم چیزی را به مخاطب انتقال دهیم نه اینکه خودِ روایت برای ما اهمیت داشته باشد.
وی ادامه داد: در «شب قوزی» همین شکل از روایت توانسته تهران آن زمان را ثبت کند. فراموش نکنیم همین که بتوانیم شهر را درست روایت کنیم، دست به عملی رادیکال زده ایم. اگر بپرسیم کارگردان فیلم می خواهد با اینکار به مخاطب چه بگوید، باید گفت هیچ چیز؛ در واقع چیزی از طرف فیلمساز به مخاطب دیکته نمی شود و هر کس می تواند انشای خود را از این مجموعه تصاویر بنویسد. در شهری مانند تهران است که مهاجران در مسیر همگرایی فرهنگی مدام قصه می گفتند و می خندیدند و قصه گفتن را ادامه می دادند. اما ثبت این فرهنگ در یک فیلم و بیان سینمایی آن، صرفا از عهده فیلمسازان پیشرو آن زمان بر می آمده است.
راستین در خصوص به تصویر کشیده شدن تهران در «شب قوزی» گفت: پیش از این و در اکثر فیلم های موسوم به «فیلمفارسی»، تهران به عنوان یک لوکیشن اساسا حذف شده است؛ فیلم ها محدود می شوند به یک خانه قدیمی، یک ویلای شمال شهر و کاباره. اما این فیلمسازان موج نو بودند که به هویت شهری اهمیت دادند. در حالیکه روایت شهریِ تهران، آدم هایش، روابط آنها با هم، پاتوق های گفتگو و.. اهمیت بسیار زیادی دارند. غفاری، گلستان و.. قصد داشتند روایت های شهری را برای هویت دادن به جامعه شهری بکار گیرند؛ اینکه شب های تهران اساسا چگونه می گذرد؟ مشاغل شبانه تهران چه هستند؟ روابط یک پدر و فرزند دخترش در آن دوران چگونه بوده است؟ آنها می خواستند مردم تهران را به شهر خود آشنا کنند و بگویند این شهر در کاباره ها خلاصه نمی شود.
وی اضافه کرد: کسانی مانند غفاری این پرسش ها را مطرح کردند که چرا نسبت به هویت خود دافعه داریم؟ چرا رسوم سنتی خود را حذف می کنیم و آنها را بد می دانیم؟ چرا هر چیزی که «مدرن» است را خوب می پنداریم؟ آنها روایت های گذشته را دوباره و به شکلی جدید مطرح کردند، شبیه به کاری که فردوسی در شاهنامه کرده است. اگر طنزی در کار می بینیم نیز شاید برای این بوده که «انگ روشنفکری» نخورند. استفاده از طنز در چنین اثری آگاهانه بوده و کار را برای مخاطب نیز جذاب تر می کند. کارگردانی فیلم «شب قوزی» و روایتگری چند لایه آن، در دورانی که فیلم ها از مدل های رایج تک خطی استفاده می کردند اهمیت زیادی دارد. این فیلم ما را با خودِ تصویر درگیر می کند؛ اگر در آن رازی برملا می شود، به شکل تصادفی اتفاق می افتد و حساب شده نیست، درست مانند خودِ زندگی. یعنی عنصر «تصادف» به عنصر اصلی روایت تبدیل می شود و اگر به نتیجه ای می رسیم نیز به شکل تصادفی رسیده ایم، بدون اینکه مقدمه و موخره ای در میان باشد. برخلاف نمایش سه پرده ای که در آن همه چیز طراحی شده و هیچ چیز تصادفی رخ نمی دهد. در واقع کارگردان بیشتر از آنکه به دنبال متقاعد کردن مخاطب باشد، به دنبال هم حس کردن اوست.
این منتقد سینمایی ادامه داد: یکی از ویژگی های مهم و رادیکال فیلم این است به مخاطب اجازه می دهد برداشت خود را از اثر داشته باشد؛ یعنی مشارکت دادن مخاطب در اثر و ایجاد امکان تفکر برای او، بدون اینکه خود قصد رساندن پیام خاصی داشته باشد. شاید امروزه این چیزها عادی به نظر برسند، اما فراموش نکنیم که فیلم حدود 50 سال پیش ساخته شده است. «شب قوزی» تلاشی بود برای هویت بخشیدن به فرهنگ بومی و گویش محلی، در شرایطی که قصه های بومی و عامیانه و مردمی در برابر ادبیات ترجمه ای در حال له شدن بودند. کسی مانند غفاری ادعا نمی کرد قصد دارد با این فیلم ها مخاطب را متحول کند؛ لذت بردن مخاطب از فیلم برای او اهمیت زیادی داشت، اما به هر حال «شب قوزی» یک متن زنده است که با شما صحبت می کند بدون اینکه محتوایش را به شما دیکته کند. شخصیت مرده ی فیلم، آدم های «با هویت» را بی هویت می کند اما غفاری خود چنین ادعایی در مورد فیلم ندارد.
راستین در پایان گفت: از نظر فنی باید به فیلمبرداری «شب قوزی» در نور طبیعی شب هم اشاره کنیم که کار بسیار دشواری بوده است. این فیلم در زمینه بازیگری نیز دستاوردهای مهمی داشته است؛ آغاز بازیگری رئالیستی که امروز به یکی از ویژگی های سینمای ایران تبدیل شده است. غفاری زمانی دست به این کار زد که بازیگران دیالوگ گو اساسا از افراد عادی انتخاب نمی شدند. اما غفاری قصد داشت خودِ فرد ایرانی و تهرانی در همان زمان را ثبت کند، بدون اینکه دست به رویابافی زده باشد.کسانی مانند غفاری و گلستان از اتوریته خود در این مسیر استفاده کردند و به جای اینکه فیلم «فاخر» بسازند، به دنبال شکل دادن به هویت شهری تهران در فیلم هایشان رفتند. اینگونه بود که «شب قوزی» تاثیر زیادی بر فیلمسازان بعد از خود داشت و راهی نو پیش روی آنها گشود
ورکشاپها دومین دوره سراسری و هشتمین دوره داخلی جشنواره کارگاه آزاد فیلمدر دومین دوره سراسری و هشتمین دوره داخلی جشنواره کارگاه آزاد فیلم ورکشاپهایی چون "کارگردانی فیلم کوتاه" مسعود آب پرور، "زبان فیلم" پرویز جاهد، "دیدگاه فردی-درک بصری" جواد طوسی، "کارگردانی چیست؟" فرزاد موتمن، "فیلم سازی آسان" سامان سالور، "فیلمنامه شخصیت محور و راههای میانبر" ایوب آقاخانی را در مدت زمان جشنواره برگزار میشود.
مراسم افتتاحیه در سالن ۳ پردیس ملت و مراسم اختتامیه در ایوان شمس انجام خواهد شد.
تیزر مستند بلند «زنانگی» به کارگردانی محسن استادعلی رونمایی شدبه گزارش مشاور رسانه ای فیلم، تیزر مستند «زنانگی» توسط بابک حیدری ساخته شد و در آستانه نمایش فیلم در جشنواره سینما حقیقت رونمایی شد.
این مستند در بیستمین جشنواره سینما حقیقت در روزهای جمعه ۱۹ آذرماه ساعت ۱۹:۱۵ دقیقه در سالن شماره یک و شنبه ۲۰ آذرماه ساعت ۲۰:۴۵ دقیقه سالن شماره دو نمایش خواهد داشت.
زنانگی در بخش بین الملل جشنواره سینما حقیقت با مستندهای دیگر کشورها نیز به رقابت میپردازد.
«زنانگی» روایت زندگی چند زن در شهر تهران است که به بهانه ای مشترک، کنار یکدیگر روزگار می گذرانند.
عوامل این مستند عبارتند از: طرح، پژوهش و کارگردانی: محسن استادعلی، فیلمبردار:فرهاد طالبی نژاد، تدوین: بابک حیدری،طراحی و ترکیب صدا:سیدعلیرضا علویان، موسیقی: ستار اورکی،صدابردار: علی علوی،رنگ آمیزی تصاویر:حمیدرضا فطوره چیان و سیندخت رحیمیان،مدیرتولید: سلیم قاسمی، مجری طرح: نسرین عبدی، دستیار کارگردان و برنامه ریز:یاسمن چراغعلی،عکاس: محمود حسینی، طراحی لوگو و پوستر : بهمن طالبی نژاد ،مشاور رسانه ای: سپیده حیدرآبادی، تهیه کننده: محسن استادعلی، تهیه شده در کارگاه فیلم مستند.
استادعلی در کارنامه هنری خود ساخت مستندهایی همچون روز شغال ، عادت می کنیم،سکوت،جاده نمناک ،جایی برای زندگی و دم صبح را دارد.
اخبار و تصاویر بیشتر فیلم در کانال تلگرام و اینستاگرام به آدرس zananegimovie @ در دسترس علاقمندان است
رونمایی شدآغاز به کار بخش ویدیوی تیوالدر ادامه گسترش همهجانبه امکانات تیوال در دوره برپایی گام به گام نسخه دوم آن، بخش ویژه ویدیوی تیوال بهرهبرداری شد.
هر ویدیو همزمان در برگه برنامه مربوط به خود و دیوار زمینه هنری مربوطه نمایان میشود. با این الگو همزمان با مطالعه روزانه دیوار تیوال، تازهترین تیزرها و ویدیوهای مورد علاقه خود را نیز از دست نخواهید داد.
همچنین بخش رادیو اینترنتی آوای تیوال نیز به این سیستم تازه مجهز شد تا تیوال در عمل هر چهار بازوی رسانهای در چشم انداز خود (خبر، عکس، صوت و ویدیو) را یکپارچه در اختیار کاربران گذارد.
این بخش را در نشانی tiwall.com/videos خواهید یافت. امیدواریم لذت ببرید!