تیوال کمال عبدی | دیوار
S2 : 20:43:49
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
واقعا نمیشه این نمایش رو دوست نداشت. نمیشه سانس ساعت ۱۰ رو دید و تا صبح خواب نمایش و لحظه هاشو ندید.
از زحمات همه عوامل ممنونم. تئاتر مستقل به نظرم راه درستی رو برای معرفی شکسپیر انتخاب کرده. هرچند به شخصه شوخیهای جنسی رو روی سن تئاتر نمیپسندم یا حداقل افراط در استفاده اون نباشه بهتره؛ اما رویای شب نیمه تابستان کوشکی، ماه نیمه تابستون ما رو خیلی خوب و پرانرژی به پایان رسوند.
با وجود اینکه درگیر اجرای خودمون "مرگ دیوانه" بودیم تا ساعت ۹، اما بعد از اتمام این نمایش، ابدا احساس ملال نکردیم.
بیش از همه چیز، موسیقی فوق العاده دلچسب و زیبا، شما رو بعد از اجرا هم مسحور میکنه.
بجز بازی خانم نقش هلنا، بازی همه بازیگران جا افتاده، پخته و عالی بود.
طراحی صحنه بسیار خلاقانه و کاربردی بود. (اجرای ۳۱ مرداد)

هرچند نباید انعطاف پذیری شدید نمایشنامه های ... دیدن ادامه » "بارد" انگلستان، شکسپیر را از یاد ببریم، اما به واقع نوشتن پارودی شب نیمه تابستان و اجرای آن در تهران با این حجم از موفقیت و زیبایی، به حق کار تئاتر مستقل است.
تنها ضعفی که در اجرا بود، تغییرات بسیار فاحش و چشمگیر در پیرنگ نمایشنامه بود که احتمالا برای کم کردن یا از بین بردن فاصله مخاطب و متن بوده.
بروشور هم اگر مهیا می شد حرفه ای تر و بهتر می بود.
۴ ستاره نوش جان!
حمیدرضا مرادی و اشکان حامد غلامشاهی این را خواندند
حمید خورشیدی و صادق طالع این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون از همه کسانی که درباره نمایش ما نظرات شخصیشونو گفتن. من انشاءالله به زودی درمورد نمایش و نظرات دوستان، در قالب یک متن بلندبالا بسیاری موارد را بیان خواهم کرد.
این نمایش و همه عواملش بسی جای دفاع دارند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عزیزان دل تشریف بیارید و نمایش مرگ دیوانه رو ببینید و نقد و نظر و فحش و هرچی دلتون میخواد نثار کنید. از همه ش استفاده خواهم کرد. 
به جز تخفیفهای رایج، یه تخفیف جدید ۱۰۰ در ۱۰۰ی هم گذاشتیم برای اعضای فعال تیوال. 
https://www.tiwall.com/p/cheatingdeath
فرناز نوروزی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عزیزان دل تشریف بیارید و نمایش مرگ دیوانه رو ببینید و نقد و نظر و فحش و هرچی دلتون میخواد نثار کنید. از همه ش استفاده خواهم کرد.
به جز تخفیفهای رایج، یه تخفیف جدید ۱۰۰ در ۱۰۰ی هم گذاشتیم برای اعضای فعال تیوال.
https://www.tiwall.com/p/cheatingdeath

مخلص
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی با مرگ!
منتظر حضورتون هستیم.
فرناز نوروزی و حمید خورشیدی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده بود.
یادش بخیر واقعا عالی بود.
زهره الف این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و درود بر همه عزیزانی که در تهیه این نمایش نقش داشتند.
بسیار نمایش جذابی بود. حقیقتش دلیل اصلی خرید بلیت این اجرا، نام نیل سایمون بود، چرا که اصلا آشنایی با کادر اجرایی نداشتم.
هرچند نوع شروع نمایش و معرفی عوامل رو ابدا نپسندیدم، اما واقعا نزدیک به یک ساعت خنده هایی از ته دل و با لذت داشتم.
انشاءالله در صفحه اینستاگرام گروه تئاترمون (deaththeatre) به زودی مفصل تر خواهم نوشت.
دمتون گرم.
حمیدرضا مرادی، پارسا یزدی، NetHunter و فرزاد سهرابی این را خواندند
Mehdi Asadi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز که نرفتیم ببینیم!
اما خوب نکته اول قبل از رفتن اینه که اسم اثر رو اشتباه ترجمه کردید! امیدوارم اجرا اینطوری نباشه.

ترجمه صحیح اثر: رویای شب نیمه تابستان
اون "یک" چیه دیگه!!؟
جناب عبدی درود
مگه اسم نمایش A Midsummer Night's Dream نیست؟
مثل A Beautiful Mind، نیابد اون A رو یک لحاظ کرد؟
۰۲ مرداد
سلام
در توضیح باید عرض کنم که اولا شب نیمه تابستان فقط یک شبه که توش مراسمات خاصی انجام میشه و نمیتنه دو شب یا چند شب باشه که بگیم "یک" شب نیمه تابستان.
دوم از نظر گرامری، A اصطلاحا حرف تعریف برای کلمه dream هست. و اگر ترکیب Midsummer Night's رو برداریم، ترجمه ... دیدن ادامه » ش میشه "رویا". و خوب حرف A رو ترجمه نمیکنیم چون اینجا حرف تعریفه، نه ضفت شمارشی. نزدیکترین ترجمه میشه "یک رویای شب نیمه تابستان" یا "رویای شب نیمه تابستان.
حمل بر خودستایی نشه، من این اثر رو در طول دوره لیسانس و ارشد (ادبیات انگلیسی) بارها خوندم و اثر بسیار جذابیه.
ترجمه عنوان اون فیلم هم "ذهنی زیبا" درست تره. چون "یک" در زبان فارسی بیشتر شمارشیه تا تعریفی.
پ.ن. در کل ترجمه A از انگلیسی به فارسی صحیح نیست. چون ما در فارسی حرف تعریف نداریم. اما در عربی چرا: "الف و لام" و یا "تنوین".
۰۲ مرداد
سپاس از توضیحات تون
۰۳ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کلام، ختم کلام:
تئاتر تفریح نیست!
با کمال احترام
مخالفم به شدت: هنر نمایشی اول باید مفرح و سرگرم کننده باشه از جمله تئاتر
چه بخوایم چه نخوایم اول داستان اولویته . اصل داستان تعریف کردن هم برای تفریحه.
۱۰ تیر
جناب عبدی دورد
من الان متوجه منظورتون شدم و به نظرم کاملاً باهم هم‌نظر و هم‌سوییم
ممنون از پاسخگویی‌تون
۱۱ تیر
درود بر شما.
باعث شدید شفاف تر بگم نظرمو. ممنون از کامنتتون
۱۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشتن در مورد یک نمایش بد و یک اجرای زیرضعیف، این خطر را به همراه دارد که نقطه های قوت، هرچند معدود را نادیده بگیریم. اما نمایش هنر مردن امین شفیعی تمام تلاش خود را میکند که ما هیچ نکته مثبتی در نمایش نبینیم. کارگردان طبیعتا این کار را دانشجویی و یا کارگاهی معرفی میکند که درواقع شرایط خوبی برای کشف استعدادها فراهم میکند. اما کارگردان این کار دست به کاری ماورای تواناییهای خود، بازیگران و سالن زده است. کارهای دانشجویی معمولا کارهای جذاب و تماشاگرپسند هستن چرا که از دل کارگاهها پدید می آیند.
روایت هنر مردن هرگز شکل نمیگیرد و دنبال کردن نمایش با بازی های بسیار خام و آزاردهنده بسیار سخت و دشوار می شود. مثل اکثر دوستان، درجواب این گفته میگویند این یک کار رئالیستی نیست بلکه سورئالیستی است و فهمیدنش برای هرکسی آسان نیست. اولا اینکه ابدا نمیتوان کلمه ... دیدن ادامه » سورئالیسم را تا این حد پایین آورد (حتی اگر یکی از کاربران (بخوانید آشنایان) این لغت متعالی هنری را در مورد این نمایش به کار برده باشد.ثانیا اگر این کار برای فهمیدن و دنبال کردن داستان نیست، پس حداقل باید یک اثر دیداری جذاب باشد. بود؟ اما به هر حال اگر معیار ما این است پس ایرادات کار سه چندان می شود.
تصویرهایی که در نمایش ساخته می شود که هرگز فراتر از واقعیت نیست و دیالوگهایی که به شیوه کتابی ادا می شوند اما هیچ دلیل و توجیهی برای این نوع بیان به مخاطب نمیدهند که چرا گاهی دیالوگ ها عامیانه می شوند.. آنچه که شگفت بود، توانایی بازیگران در حفظ کردن این حجم از دیالوگ های ناپیوسته و بی معنی (با عبث نما اشتباه نشود) است. نورپردازی نمایش ابدا با نوع پیشروی نمایش همسو نیست و موسیقی کاملا ساده انگارانه انتخاب شده است.
نمایش شفیعی هیچ ریتم مشخصی ندارد. و ارتباط بین بازیگران هم از یک مسابقه داد و فریاد فراتر نمی رود.
این نوشته بسیار ساده و بدور از هرگونه کلمات تخصصی نمایش و سورئالیسم نگاشته شده تا کارگردان اندازه ها و ظرفیتهای خود را بشناسد و با انتخاب کاری که هرگز توانایی ارائه آن را به صورت مطلوب ندارد، به شعور مخاطب خود توهین نکند.
فرزاد جعفریان، محمد جواد، celine و حمیدرضا مرادی این را خواندند
رضا غیوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جنوب از شمال غربی فرهاد باقری، نمایشی پر فراز و نشیب و با خط روایی سینوس وار است که در اکثر اوقات متاسفانه اجرا را غیر قابل تحمل میکند. شاید اگر دقت باقری در انتخاب بازیگر و ترکیب بندی و تصویر سازی، به اندازه ریزبینی و دقت او در انتخاب متن و پلاتوی نمایش بود، به میزان قابل توجهی توازن و جنبه های زیبایی شناختی اجرا را بالا می برد. دکور صحنه اقتصادی اما مربوط و مختصر، و تنوع و دقت در انتخاب لباس، به همراه دو یا سه لحظه کوتاه گیرا در نمایش، نکات مثبتی بود که در مقابل نقطه ضعفهای مختلف او توانایی خودنمایی چندانی نداشتند. حرکات بسیار زیاد و اضافی بازیگر نقش آدری در تابلوی اول، تصویرسازی خطی و بدون حساسیت در پرده دوم آن هم به هنگام نقطه اوج نمایش، ریتم نامنظم و ترکیب بندی اشتباه در پرده سوم، ذهن ما را صرفا بر این نقاط ضعف متمرکز میکند و حتی مخاطب ... دیدن ادامه » عام را از سیر داستان هم دور میکند.
اما شاید بزرگترین اشتباه باقری، انتخاب سبک اوست. اجرای یک متن که ابدا واقعگرایانه نیست با اصول رئالیستی، نه تنها قدرت متن را میگیرد، بلکه اکثر جنبه های اجرا (روایت، ریتم، حرکت، ارتباط، و...) را تحت تاثیر منفی قرار میدهد.
با این همه، لحظات گیرایی در نمایش وجود دارد که نشانه شم کارگردانی باقری (نه لزوما تکنیک) و توانایی بالقوه او در جذب مخاطب است. شیوه معرفی شخصیت ماهیگیر، ارتباط میان ماهیگیر و همایون، بازی جذاب و شسته رفته خانم هدیه آزاده و تاکید مناسب روی شخصیت سوسن را می توان پادزهر نمایش جنوب از شمال غربی دانست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید