تیوال زهرا تمیزی | دیوار
S2 : 16:06:14
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خب باید گفت اجرا یه کار خوب و تاثیرگذار بود. کاری با تلفیق تئاتر فرم ، نقالی و در قسمتی از اجرا مدرن.
بزرگترین حسن کار خوب از کار در آمدن لحن ها بود. چه بازیگران زن و چه بازیگران مرد هردو به خوبی از پس لحن حماسی کار براومده بودند. بازی ها ( فرم ها ) خوب و پر انرژی و هوشمندانه بودن ( البته در بعضی قسمت ها نیاز به کار و فکر بیشتر داشت). خط روایی داستان به شیوه سنتی نقالی حرکت میکنه ولی در میانه شکسته میشه و به حالت روایی مدرن تبدیل میشه و دوباره به همان خط روایی قبلی باز میگرده. این دو خط روایی هر کدام به تنهایی بسیار خوب روایت می کنند اما در ترکیب با هم خیلی جفت و جور در نیامدند. در واقعا شیوه انتقال فضا نیاز به تفکر بیشتر داشت چون اون نوع شکست بیشتر حالت شوک رو داشت در اجرا . ( من به شخصه واقعا باورم شد که بازیگر دیالوگ فراموش کرد ) البته شاید کارگردان به عمد ... دیدن ادامه » چنین شوکی رو به تماشاچی داده تا ازون فضای روایی سنتی بیرون بیاد . هر چه که بود این انتقال برای من تماشاچی خوب جا نیوفتاد ولی خود اجرای مدرن خیلی خوب از کار دراومد که به نظرم می تونه به تنهایی یه اجرای مستقل باشه .
شاید تنها ایرادی خاصی که میشه به کار گرفت اینکه (نسبتا ) شخصیت ها را به خوب و بد تقسیم کرده . نکته اصلی در شخصیت های شاهنامه که هنر اصلی فردوسی هم هست ، طیف داشتن شخصیت هاست یعنی شخصیت ها خاکستری هستند نه خوب هستند و نه بد و در این میان انگیزه ها و دست تقدیر حرف اول رو می زند . از انگیزه های شغاد و رفتار رستم و همه اتفاقاتی که تراژدی رستم رو پیش میکشه حرفی گفته میشه ولی نیاز به پرداخت دقیقتر و بیشتر داشت. نکته دیگه که در داستان های شاهان و پهلوانان شاهنامه به ویژه رستم ( که حالت نیمه اساطیری دارند ) عاملی که نقش پررنگی داره حیوانات (رخش) هستند. تا جای که در هفت خان رستم، این رخش است که خان اول رو پیروز میشه . در داستان مرگ رستم ، رستم وقتی مرگ رخش ( جفت خود ) رو جلوی چشمام میبینه در برابر مرگ تسلیم میشه که در نمایش اصلا به این موضوع پرداخته نمیشه که اگر میشد بر زیباتر و جذاب تر شدن تراژدی افزوده میشد.
چند تا نکته تکنیکی : اول اینکه اگر سالن تئاتر بهتری برای اجرا بود قطعا شاهد اجرای درخشان تری بودیم. دو اینکه قبل از اجرا اگر تماشاچی درباره مرگ رستم مطالعه کنه و با اگاهی از داستان بره اجرا رو ببینه ، حتما از اجرا لذت بیشتری خواهد برد.
سرکارخانم، حالا که انقد جامع و مفصل نوشتید کاش یه تیک "گزینه لو دادن" رو هم میزدید
۲۵ خرداد
:)
۲۶ خرداد
اشتباه کرد آ سید جان :))
۲۶ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بدون شک اجرا از بهترین ها بود. از همون لحظه اول یعنی قبل از خاموش شدن نورها و درحین جایگیری تماشاچی ها ، شما با ادمایی سرگردان در پس زمینه خاکستری روبرو هستید که شاید پیش زمینه ای برای سرگردانی ذهنی و زندگی شخصیت اصلی باشه. بازی های بسیارخوب و دیالوگ ها و فضای سازی های ذهنی دقیق که صحنه رو از هرگونه تکلف بی نیاز میکنه !
و رنگ ها ... استفاده هوشمندانه از قرمز و سفید و خاکستری ای که به جرات میشه گفت بیشترین بار نمایش روش بود. از رنگ خاکستری صحنه ، لباس های شخصیت ها تا طیف خاکستری شخصیت ها مخصوصا شخصیت اصلی ، مرور خاطرات خاکستری ، و از همه مهم ترین رنگی بین سیاه سفید ! رنگی شاید درمقایسه با رنگ های دیگه بی هویت . حسی بین مردن و زنده بودن ، برزخ ( اون منجلابی که قاتل درش بود ) را در تقابل سفیدی زندگی و سیاهی مرگ (قاتل) تداعی میکند ولی وقتی در کنار رنگهای دیگر ... دیدن ادامه » قرار میگیرد قدرت آنهارا زیادتر میکند . ( شدت رنگ قرمز و سفید ). حرکت رنگ سفید در صحنه که از کسالت آور بودن خاکستری صحنه می کاهد و روال تاریخی اتفاقات را با نامنظم بیان کردن آنها بر هم میریزد!
یکی از زیبایی های کار بدون شک طیف داشتن شخصیت های داستانی ست . ادمهایی خاکستری که نمی توان به قطع به خوب یا بدی انها اعتراف کرد حتی قاتل که شخصیتی بیمارگونه با عقده های درونی بسیار داشت. (یکی از بهترین نمونه های طیف داشتن شخصیت ها مربوط به شخصیت های شاهنامه مخصوصا تراژدی رستم و سهراب است و همین ویژگی باعث میشه به جرات بگم از تمام تراژدی های دنیا یه سر و گردن بالاتره ). از کار در اوردن این ادما با طیف های مختلف واقعا هنر و فکر میخواد. ( کاری که به نظرم توی فیلم متری شش و نیم کارگردان نتونست از پسش بربیاد و حالت دراماتیک مضحکی بهش داد )
موضع اصلی و محوری داستان شاید نه قتل بلکه زندگی بود. عجیب ترین و عادی ترین و حل شده ترین مفهوم جهان هستی و دلچسب ترین و سنگین ترین بار بر گرده وجود انسان ... .چیزی که شاید به اندازه روشن کردن سیگاری برای ما تامل کنه و بعد به راه خودش ادامه بده و دست اخر تو میمونی و خودت !
موسیقی و ریتم مناسب که به تماشاچی اجازه میده تا با شخصیت ها ارتباط برقرار کنه و اونها رو قضاوت کنه و حتی براشون گریه کنه !!
و در نهایت هم صحنه اعدام که یکی از خلاقانه ترین صحنه های اعدامی که دیدم! با این کار کارگردان انگار صحنه نمایش رو از پایین تا کرده تا بعد دیگه ای به دید تماشاچی و صحنه بده !

این نمایش واقعا ارزش دیدن و باز دیدن رو داره !
من واقعا هیجان دارم ببینمش!
رضا غیوری این را خواند
آقای سوبژه (محمد لهاک)، فرشته و پارسا یزدی این را دوست دارند
من نیز هم
۰۹ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جناب بهرامی عزیز
قطعا کلمات جان کلام رو درست انتقال نمیدن . من متاسفانه سعادت تماشای جوادیه و اجرای شما رو نداشتم و هرگز منکر خلاقیت و توانایی شما نیستم و هر آنچکه گفته شد تنها در دید و تصویر ذهنی مخاطب نه چندان حرفه ای تئاتر هست . همونطور که قبلا هم گفتن اجرای یک اثر – فرقی هم نداره چه هنری – این خطر که مقایسه بشه رو داره چه این مقایسه درست و یا نادرست باشه... درمورد بازیگران و میزانسن ها قطعا نظر کارگردان اثراهمیت داره . علت بیان این دو مورد تنها به این خاطر بود که من مخاطب بگم که چنین المان هایی ذهنم رو ناخوداگاه بیشتر به سمت مقایسه بود. و قطعا این هنر شما بوده که اجرای دوباره یک اثر رو باز دلنشین و جذاب کرده .
بابت اطلاع رسانی هم ، خب من زیاد اخبار تیاتر رو دنبال نمیکنم و تنها مرجع من برای تئاتر دیدن همین تیوال و چند تا دوست تئاتری هست . پس اگر اطلاع ... دیدن ادامه » رسانی ای بود قصور ازمن بوده و حرف پس میگیرم ! هرچند همون اول هم گفتم بعضی اشتباهات شیرینن .
و در آخر اینکه ممنون بابت انتخاب راهی که در پیش دارین و تلاشتون در ارائه هنری به دور از سر و صداهای زیادی . هنوز یادمه ، قبل از دیدن اجرای "سوگواری ... " من چند تا اجرا رفته بودم و وقتی از سالن های نمایش بیرون اومده بودم با خودم درگیر بودم که چه مشکل از نظر درک و سواد دارم که نمی تونم این اجراها بفهمم و باهاشون ارتباط بگیرم ! تا وقتی که اون اجرا دیدم و بعد از مدتها از دیدن یه تئاتر لذت کامل بردم. مرسی که مخاطب رو توی کارتون سهیم می دونید. من همیشه مخالف نویسنده ، کارگردان ، موسیقی دانی .. هستم که اثرشون بدون خودشون مفهومی نداره برای مخاطب. یعنی انگار اثر یه واگویه ذهنی خالقش هست بدون درنظر گرفتن طرف دیگه اثر که همون مخاطب هست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جناب آقای بهرامی عزیز
در ابتدا بگم که هرگز این ذهنیت تقلید که شما خیلی بهش تاکید داشتین به ذهن من اصلا خطور نکرد! چون به قول شما دنیای رسانه ای امروز اینقد کوچک که میشه تقلید از یه اثر هنری رو سریع فهمید ( کاری که همین اواخر در زمینه نمایشگاه نقاشی هنرمندی افتاد ) و حتی در صدد مقایسه اثر بر نیامدم ( مقایسه عکس ها ) ولی لطفا این رو هم در نظر بگیرین که ذهن ادمی مقایسه گر هست . مثلا من دو اجرا از نمایش فهرست آقای ثروتی دیدم و در ذهنم در حال مقایسه بودم . پس خواهشم اینه که با جهبه گیری نسبت به مقایسه تماشاچی ( چیزی که شاید ناخوداگاه اتفاق می افته ) رو برو نشین . البته این رو هم باید بگم که شباهت میزانس های اصلی ( مثلا حضور بازیگر اصلی در سمت راست صحنه ) به متن نمایش هم مربوط میشه ولی نکته مهمی که در اجرای دوباره یک متن اهمیت داره همین خطر مقایسه است و این واقعا ... دیدن ادامه » جسارت و خلاقیت کارگردان هست در چنین انتخابی . ولی اگر ( باز این هم پیشنهاد من مخاطب با سواد اندک در این زمینه ست ) بازیگران محوری متفاوتی انتخاب میشد شاید اثر فکری کارگردان مشهودتر میشد ! و همین انتخاب مجدد بازیگران اصلی باز ذهن مخاطبی غیر حرفه ای مثل من رو به سمت اجرای قبلی هدایت میکرد. البته اینم باید بگم که بعد شخصیت آقتاب برای من توی این اجرا خیلی پر رنگتر بود و بیشتر باهاش ارتباط برقرار کردم و حتی گفتن این حرف هم از ذهن مقایسه گر مخاطب میاد. باز هم تایید می کنم تمام این صحبت ها در حد پیشنهاد یه مخاطب معمولی هست و فکر و نظر و خلاقیت کارگردان واقعا در جای خودش ارزشمنده و من هرگز به خلاقیت و فکر کسی جسارت نکردم.
درمورد انتخاب نمایش ، من کارهای آقای تاراج دوس دارم چون ادمهایی که خلق میکنه بعد دارن و فضاها برای مخاطب دور از ذهن نیست . نه مثل خیلی از تئاتر های عجیب و غریب و پر زرق و برق این روزها که ذهن مخاطب رو بم باران می کنه و بهش مجال ارتباط برقرار کردن با نمایش رو نمیده !
درنهایت اینکه تمام این گفتگو ها و تبادل نظر ها برای اینکه هم مخاطب و خالقان اثر هنری باهم در جهت اعتلای هنر در تعامل باشن و از هم یاد بگیرن.
خانم تمیزی سپاس بابت این گفتمان،البته در این فضای مجازی احتمال اینکه جان و حس کامل کلام منعقد نشود زیاد است و امیدوارم در نوشته هایم توانسته باشم معنی و مفهوم کلامم را رسانده باشم.من در سال قبل نمایش جوادیه را در تاتر باران اجرا کردم و جالب این است که ... دیدن ادامه » قبلا خود اقای تاراج این نمایشنامه را اجرا کرده بود و بنده به عنوان مشاور کارگردان با اقای تاراج همکاری داشتم و زمانی که بنده خواستم این اثر را اجرا کنم از دو بازیگر قبلی این نمایش استفاده کردم و تمام کسانی که قبلا این نمایش را دیده بودند تفاوت هر دو اجرا را مشخص میکردند،باز هم تاکید میکنم که درسته است ما یک گروه هستیم و هدفمان یکی است اما ذهنیت ما از هم جدا است، و دلیل اینکه در کارهایمان از عواملی استفاده میکنیم که عضو گروه تاتر نزدیک هستند و این استفاده کردن به دلیل این است که ما یک گروه تاتر مستقل هستیم و عضو هیچ گروه سازمانی یا ارگانی نیستیم و تمام افکار و هزینه ها از دل گروه خودمان شکل میگیرد و صد در صد مخالف تاتر بروژایی و لاکچری و آوردن افراد برند برای فروش و یا تولید یک اثر هنری هستیم،
برخی نظرات شما درست است ولی برخی نظرات واقعا جای تعویض ندارد مثلا جایگاه یونس اگر با اجرای قبلی یکی است به دلیل توضیح در متن است و دوم نگاه زیبایی شناسی،
باز هم از صداقت شما سپاسگذارم
ضمنا من قبل از شروع اجراها در تمام رسانه ها اعلام کرده بودم که این اثر قبلا با نام سوگواری قبل از مصیبت توسط خود اقای تاراج اجرا رفته و حالا به دلیل امروزی بودن نام همین حوالی خواستم که نام این اثر تغیر کند و تمام اسناد در رسانه ها موجود است دال بر اینکه بنده هیچگاه قصد و نیت تقلید یا کپی برداری نداشته و ندارم. و از تمام دوستان تیوالی عزیز خواهش میکنم تشریف بیاورند و این نمایش که تا جمعه این هفته ١٦ آذر اجرا دارد را ببینند و نظرات و نقدهای خود را به گروه تاتر نزدیک بگویند تا بلکه از این راه گفتگو دری باز شود برای پیشرفت و تعامل.
باز هم از شما خانم تمیزی سپاسگذارم
۱۱ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این نمایش رو دو سال پیش با عنوان "سوگواری قبل از مصیبت " به کارگردانی و نویسندگی خود آقای تاراج دیدم. تنها دلیلی که سالن ترک نکردم فقط نمایش و بازی های خوبش بود. صادقانه بگم ترجیح میدادم که حداقل اسم نمایش یکی می بود که اگر کسی مثل من کار قبلی دیده بود ، اشتباه نمی کرد هرچند بعضی اشتباهات شیرینن !!!

از این حرفا بگذریم و برگردیم به خود نمایش ، بازی ها و متن خیلی خوب بود . با کمال احترامی که برای زحمت و فکر کارگردان نمایش قائل هستم این باید بگم که میزانسن های اصلی نمایش تقریبا مثل اجرای قبلی این نمایش بود با کمی تفاوت جزیی ! متن و بازی ها خیلی راحت با مخاطب ارتباط برقرار میکنه و به دل میشینه و اصلا متوجه گذر زمان نمیشی و هی با خودت درگیر نیستی که فلان چیز یعنی چی ... در واقع مخاطب با خیال اسوده یک برش کوچکی از ادم هایی اشنا رو تماشا می کنه .
سپاس از توضیحتون خانم تمیزی ...
بعضی از بازیگران هم که همون قبلی ها هستند .. اینکه اسم نمایش تغییر میکنه ولی متن و داستان نه چه توجیهی داره؟ بدون حتی اشاره به اجرای قبلی ...
https://www.tiwall.com/p/sogvari-mosibat
۱۰ آذر ۱۳۹۷
خانم ثانی عزیز
مرسی از نظرتون ولی فکر میکنم به کم دارین زیاده روی میکنید ! کسی که دنبال گیشه یا اسم یا رزومه باشه دنبال فریب مخاطب هست و چنین فردی قطعا نمیاد به کامنت های مخاطب های معمولی ش جواب بده . ما به عنوان مخاطب نقطه نظرهامون گفتیم دیگه اینکه کارگردان ... دیدن ادامه » چطور بهش عمل کنن یا اصلا نکنن از حیطه نقش مخاطب خارجه !
و نکته خیلی مهم اینکه من مخاطب با اینکه کار برایم تکراری بود باز از دیدنش لذت بردم. و همین لذت که نتیجه طراحی نور ، دکوراسیون ... هست ، مهم هست .
۱۲ آذر ۱۳۹۷
خانم تمیزی عزیز کامنت مرا دوباره بخوانید با سپاس
۱۲ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهرا تمیزی
درباره نمایش لوله i
واقعا بازی های خوب و نفسگیری داشتن .
خب راستش دیالوگ هاش خوب بود ولی ساختار نمایش من جذب نکرد . یعنی یه خط یا رویه یا فضای دقیقی یا حتی چارچوبی رو نتونستم تو ذهنم تصورکنم. بازی ها به تنهایی خوب بود ولی تو بدنه کلی کار خوب چفت نشده بود !
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهرا تمیزی
درباره نمایش مکبث i
من از طرفدار های کار های آقای ثروتی هستم و انصافا اتاق رونیکا ، فهرست ، ویتسک ش عالی بودن ولی این کارش رو نه درکش کردم و نه باهاش ارتباط برقرار کردم!!! کلا نفهمیدمش !! یکی از عیب های کار سوار بودن صدای زمینه روی اجرا بود طوری که اصلا دیالوگ ها شنیده نمی شد. اکثر بازی هم جلوی صحنه بود که به خاطر انتخاب بد سالن ردیف های عقبی بازی ها رو خوب نمی دیدن !! ! تنها نقطه قوت کار بازی خوب بازیگرانش بو د !! در نهایت اینکه من این کار نپسندیم و پیشنهاد نمی دمش !
شادی بهرامی، عارف و یاسمن پورمهران این را خواندند
م.سالاری این را دوست دارد
البته اتاق ورونیکا و ویتسک :)
۲۳ شهریور ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خیلی خوبی بود و از دیدنش لذت بردم. ادبیات عامه ( دیالوگ هاش ) هم عالی عالی ( عالی چون من ادبیات عامه رو خیلی دوس دارم) . بازی ها هم خوب بود. مرسی
نیلوفر ثانی و محمد رضایی مقدم این را خواندند
امیر احمدپور و فائقه معتمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید