تیوال Fariba Akbari | دیوار
S3 : 10:01:59
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سوال اساسی من این است چیکار با کوروش دارید چرا کوروش را جنایتکار معرفی میکنید واقعا برای من سوال شده ؟ حالا میرم سراغ نمایش جنایات و مکافات اثر برجسته داستایفسکی! بازی بابک حمیدیان اغراق آمیز بود اینقدر که ایشون حالت بیمارگونه داشت راسکول نیکوف داستایفسکی نداشت در قسمتهایی راسکول نیکوف خوسنرد است ولی در اینجا دیده نشد راسکول نیکوف در خانه پیرزن در حال نقشه کشیدن برای کشتن پیرزن در درون خودش است جریان سیال ذهن که در اصل داستان بسیار مهم است اصلا در اینجا دیده نشد ،در داستان راسکول نیکوف مونولوگی دارد به این مضمون خدایا واقعا تبر را برمیدارم و میزنم توی سرش و جمجمه اش را خرد میکنم و خون جاری میشه یعنی اون غرق خون گرم میشه! نه تحملش را ندارم نمیتونم برای اینکه پای علم حساب در میان است من باید حسابم را تصفیه کنم ولی نه با این وجودم ( تصفیه حساب ... دیدن ادامه » حقوقی آیا هدف وسیله را توجیه میکند ) من که میدونستم توانش را ندارم پس چرا باید خودم را اینقدر آزار بدم خدای من راه من را به من نشون بده من هم این آرزوی لعنتی را فراموش میکنم( صحنه ای راسکول نیکوف که مقابل گنبد کلیسا وصلیب روی ان با خودش میگه ) خدای من آزادی آزادی آزادی ( آزادی از فکر کشتن پیرزن نزول خور ) به نظرم این مهمترین دیالوگی است که راسکول نیکوف با خودش میگه ولی در نمایش دیده نمیشه اینکه داستایفسکی در مقابل رنج بشر زانو میزند در فیلم برادران کارامازوف نسخه روسی دیده میشود پدر زوسیما در مقابل دیمتری زانو میزند و میگوید من در مقابل رنج بشر زانو میزنم! موسیقی به بازی ها مسلط بود و در برخی قسمتها آزار دهنده در جاهای سر درد گرفتم از صدای موسیقی ! بیشتر موسیقی محور بود تا بازی محور در حالیکه این نمایش بیشتر روی موضوع میچرخد نه موسیقی! داستایفسکی انسان را بین دو بینهایت خوب و بد در نوسان می بیند انسان میتواند از حیوانات پست تر و پایین تر و از فرشته ها بالاترباشد جایگاه انسان دائم در نوسان است و این درست ان چیزی است که دررمانهای داستایفسکی به چشم میخورد من اصلا و ابدا در نمایش چنین چیزی ندیدم و درواقع این وضعیت بشر است در رمان جنایات و مکافات راسکول نیکوف چون عدالت خواه است از فرشته بالاتر است و به خاطر قاتل بودن از حیوانات پایین تر است ، من در این نمایش این اصل را که محور بیشتر داستانهای داستایفسکی است ندیدم اصلا مسئله خیر و شر مطرح نشد در حقیقت راسکول نیکوف دارای دو نیمه است نیمه شرو نیمه خیر از این نظر روان شناسی داستایفسکی بی نظیر است جنایات مکافات دارای دو نیمه است که قرینه یکدیگرند نیمه خیرو نیمه شر، در جنایات و مکافات ما با یک قتل و یک مجازات روبرو نیسم بلکه با یک داستان بسیار عمیق روان شناختی فلسفی روبروییم داستایفسکی خواننده را با درون و زوایایی تاریک یک شخص عدالت خواه روبرو میکند به نظرم بازیگر نتوانست این را نشان بدهد در اینجا این سوال مطرح میشود ایا هدف وسیله را توجیح میکند ایا راسکول نیکوف که عدالت خواه است مجاز است که از کشتن برای رسیدن به عدالت خواهی استفاده کند ، در حالیکه در اینجا وجدان و نیمه هوشیار انسان مطرح میشود و به نظر میرسد خدا محور میشود کتابهایی به نام روح روسی وجود دارند نوشته های داستایفسکی اینگونه اند، رابطه داستایفسکی با قهرمانانش کلیدی است برای ورود به بحث فکری داستایفسکی انسان همواره بین دو بی نهایت است کاش فیلم نسخه روسی را نگاه میکردند بازی خانم مینا ساداتی منفعل بود هدف داستایفسکی از خلق سونیا یک دختری که راه برود و داستایفسکی را در آغوش بگیرد نیست تنها نقطه امید در جنایات و مکافات سونیا است که راسکول نیکوف دوستش دارد ولی بازیگر نتوانست اون امید به زندگی را که در راسکول نیکوف زنده میکند را در بازی به نمایش بگذارد آقای آتیلا پسیانی هم متاسفانه بازی چندان خوبی نداشتند اصلارذالت و پستی را در قالب یک انسان موقر نتوانست نشان دهد
اشارات جالبی داشتید دستتون درد نکنه.
با شتاب زده بودن متن مواففم خیلی بخش ها بدون اشاره به صحنه موجود در داستان رد میشد و چند صحنه طولانی تر از حد بود که خوب با توجه به طولانی بود داستان عملا امکان گنجوندن همه بخش ها درش وجود نداره..
۲۸ تیر
سپاس از شما آقای بهراد راد به ویژه متنی که درباره کوروش نوشتید نمیدانم چه سالی خانم پری صابری نمایش کوروش را ساخت و روی صحنه برد من اون زمان نبودم که این نمایش را ببینم ولی مطمئنم که خانم پری صابری کاری بسیار زیبا ارائه داده است
۳۰ تیر
درود بر شما جناب بهراد راد و بانو فریبا اکبری
بر اساس خرد ناقصم سؤالات شما را از دیدگاه شخصیم پاسخ می دهم جناب راد؛
١. آنچه که شما مطرح می کنید باز شدن باب علم دراماتورژی و باب های اقتباس و برداشت های آزاد از آثار کلاسیک جهان است که تغییرات ممکن است بواسطه ... دیدن ادامه » فرهنگ بومی آن منطقه(در اینجا ایران) و یا تغییر زبانی متن بر اساس گویش آن جغرافیا و فاکتور سوم زمانه حال و بهره مندی از سیاستهای روز رخ دهد لذا این تغییرات بر اساس علم دراماتورژی و یا اقتباس از آثار و حتا برداشتها امری بلاشک و رخ دادنی است که کاملاً مجاز و قابل دفاع است. به طور مثال انواع برداشتهایی که تا کنون از هملت از برادوی تا تهران در این سالها رخ داده را در نظر بگیرید و هر کدام هم در جایگاه خود مورد نقدها و امتیازهای مثبت و منفی بوده اند لذا در مسیر حرکتی مدرنیته و البته آوانگارد و حتا پست مدرن تمامی این روایت ها قابل احترام هستند و اینکه از هسته اصلی کلاسیک خود نشأت می گیرند در آن شکی نیست.
٢.خیلی متوجه این سؤال نشدم اگر منظورتان اغراق در صحنه است که این می تواند تجویزی باشد از طرف کارگردان و اگر بحث حرکات بدنی مطرح باشد مسأله فرم باز می شود که خب در این اثر هم ردپای فرمالیستی مشهود بود.
٣.در رابطه با بحث درگرفته من با خانم اکبری پیرامون کوروش کبیر بنده هیچگاه منکر اتفاقات بزرگ در حوزه هنر و معماری آن دوره که بعدها جزء لاینفک تمدن ایران شده نبوده ام همانطور که پیدایش ناپلئون هم برای فرانسه آغازگر بسیاری از سبک های نوشتاری ادبی و هنری در حوزه نقاشی و معماری بوده است(اسم ناپلئون را برای این آوردم چون در برخی بحثهای من با خانم اکبری نام برده شده است) ، در آن مجادله لفظی ما نظر بنده روی جنگهای کوروش در ٣٠ سال زمامداری او بوده بله حسب فرموده شما برخی از آنها دفاع از مملکت بوده خب درست ولی بسیاری از این جنگ ها فتوحات و کشور گشایی بوده و ایشان در جهت تقویت پهناور کردن ایران کوشیده اند و شروع کننده برخی نبردها بوده اند نه مدافع و نمی توان بخاطر حس ملی گرایی آنها را کتمان کرد و حقایق را بازگو نکرد.

سپاس از دو عزیز برای خوانش متن جوابیه بنده و درود.
۳۰ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Fariba Akbari
درباره نمایش فرشته تاریخ i
بسیار شگفت زده شدم وقتی دیدم تماشاگران برای نمایشی که بر ضد هویتشان و تاریخشان است دست میزنند نمیدانم اینها چرا کوروش را جنایتکار معرفی کردند چرا الکساندر را جنایتکار ندانستند ؟ چه زمانی ما درک میکنیم برای داشته هایمان ارزش قایل باشیم ! چه زمانی میخواهیم از داشته هایمان دفاع کنیم ؟ امثال برشت و والتر بنیامین جز حرف زدند چه کردند ؟ با حرف خالی دنیا تغییر میکند؟ یا انسان عملگرا میخواهد که جهان را تغییر دهد و چرا کارگرادان سقراط با به یهود نسبت داد ؟ مسیحایی که اینقدر درباره اش صحبت شد خودش خاخام یهودی بود واقعا متاسفم برای قشر روشنفکری که از داشته ها و از هویتش دفاع نمیکند ما عادت داریم دنبال هر اندیشه ای که بر ضدمان است برویم و برایش دست بزنیم و هورا بکشیم
سلام. ممنونم از نظرتون.
من برداشت نکردم جسارتا که کوروش رو جنایتکار معرفی کرده باشه این نمایش. به نظرم در مورد نسبت ما با اسطوره/ کوروش بود و نه قضاوت اون..
۱۴ تیر
کوروش بابل را فتح کرد کاری به کار عربها نداشت عربها ان زمان اصلا مطرح نبودند که بخواهد با آنها دشمنی کند نازی ها با مسیح خوب نبودند رجوع کنید به چنین گفت زرتشت اثر نیچه که خود نیچه گفت : کتابی برای همه کس و هیچ کس در حالیکه عیسی گفت :سخنانم برای همه است اتفاقا ... دیدن ادامه » مسیحیت بر ضد بشر شد تا به نفع بشریت من هنوز نمیفهمم والتر بنیامین چی گفته اینقدر هذیان گویی بود که حد نداشت در ضمن این نمایش میتوانست در 90 دقیقه بسته شود پیوسته تکرار حرفهای قبلی تکرار حرفهای قبلی من یک جمله باشکوه در این نمایش ندیدم که تلنگری بهم بزنه یا تلنگری به بشریت ! یک سری دیالوگهای مبهم و در هم برهم ابتدای نمایش گفته شد بنظرم کسی که نقش افسر رایش را بازی کرد عالی بازی کرد من احساس کردم یک افسر رایش در مقابلم است
۱۵ تیر
آقای رضا بهکام گرامی در تاریخ سلسله ها امده اند و رفته اند اگر عمیق تر و ریشه دارتر به تاریخ نگاه کنیم متوجه میشویم ما هنوز وام دار کوروش هستیم اینکه هخامنشیان آمده اند و رفته اند درست !اما فرهنگشان باقی مانده و مهم باقی ماندن فرهنگ است که من ایرانی امروز ... دیدن ادامه » از دوستم نمیپرسم مذهبیت چیست ؟ درباره فاشیستم و علت ظهور آن هم باید تاریخی به موضوع نگاه کرد وقتی اطریش ایتالیا را جزو مستعمراتش میداند و یک ایتالیایی اجازه ندارد در این دوره پرچم کشورش را داشته باشد این عقده حقارت جمع میشود و در جایی خودش را نشان میدهد یا همینطور آلمان که در قرار ورسای سال 1919 آنچنان ناجوانمردانه با المان برخورد کردند که یک روانشناس آمریکایی گفت این قرارداد صلح ورسای عامل جنگ جهانی دیگری خواهد بود به نظر من امثال والتر بنیامین مسائل را در سطح فکر خود میدیدند یا بخاطر منافعشان یا بخاطر طرز تفکرشان یا مسائل دیگر
۱۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Fariba Akbari
درباره نمایش مده آ i
نمایش مده آ هم اقتباسی از نمایش اصلی بود هم خود نمایش اصلی مده آ زنی با قدرت جادویی که برای رسیدن به عشق جیسون همه چیز خود را فدا میکند در زندگی مده آ که در قبیله ای سنتی زندگی میکند عشق چیزی است ناشناخته ولی مده آ زن جادوگر با ولع هر چه تمام تر در بدست آوردن عشق همه چیزش را فدا میکند ولی وقتی میبیند که جیسون برای رسیدن به قدرت او را بدست آورده دست به انتقام میزند دو فرزندش را میکشد تا به اسارت جیسون و کریون ( عموی جیسون ) درنیاید ولی مده آ در زندگی حقیقی طور دیگری عمل میکند او میخواهد ثمره عشق را نگهدارد و همینطور عشق را کریون در زندگی حقیقی دنبال مدرنیزمی است که خود نیز در آن گمشده است و نمیداند چه میخواهد ولی مده آ میداند چه میخواهد او عشق را میخواهد و برای حفظش دست به هر کاری میزند حتی گفتگو با رقیب خود پیرزنی که در داستان مده آ دایه است و مده آ را ... دیدن ادامه » نصیحت میکند که خشم خود را کنترل کندولی مده آ آتشی در درون دارد که با هیچ یخی سرد نمیشود انتخاب دختر چوان در نقش پیرزن جالب بود دختر جوانی که همسر مده آی بازیگر عاشق او میشود ولی مده آ به او میگوید مدتی بعد نیز تو هم کنار خواهی رفت دیالوگ این دو زن با هم جالب است من زنم زنی در آستانه فصلی سرد و آوردن متنی از تورات که حوا را از گل آدم میداند حتی زن هم قسمتی از وجود مرد است و مده آ این را قبول ندارد که گل سرشت زن نیز از مرد باشد و جدا نباشد در حقیقت مبارزه بین اسطوره و زن است شاید زنان با سرنوشتی که خدایان تعیین کرده اند میچنگند و آن را نمیپذیرند چون خدایان برای آنان حقوقی که میبایست را قایل نشده اند پیشنهاد میکنم حتما به دیدن این نمایش بروید حرکات موزن و بازیها و انتخاب موسیقی عالی بود فقط حیف که تبلیغات برای چنین نمایش خوبی کم بود
امیر مسعود و شبنم یگانه این را خواندند
سعیده شریفی و مهربان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Fariba Akbari
درباره نمایش ملاقات i
به نظرم فردریش دورنمات در این نمایشنامه از سمبول های جالبی بهره برد مصنوعی بودن پای خانم کلر بانویی که عدالت را با پول میخرد ( سرمایه میتواند عدالت بوجود آورد اما اینجا مسئله عدالت فدای انتقام میشود )همینطور مصنوعی بودن دستی که حالا از جنس عاج شده نشان میدهد عدالت پایش لنگان است و دستانش اگر چه زیباست ولی واقعی نیست. در نهایت تمام ارگانهای شهر ( به امروز وزیران ) حاضر به ارتکاب قتلند تا سرمایه ای بدست آوردند حتی مردم شهر و فرزندان آلفرد حاضرند در مقابل پول از قتل پدرشان چشم پوشی کنند و اجازه فرار الفرد را نمیدهند -شهردار ( نماینده مردم شهر )، پلیس ( نماینده قانون )، معلم ( نماینده سیستم آموزش و پرورش )، کشیش ( نماینده مذهب )و پزشک ( نماینده سیستم ب سلامت جامعه ) همه و همه حاضر به انجام قتل شدند در صحنه ای مذهب ( کشیش ) و قانون ( پلیس )هر دو در کنار آلفرد ... دیدن ادامه » قرار دارند تا او را برای مرگ آماده کنند قانون و مذهب هر دو در خدمت سرمایه داری اند - در حالیکه ابتدا همگی در مقابل این عمل ایستادگی کردند ولی لذت سرمایه داری و رفاه آنها را واداشت تا اینکار را بکنند افراط گری نویسنده و شعاری بودن را میشود دید و شاید بدتر از آن خریدن دانشمند توسط خانم کلر ( شوهر هشتم ) یک سرمایه دار میتواند همه عوامل حتی دانش را هم با پول بخرد بقول آمریکایی ها money talks اما کسی نپرسید چرا این شهر به این روز افتاد ؟ چرا مردمش بی اراده شدند ؟ چرا مردمش کاری نکردند تا به این روز نیفتند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید