تیوال محسن | دیوار
S3 : 04:43:00
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
محسن
درباره نمایش مگس i
زمستون نزدیکه... سرمای روسیه کشنده اس....
نمایش با بازی های فوق العاده و یه نمایش نامه عالی و دراماتوژی حرفه ای جای حرفی باقی نمی ذاره... همه چی عالی بوود..‌‌
نمایشی که قدم به قدم اوج می گیره و با یه پایان عالی تموم میشه.....
بازم ایراد من به تماشاچی هاست.....
به جون های دهه هفتاد و هشتاد که نمی تونم بفهممشون.... به شوخی های جلف و حرمت شکنی های وحشتناک....
بعد نمایش فقط داشتم به این فکر می کردم که یه مقاله در باب حدود آزادی بنویسم....
داستان تماشاگرهای امروز، چند تا جوون هستند که ته سالن نشستند و مزه پراکنی می کنن..... همه محدودیت ها و فشارهایی که روشونه و عمری که در شرایط ایران دارن حروم می کنن رو می فهمم.... اما تو اون سالن حداقل ۵۰ نفر دیگه هم هستند و شماها با شوخی ها و مزه پراکنی هاتون حق اون ها رو هم ضایع می کنید.... تا وقتی خودمون از حق دیگران رو رعایت نکنیم ... دیدن ادامه » هیچ کسی به کمک ما نمیاد...
کاش یکی به بچه های ما به جای این همه خزعبلات تو مدارس یه کم درس اخلاق می داد....


آقای محسن گرامی
لطفا در این گونه مواقع، تذکر بدین به این افراد
نباید اجازه بدیم اینگونه رفتارها در میان تماشاگران باب بشه
تنها راه هم اینه که دوستانه بهشون تذکر بدیم، ممکنه رعایت کنند و یا ممکنه نپذیرند ولی بهرحال از سکوت و تحمل خیلی بهتره بنظرم
۰۹ مرداد
مارو جز اون دسته از دهه هفتادی ها بحساب نیارید :))
۱۴ مرداد
:)) ارادت دارم زهرا خانم. توهینی نکردم به دهه هفتادی ها... زنده باشید و شاد...
۱۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش لولیتا نسخه‌ی ۱۲ i
من اجراهای قبل رو ندیده بودم. امروز به طور اتفاقی به دیدن این کار رفتم. از متن و دیالوگ هاش به صورت دونه به دونه و مجزا سر در اوردم ولی از پیوستگی خبری نبود.....
در خصوص محتوا و درون مایه کار ؛ کاملا اثر خوبی بود ولی دیالوگ ها خسته کننده بود. نمایش نامه جای کار زیاد ولی در عوضش بازی ها عالی بودن... من از فضای سادومازوخیسمی کار به شدت لذت بردم یه جاهایی حس میسترس بودن وجود داشت تو بازی ها.... ولی واقعا کاش کمی روی نمایش نامه و دیالوگ‌ها بیشتر کار می شد.
توصیه من فقط به دوستان حرفه ای تئاتر بین هست که برن و اثر رو ببینن. تماشاچی آماتور رو خسته می کنه.....
امیر مسعود، محسن جوانی، صبا صالحیان و میثم هنزکی این را خواندند
رعنا* این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول از همه بگم با یه تئاتر کمدی خوب رو به رو هستید..... با تمام شوخی هاش حتی شوخی های جنسی...... اما در حد نرمال....
از تاخیر نیم ساعته که بگذریم که با عذرخواهی آقای کوشکی تلخیش از بین رفت... اوردن بچه های سه و چهار ساله تو همچین تئاتری در حد فاجعه بود.....
این پدیده رو امروز برای اول دیدم...‌ خطرناکه واقعا.... بدآموزی رو که بذاریم کنار..... واقعا بچه ها اذیت می شدند... وحشتناک داشتند زجر می کشیدند... هر چیزی جایی داره...
و سالن گرم... چرا سالن های ما اینقدر گرمه؟ واقعا مردم و خود بازیگرها اذیت می شن....
راستش شروع نمایش اصلا جذبم نکرد... ولی هر چی جلوتر رفت بهتر و بهتر شد تا در نقطه پایان به حد عالی رسید..... و در بهترین حالت خودش تموم شد...
بازی ها عالی... دکور خلاقانه... آمادگی بدنی بی نظیر....
یه روز رو فارغ از هر چی ایده فلسفی و موضوعات پیچیده اس بذارید برای خندیدن....
برید ... دیدن ادامه » این‌نمایش زیبا رو ببینید و لذت ببرید...
از آوردن بچه که بارها بارها دیدم و تعجب کردم که پدر و مادر آوردن بچه رو برای بلوغ زودرس !!! آخریش ماربازی بود که تو صفحه تیوال علنی نوشته بودن برای زیر 16سال ممنوع و صدای غش غش خندیدن یه پسر بچه نه ده ساله به بازیگرا هم یه لحظه شوک داد
۰۷ مرداد
شاید جای این بحث اینجا نباشه ولی واقعا تا وقتی خودمون اصلاح نشیم نباید از کسی انتظار داشت برامون معجزه ای بکنه.... واقعا باهاتون موافقم مقصر اصلی خود پدر و مادرها هستند نه کس دیگه
۰۸ مرداد
سلام دوستان. من ۲تا بلیت از این نمایش دارم. چهارشنبه ۹ مرداد سانس ۲۰. ردیف دوم باکس وسط هم هست. خودم نمیتونم بیام میخوام بلیتمو با تخفیف بفروشم اگر کسی مایل هست تماس بگیرید.
۰۹۲۲۳۹۳۷۱۸۵
۰۹ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش مرد بالشی i
دوستان من دیشب نمایش رو دیدم....

اول مثل همیشه و همه دوستان به شدت شاکیم از مدیریت افتضاح پردیس شهرزاد... سانس ساعت 21:30 ما ساعت 22:45 شروع شد....یعنی یک ساعت و ربع تاخیر.... واقعا همه کلافه شده بودن.... بعد هم فروش بیش از حد بلیط خارج از ظرفیت.... تقریبا تا زیر پای بازیگرها آدم نشسته بود.... سه ردیف آدم روی زمین.... تازه این خارج از ظرفیت آدم های روی پله هاست...
واقعا اینقدر مهمه درآمد زایی که با آدمها رفتاری شبیه موجودات دیگه داشته باشیم؟؟؟

خلاصه اوج شکایت و نارضایتی خودم رو تقدیم می کنم به تمام مسئولین پردیس شهرزاد که می دونم هم هنردوستان و هم خیلی از هنرمندان از دستشون شاکین....

من اجرای آقای یعقوبی رو ندیده بودم و اولین اجرای مردبالشی بود که می دیدم..... از دید من بازی ها فوق العاده خوب بود... نوید محمدزاده و بهرام افشاری عالی بودن....
نوید نقش متفاوتی رو ... دیدن ادامه » بازی می کرد ولی عین همیشه از پسش بر اومده بود....
علی سرابی از پس نقش براومده بود ولی خوب روح کار رو یه کم نتونسته بود پرداخت کنه....
آذرنگ ضعیف ترین بازیگر گروه بود ولی اونم از سطح استاندارد پایینتر نبود....
دکور عالی بود.... و من لذت بردم از دیدن نمایش...
راستش بعدش اجرای آقای یعقوبی رو هم گرفتم و امروز صبح دیدم.... احساس می کنم کار دیشب کار بهتری بوده.... البته دیدن تلویزیونی یه تئاتر در مقایسه با اجرای زنده خب کمی فرق داره ولی بازی به بازی که نگاه کردم واقعا به نظرم کار دیشب بهتر بود.....
البته این نظر شخصی منه...
دلم میخواد یه مقاله بنویسم با عنوان " هنر بیزینسی ، بیزینس هنری " !
۰۳ مرداد
بله صبا خانم..‌‌... ما رکورد زدیم.....باید تو گینس ثبتش کنیم.....
۰۴ مرداد
با درود
اگرچه با نظر شما خانم "شیرین" موافقم و قبول دارم که مخاطبان تئاتر بعد از تجربه‌ی خرید بلیت خارج از ظرفیت یا مشاهده‌ی وضعیتی که این نوع بلیت داره؛ باید از خرید اون خودداری کنند.
اما مخاطبان عادی (منظور مخاطبانی است که تماشای تئاتر رو به ... دیدن ادامه » صورت همیشگی در برنامشون ندارن) از این وضعیت خبر ندارند. البته ذاتِ بلیت خارج از ظرفیت به تنهایی ایرادی نداره و مرسومه. این از شور در آوردنش هست که آزاردهنده شده و مخاطب عادی از اون بی‌خبره‌.
من همیشه سعی کردم خودم شخصاً نارضایتیم رو به مدیریت سالن یا نمایندگان گروه اجرایی اعلام کنم؛ چون به هر حال اونها مسئول برگزاری هستن.
۰۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش نفرین قحطی زده‌گان i
من موفق شدم آخرین اجرای از کار موفق اشکان جان خطیبی رو در کنار محمد رضا و مهراوه شریفی نیا ببینم.... داستان کاملا خارجی بدون دخل و تصرف در اصل نمایش نامه باعث شده بود یه کار استاندار رو ببینیم. همه چی سر جاش بود و بازی ها هم کاملا درست و بی نقص بود... شخصیت ها درست پرداخت شده بودن و کار کاملا خوب و درست کارگردانی شده بود....
فقط انگار داری یه کار رو تو خارج ایران می بینی... همزاد پنداری باهاش کمی سخت بود ولی می شد یه جورایی باهاش درگیر شد...
واقعا نمیشد ایرادی ازش گرفت...
فقط یه نکته... کاش تماشاخانه های محترم‌کمی از خیر بلیط خارج از ظرفیت میگذشتند... دیگه تا زیر پای بازیگر ها هم‌ آدم‌نشسته بود...‌
امیر مسعود، حمیدرضا مرادی و صبا صالحیان این را خواندند
اشکان خطیبی این را دوست دارد
محسن جان سرت سبز❤️
۲۷ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش قلعه i
یه نمایش خاص برای مخاطب خاص....
دیگه خبری از چیپس و پفک تماشاچی های عام و صدای پچ پچ نبود.
عجب انتخابی بود انتخاب تماشاخانه دا.... دقیقا فضای یه زندان رو القا می کرد .....
پیچیدگی خاص متن و القای فضای زندان فوق العاده بود....
نمایش واقعا همه پسند نیست ولی من ازش لذت بردم.
بازی ها خوب بود. فضا سازی عالی بود....
موزیک به جا بود‌‌‌‌...
همین که آخر نمایش کسی دست نزد و احساس کرد باید در سکوت از فضا خارج شه نشون میداد نمایش کار خودشو کرده....
جا داشت روی شخصیت ها کمی بیشتر کار بشه .... لباس زندان بان تناسبی با فضا نداشت....
به همه توصیه اش نمی کنم.... اگر اهل تئاتر هایی هستید که بعدش سردرد بگیرید ولی از سردردتون مازوخیسم وار لذت ببرید برید و نمایش رو ببینید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش سوءظن i
بچه ها لازم به ساختن آیدی فیک و نظرات الکی نبود.... شما به ذات عالی هستید..‌‌

از کارگردان و نویسنده شروع کنم اون قدر متن عالی بود که من منتظر بودم کار تموم شه و من ببینم نویسنده کیه تا اصل نمایشنامه شو بخرم... منتظر بودم که با یه نویسنده نام آشنای خارجی رو به رو بشم..... واقعا شوکه شدم که بچه های جوونمون همچین قلمی دارند....

دکور... موسیقی... واقعا پرفکت بود...

دلیل اینکه نور سمت تماشاچی روشن بود رو نفهمیدم... شاید دلیلش نوع سالن باشه....

گریم ها و لباس ها در حد جوون های دانشجو با بودجه محدود عالی بود...

بازی ها خام اما با استعداد بودن....

حجم بالای دیالوگ برای نقشی که محمد حسین رحیم برای خودش انتخاب کرده بود روی
نحوه کارگردانی تاثیر گذاشته بود....

در ... دیدن ادامه » کل چون کاملا می دونستم با کار یه سری جوون رو به رو هستم کاملا راضی بودم.

صادقانه و بی اقرار بخوام‌ نظر بدم به متن و دکور ۴.۵ به کارگردانی ۳ به بازی ها با ارفاغ ۳.۵ می دم.... اما یه امتیاز ویژه می دم به این گروه آینده دار که واقعا تمام تلاششون رو برای اجرای عالی و تذلیذ تماشاچی انجام دادن...
واقعا خسته نباشید بچه ها.....


محسن
درباره نمایش پدر i
خب راستش نمایش جدبم نکرد..... چرا دروغ بگم؟
قبول دارم بازی فوق العاده مسعود خان کرامتی در نقش پدر قلب هر بیننده ای رو به درد میاورد.... ولی قرار نیست که به خاطر تحریک عواطف که واقعا خوبه همه چی رو فراموش کنیم....
اول یه سوال ... کسی مهدی پاکدل رو مجبور می کنه بیاد بازی کنه؟ من بازی های فوق العاده ای از ایشون دیدم و می دونم چقدر توانمنده ولی اینجا فقط بازی می کرد. انگار منتظر بود نقشش تموم بشه همین....‌
مسعود کرامتی عالی بود و نسرین نصرتی در حد خودش تمام تلاشش رو کرد....
بقیه بازیگر ها هم واقعا تمام تلاششون رو کردند...
ریتم تئاتر کند و خسته کننده بود...‌ واقعا بعد از یه ربع اول من همش ساعتم رو نگاه می کردم....
ایده تعویض صحنه خوب بود ولی اینکه یکی هی بیاد وسط صحنه و دکور رو جابه‌‌جا کنه و دیده هم بشه شاید یه کم تو ذوق می زد.... ولی واقعا شاید نشه ایرادی بهش گرفت....
از ... دیدن ادامه » تماشاچی غیر تئاتری هم که نگم براتون دیگه....
به طور کلی با یه تئاتر متوسط و کم ایراد رو به رو هستیم ولی اون قدر هم فوق العاده نیست که ذهن ادم رو درگیر کنه و یا لذتش تا ساعت ها زیر زبونت باشه.....
جناب محسن درود
منظرتون رو قبول دارم و صحیحه.
به نظرم از اون دست کارها بود که اگر تجربه بیرونی نمی‌داشت کسی گره احساسی‌اش برقرار نمی‌شد و با فاصله قرار می‌گرفت.
البته که نوع نگاه کارگردان توی این اجرا این موضوع رو تقویت کرده بود. اساساً با پیش‌فرض ... دیدن ادامه » اجرا رفتن این عوارض رو هم داره.
۲۳ تیر
باهات موافقم محسن جان...
کار ایراد بزرگ نداشت ولی نمی تونست هر بیننده ای رو با خودش همراه کننده....
ولی برای مسعود کرامتی و همه پدر های عزیز باید کلاه از سر برداشت......
۲۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش مختلف الاضلاع i
"زمان عمر ادم رو پیر می کنه ولی تاریخ روح ادم رو پیر می کنه..‌‌..."

متنی بی نظیر با بازی های فوق العاده نار فلاح و میترا حجار....

میترا حجاری که نقشش زنانه نبود ولی انتخاب بی نطیری برای نقش بود برای اینکه نشون بده جنسیت نه در تاریخ و نه در تئاتر معنا نداره...‌
هنوز مزه شیرینیش زیر زبونمه.... دوست دارم دیالوگ ها و داستانش رو بگم ولی حیفه موضوع رو لو بدم.....

توصیه می کنم قبلش یه دوری تو تاریخ بزنید.... سوفوکل و آثارش رو بشناسید محمد چرمشیر رو بشناسید.‌‌... کمی هیتلر رو بشناسید و..‌ و‌..و...
و خلاصه اش اینکه...
" تاریخ به مویی بنده....."
اگر کمی تاریخ و نمایشنامه بدونید از نمایش بی نهایت لذت می برید.....
محسن
درباره نمایش عزازیل i
اگر می خوای خدا باشی باید شیطان رو خوب بشناسی.......‌
عجب تئاتری... عجب موضوعی... این موضوع برای یه سریال چند سیزنی آمریکایی کافیه...‌‌
یه کم تو الفاظ و دیالوگ ها اغراق بود ولی عالی بود...‌
از اون مدل تئاترهاست که باید دوبار دید تا یه سری دیالوگ ها و اتفاق هاشو بفهمیم.....
بعد از مدت ها تئاتری دیدم که به ساعتم نگاه نکردم.....
حیف این همه استعداد و این تئاترهای ناب و مردمی که به دیدن تئاترهای سایت های محترم می رن.....
توصیه میشه به شدت... تا تموم نشده برید.....
منم دوستش دارم
۱۹ تیر
عجب تئاتری بود الهه خانم.....
۱۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش ماجرای عجیب سگی در شب i
دوستان یکی بهم بگه سایمون استیونز اوتیسم داشته؟
به بهترین شکل دنیای اوتیسم رو به تصویر کشیدن. من چون یکی از خواهر زاده هام خیلی خفیف اوتیسم داره کاملا درک می کردم فضای داستان رو.... بی نظیر بود
دنیای شاد و رنگی ولی شخصیت های عجیب و غریب....‌
بازی های وحشتناک عالی....‌ انعطاف بدنی بی نهایت عالی.‌‌.... تمرکز روی متن عالی....
صحنه بی نهایت زیبا و دوست داشتنی....
دوست داشتم به عکاسی که کنار من بود و عکس می گرفت بگم عکس های صحنه رو برام بفرسته ولی روم نشد
ببینید این کار رو و لذت ببرید
محسن
درباره نمایش کرونوس i
با یه اثر خاص و جدید در تئاتر رو به رو هستیم.‌‌‌‌‌.... با اثری سینمایی در تئاتر...‌ من همین الان این کار رو دیدم و منتظر شروع کار سگی در شب هستم.... ولی اثری غریب در تئاتر وادارم کرد که همین الان نظر بدم‌‌.‌‌‌.... باید ببینیم چی از تئاتر می خواهیم؟
اگر منتظر اثری فلسفی یا نصیحت گونه و یا منتظر پیام اخلاقی هستید این کار رو انتخاب نکنید‌‌‌‌‌....
اگر طرفدار کار جدید و فضای جدید هستید از دیدن این کار لذت ببرید...‌‌
اما داستان پرداخت نشده و معماهای حل نشده بلای کاره...‌
بازی ها عالی.‌‌‌... دکور بی نظیر..‌‌ ولی داستان یه کمی خوب پرداخت نشده....
به عنوان یه اثر که لذت ببرید خوبه...‌ ولی جا داشت برای پرداخت بیشتر....‌
نفر دوم از سمت چپم....‌ کاش حداقل وقتی نور بود موبایلت رو روشن می کردی
ممنون از حضور و پس از آن نقد و نظرتون محسن جان
۱۹ تیر
لطف داری علی آقای عزیز... ان شاالله همه کارهاتون درخشان باشه مثل همیشه...
۱۹ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش دروغ i
مگه میشه افشین هاشمی تو نمایشی باشه و اون کار ضعیف باشه..‌‌ محشره این آدم....
کلا کارهای زلر مفاهیم جامعه شناسی رو به نقد می کشه و درباره ارزش ها و ضد ارزش ها حرف می زنه..... تقریبا همشون ارزش دیدن داره ولی دروغ یه شاهکار جامعه شناسیه... اینکه دروغ خوبه یا بد....
موضوع کاملا جذاب که افشین هاشمی اون رو به بهترین شکلی بازی می کنه....
واقعا از تک تک لحظات نمایش لذت بردم...
کارهای زلر همشون ارزش دیدن داره و کاری که توش افشین هاشمی باشه هم خودش به تنهایی ارزش دیدن داره....
حالا فکر کنید این کار جفتش رو داره....
از دستش ندید.....
محسن
درباره نمایش بانوی آوازخوان i
یک اثر ضد جنگ ... کودکانی حاصل عشق و نفرت.... اثر در خور توجه از نویسنده لبنانی_ کانادایی و کارگردانی استاد کوشک جلالی.‌‌‌...
شروعی دلنشین و پایانی به شدت تلخ.....
بعد از مدت ها کاری دیدم که لایق امتیاز ۵ باشه.... البته با کمی تخفیف....
بازی های خوب و استاندارد.... نمایشنامه درست... داستان کامل..... پرداخت خوب...
نمایش تا میانه داستان کمی خسته کننده اس..‌. ولی ناگهان توفان آغاز میشه و تنفر از جنگ... و نفرت عمیق از موجودی به نام انسان......
ببینید.... اولش رو تحمل کنید تا از دردی عمیق لذت ببرید.....
ولی باز هم فروش بلیط از سایت محترم کار دست نمایشی خوب داده.... محمد عزیز ( آقای سوبژه) واقعا باید یه فکری برای سایت محترم بکنیم
ای کاش این سایت محترم دست از سر این تیاتر بر میرداشت و سرش را با برگزاری کنسرت گرم میکرد.
۱۲ تیر
واقعا همین طوره... آخه ولنجک نشینان محترم که بلند نمی شن بیان چهارراه دانشجو که.... همون بلیط کنسرتت رو بفروش داداش من
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش جنایات و مکافات i
دیدن تن شوری رضا ثروتی حلاوتی داشت که منو به سمت دیدن اقتباس ایشون از جنایت و مکافات سوق داد....
اجرایی با قیمت لاکچری ۱۶۰ هزار تومانی و تایم ۲ ساعت و نیم....
از همون لحظه ورود شروع بدون تاخیر و دکور خاص کمی حس رضایت رو در وجودم ارضا کرد... بازی فوق العاده بابک حمیدیان حس شروع خوب رو برام به ارمغان اورد..‌ پیام دهکردی هم خوب بود و قابل قبول.. اما کم کم از نوع کارهای رضا ثروتی فاصله می گیریم و به یک‌نمایش تجاری نزدیک می شیم....
بازی آتیلا پسیانی که هنوز هم تپق می زد توی دیالوگ ها.... طناز طباطبایی که نقشی داشت که حتی یه هنر جور هم می تونست ایفاش کنه و استاد سلطانی که از شاه لیر که آخرین اثرش بود و بی نظیر ایفای نقش کرده بود فاصله زیادی داست ولی باز قابل قبول بود ...
ولی باز هم اثر رصا ثروتی از بقیه کارهای تجاری بالاتره... هر چند شاید بهترین اثر اون نیست...
تبدیل ... دیدن ادامه » یک رمان کلاسیک با حجم بالای جزئیات به یک نمایش دو ساعت نیمه کار نشدنیه ولی این اثر نمایشی قابل قبول و استاندارد از کار در اومده...
البته از نمایشی با قیمت بالا و توانایی استفاده از دکور قوی و مناسب انتظاری جز این هم‌نمیره...
به هر حال میشه به داستان و نمایشنامه ی از نوع اقتباسیش ۵ به کارگردانی ۴ به بازی ها یه ۵ به بابک حمیدیان و ۳ به بقیه بازیگران داد....
در کل اگر قیمت.. امکانات... اسامی بازیگران و موضوع اثر رو کنار هم قرار بدیم میشه به کار ۴ داد...‌
توصیه ام برای کسایی که طاقت ۱۵۰ دقیقه نشستن و دیدن یه اثر کلاسیک رو دارن. اینه که ببینین این کار رو
ولی اگر منتظر دیدن یه کار شبیه الیور توئیست یا بینوایان هستید شاید این کار خسته تون کنه....
محسن
درباره نمایش آبی مایل به صورتی i
لطفا جوگیر نشوید.....

اینکه با ایده جذاب دگرجنسی با بازی های خوب رو به عالی رو به رو هستیم و اینکه توان بازیگرهامون در حدی هستند که می تونن نقش های خاص رو در بیارن دلیل نمیشه من قبول کنم کار خوبی رو داریم‌می بینیم...
زمان بسیار طولانی برای یک نمایش دیالوگ‌محور در سالنی گرم.... بسیار گرم.... خیلی خیلی بسیار گرم..... بر میزان کلافگی تماشاگر اضافه می کنه...
اینکه پرداختن به قشری خاص از جامعه لازمه شکی نیست... اینکه این قشر به شدت زیر ضربات مهلک جامعه سنتی و نادان ما هستند هم شکی توش نیست..‌. من خودم طرفدار شدید حمایت از این جامعه هستم....
اما...‌. واقعا این ایده ناب با یه نمایش روایت محور داستان گو با یه حجم بالای دیالوگ که صحنه رو به یه اتاق مشاوره و نمایش رو به یه مستند تلویزیونی تبدیل کرده چطور می خواد ادعا کنه یه تئاتر قابل اتکاست....
روایت کارگردان جوونی ... دیدن ادامه » که عصبیت و استرس خودش رو از دیر شروع شدن نمایش به حرفه ای ترین بازیگرش هم در ده دقیقه اول نمایش منتقل کرده و با دکور سرد و بی روحی که تماشاگر باید دو ساعت در سالن گرم اون رو به نظاره بنشینه....
حداقل اکت بر شدت یکنواختی اضافه می کنه... و نورپردازی و ضعف میزانسن....
یک شب خسته کننده که شیرینی موضوعی خاص رو برام خراب کرد.....
و باز هم مردمی هیجانی و موج سوار که جوگیر شده و سوار بر حس ترهم و روشنفکری نمایشی رو که ضعف پرداخت و دکور و سالن گرمش ایده و بازی خوبش رو حروم کرده رو شبیه یک نمایش خوب و ماندگار می پرستند و براش صف می کشند.... درست مثل انتخابات هامون....
من از ۵ به ایده ۴ به بازی ها ۴.۵ و به بقیه چیزها ۱ می دم.....
شرم آور هست که مسئول سالن بخاطر سود بیشتر خودش،ملت رو با گرما شکنجه میکنه
۱۰ تیر
دی وی دی که من دیدم مال سال نود و چهار هست اما سه سال قبلش هم اجرا شده بوده.
۱۱ تیر
بسیار عالی.... من اون نمایش رو ندیدم ( قاتلانه عامدانه عاشقانه) به هر حال از اگر من اشتباه می کنم خدا منو ببخشه... میشه نظرتون رو درباره دکور هم بگید؟
شلتر اولین اجرا رو سال 95 داد ولی می دونم که 4 سال آقای میری داشت تحقیق می کرد روی موضوع...

به هر حال شاید ... دیدن ادامه » جهت گیری من به خاطر شناختم از جامعه دگرجنسی های ایرانه...
۱۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش اتاق ورونیکا i
آیرا لوین رو همه مون با شاهکار رومن پولانسکی در اقتباس بچه رزماری می شناسیم. نمایشنامه نویس و نویسنده فقیدی که ترس رو از دنیای دراکولا و اجنه به دنیای واقعی آدمها وارد کرد....
به همه نشون داد موجودی که ترسناکه نه نامرئیه و نه دندونهای بزرگی داره...‌ اون قابل لمسه ... اون برای ارضای خودش ( خواه ارضای جنسی مثل پسر حرومزاده ورونیکا و خواه ارضای روحی مثل ورونیکا و خواه ارضای غرور و خود خواهی مثل پدر و مادر ورونیکا ) آدم می کشه و حتی ناراحت هم نمیشه و بعدش اگر گریه می کنه و درد بکشه نه برای قتل انجام شده است که برای تمایل به قتل بعدیه.....
لوین نشون میده آدمیزاد می تونه تا کجاها پیش بره.....

نمایش ورونیکا کاری پیچیده و چند لایه اس که منا رمضانی به خوبی از پسش بر اومده و بازی های استثنائی رامونا شاه که ورونیکایی رو به ما نشون میده که نمی دونیم ازش متنفر باشیم ... دیدن ادامه » یا همزاد پنداری کنیم باهاش.... نمی دونیم اون قربانی می گیره یا خودش قربانی شده.... و حمید رحیمی که کنرادی رو بازی می کنه که دلت براش می سوزه ولی ازش می ترسی....‌ خانم‌موسوی و افشین حسنلو هم که بهترین بودند....
بازی ها و داستان اونقدر جذابه که کمبودها در طول اجرا حس نمیشه ولی بعدش که بهش فکر می کنی می بینی واقعا جای بعضی چیزها خالیه....
من چون قبلش نظر محمد جان لهاک رو خونده بودم درباره موسیقی و نور؛ بهش دقت کردم و دیدم نمایشنامه ای با این حجم تعلیق واقعا جای نور و موسیقی چقدر توش خالیه ... ولی بعدش دیدم اونقدر متن و بازی ها قویه که من موزیک متن رو با تمام وجودم حس می کردم و ترس رو در لحظه مرگ می دیدم..... اما با جناب سوبژه کاملا موافقم. جای نور و موسیقی به شدت خالی بود....
برام جای تعجب داشت که سالن پر نشد.... واقعا حیف همه به دنبال اسم معروف هستند تا اجرای مناسب.....
امیدوارم درخت تئاتر درست رشد کنه و شاخ و برگ اضافه اش که داره روز به روز زیادتر میشه باعث نشه تنه درخت ضعیف بشه....
و در اخر.... بابا یه قفل راحت تر بذارید اون وسط نگرانی من همش از این بود که اگر این قفل ها بسته بشه و کلیدش نباشه داستان چی میشه....
محسن خان
با بسیار از گفته هات هم عقیده ام با یه بخشش مشکل دارم
((اسم معروف هستند تا اجرای مناسب))
اسامی معروف شناخته شده هستند حداقل در دنیای تئاتر
علت خالی بودن سالن انتخاب سایت فروش هستش
مخاطب پفکی از اسپیناس پالاس نمیاد حافظ
اتاق ورونیکا ببینه
۰۶ تیر
البته در متن اصلی در نهایت مشخص میشه دکتر پسر ورنیکا هستش و همچنین مشخص میشه فقط میتونه با اجساد رابطه برقرار کنه. اما در این نمایش کارکتر پسر کاملا رها هستش. ضمنا میزانسن ها خیلی عجیب داده شده بودن. چند دفعه بازیگری که جلوی صحنه بود پشتش رو به تماشاچی ... دیدن ادامه » میکرد اونم مدت زیاد و رو به بازیگری میکرد که اون هم پشتش به صحنه بود . و همچنین این کار به هیچ وجه ژانر وحشت یا گوتیک نبود. در صورتی که میتونست بی نهایت فضاهای تعلیق و ترس ایجاد کند
۰۶ تیر
ضعف های کار رو قبول دارم ولی نمیشه از بازی خوب رامونا شاه و حمید رحیمی گذشت... تو نمایش به اینکه دکتر پسر ورونیکاست در حد گذرا اشاره میشه... و به اینکه با مرده ها رابطه برقرار میکنه... شما سانسور و ممیزی رو هم در نظر بگیر که مجبور می کنه خیلی جاهای نمایش اصلی ... دیدن ادامه » رو کمرنگ یا حذف بکنن... این اتفاق توی خانه آلبا هم افتاده بود به خاطر قبح خودکشی ممیزی گروه دکتر رفیعی رو مجبور کرده بود که در انتهای داستان ادلا توسط خواهرش کشته بشه درحالی که در داستان اصلی اون خودکشی می کنه.....
اینجا هم همون اتفاق افتاده بود و خیلی شدید می شد جای قیچی ممیزی رو روی اثر حس کرد
خلاصه ما هر چی می کشیم از سانسور و اداره ممیزی تئاتره
۰۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش چند سی سی حادثه i
من دیشب این نمایش رو دیدم. راستش دقیقا روی یه خط مرزی بین خوب بودن و بد بودن نمایش گیر کردم...

اول از همه یه دعا می کنم همه آمین بگید... خدا نسل تماشاگرهای تئاتری که تو سالن خش خش می کنن چیپس و خوراکی می خورن و یهو موبایلشونم زنگ میزنه رو از تو تمام سالن های نمایش برداره و پاک کنه... واقعا نمی فهمم چرا بعضی ها بویی از شعور نبردن؟ انگار اومدن مهمونی.... بلند بگید آمین ....

دوم با یه نمایش روبه روییم که یه جمع خوب از بازیگر های جوون رو کنار خودش داره... بازیگرهایی که تمام سعیشون رو می کنن به استاندارد نزدیک بشن این قابل ستایشه... من به بازی بازیگرها از 5 می تونم 4.25 بدم.. واقعا تمام تلاشون رو می کنن. ولی هنوز تپق میزنن هنوز توی میزانسن مشکل دارن. هنوز جیغ میزنن..... ولی خدایی از حق نگذریم تمام تلاششون رو می کنن...
سوم نمایش نامه..... داستان و ایده عالیه... شروع کند ... دیدن ادامه » و گیج کننده ای داره تا نیمه داستان واقعا احساس می کنی نمایش ضعیفه ولی کم کم سر و شکل می گیره و بهتر میشه... استفاده از نریشن و راوی برای نمایش یه کم زیاده روی شده است... میشه کمترش کرد.... نیمه دوم داستان کم کم همه چی بهتر میشه... ولی واقعا آدم احساس میکنه بعضی چیزها توی داستان اضافه اس... مثل اون قسمت مترو و فرمون..... یا استفاده زیاد از مرده شور....
یه نکته فوق العاده خوب از دید من... من احساس می کردم جناب رضا خان زنده جاه فقط کارگردانه ولی وقتی فهمیدم نویسنده اثر هم هست و اینقدر خوب تونسته احساسات زنونه رو تو نمایشش پرورش بده بهش یه آفرین دیگه هم گفتم..
دیالوگ ها خیلی قشنگه ولی خیلی کلیشه ایه... من یاد کتاب قهوه سرد آقای نویسنده افتادم.. یه داستان ساده بود با کلی جمله خوب.. انگار یکی گشته جمله های خوب رو جمع کرده بود و بعد کتابش کرده بود تهش یه چاشنی داستانم بهش زده بود... اینجا هم با کلی دیالوگ قشنگ روبه رو هستیم که همشون خوبن ولی انگار یکی داره جمله های خوب داستان رو کنار هم براتون می خونه...
کلا به داستان و نمایشنامه 3 میدم
کارگردانی و صحنه گردانی واقعا خوبه... استاندارد تئاتر رو داره و سعی شده یه نمایش واقعی تئاتر باشه نه یه نمایش تلویزیونی ( این اصطلاح منه برای نمایش هایی که برای جذب مخاطب سعی می کنن نمایششون رو به یه فیلم نزدیک کنن که مخاطب کمتر از مغزش استفاده کنه و درواقع لقمه رو می جوند و دهن مخاطب می ذارن) این نمایش واقعا احتیاج به فکر داره برای مخاطب... مخاطب باید تمرکز کنه.. فکر کنه... خیال کنه.... قوه ادراکش رو به کار بندازه.... این یه استاندارده برای نمایش که این اثر داره... واقعا تو این زمینه تبریک می گم به گروه نمایش..... امتیاز 4.75
همه این ها رو گفتم.... ولی یه اصل مهم وجود داره که باید بگم... نمایشی خوبه که وقتی میای بیرون تا یه مدتی ذهنت رو مشغول کنه... این نمایش به همه نکات خوب و بدش این نکته رو داشت... ذهنت درگیرش می شد... اگر این رو یه اصل بدونیم. می شه بهش اتکا کنیم و بگیم می ارزه ببینیدش....

در کل به همه بازیگر های جوون کار و به همه عوامل اجرایی که واقعا زحمت کشیده بودن و واقعا یه کار در حد استاندارد ارائه کرده بودن خسته نباشید می گم....

فقط یه سوال... غزال برای چی می خواست فرار کنه؟
درود بر شما، خیلی خوب نوشتید.
۰۵ تیر
ارادت دارم فرزاد خان عزیز....
۰۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن
درباره نمایش قصه ظهر جمعه i
امیدوارم از نظرم ناراحت نشید....
معمولا خیلی کم‌پیش میاد نظرم‌منفی باشه به اثری... اما خب پیش میاد.
اول خوبی هاشو بگم... فضاسازی دهه ی شصت رو بی نظیر در اورده بودن... کاملا به جزئیات فکر شده بود.... تیپ سازی ها و گریم ها عالی بود...‌ بازی ها هم کاملا استاندارد بود...
نکات منفیش.‌‌.. پرداختن بیش از حد به فضاسازی و تیپ سازی باعث شده بود داستان اصلی به حاشیه بره... هر چند اصل داستان اصلی اصلا طوری پرداخت نشده بود که بتونه بار درام داستان رو بر دوش بگیره و اصطلاحا کشش لازم رو برای همراه کردن مخاطب ایجاد کنه....
دیالوگ های شلوغ و درهم تنیده برای ایجاد فضای عروسی و آشفتگی اون دوره و این خانواده ایده خوبی بود... ولی استفاده بیش از حد و در زمان نادرست باعث شده بود تماشاگر خسته بشه..‌‌
از تمام اینها بگذریم واقعا نمایش می خواست چی بگه؟ مذمت دروغ؟ تقبیه ازدواج اجباری؟ ... دیدن ادامه » آشفتگی خانواده سنتی؟ یا فقط می خواسته با استفاده از فضا سازی دهه شصت دلبری کنه از مخاطبش؟
اگر برای سرگرمی و گذران وقت تون می خواهید یه نمایش در حد نمایش های کمدی ولی کمی بالاتر ببینید انتخاب بدی نیست ... ولی اگر قصدتون دیدن یه تئاتر استاندارد هست به نظرم انتخاب های بهتری هم هست.....
محسن
درباره نمایش آپارتمان i
دوستان همین الان از اجرای نمایش برگشتم....
اول بگم فصای صمیمی و کوچک عمارت نوفل لوشاتو رو خیلی دوست دارم. بی تکلف... ساده... عین خونه مادربزرگ....
تیاتر های این مجموعه هم معمولا خیلی ساده و بی تکلف هستند. انگار داری با رفیقت تو یه کوچه وقتی پیاده میری سمت خونه ؛گپ می زنی.‌‌...
آپ آرت مان هم دقیقا همین سادگی و بی تکلفی رو داشت.‌‌..‌ داستان سرراست... دیالوگ های روان... بازی های صمیمی و بی تکلف... دکور ساده ولی موثر.... لذت یه شب گرم تابستونی رو حسابی به دل آدم می نشست
اما اگر بخوام دقیق بگم... داستان شروع داشت پایان هم داشت حتی ساختار هم داشت اما پرداخت نشده بود... به قولی دم نیومده بود اخرش نمی گفتی خب که چی ولی نکته اخلاقی هم دستت رو نمی گرفت...
کارگردانی و بازی ها خوب و در بعضی نقش ها عالی بودن.....
دکور کافی بود ولی تکمیل نبود....
در کل به نطرم ۳/۷۵ نمره این کاره...
فردا ... دیدن ادامه » شب شب آخرشه ولی اگر دو دل هستید که برید یا نرید...‌ به هوای یه شب که بی خیال دنیا باشید؛ می ارزه که ببینید این کار رو....
سپاس از محبت و حضور شما
۰۳ تیر
ارادت ویژه دارم آقای ایمانیان عزیز
۰۳ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید