تیوال سعید شیشه گر | دیوار
S3 : 05:31:09
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سعید شیشه گر
درباره نمایش نان i
این نمایش به من یاد داد که در سکوت نیز میشود فریاد زد. می توان شعار نداد . می توان بدون عربده فغان کرد.
ممنونم از شما و این اجرا و موفقیت های روزافزون .
سعید شیشه گر
درباره نمایش تابستان i
یکی از کمترین اتفاقات در تیاتر سکوت است و البته سخت ترین
خیلی سخته بشه تیاتری کار کرد به صورت صامت که تبدیل به پانتومیم نشه
اگر به آثار سینمایی کیم کی دوک کره ای علاقه دارید ایشان فیلمهای در خور ستایشی تو این سبک کار کرده
اما تابستان بیشتر در طراحی صحنه صورت پذیرفته متیازی 100 درصدی خودش رو در نگاه اول مخاطب کسب می کند . و شاید در ابتدا با مقدمه شروع داستان مخاطب را با خود همراه می کند اما به تدریج ارتباط مخاطب با داستان ، شخصیت یا شخصیت ها و همچنین دکور قطع میشه تا اینکه به یک پایان بندی خوب ختم میشه . پس میشه گفت ستون فقرات کار کمی به مشکل بر میخوره که البته این فضای صامت با وجود قرچ و قروچ صندلی های خسته ، ناراحت و پر عذاب مولوی بزرگ کمی مخاطبان را به دنبال صدایی که شبیه باز شدن صدای زیپ یه ساک دستی بزرگ است ، با خود همراه میکند .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سعید شیشه گر
درباره نمایش آخر بازی i
نمایش آخر بازی ، یعنی آخرین بازی ما در زندگی و یا جهانی به موازات زندگی ، کارگردانی خوب رو میشه تو این کار دید. ریتم مناسب و پخته شده با وحود نود دقیقه زمان روانی دلپذیر و دلچسب نشان از هوش کارگردان داشت . بازی طاقت فرسا و دقیق بازیگران مرد اونقدر چشم نواز بود که انگار کوهی از سنگینی هرروز با بازیگر حمل شده و این کوه سنگین چشم مخاطب را مینوازد بدون اینکه پلکهای او را ببندد. اما تنها چیز آزار دهنده مخاطب اینروز تئاتر است . زیرا ذهن مخاطبان گویا نیاز به قلقلک توسط اراجیف کمدی هرزه و لوده سرایی های سالنهای تئاتری دارد که دیگر ابزورد نیستند. کاش سلبریتی های عشق حمایت سلفی های خود را در سالنی کوچک میانداختند که حماسه ای در آنها در حال رخ دادن هست.
حماسه ای به نام تئاتر و با کنشی در خور به دور از ساختگیهای مریض خنده وار و جنسی مسلک مد شده در تیاتر امروز ... دیدن ادامه » . یک کلام
آخر بازی = لذت پوچ یک اثر هنری
میترا، صدف اسمعیل پور و محسن انصاری این را خواندند
محسن حسین، مبین مولائی و معین رسولی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در یک کلام میشه گفت وقتی تشنه تئاتر باشی و این تشنگی برطرف شه چه حس خوبی میشه داشت . این حس در من بوجود اومد و سیراب شدم .
امیر، علی عبداللهی، Negin Fooladi و R 0 y a این را خواندند
میترا، مریم اسدی، vahid seif و احسان خوشخو این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سعید شیشه گر
درباره نمایش سیزده i
دلم میخواد بگم که این نمایش، یک نمایش خوبی بود که مهدی کوشکی که کمابیش میدونم با مشکلاتی روی پا ایستاده روی صحنه برده ، و جای بسی تبریک داره به ایشون، من با یک ساعت از نمایش خیلی درگیر بودم و بسیار لذت بردم ، در مقاطعی کنش دراماتیک جاش رو با سانتیمانال در من البته عوض کرد البته فقط در دقایقی و این توی ذوق من زد، ولی جسارت فوقالعاده ایشون جای ستایش داره.
علی ژیان، میترا، گروه جارچی، بهناز و mahdi yeganeh این را خواندند
بهنام شایسته و حمیدرضا مرادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در وهله اول خسته نباشید میگم به گروه نمایشی ، و اینکه جز بازیگر مرد (پریسا) باقی بازیگران به نظر من خوب نبودند . دیالوگهای چاله میدانی ، چاقو بدست بودن و نماد مردسالاری در تیاتر مدرن با فریاد کشیدن و خط و نشون کشیدن شکل نمیگیره . جهان متنی که قرار بود ساخته شده تبدیل شده بود به یه قرارداد با تماشاگر که اومدی اینجا تا من کارگردان رو ببینی و هیچ تفکری نکنی . بیهوده بخندی و در آخر نتوانی از فرط خنده حضار که برخی از شنیدن واژه ای که همگی هر روز ازون استفاده می کنیم غش کردند به حال سیاهی تلخ پنهان شده در این نمایش غصه دار شوی و به قولی ما تیاتری ها به کاتارسیس برسی . این نظر شخصی من بود و اینکه بازی های دوگانه شخصیتهای نمایش که در هویتشان گیر کرده بودند همگون نبود و این یعنی عدم وجود هارمونی . اما با وجود این شاید تنها من خوشم نیومد و خیلی از حاضرین از خنده ... دیدن ادامه » روده بر شده بودند . در آخر امیدوارم که اشتباه کنم این مورد رو ، چون میخوام از شرف یه اثر هنری حرف بزنم . اینکه به برخی از اعضا بگیم که سر یه دیالوگ به تنهایی قهقهه سر بدهد این کار نا شریفی است . به زور خنداندن تماشاگر مانند به زور گریاندن فردی متنفر از فردی ست که مرده باشد .
سعید شیشه گر
درباره نمایش تک گویی i
بازی غیر قابل پیش بینی بازیگر این نمایش مونولوگ قابل تحسین هست . طراحی صحنه کار خوب بود و دوست داشتنی . خسته نباشید .
امیرمسعود فدائی، میترا، محمد لهاک، زهره مقدم و امیر این را خواندند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرگ در میزند ، و بالاخره موفق میشود که در بزند و ایندفعه شاید واقعا در بزند . نمایش خوش ریتم و با بازی خوب بازیگران و دید بصری خوب کارگردان با وجود دکور کم کار شسته رفته و خوبی در اومده بود . موفق و پیروز باشید .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنده شیشه گر هستم کارگردان نمایشی که عزیزان برایش نوشتند و چه زیبا نوشتند . اولا سپاس فراوان به منظور لطف همگی . ثانیا سپاس به منظور همراهی شما عزیزان .
خوشحالم که این اثر کنشی را در ذهن مخاطبان ایجاد کرده که دست به قلم (کیبورد رایانه یا گوشی همراه ) برند و چندی برای ما بنویسند . این کنش دوست من است . این کنش در تئاتر همیشه همراه من خواهد بود زیرا اوست که مرا به انجام عملی سوق میدهد .
با سپاس