تیوال عرفان تحریری | دیوار
S3 : 03:39:04
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمیدونم چی بگم، همه ساختارهای ذهنی من رو درباره کلیشه و بد بودن یه فیلم جابه‌جا کرد!!! واقعن بعد از فیلم آشفتگی فکر نمیکردم امکان داشته باشه فیلم بدتر از اونم ببینم تو این جشنواره... نمره من ۱ از ۵
به نظرم ۰ از ۵ بهتر بود و فکر میکنم اشفتگی با ارفاق باید از اکران محروم همه بشود . رسما به غیر از تختی چند فیلمی رو که دیدم فقط اکران کردن که جشنواره ای بر پا بشه وگرنه اینها که سودای سیمرغ دارن وای به حال اون بی سوداهاااا
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش این نمایش دوباره اجرا بشه...
عاطفه گندم آبادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سمیه:
می دونی چرا مرتضی همیشه با خوشحالی از بدبختیای مردم حرف میزنه ؟!
می خواد ما فکر کنیم خیلی هم بدبخت نیستیم ...

−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−−
در یک کلام فیلم بدون ایراد
تئاتری با شخصیت که از آب در نیامد !!!

این نمایش برای من سه قمت بود. یک سوم اول که هه چیز ۵۰ − ۵۰ بود. یک سوم دوم من رو به مرز ترک سالن رسوند. اما یک سوم پایانی رو اگر جدا از بقیه نمایش می دیدم می تونستم توی دسته تئاترهای مورد علاقم قرار بدم.

به نظر من متاسفانه بازی خانم بنی آدم حداقل توی اجرای چهارم که من دیدم بسیار بد بود. در حدی که احساس کردم اگر من هم بازی می کردم از ایشون بهتر بودم. مصنوعی، بی احساس، پر اشتباه، بی روح و ...

اما بازی آقای مرتضی اسماعیل کاشی به همراه خانم جعفری بسیار عالی بود.

آقای سرابی سعی کرده بودند که تئاتری چشم نواز و کادر های کارت پوستالی (به لحاظ نور و جایگاه بازیگر و ...) تولید کنند که تا حدی موفق هم بودند اما در مجموع کاری فوق العاده ندیدم. اما نمی تونم بگم کار ضعیفی هم دیدم...

امیدوارم توی اجرا های بعدی به سطح بالاتری از پختگی ... دیدن ادامه » برسن...
دوستانی که امشب کار رو توی تالار وحدت دیدن اگر کسی هست که هفته ی پیش اجرای سالن هما رو هم دیده باشه لطفا از تغییرات احتمالی در شیوه اجرا بگه. آیا وان شیر به همون صورت متحرکه؟ آیا صحنه پایانی تخم مرغ ها و آرد همانگونه است ؟ آیا اجرا همون گیرایی اجرای قبل رو داره ؟ آیا تاثیرگذاری موسیقی ها و دیالوگ ها به همون صورت عمیقه؟

بی صبرانه منتظرم...
امشب افتخار دیدن اجرا رو داشتم
وان شیر متحرک بود. آرد و تخم مرغ بود ولی نمی دونم به همون شکل یا نه ولی احتمال زیاد همونه. بهتر فکر نکنم بشه اون صحنه رو اجرا کرد .
۰۸ شهریور ۱۳۹۴
نمی دونم متن تغییر کرده یا نه ....
۰۸ شهریور ۱۳۹۴
مرسیییییییییییی خیلی خوشحالم کردیم آقای سعید

آخه من ۲۵ نفر از دوستام رو روی حساب اون اجرا برای پس فردا دعوت کردم :| :| :|

بعد سالن و اینا عوض شد

خیلی نگران بودم که کیفیت اجرا کم شده باشه

اما حالا خیلی حالم بهتره
۰۹ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان و همیاری عزیز

من یک سوال دارم که با سرچ نتونستم جوابشو پیدا کنم...

پردیس تئاتر تهران واقع در منطقه ۱۵ که مثلا از اردیبهشت افتتاح شده و سالن های ۱۲۰۰ نفره با سن متحرک و صندلی های عالی و ۵ سالن بلک باکس و هزارتا چیز خوب دیگه داره، چرا هیچ نمایشی توش اجرا نمیشه ؟
ذوق زده این را خواند
به خاطر اختلافاتی که بین شهرداری و بقیه ارگانها مثل ارشاد وجود داره.
قرار بود توی جشنواره تئاتر فجر گذشته با چندتا اجرا این پردیس افتتاح بشه که طبق معمول طلسم نشکست و نشد
۰۷ شهریور ۱۳۹۴
واقعا خاک خوردن این مجموعه و صف طولانی اجراها در سالن های بد تناقض اذیت کننده ایه...
۰۷ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزنامه شرق:

کالیگولا در «هما» نماند

لغو اجرای یک تئاتر به دستور اماکن

شرق: کالیگولا به «هما» نرفت. سریال توقف اجراهای تئاتر به بهانه‌های مختلف، از دو هفته پیش با توقف اجرای «پینوکیا»، به کارگردانی شهره سلطانی، در نمایش‌خانه ایرانشهر شروع شد، با «پپرونی برای دیکتاتور»، به کارگردانی خسرو احمدی، در همان نمایش‌خانه و همچنین با «ترانه‌ای در انتهای کوچه تاریک»، به کارگردانی ناصح کامکاری، ادامه یافت و نهایتا به «کالیگولا»ی همایون غنی‌زاده در سالن تازه‌تأسیس هما رسید. روز گذشته خبرگزاری‌ها، خبر از اجرانشدن این نمایش دادند. ایلنا نوشت این سالن پلمب شده درحالی‌که همایون غنی‌زاده، کارگردان «کالیگولا» و صاحب این سالن تئاتر، در گفت‌وگو با «شرق» این موضوع را تکذیب کرد. او عصر روز گذشته در گفت‌وگویی تلفنی گفت:«تا این لحظه، سالن هما پلمب ... دیدن ادامه » نشده، فقط اماکن به دلیل صادرنشدن مجوزش برای این سالن، از ما خواسته فعلا اجرایمان را متوقف کنیم و هنوز سرنوشت این اجرا طی روزهای آینده مشخص نیست».
نمایش «کالیگولا»، کار همایون غنی‌زاده که این‌روزها در سالن تازه‌تأسیس «هما» روی صحنه بود، اول شهریورماه روی صحنه نرفت. این نمایش که از روز ٢٠ مردادماه اجرای خود را آغاز کرده بود، در حالی روی صحنه نرفت که بلیت‌های این نمایش تا چندروز آینده فروخته شده است.
درحال‌حاضر گروه اجرائی مشغول حل‌کردن مشکل اجرای خود هستند و در تلاش‌اند با حل این مشکل، به‌زودی اجرای خود را از سر بگیرند. احتمال می‌رود این نمایش با حل مشکلش، در سالن دیگری اجرای خود را ادامه دهد.
«کالیگولا» بر اساس یکی از مشهورترین نمایش‌نامه‌های آلبر کامو، نویسنده فرانسوی و با طراحی و کارگردانی همایون غنی‌زاده اجرا می‌شد. این نمایش در سالن تازه‌تأسیس «هما» که سالنی خصوصی در خیابان ولیعصر(عج) بود، روی صحنه می‌رفت.
این نمایش که در بهار سال ١٣٨٩ اجرا شده بود، این‌‌بار با چینش جدید بازیگران و با بازی صابر ابر، آتیلا پسیانی، سعید چنگیزیان، امیر جدیدی، پانته‌آ پناهی‌ها، رامین سیاردشتی، جواد نمکی، مهدی کوشکی، داریوش موفق، علی باقری و فرشید شایسته روی صحنه بود.

http://sharghdaily.ir/News/71591/%D9%84%D8%BA%D9%88-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%DA%A9%D9%86
سالنی دیگر...ردیفی دیگر...صندلی دیگر
به نظر می رسد جناب غنی زاده بایک چالش جدید و جدی روبروست.
۰۳ شهریور ۱۳۹۴
چقدر حیف ...
۰۴ شهریور ۱۳۹۴
واقعا حیففففففففففف
۰۴ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باورتون نمیشه این نمایش و فضاسازی هاش و موسیقی هاش و دیالوگاش و بازی های نابش چقدر روی من تاثیر گذاشته...
هربار آهنگ Archive - Taste Of Blood رو گوش میدم دوباره نفسم تو سینه حبس میشه و صحنه های جادویی این نمایش از نظرم میگذره و بغض می کنم...
اینقدر حسرت دیالوگ هایی که فراموش کردم رو خوردم که الان شروع کردم به نمایشنامه کالیگولا با ترجمه ابوالحسن نجفی خوندن و آهنگ Archive - Taste Of Blood هم روی ریپیته و دارم غوطه می خورم توی افکار و جملات و احساسات... الان حالم اینقدر خوبه که نمی دونم چیکار باید بکنم....
خدارو شکر که دوباره برای ۱۰ شهریور بلیط دارم. خدارو شکر...

ممنون همایون غنی زاده
مرسی صابر ابر

I get a taste of blood in my mouth when you're near
A feeling that's too painful to bear

I get a taste of blood in my mouth when you're near
A feeling that's too painful to bear

Straight to my head

I ... دیدن ادامه » get a look of fear on my face with you here
A feeling that shivers down my skin

Try to resist, but it's just not finished with you yet
A hold too intense to forget
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید براتون جالب باشه:

قسمت نخست تله تئاتر «کالیگولا» به کارگردانی دکتر قطب‌الدین صادقی روز چهارشنبه ساعت 22 از شبکه چهار سیما پخش می‌شود.
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، نمایشنامه «کالیگولا» توسط آلبرکامو، نویسنده آثاری چون بیگانه، طاعون، عدالتها، سوء تفاهم و حکومت نظامی نوشته شده است.
ضبط این تله تئاتر از مهر 82 آغاز شد و در دی ماه همان سال به پایان رسید که به دلیل عدم پرداخت دستمزد عوامل توسط تهیه و در نتیجه توقف کار در مرحله مونتاژ، با تاخیر رو به رو شد به نحوی که قطب‌الدین صادقی از ساخت آن به عنوان یکی از تلخ‌ترین خاطره‌های کاری خود یاد کرده است.
این کارگردان تئاتر پیش از این در گفت‌وگویی با خبرنگار ایسنا اعلام کرده بود که قصد دارد در متن اصلی «نمایشنامه کالیگولا» به نحوی که به مفهوم لطمه نخورد و ... دیدن ادامه » به زمان معاصر هم اندکی نزدیک شود، تغییراتی بدهد. در این تله تئاتر مجید مظفری به ایفای نقش می‌پردازد و مسعود فروتن کارگردانی تلویزیونی آن را برعهده دارد.
گفتنی است پخش تکرار این تله تئاتر روز‌های جمعه ساعت 15 خواهد بود.

منبع: http://pendar.net/story/_1036
خیلی ممنون از اطلاع رسانی ...من مشتاق دیدن اش هستم
۰۲ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان

من یکشنبه کالیگولا رو دیدم
با توجه به این که من در بحث قیمت بلیط قبل شروع نمایش شرکت کرده بودم و گفتم که بی طرفانه کار رو می بینم و نظرم رو می نویسم، پس الوعده وفا...

هرچه از جادوی این اثر روی روح و روانم بگم براتون کم گفتم... من رو به دنیایی دیگه برد و به عمق لایه های احساسی من نفوذ کرد. جایی که شاید تا به الان احساسشون نکرده بودم و منو به شدت تحت تاثیر قرار داد. ساعت به سرعت گذشت و من در حسرت تماشای مجدد و مجدد لحظه های رویایی برای این نمایش دست زدم. فضاسازی در این اثر فوق العاده بود و از خود گذشتگی بازیگر ها روی صحنه آدمو به وجد می آورد. با افتخار می گم که این نمایش بهترین نمایشی بود که من تا به حال تماشا کرده بودم و برای ۱۰ شهریور همراه با ۲۵ نفر از دوستانم که دعوت من رو قبول کردن مجددا به تماشای این نمایش خواهم نشست.

و اما دو موضوع مورد ... دیدن ادامه » بحث پیشین:

۱- قیمت: باید بگم با توجه به شکل اجرا که دوست ندارم لو بدم و باقی مسائل با وجود اینکه می شد کمتر هم باشه اما میشه ۴۵ تومن رو آخرین قیمت از بازه قیمت های قابل قبول برای این نمایش دید. اما اینکه به نظر من این تجربه ۴۵ هزار تومان یا حتی بیشتر هم می ارزید باعث نمیشه به افرادی که بسیار علاقه مند و با استعداد هستند و ممکنه این مبلغ براشون زیاد باشه و کارو نبینن فکر نکنم (این مبلغ برای من هم زیاده). والبته بگم که من از ردیف ۲ همکف کارو دیدم و جام عالی بود. اما بالکن روبرو (که در بلیط فروشی تبدیل به انتهای همکف شد) و مخصوصا دو ردیف کنار بالکن واقعا دیگه ۴۵ تومن نمی ارزید. همین طور برای بلیط بدون صندلی که روی پله نشستند هم این قیمت زیاد بود.

۲- سالن: صندلی ها گرچه فوق العاده نبود ولی قابل تحمل بود. جای پارک بسیار راحت و زیاد بود. فضای بیرونی عالی بود (قیمت های کافه بیرون سالن هم بالا بود). اما صحنه معمولی بود. امنیت دو ردیف بالکن کناری برای خروج اضطراری بسیار پایین بود. اما با توجه به خصوصی بودن سالن در کل برای من قابل قبول بود.

و اما وصیت آخر: کالیگولا با ارزشترین تجربه ایست که با ۴۵ هزار تومن می تونید به دست بیارید و واقعا حس نمایش این احساس رو به شما خواهد داد که گروه نمایشی در مقابل این قیمت برای شما هرآنچه در چنته داره به کار می گیره...

پ . ن : صابر ابر.... صابر ابر.... صابر ابر.... :دی
سلام، ببخشید یعنی ردیفهای 7و8و9 در بالکن قرار گرفته؟
۲۹ مرداد ۱۳۹۴
سلام، بله در بالکن هستند اما دوستانی که از این ردیف ها نمایش را دیده اند راضی بودند. نگران نباشید...
۲۹ مرداد ۱۳۹۴
ممنون از پاسخگوییتون...:)
۲۹ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به تصویر هفتم از تصاویر پایه (البته اگر باز تغییر نکند) فکر کنم اگر دو ردیف کناری بالکن را تهییه نکنید بهتر باشه... فکر کنم ۴۰ درصد صحنه را از دست بدید.
ذوق زده و توحید این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما همچنان منتظر نظرات دوستان از شرایط سالن و صندلی های بالکن و صندلی های کنار و ارزش کار نسبت به قیمتش هستیم. لطفا دوستانی که کار رو دیدند اقدام کنن :دی
کیان این را خواند
ذوق زده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من هم این قیمت هایی که دوستان دارن باب می کنند جز خصوصی کردن تئاتر برای عده ای خاص نتیجه دیگه ای نخواهد داشت. اگر هنر تاثیر گذار روی عام رو بخواین اینطور کوچیک و کوچیکتر کنید متاسفانه تا چند وقت دیگه باید منتظر باشیم که تئاترها در مراسم های شخصی و خانوادگی اشرافی اجرا برن و فقط یه عده آدم پشت یه دیوار جدا کننده برای هم دیگه دست بزنن.

امیدوارم مجبور نشیم کم کم یه روز حسرت آدم هایی رو بخوریم که میرن تئاتر می بینن.

البته این ته ماجراست. فعلا خداروشکر از ۴۵ تومن نموندیم. من بدون قضاوت به دیدن این نمایش میرم. اما واقعا امیدوارم که دلیلی قانع کننده برای این قیمت پیدا کنم.

ولی باور کنید دوستان هنرمند من با این قیمتها خیلی نمیتونید امثال من رو به هنر پایبند نگه دارید...

البته اگر این موضوع هنوز براتون ارزشی داره ...
امیدوارم مجبور نشیم کم کم یه روز حسرت آدم هایی رو بخوریم که میرن تئاتر می بینن.
البته اگر این موضوع هنوز براتون ارزشی داره ...

حرف های شما خیلی حرف و درد توش داشت و یه جوایی من هرچه که شاید می خواستم بگم و توش دیدم واقعن من و تحت تأثیر قرار داد ممونم
امیدوارم ... دیدن ادامه » که از دیدن این کار لذت ببرید دوست عزیز
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
خانم رحیمی و حانم خدابخش و خانم سارا

امیدوارم که اینها فقط گمانه زنی اشتباهی باشند و یک احساس بی اساس. در غیر این صورت باید شاهد مرگ تدریجی یک رویا باشیم ...
۰۶ مرداد ۱۳۹۴
سلام دوستان

من یکشنبه کالیگولا رو دیدم
با توجه به این که من در بحث قیمت بلیط قبل شروع نمایش شرکت کرده بودم و گفتم که بی طرفانه کار رو می بینم و نظرم رو می نویسم، پس الوعده وفا...

هرچه از جادوی این اثر روی روح و روانم بگم براتون کم گفتم... من رو به دنیایی دیگه برد و به عمق لایه های احساسی من نفوذ کرد. جایی که شاید تا به الان احساسشون نکرده بودم و منو به شدت تحت تاثیر قرار داد. ساعت به سرعت گذشت و من در حسرت تماشای مجدد و مجدد لحظه های رویایی برای این نمایش دست زدم. فضاسازی در این اثر فوق العاده بود و از خود گذشتگی بازیگر ها روی صحنه آدمو به وجد می آورد. با افتخار می گم که این نمایش بهترین نمایشی بود که من تا به حال تماشا کرده بودم و برای ۱۰ شهریور همراه با ۲۵ نفر از دوستانم که دعوت من رو قبول کردن مجددا به تماشای این نمایش خواهم نشست.

و اما دو موضوع مورد بحث پیشین:

۱- ... دیدن ادامه » قیمت: باید بگم با توجه به شکل اجرا که دوست ندارم لو بدم و باقی مسائل با وجود اینکه می شد کمتر هم باشه اما میشه ۴۵ تومن رو آخرین قیمت از بازه قیمت های قابل قبول برای این نمایش دید. اما اینکه به نظر من این تجربه ۴۵ هزار تومان یا حتی بیشتر هم می ارزید باعث نمیشه به افرادی که بسیار علاقه مند و با استعداد هستند و ممکنه این مبلغ براشون زیاد باشه و کارو نبینن فکر نکنم (این مبلغ برای من هم زیاده). والبته بگم که من از ردیف ۲ همکف کارو دیدم و جام عالی بود. اما بالکن روبرو (که در بلیط فروشی تبدیل به انتهای همکف شد) و مخصوصا دو ردیف کنار بالکن واقعا دیگه ۴۵ تومن نمی ارزید. همین طور برای بلیط بدون صندلی که روی پله نشستند هم این قیمت زیاد بود.

۲- سالن: صندلی ها گرچه فوق العاده نبود ولی قابل تحمل بود. جای پارک بسیار راحت و زیاد بود. فضای بیرونی عالی بود (قیمت های کافه بیرون سالن هم بالا بود). اما صحنه معمولی بود. امنیت دو ردیف بالکن کناری برای خروج اضطراری بسیار پایین بود. اما با توجه به خصوصی بودن سالن در کل برای من قابل قبول بود.

و اما وصیت آخر: کالیگولا با ارزشترین تجربه ایست که با ۴۵ هزار تومن می تونید به دست بیارید و واقعا حس نمایش این احساس رو به شما خواهد داد که گروه نمایشی در مقابل این قیمت برای شما هرآنچه در چنته داره به کار می گیره...

پ . ن : صابر ابر.... صابر ابر.... صابر ابر.... :دی
۳۰ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان سلام،

از آخرین باری که تجربه تماشای تئاتری رو در تیوال نوشتم ۸ ماهی میگذره (بلاخره این زندگی مال کیه؟). در این مدت تئاتر دیدم اما وقت و شایدم دل و دماغ نوشتم رو نداشتم. اما چیزی امشب نخواهد گذاشت بخوابم تا این مطلب رو بنویسم:

هیچ وقت دوست ندارم کار و تمرین و تلاش گروهی رو با حرف های سرسری زیر سوال ببرم. پس اول می گم که مشخص بود جناب دهکردی و گروهشون برای این نمایش زحمت زیادی کشیدن و برای تماشاگرون احترام قائل شدند. در موضوعات مستقل از هم مانند بازی ها، کارگردانی، ایده نورپردازی (فقط ایده نه اجرا) و انتخاب بازیگران، نمایش قابل احترامی رو خلق کردند که البته عده زیادی رو مجذوب خودش کرده و من در اینجا از ایشون و همکارانشون تشکر می کنم.

این حق گروه اجرایی که باید به جا می اومد، و اما دغدغه ای که من رو امشب بعد ۸ ماه اینجا نشونده:

نمی دونم چجوری باید ناراحتی عمیق خودم رو از سو استفاده از تماشاگر علاقه مند به تئاتر به شما منتقل کنم. موضوع رو به دو بخش تقسیم می کنم:

۱- پدیده اجرای همزمان چند نمایش در یک سالن که مد شده و تئاتر باران با سه تئاتر زبان اصلی، تونل و هیچ کس نبود بیدارمان کند رکورد دار آن است. این موضوع به نظر من مشکلات مختلفی رو ایجاد می کنه که در نهایت منجر به انتقال حس به احترامی به تماشاگر میشه:

اولا گروه اجرایی رو مجبور می کنه از طراحی صحنه و اکسسوار قابل جابجایی استفاده کنه که حس بد فیک و تقلبی بودن نسبت به همه چیز رو به آدم میده. اتفاقی که با وجود تلاش های طراح صحنه امشب به چشم آمد. امشب وقی من به تئاتر باران رسدم تازه نمایش تونل تمام شده بود که چون عکس های اونو قبلا اینجا دیده بودم داشتم تصور می کردم که چقدر زشته که من الان برای دیدن یه نمایشی اینجا رسیدمو اما هنوز دکور نمایش دیگه ای روی صحنه هست و اینکه چه طور دکور بعدی در این زمان چیده خواهد شد که به طوری که به من حس تئاتر بده و نه نمایشنامه خوانی !!!

دوما مواردی مثل نور سالن رو نتونه خوب برای نمایشش شخصی سازی کنه که منجر به اجرای نورپودازی های ضعیف حتی از دید من تماشاگر آماتور میشه. چیزی که با وجود ایده های خلاقانه در نورپردازی امشب کاملا به چشم اومد.

۲− ... دیدن ادامه » پدیده ای به نام تئاتر باران که خداروشکر امروز اولین باری بود که موفق به دیدارش شدم. این سالن با محیطی نا مناسب و لابی بسیار بد و صندلی های بسیار بسیار بد در سال ۹۳ افتتاح شده !!!
من ۲ ساعت و نیم برای دیدن فهرست رو اون صندلی های بد تئاتر حافظ می شینم، رنج دیدن آخرین نامه رو توی سایه تحمل می کنم، روی زمین شکلک رو میبینم ولی اینقدر احساس بی احترامی به خودم نکردم که امشب کردم. چون وقتی سالنی قدیمیه بهش می گن کمبود امکانات و البته بازسازی نشدنش خودش سطحی از بی احترامی به تماشاگره.
اما چقدر می تونه زشت باشه که سالنی رو تو سال ۹۳ بسازن و از حافظ و شمس و سایه و چهارسو هم بدتر باشه.
این به نظر من یعنی توهین مسقیم به من تماشاگر...
یعنی تو لایق این شرایط هستی و حرف امکانات نیست...
یعنی اگه دوست داری تئاتر مورد علاقت رو ببینی باید این شرایط رو بپذیری ....
یعنی همینه که هست ...
یهنی یه پوزخندی که کاری هم از دستت بر نمی آد...
متاسفم که عده ای مای علاقه مند به تئاتر رو اینقدر توسری خور و قابل زورگویی میبینند که این سالن رو تو سال ۹۳ برای ما تو این سطح از امکانات افتتاح می کنند !!!


مجموع این دو موضوع من رو به این می رسونه که سالن باران با سو استفاده از بی سالنی و کم سالنی و هر کمبود دیگه ای توی تئاتر فضای کاسب کارانه ای رو به اتکای عشق و علاقه عده ای به تئاتر ایجاد کرده و ۳ اجرای هم زمان رو در این سالن به صحنه می بره...

البته بخش کوچکی از اعتراض من به گروه های محترمی که این گونه اجرا رفتن نا محترامنه رو می پذیرند هم هست...

همچنین بخش بزرگتری از اعتراضم به شما دوستای قدیمیه که دیگه چیزی اینجا نمی نویسید و دیگه انتقادی نمیکنید...

أقای دهکردی دوست داشتنی. کار شما زیبا بود و دلیل قرار دادن این مطلب زیر تئاتر شما فقط تصادف اولین مواجهه با تئاتر باران بود. امیدوارم زحمت های شما رو ندیده نگرفته باشم.

ببخشید که کمی بلند شد. اما اگر بلند نبود که از روزمرگی من بیرون نمیزد...
شب خوش
با قسمتی از حرف های شما موافقم
قرار گرفتن سه نمایش در یک سالن اصلا قابل درک نیست.وقتی هر سه نمایش تماشا کنید متوجه می شوید که از روی اجبار نمایش ها تولید شده اند.
نمایش اول یا همان زبان اصلی که اصلا شبیه تآتر نبود و نیازی به سالن خصوصی و بلیط 25 تومن نداشت ... دیدن ادامه » و در خانه ی هرکسی هم این نمایش می توانست اجرا شود.
نمایش تونل باز کمی قابل تحمل تر است با اون دکور های محرک که بتوانند دکور نمایش بعدی را سریعاً در صحنه قرار دهند.
نورپردازی نمایش سوم ایرادات زیادی داشت و حتی در شبی که من نمایش دیدم یکی از کشو ها گیر کرده بود و زمانی که صحنه تاریک شده بود نور کوچکی،سایه ای بر دیوار ایجاد کرده بود.
همه ی این ها از استاندار نبودن جدول اجراهای سالن سرچشمه میگیرد که متاسفانه اصراری بر سه نمایش در یک روز داشته اند.
امیدوارم دیگر شاهد چنین اتفاقاتی در سالن خوب باران نباشیم.
۲۰ تیر ۱۳۹۴
آقای ایمانیان عزیز و تئاتر باران محترم،
از اینکه وقت گذاشتین و دغدغه بنده رو مطالعه کردین و بعد هم نکات ارزشمندتون رو فرمودین ممنونم.
واقعیت اینه که من موقع نوشتن مطلبم هم به این نکات فکر کردم. شاید به این دلیل باشه که حودم سابقه ۴ سال تلاش بی بازگشت در حوزه آموزش رو دارم که فقط برای روشن ماندن چراغ آموزشگاهی حتی با حداقل ها هرآنچه داشتم رو هزینه کردم. پس ارزش سرمایه گذاری در فرهنگ را به جای سرمایه گذاری در مسکن درک می کنم. (حتی احتمالا آقای ایمانیان من رو موقع دادکشی و پرزنت کردن نرم افزاری در حوزه کتاب در نمایشگاه کتاب امسال به خاطر دارند)

اما من فکر نمی کنم فرد یا افرادی که از بخش خصوصی این زحمت رو کشیدند و سرمایه لازم برای تاسیس سالن تئاتر را داشته اند مشکلی در تهیه حداقل صندلی بهتر داشته باشند. دوستان من، وقتی نمی توان ۱ ساعت نشست چگونه می توان ۱ ساعت در عمق جادوی تئاتر غرق شد؟ آنهم تئاتری که به دلایلی که در نوشته پیشین عرض کردم (همچون دکور متحرک و اجرای بد نورپردازی) سرهم بندی شده و جا نیافتاده می نماید. به نظر شخصی من اگر این تئاتر اجرا نمی شد از اجرا در این شرایط بهتر بود...

بعضی اوقات مساله فقط انجام کار نیست.
گاهی بی کیفیت و کم ارزش انجام دادن کار از انجام ندادنش بهتر نیست...

البته ... دیدن ادامه » منظور تهایی من این نیست که پس کسی برای تئاتر کاری نکند و تئاتر باران هم جمع شود.
در همین شرایط فعلی این سالن با تهیه صندلی بهتر و اجرای تنها یک نمایش یا نهایتا یک نمایش با دو سانس و کمی بهبود فضای لابی می تونه به حالت معمولی نزدیک بشه.

اما همچنان از نظر من شرایط فعلی این سالن به هیچ وجه مناسب سه اجرا از سه گروه مختلف و این همه مخاطب نیست.

این قیمت و سه اجرا و این امکانات خوش آیند یا نا خوش آیند، هنوز به من احساس خوبی نمی دهد...
۲۰ تیر ۱۳۹۴
جناب تحریرى من به شدت با حرفهاتون موافقم
به نظرم ما همیشه براى کارهاى اشتباهمون توجیه داریم تاتر باران هم از این دست افراد هستن که فقط حرف میزنن و کارى براى بهبود سالن انجام نمى دن
حداقل احترامى هم براى تماشاگر قائل نمى شن من همیشه زودتر از ساعت مقرر ... دیدن ادامه » رسیدم این یعنى احترام به زمان من برام وقت خیلى مهمه و وقتى اقاى تفنگ سازان با کمال خونسردى و بى خیالى آدم دست به سر میکنن و در رو روى آدم میبندن خیلى خیلى عصبانى میشم
شاید ادبیات من درست نباشه ولى باور کنین من خیلى ناراحتم، تا الان به خاطر نمایش هاى که دوست داشتم به این سالن رفتم و با اعصاب داغون برگشتم آخه یکم از پول بگذرین اصلا کلاس کارى خودتون پایین میارین سه تا نمایش همزمان لابى هم که ندارین یک وضعى میشه مثلا دارین کار فرهنگى میکنین واقعا درست نیست ما میخوایم در آرامش و با یه فکر آسوده نمایش ببینیم اینقدر که با هرج و مرج و آشفتگى قبل نمایش روبرو هستیم که آرامشى براى آدم نمى مونه
۲۹ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عرفان تحریری
درباره نمایش فهرست i
گروه همیاری عزیز. لطفا زمان باز شدن امکان خرید هفته ی بعد را اعلام فرمایید....
به آگاهی می رسد امکان خرید سانس های تازه این نمایش (یکشنبه ۳۱ خرداد تا سه شنبه ۲ تیرماه) همینک در تیوال فعال شد.
۲۷ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام خدمت دوستانم
من دیشب تونستم این نمایش را ببینم.
به نظر من این کار بسیار عمیق و تفکر بر انگیز بود و بسیار زیاد تونست منو تحت تاثیر قرار بده. نکات مثبت زیادی به چشمم اومد از جمله بازی نوید محمدزاده که خیلی دوسش دارم و به جورایی حکم امضا داره دیگه برام و هرکاری که نوید بازی کنه رو بدون شک می بینم.
اما دیدم بعضی از دوستان اینجا و بعضی از منتقدها می گن بازی نوید رو به تکراری شدن میره که خود نوید هم توی مصاحبش گفته از این حرف راضی نیست.
نظر من اینطوری نیست و واقعا احساس می کنم با اینکه تم شخضی خودشو داره اما انعطاف نشون میده و برای هر نقش و نمایشی ازش نوآوری ها و رشد و فکر تازه رو دریافت می کنم.
مخصوصا در این نمایش نقش بسیار عمیق و سختی داشت. از مهمترین ابزارهاش که حرکات بدن بود هم محروم بود. ولی واقعا سربلند بود و با میمیک فوق العاده و لحن زیباش ... دیدن ادامه » منو از دنیای خودم جدا کرد.
اما بعد از نوید عزیز بازی دیگران هم خوب بود و بازی کسی منو اذیت نکرد.
یه تشکر بزرگ هم از کارگردان میکنم به خاطر اینکه با این سن پایینش که منو واقعا متعجب کرد چنین متن خوب و در عین حال سختی رو انتخاب کرد و به این زیبایی به اجرا در آورد.
حقیقتا فضاسازی و اجرای صحنه خواب هریسون منو شگفت زده کرد.
نکته مثبت بعدی القای خوب فضای بیمارستان الی رقم دکور کم بود که با نور خوب و ایده عالی بییسیم و نوع راه رفتن در راهروها توسط بازیگران ایجاد شده بود.
اما خوب قطعا اشکالاتی هم بود که به نظرم مهمترینش موسیفی بود که متاسفانه می تونست بهتر باشه اما اینم درک می کنم که شاید نظر کارگردان استفاده از این سبک موسیفی بوده.
ضمن تشکر از بقیه اعضای گروه وظیفم بود که حس خوبی که دیشب به من و دوستام منتقل کردند رو با خودشون تقسیم کنم. مرسی اشکان و مرسی نوید و مرسی گروه تازه
ممنون م آقای عرفان :)
۲۷ آبان ۱۳۹۳
آقای خلیل ن‍‍ژاد سلام مجدد
به مناسبت تماشای فیلم تئاتر پچ پچه ها خوابم نمیبره...... آقا واقعا لذت بردم خواستم هرطور شده بدونی که واقعا تحت تاثیر این نمایش قرار گرفتم... خدا توان بده به شما که همین طور خوب بمونی و ما لذت ببریم...
۳۰ آذر ۱۳۹۳
عرفان جان سپاس بی‌کران :)
۰۱ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا این فیلم را ببینید... و دیگر هیچ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من بسیار سطحی با داستانی ضعیف و متاسفانه بدون کشش. واقعا جدی عرض می کنم که 2 بار دیدن فیلم ارزشمند خانوم بسیار لذت بخشتر بوده اصلا چیزی را از دست نخواهید داد.
manimoon و سمانه لطفعلیان این را خواندند
به نظر من که فیلم خیلی هم عالی بود کسانی که این فیلم رو دیدند 2 دسته اند یا خواهان افراطی این فیلم میشن یا تفریط میکنند فضای کار جدید و خاص بود بنابراین شاید به مزاج بعضی ها آنطور که باید ننشست
۲۲ مهر ۱۳۹۳
خانم نیکی سلام
قبول می کنم که تفاوت سلیقه مهمه اما باز هم نمیتونم نظر شخصیمو نسبت به این فیلم تغییر بدم... قطعا بنده رو نسبت به این فیلم جزو دسته تفریطیان بدونید :D
۲۴ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عرفان تحریری
درباره نمایش دل سگ i
سلام دوستان. دیشب برای من شب بسیار بسیار بسیار ویژه ای بود.
چون دیشب (22 مرداد) بلیط یه صندلی خوب داشتم تا دل سگ رو ببینم که باید اعتراف کنم بیشتر به خاطر حضور نوید محمدزاده می خواستم ببینم. نمی دونم چرا زیاد نمی خوام در مورد خود نمایش بنویسم و بیشتر دوست دارم به حواشی بپردازم. اما در کل در مورد نمایش می گم که کار خوبی بود اما بعضی چیزها بهتر هم می تونست باشه. ( بعدا در پستی جداگانه بررسی می کنم)
و اما حواشی:
1- افتخار بسیار بزرگ و فراموش نشدنی برای من بود که استاد انتظامی توی سالن کار رو تماشا می کردن و من تونستم از نزدیک ببینمشون.
2- نوید محمدزاده دقیقا همین امشب تونست جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد رو توی جشن منتقدان سینما ایران برای عضبانی نیستم از دست رخشان بنی اعتماد بگیره و یه جورایی به حقش برسه و دقیقا بعد از مراسم و با حال خوبش روی صحنه نقش شاریکف ... دیدن ادامه » رو بازی کنه (البته بماند که فکر کنم برای کمبود وقت گریم مناسبی نداشت)
3- بعد از نمایش رضا در میشیان در حالی که جایزه نوید توی دستش بود وارد تماشاخانه شد و با اضافه شدن باران کوثری کاملا مشخص بود که می خوان یه جشن برای جایزه ای که کمی دیر به فیلم عصبانی نیستم رسید بگیرن. با توجه به اینکه واقعا این فیلم که توی جشنواره بیچاره شدم تا دیدمش (بعد از بارها صفهای طولانی واستادن و در نهایت شب اختتامیه در حالی که مردم رو که 6 ساعت صف واستاده بودن متفرق کردن ناگهان به طرز مشکوکی نصف شب اکران مجدد شد و جالبه با اینکه از مردم داخل صف کسی نمونده بود سالن پر بود از افرادی خاص!!!!) فیلم خوبی بود و حد اقل برای بازی زیبای نوید محمدزاده مستحق دریافت جایزه بود. اما بنده های خدا مظلومانه حذف شدن و حرفی هم نزدن تا امروز که روز خوشی براشون بود.
منم واقعا از خوشحالی که توی چهره نوید محمدزاده بود خوشحال شدم. ایشااله به هر کجا که می خواد برسه و مطمئنم اگه همین روند رو حفظ کنه می رسه.
منم همه کارهای نوید رو بعد از جشنواره دیدم (شکلک 2 بار، آخرین نامه و دیشب هم دل سگ) و از این به بعد هم میبینم.
اینهم متن صحبتهای دیشب نوید محمدزاده بعد از دریافت جایزه:
لوح سپاس و تندیس به نوید محمدزاده برای فیلم سینمایی «عصبانی نیستم» اهدا شد. او بعد از دریافت جایزه خود گفت: من اصلا عصبانی نیستم و حالم بسیار خوب است. خوشحالم که جایزه ام را از دست رخشان بنی اعتماد می گیرم و همین جا از او می خواهم که به من بازی دهد چرا که من مفتخر می شوم تا در یکی از فیلم های او بازی کنم. اما این جایزه را تقدیم می کنم به رضا درمیشیان. از شما هم می خواهم که به هنرمندان بیرون از این درها نیز اعتماد کنید چرا که بهترین ها در بیرون از این درها هستند. همچنین امیدوارم فیلم سینمایی عصبانی نیستم هرچه سریعتر اکران شود.
نوید عزیز برات خیلی خوشحالم.مبارکت باشه
۲۵ مرداد ۱۳۹۳
چه جالب من هم بعد از تماشای فیلم بسیار خوب عصبانی نیستم دو بار شکلک را دیدم بعد آخرین نامه و سه شنبه دل سگ را خواهم دید:))
۲۷ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
تقریبا اکثر نوشته های دوستان رو در 2 روز اخیر مطالعه کردم. به علاوه اینکه مصاحبه ها و یادداشتهای آقای عباسی رو خوندم.
خودم هم این نمایش رو روزی دیدم که ظهرش صفحه داشت و فردا که خواستم نظرمو بنویسم صفحه نداشت!!!!
در این 2 روز در بحث ها شرکت نکردم چون بحثها چیزی کم نداشت و از هر تفکری نماینده ای پرچم داری می کرد.
الان هم می خوام نظر شخصیمو بنویسم اما قبلش مهم که بدونید من متخصص تئاتر نیستم و اینها صرفا برداشت شخصی یک علاقه مند به تئاتره. امیدوارم کسی رنجیده خاطر نشه...

نمایش زیبا بود و من واقعا راضی از سالن بیرون اومدم. نمیگم ترکیدم ! اما راضی بودم. اما احساس من میگه متن و بازی بیشترین سهم رو در این حس خوب داشتند و ابعادی از کار اصلا در سطح این دو بخش نبود.

یک نکته هست که فکر کنم همه باهاش موافق باشید اما هیچکس تا حالا تو این 1 سال ندیدم بهش اشاره کنه، و اون حس غریضی هست که از دیدن یک نمایش به دست میاد. فارق از دوست داشتن و نداشتن و فارق از نکات فنی، تمرینات گروه و برخوردشون و طراحی صحنه و لباس و نور و نوع احترامشون به تماشاگر یک حس درونی از یک نمایش صاتع می کنه که تا حد زیادی روی لذت بردن از اون کار تاثیر میذاره...

حالا چرا دارم داستان میبافم؟ می خوام بگم وقی این نمایشو دیدم یک نکته بسیار ذهنم رو مشغول کرد: اینکه دکور این اجرا بسیار بسیار بسیار ضعیف تر از اجرای قبلیشون توی 2 سال قبل بود که عکسهاشو همینجا دیده بودم. سوال برام بود که چرا؟

آقای محمدرضا دانش پرسیده بودند چرا؟ (چند پست پایین تر) من فکر می کنم این نمایش ذاتا نمایش خوبی بوده که اثراتش در اجرای فعلی هم مشخصه ولی نویسنده و کارگردان انسان با هوش و هنرمندی است که متاسفانه در اجرای مجدد فکر میکرده داره به تماشاگرش لطف میکنه که این کارو دوباره اجرا می کنه و به خودش اجازه داده که از مواردی چون طراحی صحنه و دکور بزنه و در خودش نوعی پیش قضاوت هم در مورد کارش داشته باشه که چون این کار قبلا خیلی مورد تحسین بوده باید حتما دوباره تحسین بشه. کلا فکر کنم از بالا به همه مخاطباش نگاه کرده بوده. اما همون حس غریضی که این بار به علت خود بزرگبینی عوامل و کاهش نسبی کیفیت در بعضی از فاکتورهای سازنده نمایش نسبت به اجرا قبلی خیلی هم در بعضی موارد مثبت نبود موجب شد که انتظارات آقای عباسی در میزان تعریف و تمجید برآورده نشه و با دیدن نقدهای منفی خیلی زود عصبانی بشه و عکس العمل نشون بده.

اما 3 نکته دارم که فکر میکنم دلیل این یادداشتم باشن که هر سه در مورد نشانه های یک آدم بزرگواره (دیدگاه, عملکرد، عکس العمل) :

1- ... دیدن ادامه » دیدگاه: توی نمایش سقراط وقتی سقراط مده آ رو دید و دوست هم داشت دست نزد. کسی ازش پرسید آقای سقراط نمی خواید به خاطر اجرای خوبشون دست بزنید و تحسینشون کنید؟ سقراط پرسید فکر می کنید من بیشتر به دیدن این نمایش نیاز داشتم یا بازیگران بیشتر نیاز داشتند که من نمایش را ببینم؟ در واقع خیلی مهمه که گروه های نمایشی بدونند با وجود احترامی که برای زحمتهاشون قائلیم منتی بر سر ما ندارند و نباید از بالا به مخاطب نگاه کنند. در این راستا رقپفتار آقای بهروز غریب پور رو بسیار می پسندم که هر وقت ایشون رو دیدم به مخاطبشون احترام گذاشتند و از مخاطبشون تشکر کردند.

2- عملکرد: خوب بودن و خوب موندن هیچ ربطی به هم ندارن. یعنی بزرگترین قاتل دنیا هم شاید روزی کار نیکوکارانه ای کرده اما باعث نمیشه تا ابد خوب تلقی بشه. واسه خوب موندن باید متواضع بود و باید همیشه با کیفیت بود. به قول امام خمینی ملاک حال افراد است!!! (ولی در عین حال نباید خوبی گذشتشونم راحت فراموش کنیما)

3- عکس العمل: حالا اگر کسی اشتباهی کرد باید اعدامش کنیم؟ خیر همه انسانهای با شعور و با فرهنگ به خصوص در قشر هنر دوست خیلی زود کسی رو که اشتباهشو قبول میکنه، عذرخواهی میکنه و در رفتارش تغییر ایجاد میکنه رو میبخشن و حتی به پاس اینکارش بیشتر از قبل دوستش دارن. پس از همه این ها بدتر اینه که آدم روی اشتباهش پافشاری کنه اصرار داشته باشه. من همیشههههههههههه می رفتم چیذر هیات محمود کریمی. بعد از اشتباهش بهش فرصت هم دادم که عذرخواهی کنه و در اولین مراسمش شرکت کردم. اما باز از دست بالا وارد شد و نه تنها عذرخواهی درستی نکرد بلکه گفت این اتفاق اصلا بهتر شد که افتاد تا یسری آدمهای سست قدم دیگه نیان!!!! خوب منم دیگه نرفتم ...
یه چیزی تو مایه های خس و خاشاک!!! پس شخصا از آقای عباسی انتظار دارم که رفتار و برخوردشونو بازنگری کنن و از همه شما دوستای هنردوست و هنرمندم هم می خوام که به ایشون فرصت بدید و خیلی زود زیر همه چیز نزنید. نمایش ایشون زیبا بود همین که در محیط سخت تئاتر باز هم فهالیت می کنن زیباست....

ببخشید اگه کمی بلند نوشتم. سپاس از توجهتون و امیدوارم منظورمو درست متوجه بشید...
روز خوش
جناب تحریرى ،شخصا این موضوع و بررسی چراییش بخاطر نزدکى ماهوى که به بعضی از زمینه های تحقیقاتیم داشت،اهمیت زیادى داره و با مقادیرى بررسی به نتیجه زیر رسیدم(هرچند همیشه امکان اشتباه یا انحراف وجود داره!) بنظرم عوامل فرامتنى اثر خیلى بیشترى داشتن تا تغییر ... دیدن ادامه » دکور نمایش(ضمنا میشه فرض رو برین گذاشت که چون براى اجراى مجدد بودجه ای از مرکز هنرهای نمایشی نکرفتن،لذا یه دکور کم هزینه ساختن و لزوما بدلیل غرور یا مواردى که شما ذکر کردین نبوده باشه،هرچند با فضاى تیره ای که بوجود اومده دیگه امکان کشف حقیقت دست کم درین مورد وجود نداره و نه نظریه شما و نه من در مورد دکور قابلیت رد یا اثبات قطعی رو ندارند) اول :بعنوان یکى از قربانیان کوره ادمسوزى شب اول و بعنوان کسی که هم نمایشنامه و هم تک تک دیالوگها رو دوست داره و هر دو بازیگر بازیکران تاترى محبوبش محسوب میشن و در شرایط عادى قرار بود دو یا سه بار دیگه کار رو ببینم(بلیطهاى شب دوم رو هم از قبل خریده بودم که بعد از سوختن در کوره شب اول به دوستانم با التماس بخشیدمشون!) ، طوری از گرما زجر میکشیدم که ثانیه شمارى میکردم واسه پایانش و حتى ده درصد حواسم به کار اختصاص نیافته بود...فاجعه با ابعاد کمتر براى خیلى های دیگه رخ داده بود و طبیعى بود که از تجربه تلخشون بگن و از نمایش کمترین لذتها رو نبرده باشند،مشکل گرما با ابعاد کوچکتر در شبهاى بعدی هم ادامه داشته و روى تاثیر حسی نمایش بر بعضی(نه همه) اثر منفى گذاشته،اما بدترین ضربه گرما به نمایش همون منفى شدن اولین بازخوردها و اولین پستهاى صفحه نمایش هست که باعث شد بعضى(نه همه) با بیش داورى منفى به دیدن کار برن...(ادامه دارد!)
۱۱ تیر ۱۳۹۳
آقای عرفان تحریری عزیز
سپاس از متن و نگاه انسانی شما
بیشک آرامشی در نوشته شما که برگرفته از ذهن شماست، مستتر است که منجر به ارایه یک تحلیل منطقی از حواشی این نمایش شد
امیدوارم بیشتر از شما بخوانم
۱۲ تیر ۱۳۹۳
ممنون خانم نجاتی. لطف دارین
۱۴ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید