کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال Fariba Akbari | دیوار
S3 : 10:46:52 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
واقعا سخت میگذرد به کسی که عاشق تئاتر و سینما و هنر است و نمیتواند هیچ تئاتری ببیند زمانی که تراژدی کورنا به پایان برسد یک تئاتر درمانی میکنم ولی میشد یک نمایش اینترنتی راه انداخت دیالوگ نمایشها و کتابهای معروف را بنویسم و دوستان نظر بدهند این دیالوگ مربوط به کدام کتاب و کدام نمایش است اولین دیالوگ را خودم مینویسم
خوشبختی در خم ابروی ما آرمیده است لحظه ای از عمر ما نباید سپری شود بدون اینکه با عیش و عشرت نیامیخته باشد
تنها تفاوت این است که تو جنگجوترین جنگاور دنیا تبدیل شدی به بزرگترین دروغگوی دنیا
وای چقدر خندیدم از دست شما آقای کیانی من هم با تئاتر درمانی موافقم به نظر میاد که فروکش کرده اینطور که در مقالات پزشکی خودندم با گذشت زمان قدرت بیماری زایی این ویروس کم میشود دی ماه و قبل از آن قدرت تهاجمی این ویروس خیلی بالا بود که اینطور کشته دادیم و خوب ویروسهای قدرتمند هم توسط کشته شده ها دفن شدند و خبر خوب دیگه اینکه این ویروس نیمه عمر داره و با گذشت زمان نیمه عمرش کم میشه و کم میشه طوریکه اگر تا دو یا سه ماه مبتلا نشوید بعداز آن به شکل یک سرماخوردگی ساه درمیاد
۰۹ فروردین
سپاس از شما آقای بهکام گرامی متاسفانه چند روز خیلی شیفت کاریم زیاد بود ولی دنبال نامه نمایش نامه نویس بودم نام فیلم ترور را پیدا کردم یکی محصول سال 77 و دیگری 2015 بود ولی دیالوگی که شما نوشتید جالب بود
۱۳ اردیبهشت
درود،دیالوگ مربوط به صحنه های میانی نمایشنامه است
شب گذشته هم بر اساس رمان "پرونده کولینی" که دو سال قبل از همین نویسنده خواندم فیلم ساخته شده در سال ٢٠١٩ را دیدم با عنوان “the collini case” که بی نظیر بود و توصیه اش می کنم.
روز خوش.
۱۴ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Fariba Akbari
درباره نمایش چلچراغ i
من که عاشق طهران قدیمم - چند وقت پیش تحقیقی درباره موسیقی داشتم که چشمم به جامعه باربد افتاد یک موسسه موسیقی در لاله زار که اسماعیل مهرتاش به راه انداخت و استادانی چون ملوک ضرابی ، لرتا ، رشید اصلانی ، رضا کرم رضایی و علی نصریان در این موسسه بودند مهرتاش اعتقاد داشت کسانی که استعداد دارند ولی پول ندارند را باید کشف کرد و این موسسه پر شاگردترین کلاسهای ان زمان بود کاش این نسل پلی ارتباطی با آن نسل را برقرار کند و بداند چه هنرمندان قدر و قدرتمندی داشتیم
golsar music، امیرمسعود فدائی، پارسا یزدی و امیر مسعود این را خواندند
آقامیلاد طیبی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Fariba Akbari
درباره نمایش باباکرم i
اسم نمایش آدم را وسوسه میکنه که بره ببینه پس از این همه خانه نشینی خوب است یک نمایش شاد دید حداقل از دپرشن بیرون بیاییم نمیدانم حرکات موزون بابا کرم را دارد یا نه ؟
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Fariba Akbari
درباره نمایش رختشور شاه i
واقعا برای هنرمندان متاسفم که این اتفاق افتاد اجاره سالن و رزرو سالن و پیدا کردن بازیگر و تمرین های مکرر تئاتر همه و همه به هدر رفت نمیدونم چطوری با شما دوستان احساس همدردی کنم
Fariba Akbari
درباره نمایش اِلویرا ٢٠٢٠ i
خواستم برم این تئاتر را ببینم که اینطور شد داشتیم زندگیمون را میکردیم در این اوضاع وانفسا این را هم ازمون گرفتن
اگر اشتباه نکنم بلیطیش قبلا 10000 تومان بود که باعث تعجب من شد حالا 100000 تومان که باز هم باعث تعجب من شد نکته بعدی تاریخ هنر خیلی خیلی وسیع است تاریخ هنر باستان یا پس از آن هنر مدرن هنر کلاسیک یا .... کدام دوره ها؟ اجرا چگونه است بعد هم تاریخ کدام هنر ؟ تئاتر ، نقاشی ، ادبیات ..... نام ماراتن تاریخ هنر خیلی کلی است
Fariba Akbari
درباره نمایش اِلویرا ٢٠٢٠ i
درود بر دوستان اینقدر تعریف از این نمایش شنیدم وسوسه شدم برم ببینم به ویژه که کلاس آموزش هم هست
Fariba Akbari
درباره نمایش شک i
دوستانی که نمایش را دیدند آیا شبیه فیلم شک است که مریل استریپ بازی کرده ؟ این فیلم درباره راهبه ای است که خیلی زیاد مشکوک است و نسبت به اطرافیانش دائم گمان بد میبرد در حالیکه گمان بد بردن از دیدگاه کاتولیکها گناه است
بله خانم "شک" همان متن هست وجالبه کارگردانهامون دست از سر این نمایش برنمی دارند و درفاصله کوتاه چنداجرا ازش همزمان در سالنهای مختلف هست
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
سپاس از دیدگاهتون در فیلمش مریل استریپ خیلی عالی بازی کرده بود یک راهبه شکاک البته بخواهیم از این نوع فیلمهای ببینیم به نظرم شکلات که مردم متعصب یک شهر در برخورد با زنی که قدم به کلیسا نمیگذارد و شکلات تولید میکند هست فیلمهای بسیاری درباره تعصب مذهبی ساخته شده
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
امشب نمایش کارنامه بندار بیدخش را دیدم گروهی جوان کار خوبی ارائه کرده بودند پیشنهاد میکنم این کار که هم اسطوره هم جمشید و هم نوشته بهرام بیضایی است را ببینید در کل درباره جمشید تاریخ بی انصافی کرده چون جمشید کارهای خوبش زیادتر از کار اشتباهش بود در ضمن این توطئه مغ ها و نظامی ها بود که با هم متحد شدند بر ضد جمشید چون جمشید از معابد مغ ها مالیات دریافت کرد انها هم که دوست نداشتند مالیات بدهند جمشید را بندنام کردند و گفتند ادعای خدایی دارند اما درباره نمایش قسمتی از دیالوگ بندار میخواست که دانش در خدمت همه باشند جمشید مخالف بود اما مخالفت او دلیل داشت که دانش در خدمت مخالفان ما نباشد امروز هم مراکز تحقیقاتی دانش خود را در اختیار کسی قرار نمیدهند - و در نهایت جام ، جامی که جمشید در آن حوادث و اتفاقات و دیوان و اهریمنان را میدید و میتوانست یک قدم جلوتر از انها گام بردارد تا پادشاهی او و قلمرو پادشاهیش از گزند در امان بماند شاید در دنیای امروز بود اون جام میشد ماهواره های اطلاعاتی - ولی نگرانی جمشید از بندار به چه دلیل بود ؟ از دید بیضایی ارائه دانش به همه ! در نهایت جمشید خودش را در جام دید بقول حافظ - سالها دل طلب جام جم از ما میکرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
نمایشی زیبا از دوره کمونیستی شوروی بدون اینکه نویسنده و کارگردان وارد سیاست شود در حالت کمیک نمایشی را فراهم کردند تا برخی از واقعیتهای این سیستم را به نمایش گزارند در نهایت میخایلویچ با دست راست بهتر مینوشت گرفتن هویت از یک فرد و دادن یک هویت جعلی به اون فرد اینطور سیستمها برای هویت زدایی می آیند و از هر راهی برای هویت زدایی و دادن هویتی جدید به انسانها بهره میبرند پلیس مخفی در همه جا حضور دارد حتی سلیقه شما را در خوردن غذا تغییر میدهد وقتی دیوار برلین فروریخت و شوروی فروپاشید در آنجا مکدونالد شعبه زد صفی به درازای چندصد متر درست شد روزنامه آمریکایی نیوزویک نوشت دنبال یک لقمه آزادی
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Fariba Akbari
درباره نمایش مری پاپینز i
درود بر دوستان نمایش مری پاپینز با دکور صحنه عالی و رقص های بی نظیر قابل ستایش است اما فکر کنم کارگردان تئاتر فراموش کرده که تاریخ نمایش به دوران ملکه ویکتوریا مربوط میشود وقتی خانم بانک میگوید این جمله از گاندی بود متعجب شدم کمی دقت در این موارد خوب است خانم بهنوش طباطبایی به نظرم شخصیت مری پاپینز را خوب درک نکرده بود مری پاپینز نیازی ندارد که بگوید من همه چیز را میدانم خیلی این دیالوگ تکرار شد و همینطور دفاع از حقوق زنان توسط خانم بانک کمی زیاد از حد بود د چند نکته در فیلم مری پاپینز با بازی جولی اندروز است که کلیدی است و در نظر گرفته نشد در کل دکور صحنه و رقص بسیار زیبا با موسیقی عالی ایرادهای برخی بازیگران را پوشانده بودند در کل این نمایش ارزش دیدن را دارد
احتراما خانم بهنوش طباطبایی بودند بازیگر مری پاپینز
۳۰ آذر ۱۳۹۸
خانم طباطبایی چطور هستن؟
۰۲ دی ۱۳۹۸
مری پاپینز شخصیتی است که به همه اوضاع مسلط است در فیلمی که جولی اندروز بازی کرده وقتی وارد خانه میشود طوری وارد میشود که انگار در این خانه به همه چیز مسلط است سریع داخل میشود طوریکه آقای بانکس نامه را میبیند گیج میشود و مری پاپینز میپرسد شما جورج بانک هستید میگه جورج بانک کیه ؟ یا اینکه به کارفرما میگوید یکهفته بهتون مهلت میدم بعد معلوم میشه من این حالت را ندیدم امیدوارم در اجراهای بعدی در نظر گرفته شود
۰۲ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Fariba Akbari
درباره نمایش لانچر ۵ i
قربان لانچر 5 آخر دنیا است ، هیچ چیز انگونه که به نظر میاد نیست ، بویر احمدی لجن ، بچه خوشگل بود به مولا قسم حداد راه میرفت یک پادگان زیرپاش میلرزید درودها دیشب نمایش را دیدم - به نظرم اینگونه موضوعات به زمان خاصی تعلق ندارد البته کارگردان تلاش کرده بود نقش جامعه ای که فقط مرد در آن باشد را نشان دهد که چه عواقبی دارد این موضوع در سربازخانه ها و مکانهایی دیگر اتفاق میافتد ولی خوب بخاطر تابو بودن در جامعه ای که بین سنت و مدرن پا در هوا است اجازه بروز و نشان داده شدن نداشت ، اینکه وقتی بازیگر ها سکوت میکردند تمام تماشاچیان هم سکوت میکردند وچشم به دهان سرگرد شایگان و سربازان مورد بازجویی دوخته بودند تا چه میگوید و در انتها این اتفاق دوباره افتاد صدای شیک گلوله و مسلسل به هر حال اصلیترین علت جذابیت تابو شکنی بود به نظرم قسمتهای طنز نمایش برای آقایونی که سربازی رفتند باید خیلی جالبتر بوده باشد در ادامه فساد یک سیستم نظامی را در فیلم از اینجا تا ابدیت فردزینمان هم میشود دید ولی اون مربوط به این موضوع نمیشود در انجا هنرپیشه زن هم هست و علاقه ای که افسری به زن یکی از افسران پایین تر از خود پیدا میکند به نظر میاد زینمان میخواست بگه ارتش فرانسه خیلی فاسد بوده از اینکه کارگردان آمد و خواست نظر بدیم برای بهتر شدن نمایش خوشم امد سیگار کشیدنها کمتر شده بود در اتنها به نظرم اون زمان پسرها زودتر ازدواج میکردند و خانمها هم در ارتش استخدام میشدند
با اینکه چند ماه قبل و در سالن سایه تئاتر شهر دیدمش ولی ترجیح دادم در موردش صحبتی نکنم!
همانطور که شما اشاره فرمودین این اثر زمان روایتش درست نیست و برای فرار از ممیزی تن به مسیر قبل از انقلاب داده و البته مورد بازی با لهجه ها و گویش های محلی برای جذب مخاطب و خنده گرفتن به هر قیمتی از فاکتورهای تئاتر آزاد است و ...
مرسی
۱۵ آذر ۱۳۹۸
کی دوباره میره صحنه؟ من میخوام بازم ببینمش.
۱۸ بهمن ۱۳۹۸
دومرتبه رفته روی صحنه
۲۴ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آی لبو لبو دارم لبو آخرین دیالوگ تئاتر لباس جدید پادشاه که عالی بازی کرد نقش احمد شاه را! تابلوی ملکه انگلیس و تزار در بالای سر تخت شاه که نشان داد قاجار انگار اسباب بازی دست این دو قدرت بودند و دیالوگهایی از زبان ملکه انگلیس میشنیدیم و لبان این تصویر تکان میخورد قحطی نان که دوره احمد شاه بوجود آمد و خیلی از مردم از بین رفتن و پلیدی های وثوق الدوله در انعقاد قرارداد 1919 که البته نام قرارداد در نمایش برده نشد ولی زیرزیرکی گفته شد که ایشون چه قراردادی را امضا کرد بازیگر نقش وثوق الدوله خوب بازی کرد . لباسی برای شاه که میخواستند پارچه اش ایرانی باشد امگار همه چیز سلطانهای قاجار فرنگی بود فقط پارچه لباس باید ایرانی میشد و خیاط زن انگلیسی که لباس را دوخت انگار ملکه انگلیس همه چیز را میبرد و میدوزد و سلطانهای قاجار باید ان را بپوشند و چاره ای جز اطاعت ندارند ا دوستانی که این نمایش را ندیدند حتمن به دیدن این نمایش بروند حیف است که این نمایش را از دست بدهید بازی ها روان و خوب دیالوگها به جا و درست انتخاب شده بودند
سپاس از حضورتون و اینکه مارا به تماشا نشستین
۱۱ آذر ۱۳۹۸
خانم اکبری نازنین ⁦❤️⁩
ممنونم از مهربانیتون و برکت ببخشید که حضورا خدمتتون نرسیدم
کاش منت می‌گذاشتید و خودتون رو معرفی می‌کردید
در هرحال قدم به چشم ما گذاشتید ⭐
ممنونم از مهر حضورتون
۱۱ آذر ۱۳۹۸
ممنون از حضور پر مهرتون
۱۳ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Fariba Akbari
درباره نمایش قلعه حیوانات i
دیگر حق خود را با صاحب مزرعه تقسیم نمیکنیم زمانیکه از دست جونز خلاص شدید ثروتمند و آزاد خواهید شد این مزرعه حاصل خیز است بزودی ما ثروت و آزادی خواهیم داشت انقلاب کنید خوکها میتوانستند برای هر مشکلی راه حلی پیدا کنند { البته آبدوغ خیاری } آسیاب بادی نماد انقلاب حیوانات شد و 5 قانون که همه رعایت میکردند جز خوکها 1- هیچ کس حق ندارد در تخت خواب بخوابد 2-هیچ حیوانی حق کشتن هیچ حیوانی را ندارد 3هیچ حیوانی مشروب نمی نوشد – 5چهار پا خوب است دو پا بد - 5همه حیوانات با هم برابرند همه قوانین از بین میروند جز قانون آخر همه حیوانات برابرند ولی برخی ها برابرترند خوکی که حیوانات را نصیحت کرد ( میجر پیر ) برای انقلاب سلطنت را هم به خوکها داد ولی بدتر از اون حیوانات تمام اثار تمدنی را از بین بردند با توجه به اینکه جورج اروول مامور اینتلیجنسی انگلیس بود خوب همه چی را پیش بینی کرده انقلاب کمونیستی راه دیگری برای چپاول کشورها و تجارت با کشورهای دیگر نوعی سرمایه داری دولتی که در شوروی بود بقول نویسنده ای که گفت میخواستم در شوروی کارخانه بخرم ولی پول نداشتم
با تشکر از دقت و توجه شما.
۲۰ آذر ۱۳۹۸
من علاقه ی زیادی به نمایش اقتباسی دارم، چون به هر حال کم نمایش نامه خوب نیست که یا تا به حال اجرا نشده باشد یا اینکه هنوز هم متقاضی برای نمایش دارند.
نمایش هم به نظرم تا حد خوبی از کتاب پیروی کرده بود. دست شما درد نکند.
سر شعر ها هم خیلی زحمت کشیده بودید. ترانه میجر پیر در ذهن من مانده، اگر به اشتراک گذاشته شود خوشحال میشم.
۱۷ دی ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
دستهایی که دست به عمل نمیزننند نمیتوانند آلوده نباشند اتفاقا اونها آلوده ترین دستهان این نظر سارتر است ولی به نظر من دستهایی که مردم را به انحراف میبرند و عملی انجام میدهند که مردم مسیر تاریخ را غلط بروند و عقب بروند الوده تر از دستهای دیگر هستند خود سارتر هم جزو این افراد است
جسارتا بیشتر توضیح میدین؟!!
۱۲ آذر ۱۳۹۸
منظور سارتر از نوشتن این نمایش اون دسته از جامعه است که سکوت اختیار میکنه و دست به هیچ کاری نمیزنه سارتر عقیده داره کسی هم که سکوت میکنه کاری انجام نمیده دستهاش آلوده است
۱۲ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نمیدونم چرا برخی از نویسنده ها میان که دنیا را به کام مردم تلخ کننداگر ارداه را بیدار کنند خوب است ولی اینها جز یاس و نا امیدی چیزی نمیگویند حتی راه حل هم ارائه نمیدهند و یک امید واهی را از بین میبرند تا بیشتر در نا امیدی فرو برویم
امیرمسعود فدائی، پوریا صادقی، celine و نیکا نصیری این را خواندند
سمیرا ریماز این را دوست دارد
خب حقیقت تلخ است...
۲۱ آبان ۱۳۹۸
این که منافاتی با حرف من نداره.
۱۵ آذر ۱۳۹۸
بله منظورم نویسنده سامئول بکت است البته شاید منظورش این باشد که خودتان بلندشوید و کاری بکنید ولی ترجمه ای که من خواندم این را نرسوند شاید هم بکت حق داشت اونطور که اروپایی ها به جان هم افتادن و به جان دنیا و تا مرز نابودی هم پیش رفتند ممکن است خیلی ها را ناامید کند و امید را از انسان بگیرد نمیدانم چرا خود به خود یاد فیلم آلمان سال صفر افتادم که خیلی ناامید کننده است ولی فیلم متروپلیس فریتس لانگ مردم آلمان را امیدوار کرد به هر حال امیدوار بودن بهتر از ناامید بودن است ولی در انتهای نمایش بکت جوانه های درخت را یاداور میشود و اینکه زندگی ادامه دارد ولی انگار دو شخصیت اصلی نمی بینند در کل پوریای گرامی من در نقد فیلم قویترم برای همین از فیلمها مثال میزنم
۱۶ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Fariba Akbari
درباره نمایش دریاچه قو i
سال گذشته اجرای این نمایش را دیدم و لذت بردم بازی ها خوب روان بودند نمیدانم امسال چطور است چون سال گذشته اجرای موسیقی زنده نداشت ولی حتمن به دیدن این نمایش میروم
من این نمایش رو مشهد دیدم، به نظرم ۳/۷۵ ستارهٔ تیوالی امتیاز می‌گیره!
۱۸ آبان ۱۳۹۸
سلام ببخشید خانم اکبری من این قسمت رو متوجه نشدم
یعنی چی دختر خودش در حقیقت دختر او هم هست؟ یعنی روثبارت و پدر زیگفرید یک دختر دارن؟
۲۸ آبان ۱۳۹۸
بله روثبات و پدر زیگفرید دختری دارند که با طلسم روثبارت دخترش را بجای اوودت میگیره بعد زیگفرید باید خون یک بیگناه را بریزه که اون هم همین دختر است
۰۱ آذر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سوال اساسی من این است چیکار با کوروش دارید چرا کوروش را جنایتکار معرفی میکنید واقعا برای من سوال شده ؟ حالا میرم سراغ نمایش جنایات و مکافات اثر برجسته داستایفسکی! بازی بابک حمیدیان اغراق آمیز بود اینقدر که ایشون حالت بیمارگونه داشت راسکول نیکوف داستایفسکی نداشت در قسمتهایی راسکول نیکوف خوسنرد است ولی در اینجا دیده نشد راسکول نیکوف در خانه پیرزن در حال نقشه کشیدن برای کشتن پیرزن در درون خودش است جریان سیال ذهن که در اصل داستان بسیار مهم است اصلا در اینجا دیده نشد ،در داستان راسکول نیکوف مونولوگی دارد به این مضمون خدایا واقعا تبر را برمیدارم و میزنم توی سرش و جمجمه اش را خرد میکنم و خون جاری میشه یعنی اون غرق خون گرم میشه! نه تحملش را ندارم نمیتونم برای اینکه پای علم حساب در میان است من باید حسابم را تصفیه کنم ولی نه با این وجودم ( تصفیه حساب حقوقی آیا هدف وسیله را توجیه میکند ) من که میدونستم توانش را ندارم پس چرا باید خودم را اینقدر آزار بدم خدای من راه من را به من نشون بده من هم این آرزوی لعنتی را فراموش میکنم( صحنه ای راسکول نیکوف که مقابل گنبد کلیسا وصلیب روی ان با خودش میگه ) خدای من آزادی آزادی آزادی ( آزادی از فکر کشتن پیرزن نزول خور ) به نظرم این مهمترین دیالوگی است که راسکول نیکوف با خودش میگه ولی در نمایش دیده نمیشه اینکه داستایفسکی در مقابل رنج بشر زانو میزند در فیلم برادران کارامازوف نسخه روسی دیده میشود پدر زوسیما در مقابل دیمتری زانو میزند و میگوید من در مقابل رنج بشر زانو میزنم! موسیقی به بازی ها مسلط بود و در برخی قسمتها آزار دهنده در جاهای سر درد گرفتم از صدای موسیقی ! بیشتر موسیقی محور بود تا بازی محور در حالیکه این نمایش بیشتر روی موضوع میچرخد نه موسیقی! داستایفسکی انسان را بین دو بینهایت خوب و بد در نوسان می بیند انسان میتواند از حیوانات پست تر و پایین تر و از فرشته ها بالاترباشد جایگاه انسان دائم در نوسان است و این درست ان چیزی است که دررمانهای داستایفسکی به چشم میخورد من اصلا و ابدا در نمایش چنین چیزی ندیدم و درواقع این وضعیت بشر است در رمان جنایات و مکافات راسکول نیکوف چون عدالت خواه است از فرشته بالاتر است و به خاطر قاتل بودن از حیوانات پایین تر است ، من در این نمایش این اصل را که محور بیشتر داستانهای داستایفسکی است ندیدم اصلا مسئله خیر و شر مطرح نشد در حقیقت راسکول نیکوف دارای دو نیمه است نیمه شرو نیمه خیر از این نظر روان شناسی داستایفسکی بی نظیر است جنایات مکافات دارای دو نیمه است که قرینه یکدیگرند نیمه خیرو نیمه شر، در جنایات و مکافات ما با یک قتل و یک مجازات روبرو نیسم بلکه با یک داستان بسیار عمیق روان شناختی فلسفی روبروییم داستایفسکی خواننده را با درون و زوایایی تاریک یک شخص عدالت خواه روبرو میکند به نظرم بازیگر نتوانست این را نشان بدهد در اینجا این سوال مطرح میشود ایا هدف وسیله ... دیدن ادامه ›› را توجیح میکند ایا راسکول نیکوف که عدالت خواه است مجاز است که از کشتن برای رسیدن به عدالت خواهی استفاده کند ، در حالیکه در اینجا وجدان و نیمه هوشیار انسان مطرح میشود و به نظر میرسد خدا محور میشود کتابهایی به نام روح روسی وجود دارند نوشته های داستایفسکی اینگونه اند، رابطه داستایفسکی با قهرمانانش کلیدی است برای ورود به بحث فکری داستایفسکی انسان همواره بین دو بی نهایت است کاش فیلم نسخه روسی را نگاه میکردند بازی خانم مینا ساداتی منفعل بود هدف داستایفسکی از خلق سونیا یک دختری که راه برود و داستایفسکی را در آغوش بگیرد نیست تنها نقطه امید در جنایات و مکافات سونیا است که راسکول نیکوف دوستش دارد ولی بازیگر نتوانست اون امید به زندگی را که در راسکول نیکوف زنده میکند را در بازی به نمایش بگذارد آقای آتیلا پسیانی هم متاسفانه بازی چندان خوبی نداشتند اصلارذالت و پستی را در قالب یک انسان موقر نتوانست نشان دهد
اشارات جالبی داشتید دستتون درد نکنه.
با شتاب زده بودن متن مواففم خیلی بخش ها بدون اشاره به صحنه موجود در داستان رد میشد و چند صحنه طولانی تر از حد بود که خوب با توجه به طولانی بود داستان عملا امکان گنجوندن همه بخش ها درش وجود نداره..
۲۸ تیر ۱۳۹۸
سپاس از شما آقای بهراد راد به ویژه متنی که درباره کوروش نوشتید نمیدانم چه سالی خانم پری صابری نمایش کوروش را ساخت و روی صحنه برد من اون زمان نبودم که این نمایش را ببینم ولی مطمئنم که خانم پری صابری کاری بسیار زیبا ارائه داده است
۳۰ تیر ۱۳۹۸
درود بر شما جناب بهراد راد و بانو فریبا اکبری
بر اساس خرد ناقصم سؤالات شما را از دیدگاه شخصیم پاسخ می دهم جناب راد؛
١. آنچه که شما مطرح می کنید باز شدن باب علم دراماتورژی و باب های اقتباس و برداشت های آزاد از آثار کلاسیک جهان است که تغییرات ممکن است بواسطه فرهنگ بومی آن منطقه(در اینجا ایران) و یا تغییر زبانی متن بر اساس گویش آن جغرافیا و فاکتور سوم زمانه حال و بهره مندی از سیاستهای روز رخ دهد لذا این تغییرات بر اساس علم دراماتورژی و یا اقتباس از آثار و حتا برداشتها امری بلاشک و رخ دادنی است که کاملاً مجاز و قابل دفاع است. به طور مثال انواع برداشتهایی که تا کنون از هملت از برادوی تا تهران در این سالها رخ داده را در نظر بگیرید و هر کدام هم در جایگاه خود مورد نقدها و امتیازهای مثبت و منفی بوده اند لذا در مسیر حرکتی مدرنیته و البته آوانگارد و حتا پست مدرن تمامی این روایت ها قابل احترام هستند و اینکه ... دیدن ادامه ›› از هسته اصلی کلاسیک خود نشأت می گیرند در آن شکی نیست.
٢.خیلی متوجه این سؤال نشدم اگر منظورتان اغراق در صحنه است که این می تواند تجویزی باشد از طرف کارگردان و اگر بحث حرکات بدنی مطرح باشد مسأله فرم باز می شود که خب در این اثر هم ردپای فرمالیستی مشهود بود.
٣.در رابطه با بحث درگرفته من با خانم اکبری پیرامون کوروش کبیر بنده هیچگاه منکر اتفاقات بزرگ در حوزه هنر و معماری آن دوره که بعدها جزء لاینفک تمدن ایران شده نبوده ام همانطور که پیدایش ناپلئون هم برای فرانسه آغازگر بسیاری از سبک های نوشتاری ادبی و هنری در حوزه نقاشی و معماری بوده است(اسم ناپلئون را برای این آوردم چون در برخی بحثهای من با خانم اکبری نام برده شده است) ، در آن مجادله لفظی ما نظر بنده روی جنگهای کوروش در ٣٠ سال زمامداری او بوده بله حسب فرموده شما برخی از آنها دفاع از مملکت بوده خب درست ولی بسیاری از این جنگ ها فتوحات و کشور گشایی بوده و ایشان در جهت تقویت پهناور کردن ایران کوشیده اند و شروع کننده برخی نبردها بوده اند نه مدافع و نمی توان بخاطر حس ملی گرایی آنها را کتمان کرد و حقایق را بازگو نکرد.

سپاس از دو عزیز برای خوانش متن جوابیه بنده و درود.
۳۰ تیر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Fariba Akbari
درباره نمایش فرشته تاریخ i
بسیار شگفت زده شدم وقتی دیدم تماشاگران برای نمایشی که بر ضد هویتشان و تاریخشان است دست میزنند نمیدانم اینها چرا کوروش را جنایتکار معرفی کردند چرا الکساندر را جنایتکار ندانستند ؟ چه زمانی ما درک میکنیم برای داشته هایمان ارزش قایل باشیم ! چه زمانی میخواهیم از داشته هایمان دفاع کنیم ؟ امثال برشت و والتر بنیامین جز حرف زدند چه کردند ؟ با حرف خالی دنیا تغییر میکند؟ یا انسان عملگرا میخواهد که جهان را تغییر دهد و چرا کارگرادان سقراط با به یهود نسبت داد ؟ مسیحایی که اینقدر درباره اش صحبت شد خودش خاخام یهودی بود واقعا متاسفم برای قشر روشنفکری که از داشته ها و از هویتش دفاع نمیکند ما عادت داریم دنبال هر اندیشه ای که بر ضدمان است برویم و برایش دست بزنیم و هورا بکشیم
سلام. ممنونم از نظرتون.
من برداشت نکردم جسارتا که کوروش رو جنایتکار معرفی کرده باشه این نمایش. به نظرم در مورد نسبت ما با اسطوره/ کوروش بود و نه قضاوت اون..
۱۴ تیر ۱۳۹۸
کوروش بابل را فتح کرد کاری به کار عربها نداشت عربها ان زمان اصلا مطرح نبودند که بخواهد با آنها دشمنی کند نازی ها با مسیح خوب نبودند رجوع کنید به چنین گفت زرتشت اثر نیچه که خود نیچه گفت : کتابی برای همه کس و هیچ کس در حالیکه عیسی گفت :سخنانم برای همه است اتفاقا مسیحیت بر ضد بشر شد تا به نفع بشریت من هنوز نمیفهمم والتر بنیامین چی گفته اینقدر هذیان گویی بود که حد نداشت در ضمن این نمایش میتوانست در 90 دقیقه بسته شود پیوسته تکرار حرفهای قبلی تکرار حرفهای قبلی من یک جمله باشکوه در این نمایش ندیدم که تلنگری بهم بزنه یا تلنگری به بشریت ! یک سری دیالوگهای مبهم و در هم برهم ابتدای نمایش گفته شد بنظرم کسی که نقش افسر رایش را بازی کرد عالی بازی کرد من احساس کردم یک افسر رایش در مقابلم است
۱۵ تیر ۱۳۹۸
آقای رضا بهکام گرامی در تاریخ سلسله ها امده اند و رفته اند اگر عمیق تر و ریشه دارتر به تاریخ نگاه کنیم متوجه میشویم ما هنوز وام دار کوروش هستیم اینکه هخامنشیان آمده اند و رفته اند درست !اما فرهنگشان باقی مانده و مهم باقی ماندن فرهنگ است که من ایرانی امروز از دوستم نمیپرسم مذهبیت چیست ؟ درباره فاشیستم و علت ظهور آن هم باید تاریخی به موضوع نگاه کرد وقتی اطریش ایتالیا را جزو مستعمراتش میداند و یک ایتالیایی اجازه ندارد در این دوره پرچم کشورش را داشته باشد این عقده حقارت جمع میشود و در جایی خودش را نشان میدهد یا همینطور آلمان که در قرار ورسای سال 1919 آنچنان ناجوانمردانه با المان برخورد کردند که یک روانشناس آمریکایی گفت این قرارداد صلح ورسای عامل جنگ جهانی دیگری خواهد بود به نظر من امثال والتر بنیامین مسائل را در سطح فکر خود میدیدند یا بخاطر منافعشان یا بخاطر طرز تفکرشان یا مسائل دیگر
۱۵ تیر ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Fariba Akbari
درباره نمایش مده آ i
نمایش مده آ هم اقتباسی از نمایش اصلی بود هم خود نمایش اصلی مده آ زنی با قدرت جادویی که برای رسیدن به عشق جیسون همه چیز خود را فدا میکند در زندگی مده آ که در قبیله ای سنتی زندگی میکند عشق چیزی است ناشناخته ولی مده آ زن جادوگر با ولع هر چه تمام تر در بدست آوردن عشق همه چیزش را فدا میکند ولی وقتی میبیند که جیسون برای رسیدن به قدرت او را بدست آورده دست به انتقام میزند دو فرزندش را میکشد تا به اسارت جیسون و کریون ( عموی جیسون ) درنیاید ولی مده آ در زندگی حقیقی طور دیگری عمل میکند او میخواهد ثمره عشق را نگهدارد و همینطور عشق را کریون در زندگی حقیقی دنبال مدرنیزمی است که خود نیز در آن گمشده است و نمیداند چه میخواهد ولی مده آ میداند چه میخواهد او عشق را میخواهد و برای حفظش دست به هر کاری میزند حتی گفتگو با رقیب خود پیرزنی که در داستان مده آ دایه است و مده آ را نصیحت میکند که خشم خود را کنترل کندولی مده آ آتشی در درون دارد که با هیچ یخی سرد نمیشود انتخاب دختر چوان در نقش پیرزن جالب بود دختر جوانی که همسر مده آی بازیگر عاشق او میشود ولی مده آ به او میگوید مدتی بعد نیز تو هم کنار خواهی رفت دیالوگ این دو زن با هم جالب است من زنم زنی در آستانه فصلی سرد و آوردن متنی از تورات که حوا را از گل آدم میداند حتی زن هم قسمتی از وجود مرد است و مده آ این را قبول ندارد که گل سرشت زن نیز از مرد باشد و جدا نباشد در حقیقت مبارزه بین اسطوره و زن است شاید زنان با سرنوشتی که خدایان تعیین کرده اند میچنگند و آن را نمیپذیرند چون خدایان برای آنان حقوقی که میبایست را قایل نشده اند پیشنهاد میکنم حتما به دیدن این نمایش بروید حرکات موزن و بازیها و انتخاب موسیقی عالی بود فقط حیف که تبلیغات برای چنین نمایش خوبی کم بود
امیر مسعود و شبنم یگانه این را خواندند
سعیده شریفی و مهربان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید